قم، درکلام معصومان (ع) قم ازعصرامامان معصوم(ع)مورد عنایت خاندان عصمت و طهارت بوده است و در روایات با تعابیر مختلف این سرزمین و ساکنان آن را تمجید کرده اند. علامه مجلسی (۱)با سند صحیحی از حسن بن علی بن بابویه(برادرشیخ صدوق)، نقل می کند:مردی خدمت امام صادق(ع) آمد و گفت: یا بن رسول الله! از شما مسئله ای می پرسم که پیش ازمن کسی نپرسیده است و پس از من هر کسی نمی پرسد.امام فرمود: تو می خواهی از محل برانگیخته شدن مردم از قبور و آمدن آنان به محشر سؤال کنی؟ آن مرد گفت: بله، یابن رسول الله !امام فرمود: همه مردم از بیت المقدس محشور می شوند، جز بقعه ای در زمین که آنجا را قم می گویند و حساب اهل آن را در قبرهای خود می کنند.آن شخص پرسید: این فضیلت مخصوص اهل قم است؟ امام فرمود: بله، مخصوص کسانی که در قم به گفته ها و اعتقاد ایشان (اهل بیت) قائل و معتقد باشند.سپس امام از پیامبر (ص)نقل فرمود که آن حضرت در هنگام عروج به آسمان ها، بقعه ای به نهایت سرسبزی و خرمی در منطقه جبل وپیرمرد به زانو درآمده ای در آن محل را دید و از جبرئیل درباره آن بقعه سؤالی کرد. جبرئیل گفت: آن بقعه را قم می گویند و دراین بقعه، شیعیان وصی تو علی، زندگی می کنند و آن پیر، شیطان است که می خواهد مردم را از وصی تو رویگردان سازد و به فسق و فجور بکشاند. رسول خدا به سوی او رفت و فرمود: «قم(برخیز)ای ملعون!… »(2)در منابع تاریخی اهل سنت آمده است: ابوموسی اشعری از امیرمؤمنان (ع) پرسید: هنگام بروز فتنه، مطمئن ترین محل روی زمین کجاست؟ اما در جواب فرمود: «در مناطق جبل خراسان و قم سالم ترین آنهاست». (3)امام صادق(ع)در زمان فتنه بنی عباس، از شیعیان خود خواست به سوی قم پناه ببرند و فرمود: «یاران و شیعیان ما، درقم هستند». (4)و در روایات متعددی از اهل بیت (ع) می خوانیم که : «قم، پناهگاه شیعیان و مأمن آنان است»، (۵)«قم، شهر ما و شهر شیعیان ما است»؛ (۶)«قم، حرم اهل بیت ما است»؛ (۷)«قم، کوفه صغیر است»؛ (۸)«اگر قم نبود، دین ضایع می گردید». (9)
دعبل خزاعی در قم ریاست شیوخ قم درآخر قرن دوم هجری، با یحیی بن عمران بود. درآن زمان دعبل خزاعی به حضور امام رضا(ع) در مرو تشرف یافت و قصیده تأئیه خود را در محضرآن حضرت خواند. درراه بازگشت به سوی قصبه طیب، با هدایایی که امام به او داده بود، وارد قم شد. (۱۰)اهل قلم با شنیدن ورود دعبل، گرد آمدند تا جویای حال امام رضا(ع)بشوند. یحیی از مردم خواست در مسجد اجتماع کنند تا دعبل از دیده ها و شنیده های خود درباره امام رضا (ع) سخن بگوید. وقتی مردم در مسجد گردآمدند، دعبل بر منبر نشست و از تشرف خود به محضر امام و از عطوفت آن حضرت به وی سخن گفت. دعبل واقعه ملاقات خود با امام را چنین شرح داد:وقتی قصیده ام به این بیت رسید که:
وقبرببغداد لنفس زکیهتضمنها الرحمن بالغرفات
امام فرمود: در ادامه آن، اضافه کن:
«وقبر بطوس یالها من مصیبهتوقد فی الاحشاء بالحرقات».
