برتری قرآن کریم بر کتاب مقدس
تورات، انجیل و زبور، مهم ترین کتاب های آسمانی اند که در قرآن از آنها یاد شده است. بنابر آیات و روایات، قرآن بر دیگر کتاب های آسمانی فضیلت و برتری دارد. آیه ی «وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتابِ وَ مُهَیْمِنًا عَلَیْهِ» (مائده: ۴۸) با صفت «مهیمن» به معنای برتری و سلطه، می رساند که قرآن بر کتاب های آسمانی پیشین فضیلت دارد. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نیز می فرمایند: «اُعطیتُ مکانَ التورات السبع الطوال (۱) و مکان الانجیل المثانی و مکان الزبور المئین و فُضّلتُ بالمُفصّل» (2) که این فرمایش، دلالت بر برتری قرآن بر این کتاب ها دارد.(۳) اما باید توجه داشت که طبق این فرمایش، برتری قرآن بر کتاب های آسمانی از لحاظ محتوایی است، نه لفظی و نگارشی؛ هر چند از نگاه مسلمانان و متن آیات قرآن، قرآن از هر لحاظی بر همه ی کتاب های برتری دارد که این مطلب، نیاز به یک پژوهش علمی دارد.
تحریف قرآن کریم و کتاب مقدس
از بدیهیات تاریخی است که پیامبر اسلام، حضرت محمد اسلام صلی الله علیه و آله، چهارده قرن پیش ادعای پیامبری کرد و عرب ها و غیر آنان به او ایمان آورده اند؛ کتابی آورد به نام قرآن و همآورد طلبید و آن را معجزه ی پیامبری خود قرار داد. قرآنی که امروزه در دست ماست، همان قرآنی است که به پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شده است و معاصران پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آن را خوانده اند. تاریخ گواهی می دهد که قرآن گم نشده است تا از نو نوشته شده باشد. تنها برخی احتمال کم شدن مقدار کمی، مانند جمله یا آیه و یا تغییر در کلمات یا اعراب جمله یا آیه ای را داده اند.(۴) قرآن در همه ی زمینه هایی که تحدی کرده و همآورد طلبیده است، مانند فصاحت و بلاغت، نظم عجیب و یا نبود اختلاف، امروزه نیز دارای همان اوصاف است. افزون بر این، قرآن از برخی حوادث آینده با تصریح و یا با اشاره خبر داده است که همه ی آنها درست بوده اند. قرآن خود را به ویژگی هایی مانند روشنگر و هدایتگر متصف کرده است که ما در قرآن موجود، آنها را می یابیم.(۵) دلایل متعددی برای تحریف نشدن قرآن عرضه شده است. یکی از آنها تواتر قرآن است.(۶) دیگری این است که قرآن با ویژگی های خاصی مانند معجزه بودن، هادی و نور بودن و… وصف شده است و اگردر قرآن، تغییری مانند زیاد شدن، کم شدن یا تغییر در لفظ یا ترتیب آن صورت گرفته بود، نباید این ویژگی ها را می داشت؛ ولی قرآنی که امروزه در دست ماست، همه ی این اوصاف را به طور کامل داراست. بنابراین، قرآن موجود همان قرآنی است که بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل شده است و اگر فرض شود که در قرآن تغییری رخ داده است، باید در مواردی باشد که به ویژگی های یاد شده لطمه وارد نکرده باشد، مانند: اختلاف قرائات.(۷)
روایات و احادیث مربوط به وقوع تحریف در قرآن
در میان روایات شیعی، روایاتی هست که تحریف به نقصان قرآن را به ذهن القا می کند؛ تا جایی که محدث نوری، صاحب کتاب مستدرک الوسایل، یکی از دانشمندان بزرگ شیعه، کتابی در اثبات تحریف قرآن می نویسد با عنوان فصل الخطاب فی اثبات تحریف کتاب رب الارباب. البته تمام علمای دیگر شیعه، از شیخ صدوق گرفته تا علما و مراجع معاصر، همه، عدم تحریف را اثبات کرده اند.(۸) برخی از علمای معاصر نیز بر این کتاب، ردّیّه نوشته اند.(۹) روایاتی که در مجامع روایی اهل سنت درباره ی تحریف قرآن آمده است، بسیار بیشتر از روایات شیعی است؛ (۱۰) اما به نظر می رسد که هیچ عالم سنی، کتابی در اثبات تحریف ننوشته است. خلاصه اینکه هیچ دلیلی بر اثبات تحریف قرآن وجود ندارد و در برابر، دلایل عقلی و نقلی متعددی بر اثبات عدم تحریف قرآن وجود دارد.
