12 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

نقص انصار در جنگ های دوران امیرمؤمنان (ع)

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مقدمهواژه ی «انصار» عنوان مردمی است که در عصر پیامبر (ص) در یثرب می زیستند. این واژه، زمانی پدید آمد که پیامبر(ع) و مسلمانان رنج دیده مکه در پی حمایت مسلمانان یثرب به سوی مدینه روی آورده و در آنجا اسکان یافته و«مهاجر» نامیده شدند، از سوی دیگر، مسلمانان یثرب نیز که از پیامبر (ع) و یاران مهاجرش با آغوش باز پذیرایی نمودند، «انصار» نامیده شدند. آنان در طول ده سال اقامت پیامبر (ص) در مدینه رابطه ی خوبی با آن حضرت داشتند و همواره پیامبر را در راه نشر و گسترش آیین توحید، یاری نموده و در صحنه های فرهنگی، سیاسی و نظامی، حضور فعال و نقش ویژه ای داشتند.یکی از موضوعات مهم در زندگی انصار چگونگی تعامل و رابطه ی آنها با اهل بیت (ع) بعد از رحلت پیامبر اسلام (ص) و موضع گیری ها و دیدگاه مثبت آنان نسبت به اهل بیت (ع) در مقاطع مختلف تاریخی است. در اینجا نقش آن ها در جنگ های دوران علی (ع) بررسی می شود.
۱٫ انصار در جنگ جملامیرمؤمنان (ع) تنها امام معصوم از میان ائمه ی اطهار (ع) بود که توانست در شرایط بسیار حساس آن روزگار، زمام خلافت را در دست بگیرد و جز پیاه کردن عدالت و برابری و مساوات در میان آحاد مردم جامعه ی آن روز و احیای سیره ی نبوی، هدفی دیگر نداشت. از این رو، آن حضرت در آغاز خلافت با مشکلات و موانع و چالش های متعددی رو به رو شد، که آشکار ترین شکل آن، جنگ هایی بود که به بهانه های واهی علیه آن حضرت صورت گرفت.امام در نخستین روز های حکومتش با پدیده ای شوم به نام ناکثین رو به رو شد. آن حضرت ابتدا تلاش فراوان کرد تا آنان را از مخالفت با حکومتش باز دارد، اما موفق نشد. طلحه و زبیر که درصدد نقض بعیت خود با امام علی (ع) بودند به بهانه ی قصد انجام عمره به سوی مکه رفتند. ولی قصد شکستن بیعت و خیانت داشتند. (۱) در آن هنگام عایشه هم در مکه بود و از بیعت مردم با حضرت علی (ع) ناراضی بود. (۲) طلحه و زبیر، عایشه را که کینه ای دیرینه به بنی هاشم و حضرت علی (ع) و فاطمه زهرا (ع) داشت، برای دست یابی به مقاصد شوم خویش همراه خود ساختند. همراهی عایشه با آنان بزرگ ترین موفقیت بود، از این رو، طلحه و زبیر به عایشه گفتند: اگر مردم بصره تو را ببینند همگی با تو متحد خواهند شد. (۳)سرانجام طلحه و زبیر و عایشه با سر دادن شعار انتقام و خون خواهی عثمان، امیرمؤمنان (ع) را به دست داشتن در قتل عثمان متهم نمودند، سپس همراه سه هزار نفر از مکه آهنگ بصره کردند. آنان می گفتند عثمان مظلومانه کشته شده و این شعارشان بود. وقتی آنان به بصره آمدند، عثمان بن حنیف انصاری که از جانب امام حاکم بصره بود، با عده ای از مردم بصره، از جمله حکیم بن جبله در منطقه ی مربد، برای مقابله با آن ها آماده شدند. بعد از جنگ شدید، طرفین تا آمدن امام صلح کردند. (۴) ولی بعد از صلح، اصحاب جمل بدون در نظر گرفتن صلح نامه، شبانه به محل استقرار عثمان بن حنیف حمله نمودند، بیت المال را به غارت بردند و با کشتن تعداد زیادی از نگهبانان، عثمان بن حنیف را اسیر نمودند. ابتدا قصد داشتند او را بکشند، ولی عثمان بن حنیف به آن ها اخطار داد و گفت: برادرم سهل بن حنیف جانشین امام در مدینه است، اگر مرا بکشید او تمام باز ماندگان شما را خواهد کشت. (۵) اینجا بود که از ترس سهل بن حنیف و انصار، بعد از آزار و اذیت و کشیدن موهای صورتش او را رها کردند. (۶) عثمان بن حنیف پس از اینکه از بصره اخراج شد، در ذی قار خدمت امام علی (ع) رسید. وقتی حضرت او را دید گریست و فرمود: «ای عثمان! من تو را به صورت پیرمردی دارای ریش فرستادم و اکنون با چهره ای بدون مو و جوان بازگشتی». (7)در چنین شرایطی انصار که از علاقه مندان امیرمؤمنان (ع) بودند، در کنار آن حضرت بودند و در جنگ جمل فعالانه حضور پیدا کردند. هنگامی که خبر حرکت شورشیان به امام رسید، آن حضرت سهل بن حنیف را به جای خود در مدینه گذاشت، (۸) سپس همراه شمار زیادی از اصحاب رسول خدا (ص) و بسیاری از مهاجران و اکثریت قریب به اتفاق انصار و مردم مدینه (طبقه نقلی تعداد اصحاب پیامبر (ص) چهار هزار نفر بوده (۹) که در میان آنها هشتصد نفر از انصار و چهارصد نفر از کسانی بودند که در بیعت رضوان حضور داشتند) به سرعت به سوی بصره حرکت کردند. (۱۰)در میان انصار، افرادی همچون ابو ایوب انصاری میزان پیامبر (ص) و خزیمه بن ثابت انصاری، معروف به ذوشهادتین (۱۱) و نعمان بن ربعی انصاری که در این جنگ فرمانده ی نیروی پیاده بودند، حضور داشتند. (۱۲) ابو قتاده انصاری صحابه ی بزرگوار رسول خدا (ص) قبل از حرکت گفت:یا علی! رسول خدا (ص) این شمشیر را بر گردن من بسته است، مدتی بود که آن را در نیام داشتم و اکنون زمان آن فرا رسیده است تا آن را در مقابل این ستمگران که برای امت فساد و تباهی آورده شد از نیام بیرون کشم و دوست می دارم که مرا پیشاپیش و در مقدمه ی لشکر گسیل فرمایی. (۱۳)ابو قتاده در تمام جنگ ها همراه امام بود و در زمان خلافت حضرت علی (ع) از جانب امام والی مکه بود.ابوالهیثم بن تیهان هم در جنگ جمل شرکت داشت. او پس از به خلافت رسیدن ابوبکر، یکی از دوازده نفری بود که ابوبکر را در مسجد استیضاح کردند (۱۴) و به حمایت از حضرت علی (ع) و اهل بیت رسول خدا (ص) و اولویت آنان برای خلافت، سخن رسول خدا (ص) را در مورد اهل بیت که آنها را همچون ستارگان آسمان دانسته بود، بیان کرد. (۱۵) وی در منابع از جمله سابقین شمرده شده است که به وصایت حضرت علی معتقد بود. (۱۶) ابوالهیثم بن تیهان زمانی که که طلحه و زبیر در مقابل امیرمؤمنان (ع) جبهه گرفتند، با جمعی از انصار خدمت حضرت علی (ع) رسیده، ایشان را در جریان امور گذاشتند و خواستار اقدام عملی از سوی آن حضرت شدند. (۱۷) ابوالهیثم بن تیهان هنگامی که حضرت علی (ع) عازم جنگ جمل بود، می خواست از ربذه به ذی قار برود، پس از سخنان حضرت علی (ع) که حقانیت و وراثت خود را یادآور شد، برخاست و با اشاره به حقانیت امام و پشتیبانی از سخنان وی، از حسد قریش نسبت به آن حضرت پرده برداشته، آمادگی خود را برای کمک کردن به آن حضرت اعلام داشت (۱۸) و گفت:ای امیرمؤمنان (ع) انحراف طلحه و زبیر را به آنان یادآور شو اگر آمدند، آن ها را می پذیریم و چنانچه پشت کردند با آن ها می جنگیم، به جان خودم سوگند مردمی که دست به کشتار زده اند و اموال مردم را به غارت برده اند و مردم با ایمان را ترسانده اند شایسته ی رها کردن نیستند. (۱۹)او در جنگ جمل از خود رشادت ها نشان داد و در جنگ صفین نیز حضور داشت. بنا به گفته ی بلاذری وی در جنگ صفین به شهادت رسید. (۲۰) اشعاری که ابوالهثم بن تیان در کارزار جمل و صفین سروده است به وصایت حضرت علی (ع) اشاره دارد که بیانگر تمایلات و اعتقادات عمیق شیعی و مکتبی اوست. (۲۱) شیخ طوسی در رجالش او را در شمار رجال شیعه ی انصار ذکر کرده است. (۲۲)انصار در جنگ جمل حضور فعال و نقش اساسی و تعیین کننده داشتند. زمانی که در صحنه ی نبرد حاضر می شدند، چنان عظمت و شجاعتی داشتند که دل ها را می لرزانیدند و شجاعان را می ترسانیدند و لرزه بر اندام دلیران می انداختند. مسعودی به نقل از منذر ین جارود می گوید:زمانی که او در جنگ جمل سپاهیان و جنگ جویان امیرمؤمنان (ع) را در زاویه (قریه ای است در کنار دجله بین واسط و بصره) دیده بود، چنین توصیف می کند:یکه تازان را سوار بر اسب ها دیدم و در حالی که جامه های سپید بر تن و شمشیر ها در کمر داشتند، بعضی از آن ها قرآن تلاوت می کردند و فوج فوج می گذشتند. گفتم: این ها کیستند؟ گفته شد: انصار، صحابه ی رسول خدا (ص) هستند. (۲۳)در آن میان، یکه تازی که بر اسب سرخ گون سوار بود و جامه ای سپید بر تن داشت و کلاهی سفید و عمامه ی زردی بر سر، تیر و کمان بر دوش و شمشیر بر کمر بسته بود، از جلوی ما گذشت. او پا هایش به زمین کشیده می شد و در میان هزار نفر سپاهی که آن ها هم بر سرخود کلاهی سفید و عمامه ای زرد بسته بودند، دیده می شد در حالی که پرچمی زرد رنگ به دست داشت. گفتم: این کیست؟ گفته شد: قیس بن سعد بن عباده از انصار است و همراهان او فرزندان و خویشاوندانش هستند. (۲۴)قیس بن سعد انصاری از نخستین کسانی بود که با علی (ع) بیعت کرد. او رئیس انصار، از یاران مخلص و فداکار آن حضرت به شمار می آمد. او از بزرگان اصحاب رسول خدا (ص) و مدیران آن ها و اهل سخاوت، شجاعت، فضل و رأی نظر و از داهیان عرب بود. او در زمان رسول خدا (ص) رئیس شرطه الخمیس و عهده دار اجرای دستورات امنیتی و انتظامی در شهر مدینه بود. (۲۵) او در دوران امام علی (ع) نیز موقعیت و جایگاه والایی داشت و از شیعیان و از خیرخواهان آن حضرت بود. آن گونه که در منابع آمده، او در مقدمات جنگ جمل شرکت داشته است. وقتی که امیرمؤمنان (ع) به ابوموسی اشعری پیام داد که مردم را برای پیوستن به امام، بسیج کند، ابوموسی از این کار سر باز زد. آنگاه امیرمؤمنان (ع) برای جمع آوری نیرو و عزل ابوموسی اشعری، امام حسن (ع) را همراه عمار یاسر و قیس بن سعد انصاری به کوفه فرستاد. چون آن ها همراه نامه ی امام علی (ع) به کوفه رسیدند، به جای ابوموسی اشعری، قرظه بن کعب انصاری را به عنوان حاکم بر کوفه گماشتند. در آنجا ابتدا امام حسن (ع) و سپس عمار یاسر برای مردم سخنرانی کردند. (۲۶) بعد از سخنان امام حسن (ع) و عمار یاسر، قیس بن سعد انصاری از جای برخاست و پس از حمد و ثنای پروردگار چنین گفت:ای مردم اگر در موضوع خلافت و زمامداری از شورا استقبال کرده و آن را ملاک بگیریم باید بدانیم که علی از تمام مردم از جهت سابقه ی اسلامی و هجرت با رسول خدا (ص)، و دانش، شایسته تر و مناسب تر برای این منصب است. قتل هر کسی که منکر این واقعیت باشد مباح و حلال است. چگونه حلال نباشد و حال اینکه برای طلحه و زبیر که خود با آن حضرت بیعت کردند و از روی حسد شانه از زیر بار بیعت خالی کرده و آن حضرت را خلع نموده، اتمام حجت شده است و دیگر دلیلی ندارد. (۲۷)سخنان امام حسن مجتبی (ع) و عمار یاسر و قیس بن سعد، رئیس انصار در تحریک مردم کوفه تأثیری مهم و قابل توجه داشت. آنگونه که در تاریخ آمده است مردم کوفه هم به ندای آنان پاسخ مثبت دادند و تعداد ۹۶۵۰ نفر از کوفیان به سپاه امام محلق شده و به سوی بصره حرکت کردند. (۲۸)ابن اعثم می گوید: ۹۲۰۰ نفر از مردم کوفه به سپاه امام محلق شد. (۲۹) در برخی نقل ها نیز تعداد آنان دوازده هزار نفر ذکر شده است. (۳۰)در بعضی از گزاش های تاریخی آمده است که قیس بن سعد انصاری در جنگ جمل شرکت کرده و در ماه جمادی الاخر سال ۳۶ همراه علی (ع) بوده است. (۳۱) به نظر می رسد که این اقوال درست نباشد، زیرا قیس بن سعد در صفر سال ۳۶ از جانب امام علی (ع) به استانداری مصر منصوب شد. او در اول ماه ربیع الاول همراه هفت نفر از اعضای خانواده اش وارد مصر شد (۳۲) و مدت چهار ماه و پنج روز ولایت مصر را به عهده داشت و در آنجا حکومت می کرد. سپس در پنجم رجب بعد از آنکه محمد بن ابی بکر به عنوان والی از جانب امام وارد مصر شد، قیس از مصر بیرون آمد و به سوی مدینه رفت. (۳۳)ابن عساکر نیز در تاریخ دمشق می نویسد که امام علی (ع) قیس را در سال ۳۷ ق از مصر عزل کرد و محمد بن ابی بکر را به عنوان والی فرستاد. (۳۴) ابن ابی الحدید می گوید: عهد نامه ای را که امام برای محمد بن ابی بکر نوشته تا وی آن را برای مردم مصر بخواند در اول ماه رمضان سال ۳۶ نوشته شده است. (۳۵) بنابراین می توان گفت که قیس بن سعد در جنگ جمل شرکت نداشته است، زیرا بیشتر منابع، حضور قیس را در جنگ تأیید نمی کنند. از سوی دیگر، آنگونه که در منابع آمده، محمد بن ابی بکر در جنگ جمل شرکت داشته و بعد از جنگ جمل به سوی مصر رفته است.اما اشعاری را که شیخ مفید از قیس بن سعد انصاری در روز جنگ جمل نقل می کند به نظر می رسد که وی آن اشعار را در جنگ صفین وقتی که با سپاه معاویه رو در رو شد گفته باشد، نه در جنگ جمل، (۳۶) زیرا در زمانی که علی (ع) به جنگ جمل مشغول بود و تا هنگامی که از بصره به کوفه آمد، قیس بن سعد همچنان فرمانروای مصر بود. (۳۷) بلاذری می گوید: «قیس بن سعد در مقدمات جنگ جمل نیز شرکت نداشته است، چون او در آن زمان والی مصر بود». (38)به هر حال، آنچه از منابع تاریخی بر می آید این است که قیس بن سعد انصاری فقط در مقدمات جنگ جمل شرکت داشته است و این بیانگر حضور فعال و نقش انصار در جمع آوری سپاه در کنار امیرمؤمنان (ع) می باشد. علاوه بر این انصار در صحنه ی جنگ نیز بودند و نقش فعالی داشتند. در این جنگ امام ابتدا پرچم را به فرزندش محمد حنیفه داد. ولی او به خاطر تیر باران شدید دشمن نتوانست پیشروی کند. آن حضرت پرچم را از او گرفت، حمله کرد و ارکان سپاه جمل را از هم پاشید، (۳۹) سپس برگشت و دوباره پرچم را به محمد داد و فرمود: «کار نخستین را با این حمله جبران کن، انصار نیز با تو هستند». (40)آنگاه خزیمه بن ثابت را با عده ای از انصار که اهل بدر بودند، با او همراه کرد و محمد حنیفه همراه انصار حمله کرد و جنگ را پیش برد. (۴۱)زیاد بن لبید یکی دیگر از انصار بود که در جنگ جمل شرکت داشت و اشعاری می خواند که مضمونش این است: چگونه می بینی انصار را در وز سختی و عداوت؟ ما مردمی هستیم که از خشم کسی باکی نداریم و در دفاع از وصی پیامبر (ع) از کسی ترس نداریم. انصار جدی هستند و شوخی نمی کنند. این علی فرزند عبدالمطلب است و ما او را در مقابل کسانی که تکذیبش می کنند یاری می دهیم. (۴۲)سرانجام جنگ جمل با پی شدن شتر عایشه خاتمه یافت. در این جنگ از سپاه جمل بیست هزار نفر و از اصحاب علی (ع) هزار نفر و به قولی کمتر، کشته شدند. (۴۳) پایان جنگ جمل را روز پنجشنبه ۱۲ جمادی الآخر سال ۳۶ ذکر کرده اند. (۴۴)
۲٫ انصار در جنگ صفینآنگونه که از منابع تاریخی بر می آید انصار در جنگ صفین هم حضوری فعال داشتند. پس از ماجرای جمل وقتی که امام درکوفه مستقر شد، تمام بلاد با آن حضرت بیعت کرده بودند، (۴۵) به جز منطقه ی شام که معاویه و بنی امیه امام را وادار به مخالفت می نمودند. گر چه آن حضرت بسیار تلاش کرد تا معاویه را به اطاعت امام مسلمانان قانع کند و از راه باطلی که می رود باز دارد، اما تلاش های امام نتیجه نداد. (۴۶) در پی سر پیچی معاویه، امیرمؤمنان (ع) مصمم بر جهاد با او شد. از این روآن حضرت برجستگان اصحابش را که به نقل مسعودی تعدادی نهصد نفر از انصار و مهاجران و آنان را که در جنگ بدر و بیعت شجره بودند، (۴۷) جمع کرد و بعد از حمد و ثنای پروردگار چنین فرمود:اما بعد، شما مردمی با اندیشه های نیکو و گویندگان حق، افرادی هستید که کردار و دستورتان با برکت است و تصمیم داریم به سوی دشمن خود و دشمن شما حرکت کنیم، نظریات خود را به ما ابلاغ کنید. و به آنچه صلاح می دانید اشاره کنید. (۴۸)بعد از سخنان امام (ع) چند نفر از انصار به نمایندگی از آنان سخن گفتند. یکی از آن ها سهل بن حنیف انصاری بود. او از یاران صمیمی آن حضرت بود و حضرت او را در جنگ جمل جانشین خودش در مدینه قرار داده بود. (۴۹)بعد از جنگ جمل و در آستانه ی جنگ صفین، زمانی که طرفداران معاویه مدینه را ترک نموده و به او ملحق می شدند، سهل از فرار آنها ناراحت شد و جریان را برای امام نوشت. امام هم به او نوشت که افسردگی به خود راه مده و هر که را یافتی باز دار. (۵۰)سهل بن حنیف همراه قیس بن سعد بن عباده انصاری از مدینه به کوفه آمدند. او در پاسخ به نظرخواهی امام چنین گفت: ای امیرمؤمنان (ع) ما با کسی که با تو صلح نماید و آشتی کند از در آشتی بیرون می آییم و با ستیزه گران با تو، جنگ می نماییم؛ رأی ما رأی توست. [در آخر نیز چنین گفت:] ما انصار، کسانی هستیم که هیچ مخالفتی با تو نداریم و هر گاه ما را فرا خوانی اجابت می کنیم و زمانی که ما را فرمان دهی اطاعت می نماییم. (۵۱)بدین ترتیب، وی آمادگی انصار را برای همراهی و اطاعت از امام اعلام کرد. قیس بن سعد انصاری نیز به نمایندگی از انصار برخاست و حمد و ثنای الهی را به جای آورد و سپس گفت:ای امیرمؤمنان (ع)! همراه ما به سوی دشمنانت بشتاب و لحظه ای درنگ مکن. سوگند به خدا جهاد با آنان نزد من محبوب تر از جهاد و پیکار با کفار روم ترک است، زیرا اینان در دین خدا سهل انگاری نموده و حیله گری کرده، اولیاء خدا و یاران رسول خدا (ص) را کوچک شمرده و به آنها اهانت نموده و انصار و مهاجرین و تابعین نیکوکار را تحقیر کرده اند و هرگاه فردی مورد غضب آنان قرار گیرد او را زندانی کرده کتک می زنند و از شهری به شهر دیگر تبعید نموده و بی خانمانش می کنند. اموال ما از نظر آنان برایشان حلال است و ما را بنده ی زبون خود می پندارند. (۵۲)قیس بن سعد بارها امیرمؤمنان (ع) را بر پیکار با معاویه و کشتن وی وادار کرد و چنین می گفت:ای امیرمؤمنان(ع)! در روی زمین محبوب تر از شما کسی را نداریم که زمام امور ما را به دست گیرد و برای اقامه ی عدل و داد و اجرای احکام اسلامی بپا خیزد، زیرا تو ستاره ی فروزان و راهنمای شب های تار ما هستی. تو پناهگاه مایی که در سختی ها به تو پناه آورده و اگر تو را از دست دهیم زمین و آسمان ما تیره خواهد شد. لکن به خدا قسم! اگر معاویه را به حال خود گذاری تا هر مکر و حیله ای که می خواهد انجام دهد، آهنگ مصر کرده و به سوی آنجا خواهد رفت و وضع یمن را بهم خواهد ریخت و به ملک عراق نیز طمع خواهد نمود، زیرا همراه معاویه عده ای از مردم یمن هستند که کشتن عثمان و ریختن خون او به عنوان یک جنایت و یک ظلم و ستم در عروق آنان جای گرفته است و دل هایشان مملو از کینه جویی و انتقام گیری از قاتلین عثمان شده است.