۱.مقدمه شکست ایران در جنگ های «ایران و روس»زمینه ی مساعدی، هم از داخل و هم از خارج برای هجوم همه جانبه ی استعمار فراهم کرد. طبق روال طبیعی در این هجوم به مرور، فرهنگ بومی مردم ایران جای خود را به فرهنگ مدرن می داد و به کناری می رفت. اما دیده شد که در هجمه ی گسترده غرب، تنها عناصری از فرهنگ مدرن در بخش پیرامونی فرهنگ ایرانی (همچون رایج شدن برخی از اصطلاحات فرنگی یا تغییر لباس مردم) نفوذ کرد و هسته ی اصلی فرهنگ ایرانی که ریشه در فرهنگ شیعی داشت، نه تنها میدان را خالی نکرد، بلکه هرچه هجوم فرهنگ بیگانه بیشتر می شد، ریشه های عمیق تر و شاخ و برگ آن بارورتر می گشت و فعلیّت های بیشتری از آن آشکار می شد. جنبش های اجتماعی نمودهای بارز تقابل دو فرهنگ تشیع و مدرنیته می باشند، به عبارت دیگر نقطه اوج این تقابل تشیع و مدرنیته در ایران، ایجاد جنبش های اجتماعی می باشند.جنبش های اجتماعی نقش محوری در تکامل فرهنگی مردم ایران دارند؛ به این معنا که همان طور که ورود میکروب ها به بدن و عکس العمل بدن در مقابله ی با آنها موجب رشد و باروری بیشتر بدن انسان می شود یا با ورزش بیشتر و تمرین های مستمر بدن قویتر می گردد، همان گونه نیز با ورود فرهنگ مدرنیته و تقابل فرهنگ شیعی با آن، ظرفیت های این مکتب در بین مردم ایران بیشتر جلوه گر شد؛ به عبارتی در این جنبش ها، فرهنگ و تجدد شیعی رشد کرده است و هر مرحله ، یک پله پا به جلو گذاشته است.لذا در این مقاله سعی شده این رشد فکری ـ فرهنگی مردم ایران به تصویر کشیده شود.
2.مفاهیم کلیدی
1-۲.فرهنگ قبل از ورود در بحث، با توجّه به کلیدی بودن واژه ی فرهنگ، لازم است تا ابتدا این واژه تعریف شود.در تعریف «فرهنگ»گفته شده است :«فرهنگ عبارت است از مجموعه ی تام و تمام از باورها و عقاید، ارزش ها و هنجارها، آداب و رسوم و نمادها که به مردم می گوید که چگونه باید در جامعه رفتار کنند»(Moore 1987 ,p.4)؛ بنابراین، اولاً معنای فرهنگ در این تحقیق با معنای فرهنگ در اصطلاح لغت و عامه مردم تفاوت ماهوی دارد و ثانیاً ما جامعه بی فرهنگ نداریم و هر جامعه ای، فرهنگ متناسب با خود را داراست.
2-۲.تکامل در لغت، تمام شدن را می گویند (دهخدا ، ۱۳۴۳ ، ص ۸۶۳) و در عرف رشته های علمی گوناگون، معانی مختلفی از آن اراده می شود. در این جا مراد ما از تکامل ، تکامل در جامعه و تاریخ است.قبل از هر چیز باید بدانیم که معنای تکامل با پیشرفت تفاوت دارد و هر پیشرفتی تکامل محسوب نمی شود؛ مثلاً پیشرفت سرطان در بدن تکامل نیست. پیشرفت در جامعه با ازدیاد تسلط بشر بر طبیعت توجیه می شود که امروزه با رشد آگاهی ، تکنولوژی ، فناوری و … امکانپذیر شده است (مطهری ، ۱۳۸۵، ص۲۱۶).استاد مطهری با تأکید بر اینکه پیشرفت (به معنای سابق) ربطی به تکامل جوامع ندارد، ملاک های تکامل در جوامع را به رشد امور معنوی و انسانی در انسان ها معنا می کند (همان) که در قرآن، از آن به صلاح و تقوا نام برده شده است (اعراف :۹۶) و استاد از آن، به رضای حقّ و قرب به حقّ نام می برد (مطهری ، همان ، ص ۲۲۰) و معتقد است :جامعه ای که در مسیر صلاح و تقوا گام بردارد، روشی هماهنگ با جهان دارد و جهان ، عکس العمل موافق با او دارد؛ یعنی او را تأیید کرده و ضامن بقایش می شود؛ و اگر بر عکس، در جهت مخالف حرکت کند، طبیعت عالم آن را از بین خواهد برد و دوام نخواهد داشت (همان).با این تفسیر از تکامل، جوامع و تاریخ هدف و تکامل دارند و این امر امکان ندارد مگر آنکه ما از تاریخ تفسیر الهی کنیم که جامعه ی انسانی باید خود را به منزله عضوی از کل جهان هستی بداند. و همان طور که کل جهان هستی بیهوده خلق نشده و هدفدار است، جامعه انسانی نیز مسیر تکاملی را طی می کند (همان ، ص ۲۲۱-۲۲۲)؛ امّا عامل فاعلی و مباشر تکامل جامعه و تاریخ، انسان است، و از آنجایی که انسان ها دارای اراده آزاد هستند، لذا تکامل در جوامع انسانی لزوماً خط سیر مستقیم و به سوی جلو ندارد. بلکه ممکن است که گاهی اراده ی انسان ها بر خلاف صلاح و تقوا باشد؛ در این صورت گاهی ممکن است جامعه به راست منحرف شود و قهراً از هدفش دور می گردد و گاهی ممکن است به چپ منحرف شود؛ گاهی ممکن است از حرکت باز ایستد و گاهی نیز ممکن است برای مدتی به عقب برگردد و مزایای کمالی خود را از دست بدهد؛ ولی در مجموع حرکت تکاملی دارد(همان ، ص ۲۲۸). قرآن نیز تأکید دارد که اراده ی الهی بر تکامل جامعه و تاریخ به سوی جامعه ی آرمانی است که خداوند در کتاب های آسمانی وعده اش را به بشر داده است (انبیاء :۱۰۵) و اراده ی انسان ها تنها می تواند اراده خداوند را به تأخیر بیندازد (البته تأخیر افتادن آن نیز از روی مصالحی که خداوند در نظر دارد می باشد).بنابراین در این تحقیق تلاش شده است این سیر تکاملی در مقطعی از تاریخ نشان داده شود که چگونه ملّت ایران در مواجهه با مدرنیته به جای آنکه موضعی افراط (غوطه خوردن در دامان مدرنیته) یا تفریط (جنگیدن با تمامی مظاهر مدرنیته) داشته باشد، مسیری جدای از مدرنیته ی غربی و به سوی کمال و اهداف الهی را طی می کند.
3-۲.فرهنگ الهی و بشری اسلام به لحاظ جامعیتش، می تواند مجموعه ی کاملی از یک فرهنگ باشد. دستورات دینی اسلام تا زمانی که در کتاب هاست، اثر خارجی ندارد، امّا از وقتی که از کتاب ها به جامعه تسری یابد و مردم این دستورات را سرمشق عمل خود قرار دهند، فرهنگ جامعه از فرهنگ بشری به فرهنگ الهی، ارتقا می یابد و اثر واقعی این نوع فرهنگ در جامعه نمودار گشته، جامعه را شکوفا می نماید. قرآن می فرماید :«اگر اهل مملکتی به خداوند ایمان بیاورند و خدا ترسی پیشه کنند، برکات زمین و آسمان بر آنها نازل خواهیم کرد»(اعراف : ۹۶). این آیه و سایر آیات مشابه، بر این دلالت دارند که فرهنگ الهی و اقامه ی دستورات الهی، برکات عظیمی دارد که هم موجب رفاه و ارزشمندی می شود و هم عزت و سربلندی را در پی دارد.نکته ی اساسی اینکه :به هر اندازه فرهنگ جامعه، رنگ و بوی فرهنگ الهی به خود بگیرد، به همان اندازه به پیشرفت، رفاه و کمال خواهد رسید؛ به این معنا که بر اساس قوانین علت و معلولی و سنت های الهی، نفس اجرای این قوانین، مراتبی از برکات را در پی دارد؛ هر چند به نیت تقرب الهی نباشد؛ منتها اگر این قوانین به نیت تقرب به خداوند باشد، نتایج به مراتب بهتری را در پی خواهد داشت و هر چه قدر جامعه بیشتر به این دستورات عمل کند، از نتایج آن بیشتر بهره خواهد برد.
منبع: فصلنامه شیعه شناسی شماره ۲۷

















هیچ نظری وجود ندارد