(قُلْ لاَ أَجِدُ فِی مَا أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلَى طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلاَّ أَنْ یَکُونَ مَیْتَهً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَ لاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّکَ غَفُورٌ رَحِیمٌ. )(۱)بگو! در آن چه بر من وحی شده است، هیچ غذای حرامی نمی یابم به جز مردار یا خونی که [از بدن حیوان] بیرون شود یا گوشت خوک که پلید و نجس می باشد یا حیوانی که با گناه ذبح شده و در هنگام سر بریدن نام غیر خدا(بت ها) بر آن برده شده است. اما کسی که مضطر [به خوردن [ این محرمات شود، بی آن که خواهان لذت باشد و یا زیاده روی کند، گناهی بر او نیست، زیرا پروردگارت آمرزنده مهربان است.طرفداران نسخ می گویند: که این آیه قسمتی از لحوم و گوشت های حیوانات را تحریم و بقیه را تجویز نموده است و سپس با گفتار رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) که بعدها بعضی از خوردنی های دیگر را نیز تحریم نموده و نسخ گردیده است.نظر ما: حقیقیت این است که این آیه دارای حکم ثابتی بوده و نسخ نگردیده است، زیرا: این آیه در مقام تشریع و قانونگذاری نبوده که بعداً با یک قانون و حکم دیگری نسخ گردد، بلکه این آیه می خواست از یک حقیقت خبر و اطلاع بدهد که تا روز نزول آیه جز موارد چندی که در آیه به آن ها اشاره شده (میته، خون، گوشت خنزیر و حیوانی که به نام خدا ذبح شود) حیوانات و مأکولات دیگر در اسلام حرام نگردیده بوده است و این منافات با آن ندارد که بعداً حیوانات دیگر هم تحریم شده و به آن چه مورد که قبلاً حرام بوده اضافه شود، بنابراین، ادعای نسخ در این آیه درست نیست، زیرا نسخ در جمله«خبریه» که از یک واقعیتی خبر می دهد، معنی ندارد.و اما آیه شریفه که گوشت های حرام را تا آن روز به چند مورد منحصر ساخته، منظور از این شمارش و انحصار، یا اضافی و نسبی است به این معنی که مشرکین از پیش خود مأکولاتی را که در قانون خدا حرام نبود، تحریم کرده بودند و این آیه در مقام رد و انکار عقیده آنان فرود آمده است و این معنی از سیاق و لحن آیه ی قبل به دست می آید و یا این که حصر حقیقی و واقعی است، به این معنی که گوشت های حرام در موقع نزول این آیه دقیقاً به همان قسمت از مأکولات که در آیه آمده منحصر بوده است و این معنی از معنای اول روشن تر و به فهم نزدیک تر است، زیرا این آیه در مکه و در اوایل اسلام نازل گردیده است و پس از آن قهراً چیزهای دیگری هم حرام شده است، چون احکام اسلام به تدریج و متناوباً و در طول بیست وسه سال دوران زندگی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) نازل گردید و بدیهی است که تحریم نمودن چیزی پس از تحریم چیز دیگر و نزول تدریجی حکم ارتباطی به نسخ ندارد.
خلاصهاز همه آن چه گفته شد، چنین برمی آید که: اولاً، آیه مورد بحث در مقام اخبار است نه در مقام تشریع و قانونگذاری و ثانیاً، منحصر کردن گوشت ها به چند مورد معدود در این آیه یا حصر نسبی است و یا حصر حقیقی و در هر دو صورت نسخ در آن مفهومی ندارد.
پی نوشت :
۱-انعام/۱۴۵٫منبع مقاله :خوئی، حضرت آیت الله حاج سیدابوالقاسم خوئی(ره)(۱۳۸۵)، البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه محمد صادق نجمی- هاشم هاشم زاده هریسی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، چاپ دوم

















هیچ نظری وجود ندارد