آنان به جای اینکه دنبال علم و یقین باشند و حقایق را از دیده ی واقعی بنگرند، به ظن و گمان اکتفا کرده و به جای یقین، شک را گرفته، و به جای خوبی ها دنبال هوای نفس رفته اند. مردم حجاز و عراق را با خودت حرکت بده، او را در تنگنا قرار داده و از چند جهت محاصره اش کن و کاری نما که در خود احساس ناتوانی و زبونی کند و از خودش مأیوس گردد. (۵۳)امام در جواب قیس بن سعد انصاری فرمود: «به خدا ای قیس سخنی نیکو گفتی و مطلبی زیبا و به موقع بر زبان جاری ساختی.» (54)امام زمانی که به جنگ صفین رفت ابا مسعود انصاری را در کوفه جانشین خودش قرار داد. (۵۵) بنا به گفته ی مسعودی ۲۸۰۰ نفر در جنگ صفین علی (ع) را همراهی می کردند که نهصد نفر آن ها از انصار و مهاجران بودند. (۵۶) غالب اهالی مدینه که در این جنگ شرکت کرده، انصاری بودند و ضربات و حملات آنان بر سپاه معاویه بسیار شکننده بود.به هر حال، انصار در جنگ صفین نقش چشم گیری داشتند. سهل بن حنیف در این جنگ فرمانده ی لشکر بصره بود. (۵۷) ابو الهیثم بن تیهان در جنگ صفین سپاه امام را منظم می کرد و می گفت:ای مردم عراق! میان شما و پیروزیِ زود هنگام در این دنیا و بهشت در آن دنیا، جز ساعتی از روز نیست؛ گام های خود را استوار بردارید و صفوف خود را منظم کنید و سرهای خود را به پروردگارتان عاریت دهید، از او کمک بگیرید و با دشمن خدا و دشمن خودتان بجنگید. (۵۸)او در صفین آن قدر رشادت از خود نشان داد تا اینکه به شهادت رسید. (۵۹) توجه علی (ع) به او به گونه ای بود که بعد از مرگش، بر فقدانش تأسف و غصه می خورد. گر چه نصر بن مزاحم وی را در شمار شهدای نبرد صفین ذکر نکرده است، اما شواهد زیادی نشان می دهد که او در جنگ صفین حضور داشته و در آن جنگ به شهادت سیده است. (۶۰) تأیید این مطلب، یادآوری امام از ابن تیهان در شمار صالحانی، همچون عمار یاسر و ذو شهادتین است که شهادت آنان در صفین مسلم است. این نشان می دهد که او در صفین حضور داشته و در این نبرد به شهادت رسیده است. علاوه بر این، ابن ابی الحدید نیز شهادت ابا لهیثم بن تیهان را در صفین پذیرفته است. (۶۱)ابو ایوب انصاری نیز در جنگ صفین حضور داشت. او از یاران فداکار و مخلص امام به شمار می آمد و می گفت: «رسول خدا (ص) به من دستور داده که همراه علی (ع) با ناکثین، قاسطین و مارقین بجنگم». (62)هنگام جنگ صفین، ابو ایوب انصاری نامه ای از طرف معاویه دریافت کرد که فقط یک سطر بود. معاویه نوشته بود: «لا تنسی شیباء ابا عذرتها و لا قاتل بکرها». البته ابو ایوب انصاری چیزی از آن نفهمید و آن را نزد امام آورد و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! این معاویه پسر هند جگرخوار و پناه منافقان، نامه ای به من نوشته که از آن سر در نمی آورم و متوجه مقصودش نمی شوم و نامه را به حضرت داد. امیرمؤمنان (ع) فرمود:این جمله، مثلی است که گفته است، زن باکره شبی را که بکارتش از بین رفته و مردی که این کار را کرده و اولین فرزندی را که از این طریق تولد یافته هرگز فراموش نمی کند، من (معاویه) هم همانند آن زن هستم که قتل عثمان را فراموش نمی کنم. (۶۳)این کینه سبب شد بعد از جنگ صفین و زمانی که ابو ایوب از جانب امام والی مدینه بود، معاویه بُسر بن ارطاه را به سه هزار لشکر به سوی مدینه فرستاد و بُسر پس از بیرون رفتن ابو ایوب انصاری از مدینه و پیوستن او به امام، خانه اش را به آتش کشید. (۶۴)خزیمه بن ثابت انصاری که معروف به «ذو شهادتین» بود، در جنگ صفین امیرمؤمنان (ع) را همراهی می کرد. پس از شهادت عمار یاسر، وی از خود دلاوری ها نشان داد و می گفت: با شهادت عمار گمراهی این گروه روشن تر شده است. (۶۵) او در جنگ صفین اشعاری سرود. در یکی از اشعارش چنین می گوید: «این علی (ع) است که ناکثین و قاسطین از فرمان او سرپیچی و عصیان کرده اند». خزیمه آن قدر جنگ کرد تا به شهادت رسید. (۶۶)برخی از انصار نیز فرمانده و پرچم دار سپاه بودند. ابن قتیبه می نویسد: امیرمؤمنان (ع) در جنگ صفین صحابه را در گروهی سازمان دهی کرد و فرماندهی آن را به قیس بن سعد انصاری داد. (۶۷) برخی گویند که او فرمانده ی سمت چپ لشکر و همراه قاریان عراق بود. (۶۸)صعصعه بن صوحان می گوید: هنگامی که امیرمؤمنان (ع) برای جنگ صفین پرچم ها را بر می افراشت، پرچم رسول خدا (ص) را بیرون آورد و تا آن زمان پرچم پیامبر (ص) بعد از رحلتش دیده نشده بود، پرچم را بست و قیس بن سعد انصاری را احضار کرد و آن پرچم را به او داد و سپس انصار و جنگ جویان را جمع کرد. همین که چشم آن ها به پرچم رسول خدا (ص) افتاد، گریه ی بسیار شدیدی نمودند. در این موقع، قیس بن سعد انصاری رئیس انصار، اشعاری سرود و چنین گفت:این همان پرچمی است که پیرامون آن با رسول خدا (ص) بودیم و جبرئیل امین یار ما بود. (۶۹) ضرر نمی کند کسی که انصار پشتیبان او باشند، در صورتی که برای او جز آنان هیچ کس یار و یاور نباشد مردمی که هرگاه به پیکار بر می خیزند، آن قد قبضه های آنان دسته های شمشیر مشرفیه را می گیرد که شهرها را و کشور ها فتح شود. (۷۰)گزارش های تاریخی حاکی از آن است که حضور انصار و افرادی همچون قیس بن سعد انصاری در کنار علی (ع) برای معاویه بسیار سنگین بود، از این رو هنگامی که اوضاع بر معاویه بسیار سخت و دشوار شد و شکست را مشاهده کرد، به یارانش گفت: مرا مردانی از یاران علی، مثل مالک اشتر و سعد بن قیس همدانی و قیس بن سعد بن عباده انصاری سخت اندوهگین ساخته اند. (۷۱)نگرانی معاویه از حضور انصار در جنگ صفین نشان دهنده ی نقش فعال سیاسی و نظامی آنان در کنار امیرمؤمنان (ع) می باشد. در این باره نصر بن مزاحم می گوید: وقتی که معاویه رشادت های انصار را در جنگ صفین دید به حدی خشمگین گشت که نعمان بن بشیر و مسلمه بن مخلد را فرا خواند و به آن ها گفت:آنچه از اوس و خزرج مشاهده کرده ام غمگین ام ساخته و مرا به محنت افکنده است. آنان شمشیر ها را به گردن های خود گذارده و ما را به مبارزه و فرود آمدن در مقابل خود می خوانند تا آنجا که تمام یاران و سپاهیانم، اعم از شجاعان و ترسو ها را ترسانیده به حدی که هر یک از یکه سوران شامی که می پرسم جواب می آید که انصار او را کشته اند. به خدا سوگند با تیز بینی و اندیشه ی عمیقم، با شمشیر های برنده ام، با آن ها رو به رو خواهم شد و در مقابلِ هر سوار از انصار، یکه تازی را می فرستم تا به گلوی آنان چسبیده و آنان را از بین ببرد و به تعداد آنان، از افراد قریش مردانی را خواهم فرستاد که خرما و طفیشل (۷۲) نخورده باشد. (۷۳)وقتی خبر این مجلس به انصار رسید، قیس بن سعد انصاری تمام انصار را جمع کرد و خطبه ای برای آنان خواند و چنین گفت:ای انصار! سخنان معاویه را شنیدید، به خدا قسم! اگر امروز بر معاویه خشم نموده یا کینه داشته و دشمن او بوده اید و اگر خون او را در اسلام بریزید، معلوم می شود که در زمان شرکت خون او را می ریختید. بزرگ ترین گناه شما در نظر معاویه این است که به یاری دینی که دارید، برخاسته اید. امروز طوری بکوشید که فعالیت دیروز را فراموش کنید و فردا طرزی جدیت نمایید که کوشش امروز را از یاد ببرید. ای انصار! شما زیر پرچمی هستید که در طرف راستش جبرئیل، و