تحریف کتاب مقدس
هر فرد مؤمنی در هر دینی، از یهودیت گرفته تا هندوئیزم و بودئیزم و…، کتاب مقدس خود را معتبر می داند. اما در میان دانشمندان والهیون غربی، برخی الهام کلمه به کلمه و صحت و سلامت عهدین را تأیید نمی کنند (۱۱)؛ ولی باید توجه داشت که آن را تحریف شده نیز نمی دانند. دانشمندان غیر متدین نیز کتاب مقدس را صرفاً متنی قدیمی با قدمتی ۲۵۰۰ ساله می دانند؛ زیرا آنان ارتباط و حیانی خدا با انسان را از لحاظ علمی قبول ندارند.(۱۲) با توجه به مبنای فکری آنان، اندیشه ی چنین کسانی درباره ی قرآن و هر کتاب آسمانی دیگر نیز باید چنین باشد. مسلمانان معتقدند که تورات و انجیل منزل، تحریف شده است؛ ولی اهل کتاب این مطلب را قبول ندارند و با اشاره به نسخه های ۲۰۰۰ ساله ی عهد عتیق و ۱۶۰۰ ساله ی عهد جدید، این مسأله را انکار می کنند. با نگاهی به تورات و اناجیل می توان فهمید که آن کتاب ها مانند قرآن نیستند و به یک کتاب تاریخ شباهت دارند. اناجیل به شیوه ای نوشته شده اند که اگر عنوان انجیل از آن برداشته شود، هیچ شباهتی به انجیلی که در قرآن از آن یاد شده است، ندارند. خود مسیحیان و یهودیان این کتاب ها را نوشته ی انسان ها می دانند و الهی و حیاتی نمی دانند؛ البته با معیارهای کلامی خود به آن کتاب ها ارزش الهی می دهند.(۱۳) در قرآن مجید درباره ی تحریف انجیل هیچ سخنی به میان نیامده است؛ یعنی نفیاً و اثباتاً هیچ آیه ای در این باره وجود ندارد و در شش آیه، از تحریف تورات سخن به میان آمده است. دانشمندان و مفسران مسلمان، اختلاف دیدگاه هایی در این باره دارند. برخی از آنان معتقدند که از دیدگاه قرآنی، تورات و انجیل، هم تحریف لفظی شده اند و هم تحریف معنوی. برخی می گویند که آیات قرآن به تحریف معنوی تورات و انجیل اشاره دارند.(۱۴) برخی دیگر می گویند: تحریف لفظی امکان نداشته است، مانند: ابن سینا. او بر این باور است که چون پیروان دین یهود بسیار زیاد بوده اند و شهرهای آنان از یکدیگر بسیار دور بوده و اختلافات مذهبی داشته اند، تورات نمی تواند محرّف باشد. با وجود جمعیت بسیار و دشمنی بین آنان که مراقب همدیگر بودند تا نقطه ضعفی از یکدیگر بیابند، اگر تورات توسط گروهی مانند مسیحیان تحریف می شد، بقیه آن را اعلام می کردند. در صورتی که چنین چیزی نبوده، پس تورات تحریف نشده است.(۱۵) فخر رازی نیز در این باره استدلال می کند که تورات متواتر، است و در متواتر امکان تحریف وجود ندارد.(۱۶) برخی دیگر با اصرار بر اینکه تورات و اناجیل فعلی دست نوشته هایی بشری اند و تورات و انجیل اصلی مانند سایر کتاب های آسمانی (صحف ابراهیم و نوح) مفقود شده اند، بر این باورند که اساساً سخن از تحریف کتاب مقدس بی معنا و سالبه به انتفاء موضوع است؛ زیرا خود یهودیان و مسیحیان کتاب مقدس را الهی نمی دانند. قرآن کریم نیز در هیچ جا سخنی از تحریف تورات و انجیل به میان نیاورده است؛ بلکه متذکر تحریف کلِم شده است که آن هم در گفتار و شنیدار است و ربطی به تحریف نوشتاری ندارد.(۱۷)
