اهل لغت، معانى متعددى را براى غلوّ بيعان كردهاند؛ افراط، زيادهروى، تجاوز از حد و حدود، مبالغه، اغراق، هيجان، ستايش بسيار، فوران و تندروى امّا معنايى كه با مفهوم اصطلاحى آن همخوانى فراوان دارد، عبارت است از: «تجاوز و بالا رفتن هر چيز از حد و اندازه خود.»[1]
برخى تعبيرات هم رديف غلوّ[2] عبارتاند از: غُلواء[3]، اَغلى[4]، مغالاة[5]، غَلْى[6]، غال، غلاة[7] (غلات)، تغالى[8].
ممكن است گفته شود كه غلو به معناى تجاوز و تعدى است، پس چرا شيعه حساسيت فوقالعاده و ويژهاى در محكوميت عمل به آن نشان مىدهد؟
حساسيت شيعه به غلو، تنها از آن جهت نيست كه شخصى مبالغه و يا به حدود تعدى و تجاوز كند گرچه كلمه تعدى به معناى افراط و تجاوز از حدّ است امّا كلمه غلوّ جايى به كار مىرود كه تجاوز از حد زياد باشد.[9] اگر چه همين هم از نظر شيعه مردود و قبيح است امّا حساسيت شيعه به جهت ورود خرافه، بدعت، عوامفريبى، تنزل دادن مقام و عظمت الوهيت و… در معارف دينى است.
غلو و خرافات در اعتقادات، مثل اعتقاد اهل حق به خدا بودن امام على × و اين قبيل غلوّ كردنها از خطرناكترين و مخربترين انواع غلو به حساب مىآيد؛ زيرا اينان از طرفى در ارتقاى عظمت بنده خدا غلو مىكنند و آن را در حد خدايى قرار مىدهند و از سوى ديگر عظمت الهى را در حد بنده خدا پايين مىآورند.
مبارزه با اعتقاد غلوآميز به دلیل سوء آن در اعتقادات و فرهنگ صحيح اسلام، اهميت فراوان دارد.
[1]. مفردات راغب، ماده غلو.
[2]. فرهنگ لغت آذرتاش آذرنوش.
[3]. جوشش فراوان.
[4]. گرانتر از متداول.
[5]. مبالغه.
[6]. جوش، غليان.
[7]. غالى، تندرو، پرتعصب مذهبى، افراطى.
[8]. افراط كردن در ستايش.
[9]. ابن منظور، لسان العرب، ذيل كلمه غلوّ.


















هیچ نظری وجود ندارد