در سمت چپش میکائیل می جنگید. ولی حریف و دشمن شما در زیر پرچم ابو جهل و احزاب می جنگد. اما خرما را ما نکاشتیم بلکه بر کسانی که آن را می کاشتند جلو تر رفته و بر آنان در خوردن آن غلبه نمودیم، و اما طفیشل اگر غذای ما بود هم مثل قریش ملقب به آن شده و به آن نام مشهور می گشتیم، چنان که آنان را «قریش السخینه» (74) گفتند. (۷۵)قیس بن سعد، خطیب توانای انصار همچنان با سخنان و اشعار حماسی خود، مجاهدان را به خروش می آورد و سخنان او به حدی معاویه را خشمگین کرد که روزی معاویه پس از شنیدن سخنان او عمروعاص را خواست تا چاره ای بیندیشد. معاویه گفت:سخنران انصار قیس بن سعد، هر روز سخنرانی می کند، به خدا قسم او در نظر دارد فردا ما را از بین ببرد، و اگر آن کس که فیل ها را از خانه ی خدا باز داشت جلوی او را نگیرد، ما را نابود خواهد ساخت. (۷۶)سپس معاویه به عده ای از بزرگان انصار از جمله به عقبه بن عمرو، براء بن عازب، عبدالرحمن بن ابی لیلی، خزیمه بن ثابت، زید بن ارقم، عمرو بن عمر نامه نوشت و آنان را سرزنش نمود و از آنان خواست که نزد قیس بن سعد بروند و با او صحبت کنند. همگی نزد قیس بن سعد آمده، گفتند: «معاویه نمی خواهد به ما ناسزا بگوید تو هم از فحش و بدگویی خودداری کن». سپس قیس بن سعد انصاری در پاسخ آنان گفت:من و یا فردی همچون من فحش و ناسزا نمی دهد، ولی من هیچگاه دست از جنگ با معاویه بر نخواهم داشت تا آنگاه که خدا را ملاقات کنم. (۷۷)قیس بن سعد خطیب توانای انصار، زبان عترت طاهره و خاندان پاک رسول (ص) خدا بود. او همچنان که در صحنه ی نبرد با شمشیرش جهاد می نمود، با زبان گویا و منطق رسا و بلیغ خویش نیز از خاندان رسول خدا (ص) و از حق جانشین بر حق پیامبر (حضرت علی (ع)) دفاع می کرد. (۷۸)معاویه در جنگ صفین از نعمان بن بشیر خواست که نزد قیس بن سعد رفته، او را توبیخ نماید. هنگامی که نعمان بن بشیر در میان لشکر آمد صدا زد: ای قیس بن سعد، من نعمان بن بشیر هستم. سپس سخنانی ایراد کرد و گفت:ای انصار! شما بودید که با عثمان مخالفت نمودید و او را کشتید، باز هم دچار اشتباه شدید و یاران او را نیز در جنگ جمل کشتید و با اسبان و سپاهیان خود بر مردم شام تاختید و آن ها را مورد حمله قرار دادید. شما که عثمان را تنها گذاشتید و او را ذلیل کردید، اگر امروز با علی (ع) آن چنان کنید تازه، کاری مساوی آن کار انجام داده و یک عمل در مقابل یک عمل قرار می گیرد. لیکن شما ای انصار! دست از حق برداشته و به این راضی نشوید که همچون بقیه ی مردم باشید تا آنجا که در میدان جنگ پی به حقیقت برده و خود به جنگ و مبارزه دعوت شوید، ولی هیچ ناراحتی بر علی نرسیده و شما هستید که مصیبت ها را بر او سبک نموده و او به استراحت پرداخته و بار مصیبت را باید شما بکشید و در انتظار پیروزی وعده داده شده بنشینید و فداکاری کنید. جنگ از دست ما و شما چه عزیزانی را گرفته! که شما خود بهتر می دانید. نسبت به بقیه از خدا بترسید و پرهیزگاری را پیشه ی خود سازید. (۷۹)قیس بن سعد پس از سخنان نعمان بن بشیر خندید و گفت:ای نعمان! فکر نمی کنم که چنین جرأتی داشته باشی و این سخنان را بر زبان جاری سازی! آن کس که به خود خیانت کند، برادرش را نصیحت نمی کند. (۸۰) به خدا سوگند تو خود را گول زده ای و گمراه و گمراه کننده هستی! اما درباره ی عثمان، اگر شنیدن خبر، تو را کفایت می کند و به هر خبری گوش فرا می دهی یک خبر هم از من بشنو. عثمان را افرادی کشتند که تو از آنان بهتر نیستی و افرادی او را تنها گذاشتند و ذلیلش کردند که مسلماً از تو بهتر هستند. اما اینکه گفتی ما همچون بقیه ی مردم نیستیم، ما در جنگ آن طور خواهیم جنگید که در کنار رسول خدا (ص) و در رکاب او می جنگیدیم و از شمشیر ها با صورت خود و از نیزه ها با گلوگاه خود نگهداری و حفاظت می کنیم تا آنجا که حق، نمایان و آشکار گردد، اگر چه آنان دلشان نخواهد ولیکن ای نعمان! بنگر که همراه تو با معاویه جز عده ای افراد آزاد شده و بیابانی و یا چند نفری از مردم یمن که قریب خورده اند و داخل سپاهیان او شده اند کس دیگری را می بینی؟ ببین که مهاجران و انصار و تابعین آن ها و کسانی که سابقه ی درخشان در اسلام دارند کدام طرف هستند؟! و ببین که با معاویه از انصار رسول خدا (ص) جز تو و رفیق کوچکت کس دیگری هستند؟ به خدا قسم شما دو نفر نه سابقه ای در دین اسلام دارید و نه در جنگ بدر و احد بودید و نه آیه ای از قرآن در شأن شما نازل شده و با قرآن هم آشنایی ندارید. به جان خودم سوگند اگر تو هم اکنون ما را فریب داده و به ما خیانت کردی، پدرت نیز به ما خیانت کرد. (۸۱)بعد از این سخنان قیس بن سعد انصاری بود که حضرت علی (ع) وی را نزد خود طلبید و او را تمجید و ستایش کرد و سروری و فرماندهی انصار را به او داد. او یار با وفای حضرت علی (ع) بود. وی در جنگ صفین هر روز در جمع انصار سخن می گفت و آنان را بر ضد شامیان و معاویه تحریک می کرد. (۸۲) آنگونه که در منابع آمده قیس در سخنان خود بر این نکته تکیه می کرد که اصحاب رسول خدا (ص) با ما هستند. او می گفت: هفتاد نفر از کسانی که در جنگ بدر حضور داشتند، در کنار ما هستند و فرمانده ی ما هم پسر عموی رسول خدا (ص) و «بدری صدق» است. (۸۳)به هر روی، انصار در جنگ صفین ضربه های سنگینی بر پیکر سپاه شام وارد ساختند. البته معاویه از همراهی آنان با امیرمؤمنان (ع) بسیار ناراحت بود و به همین دلیل، وی قبل از جنگ، نامه های زیادی به یاران امام، از جمله قیس بن سعد انصاری، و در زمان جنگ به ابو ایوب انصاری نوشت و کوشید تا آنان را به مخالفت امام وادار کند، (۸۴) اما تلاش های او سودی نبخشید و جز دو نفر (نعمان بن بشیر و مسلمه بن مخلد) (۸۵) احدی از آنان فریب معاویه را نخوردند و تا آخر از خلافت امیرمؤمنان (ع) دفاع کردند و حامی آن حضرت بودند.قیس بن سعد انصاری در پاسخ به یکی از نامه های معاویه چنین نوشت:ای معاویه! تو از من می خواهی که از علی (ع) جدا شوم و به اطاعت تو سر بگذارم و از اینکه اصحاب او از دورش متفرق شده و به تو پیوسته اند مرا می ترسانی؟ سوگند به آن خداوندی که جز او معبودی نیست، اگر برای او جز من کسی باقی نماند و برای من هم جز او کسی باقی نماند، مادامی که تو در جنگ با اویی با تو مسالمت نخواهم کرد و تا هنگامی که با او دشمنی می ورزی به فرمانت تن نخواهم داد. من دشمن خدا را بر دوست خدا، و حزب شیطان را بر حزب خدا ترجیح نمی دهم و انتخاب نمی کنم. (۸۶)به هر حال، بعد از شهادت عمار یاسر، قیس بن سعد انصاری همراه عده ای از افراد شجاع انصار، به سپاه شام حمله نمودند و جنگ بسیار شدیدی کردند (۸۷) و عده ای از آن ها به شهادت رسیدند. بنا به نقل مسعودی در جنگ صفین ۲۵ نفر از صحابه ی بدری به شهادت رسیدند. (۸۸) ابو عمره انصاری یکی از شهدا بود که در جنگ صفین مبلغ یکصد هزار درهم به امیرمؤمنان برای سرکوبی معاویه و شامیان کمک کرد. او در این جنگ در رکاب آن حضرت جنگید و به شهادت رسید. از شهدای دیگر انصار، ثابت بن عبید انصاری، خزیمه بن ثابت «معروف به ذو شهادتین»، ابو الهیثم بن تیهان، ابو فضاله انصاری، سعد بن حارث انصاری، فاکه بن سعد انصاری، ابو لیلی انصاری (۸۹) و یزید بن طعمه انصاری بودند. (۹۰)بسیاری از بزرگان انصار در جنگ های دوران امیرمؤمنان (ع) حضوری شایسته داشتند. برخی از آنان که نقش برجسته ای ایفا کردند عبارت بودند از: ابو ایوب انصاری میزبان پیامبر (ص)، (۹۱) ابو برده بن نیار انصاری، (۹۲) ابو عمره انصاری، (۹۳) ابو سعید خدری انصاری، (۹۴) ابو مسعود انصاری، (۹۵) ابو قتاده انصاری، (۹۶) ابو فضاله انصاری، (۹۷) ابو قدامه انصاری، (۹۸) ابو الهیثم بن تیهان انصاری، (۹۹) ابو الیسر انصاری، (۱۰۰) ابو لیلی انصاری، (۱۰۱) اسید بن ثعلبه انصاری، (۱۰۲) براء بن عازب انصاری، (۱۰۳) ثابت بن قیس بن خطیم انصاریف (۱۰۴) ثابت بن عبید انصاریف (۱۰۵) جابر بن عبدالله انصاریف (۱۰۶) جابر بن عمیر انصاری، (۱۰۷) جبیر بن حباب بن منذر انصاری، (۱۰۸) جبله بن ثعلبه انصاری، (۱۰۹) جبله بن عمرو ساعدی انصاری، (۱۱۰) حارث بن حاطب انصاری، (۱۱۱) حارث بن عمرو انصاری، سعد بن عمرو انصاری، (۱۱۲) حارثه بن نعمان انصاری، (۱۱۳) حجاج بن عمرو بن غزیه انصاری، (۱۱۴) خالد بن ابی خالد انصاری، (۱۱۵) خالد بن ابی دجانه انصاری، (۱۱۶) خالد بن ولید انصاری و فرزندش عبدالرحمن بن خالد انصاری، (۱۱۷) خزیمه بن ثابت انصاری، (۱۱۸) ربعی بن عمرو انصاری، (۱۱۹) رفاعه بن رافع انصاری، (۱۲۰) زیاد بن لبید بن ثعلبه انصاری، (۱۲۱) زید بن ارقم انصاری، (۱۲۲) سعد بن حارث انصاری، (۱۲۳) سعد بن عمرو بن عبید و برادرش حارث بن عمرو انصاری، (۱۲۴) سهل بن حنیف انصاری، (۱۲۵) عبدالرحمن بن عبد ربه انصاری، (۱۲۶) عبدالله بن زید بن عاصم انصاری، (۱۲۷) عبدالله بن یزید بن زید انصاری، (۱۲۸) عبدالله بن عتیک اوسی انصاری، (۱۲۹) عتبه بن رفاعه انصاری، (۱۳۰) عثمان بن حنیف انصاری، (۱۳۱) عمرو بن حارثه انصاری، (۱۳۲) عمرو بن غزیه انصاری، (۱۳۳) فروه بن عمرو انصاری، (۱۳۴) فاکه بن سعد انصاری، (۱۳۵) قرظه بن کعب انصاریه، (۱۳۶) قیس بن سعد بن عباده انصاری، (۱۳۷) کرامه بن ثابت انصاری، (۱۳۸) محمد بن عمرو بن حزم انصاری، (۱۳۹) نعمان بن ربعی انصاری، (۱۴۰) نضر بن عجلان انصاری، (۱۴۱) نعمان عجلان انصاری، (۱۴۲) هانی بن نیار بن عمرو انصاری، (۱۴۳) یزید بن حویرث انصاری، (۱۴۴) یزید بن طعمه انصاری (۱۴۵) و یزید بن نویره انصاری. (۱۴۶).