جمع بندی بحث تعریف
دیدگاه ابن سینا و فخر رازی، نادرست به نظر می رسد؛ زیرا تا پیش از چاپ کتاب مقدس، انحصار آن در دست افراد خاصی بوده است که در قرآن نیز آیاتی بر این مطلب اشاره دارد، مانند: کتمان کتاب و مخفی کردن آن. بله، پس از چاپ کتاب مقدس و در دسترس قرار گرفتن آن برای همه، دیگر تحریف امکان ناپذیر است ـ هر چند امروزه نیز به این دلیل که کتاب مقدس ترجمه است، در آنها دست برده می شود و ترجمه های مختلف، با یکدیگر اختلاف دارند ـ . به نظر می رسد از آیات قرآن نتوان اثبات کرد که کتاب مقدس تحریف لفظی شده است؛ بلکه بیشتر آیات ناظر به تحریف معنوی است. نکته ی دیگر اینکه آنچه از آیات بر می آید این است که خواص یهود کتاب تورات را در اختیار داشتند وآن، دست نخورده و تحریف نشده بود و شاید، امروزه نیز در جایی و در اختیار بزرگان آنان باشد، ولی آنچه عرضه می شد، نوشته هایی بود که برخی آیات و مطالب دیگری را که خود به آن می افزودند در برداشت «تَجْعَلُونَهُ قَراطیسَ تُبْدُونَها وَ تُخْفُونَ کَثیرًا»، (انعام : ۹۱). بنابراین، قرآن اشاره می کند که تورات اصلی را مخفی کردند و آنچه عرضه شد، کتاب هایی بشری و تحریف شده است. «یکتبون الکتاب بایدیهم…» (بقره: ۷۹) به همین دلیل است که قرآن به پیامبر صلی الله علیه و آله می گوید: «به یهودیان بگو که اگر راست می گوید، تورات را آورده و تلاوت کنید: «قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْراهِ فَاتْلُوها إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ» (آل عمران: ۹۳) پس این احتمال هست که تورات تحریف نشده باشد و آنچه به نام تورات عرضه شده است، تورات نیست. دیدگاه بعدی که می گوید: کتاب مقدس فعلی بشری است و تحریفی بودن آن معنا ندارد، درست به نظر می رسد؛ زیرا آنچه ما از تحریفی بودن اراده می کنیم؛ این است که کتاب مقدس را الهی در نظر می گیریم و سپس می گوییم تحریف لفظی شده است؛ در حالی که به گفته ی خود یهودیان و مسیحیان، این کتاب ها بشری اند و از ادعای ما درباره ی تحریف این کتاب ها تعجب می کنند؛ زیرا این کتاب ها تاریخ مشخصی دارند. بنابراین، محل بحث باید کاملاً روشن باشد. خلاصه اینکه تورات و اناجیل، بشری اند و تحریف لفظی آنها ـ به معنایی که ما اراده می کنیم ـ خارج از موضوع بحث است. البته شواهدی وجود دارد که اناجیل در ترجمه های مختلف دست کاری شده اند؛ ولی این نیز نمی تواند تحریف باشد؛ زیرا نسخه ی اصلی وجود دارد و می توان آن را اصلاح کرد و اساساً ترجمه، محل بحث نیست. ممکن است در ترجمه ی قرآن نیز اشتباهاتی وجود داشته باشد. نکته ی دیگر اینکه آیات قرآن هیچ اشاره ای به تحریف انجیل نکرده اند و آیاتی که درباره ی تحریف تورات آمده اند، همگی دلالت بر تحریف معنوی دارند، نه لفظی.
پی نوشت ها :
۱٫طوال: هفت سوره طولانی شامل بقره تا توبه که انفال و توبه یک سوره به حساب می آیند، است و مثانی: سوره هایی که ثانی مئین هستند و کمتر از صد آیه دارند و مئین: سوره هایی که بعد از طوال قرار دارند و حدود ۱۰۰ آیه دارند و مفصل: سوره های حوامیم و قصاالسور هستند. ۲٫فیض کاشانی، المحجه البیضاء، ج۲، ص ۲۱۴/ احمدبن حنبل، مسند، ج۲۸، مسند الشامیین ، ح۱۶۹۸۲٫ ۳٫درباره برتری قرآن در نهج البلاغه در خطبه های متعدد عنوان فصل قرآن تکرار شده است که برخی از آنها خطبه های ۱۱۰ ،۱۷۶ و ۱۹۸ هستند. ۴٫سید محمد حسین طباطبائی، المیزان، ج۱۲، ص ۱۰۲ و ۱۰۳٫ ۵٫همان، ص ۱۰۳ و ۱۰۴٫ ۶٫محمد هادی معرفت، صیانه القرآن من التحریف، ص ۳۷-۳۹٫ ۷٫سید محمد حسین طباطبائی، المیزان، ج۱۲، ص ۱۰۵٫ ۸٫محمد هادی معرفت، صیانه القرآن من التحریف، ص ۶۰-۷۸٫ ۹٫ر.ک: همو، صیانه القرآن من التحریف / حسن حسن زاده آملی ، قرآن هرگز تحریف نشده (فصل الخطاب فی عدم تحریف کتاب رب الارباب)، ترجمه عبدالعلی محمدی شاهرودی، / عبدالله جوادی آملی، نزاهت قرآن از تحریف. ۱۰٫علی الکورانی العاملی، تدوین القرآن، فصل ۴ و۵ ، ص ۶۳ -۱۷۴٫ ۱۱٫آرچیبالد رابرتسون، عیسی: اسطوره یا تاریخ ؟، ترجمه حسین توفیقی ، ص ۱۱٫ ۱۲٫حسین توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص۱۶۸/ آرچیبالد رابرتسون، عیسی : اسطوره یا تاریخ؟، ص ۱۱٫ ۱۳٫همو، آشنایی با ادیان بزرگ، ص ۲۳۱ و ۲۳۲/ علی محمد دخیل، یا اهل الکتاب، مقارنه بین القرآن الکریم و باقی الکتب السماویه، ص ۱۴۷ تا ۱۵۲٫ ۱۴٫محمد حسین فاریاب، «تحریف تورات و انجیل از دیدگاه قرآن»، معرفت، ش ۱۴۳، ص ۱۳۷-۱۵۲٫ ۱۵٫ابن سینا، رساله اضحویه فی امر المعاد، بدون ذکر مشخصات، ص ۵۰٫ ۱۶٫محمد رازی، تفسیر الکبیر، ج۵، ص ۱۲۲؛ ج۶، ص ۱۹۱٫ ۱۷٫حسین توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص ۲۳۲ تا ۲۳۵٫
منبع:فصلنامه علمی – تخصصی معرفت ادیان شماره ۱ ادامه دارد…

















هیچ نظری وجود ندارد