بنابر آمار دقیق و صحیح سال ۲۰۰۱، ۸۰ درصد از مردم بحرین را شیعیان و پیروان سایر ادیان و مذاهب ۲۰ درصد از مردم بحرین را تشکیل میدهند.ساکنان غیرشیعی؛ ۱۱۴ هزار نفر بودهاند.
راههای محو هویت شیعی از مردم بحرین
همانگونه که در مدارک و منابع مختلف آمده است؛ تغییر جدی و گسترده ترکیب جمعیت در بحرین، قبل و یا در زمان حکومت و سلطنت «شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه» در ۶ مارس ۱۹۹۹ م. آغاز گردید. این تغییر ترکیب جمعیت، در نژادها و اقوام مختلفی به وجود آمد که دارای جنبههای مذهبی، قبیلهای، اجتماعی و فرهنگی است و برگرفته از کینه و نفاق زشتی است که آنان به منظور به اقلیت کشاندن شیعیان انجام میدهند.
بسیاری از کسانی که تابعیت گرفته بودند، در ادارات امنیتی – که قساوت قلب و تعصب و خشونت دارند – به کار گرفته شدند و همینطور در نیروهای ضدشورش، تحقیقات، نیروهای نظامی و انتظامی و… . آنان با گذرنامه بحرینی که در کشورشان با هویت اصلی زندگی میکنند، در هر زمان که بخواهند و نیاز داشته باشند، وارد بحرین میشود.علاوه بر قصد تبدیل مردم شیعه بحرین به اقلیت، هدف اصلی و اساسی آن با به کارگیری وسایل ارتباط جمعی، در کمین محو هویت مردم و کمرنگ کردن فرهنگ شیعی و محدودیت در انجام مراسم دینی است.
برخی از راههای این برنامه به شرح ذیل است:
۱- ممنوعیت آموزش دینی؛بنابر برنامههای وزارت آموزش و پرورش بحرین، آموزش دینی در این کشور، بر اساس یکی از مذاهب چهارگانه معروف، به ویژه مذهب شافعی است؛ زیرا در مذهب شافعی، برخی از نظریات فقهی آن با مذهب پنجم یعنی مذهب جعفری، شباهت دارد. اما هیچ گونه همکاری عملی صورت نگرفته است، بلکه بر پیروان مذهب جعفری – که نزدیک به ۸۰ درصد از مردم بحرین را تشکیل میدهند – آموزش دینی، بر اساس مذهبشان را حرام اعلام کرده است.آیا عاقلانه است؛ شیعیان – که اکثریت مردم بحرین را تشکیل میدهند – فرزندانشان در مدارس دولتی، تعلیمات دینی را بر اساس مذهب غیرشیعی، بیاموزند؟آیا ظلم بالاتر از این میشود که در مناطقی که شیعیان صددرصد ساکنان آن مناطق را تشکیل میدهند، فرزندانشان، دختر یا پسر، به راحتی نتوانند به تعلیم مسائل دینی بر طبق مذهب خود بپردازند، بلکه در برخی از محلات به خاطر مذهبشان مورد تعرض قرار گیرند!در زمان تحصیل و آموزش دینی در مدارس انگلیسی، در حالی که به آزادی عقیده و بیان احترام میگذارند، دانش آموزان مسلمان جدای از دیگر دانش آموزان به تحصیل میپردازند. در حالی که آنان اقلیت مهاجر را تشکیل میدهند و دانش آموز مسلمان باید برای خود مدارس داشته باشند که در آنها مبانی اسلام تدریس شود اما متأسفانه شیعیان در کشور خود از چنین حقی محروم شدهاند.
۲- سانسور برخی از فقرات تاریخ عمومی اسلام؛در کتب تاریخ اسلامی، فقرات و مسائل مهمی که مرتبط با عقاید و مذهب شیعیان است، مانند داستان شهادت حسین بن علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، [فاطمهٔ زهرا (س) ] دختر پیامبر اسلام، حضرت محمد|، ولایت و امامت اهل بیت: ممنوع است.به جز مراکز آموزش دینی جعفری، دیگر مذاهب و ادیان آزادند. در مناطقی که بیشتر ساکنان آن شیعه مذهب هستند، [به هیچ عنوان] برای مدارس ویژه تعلیمات دینی و تربیتی مجوز داده نمیشود، مخصوصاً در مناطقی که بیشتر ساکنان آن شیعه مذهب هستند.
۳- ممنوعیّت بیان و نشر امورات دینی در رسانههای محلی؛سانسور در همهٔ فعالیتهای دینی که در تلویزیون، روزنامههای دولتی یا رادیو، پخش میشود به روشنی وجود دارد. سانسور خبری در تلویزیون و گزارش روزنامهها به ویژه از مراسم محرم الحرام، سانسوری از نوع درهم آمیختگی، خجالتآور و بدون تحقیق و بررسی و نامشروع است.در این برنامهها و رسانههای جمعی، اجازهٔ ایفای نقش فعال به اکثریت شیعی داده نمیشود و همهٔ این برنامهها رنگ حکومتی به خود داشته و در اختیار متعصبان ضدشیعی و اقلیت حاکم است.
برنامههای دینی که از رسانهها پخش میشود، شنیده نشده است که به یک عالم دینی شیعی اجازه سخن گفتن داده شده باشد تا از مذهب جعفری یا فتوایی از مجتهدین یا به سؤالی با توجه به مذهب شیعی پاسخ داده شده باشد.در برنامههای دینی هفتگی تلویزیون، رادیو، روزنامههای رسمی، باید بیانگر حضور شیعه در آن برنامهها باشد اما متأسفانه رسانههای جمعی بحرین، حق حقیقی شیعه را رعایت نمیکنند.
چرا در رسانههای جمعی حقی برای شنیدن و بیان فتاوای مراجع شیعه – که برگرفته از مسائل شرعی آنان است – قائل نیستند در حالی که برای دیگران چنین نیست؟هیچ کس، نباید این حق را از فرزندان این کشور سلب نماید. مردم برای دفاع از هویت دینی خود، با استفاده از هر وسیلهٔ ممکن، و با برخورداری از آزادی کامل و نداشتن هیچ ممنوعیّتی، مراسم عبادیشان را انجام خواهند داد.اگر سیاست تبلیغاتی اجرا شود، بدون شک، تجاوزی شرمآور به حقوق و آزادیها، آموزش و انجام مراسم دینی است و این مسئله تحت هیچ عنوانی (به هیچ بهانهای) پذیرفتنی نیست.تعلیم دینی و انجام مراسم عبادی و شعائر، حق مسلّمی است که همهٔ ادیان آسمانی و قوانین دنیا، که بر پایهٔ دموکراسی استوار است، برای انسان قائل هستند و هیچ کس حق جلوگیری و القای آن را ندارد.
۴- نابود کردن آثار شیعه؛در راستای نابود کردن آثاری که مربوط به شیعیان است و محو کردن نام و نشان آن آثار در جامعه و تاریخ بحرین، از ترفندهای متعددی از جمله؛ اقدام به تغییر نام اماکن، خیابانها، روستاها و… نمودهاند.به عنوان نمونه به برخی از نشانههای نابود کردن آثار شیعه، اشاره میکنیم:
جاده بزرگی از منطقه «النعیم» واقع در غرب منامه (پایتخت) تا ساحل شمالی بحرین را شامل شده که حدود ۱۵ روستای شیعه نشین را شامل میشود و بزرگترین روستای شیعه نشین «برید الدراز» در آن واقع شده که متأسفانه اسم این جاده و کل منطقه را «البدیع» گذاشتهاند.«البدیع» که «شارع البدیع» نامگذاری شده، نام کوچکترین روستا از نظر مساحت و جمعیت است، که در این خیابان واقع شده است، اما از نظر زمان ساخت موقعیت جغرافیایی و تاریخی، جدیدترین آنهاست.
آنچه روستای بدیع را از دیگر روستاها متمایز میکند، این است که بیشترین ساکنان آن، از سنیها بلکه اکثریت آنان از قبیلهٔ دواسر، سعودی الاصل که برای بهرهمندی از آل خلیفه به بحرین آمدهاند، هستند.
همهٔ روستاهای مشخص دیگری که در حاشیهٔ خیابان (بدیع) قرار دارند، شیعه هستند و هیچ گونه اهتمام و کمکی از طرف هیئت حاکمه به آنها نمیشود.اگر کسی بخواهد به منطقهٔ شمال بحرین برود، در هر منطقهای، همهٔ علائم جادّهای مربوط به روستای بدیع است، به گونهای که گمان میکند روستای بدیع تنها روستای این خیابان است و آن علائم جادّهای، روستاهای شیعهنشین شمال را مخفی نموده است. از پُل ملک فهد یا فرودگاه بحرین، که بیائید، همهٔ علائم جادههای منطقهٔ شمال، به این روستا اشاره میکنند.«برید الدراز»؛ بزرگترین روستای شیعهنشین در ساحل شمالی بحرین است که از چند سال پیش تاکنون در تمامی اسناد و مدارک با «البدیع» از آن نام برده میشود.
مدرسه و مرکز بهداشتی واقع در خیابان عمومی و داخل روستای «بنی جمره». به نام مدرسه و مرکز بهداشت آن «البدیع» نامگذاری شده است. آیا این کار، تغییر هویّت نیست؟شهرداری، نهادی است که هدف آن خدمت به همهٔ روستاهای منطقه است. پس چرا مرکز اداری آن در روستای بدیع قرار دارد که کوچکترین روستای منطقه است؟مرکز پلیس منطقهٔ شمالی در قریه «بدیع» واقع شده است.ادارهٔ کشاورزی و دامپزشکی؛ در همین بدیع قرار دارد.
۵- عدم امکان برگزاری مراسم عقیدتی و آزادی دینی؛ساخت، تجدید بنا و بازسازی مساجد در بحرین، ممکن نیست مگر با اجازهٔ رسمی از حکومت، علیرغم این که مساجد زیر نظر ادارهٔ اوقاف هستند، اما اوقاف صلاحیت صدور اجازه را ندارد.تنها طبق اصرار و تلاش مرکز حقوق بشر در بحرین (اکتبر سال ۲۰۰۳ م.) و مدارک ادارهٔ اوقاف در پنج سال گذشته «مسجد الامام المنتظر» در شهر حمد، جدیدترین مسجدی است که درخواست ساخت آن پذیرفته شده است.
در مقابل، برای اهل تسنن ۲۱ باب مسجد ساخته شده است که یک مسجد مربوط به شیعه هم در بین آنها نیست؛ ۱۰ باب مسجد جدید در سال ۲۰۰۱ م.، ۷ باب مسجد در سال ۲۰۰۲، و ۴ باب مسجد در پایان ژوئیه ۲۰۰۳ م.
الرفاع در بحرین؛ ساختن مسجد توسط شیعیان در این منطقه حرام است.در کدام کشور اسلامی، ساختن مسجد، که محل عبادت خداوند است، به دلیل اینکه شیعیان درخواست ساخت آن را دادهاند، ممنوع میگردد؟در منطقهٔ «الرفاع»، ساکنان آن هر چه را که بخواهند میتوانند مالک آن شوند به غیر از شیعیان که چنین حقی را ندارند؛ آنان نمیتوانند هیچ چیزی را مالک شوند حتّی یک قطعه زمین یا ساختمان و…. این قانونی است که ولیعهد، در زمان گذشته، و پادشاه، در حال حاضر، آن را به طور غیر رسمی بخشنامه کرده و همه مؤظفند تا به آن عمل کنند.کدام منطق میپذیرد که موافقت با درخواست ساخت یک باب مسجد، بیست سال به طول انجامد؟
شهر «یربوا» بالغ بر ۱۵ هزار نفر جمعیت دارد؛ حاکمان اجازهٔ ساخت مسجد شیعیان در این شهر را نمیدهند.از تعداد ۲۴ باب مسجد، دولت بیشتر آنها را پشتیبانی میکند، امّا ۴ باب مسجد شیعه با کمک و مساعدت خیرین و کمکهای مردمی پشتیبانی میشود. علیرغم تلاشهای بسیار و واسطههای زیاد هیچ تغییری در این روند حاصل نشده است.
درخواستهای شیعه با تعویق، تأخیر، عدم قبول و تردید روبهرو میشود.شهر عیسی؛ مدینه عیسی؛ یکی از قدیمیترین شهرهاست که با نقشهٔ جدید ساخته شده است. از مجموع ۲۴ باب مسجد و یک مسجد جامع در این شهر، تنها ۴ باب مسجد به شیعیان اختصاص یافته و شیعیان حتی یک حسینیه هم در این شهر ندارند در حالی که اکثریت جمعیت آن را شیعیان تشکیل میدهند.روستای عراد و مناطق مجاور؛ در این بخش، ۲۲ باب مسجد وجود دارد که از کل این مساجد تنها ۶ باب مسجد به شیعیان اختصاص دارد. مساجد شیعیان در داخل روستای عراد است، و اجازهٔ ساخت مسجد به شیعیان در منطقهٔ مسکونی عراد یا عراد جدید، داده نمیشود.
هدف این است که ایجاد فضایی مناسب برای احقاق حق طبیعی و حقیقی مردم نسبت به عبادت خداوند – بدون اینکه حق دیگران ضایع شود – به وجود آید.همهٔ ما مسلمان هستیم و به خداوند یکتا و یگانه ایمان داریم؛ همهٔ ما او را عبادت میکنیم. و زمانی که متوجه روش تبعیض و تعصب میشویم، نه تنها امری غیرطبیعی است بلکه هدف آنان نابودی هویت این مردم و هدف ما نشان دادن مظلومیت آنها است.
بر همهٔ مردم است تا با تسلط کامل بر زوایای این بیعدالتیها به صورت موجّه و قانونی، پرده از چهرهٔ حقیقت برگیرند و آن را به گوش جهانیان و مؤسسات و سازمانهای بینالمللی برسانند. عصبانیت وهابیها از غیرت شیعیان
روزنامهها و رسانههای عربی وابسته به فرقه وهابیت از تظاهرات مردم بحرین و شیعیان این کشور در اعتراض به توهین به مرجعیت شیعه به شدت انتقاد کردند. روزنامه سعودی الشرق الاوسط – که همواره مواضعی سرسختانه علیه ایران و اهل بیت: میگیرد – در شماره اخیر خود به شدت از اعتراض شیعیان بحرین نسبت به توهین به آیت الله سیستانی در روزنامههای وهابیگرا انتقاد کرده است.
احمد ربعی وهابی حرکت خود جوش شیعیان بحرین در دفاع از مرجعیت را، عدم وفاداری به وطن عربی قلمداد کرده است. ([۱])بحرین در طول حیات پس از اسلام خود شاهد تاخت و تازهای بسیاری بود که ستم و فساد حکام، زمینه اصلی این حرکتها را فراهم کرد و در این میان شیعیان بیشترین رنج و مشکلات را متحمل شدند.
ضرورت توجه به عقاید شیعی در دروس دینی مدارس بحرین
آیت الله شیخ حسین نجاتی، از علمای سرشناس شیعی در بحرین با اشاره به اقدام آموزش و پرورش بحرین مبنی بر اصلاح متون دینی مدارس، تأکید کرد:نظریههای عقیدتی و اخلاقی شیعه نیز باید در دروس دینی مدارس گنجانده شود. این شخصیت برجسته شیعه تصریح کرد:
علمای شیعه بحرین، با استقبال از اقدام خوب وزارت آموزش و پرورش بحرین مبنی بر اصلاح متون دینی مدارس، خواستار گنجانده شدن عقاید شیعی در دروس دینی هستند.آموزش و پرورش نباید در معرفی مفاهیم اسلامی به دانش آموزان، تنها نظریههای اهل تسنن را مدنظر قرار دهد، بلکه باید نظریههای شیعیان را نیز مطرح کند. نجاتی تأکید کرد: برای مثال اگر میخواهید مفاهیم کفر، شرک، گمراهی و مفاهیمی از این قبیل را مطرح کنید، تنها مطابق نظر برادران اهل تسنن عمل نکنید، بلکه نظری را ارائه دهید که هم شیعه و هم سنی بر آن توافق نظر دارند. شیخ نجاتی همچنین خاطرنشان کرد: در ذکر منابع حدیثی باید از کتب شیعه نیز احادیثی نقل شود و تنها به کتب حدیثی از اهل سنت اکتفا نشود.آیت الله نجاتی از بزرگان علمای شیعه بحرین تأکید کرد:
باید هیئتی متشکل از علمای شیعه و سنی تشکیل شود و بر متون درسی و دینی در آموزش و پرورش نظارت کند تا ضمن جلوگیری از انحراف در ارائه عقائد دینی، نظریات هر دو طایفه بزرگ اسلامی نیز مطرح شود.
آیت الله شیخ عیسی احمد قاسم، روحانی سرشناس شیعه بحرین در دیدار با اعضای جمعیت آموزش اسلامی در سراسر مناطق بحرین تأکید کرد:تبلیغات دینی در جامعه باید منسجم و با برنامه ریزی صورت بگیرد تا اثرات لازم خود را بگذارد.وی تأکید کرد:گروهها و سازمانهایی که در امر تبلیغات اسلامی و شیعی در بحرین مشغول فعالیت هستند، نقش بسیار زیادی در حفظ هویت اسلامی جامعه دارند.شیخ عیسی احمد قاسم گفت:
جمعیتهای تبلیغاتی و آموزشی مانند جمعیت آموزش اسلامی، جایگاه والایی در پیشبرد اهداف تربیتی و آموزشی شیعی در کشور دارند و باید به عملکرد خود بسیار حساس باشند.پروژههای تبلیغی و آموزشی متعددی را در جامعه تنظیم کنیم و با حسن اجرای آن، فرهنگ و شعور دینی مردم، به ویژه شیعیان را بالا ببریم.جوانان نگذارند استعداهایشان در راههای بیهوده هدر برود.آیت الله سید عبدالله غریفی، روحانی سرشناس شیعه در کشور بحرین، تأکید کرد:جوانان مراقب استعدادهای عظیم خود باشند تا در ایام تعطیلات در راههای بیهوده و باطل هدر نرود. وی از جوانان و نوجوانان خواست تا با فرارسیدن تعطیلات تابستانی از استعداد و تواناییهای بالای خود به شکلی استفاده کنند که معنویت و دانش آنها را بالا ببرد. وی طی سخنانی در دفتر خود تأکید کرد: دختران و پسران جوان، دارای نیروهای عظیمی هستند که نباید از آنها در راههای بیهوده یا حتی گناه و معصیت بهره ببرند.باید از آن زمانی که جوان وقت و عمر خود را صرف گناه و معصیت کند و به انجام محرمات عادت کند به خدا پناه برد.وی با اشاره به احادیث بیشمار ائمه اطهار: مبنی بر حساس بودن عمر، وقت و تواناییها، تأکید کرد:از تعطیلات به وجود آمده نهایت بهره را ببرید و به علم و دانش و دانایی و عبودیت خود بیافزایید تا در برابر خداوند شرمنده نباشید. محدودیتهای دینی
ماهیت محدودیتها و تبعیضها- جلوگیری از سخنرانی دینی شیعیان؛ سخنرانیهای دینی قوی شیعیان که قادر باشد به طور کلی به محافل شیعی تأثیر بگذارد.
– ممانعت دولت از تقویت و اطلاع رسانی در آگاهی سیاسی علمای دینی تشیع در جایی که حداقل یک نوع آگاهی سیاسی نسبی بارز در بین علمای دینی شیعه وجود دارد اما حکومت از عنوان نمودن و نشر آن جلوگیری میکند.
– جلوگیری از فعالیتهای مذهبی مساجد، حسینیهها و مؤسسات مذهبی و حوزههای علمیه شیعی.
– جلوگیری اقلیت حاکم از خطبای مساجد و عالمان دینی از طرف وزارت امور اسلامی به سمت آگاهی بخشی سیاسی و اتخاذ مواضع سیاسی روشن که از نقش شیعیان در جامعه بحرین حمایت کند.
– عدم وجود مؤسسهای جامع و فراگیر که علمای شیعه آزادانه در آن جمع شوند و از آزادی بیان و قلم و خطابه برخوردار باشند؛ در حالی که سنیها علمایی را تقویت میکنند که مخالف شیعه و ادعای رهبری دینی همه جانبه شیعیان بحرین را بر عهده دارد اما علمای شیعه با احتیاط و ترس از عدم امنیت و آزادی به صورت ضعیف و ناقص در شورای عالی امور اسلامی شرکت کرده و در صورت اعلام حضور قوی و مستمر، با ترفندهای مختلف از حضور مؤثر و مقتدر آنان جلوگیری به عمل میآید.راهکارهای پیشنهادی در بخش محدودیتهای دینی
– حمایت از علمای مذهب تشیع در امور سیاسی، قانونی و تاریخی.
– تلاش در به وجود آوردن نمایندگی و حضور قدرتمند علمای شیعه در مورد همه جریانهای فکری در شورای عالی امور اسلامی.
– تشویق برای به وجود آوردن یک جریان حق طلبانه و آزادیخواهانه مبارز، از طریق برخی از علمای شیعه، متدین، باسواد و مبارز.
– آزادی خطبا و روحانیون برای انجام تکالیف شرعی و اجتماعی خود در انجام امور مذهبی و سیاسی.
– تشکیل مراکز و مؤسسات فرهنگی و مذهبی و اقدام به تأسیس و یا تکمیل حوزههای علمیه شیعی.
– تلاش برای ساخت و گسترش مساجد و حسینیهها. محدودیتهای رسانهای- محصور بودن همه روزنامه و تمامی مطبوعات و جراید و رسانههای عمومی در اختیار اقلیت حاکم و تبعیض شدید و مخالفت و تبلیغات آشکار و گسترده علیه اکثریت ملی و وطنی امری نامشروع، غیردموکراتیک و دیکتاتوری از جانب مخالفان اکثریت قاطع شیعیان است. استفاده طرف مقابل از این همه امکانات رسانهای و عدم برخورداری اکثریت قاطع ملی از کمترین و حداقل امکانات تبلیغاتی و انتشاراتی حتی برای پاسخگویی و دفاع از ظلمهای روا داشته شده، تبعیض، تحقیر و ظلمی مضاعف در حق احاد کثیر و عمومی شیعیان به شمار میرود.
– وجود بیانیهها وحملات تند تبلیغاتی سنیها در روزنامههای بینالمللی، عمومی و محلی علیه شیعیان که گاهی آشکارا به ضرورت حمله و نابودی اصل و جوانب مختلف منافع شیعیان تأکید میکنند. اما متأسفانه شیعیان حداقل امکانات تبلیغاتی را که قادر به دفاع از منافع خود باشند، ندارند.
– برخورداری سنیهای اقلیت از سایتهای الکترونیکی مختلف در همه مناطق، شهرها و روستاهای بحرین اعم از دولتی و شخصی که از حمایت مالی و سیاسی وسیع اقلیت حاکم برخوردارند، شیعیان برای رسیدن به مطالبات بیشتر خود متوقف شده و حتی از امکانات نرم افزاری و اینترنتی محروم ماندهاند.
– با وجود پرسنل مطبوعاتی شایسته و لایق شیعیان که قادرند خواستههای ملت را به افکار عمومی بحرین برسانند و در حالی که فضای مطبوعاتی سنیها از فقدان و محدودیت روزنامه نگاران لایق و باصلاحیت رنج میبرند، شیعیان دسترسی به فضای مطبوعاتی کشور نداشته و این امر کاملاً در انحصار اقلیت حاکم اهل تسنن است.راهکارهای پیشنهادی در بخش محدودیتهای رسانهای
– تشویق و حمایت از شیعیان برای تأسیس پروژههای رسانهای و مطبوعاتی مثل روزنامهها و مجلههای جدید یا افتتاح شبکههای تلویزیونی و رادیویی و برطرف نمودن موانع دولتی و سیاسی و امنیتی.
– تشویق و حمایت از تأسیس سایتهای الکترونیکی در تمامی مناطق و شهرها در کشور تا ابزاری برای اطلاع رسانی عمومی و نه فقط سنیها در مناطق مختلف باشند.
– در ضمن میتوان با استفاده از این سایتها، سنیها را به سمت پذیرش حقانیت و تقبیح تبعیض و ستم تشویق کرد.
– انتخاب افراد مستعد در زمینه رسانهها و مطبوعات و آموزش آنها برای حمایت از مؤسسههای رسانهای و مطبوعاتی موجود و یا مؤسسههایی که ممکن است در آینده تأسیس شود.
پی نوشت ها:
([۱]) ویژه نامه دینی، فرهنگی ندای ایمان، شماره ۳، جمادی ۱۴۲۲، ص ۵.
برگرفته از کتاب “شیعیان بحرین” نوشته ی علی انصاری بویراحمدی
اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

















هیچ نظری وجود ندارد