1 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home شعر و شاعران

نعت اهل بیت (ع)در چکامه جویای تبریزی

نعت اهل بیت (ع)در چکامه جویای تبریزی
0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

جویاى تبریزى

میرزا داراب بیگ (جویا) تبریزى (متوفاى ۱۱۱۸ هـ  . ق) فرزند ملاّسامرى از غزل سرایان بنام سبک اصفهانى (هندى) در سده یازدهم و اوایل سده دوازدهم هجرى است.

جویا با دو برادر خود به نام هاى: میرزاکامران «گویا» و فتحلى «مسکین» در کشمیر متولد شدند ولى چون پدر و آبا و اجداد او تبریزى بودند، به تبریزى اشتهار یافتند و هر سه برادر، شاعر و اهل ادب۱ بودند.

جویا از پیروان سبک صائب تبریزى بوده ولى آداب سخندانى را از ملامحمّدسعید اشرف مازندرانى و ملاعلى رضا تجلّى آموخته و با شعراى بزرگى همچون: صائب تبریزى، کلیم کاشانى، سالک قزوینى و سالک یزدى معاصر و احیاناً معاشر بوده و شاگردانى مانند: عبدالعلى (طالع)، عبدالعزیز (قبول) و میرزا ساطع داشته است. بنا به نوشته مورخان و تذکره نگاران جویا شاعرى  شیعى و ولایى بوده و پس از عبدالغنى کشمیرى عنوان بزرگ ترین شاعر خطّه کشمیر به وى اختصاص داشته و در فن رقعه نگارى نیز استاد بوده است۲.

جویا در زمانه سلطنت اورنگ زیب، مورد عنایت على ابراهیم خان والى کشمیر قرار داشته و به خاطر هم کیشى با وى، از حمایت هاى او برخوردار بوده است۳.

دیوان جویا تبریزى در سال ۱۳۷۸ به اهتمام پرویز عباسى داکانى و سرمایه انتشارات برگ منتشر شد و مورد اقبال اهل ادب قرار گرفت.

از جویاى تبریزى اشعار آیینى فاخرى در مناقب و فضایل ذوات مقدس حضرات معصومین(علیهم السلام) به یادگار مانده، و چکامه هاى نبوى(صلى الله علیه وآله) او ملاحت خاصى دارد و ما به خاطر تنگى مجال و رعایت گنجایى مقال ناگزیر از نقل ابیاتى از این اشعار نمکین و دلنشینیم.

در نعت حضرت رسول(صلى الله علیه وآله)

آه تا کى طاقت آرد درد حرمان تو را؟ *** آسمان: دور و، زمین: سخت و، فغانم: نارسا

محتسب! ناحق چه ریزى خون عشرت را به خاک؟ *** در چنین فصلى که دارد چیدن گل، خونبها!

زلف مشکین از بنا گوشت به پشت پا رسید *** آه چون نازل شود از عالم بالا، بلا!…

چون ندیدم تحفه اى شایسته او، غیر او *** داده ام آیینه دل را از آن رو رونما …

اى بهار جلوه! از بس زرد و زارم کرده اى *** کرده عکس چهره ام برگ خزان آیینه را …

پرده را یکباره زان خورشید عارض بر مگیر *** زورق دل را مکن توفانى موج صفا

در غزل گویى شنیدى آفرین از همگنان *** نعت گو (جویا) و، بشنو از ملایک مرحبا

پاک تر از موج کوثر کن زبان خویشتن *** تا توانى بود زین پس نعتْ سنج مصطفى

افتخار دوده آدم، حبیب ذوالجلال *** سَرور دنیا و عقبى، شافع روز جزا

آن که جبریل امینش مى کشیدى غاشیه *** آن که بُد فرمانبرش شاهنشهى چون مرتضى …

رتبه قربش تماشا کن که مقدار دو قوس *** بلکه هم نزدیک تر بُد با جناب کبریا …

کبریا بنگر که شاه اولیا خود را به فخر *** گفته: عبدى از عَبید سَرور هر دو سرا

از ادب شوید دهن را خضر با هفتاد آب *** تا تواند برد نام نامى آن پیشوا

فتح کونین۴ از چنین شمشیر و بازویى سزد *** او یداللّه است، باید تیغ او شیرخدا

تیغ او بهر محبّان، موجه آب بقاست *** وز براى دشمنان باشد رگ ابر بلا …

در تن اعداى دین، تیغ هنر پیراى او *** چار عنصر را به یک ضربت کند از هم جدا! …

تا تواند جبهه ساى درگه قدرش شود *** مهر انور گشته پیشانى از آن سر تا به پا!

کافرم، گر باشدم چشم حمایت از کسى *** جز نبىّ و شَبَر۵ و شُبَیْر۶ و شاه اولیا

چون تن انسان که بگرفت از عناصر امتزاج *** شد تن ایمان به پا از چار یار باصفا …

جز خدا و مرتضى، کس حقّ مدحت را نداد *** چون تو را نشناخت کس غیر از خدا و مرتضى …

بس رسول اللّه از کردار خود شرمنده ام *** چون توانم در جنابت کرد عرض مدّعا

با وجود روسیاهى از تو مى دارم امید *** عافیت در دین و دنیا اى شه هر دو سرا!۷ …

در ستایش رسول خدا(صلى الله علیه وآله)

ز فیض وسعت مشرب، تفاوتى نبود *** ز پرده هاى دلم تا به دامن صحرا

نیَم چو آینه صورت پرست، از آن که مدام *** مرا به حسن معانى ست چشم دل بینا

ز فیض صافى طینت، مرا ز سینه بود *** چو شمع خلوت فانوس، راز دل پیدا

ز عشق گر چه چو موج ست جیب صبرم چاک *** به پاکدامنى من قسم خورد دریا

منم که بر سر اقبال خویشتن زده ام *** گل اطاعت سلطان یثرب و بطحا

مُطاع خلق، شفیع امم، حبیب خدا *** رسول خالق کونین، خواجه دو سرا

شهنشهى که کمر بسته در متابعتش *** امام مُفتَرضُ الطّاعه۸، شاه قلعه گشا

شهى که سایه دست حمایتش به سرم *** هزار باز نکوتر بود ز بال هما …

وجودِ اوست نخستین گل حدیقه صُنع *** سزاست بلبل آن گل، جهان و مافیها۹

هزار شکر که باشد به خواب و بیدارى *** به درگه تو مرا روى دل چو قبله نما …

گره شده ست مرا عرض مطلبى بر لب *** تو با اَنامل فیض خود این گره بگشا …

ازین قصیده ام اظهار بندگى ست مراد *** وگرنه نعت تو گفتن کرا بود یارا؟!

چو حقِّ نَعت سرایى ز من نمى آید *** کنون به جاست اگر مختصر کنم به دعا

به شرط مهر تو بادا جزاى خلق، بهشت *** به روزگار بود تا که رسم شرط و جزا۱۰

چکامه نبوى(صلى الله علیه وآله)

تن داد هر آن کو ز غمت سوز و الم را *** چون شمع درین راه ز سر ساخت قدم را

هر دم ز خجالت برَد۱۱ از رنگ به رنگى *** رعنایى رفتار تو، طاووس ارم را …

شادم که امیدم، سپر سهم۱۲ مکافات *** کرده ست شفاعتگرى فخر اُمم۱۳ را

سلطان رسالت که به فرموده عدلش *** ناچار بود گرگ، شبانىِّ غَنَم۱۴ را!

مَخلوق نخستین چو بود جوهر ذاتت *** پهلو زده از قرب، حدوث تو قِدَم را …

اعجاز تو، بر خاک ره بندگى افکند *** اَعیان۱۵ عرب را و، صَنادید۱۶ عجم را …

از فیض فرحناکى عهد تو، عجب نیست *** کز موج، اثر چین نبود جبهه۱۷ یَم۱۸ را …

زین نعمت ایمان که به خلق از تو رسیده ست *** دست تو به معراج رسانیده کرم را …

آنى تو که گوش طلب کس نشنیده ست *** هرگز ز زبان کرمت غیر نعم۱۹ را …

در معرکه زرم، خدنگ تو به اعدا *** داده ست به انگشت نشان راه عدم را …

در حضرتت اِستاده به پا خیل ملایک *** از دست ندادند ره و رسم خدَم۲۰ را …

اى سنگدل! آسان نبود طوف حریمش *** در ساحت کعبه نتوان دید صنم۲۱ را

صد شکر که تا پیشه خود ساخته طبعم *** مدّاحى سلطان عرب، شاه عجم را …

اى ختم رسل! لطف تو بس شاهد (جویا) *** کز توبه کشیده ست به سر جام نَدم۲۲ را

آن روزِ مقدّر که ببازند فلک ها *** از باد فنا دیرک۲۳ خرگاه و خِیَم۲۴ را

خواهم ز تو اى فخر اُمم۲۵! باز نگیرى *** زین بنده عاصى نظر لطف و کرم را۲۶

در نعت پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله)

شده ست ـ بس که گزیدم ز زشتى اعمال ـ *** چو شانه در کفَم انگشت ها، خلالْ خلال! …

درین زمانه هنر جز زبانْ درازى نیست *** دهند خلق به طول کلام عرض کلام!

کدورتم شده از حد فزون، چه چاره کنم؟ *** چنین که روى دلم را گرفته گرد ملال

مگر به راه خدیوى کنم جبین سایى *** که هست درگه او آسمان جاه و جلال

محمّد عربى، برگزیده واجب۲۷ *** که با اراده او ممکن ست هر چه مُحال۲۸

چه جوهرست ندانم، همین قدر دانم *** که آفرینش ازو یافت فیض حسن کمال

بود ز سجده درگاه قدر او محروم *** فرشتگان سماوات را جبین خیال

سحر همیشه پىِ روز یا نه دارانش *** ز آفتاب برون آرد از بغل مِکیال

چشیده اند ز خون عطاش شیره جان *** از آن همیشه سرْانگشت مى مکند اطفال

چو سایه افکند ابر شفاعتش در حشر *** به نیمْ قطره بشوید ز خلق لوث وَبال

اگر به طایر خورشید، منع سیر کنى *** به رنگِ غنچه گل جمع مى کند پر و بال …

چنین که گشته خصومت بدَل به مهر امروز *** بود به عهد تو داغ پلنگ، چشم غزال …

لب طمع به زمان سخاش نگشاید *** به دور بخشش او لال شد زبان سؤال …

فروغ بندگى اش بر جبین هر که بود *** سزد چو سایه دود آفتابش از دنبال …

ازین قصیده مگر مصرعى شنیده؟ که چرخ *** به وجد آمده مانند پیرِ صاحبْ حال …

مدام حال من از روز پیش خوشتر باد *** ز فیض نعت نبىّ، یا مُحوِّلَ الاحوال!۲۹

براى اطلاع بیشتر از شرح احوال و آثار جویاى تبریزى از این منابع مى توان بهره برد:

دیوان جویاى تبریزى، به اهتمام پرویز عباسى داکانى، مقدمه; تاریخ کبیر کشمیر، محیى الدین مسکین، چاپ هند، ص ۳۴۵; تاریخ کشمیر اعظمى، خواجه محمّد اعظم شاه، چاپ بمبئى، ص ۲۰۷; صبح گلشن، سیدعلى حسن خان، چاپ هند، ص ۱۱۰ و ۱۱۱; الذریعه شیخ آغابزرگ تهرانى، بخش دیوان ها، شماره ۱۳۰۳٫

*    *    *

پی نوشت ها:

۱ ـ دیوان جویاى تبریزى به کوشش پرویز عباسى داکانى، تهران، انتشارات برگ، چاپ اول، ۱۳۷۸، ص ۲۳٫

۲ ـ همان، ص ۲۳ ـ ۲۴٫

۳ ـ همان، ص ۲۴٫

۴ ـ کونَین: کنایه از دنیا و آخرت است.

۵ ـ شبَّر: نام عبرى حضرت امام حسن مجتبى(علیه السلام).

۶ ـ شُبَیْر: نام عبرى حضرت امام حسین(علیه السلام).

۷ ـ دیوان جویاى تبریزى، ص ۳۱۳ ـ ۳۱۴٫

۸ ـ مُفتَرضُ الطّاعه: کسى که طاعت او بر مردم واجب باشد.

۹ ـ جهان و مافیها: دنیا و آن چه در اوست.

۱۰ ـ دیوان جویاى تبریزى، ص ۳۱۴ ـ ۳۱۵٫

۱۱ ـ در متن «بوَد» آمده که نادرست به نظر مى رسد، تصحیح قیاسى شد (دیوان، ص ۳۱۶).

۱۲ ـ سَهم: تیر.

۱۳ ـ فخر اُمم: مایه افتخار امت ها، کنایه از وجود نازنین پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله).

۱۴ ـ  غَنَم: گوسفندان.

۱۵ ـ اَعیان: بزرگان، سرشناسان.

۱۶ ـ صَنادید: پهلوانان، نام آوران.

۱۷ ـ جبهه: پیشانى، جبین.

۱۸ ـ یَم: دریا.

۱۹ ـ نعم: بلى، آرى، کنایه از پاسخ مثبت.

۲۰ ـ خَدم: خادمان، خدمت گزاران.

۲۱ ـ صَنم: بت.

۲۲ ـ نَدم: پشیمانى، ندامت.

۲۳ ـ دیرک: عمود وسط خیمه.

۲۴ ـ خِیم: خیمه ها.

۲۵ ـ اُمم: امت ها.

۲۶ ـ دیوان جویاى تبریزى، ص ۳۱۶ ـ ۳۱۸٫

۲۷ ـ واجب: واجبُ الوجود، خداوند.

۲۸ ـ در متن چنین آمده: «که با اراده او ممکن است و بوده مُحال» تصحیح قیاسى شد (دیوان ص ۳۵۱).

۲۹ ـ دیوان جویاى تبریزى، ص ۳۵۰ ـ ۳۵۲٫

https://farsi.al-shia.org/%d9%86%d8%b9%d8%aa-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%b9%d8%af%d8%b1-%da%86%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ac%d9%88%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%b2%db%8c/

نوشته قبلی

مدائح اهل بیت در اشعار اوحدالدین على (انورى) بیوردى

نوشته‌ی بعدی

مناقب آل عبا در اشعار خواجوی کرمانی

مرتبط نوشته ها

شکوه حماسه عاشورا در شعر شاعران شیعه
شعر و شاعران

شکوه حماسه عاشورا در شعر شاعران شیعه

فضائل اهل بیت در اشعار اوحدی مراغه ای
شعر و شاعران

فضائل اهل بیت در اشعار اوحدی مراغه ای

مدح اهل بیت (ع)در سروده های ابن یمین
شعر و شاعران

مدح اهل بیت (ع)در سروده های ابن یمین

اهل بیت در اشعار سنايى غزنوى
شعر و شاعران

اهل بیت در اشعار سنايى غزنوى

محتشم كاشانى
شعر و شاعران

محتشم كاشانى

شعر و شاعران

فضائل اهل بیت در سروده های جیحون یزدی

نوشته‌ی بعدی
مناقب آل عبا در اشعار خواجوی کرمانی

مناقب آل عبا در اشعار خواجوی کرمانی

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

الو سلام حاج آقا / 49

الو سلام حاج آقا / 49

صفوان بن یحیی

صفوان بن یحیی

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثليق

میراث ماندگار خورشید هشتم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا