غلو از نظر لغتشناسان از نظر لغوى گستره فراوانى دارد امّا از نظر اصطلاحى در علوم مختلف، همچون: فرقهشناسى، علم کلام، علم رجال و… معناى مخصوص به خود و گستره محدودترى دارد. تشخیص غلو به معناى خاص و اصطلاحى آن، تبیین حدود و مرز آن در مکتب اسلام نیازمند حساسیت فوقالعاده و برخوردارى از علم کافى به مبانى کلامى اسلام، اشراف به علم حدیث، رجال و فهم و درک عمیق و دقیق از مراتب خداشناسى است.
در مکتب اسلام، اتهام اصطلاح غلو، به صورت عمده گرداگرد موضوع اهلبیت^ به ویژه در جنبههاى علم امام و قدرت امام و یا در نهایت اولوهیّت آنان دور مىزند.
به کار گیری معناى لغوى غلوّ، عام و فراگیر است؛ به گونهاى که در موضوعات مختلف کاربرد دارد امّا معناى اصطلاحى آن به طور عمده در موضوع عقاید نسبت به ادیان و معارف دینى، همچون غلو در ذات و غلو در صفات کاربرد دارد. از این رو بهترین معنا در اصطلاح علم کلام براى غلوّ عبارت است از:
«تجاوز از عقیده صحیح درباره ائمه اطهار^ و پیشوایان دینى به گونهاى که آنان را از حد خود بالا برده مقام و مرتبهاى که داراى آن نیستند، به آنها نسبت دهند و به آن معتقد شوند.»[۱]
با عنایت به این تعریف، غلات به کسانى گفته مىشود که به افراطگرایى، تعصبات مذهبى اغراقآمیز و تحسین و تمجید بیش از حد و اندازه، براى بالا بردن مقام و منزلت پیشوا و شخصیت محبوب و مورد نظر دچار مىشوند؛ مثل اینکه شخصى امام و پیشواى خود را مستقلاً و بدون اذن و اراده الهى داراى بعضى مقامات و اوصاف الهى مثل ولایت تکوینى و تشریعى بداند. خطرناکترین نوع مخرب آن، اعتقاد به الوهیّت براى غیر خداوند قادر متعال است.
[۱]. تاریخ شیعه و فرقههاى اسلامى، صص ۱۵۱ و ۶۳۹.


















هیچ نظری وجود ندارد