قرآن؛ کتاب یادآوری
قرآن کریم در سازندگی شخصیت انسان و تهذیب و روان آدمی، نقش بسیار مهمی دارد. خداوند در این باره مطالب بسیار پر ارجی را در قرآن مجید بیان می فرماید که به برخی از آنها اشاره می کنیم : قرآن کریم «ذکر» است ، چنان که در ابتدای آیه پنجاه سوره مبارکه انبیا آمده است:« و هذا ذکرمبارک انزلنا؛ و این کتاب که آن را نازل کرده ایم ، یادآوری خجسته است». ذکر، به معنی حضور یک شی در نفس است و برخی بر ضد فراموشی و غفلت می کند. بنابراین، ذکر از امور قلبی آدمی است. انسانی که همواره با قلب خود در حال توجه به یک موضوع است و آن را از یاد نمی برد ، همواره در حال ذکر است. قرآن مجید ، کتاب ذکر است و برای بیداری انسان ها و نجات آنها از حالت فراموشی خدا و بی راهه رفتن آمده است. به گفته علامه طباطبائی، در قرآن هر جا کلمه ذکر به طورمطلق آمده و به چیزی اضافه نشده است متعلق آن، خداست . بنابراین ، در این آیه شریفه و آیه هایی مانند آن که ذکر به صورت مطلق بیان شده ، به معنی «ذکرالله » است. پس قرآن کریم ، ذکر الله است ، یعنی قلب های تاریک غفلت زده را متوجه خدا می سازد و تلاوت آیه ها و اندیشیدن در عمق آیه ها، زنگار خودخواهی را از قلب می زداید و آن را با یاد خدا نور و صفا می بخشد.(۱) در کتاب شریف نهج الفصاحه حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم درباره قرآن کریم فرمود: «دوروا مع کتاب الله حیثما دار، هرجا که قرآن (حضوردارد) با او باشید.»(2)
پیام متن:
بهترین چیزی که آدمی را به یاد خدا می اندازد و دل او را از زنگار ها پاک می کند، سخنان خداوند در قرآن کریم است.
قرآن، کتاب موعظه، شفا ، هدایت و رحمت
در آیه پنجاه و هفتم سوره یونس می خوانیم : یا ایها الناس قد جاءتکم موعظه من ربکم و شفاء لما فی الصدور و هدی و رحمه للمؤمنین . ای مردم، به یقین ، برای شما از جانب پروردگارتان اندرزی و درمانی برای آنچه در سینه هاست و رهنمود و رحمتی برای گروندگان (به خدا) آمده است. به عقیده علامه طباطبائی، این چهار ویژگی ، چهار مرحله برای تکامل معنونی انسان هاست.(۳) نخستین مرحله ،«وعظ» است . قرآن کریم برای انسان ها موعظه است و وعظ و موعظه ، چنان که زبان شناسان ،گفته اند به معنی چیزی است که قلب را نرم و آماده می سازد تا به شایستگی ها روی آورد و از ناشایستگی ها روی گرداند. (۴) پس هرگونه نصیحت تو خیرخواهی ، موعظه نیست . ویژگی دیگر موعظه آن است که افزون بر دعوت به خیر و صلاح ، به گونه ای باشد که دل ها را جذب خود کند و آماده پذیرش سازد. پس نخست ، قرآن کریم قلب ها را مخاطب قرار می دهد و برای پذیرش مواعظ الهی زمینه مناسب را فراهم می آورد . بدون شک، تا انسان در این مرحله توفیق نیابد ، از پیمودن مراحل بعدی نیز ناکام خواهد بود، زیرا وعظ و اندرز برای هشیاری و آماده سازی انسان های غفلت زده لازم است و هیچ موعظه ای در صداقت و تأثیر و نفوذ با موعظه های خداوند مهربان برابر نیست ، چنان که حضرت علی علیه السلام فرمود : «ان الله سبحانه لم یعظ احدا بمثل هذا القرآن ، خداوند سبحان هیچ کس را به وسیله ای چون قرآن موعظه نکرده است»(5) «قرآن کریم شفاء است » بدین معنا، قلب را از احساسات و گرایش های پست و شیطانی خالی می کند تا پس از آن آماده پذیرش علم و اخلاق شایسته شود و درمان پذیرد و بی تردید، تا جان آدمی از این گونه آلودگی ها پیراسته نشود، نمی تواند گامی برای آراستن خود به پاکی ها و شایستگی ها بردارد. حضرت علی علیه السلام درباره شفابخشی قرآن کریم می فرماید : « و دواء لیس بعده داء؛ و دارویی که پس از آن دردی نمی ماند»(6) «قرآن مجید، کتاب هدایت است.» در واقع پس از آنکه نفس انسان از رذیلت های فکری و روحی پیراسته شده ، آماده هدایت و رواه یابی به حریم امن الهی می شود. قرآن کریم این مرحله از مسئولیت را نیزعهده دار است و انسان را پس از شفاء به عقیده درست و اخلاق شایسته و عمل صالح هدایت خواهد کرد. «و قرآن کریم رحمت است» به این بیان که پس از پیموده شدن مرحله های قبل ، انسانها مشمول رحمت قرآن کریم خواهند شد و این رحمت، جز همان سعادت حقیقی و پایدار برای پیروان قرآن مجید نیست . البته این رحمت تنها شامل مؤمنانی است که توفیق گذر از مرحله های پیشین را یافته اند ، همان گونه که در بخشی از آیه پنجاه و هفتم سوره یونس آمده است :«و رحمه للمومنین» ولی گروه لجوجی که به مواعظ قرآن کریم گوش دل نسپرده و خود را از پستی و گناه خالص نساخته و از دلالت ها و ارشادهای قرآن کریم سودی نبرده اند ، قرآن مجید برای اینها نه تنها رحمت نیست ، بلکه وسیله ای برای سرکشی و لجام گسیختگی بیشتر آنان خواهد شد. به تعبیر زیبای حافظ: باران که در لطافت طبعش ملال نیست در باغ، لاله روید و در شوره زار خس
پیام متن:
کسی که به دنبال شنیدن بهترین موعظه ها و خواهان سلامت نفس و به دنبال هدایت و رحمت خداست، به قرآن کریم پناه آورد.
قرآن ؛ عامل اصلی انسجام مسلمانان
قرآن کریم، محور وحدت مسلمانان است ، چنان که در ابتدای آیه صد و سوم و سوره آل عمران آمده است « و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.» «حبل» در این آیه ، به چند معنی تفسیر شده که یکی از آنها قرآن کریم است . پس قرآن کریم «حبل الله » است یعنی ریسمان الهی . پس بنا به فرمان خداوند ، مسلمانان باید از چنگ زدن به این ریسمان ، خود را از تفرقه های جاهلانه بر کنار بدارند؛ زیرا قرآن کریم ترسیم کننده اصول سیاست و اقتصاد و روابط اجتماعی مسلمان است . بدون شک با پای بندی مسلمان به این اصول هرگز خطر پراکندگی امت جامعه اسلامی و چیرگی بیگانگان ، مسلمانان را تهدید نخواهد کرد. هم اکنون نیز تنها راه نجات جوامع اسلامی از استبداد ، استثمار و استعمار ، بازگشت آشکار و سریع آنان را به دامان آموزه های قرآن کریم است. حضرت علی علیه السلام می فرماید: ان الله سبحانه لم یعظ احدا بمثل هذا القرآن فانه حبل الله المتین .(۷) خداوند سبحان هیچ کس را پند نداد مانند این پند که قرآن ریسمان محکم و استوار خداست .
پیام متن:
اگر مسلمانان به ریسمان الهی که قرآن کریم است، چنگ زنند، خود را در کنار یکدیگر و با همدیگر خواهند یافت .
پی نوشت :
۱-محمد سید حسین طباطبائی ، تفسیر المیزان ج ۸ ص ۱۷۵و ج ۱۷، ص ۱۸۱٫ ۲-ابوالقاسم پاینده ، نهج الفصاحه ، ح ۲۷۱۸٫ ۳-المیزان ،ج ۱۰،ص ۱۲۰٫ ۴-راغب المفردات ، ماده «وعظ» 5-نهج البلاغه ، خطبه ۱۷۵٫ ۶-نهج البلاغه، خطبه ۱۸۹٫ ۷-همان ، خطبه ۱۷۵٫
منبع: ماهنامه ی طوبی ۲۵

















هیچ نظری وجود ندارد