این حضور فعال و فداکاری ها و رشادت های انصار و سایر یاران با وفای امام علی (ع) در جنگ صفین بود که سپاه شام را ناتوان کرد و به تعبیر امام، نفس های آخر را می کشید که حیله ی معروف دشمن آغاز شد و سپاه شام به دستور معاویه و عمرو بن عاص قرآن ها را بالای نیزه ها بردند. آنان با این اقدام، سپاه علی (ع) را به حکمیت قرآن دعوت کردند. آنگونه که در منابع آمده حدود بیست هزار نفر از سپاه عراق نزد امیرالمؤمنین (ع) آمدند و از آن حضرت خواستند تا حکمیت قرآن را بپذیرد و ایشان را وادار کردند تا جنگ را متوقف کند. (۱۴۷) اما همین کسانی که امام علی (ع) را وادار به پذیش حکمیت کردند، پس از بازگشت از صفین به عنوان خوارج بر علی (ع) شمشیر کشیدند.
۳٫ انصار در جنگ با خوارجانصار همانگونه که در جنگ جمل و صفین در کنار امیرمؤمنان (ع) بودند و در دفاع از حقانیت و خلافت آن حضرت برخاسته و نقش فعالی داشتند، در نبرد نهروان نیز حضور چشم گیری داشتند.خوارج پس از بازگشت از صفین با گرفتن ایراد های بی جا بر امیرمؤمنان (ع) آن حضرت را متهم به کفر کرده و از او بیزاری جستند و با دادن شعار ظاهر فریب «لا حکم الّا الله» خود را از بیعت علی (ع) خارج کرده، در مقابل امام قرار گرفتند. آن ها پس از ایجاد رعب و وحشت و اهانت به امام و تهدید آن حضرت به قتل، حدود ده هزار و به قولی دوازده هزار نفر به طرف حروراء (دهکده ای نزدیک کوفه) رهسپار شدند (۱۴۸) و سپس کوفه را به قصد نهروان ترک کردند، (۱۴۹) در حالی که در طول مسیر راه به هر کسی که بر می خوردند رأی او را درباره ی حکمیت و امام علی (ع) سؤال می کردند، اگر با آن ها موافق نبود او را می کشتند. (۱۵۰) این حرکت آنان که افراد بی گناه را به جرم طرفداری از علی (ع) ترور می کردند، سبب شد تا امیرمؤمنان (ع) تصمیم به مقابله با آن ها بگیرد، (۱۵۱) در حالی که امام علی (ع) آماده ی جنگ با قاسطین بود، به خوارج فرمود: «من به سوی شام در حرکت هستم، شما نیز ما را همراهی کنید»، (۱۵۲) ولی آن ها گفتند که امامت آن حضرت را نمی پذیرند. از این رو امام علی (ع) برای جلوگیری از گسترش فتنه ی خوارج، دستور حرکت سپاه را به سوی نهروان صادر کرد. (۱۵۳) در این جنگ نیز انصار حضرت را همراهی کرده، نقش قابل توجهی داشتند و از میان انصار، افرادی عهده دار فرماندهی سپاه بودند. بنا به گفته ی ابن اثیر، ابو ایوب انصاری در جنگ خوارج فرماندهی سواره نظام، و ابو قتاده انصاری فرماندهی پیاده ی نظام را به عهده داشت. (۱۵۴) همچنین فرماندهی انصار و مردم مدینه را که تعداد هشتصد نفرشان از صحابه بودند، به قیس بن سعد انصاری که سر آمد یاران امیرمؤمنان (ع) و به گفته ی علامه امینی یکی از استوانه های دین بود، سپرده شد. (۱۵۵)در این جنگ تمام توجه امام و اصحاب و یارانش بر این بود تا با برخورد روشن گرانه و هدایت گر، خوارج را از گرداب جهل، رهایی بخشند. از این رو قبل از جنگ و درگیری، ابو ایوب انصاری و قیس بن سعد انصاری در برابر خوارج قرار گرفته و از آنان خواستند تا برای جنگ با معاویه به آنان بپیوندند. قیس بن سعد انصاری در این گفت و گو به خوارج هشدار داد که آن ها از دین خدا خارج شده اند، بهتر است که به طرف امام برگردند. او به خوارج گفت: شما کار بزرگی انجام داده اید، ما را مشرک دانسته اید و علیه ما شعار و گواهی شرک داده اید. شرک ستم بزرگی است، خون مسلمان ها را می ریزید و آنان را مشرک می دانید. (۱۵۶)بنا به گزارش ابن اثیر، عبدالله بن شجره سلمی در جواب قیس بن سعد انصاری گفت:حق برای ما روشن است و ما از شما پیروی نخواهیم کرد مگر اینکه شخصی همچون عمرو را برای ما بیاورید. قیس گفت: ما در بین خود غیر از صاحب خود، علی (ع) کسی دیگر را نمی یابیم، آیا شما در بین خود کسی را دارید؟ گفتند: نه. سپس قیس گفت: شما را در پیشگاه خود به خدا سوگند می دهم که اگر او را از بین ببرید من فتنه و آشوبی بس بزرگ را می بینم که بر شما پیروز شده و دچار آن گشته اید. (۱۵۷)ابو ایوب انصاری نیز انحراف خوارج را یادآور شد و از آنان خواست که به سوی امام برگردند. (۱۵۸) براء بن عازب نیز به عنوان نماینده ی علی (ع) به سوی خوارج رفت تا آنان را به اطاعت از امام و ترک مخاصمه دعوت کند. (۱۵۹) البته انصار و یاران امام علی (ع) نتوانستند عده ای از خوارج را از مسیری که برگزیده بودند بازگردانند، از این رو آنان با پاسخ بی خردانه ی خوارج رو به رو شدند.در این جنگ، پرچم امان به دست ابو ایوب انصاری بود که آن را در گوشه ای از میدان برافراشته بود و خوارج را به اجتماع در اطراف آن دعوت می کرد. او با صدای بلند می گفت: هر کس به زیر این پرچم در آید، در امان است در صورتی که معترض کسی نشده و دست او به خون برادران ما آلوده نشده باشد. همچنین اعلام کرد کسانی که از لشکر خارج شده به طرف کوفه یا بصره حرکت کنند، باز در امان خواهند بود. (۱۶۰) پس از آن، چند هزار نفر از خوارج جدا شده و تنها ۱۸۰۰ نفر باقی ماندند. (۱۶۱)این اقدامات و تلاش های انصار بود که باعث شد بسیاری از خوارج از جنگ با امام منصرف شوند. آنگونه که در منابع آمده است تعداد خوارج در حروراء حدود دوازده هزار نفر بود، (۱۶۲) اما در جنگ نهروان بیشترین تعدادی را که مورخان نوشته اند، چهار هزار نفر است. (۱۶۳) البته – چنان که گفته شد – بنا به نقل ابن اثیر در جنگ نهروان تنها ۱۸۰۰ نفر عبدالله بن وهب راسبی را همراهی کردند. (۱۶۴) این جنگ در نهم صفر سال ۳۸ (۱۶۵) و به گفته ی برخی سال ۳۹ ق رخ داد. (۱۶۶) در این جنگ یزید بن نویره انصاری به شهادت رسید که پیامبر (ص) دو بار شهادت به بهشتی بودن او داده بود. (۱۶۷)نکته ای که توجه به آن اهمیت دارد این است که نگارنده پس از تحقیق و بررسی به این نتیجه رسید که احدی از انصار در میان خوارج نبوده است، چنان که ابن عباس هم این مطلب را در گفت و گوی خود با خوارج خاطر نشان می سازد، او می گوید:من از نزد صحابه ی رسول خدا (ص) آمده ام، شما به چه چیز داماد پیامبر (ص) و انصار ایراد گرفته اید، در حالی که من احدی از انصار را در میان شما نمی بینم. (۱۶۸)این عدم همراهی انصار با مخالفان امام نشانه ی اخلاص و وفاداری و پای بندی آنان به مکتب علوی و اهل بیت (ع) می باشد و در واقع، همین امر باعث شد که انصار تا پای جان از امام علی (ع) و خلافت ایشان در برابر مخالفان و دشمنانش دفاع کنند و در تمام صحنه ها همواره در کنار آن حضرت باشند.
نتیجهانصار که از علاقه مندان اهل بیت (ع) بودند پس از رحلت پیامبر (ص) همواره امیرمؤمنان (ع) را یاری کردند و در صحنه های سیاسی و نظامی حضوری فعال داشتند و با تمام قوا امام را در برابر دشمنان و مخالفانش حمایت کردند. بیشتر رجال سیاسی و نظامی حکومت امام را آنان تشکیل می دادند. زمانی که مخالفان و دشمنان به مخالفت با آن حضرت برخاستند و موانع زیادی را در برابر حکومت آن حضرت پدید آوردند، انصار با تمام توان در مقابل آنان ایستادند و در جنگ های جمل، صفین و نهروان نقش شایان توجهی داشتند به گونه ای که عده ای از آن ها در راه حمایت از امیرمؤمنان (ع) به شهادت رسیدند.
پی نوشتها :

