قرآن، عقلانیت و پرسش گری
پرسشهای پیروان ادیان و کفار از پیامبر
از پیامبر پرسشهای بسیاری می شود که به پاره ای از آنها در آیات قرآن اشاره شده است:
۱٫ پرسش در باره رستاخیز:
«یسال ایان یوم القیامه. فاذا برق البصر. و خسف القمر. و جمع الشمس و القمر. یقول الانسان یومئذ این المفر. کلا لاوزر. الی ربک یومئذ المستقر. ینبا الانسان یومئذ بما قدم و اخر…» (1) از این رو می پرسد قیامت کی خواهد بود؟ بگو در آن هنگام که چشمها از شدت وحشت به گردش درآید. و ماه بی نور گردد. و خورشید و ماه جمع شوند. آن هنگام انسان گوید راه فرار کجاست؟ هرگز چنین نیست؛ پناهگاهی وجود ندارد. آن هنگام قرارگاه نهایی تنها به سوی پروردگار توست. و در آن روز انسان را از تمام کارهایی که از پیش یا پس فرستاده آگاه می کنند… «یسالک الناس عن الساعه قل انما علمها عندالله و ما یدریک لعل الساعه تکون قریباً.» (2) مردم از تو در باره رستاخیز می پرسند. بگو علم آن فقط نزد خداست و چه می دانی شاید رستاخیز نزدیک باشد. «یسالونک عن الساعه ایان مرساها قل انما علمها عند ربی لا یجلیها لوقتها الا هو ثقلت فی السماوات و الارض لا تاتیکم الا بغته.» (3) از تو در باره ی قیامت می پرسند. وقوع آن چه وقت است؟ بگو علم آن تنها نزدپروردگار من است جز او [هیچ کس] آن را به موقع خود آشکار نمی گرداند [این حادثه] بر آسمانها و زمین گران است جز ناگهان به شما نمی رسد. «یسالونک عن الساعه ایان مرساها. فیم انت من ذکراها. الی ربک منتهاها. انما انت منذر من یخشاها. کانهم یوم یرونها لم یلبثوا الا عشیه او ضحاها.» (4) در باره ی رستاخیز از تو می پرسند که فرارسیدنش چه وقت است. تو را چه به گفت و گو در آن. علم آن با پروردگار توست. تو فقط کسی را که از آن می ترسد، هشدار میدهی. روزی که آن را می بینند، گویی که آنان جز شبی یا روزی درنگ نکرده اند. «عم یتساءلون. عن النبا العظیم. الذی هم فیه مختلفون. کلا سیعلمون. ثم کلا سیعلمون.» (5) در باره چه چیز از یکدیگر می پرسند؟ از آن خبر بزرگ که در باره ی آن با هم اختلاف دارند. نه چنان است، به زودی خواهند دانست. باز هم نه چنان است، به زودی خواهند دانست.
۲٫ پرسش از آگاهی پیامبر به روز رستاخیز:
«یسالونک کانک حفی عنها قل انما علمها عندالله و لکن اکثرالناس لا یعلمون.» (6) از تو می پرسند گویا تو از [زمان وقوع] آن آگاهی. بگو علم آن تنها نزد خداست، ولی بیشتر مردم نمی دانند.
۳٫ پرسش در باره هلال:
«یسالونک عن الاهله قل هی مواقیت للناس و الحج و لیس البر بأن تاتوا البیوت من ظهورها و لکن البر من اتقی و اتوا البیوت من ابوابها و اتقوا الله لعکم تفلحون.» (7) در باره ی هلال ها از تو می پرسند. بگو آنها گاه شماری برای مردم و حج اند. و نیکی نیست که از پشت خانه ها درآیید؛ بلکه نیکی آن است که کسی تقوا پیشه کند و به خانه ها از در آنها درآیید. و از خدا بترسید؛ باشد که رستکار گردید.
۴٫ پرسش از جنگ در ماه های حرام:
«یسالونک عن الشهر الحرام قتال فیه قل قتال فیه کبیر و صد عن سبیل الله و کفر به والمسجد الحرام و اخراج اهله منه اکبر عندالله و الفتنه اکبر من القتل و لا یزالون یقاتلونکم حتی یردوکم عن دینکم ان استطاعوا و من یرتدد منکم عن دینه فیمت و هو کافر فاؤلئک حبطت اعمالهم فی الدنیا و الاخره و اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون.» (8) از تو در باره ماهی که کارزار در آن حرام است می پرسند. بگو کارزار در آن گناهی بزرگ و بازداشتن از راه خدا و کفر ورزیدن به او و باز داشتن از مسجدالحرام [=حج] و بیرون راندن اهل آن از آن جا نزد خدا [گناهی] بزرگتر و فتنه [=شرک] از کشتار بزرگ تر است و آنان پیوند با شما می جنگند تا اگر بتوانند شما را از دین تان برگردانند و کسانی از شما که از دین خود برگردند و در حال کفر بمیرند آنان کردارهای شان در دنیا و آخرت تباه می شود و ایشان اهل آتش اند و در آن ماندگار خواهندبود.
۵٫ پرسش در باره انفاق:
«یسالونک ماذا ینفقون قل ما انفقتم من خیر فللوالدین والاقربین و الیتامی و المساکین و ابن السبیل و ما تفعلوا من خیر فان الله به علیم.» (9) از تو می پرسند چه چیزی انفاق کنند [و به چه کسی بدهند] بگو: هر مالی انفاق کنید به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مسکینان و به در راه مانده تعلق دارد و هرگونه نیکی کنید، البته خدا به آن داناست. «و یسالونک ماذا ینفقون قل العفو کذلک یبین الله لکم الایات لعلکم تتفکرون. فی الدنیا و الاخره.» (10) و از تو می پرسند: چه چیزی انفاق کنند. بگو: مازاد [بر نیازمندی خود] را این گونه خداوند آیات [خود را] برای شما روشن می گرداند باشد که در [کار] دنیا و آخرت بیندیشید.
۶٫ پرسش از انفال:
«یسالونک عن الانفال قل الانفال لله و الرسول فاتقوا الله و اصلحوا ذات بینکم و اطیعوا الله و رسوله ان کنتم مؤمنین.» (11) [ای پیامبر] از تو در باره غنایم جنگی می پرسند. بگو: غنایم جنگی اختصاص به خدا و فرستاده [او] دارد پس از خدا پروا دارید و با یکدگیر سازش نمایید و اگر ایمان دارید از خدا و پیامبرش اطاعت کنید.
۷و۸٫ پرسش از مشروب و قمار:
«یسالونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما و یسالونک ماذا ینفقون قل العفو کذلک یبین الله لکم الآیات لعلکم تتفکرون. فی الدنیا و الاخره.» (12) در باره شراب و قمار از تو می پرسند بگو در آن دو گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم است و[لی] گناهشان از سودشان بزرگتر است.
۹٫ پرسش در باره یتیمان :
«و یسالونک عن الیتامی قل اصلاح لهم خیر و ان تخالطوهم فاخوانکم والله یعلم المفسد من المصلح و لو شاء لاعنتکم ان الله عزیز حکیم.» (13) در باره یتیمان از تو می پرسند. بگو: به صلاح آنان کار کردن بهتر است و اگر با آنان همزیستی کنید برادران [دینی] شما هستند و خدا تباهکار را از درستکار باز می شناسد و اگر خدا می خواست [در این باره] شما را به دشورای می انداخت آری خداوند توانا و حکیم است.
۱۰٫ پرسش از قاعدگی زنان:
«و یسالونک عن المحیض قل هو اذی فاعتزلوا النساء فی المحیض و لا تقربوهن حتی یطهرن فاذا تطهّرن فاتوهن من حیث امرکم الله ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین.» (14) از تو در باره عادت ماهانه [زنان] می پرسند. بگو: آن رنجی است پس هنگام عادت ماهانه از [آمیزش با] زنان کناره گیری کنید و به آنان نزدیک نشوید، تا پاک شوند پس چون پاک شدند از همان جا که خدا به شما فرمان داده است، با آنان آمیزش کنید خداوند توبه کاران و پاکیزگان را دوست می دارد.
۱۱٫ پرسش از روح :
«و یسالونک عن الروح قل الروح من امر بی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلاً.» (15) در باره روح از تو می پرسند بگو روح از [سنخ] فرمان پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی داده نشده است.
۱۲٫ پرسش در باره ذی القرنین:
«و یسالونک عن ذی القرنین قل ساتلو علیکم منه ذکرا.» (16) از تو درباره ذوالقرینین می پرسند بگو به زودی چیزی از او برای شما خواهم خواند.
۱۳٫ پرسش در باره کوه ها:
«و یسالونک عن الجبال فقل ینسفها ربی نسفا.» (17) از تو در باره کوه ها می پرسند بگو پروردگارم آنها را [در قیامت] ریزریز خواهد ساخت.
۱۴٫ پرسش در باره چیزهای حلال:
«یسالونک ماذا احل لهم قل احل لکم اطیبات و ما علمتم من الجوارح مکلبین تعلمونهن مما علمکم الله فکلوا مما امسکن علیکم واذکروا اسم الله علیه و اتقوا الله ان الله سریع الحساب.» (18) از تو می پرسند چه چیزی برای آنان حلال شده است بگو چیزهای پاکیزه برای شما حلال گردیده و [نیز صید] حیوانات شکارگر که شما به عنوان مربیان سگهای شکاری از آن چه خدایتان آموخته به آنها تعلیم داده اید[برای شما حلال شده است] پس از آن چه آنها برای شما گرفته و نگاه داشته اند بخورید و نام خدا را برآن ببرید و پروای خدا بدارید که خدا زودشمار است. آن چه بیان گردید پرسشهایی بود که مردم از پیامبر داشتند که در قرآن به آنها پرداخته شده و به گونه ای پاسخ آنها آمده است. در بسیاری از آیات، پرسشهایی آمده که طراح آن پرسشها خداوند متعال است. به مواردی از آن اشاره می شود.
پرسشهای خداوند
پرسش از همه آفریده ها:
«یا معشرالجن و الانس الم یاتکم رسل منکم یقصون علیکم آیاتی و ینذرونکم لقاء یومکم هذا قالوا شهدنا علی انفسنا و غرتهم الحیاه الدنیا و شهدوا و علی انفسهم انهم کانوا کافرین.» (19) ای گروه جن و انس آیا از میان شما فرستادگانی برای شما نیامدند که آیات مرا بر شما بخوانند و از دیدار این روزتان به شما هشدار دهند. گفتند: ما به زیان خود گواهی دهیم [که آری آمدند] و زندگی دنیا فریب شان داد و بر ضد خود گواهی دادند که آنان کافر بوده اند.
پرسش از خویشاندی با خداوند:
«و قالت الیهود و النصاری نحن ابناءالله و احباؤه قل فلم یعذبکم بذنوبکم بل انتم بشر ممن خلق یغفر لمن یشاء و یعذب من یشاء ولله ملک السماوات و الارض و ما بینهما و الیه المصیر.» (20) و یهودان و ترسایان گفتند ما پسران خدا و دوستان او هستیم. بگو: پس چرا شما را به [کیفر] گناهان تان عذاب می کند، بلکه شما [هم] بشرید از جمله کسانی که آفریده است هر که را بخواهد می آمرزد و هر که را بخواهد عذاب می کند و فرمانروایی آسمانها و زمین و آن چه میان آن دو می باشد ازآن خداست و بازگشت [همه] به سوی اوست.
پرسش از نزدیک بودن خداوند:
«و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان فلیستجیبو الی و لیؤمنوا بی لعلهم یرشدون.» (21) هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند[بگو] من نزدیکم و دعای دعا کننده را به هنگامی که مرا بخواند اجابت می کنم پس [آنان] باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند باشد که راه یابند.
پرسش از دانایی الهی:
«اولا یعلمون ان الله یعلم ما یسرون و ما یعلنون.» (22) آیا نمی دانند که خداوند آن چه را پوشیده می دارند و آن چه را آشکار می کنند می داند. «قل أأنتم أعلم أم الله و من أظلم ممن کتم شهاده عنده من الله و ما الله بغافل عما تعملون.» (23) بگو آیا شما بهتر می دانید یا خدا و کیست ستمکارتر از آن کس که شهادتی از خدا را در نزد خویش پوشیده دارد و خدا از آن چه می کنید غافل نیست. «الم یعلموا ان الله یعلم سرهم و نجواهم و ان الله علام الغیوب.» (24) آیا ندانسته اند که خدا راز آنان و نجوای ایشان را می داند و خدا دانای رازهای نهانی است.
پرسش از مهربانی الهی:
«الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبه عن عباده و یاخذ الصدقات و ان الله هو التواب الرحیم.» (25) آیا ندانسته اند که خدا خود بازگشت بندگان خویش را پذیرد و دهشها را ستاند و این که خدا آن بازآینده ی مهربان است.
پرسش از بینایی الهی:
«الم یعلم بان الله یری.» (26) مگر ندانسته که خدا می بیند. «ایحسب ان لم یره احد.» (27) آیا پندارد که هیچ کس او را ندیده است.
پرسش از توانایی الهی:
«ایحسب ان لن یقدر علیه احد.» (28) آیا پندارد که هیچ کس هرگز براو دست نتواند یافت. «الم نجعل له عینین. و لسانا و شفتین. و هدیناه النجدین.» (29) آیا دو چشمش نداده ایم؟ و زبانی و دو لب؟ و هردو راه [خیر و شر] را بدو نمودیم؟ «الفجر. ولیال عشر. الشفع و الوتر. واللیل اذا یسر. هل فی ذلک قسم لذی حجر.» (30) سوگند به سپیده دم. و به شبهای دهگانه. و به جفت و تاق. و به شب وقتی سپری شود. آیا در این برای خردمند [نیاز به] سوگندی [دیگر] است. «افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت. و الی السّماء کیف رفعت. و الی الجبال کیف نصبت. و الی الارض کیف سطحت.» (31) آیا به شتر نمی نگرند که چگونه آفریده شده. و به آسمان که چگونه بر افراشته شده. و به کوه ها که چگونه برپا داشته شده. و به زمین که چگونه گسترده شده است. «قبل الانسان ما اکفره. من ای شیء خلقه. من نطفه خلقه فقدره.» (32) کشته باد انسان چه ناسپاس است. او را از چه چیز آفریده است. از نطفه ای خلقش کرد و اندازه مقررش بخشید. «اانتم اشد خلقا ام السماء بناها. رفع سمکها فسواها. و اغطش لیلها و اخرج ضحاها. والأرض بعد ذلک دحاها. اخرج منها ماءها و مرعاها. والجبال ارساها. متاعاً لکم و لانعامکم.» (33) آیا آفرینیش شما دشوارتر است یا آسمانی که [او] آن را برپا کرده است. سقفش را برافراشت و آن را [به اندازه معین] درست کرد. و شبش را تیره و روزش را آشکار گردانید. و پس از آن زمین را با غلتانیدن گسترد. آبش و چراگاه اش را از آن بیرون آورد. و کوه ها را لنگر آن گردانید.[تاوسیله] استفاده برای شما و دامهایتان باشد. «الم نجعل الارض مهادا. و الجبال اوتادا. و خلقناکم ازواجا. و جعلنا نومکم سباتا. و جعلنا اللیل لباسا. و جعلنا النهار معاشا. و بنینا فوقکم سبعا شدادا. و جعلنا سراجا و هاجا…» (34) آیا زمین را گهواره ای نگردانیدیم. کوه ها را [چون] میخهایی [نگذاشتیم]. شما را جفت آفریم. خواب شما را [مایه] آسایش گردانیدیم. شب را [برای شما] پوششی قرار دادیم. و روز را [برای] معاش [شما] نهادیم. و بر فراز شما هفت[آسمان] استوار بنا کردیم. و چراغی فروزان گذاردیم… «کیف تکفرون بالله و کنتم امواتا فأحیا کم ثم یمیتکم ثم یحییکم ثم الیه ترجعون.» (35) چگونه خدا را منکرید با آن که مردگانی بودید و شما را زنده کرد باز شما را می میراند[و] باز زنده می کند[و] آن گاه به سوی او بازگردانده می شوید. «الم تعلم ان الله له ملک السماوات و الارض و مالکم من دون الله من ولی ولا نصیر.» (36) مگرندانستی که فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداست و شما جز خدا سرور و یاوری ندارد. «من ذاالذی یقرض الله قرضا حسنا فیضاعفه له اضعافا کثیره و الله یقبض ویبسط و الیه ترجعون.» (37) کیست آن کس که به [بندگان] خدا وام نیکویی دهد تا [خدا] آن را برای او چند برابر بیفزاید و خداست که [در معیشت بندگان] تنگی و گشایش پدید می آورد و به سوی او باز گردانده می شوید. «افغیر دین الله یبغون وله اسلم من فی السماوات و الارض طوعا و کرها و الیه یرجعون.» (38) آیا جز دین خدا را می جویند با آن که هر که در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه سربه فرمان او نهاده است و به سوی او بازگردانیده می شوید. «الم تر الی الذین یزکون انفسهم بل الله یزکی من یشاء و لایظلمون فتیلا.» (39) آیا به کسانی که خویشتن را پاک می شمارند ننگریسته ای [چنین نیست] بلکه خداست که هر که را بخواهد پاک می گرداند و به قدر نخ روی هسته خرمایی ستم نمی بینند. «یا ایها الناس اذکروا نعمت الله علیکم هل من خالق غیرالله یرزقکم من السماء و الأرض لا اله الا هوفانی توفکون.» (40) ای مردم نعمت خدا را بر خود یاد کنید آیا غیر از خدا آفریدگاری است که شما را از آسمان و زمین روزی دهد؟ خدایی جز او نیست پس چگونه انحراف می یابید. «الم یروا کم اهلکنا من قبلم من قرن مکناهم فی الأرض ما لم نمکن لکم و ارسلنا السماء علیهم مدرارا و جعلنا الانهار تجری من تحتهم فاهلکناهم بذنوبهم و انشانا من بعدهم قرنا آخرین.» (41) آیا ندیده اند که پیش از آنان چه بسیار امتها را هلاک کردیم [امتهایی که] در زمین به آنان امکاناتی دادیم که برای شما آن امکانات را فراهم نکرده ایم و [بارانهای] آسمان را پی در پی بر آنان فرو فرستادیم و رودبارها از زیر [شهرهای آنان روان ساختیم پس ایشان را به [سزای] گناهان شان هلاک کردیم و پس از آنان نسلهای دیگری پدید آوردیم.
پرسش از تفاوت آگاهی و ناآگاهی:
«قل هل یستوی الاعمی والبصر؟» (42) بگو آیا نابینا و بینا برابرند؟ «هل تستوی الظلمات والنور» (43) آیا تاریکی ها و روشنایی برابرند؟ «مثل الفریقین کالاعمی و الاصم و البصیر و السمیع هل یستویان مثلا.» (44) مثل این دو گروه چون نابینا و کر [در مقایسه] با بینا و شنواست آیا در مثل یکسان اند پس آیا پند نمی گیرید. «قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین انما یتدکر اولوا الالباب.» (45) بگو آیا کسانی که می دانند و کسانی که نمی دانند یکسان اند تنها خردمندانند که پند پذیرند. «مثل الفریقین کالاعمی و الاصم و البصیر و السمیع هل یستویان مثلا افلا تذکرون.» (46) مثل این دو گروه چون نابنیا و کر [در مقایسه] با بینا و شنواست آیا در مثل یکسان اند پس آیا پند نمی گیرند.
پرسش از تفاوت مؤمنان با دیگران:
«امن هو قانت آناء اللیل ساجداً و قائماً یحذر الاخره و یرجو رحمه ربه.» (47) آیا چنین کسی بهتراست یا آن کسی که او را در طول شب در سجده و قیام و اطاعت [خدا] می کند [و] از آخرت می ترسد و رحمت پروردگارش را امید دارد.
پرسش از ناسازگاری گفتار و رفتار:
«اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم و انتم تتلون الکتاب افلا تعقلون.» (48) آیا مردم را به نیکی فرمان می دهید و خود را فراموش می کنید با این که شما کتاب [خدا] را می خوانید آیا [هیچ] نمی اندیشید.
پرسش از نابرابری کردارها:
«اجعلتم سقایه الحاج و عماره المسجدالحرام کمن آمن بالله والیوم الاخر و جاهد فی سبیل الله و لایستوون عندالله والله لا یهدی القوم الظالمین.» (49) آیا سیراب ساختن حاجیان و آباد کردن مسجدالحرام را همانند [کار] کسی پنداشته اید که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و در راه خدا جهاد می کند [نه این دو] نزد خدا یکسان نیستند و خدا بیدادگران را هدایت نخواهد کرد.
پرسش از نابرابری پارسایی و ستمگری:
«افمن اسس بنیانه علی تقوی من الله و رضوان خیرام من اسس بنیانه علی شفا جرف هار فانهار به فی نار جهنم و الله لایهدی القوم الظالمین.» (50) آیا کسی که بنیاد [کار] خود را بر پایه تقوا و خشنودی خدا نهاده بهتر است یا کسی که بنای خود را بر لب پرتگاهی مشرف به سقوط پی ریزی کرده و با آن در آتش دوزخ فرو می افتد و خدا گروه بیداگران را هدایت نمی کند.
پرسش از معاد آفریده ها:
«قل هل من شرکائکم من یبدا الخلق ثم یعیده قل الله یبدا الخلق ثم یعیده فانی توفکون.» (51) بگو آیا از شریکان شما کسی هست که آفرینش را آغاز کند و سپس آن را برگرداند. بگو خداست که آفرینش را آغاز می کند و باز آن را بر می گرداند پس چگونه [از حق] باز گردانیده می شوید.
پرسش از ستمگران:
«قل ارایتکم ان اتاکم عذاب الله بغته او جهره هل یهلک الا القوم الظالمون.» (52) بگو در نظر شما اگر عذاب خدا ناگهان یا آشکارا به شما برسد آیا جز گروه ستمگران [کسی] هلاک خواهد شد؟ «من اظلم ممن افتری علی الله کذبا او کذب بآیاته انه لایفلح الظالمون.» (53) کیست ستمکارتر از آن کسی که برخدا دروغ بسته، یا آیات او را تکذیب نموده، بی تردید ستمکاران رستگار نمی شوند.
پرسش از زنده به گوران:
«و اذا الموؤوده سئلت. بای دنب قتلت.» (54) پرسند چو زان دخترک زنده به گور. به کدامین گناه کشته شده است.
پرسش از بازدارندگان نماز:
«ارایت الذی ینهی. عبدا اذا صلی.» (55) آیا دیدی آن کسی را که باز می داشت؛ بنده ای را آن گاه که نماز می گزارد.
پرسش از پارسایان و راه یافتگان:
«ارایت ان کان علی الهدی. او امر بالتقوی.» (56) چه پنداری اگر او بر هدایت باشد؟ یا به پرهیزگاری وادارد [برای او بهتر نیست].
پرسش در باره کافران :
«ارایت ان کذب و تولی.» (57) آیا چه پنداری اگر تکذیب کند و روی برگرداند. «افتطمعون ان یؤمنوا لکم و قد کان فریق منهم یسمعون کلام الله ثم یحرفونه من بعد ما عقلوه و هم یعلمون.» (58) آیا طمع دارید که [اینان] به شما ایمان بیاورند با آن که گروهی از آنان سخنان خدا را می شنیدند سپس آن را بعد از فهمیدنش تحریف می کردند و خودشان هم می دانستند. «قل اتعبدون من دون الله ما لا یملک لکم ضرا و لا نفعا و الله هو السمیع العلیم.» (59) بگو آیا غیر از خدا چیزی را که اخیتار زیان و سود شما را ندارد می پرستید و حال آن که خداوند شنوای داناست.
پرسش از اهل ایمان:
«و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء والولدان الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیا واجعل لنا من لدنک نصیرا.» (60) و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمی جنگید، همانان که می گویند پروردگارا ما را از این شهری که مردمش ستم پیشه اند، بیرون ببر و از جانب خود برای ما سرپرستی قرار ده و از نزد خویش یاوری برای ما تعیین فرما. «الم تر الی الذین لیل لهم کفوا ایدیکم و اقیموا اصلاه و اتوا الزکاه فلما کتب علیهم القتال اذا فریق منهم یخشون الناس کخشیه الله او اشد خشیه و قالوا ربنا لم کتبت علینا القتال لولا اخرتنا الی اجل قریب قل متاع الدنیا قلیل والاخره خیر لمن اتقی و لاتظلمون فتیلا.» (61) آیا ندیدی کسانی را که به آنان گفته شد [فعلاً] دست [از جنگ] بدارید و نماز بر پا کنید و زکات بدهید و[لی] همین که کارزار بر آنان مقرر شد بناگاه گروهی از آنان از مردم [=مشرکان مکه] ترسیدند، مانند ترس از خدا یا ترسی سخت تر و گفتند: پروردگارا چرا بر ما کارزار مقرر داشتی، چرا ما را تا مدتی کوتاه مهلت ندادی. بگو: برخورداری [از این] دنیا اندک و برای کسی که تقوا پیشه کرده آخرت بهتر است و [درآن جا] به قدر نخ هسته ی خرمایی بر شما ستم نخواهد شد. «افلا یتدبرون القرآن و لوکان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا» (62) آیا در [معانی] قرآن نمی اندیشند اگر از جانب غیر خدا بود، قطعاً در آن اختلاف بسیاری می یافتند. «فما لکم فی المنافقین فئتین و الله ارکسهم بما کسبوا اتریدون ان تهدوا من اضل الله و من یضلل الله فلن تجد له سبیلا.» (63) شما را چه شده است که در باره منافقان دو دسته شده اید با این که خدا آنان را به [سزای] آن چه انجام داده اند سرنگون کرده است آیا می خواهید کسی را که خدا در گمراهی اش وانهاده است به را آورید و حال آن که هرکه را خدا در گمراهی اش وانهد، هرگز راهی برای [هدایت] او نخواهی یافت. «و من احسن دینا ممن اسلم وجهه لله و هو محسن و اتبع مله ابراهیم حنیفا و اتخذالله ابراهیم خلیلا.» (64) و دین چه کسی بهتر است از آن کسی که خود را تسلیم خدا کرده و نیکوکار است و از آیین ابراهیم حق گرا پیروی کرده است و خدا ابراهیم را دوست گرفت.
پرسش از پاداش اعمال:
«ایود احدکم ان تکون له جنه من نخیل و اعناب تجری من تحتها الانهار له فیها من کل الثمرات و اصابه الکبر وله ذریه ضعفاء فاصابها اعصار فیه نار فاحترقت کذلک یبین الله لکم الآیات لعلکم تتفکرون.» (65) آیا کسی از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد که زیر آنها نهرها روان است، و برای او در آن [باغ] از هرگونه میوه ای [فراهم] باشد، و در حالی که او را پیری رسیده و فرزندانی خردسال دارد، [ناگهان] گردبادی آتشین بر آن [باغ] زند و [باغ یکسر] بسوزد؟ این گونه، خداوند آیات [خود] را برای شما روشن می گرداند، باشد که شما بیندیشید. «قل اونبئکم بخیر من ذلکم للذین اتقوا عند ربهم جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها و ازواج مطهره و رضوان من الله و الله بصیر بالعباد.» (66) بگو آیا شما را به بهتر از اینها خبر دهم برای کسانی که تقوا پیشه کرده اند، نزد پروردگارشان باغهایی است که از زیر [درختان] آنها نهرها روان است در آن جاودانه بمانند و همسرانی پاکیزه و [نیز] خشنودی خدا [را دارند] و خداوند به [امور] بندگان [خود] بیناست. «ام حسبتم ان تدخلوا الجنهه و لما یعلم الله الذین جاهدوا منکم و یعلم الصابرین.» (67) آیا پنداشتید که داخل بهشت می شوید بی آن که خداوند جهادگران و شکیبایان شما را معلوم بدارد.
پرسش از قیامت:
«فلا اقتحم القبه. و ما ادراک ما العقبه. فک رقبه. او اطعام فی یوم ذی مسغبه.» (68) و تو چه دانی که آن گردنه [سخت] چیست؟ بنده ای را آزاد کردن. یا در روز گرسنگی طعام دادن. «الم ترکیف فعل ربک بعاد. ارم ذات العماد. التی لم یخلق مثلها فی البلاد.» (69) مگر ندانسته ای که پروردگارت با عاد چه کرد. با عمارات ستون دار ارم. که مانندش در شهرها ساخته نشده بود.
پرسش از برانگیخته شدن انسانها:
«الا یظن اولئک انهم مبعوثون. لیوم عظیم.» (70) مگر آنان گمان نمی دارند که برانگیخته خواهد شد. [در] روزی بزرگ.
پرسش از فرجام راه:
«فاین تذهبون.» (71) پس به کجا می روید. پرسش از ایمان التقاطی: «افتومنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض فما جزاء من یفعل ذلک منکم الا خزی فی الحیاه الدنیا و یوم القیامه یردون الی اشد العذاب و ما الله بغافل عما تعملون.» (72) آیا شما به پاره ای از کتاب [تورات ] ایمان می آورید و به پاره ای کفر می ورزید. پس جزای هر کس از شما که چنین کند جز خواری در زندگی دنیا چیزی نخواهد بود و روز رستاخیز ایشان را به سخت ترین عذابها باز برند و خداوند از آن چه می کنید غافل نیست. «الم تر الی الذین اوتوا نصیبا من الکتاب یومنون بالجبت و الطاغوت و یقولون للذین کفروا هؤلاء اهدی من الذین آمنوا سبیلا.» (73) آیا کسانی را که از کتاب [آسمانی] نصیبی یافته اند، ندیده ای که به جبت و طاغوت ایمان دارند و در باره کسانی که کفر ورزیده اند می گویند اینان از کسانی که ایمان آورده اند را یافته ترند. «الم تر الی الذین یرعمون انهم امنوا بما انزل الیک و ما انزل من قبلک یریدون ان یتحاکموا الی الطاغوت و قد امروا ان یکفروا به و یرید الشیطان ان یضلهم ضلالاً بعیدا.» (74) آیا ندیده ای کسانی را که می پندارند به آن چه به سوی تو نازل شده و [به] آن چه پیش از تو نازل گردیده ایمان آورده اند [با این همه] می خواهند داوری میان خود را به سوی طاغوت ببرند، با آن که قطعاً فرمان یافته اند که بدان کفر ورزند و[لی] شیطان می خواهد آنان را به گمراهی دوری دراندازد. «قل ای شیء اکبر شهاده قل الله شهید بینی و بینکم و اوحی الی هذا القران لانذرکم به و من بلغ ائنکم لتشهدون ان مع الله آلهه اخری قل لا اشهد قل انما هواله واحد اننی بریء مما تشرکون.» (75) بگو گواهی چه کسی از همه برتر است؟ بگو خدا میان من و شما گواه است و این قرآن به من وحی شده تا به وسیله آن شما و هر کس را [که این پیام به او] برسد هشدار دهم. آیا واقعاً شما گواهی می دهید که در جنب خدا خدایان دیگر است. بگو من گواهی نمی دهم. بگو: او تنها معبودی یگانه است و بی تردید من از آن چه شریک [او] قرار می دهید بیزارم. پرسش از اثر گذاری مرگ و قتل پیامبر در ایمان پیروان: «و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم و من ینقلب علی عقبیه فلن یضرالله شیئا و سیجزی الله الشاکرین.» (76) و محمد جز فرستاده ای که پیش از او [هم] پیامبرانی [آمده و] گذشتند نیست. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود از عقیده خود برمی گردید و هرکس از عقیده خود بازگردد. هرگز، هیچ زیانی به خدا نمی رساند و به زودی خداوند سپاسگزاران را پاداش می دهد.
پرسش از واپسگرایی:
«افحکم الجاهلیه یبغون و من احسن من الله حکما لقوم یوقنون.» (77) آیا خواستار حکم جاهلیت اند و برای مردمی که یقین دارند، داوری چه کسی از خدا بهتراست.
پی نوشت :
۱٫ قیامت ، ۶-۱۳٫ ۲٫ احزاب، ۶۳ ۳٫ اعراف، ۱۸۷ ۴٫ نارعات،۴۲-۴۶٫ ۵٫ نبأ،۱-۲٫ ۶٫ اعراف،۱۸۷ ۷٫ بقره، ۱۸۹ ۸٫ بقره، آیه ۲۱۷٫ ۹٫ بقره، آیه ۲۱۵٫ ۱۰٫ بقره، ۲۱۹ ۱۱٫ انفال، ۱ ۱۲٫ بقره، ۲۱۹٫ ۱۳٫ بقره، ۲۲۰٫ ۱۴٫ بقره، ۲۲۲ ۱۵٫ اسرا، ۸۵ ۱۶٫ کهف، ۸۳٫ ۱۷٫ طه،۱۰۵٫ ۱۸٫ مائده،۴ ۱۹٫ انعام،۱۳۰ ۲۰٫ مائده، ۱۸٫ ۲۱٫ بقره، ۱۸۶ ۲۲٫ بقره، ۷۷ ۲۳٫ بقره، ۱۴۰ ۲۴٫ توبه، ۷۸٫ ۲۵٫ توبه،۱۰۴ ۲۶٫ علق،۱۴ ۲۷٫ بلد، ۷٫ ۲۸٫ بلد،۵٫ ۲۹٫ بلد، ۸-۱۱ ۳۰٫ فجر،۵ ۳۱٫ غاشیه، ۱۷-۲۰٫ ۳۲٫ عبس،۱۸٫ ۳۳٫ نازعات،۲۷ ۳۴٫ نبأ،۶-۱۳ ۳۵٫ بقره، ۲۸٫ ۳۶٫ بقره،۱۰۷٫ ۳۷٫ بقره،۲۴۵ ۳۸٫آل عمران،۸۳٫ ۳۹٫ نسا،۴۹٫ ۴۰٫ فاطر،۳٫ ۴۱٫ انعام،۶ ۴۲٫ رعد،۱۶ ۴۳٫ رعد،۱۶٫ ۴۴٫ هود،۲۴٫ ۴۵٫ زمر،۹ ۴۶٫ هود،۲۴ ۴۷٫ زمر،۹٫ ۴۸٫ بقره،۴۴٫ ۴۹٫ توبه،۱۹ ۵۰٫ توبه،۱۰۹ ۵۱٫ یونس،۳۴٫ ۵۲٫ انعام،۴۷٫ ۵۳٫ انعام،۲۱ ۵۴٫ تکویر،۹ ۵۵٫ علق،۹و۱۰٫ ۵۶٫ علق،۱۱-۱۲٫ ۵۷٫علق، ۱۳ ۵۸٫بقره،۷۵ ۵۹٫ مائده،۷۶٫ ۶۰٫ نسا،۷۵٫ ۶۱٫ نسا،۷۷ ۶۲٫ نسا،۸۲ ۶۳٫ نسا،۸۸٫ ۶۴٫ نسا،۱۲۵٫ ۶۵٫ بقره،۲۶۶ ۶۶٫آل عمران،۱۵ ۶۷٫ آل عمران، ۱۴۲ ۶۸٫بلد،۱۲-۱۴٫ ۶۹٫ فجر، ۶٫ ۷۰٫ مطففین،۴و۵ ۷۱٫تکویر، ۲۶ ۷۲٫بقره،۸۵ ۷۳٫ نسا، ۵۱ ۷۴٫ نسا،۶۰ ۷۵٫ انعام، ۱۹ ۷۶٫آل عمران،۱۴۴ ۷۷٫ مائده،۵۰

















هیچ نظری وجود ندارد