روایات متعددى در مکتب اسلام و حتی در منابع معتبر اهل تسنن وجود دارد که فضایل و ویژگیهای منحصر به فرد امام علی(ع) را اثبات مینماید از آن جمله است روایتی که ثابت مىکند نگاه کردن به چهره نورانى امیرالمؤمنین علی(ع) عبادت است.
قال رَسُولَ الله (ص): «النَّظَرُ إِلَى وَجْهِ عَلِیٍّ عِبَادَهٌ».
این فضیلت، از فضائل بىنظیرحضرت علی(ع)به شمار مىرود و چنین روایتى در باره هیچ یک از اصحاب و حتی خلفاى سهگانه در کتابهاى اهل تسنن یافت نمىشود.
نه تنها در باره خلفا چنین روایتى نیست؛ بلکه حتى طبق آنچه بخارى نقل کرده است حضرت علی(ع) از بودن با عمر کراهت داشت و دوست نداشت که چهره او را ببیند: فَأَرْسَلَ إِلَى أَبِی بَکْر أَنِ ائْتِنَا، وَلاَ یَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَکَ، کَرَاهِیَهً لِمَحْضَرِ عُمَرَ.
على(ع) به دنبال ابوبکر فرستاد که نزد ما بیا؛ ولى هیچ کس با تو نباشد؛ زیرا از همنشینى با عمر کراهت داشت. (صحیح البخاری/ ج۵ ص ۸۳/ ح۴۲۴۰/ ۴۲۴۱/ کتاب المغازى/ ب ۳۸/ باب غَزْوَهُ خَیْبَر)
اثبات تواتر روایت
این روایت از هیجده نفر از اصحاب با سندهاى متعدد نقل شده است، گذشته از این که یکى از سندهاى آن توسط حاکم نیشابورى و همچنین شمس الدین ذهبى تصحیح شده، برخی دیگر از سندهای آن قطعا «حسن» هستند.
این تعداد سند از دیدگاه شیعه و اهل تسنن متواتر به شمار مىرود و روایت متواتر نیازى به اثبات صحت تک تک طرق ندارد؛ چنانچه البانى در این باره مىگوید:
ولا یشترط فی الحدیث المتواتر سلامه طرقه من الضعف، لأن ثبوته إنما هو بمجموعها، لا بالفرد منها:
در حدیث متواتر، سالم بودن طرق آن از ضعف، شرط نیست؛ چرا که اثبات روایت با نظر به مجموع طرق آن است، نه با نظر به تک تک طرق. (إرواء الغلیل فی تخریج أحادیث منار السبیل/ج۶ /ص ۹۵)
برخى از علماى اهل تسنن، تصریح کردهاند که این روایت، متواتر است. محمد بن جعفر کتانى در کتاب نظم المتناثر مىنویسد:
(ومنها) حدیث النظر إلى على عباده ورد من روایه أحد عشر صحابیا بعده طرق قال السیوطی فی التعقبات وتلک عده التواتر فی رأی جماعه. (نظم المتناثر من الحدیث المتواتر/ ج۱)
جلال الدین سیوطى، عالم نامدار اهل سنت، نیز تصریح کرده است که این روایت متواتر است. همچنین علامه مناوى در فیض القدیر ـ که شرحى است بر کتاب جامع الصغیر ـ بعد از نقل این روایت مىگوید:
وتعقبه المصنف و غیره بأنه ورد من روایه أحد عشر صحابیا بعده طرق وتلک عده التواتر عند قوم
مصنف (سیوطی) و دیگران به دنبال این روایت گفتهاند: این روایت از یازده نفر از اصحاب با طرق مختلف نقل شده است، و این تعداد از دیدگاه عدهاى متواتر محسوب مىشود. (فیض القدیر شرح الجامع الصغیر/ ج۶/ص۲۹۹)
على بن محمد کنانى نیز همین مطلب را آورده است:
وهذا الحدیث ورد من روایه أحد عشر صحابیا بعده طرق وتلک عده التواتر فى رأى قوم.
این حدیث از یازده نفر از اصحاب با طرق مختلف نقل شده است و این تعداد، از دیدگاه عدهاى متواتر محسوب مىشود. (تنزیه الشریعه المرفوعه عن الأخبار الشنیعه الموضوعه/ ج۱/ ص۳۸۳)
سیوطى و دیگران با دیدن یازده سند از اسناد آن، حکم به تواتر کردهاند؛ در حالى که این روایت از هیجده نفر از اصحاب با سندهاى متعدد نقل شده است؛ پس هیچ تردیدى در متواتر بودن آن نیست.
روایت اول: عبد الله بن مسعود (المعجم الکبیر/ ج۱۰/ ص۷۶، ح۱۰۰۰۶) (حدیث أبی القاسم الحلبی/ ص۱۴/ (الکتاب اللطیف لشرح مذاهب أهل السنه ومعرفه شرائع الدین والتمسک بالسنن/ ج۱/ص۱۵۵) (المستدرک علی الصحیحین/ج۳/ ص۱۵۲/ ح۴۶۸۲) (حلیه الأولیاء وطبقات الأصفیاء/ ج۵/ ص۵۸) (تاریخ مدینه دمشق وذکر فضلها وتسمیه من حلها من الأماثل/ج۴۲/ ص۳۵۰)
عمر بن شاهین بعد از نقل این روایت مىگوید: تَفَرَّدَ عَلِیٌّ بِهَذِهِ الْفَضِیلَهِ، لَمْ یَشْرَکْهُ فِیهَا أَحَدٌ.
تنها على بن أبى طالب(ع) این فضیلت را داشته و هیچ کس دیگر در آن شریک نیست. (شرح مذاهب أهل السنه ومعرفه شرائع الدین والتمسک بالسنن/ج۱/ ص۱۴۵)
ابونعیم اصفهانى نیز این فضیلت را از فضایل اختصاصى امیرالمومنین علی(ع) دانسته است، آن جا که مىگوید:
ذکر فضیله أخرى لأمیر المؤمنین علی رضی الله عنه، لم یشرکه فیها أحد. (فضائل الخلفاء الراشدین/ ج۱/ ص۶۶)
روایت دوم: ابوبکر عَنْ عَائِشَهَ، قَالَتْ: رَأَیْتُ أَبَا بَکْرٍ… یُکْثِرُ النَّظَرَ إِلَى وَجْهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ، فَقُلْتُ: یَا أَبَهِ إِنَّکَ لَتُکْثِرُ النَّظَرَ إِلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ، فَقَالَ لِی: یَا بُنَیَّهُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ(ص) یَقُولُ: «النَّظَرُ إِلَى وَجْهِ عَلِیٍّ عِبَادَهٌ».
از عائشه نقل شده است که گفت: دیدم که ابوبکر زیاد به چهره على بن أبى طالب(ع) نگاه مىکند، پس گفتم: اى پدر ! شما زیاد به چهره على بنأبى طالب نگاه مىکنى ! پس به من گفت: اى دخترم ! از رسول خد(ص) شندیم که مىگفت: نگاه کردن به چهره على(ع) عبادت است. (حدیث أبی القاسم الحلبی/ص۱۴/ ح۳۷/ ذخائر العقبى فی مناقب ذوی القربى/ ج۱/ ص۲۸۹)
روایت سوم: عمران بن حصین طریق اول: ابوسعید خدری از عمران بن حصین؛ حاکم نیشابورى بعد از نقل روایت مىگوید: هَذَا حَدِیثٌ صَحِیحُ الإِسْنَادِ، وَشَوَاهِدُهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ صَحِیحَهٌ (المستدرک علی الصحیحین/ ج۳/ص۱۵۲/ ح۴۶۸۱)
طریق دوم: طلیق بن محمد از جدش عمران بن حصین الطبرانی (المعجم الکبیر/ ج۱۸/ ص۱۰۹/ ح۲۰۷) (معرفه الصحابه/ ج۴/ ص۲۱۱۱/ ح۵۳۰۶)
طریق سوم: محمد بن موسى الحرشی از عمران بن حصین (مناقب أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب/ ص ۲۸۷/ ح۲۵۰)
همچنین این روایت از معاذ بن جبل، عایشه، جابر بن عبد الله ، واثله بن الأسقع، أبو هریره الدوسی، أنس بن مالک، ثوبان مولى رسول الله ، عثمان بن عفان، عبد الله بن عباس، أبو ذر الغفاری، عمر بن الخطاب، عمرو بن العاص، معاذه الغفاریه، أبو سعید الخدری، الإمام أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب(ع) در منابع معتبر اهل تسنّن روایت شده است که به خاطر رعایت اختصار از بررسی و نقل آنها خودداری شد.
کتاب وصف تو را آب هفت بحر کافی نیست که تر کنم سر انگشت و صفحه بشمارم

















هیچ نظری وجود ندارد