۱٫ شیخ مفید، الجمل، ص ۱۶۶٫۲٫ ابی محمد احمد بن اعثم کوفی، الفتوح، ج ۲، ص ۲۴۸٫۳٫ احمد بن داوود دینوری، الاخبار الطوال، ج ۲، ص ۱۴۴٫۴٫ احمد بن واضح یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۸۱٫۵٫ سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۲۰۶٫۶٫ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج ۳، ص ۴۸۵-۴۸۷٫۷٫ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۳، ص ۱۱۶٫۸٫ همان، ص ۱۱۳٫۹٫ سلیم بن قیس هلالی، اسرار آل محمد، ص ۳۲۵/ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۳۲، ص ۲۱٫۱۰٫ سلیم بن قیس هلالی، همان، ص ۳۲۵/ خلیفه بن خیاط، تاریخ خلیفه، ص ۱۱۰/ سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۲۳۵٫۱۱٫ ابن اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، ج ۳، ص ۱۱۳٫۱۲٫ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۳۵/ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و المولک، ج ۳، ص ۴۷۰/ ابن اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، ج ۳، ص ۱۱۳٫۱۳٫ ابن اثیر جزری، اسد الغابه، ج ۶، ص ۲۶۴٫۱۴٫ میراز حبیب الله خویی، منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، ج ۳، ص ۱۷٫۱۵٫ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا (ع)، ص ۱۳۴٫۱۶٫ همان.۱۷٫ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۷، ص ۳۹/ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۳۲، ص ۱۹٫۱۸٫ شیخ طوسی، الامالی، ص ۱۵۵٫۱۹٫ شیخ مفید، الجمل، ص ۲۶۹٫۲۰٫ بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۹۶-۹۷٫۲۱٫ محمدبن علی بن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ۳، ص ۱۸۰٫۲۲٫ شیخ طوسی، رجال طوسی، ص ۶۳٫۲۳٫ علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب، ج ۱، ص ۵۰۳٫۲۴٫ همان، ص ۵۰۴/ عبدالحسین امینی، الغدیر، ج ۲، ص ۱۲۷٫۲۵٫ شیخ طوسی، رجال کشی، ص ۱۱۰٫۲۶٫ شیخ مفید، الجمل، ص ۲۴۵-۲۴۶/ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۳۲، ص ۷۲-۷۳/ سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۲۰۸/ عبالحسین امینی، الغدیر، ج ۲، ص ۱۲۵٫۲۷٫عبدالله بن مسلم بن قتیبه، الامامه و السیاسه، ص ۵۹-۶۴/ ر.ک: شیخ مفید، الجمل، ص ۲۴۶/ ر.ک: عبدالحسین امینی، همان، ج ۲، ص ۱۲۶٫۲۸٫ ابو حنیفه احمد بن داود دینوری، الاخبار الطوال، ص ۱۴۵-۲۹۳٫۲۹٫ ابن اعثم، الفتوح، ج ۲، ص ۲۹۲٫۳۰٫ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۳، ص ۱۱۸٫ یعقوبی تعداد کوفیان را شش هزار گفته است (تاریخ یعقوبی ج ۲، ص ۱۸۲).۳۱٫ ابو حنیفه دینوری، الاخبار الطوال، ص ۱۵۰٫۳۲٫ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج ۳، ص ۵۴۸ و ۵۵۰ / علی بن حسین بن عساکر، تاریخ دمشق الکبیر، ج ۲۶، ص ۲۷۶/ سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۲۹۹/ عبدالحسین امینی، الغدیر، ج ۲، ص ۱۱۷-۱۱۸٫۳۳٫ محمدبن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج ۳، ص ۵۵۵-۵۵۷٫۳۴٫ ابن عساکر، تاریخ دمشق الکبیر، ج ۲۶، ص ۲۷۶٫۳۵٫ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۶، ص ۶۶٫۳۶٫ شیخ مفید، الجمل، ص ۳۴۳٫۳۷٫ یحیی بن جابر بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۱۶۲٫۳۸٫ همان، ص ۳۲-۱۶۲٫۳۹٫ ابن قتیبه دینوری، الامامه و السیاسه، ص ۷۱/ ابوحنیفه دینوری، همان، ص ۱۴۹٫۴۰٫ سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۲۱۲٫۴۱٫ ابن قتیبه دینوری، الامامه و السیاسه، ص ۷۱٫۴۲٫ ابن ابی الحدید، همان، ج ۱، ص ۱۴۵٫۴۳٫ علی بن حسین مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص ۲۷۲٫ درباره ی تعداد کشته شدگان و شهدای جنگ جمل اختلاف فراوان وجود دارد (ر.ک: علی ملکی میانجی، «ناکثین» دانشنامه ی امام علی (ع)، ج ۹، ص ۱۱۱-۱۱۲٫ برخی بر این عقیده اند که تعداد شهدای سپاه امام علی (ع) بیش از پانصد یا چهارصد نفر نبوده است. هم چنین آمار کشته شدگان سپاه جمل را نیز بیش از پنج هزار نفر نمی دانند (ر.ک: مصطفی صادقی، «نقد بر آمار تلفات جنگ های امام علی (ع)» تاریخ اسلام ۷، ص ۱۲۱ و ۱۲۰).۴۴٫ مطهربن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج ۵، ص ۲۱۲/ محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۶۳٫ البته بلاذری روز جمعه دهم جمادی الآخر را روز جنگ جمل می داند (انساب الاشراف، ج ۳، ص ۳۵).۴۵٫ بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۶۵ و همو، ترجمه امیرالمؤمنین، ص ۶۵-۱۲۱٫۴۶٫ ابن اعثم، الفتوح، ج ۲، ص ۴۷۴-۴۸۰/ بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۸۰٫۴۷٫ علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب، همان، ج ۱، ص ۵۰۳٫۴۸٫ ابن اثیر جزری، اسد الغابه، همان، ج ۲، ص ۳۳۶/ ر.ک: همو، الکامل فی التاریخ، ج ۳، ص ۱۱۳/ ر.ک: سید محسن امین، همان، ج ۲، ص ۲۳۵٫۴۹٫ همان.۵۰٫ احمد بن واضح یعقوبی، همان، ج ۲، ص ۱۸۱/ ابن ابی الحدید، همان، ج ۱۸، ص ۵۲٫۵۱٫ نصر بن مزاحم منقری، وقعظ صفین، ص ۶۴-۶۵/ ر.ک: سید محسن امین، همان، ج ۲، ص ۲۳۵٫۵۲٫ نصربن مزاحم منقری، همان، ص ۶۴/ ر.ک: عبدالحسین امینی، الغدیر، ج ۲، ص ۱۲۸/ ر.ک: سید محسن امین، همان، ج ۲، ص ۲۳۵/ ر.ک: ابن اعثم کوفی، همان، ج ۲، ص ۴۴۲-۴۴۳٫۵۳٫ عبدالحسین امینی، الغدیر، ج ۲، ص ۱۲۵٫۵۴٫ همان.۵۵٫ احمد بن داود دینوری، الاخبار الطوال، ص ۱۶۵٫۵۶٫ اما یعقوبی می گوید که در جنگ صفین از اهل بدر هفتاد نفر و از بیعت کنندگان شجره ی رضوان هفت صد نفر و از سایر مهاجران و انصار چهارصد نفر همراه امیرمؤمنان (ع) بودند (تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۸۸٫ نیز ر.ک: سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۲۳۵).۵۷٫ سید محسن امین، همان، ج ۲، ص ۲۵۱٫۵۸٫ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۳۲، ص ۴۶۷٫۵۹٫ همان.۶۰٫ بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۹۶-۹۷٫۶۱٫ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۰، ص ۱۰۷-۱۰۸٫۶۲٫ شیخ طوسی، رجال کشی، ص ۳۷/ دینوری، همان، ص ۹۷٫۶۳٫ نصر بن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص ۱۹۳/ ر.ک: ابن ابی الحدید، همان، ج ۸، ص ۴۳٫۶۴٫ ابن ابی الحدید، همان، ج ۲، ص ۱۰/ علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب، ج ۲، ص ۱۷/ احمد بن واضح یعقوبی، همان، ج ۲، ص ۱۹۷-۱۹۸٫۶۵- ابن اثیر جزری، اسد الغابه، ج ۲، ص ۱۶۴٫۶۶٫ سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۲۷۵٫۶۷٫ ابن قتیبه دینوری، الامامه و السیاسه، ص ۱۲۸٫۶۸٫ سید مسحن امین، اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۲۵۴٫۶۹٫ خوارزمی، المناقب، ص ۱۹۵/ عبدالحسین امینی، الغدیر، ج ۲، ص ۱۲۸٫۷۰٫ ابن اثیر جزری، اسد الغابه، ج ۴، ص ۱۲۰/ ر.ک: عبدالحسین امینی، الغدیر، ج ۲، ص ۱۲۸٫۷۱٫ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۸، ص ۶۹/ عبدالحسین امینی، همان، ص ۱۲۸-۱۲۹٫۷۲٫ طفیشل، مانند سمدع نوعی آبگوشت است.۷۳٫ نصر بن مزاحم، وقعه صفین، ص ۲۲۶ و ۲۴۰/ ر.ک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۸، ص ۸۴-۸۶/ ر.ک: عبدالحسین امینی، همان، ج ۲، ص ۱۳۰/ ر.ک: سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۲۸۳-۲۸۴٫۷۴٫ سخینه، غذایی است که از آرد و روغن درست می شود.۷۵٫ عبدالحسین امینی، الغدیر، ج ۲، ص ۱۳۰-۱۳۱ ر.ک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۸، ص ۸۶٫۷۶٫ همان/ عبدالحسین امینی، همان، ج ۲، ص ۱۳۲٫۷۷٫ عبدالحسین امینی، همان، ج ۲، ص ۱۳۲/ر.ک: سید محسن امین، همان، ج ۲، ص ۲۸۴٫۷۸٫ امینی، همان، ص ۱۴۱٫۷۹٫ احمد بن اعثم، الفتوح، ج ۳، ص ۲۸۰-۲۸۱/ ر.ک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۸، ص ۸۸٫۸۰٫ عبدالحسین امینی، الغدیر، ج ۲، ص ۱۳۳/ سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۲۸۴٫۸۱٫ ابن قتیبه دینوری، الامامه و السیاسه، ج ۱، ص ۹۸/ ابن ابی الحدید، همان، ج ۸، ص ۸۸/ عبدالحسین امینی، همان، ج ۲، ص ۱۳۴/ سید محسن امین، همان، ج ۲،ص ۲۸۴٫۸۲٫ ابن ابی الحدید، همان، ج ۵، ص ۱۸۹٫۸۳٫ همان.۸۴٫ نصر بن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص ۱۹۳/ بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۸۷-۸۸٫۸۵٫ احمد بن واضح یعقوبی، همان، ج ۲، ص ۱۸۸٫۸۶٫ عبدالحسین امینی، همان، ج ۲، ص ۱۵۶-۱۵۷٫۸۷٫ ابن اعثم، همان، ج ۲، ص ۲۷۰٫۸۸٫ مسعودی، مروج الذهب، ج ۲، ص ۵۲۷٫ ولی ابن اعثم می گوید که در جنگ صفین از صحابی بدری هشتاد نفر و از کسانی که در بیعت رضوان حضور داشتند ۲۵۰ نفر شهید شدند (الفتوح، ج ۲، ص ۴۵۰).۸۹٫ سید عبدالحسین شرف الدین، المراجعات، ص ۲۸۸-۲۹۰/ عبدالله مامقانی، تنقیح المقال، ج ۱، ص ۱۹۵٫۹۰٫ سید عبدالحسین شرف الدین، الفصول المهمه، ص ۳۰۸٫۹۱٫ ابن ابی الحدید، همان، ج ۱۰، ص ۱۱۳٫۹۲٫ ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۵، ص ۳۰٫۹۳٫ همان، ص ۲۳۳٫۹۴٫ سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج ۷، ص ۲۲۷٫۹۵٫ شیخ طوسی، رجال طوسی، ص ۶۳٫۹۶٫ ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۵، ص ۲۵۲٫۹۷٫ همان، ۲۴۸٫۹۸٫ همان، ۲۵۴٫۹۹٫ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۰، ص ۱۰۸٫۱۰۰٫ ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۵، ص ۳۳۴٫۱۰۱٫ شرف الدین، الفصول المهمه، ص ۲۸۸ و ۲۹۰٫۱۰۲٫ ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج ۱، ص ۲۳۴٫۱۰۳٫ ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۱، ص ۲۳۸٫۱۰۴٫ همان، ص ۳۱۴٫۱۰۵٫ شرف الدین، الفصول المهمه، ص ۳۰۸٫۱۰۶٫ ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۱، ص ۳۵۱٫۱۰۷٫ نصر بن مزاحم، وقعه صفین، ص ۴۷۷٫۱۰۸٫ ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۱، ص ۳۶۸٫۱۰۹٫ همان، ص ۲۶۷٫۱۱۰٫ همان، ۳۶۶٫۱۱۱٫ همان، ص ۴۳۸٫۱۱۲٫ ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج ۱، ص ۶۸۰٫۱۱۳٫ شیخ طوسی، رجال طوسی، ص ۱۷٫۱۱۴٫ ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۱، ص ۵۲۱٫۱۱۵٫ همان، ص ۶۴۹٫۱۱۶٫ همان.۱۱۷٫ همان، ص ۶۶۸٫۱۱۸٫ سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۲۷۵٫۱۱۹٫ ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج ۲، ص ۳۷۹٫۱۲۰٫ ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۲، ص ۷۸٫۱۲۱٫ ابن ابی الحدید، همان، ج ۱، ص ۱۴۵٫۱۲۲٫ ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۲، ص ۱۳۵٫۱۲۳٫ همان، ص ۲۰۷٫۱۲۴٫ همان، ص ۲۲۸٫۱۲۵٫ ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج ۳، ص ۱۶۶٫۱۲۶٫ نصر بن مزاحم، وقعه صفین، ص ۲۶۳٫۱۲۷٫ شیخ مفید، الجمل، ص ۳۲۰٫۱۲۸٫ مامقانی، همان، ج ۲، ص ۲۲۴٫۱۲۹٫ ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج ۴، ص ۶۷٫۱۳۰٫ مامقانی، تنقیح المقال، ج ۲، ص ۲۲۴٫۱۳۱٫ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۳، ص ۱۱۶٫۱۳۲٫ سید محسن امین، همان، ج ۸، ص ۳۸۰٫۱۳۳٫ ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۴، ص ۱۲۵٫۱۳۴٫ ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج ۵، ص ۲۷۹٫۱۳۵٫ همان، ج ۴، ص ۳۳۲٫۱۳۶٫ ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۴، ص ۹۴٫۱۳۷٫ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۰، ص ۱۱۳٫۱۳۸٫ ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۴، ص ۱۵۴٫۱۳۹٫ مامقانی، تنقیح المقال، ج ۳، ص ۱۶۲٫۱۴۰٫ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج ۳، ص ۴۷۰٫۱۴۱٫ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص ۱۴۹٫۱۴۲٫ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج ۴، ص ۴۵۲/ یعقوبی، همان، ج ۲، ص ۲۰۱٫۱۴۳٫ ابن حجر، الاصابه، ج ۷، ص ۳۱-۳۲٫۱۴۴٫ ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۴، ص ۶۸۳٫۱۴۵٫ شرف الدین، الفصول المهمه، ص ۳۰۸٫۱۴۶٫ ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۴، ص ۷۰۹٫۱۴۷٫ نصر بن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص ۲۲۸٫۱۴۸٫ احمدبن واضح یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۱۹۱/ ابن اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، ج ۳، ص ۱۶۵/ سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۳۰۵٫۱۴۹٫ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ص ۱۷۰٫۱۵۰٫ دینوری، همان، ج ۲، ص ۲۰۶٫۱۵۱٫ بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۱۴۲-۱۴۳٫۱۵۲٫ همان، ص ۱۳۵٫۱۵۳٫ دینوری، همان، ص ۲۰۷٫۱۵۴٫ ابن اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، همان، ج ۳، ص ۱۷۴/ بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۱۴۶٫۱۵۵٫ بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۱۴۶/ عبدالحسین امینی، الغدیر، ج ۲، ص ۱۴۹/ ابن قتیبه دینوری، الامامه و السیاسه، ص ۱۸۸٫۱۵۶٫ بلاذری، انساب الاشراف، ص ۱۴۵/ ر.ک: ابو حنیفه دینوری، الاخبار الطوال، ج ۲، ص ۲۰۷/ ر.ک: سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۳۰۹٫۱۵۷٫ عبدالحسین امینی، الغدیر، ج ۲، ص ۱۳۴٫۱۵۸٫ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج ۴، ص ۶۲٫۱۵۹٫ احمدبن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج ۱، ص ۱۷۷٫۱۶۰٫ بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۱۴۶٫۱۶۱٫ همان/ ابن اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، ج ۳، ص ۱۷۴/ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۳۳، ص ۳۹۰/ سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۳۰۹٫۱۶۲٫ علی بن محمد بن صباغ مالکی، الفصول المهمه، ج ۲، ص ۱۱۰٫۱۶۳٫ بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۱۴۶٫۱۶۴٫ ابن اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، ج ۳، ص ۱۷۴٫۱۶۵٫ بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۱۳۹٫۱۶۶٫ احمد بن واضح یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۱۹۳٫۱۶۷٫ ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج ۶، ص ۵۳۱٫۱۶۸٫ علی بن حسین بن عساکر، ترجمه الامام علی من تاریخ مدینه دمشق، ج ۳، ص ۱۹۲٫* کارشناس ارشد تاریخ اسلام جامعه المصطفی العالمیه. دریافت: ۸۷/۷/۲۹- پذیرش: ۸۷/۱۱/۲۶٫E-mail: said_taleghani@yahoo.comمنابع-نهج البلاغه-ابن ابی الحدید،شرح نهج البلاغه،تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم،بیروت،دارالاحیاءالتراث العربی،۱۳۸۵ق،چ دوم.-ابن اثیرجزری،ابی الحسن علی بن محمد ،الکامل فی التاریخ،بیروت،دارالفکر،۱۳۹۸ق.-ــــــــ،اسدالغابه فی معرفه الصحابه،بیروت،دارالفکر،۱۴۲۳ق،وبیروت،دارالاحیاء التراث العربی،۱۴۱۷ق.-ابن اعثم،ابی محمد ،الفتوح،بیروت،دارالندوه الجدید.-ابن سعد محمد،الطبقات الکبری،بیروت،دارالفکر،۱۴۲۴ق.-ابن شهر آشوب،محمد بن علی،مناقب آل ابی طالب،قم،مؤسسه انتشارات علامه،بی تا.-ابن صباغ مالکی،علی بن محمد،الفصول المهمه،نجف،دارالکتب التجاریه،۱۹۵۰م،چ دوم.-ابن عساکر،علی بن حسین،تاریخ دمشق الکبیر،تحقیق علامه علی عاشور جنوبی،بیروت،دارالاحیاء التراث العربی،۱۴۲۱ق.-ــــــ،ترجمه الامام علی من تاریخ مدینه دمشق،تحقیق محمد باقر محمودی،بیروت، مؤسسه المحمودی للطباعه والنشر،۱۴۰۰ق.-امینی،عبدالحسین،الغدیر،قم،مرکز الغدیرللدرسات الاسلامیه،۱۴۱۶ق.-عسقلانی،احمد بن علی ابن حجر،الاصابه فی تمییز الصحابه،بیروت،دارالکتب العلمیه،۱۴۲۳ق.-بلاذری،احمد بن یحیی بن جابر،انساب الاشراف،بیروت،دارالفکر،۱۴۲۴ق،چ دوم.-خطیب بغدادی،ابوبکر احمد بن علی،تاریخ بغداد،قاهره،مکتبه الخانجی،۱۳۴۹ق.-خوارزمی،موفق بن احمد،المناقب،قم،مؤسسه النشر الاسلامی،۱۴۱۱ق،چ دوم.-خوبی،میرزا حبیب الله،منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه ،بیروت،مؤسسه الوفاء۱۴۰۳ق،چ دوم.-دینوری،ابن قتیبه،ابی محمد عبدالله بن مسلم،الامامه والسیاسه،بیروت،دارالمنتظر،۱۴۰۵ق.-دینوری،ابن قتیبه ،احمد بن داود ،الاخبار الطوال،قم،مکتبه الحیدریه،۱۳۷۹ق،چ دوم.-زبیربکار،الاخبارالموفقیات،تحقیق دکتر سامی مکی عانی،بغداد،احیاء التراث الاسلامی،مطبعه العانی،۱۳۹۲ ق.-امین،سید محسن،اعیان الشیعه،بیروت،دارالتعارف للمطبوعات،۱۴۱۸ق،چ پنجم.-شبلنجی، شیخ مؤمن،نورالابصار فی مناقب آل بیت نبی المختار،بیروت،دارالکتب العلمیه،۱۴۲۴ق، چ دوم.-شرف الدین ،سید عبدالحسین،المراجعات،بیروت،دارالاسلامیه،۱۴۰۶ق،چ سوم.-ـــــــــ،الفصول المهمه ،ایران ،اداره نشرمطبوعات، ۱۴۲۳ق ،چ دوم.-صدوق،ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه،عیون اخبار الرضا(ع) بیروت،مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۴ق.-طبری،ابوجعفر محمد بن جریر،تاریخ الامم والملوک،بیروت،مؤسسه الاعلمی للمطبوعات،۱۴۰۹ق.-طوسی،ابوجعفر محمد بن الحسن، الامالی،تحقیق الدرسات الاسلامیه،قم،دارالثقافه،۱۴۱۴ق.-ــــــــــرجال طوسی،قم،مکتبه الحیدریه،۱۳۸۱ق.-ــــــــــ،رجال کشی ،ایران،مشهد،مرکز تحقیقات ومطالعات ،۱۳۴۸ق.-کوفی،ابراهیم بن محمد ثقفی،الغارات،تحقیق سید جلال الدین محدث،تهران ،انتشارات انجمن آثارملی،۱۳۹۵ق،چ دوم.-مجلسی،علی بن حسین،مروج الذهب،بیروت،مؤسسه الوفاء،۱۴۰۳ق،چ دوم.-ـــــــبحارالانوار،تحقیق محمد باقر محمودی،تهران،موسسه الطباعه والنشر، ۱۴۰۸ق.-مسعودی،علی بن حسین،مروج الذهب ،بیروت،دار احیاءالتراث العربی،۱۴۲۲ ق.-مقدسی،مطهربن طاهر،البدء والتاریخ ،مکتبه الثقافه الدینیه ، بی جا، بی تا.-مفید،محمد بن نعمان،الجمل،قم،مکتبه الاسلامی،۱۴۱۶ق،چ دوم.-منقری،نصر بن مزاحم،وقعه صفین، ترجمه کریم زمانی، ایران،مؤسسه خدمات فرهنگی رساء،۱۳۶۴ ق.-یعقوبی،احمد بن واضح ،تاریخ الیعقوبی ،قم مکتبه الحیدریه ،۱۴۲۵ ق.-مامقانی،عبدالله،تنقیح المقال ،نجف،مکتبه المرتضویه،۱۳۵۰ق.-خلیفه بن خیاط،تاریخ خلیفه،بیروت،دارالکتب العلمیه ،۱۴۱۵ق.-مسعودی،علی بن حسن،التنبیه والاشراف،بیروت ،مکتبه الهلال،۱۹۹۳ م.ملکی میانجی ،علی،«ناکثین»دانشنامه امام علی(ع) زیر نظر علی اکبررشاده مهر،تهران،مرکز نشر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ،۱۳۸۰ق.-صادقی،مصطفی،«نقدبر آمار تلفات جنگ های امام علی(ع) فصلنامه تخصصی تاریخ اسلام،قم،مؤسسه آموزش عالی باقر العلوم،سال دوم،پاییز ۱۳۸۰ق.-بلاذری،ترجمه امیرالمؤمنین،تحقیق محمد باقر محمودی،ایران،مجمع ثقافه الاسلامیه، ۱۴۱۶ق،چ دوم.-سلیم بن قیس هلالی ، اسرارآل محمد،تحقیق محمد باقر انصاری،قم ،منشورات دلیل ما،۱۴۲۲٫منبع:تاریخ در آیینه ی پژوهش، شماره ی ۲۰

 

نوشته قبلی

هجرت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه

نوشته‌ی بعدی

عربستان دیروز و امروز

مرتبط نوشته ها

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

عربستان دیروز و امروز

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

مداحی جای تحریف دین نیست.

مداحی جای تحریف دین نیست.

وکلاى حضرت مهدى (عج)

وکلاى حضرت مهدى (عج)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا