آغاز گرایش ضحّاک به عبدالله بن زبیر
از زمان بیعت گرفتن معاویه برای فرزندش یزید، مخالفت جدّی عبدالله بن زبیر با حکومت اموی آغاز شد. قیام حسین بن علی (ع) و ماجرای کربلا باعث شد تا ابن زبیر در مکّه طرفداران بیشتری پیدا کند و بیش از پیش عَلَم مخالفت با حکومت یزید را بر پا دارد. جنبش ابن زبیر در واقع ادامه قیام اهل مدینه به شمار میآید. ابن زبیر از حادثه کربلا، قیام اهل مدینه و خلاء سیاسی و رهبریای که پس از مرگ معاویه رخ داد و نیز انتقادهای شدید به یزید در جهان اسلام بهره گرفت و حرکت مسلّحانهای را بر ضدّ بنی امیّه از مکّه آغاز کرد و کوشید حجاز را مرکز خلافت قرار دهد.ابن زبیر بزرگان اهل تهامه و حجاز را به بیعت فراخواند و تقریباً همه به استثنای عبدالله بن عبّاس و محمد بن حنفیه با او بیعت کردند. او پس از آن که از مردم این منطقه بیعت گرفت، کارگزاران یزید را از مکه و مدینه اخراج کرد و بر منطقه حجاز تسلّط یافت. (۱)در سال ۶۴ ه ق. پس از واقعه حرّه و سرکوب مردم مدینه، مسلم بن عقبه و حصین بن نمیر از سوی یزید مأمور بودند تا شورش ابن زبیر را در مکّه سرکوب کنند. با مرگ مسلم بن عقبه، حصین بن نمیر به محاصره مکّه پرداخت و تا حدودی اوضاع بر ابن زبیر سخت شد؛ ولی در این زمان خبر مرگ یزد باعث شد تا محاصره ی مکّه رها شود و ابن زبیر به فعالیّت خود ادامه دهد.هم زمان با مرگ معاویه بن یزید قدرت ابن زبیر به اندازهای زیاد شده بود که به گزارش طبری حتّی مروان حکم نیز در آغاز میخواست با او بیعت کند و از او برای بنی امیّه امان بگیرد، امّا ابن زیاد به شام آمد و مانع این کار شد و او را تحریک کرد تا برای خودش از مردم بیعت بگیرد. سپس با پیشنهاد عمروبن سعید بن عاص با مادر خالد بن یزید (فاخته) ازدواج کرد و بنی امیّه و اهل تدمر با او بیعت کردند. (۲)از زمان مرگ یزید به بعد مردم شام به چند دسته تقسیم شدند؛ گروهی حامی عبدالله بن زبیر، گروهی حامی خالد بن یزید، گروهی متمایل به ضحّاک بن قیس و گروهی دیگر طرفدار مروان حکم بودند.(۳)به گزارش برخی منابع ضحّاک بن قیس پس از مرگ معاویه بن یزید در آغاز به صورت پنهانی برای بیعت با زبیر دعوت میکرد. حسان بن مالک بن بجدل ـ از طرفداران بنی امیه ـ وقتی از این امر آگاه شد، نامهای به ضحّاک نوشت و در آن، حقّ بنی امیّه را یاد آور شد و او را به اطاعت از آنها فراخواند و ابن زبیر را شماتت و بدگویی کرد. او هم چنین به ضحّاک سفارش کرد که این نامه را در مسجدی برای مردم بخواند. از سویی دیگر، یک نسخه از این نامه را برای طرفداران بنی امیّه در شام فرستاد و شخصی را نیز مأمور کرد که اگر ضحّاک نامه را برای مردم نخواند، او نامه را برای مردم بخواند. ضحّاک که در آغاز نمیخواست نامه را برای مردم بخواند با اصرار این شخص ناچار شد تا نامه حسان را برای مردم بخواند. پس از قرائت نامه، گروهی از طرفداران بنی امیّه در تأیید آن سخنانی گفتند که ضحّاک آنها را زندانی کرد و به دنبال آن آشوبی در مسجد به وجود آمد. فردای آن روز بار دیگر در مسجد آشوبی به وجود آمد و طرفداران بنی امیّه و عبدالله بن زبیر با یکدیگر درگیر شدند. ضحّاک که اوضاع را چنین دید از بنی امیّه عذرخواهی کرد و قرار شد به جابیه بروند تا با شخصی از بنی امیّه بیعت کنند.(۴)
شورای جابیه بنی امیّه در سایه انشعابهای جهان اسلام، برای نجات خلافتشان که به سقوط تهدید میشد گرد هم آمدند. جامعه اسلامی در ادامه تعصّبات قبیلهای در این زمان به چند گروه و حزب تقسیم شده بود. حزب یمنی و قبیله کلبی در دربار اموی نفوذ داشت و ریشه و نیروی حکومت بود و به رهبری حسان بن مالک در حفظ و نگهداری امتیازاتش بسیار کوشا و به امویان دل بسته بود؛ طرفداران او از انتقال حکومت به حجازیها ـ پس از این که معاویه آن را به شام منتقل کرد ـ وحشت داشتند.امّا حزب قیسی از جنگ یزید با مردم مدینه (جنگ حرّه) به خشم آمده بود. این حزب با رهبری قدرتمند ضحّاک بن قیس در دربار حکومت اموی صاحب نفوذ فراوان شد و با حزب یمنی رقابت میکرد. پس از مرگ معاویه دوم، ضحّاک امیر سرزمین شام شد و فعالیتهای او در این زمان بر اهمیّت و اعتبار حزب او افزود.هم زمان قیسیها در سایه سست شدن حکومت اموی و دعوت عبدالله بن زبیر برای حکومت، فرصت دیگری به دست آوردند تا بر کلبیها چیره شوند و مواضع قدرتی را که آنها با هم پیمانی با معاویه به دست آورده بودند، از چنگشان بیرون آورند. بدین ترتیب، همان گونه که پیش از این ذکر شد وحدت کلمه امویان متلاشی شد و بر سر تصاحب منصب خلافت به جدال برخاستند. سرانجام پس از مدّتی جدال و کشمکش طبق قرار بزرگان بنی امیّه، کنگرهای در جابیه برگزار شد و درباره انتخاب خلیفه بعدی تبادل نظر کردند. ریاست این شورا با حسان بن مالک بود و مروان حکم به علّت پیری و تجربه شانس و اقبال بیشتری برای تصاحب حکومت داشت. سرانجام در این مجلس به سود مروان رأی گیری شد وکلبیها نیز از اجتماع راضی بیرون آمدند؛ چرا که نامزد اجتماع آنها یعنی خالد بن یزید به عنوان ولی عهد تعیین شد مشروط به آن که خلافت پس از او به عمروبن سعید برسد. به این ترتیب حکومت از شاخه سفیانی به شاخه مروانی بنی امیّه منتقل شد و میان یمنیها وحدت کلمه حاصل شد و هم پیمانان یمنی ـ اموی مشکل وحدت موضع سیاسی را در حکومت حل کردند.ضحّاک بن قیس نیز که از بزرگان حکومت اموی در این زمان بود و به سبب قدرتی که داشت یکی از نامزدهای خلافت بود. ضحّاک تا این زمان آنچه را در دل داشت آشکار نکرده بود؛ امّا در راه حرکت به سوی جابیه، ثور بن معن بن یزید که خود از طرفداران ابن زبیر بود، نزد او آمد و با سخنانش او را متقاعد کرد تا آنچه را تا آن زمان پنهان نگاه داشته بود آشکار کند. ضحّاک نیز پذیرفت و از این زمان به صورت آشکار برای ابن زبیر دعوت کرد و راه خود را از جابیه به سوی مرج راهط کج کرد. (۵)به گزارش ابن سعد وقتی ابن زبیر آگاه شد که ضحّاک بن قیس برای او از مردم بیعت میگیرد، برای ضحّاک نامهای نوشت و او را به عنوان والی خود در شام منصوب کرد.(۶)
جنگ مرج راهط پس از آن که ضحّاک بن قیس از نیروهای اموی که به سوی جابیه در حرکت بودند جدا شد، با افراد خودش عازم منطقه ی مرج راهط شد. ضحّاک که نیروی خود را در رویارویی بنی امیه ناچیز میدید به نعمان بن بشیر حاکم حمص، زفر بن حارث حاکم قنّسیرین و نائل بن قیس حاکم فلسطین که در اطاعت ابن زبیر بودند نامه نوشت و از آنها درخواست کمک کرد، آنها نیز پذیرفته، گروههایی را برای حمایت از او فرستادند.(۷)عبیدالله بن زیاد که از حامیان مروان حکم بود و او را برای جنگ با ضحّاک تحریک کرده بود،(۸) بر آن بود تا با دسیسهای در حامیان ضحّاک تفرقه ایجاد کند. عبیدالله روزی به نزد ضحّاک آمد و با سخنانی او را برانگیخت تا به جای ابن زبیر برای خودش که به گفته عبیدالله در این زمان بزرگ بنیامیه بود از مردم بیعت بگیرد، ضحّاک نیز که فریفته سخنان عبیدالله شده بود حدود سه روز برای خودش از مردم بیعت گرفت که با اعتراض طرفداران ابن زبیر روبهرو شد و سرانجام بار دیگر به ناچار برای ابن زبیر بیعت گرفت و این امر باعث ایجاد تزلزل در طرفداران او شد و عبیدالله به هدف خود رسید. (۹)در ذی الحجّه سال ۶۴ ه ق. در محلّی به نام مرج راهط در کنار زارعه، (۱۰) لشکریان ضحّاک بن قیس فهری و مروان حکم درگیر جنگ شدند و جنگ سختی میان آنها در گرفت که در این جنگ ضحّاک بن قیس و شمار زیادی از همراهانش کشته شدند و باقیمانده لشکر او گریختند.(۱۱)بدین سان کار ضحّاک بن قیس فهری که در سالهای آغازین حکومت بنی امیّه از رجال بزرگ این حکومت بود و در تحولات سیاسی و نظامی این دوران نقش برجستهای داشت به سرانجام رسید.جنگ مرج راهط که در آن تعصّب یمنی بر قیسی پیروز شده بود، دارای آثار خطرناکی در تجدید دشمنی سنّتی میان دو طرف متعصّب و شعله ور شدن آتش آشوب در دیگر نقاط جهان اسلام بود و در نتیجه آن، میان یمنیها و قیسیها در مناطق متعددی از حکومت اسلامی جنگ در گرفت. پس از جنگ مرج راهط، مروان، شام و فلسطین را یک پارچه تحت نفوذ خود گرفت و پس از آن عازم فتح مصر و سپس سرکوبی ابن زبیر شد.
پی نوشت ها :
*دانشجوی دکتری تاریخ اسلام دانشگاه تهران۱) ابوحنیفه دینوری، اخبار الطوال (بیروت: دارالفکر، ۱۹۸۸ م) ص ۱۹۶؛ تاریخ طبری، ج ۵، ص ۵۳۰٫۲) تاریخ طبری، ج ۵، ص ۵۴۰ ـ ۵۴۱٫۳) ابن اعثم، همان، ج ۵، ص ۱۷۰٫۴) تاریخ طبری، ج ۵، ص ۵۳۲؛ ابن سعد، همان، ج ۵، ص ۴۰٫۵) تاریخ طبری، ج ۵، ص۵۳۵- ۳۴۰٫۶) ابن سعد، همان، ج ۵، ص ۴۰٫۷) احمد ابن ابی یعقوب الکاتب العبّاسی یعقوبی، تاریخ یعقوبی (بیروت: دارصادر، بیتا) ج ۲، ص ۲۵۶؛ ابن سعد، همان، ج ۵، ص ۴۰؛ ابن اعثم، همان، ج ۵، ص ۱۷۱؛ و تاریخ طبری، ج ۵، ص ۵۳۵٫۸) تاریخ طبری، ج ۵، ص ۵۳۵ ـ ۵۴۰٫۹) ابن عبدالبر قرطبی، همان، ج ۲، ص ۲۹۸؛ ابن سعد، همان، ج ۵، ص ۴۰٫۱۰) ابن اعثم، همان، ج ۵، ص ۱۷۱٫۱۱) مسعودی، همان، ج ۳، ص ۲۸۶؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۲۵۶؛ ابن عبدالبر قرطبی، همان، ج ۲، ص ۲۹۸ و تاریخ طبری، ج ۵، ص ۵۳۷٫ منابعـ ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالجیل، الطبعه الاولی، ۱۴۰۷ ه / ۱۹۸۷ م.ـ ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالاضواء، الطبعه الاولی، ۱۴۱۱ ه / ۱۹۹۱ م.ـ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، تحقیق عادل احمد عبدالموجود، علی معوض، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ ه.ـ ابن حزم اندلسی، ابومحمد علی بن احمد بن سعید، جمهره انساب العرب، بیروت، دارالکتب العلمیه، الطبعه الاولی، ۱۴۰۳ ه / ۱۹۸۲ م.ـ ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، داربیروت، ۱۴۰۵ ه / ۱۹۸۵ م.ـ ابن عساکر، ابوالقاسم علی بن الحسن، تاریخ مدینه دمشق و ذکر فضلها و… تحقیق علی شیری، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ ه / ۱۹۹۵ م.ـ بلاذری، انساب الاشراف، تحقیق محمد العیاوی، بیجا، بینا، بیتا.ـ ثقفی کوفی، ابواسحاق ابراهیم بن محمد، الغارات، مقدّمه و حواشی میرجلال الدین حسینی ارموی، بیجا، انتشارات انجمن آثار ملّی، بیتا.ـ خلیفه بن خیّاط، ابوعمرو، تاریخ، تحقیق سهیل زکار، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ ه / ۱۹۹۳ م.ـ ـــــــــــــــ، کتاب الطبقات، تحقیق سهیل زکار، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ ه / ۱۹۹۳ م.ـ دینوری، ابوحنیفه، اخبار الطوال، بیروت: دارالفکر، ۱۹۸۸ م.ـ ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، تحقیق شعیب الارنوط، بیروت، مؤسسه الرساله، الطبعه الثانیه، ۱۴۰۲ ه / ۱۹۸۲ م.ـ رازی، ابومحمد عبدالرحمان بن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، الطبعه الثانیه، بیتا.ـ سمعانی، ابوسعد عبدالکریم، ابن محمد بن منصور، الانساب، تحت مراقبت سیّد شرف الدین احمد، حیدرآباد دکن، مجلس دائره المعارف العثمانیه، الطبعه الاولی، ۱۳۹۹ ه / ۱۹۷۹ م.ـ صفدی، صلاح الدین خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، باعتناء وداد القاضی، دارالنشر فرانز شتایز بقیسبادان، ۱۴۰۲ ه / ۱۹۸۲ م.ـ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الرسل و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارسویدان، ۱۳۸۲ ه.ـ قرطبی، ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، تحقیق علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت، دارالکتب العلمیه، الطبعه الاولی، ۱۴۱۵ ه / ۱۹۹۵ م.ـ مزی، جمال الدین ابی الحجّاج یوسف، تهذب الکمال فی اسماء الرجال، تحقیق سهیل زکار، احمد علی عبید، حسن احمد اغا، بیروت، دارالفکر، ۱۴۲۱ ه / ۲۰۰۰ م.ـ مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجواهر، تحقیق شارل پلا، بیروت، بینا، ۱۹۷۰م.ـ منقری، نصر ابن مزاحم، وقعه الصفین، تحقیق محمد عبدالسلام هارون، قم، بهمن، الطبعه الثانیه، ۱۴۱۸ ق/ ۱۳۷۶ ش.ـ یعقوبی، احمد ابن ابی یعقوب الکاتب العباسی، تاریخ یعقوبی، بیروت، دارصادر، بیتا.فصلنامه تخصصی تاریخ اسلام شماره ۳۷ادامه دارد…

















هیچ نظری وجود ندارد