من پرسیدم: این قبر کیست؟ امام فرمود: آن قبر من است. من به گریه افتادم… امام با عطایای ارزشمند و اهدای پیراهن خود، مرا مورد لطف ویژه اش قرار داد.سخنان دعبل بدین ترتیب به پایان رسید. هدایای زیادی که از سوی قمیان برای او جمع آوری شده بود، به وسیله یحیی به وی تقدیم شد. مردم قم از دعبل خواستند که آن پیراهن را به آنان بفروشد. او که می خواست پیراهن امام را کف خود کند، از فروش آن امتناع ورزید. مردم آن قدر بر قیمت آن افزودند که تا پنجاه هزار درهم رسید، اما دعبل نپذیرفت. سرانجام مردم قم به هر صورتی که بود، در مقابل مبلغ کلانی به تکه ریزه های آن دست یافتند و آن را به عنوان تبرک برای خود نگهداشتند. (۱۱)
ورود حضرت معصومه (ع) به قم قم دراول قرن سوم هجری تقریباً یک سال پس از ورود امام رضا(ع) به این شهر(۱۲)پذیرای قدوم خواهرش حضرت فاطمه معصومه (ع)بود. قافله فاطمه معصومه (ع)در سال ۲۰۱ق. به قصد دیدار با امام رضا (ع) از مدینه به سوی خراسان حرکت کرد. این قافله به همراهی کاروانی که از مدینه به سوی خراسان در حرکت بود، به راه افتاد. هنگامی که قافله به نزدیک ساوه رسید، حضرت در خود احساس بیماری کرد. چون ساکنان ساوه همانند اصفهان و دیگر بلاد این منطقه درآن زمان سنی مذهب بودند، ایشان دوست داشت که به سوی قم برود و ازاین رو، همین که احساس بیماری کرد، فاصله آنجا تا قم را سؤال کرد. پاسخ دادند فاصله آن، ده فرسخ است. آن حضرت از خادمش خواست که او را به شهر قم برساند.دراین هنگام خبر تشریف فرمایی حضرت فاطمه معصومه (ع) به اهل قم رسید. موسی بن خزرج-یکی از فرزندان سعید بن عبدالله اشعری-شبانه به استقبال آن حضرت شتافت و مهار ناقه اش را گرفت و ایشان را به سوی خانه خویش برد. وی پس از هفده روز اقامت دراین شهر، براثر همان بیماری رحلت کرد و پیکر مطهرش در باغ «بابلان» که ملک موسی بن خزرج بود، به خاک سپرده شد. این باغ بزرگ پس ازدفن آن حضرت در این محل، به نام حضرت وقف اموات مسلمانان شد.ابتدا مزار منورش بر سقف حصیری که موسی بن خزرج درست کرده بود، باقی ماند. پس ازمدتی زینب، دختر امام جواد(ع)، قبه ای روی مرقد ساخت.خانه موسی بن خزرج که هفده روز محل اقامت فاطمه معصومه (ع) بود، پس از گذشت بیش از دوازده قرن، هنوز در سمت محراب حسینیه ای، به صورت آیینه کاری شده باقی است. این خانه تقریباً دوازده متری، امروزه در ۴۵ متری عمار یاسر، داخل کوچه ای واقع شده که در آن زمان مرکز شهر و محله اشعریان قم بوده و به محله و «میدان میر» معروف و تا امروز «بیت النور» زیارتگاه دوستداران اهل بیت (ع) است. (۱۳)
مهاجرت سادات به قم شیعیان قم با استقبال از سادات و پیروان اهل بیت (ع) و فراهم کردن آسایش آنان، از خاندان پیامبر حمایت کردند. قم از همان زمان استقرار اشعریان در این شهر، به ویژه از زمان حاکمیت آنان براین نواحی، مورد توجه پیروان ائمه (ع) بود و با وقوع مزار حضرت معصومه (ع) دراین شهر، این توجه بیش از پیش افزایش یافت. گویا همین امر در روی آوری شیعیان و به ویژه سادات و منسوبان اهل بیت به این منطقه، بسیار مؤثر بوده واین مهاجرت، از نیمه های قرن سوم هجری به طورگسترده افزایش یافت.در همین دوره، ساداتی از فرزندان ائمه (ع)(حسنی، حسینی، موسوی، رضوی)و همچنین از فرزندان محمد حنفیه، زیدبن علی، اسماعیل بن امام صادق، وارد قم شدند. جد سادات رضوی، برقعی، تقوی، نقوی، میرابوالفتحی، مبرقعی قم، و سادات رضوی همدان (معروف به کبابیان)، مشهد، یزد، کاشان و غیراینها، «موسی مبرقع» است.اولین کسی که ازسادات رضوی، در سال ۲۵۶ ق. از کوفه به قم آمد، ابوجعفر، موسی بن محمد بن علی بن موسی الرضا(ع) است. این همان شخصی بود که درحق او گفته اند: «یبرقع وجهه، صورتش می درخشد».این افراد را شناخته شده ترین سادات این منطقه دانسته اند. البته این مهاجرت ها که در طول چندین قرن به سوی قم ادامه یافت، تفصیل آنها در منابع مربوط ذکر شده است.بدین ترتیب«تربت قم» در مدت کوتاهی پس از ورود حضرت فاطمه معصومه (ع)، مضجع فرزندان ائمه و مدفن علما و سادات بلاد مختلف اسلامی گردید که وجود بالغ بر چهارصد مزار و مرقد مقدس دراین شهر به وضوح این واقعیت را ثابت می کند. (۱۴)
پیکار اهل قم با خلفای عباسی شیعیان قم وقتی خبرشهادت امام رضا(ع) را شنیدند، به محض انتقال مأمون از مرو به بغداد، او را ازخلافت خلع کردند و از پرداخت مالیات امتناع ورزیدند. این وضع از سال ۲۰۴ تا ۲۱۱ ق. ادامه یافت، تا اینکه سپاه علی بن هشام در ۲۱۲ ق. بر سر آنان فرود آمد و پس از شکستن مقاومت مردمی به رهبری یحیی بن عمران اشعری و کشتن جمع زیادی از مردم، علی بن عیسی طلحی را برولایت قم نصب کردند و اموال مردم را به عنوان مالیات معوقه دولتی به یغما بردند. (۱۵)طلحی اشعری که از عموزادگان اشعریان قم و از طرفداران خلیفه بود، در اخذ مالیات بر مردم سخت گرفت و مبلغ نیم میلیون درهم بر مالیات سابق آنان افزود. طولی نپایید که عموزادگان او به مخالفتش برخاسته، او را عزل و از قم بیرونش کردند. (۱۶)اهل قم، پس از آن تا سال ۲۱۷ ق. باز مالیات حکومتی را نپرداختند، تا اینکه علی بن عیسی طلحی در ۲۱۷ ق. با سپاه مأمون عباسی براین شهر هجوم آورد و پس از تخریب حصار شهر و به آتش کشیدن مزارع و خانه های مردم، اموال آنان را به غارت برد. (۱۷)البته طلحی دراین قرن چندین بار با سپاه عباسی به مردم قم هجوم برد که یک بار در زمان خلافت معتصم (۲۱۸-۲۲۷ ق). دو بار در زمان خلافت معتز (۲۵۳-۲۵۴ق. )(یک مرتبه به فرماندهی مفلح و مرتبه دیگر به فرماندهی موسی بن طغامی)و یک بار هم در زمان خلافت معتضد (۲۷۹-۲۸۹ق)به فرماندهی کلیغ بود.اقتدار اشعریان قم با هجوم سپاه ابراهیم کلیغ، به سختی صدمه دید و جمعیت آنان جداً از هم فروپاشید. عده زیادی از آنان در این حمله کشته شدند و بسیاری دیگر به اسارت درآمدند، که این مقطع زمانی را می توان نقطه شروع دوران افول اشعریان قم برشمرد». (18)
اوضاع قم تا پایان غیبت صغرا قم با وجود اینکه در طول قرن سوم هجری مورد مزاحمت عباسیان بود و هر از چندی سپاهیان عباسی برآن یورش می بردند و دست به غارت می گشودند، بلند آوازه ترین شهر شیعه در مرکز ایران به حساب می آمد. ابن حوقل(م ۳۰۸ق) می گوید: بیشتر مردم قم بر مذهب تشیع اند. و درجای دیگر می نویسد: همه اهل قم، شیعی مذهب استوار و بیشترشان عرب نژادند، ولی به زبان فارسی سخن می گویند. (۱۹)تعبیرات بلخی نیز با کمی تفاوت مثل کلام ابن حوقل است. (۲۰)مقدسی هم می نویسد: اهل قم، شیعی عالم هستند. (۲۱)حمدالله مستوفی(م ۷۲۰ق) می نویسد: مردم قم، شیعه اثنی عشری و در نهایت متعصب هستند. (۲۲)از ارم متزا در کتاب اسلام در قرن چهارم او نقل شده است که او شهر قم را یکی از شهرهای مهم شیعه معرفی کرده است. (۲۳)با توجه به تعابیر ذکرشده و امثال آنها که در منابع اسلامی آمده است، معلوم می شود که مذهب تشیع در قم از اواخر قرن سوم و در سال های پایانی عصر غیبت صغرا به اوج شکوفایی خود رسید؛ به طوری که قاضی عبدالجبار معتزلی، قرن چهارم را «قرن تشیع» دانسته است. (۲۴)به قدرت رسیدن آل بویه، حاکمیت یافتن رکن الدوله در ری و معزالدوله در عراق، آن چنان در اوج گیری شیعه مؤثر بود که مخالفان شیعه دراین باره لب به اعتراف گشوده اند. البته طبق تحقیقات انجام یافته، با وجود اینکه تشیع در قرن چهار هجری تحت حمایت آل بویه شیعی به اوج قدرت رسید، اما علمای شیعه به ویژه اشعریان قم- رو به کاهش بودند، به طوری که مجموع علمای قم از تعداد ۱۳۵ نفر در قرن سوم، به ۷۲ نفر در قرن چهارم، و مجموع علمای اشعری از تعداد ۳۳ نفر در قرن سوم، به هفت نفر در قرن چهارم کاهش یافتند که این واقعیت را نشانه تأثیرعمیق خاندان اشعری در حیات علمی قم دانسته اند. (۲۵)
بازماندگان خاندان اشعری گویا قرن چهارم هجری دوران زوال شوکت اشعریان بوده واین قرن با افول آنان پایان یافته است.بنا به نقل برخی، دراین زمان(۱۳۸۵ش)از خاندان اشعری قم فقط دو خانواده باقی مانده که یکی، خانواده طاهری و دیگری، انصاری است.خانواده طاهری از سلاله زکریا بن آدم، و خانواده انصاری از نسل ابی خلف اشعری است. ملامحمد طاهراشعری و فرزندش عبدالله و نواده او محمد طاهر اشعری قمی که از روحانیون معروف قم و ازاساتید امام خمینی(ره)در تاریخ معاصراست وهمچنین شیخ علی بن رمضان، معروف به «زاهد» و شیخ مرتضی انصاری را که معروف و مشهورند، همین خانواده های باقی مانده از اشعریان قم شناخته اند. (۲۶)قبور فقها و محدثان اشعری در قبرستان شیخان قم نیز همچنان مورد احترام عموم است.
نوع تشیع در قم تشیع قم، تشیع اثنی عشری بوده است. این نکته علاوه براینکه از تعابیر مورخانی چون: مقدسی، مستوفی، ارم متزا و… معلوم می شود، از قرائن دیگری هم برمی آید.یاقوت حموی می گوید: اول شیعه ای که وارد قم شد، شیعه امامی بود.«امامی» دراصطلاح قدما، به کسی گفته می شد که شخص، تابع و تسلیم به فرمان امام معصوم باشد. ویکی از اقدامات امام حاضر، معرف کردن امام بعد از خودش بود که مردم باید از امام دراین زمینه پیروی می کردند. این شیوه تا عصر غیبت صغرا به جهت حضور نواب امام مهدی (ع) در بین مردم وارتباط آنان با حضرت، جریان داشت. (۲۷)
پی نوشت ها :
۱-بحارالانوار، ج۶، ص ۲۱۸.۲-تاریخ قم، ص ۲۶۲، (چاپ کتابخانه آیت الله نجفی).۳-مختصرالبلدان، ص ۲۶۳.۴-بحارالانوار، ج۶، ص ۲۱۶.۵-تاریخ قدیم قم، ص ۹۹.۶-سفینه البحار، ج۲، ص ۴۴۲ و ۴۴۷.۷-همان.۸-بحارالانوار، ج۶، ص ۲۱۴.۹-همان.۱۰-تاریخ قم، ص ۲۷۹، گنجینه آثار قم، ص ۱۵۸. «طیب»منطقه ای است بین اهواز و واسط که آنجا زادگاه دعبل بوده است.۱۱-همان، الاغانی، ج۲۰، ص ۱۶۲.۱۲-براساس نظریه ای امام رضا (ع)در مسیر حرکت به سوی خراسان به شهر قم نیز وارد شد(جغرافیای تاریخی هجرت حضرت فاطمه معصومه (ع)، سید علیرضا سید کباری، ص ۷۹-۸۲؛ زائر، قم، چ۱، ۱۳۸۴ش).۱۲-ر. ک: نزهه الابرار فی نسبت اولاد الائمه الاطهار؛ لواقع الانوار فی طبقات الاخبار؛ عیون اخبار الرضا.۱۴-الاضواء علی حیاه موسی بن المبرقع، و ذریته : عمده الطالب فی انساب آل ابی طالب، قم الاجتماعی و الاقتصادی، ص ۹۱.۱۵-فتوح البلدان، ج۴، ص ۳۱۱؛ تاریخ ابن اثیر، ج۶، ص ۳۹۹، تاریخ قم، ص ۱۴۰ و ۲۴۱.۱۶-تاریخ قم، ص ۴۰.۱۷-تاریخ ابن اثیر، ج۶، ص ۴۲۰.۱۸-تاریخ قم، ص ۱۶۲، معجم البلدان، ج۳.۱۹-صوره الارض، محمد بن حوقل، ص ۳۰۸.۲۰-المسالک و الممالک، ابراهیم اصطخری، ص ۲۰۱.۲۱-احسن التقاسیم، ص ۳۹۱.۲۲-نزهه القلوب، حمدالله مستوفی، ص ۶۷.۲۳-ر. ک: التشیع فی ایران، رسول جعفریان، ص ۱۲۵.۲۴-دلائل النبوه، قاضی عبدالجبار، ج۱، ص ۲۰۱.۲۵-ر. ک: فصلنامه قم، سیر تاریخی فقها و محدثان قمی، محمد حاج تقی، ش ۳ و۴؛ تاریخ تشیع، زیر نظر دکتر خضری، ج۲، ص ۱۷۸.۲۶- دائره المعارف تشیع، ج۲، ص۱۹۹.۲۷-ر. ک: التشیع فی ایران، ص ۱۲۵. منبع : فرهنگ کوثر (ویژه اندیشه و سیره اهل بیت شماره ۸۲ ) / انتشارات آستانه مقدسه حضرت معصومه (س )سال ۱۳۸۹

















هیچ نظری وجود ندارد