اول ماه رجب ولادت با سعادت امام محمد باقر (ع) است به جاى بيان تاريخ ولادت مناسب آن ديديم که دو فضيلت از فضائل آن حضرت را، يکى از زبان خود آن حضرت و ديگرى از زبان فرزندش حضرت صادق (ع) ذکر شود، اميد که مفيد و مورد قبول افتد.
1ـ دائم الذکر بود
حضرت امام صادق (ع) فرمود: «کان ابى کثير الذّکر لقد کنت امشى معه و انّه ليذکر اللّه و آکل معه الطّعام و انّه ليذکر اللّه، و لقد کان يحدّث القوم و ما يشغله ذلک عن ذکر اللّه و کنت ارى لسانه لازقاً بحنکه يقول لا اله الّا اللّه ؛پدرم زياد ذکر (خدا) مى گفت، براستى من هميشه با او راه مى رفتم، و او (در حال رفتن) ذکر خدا مى گفت، و با او غذا مى خوردم و او ذکر خدا مى گفت، و هر گاه با مردم حرف مى زد، حرف زدن با مردم او را از ياد خدا باز نمى داشت و من مى ديدم که زبانش به سقف دهانش چسبيده مرتب لا اله الّا اللّه مى گفت، و کان يجمعنا فيأمرنا بالذّکر حتّى تطلع الشمس و يأمر بالْقرائه من کان يقرأ منّا و من کان لايقرء امره بالذّکر، هميشه اين گونه بود که ما (فرزندان) را جمع مى کرد، (بعد از نماز صبح) سپس دستور مى داد به ذکر خدا گفتن تا طلوع آفتاب ( با اين توضيح که) هر کس قرآن وارد بود از ما دستور مى داد قرآن بخواند، و کسى که قرائت (قرآن) بلد نبود دستور مى داد به ذکر (خدا) گفتن.» (1)
2ـ علم ماکان و مايکون
فضيلت ديگر از زبان خود حضرت باقر عليه السلام نقل شده، آنگاه که جابر سلام رسول خدا (ص) را به او رساند که حضرت او را باقر العلم ناميده، امام باقر فرمود: «و اللّه يا جابر لقد اعطانى اللّه علم ماکان و ما هو کائن الى يوم القيامة؛اى جابر به خدا سوگند خداوند علم گذشته و آينده تا روز قيامت را به من عطا کرده است.» (2)سخنانى از ميان احاديث حضرت باقر (ع) انتخاب شده و به صورت پرسش و پاسخ بيان مى شود.
س. چرا بايد به سخنان شما امامان گوش داد و احاديث شما را شنيد؟اين پرسش هميشه مطرح است که چرا در منابر و مجالس از قرآن و احاديث اهل بيت (ع) استفاده مى شود؟ آيا بهتر نيست به جاى اين سخنان که مربوط به قرون گذشته است، از سخنان دانشمندان فعلى مخصوصاً از نوع غربى آن استفاده کنيم که هم جديد است و هم روشنفکران بهتر مى پسندند و هم نشانه اطلاع منبرى از زمان است و هم پُز عالى دارد؟قرآن کريم از طرف خود جواب داده که: «و ننزّل من القرآن ما هو شفاءٌ و رحمةٌ للمؤمنين؛ (3) از قرآن چيزى نازل کرديم که شفا دهنده و رحمت براى مؤمنان است.»و اما پاسخ امام باقر (ع): «انّ حديثنا يحيى القلوب؛ (4) به راستى حديث (سخن) ما دلها (ى مردم) را زنده مى کند.»مراد از اين قلوب، قلبهاى گوشتى نيست، بلکه مراد روح و روان انسان است که گاه بر اثر نرسيدن غذاهاى معنوى مى ميرد و يا بر اثر گناه قساوت پيدا مى کند.علي (ع) فرمود: «و ما قست القلوب الّا لکثرة الذّنوب؛ (5) و دلها قساوت پيدا نمى کند، مگر به جهت زياد گناه کردن.»
س. دوستداريم از زبان شما بشنويم که شيعه واقعى شما کيست؟به بيان ديگر، بسيارند کسانى که ادّعا مى کنند شيعيان شما هستند، خوب است بدانيم شما چه کسانى را شيعه واقعى خود مى دانيد؟پاسخ امام باقر (ع): «ما شيعتنا الّا من اتّقى اللّه و اطاعه؛ (6) شيعه ما، تنها کسى است که تقواى الهى پيشه کند (خدا ترس باشد) و از خداوند اطاعت نمايد.»و در ادامه فرمود: «و ما کانوا يعرفون الّا بالتّواضع و التّخشّع و اداء الامانة و کثرة ذکر اللّه؛ (7) و شناخته نمى شدند، مگر با تواضع و فروتنى، خشوع، اداى امانت و زياد ذکر خدا گفتن.»و ضمناً اضافه فرمود که شيعيان چند دسته اند و يک نوع آن طلاى ناب است:«شيعتنا ثلاثة اصنافٍ صنف يأکلون النّاس بنا و صنفٌ کالزّجاج ينمّ و صنفٌ کالذّهب الاحمر کلّما ادخل النّار ازداد جودةً؛ (8) شيعيان ما سه دسته اند: گروهى ما را وسيله درآمد از مردم قرار داده اند و گروهى همچون شيشه اند (که هم زود مى شکنند و هم هرچه اسرار دارند، آشکار مى سازند) و گروهى چون طلاي (ناب) سرخ اند. که هر چه بيشتر داخل آتش شوند، بر خوبى آنها افزوده مى شود (و هرچه سختى و رنج در راه دين ببينند، آبديده تر و مقاوم تر مى شوند).»
يک سفارش به شيعيان
حضرت باقر (ع) فرمود: «مروا شيعتنا بزيارة قبرالحسين بن عليّ (ع) فانّ اتيانه يزيد فى الرّزق و يمدّ فى العمر و يدفع مدافع السوء؛ (9) شيعيان ما را امر کنيد به زيارت قبر حسين بن علي (ع)، زيرا زيارت او باعث افزايش روزى و طولانى شدن عمر و دفع بديها مى شود.»
راه شناخت مقامات شيعه
يزيد رزّاز از حضرت صادق (ع) و ايشان از پدرش امام باقر (ع) نقل نموده که آن حضرت فرمود: «اعرف منازل الشّيعة على قدر رواياتهم و معرفتهم فانّ المعرفة هى الدّراية للرّواية و بالدّراية للرّواية يعلوالمؤمن الى اقصى درجات الايمان؛ (10) بشناس مقام شيعيان را از طريق مقدار روايات آنها و معرفت و شناختشان، زيرا معرفت همان فهم روايت است و با فهم روايت مؤمن (و شيعه) به درجات بالاى ايمان مى رسد.»
س. برترين کمالات انسان چيست؟حال که فهميديم سخنان شما دلها را زنده مى کند و شيعه شما بايد داراى قلوب زنده و داراى کمالات باشند، خوب است بدانيم برترين کمالات حقيقى انسانى از ديدگاه امام باقر (ع) چه چيز است؟امام باقر (ع) مى فرمايد: «الکمال کلّ الکمال التّفقّه فى الدّين و الصّبر على النّائبة و تقدير المعيشة؛ (11) همه کمال در شناخت عميق و خوب فهميدن دين و شکيبايى در پيش آمدها و اندازه نگه داشتن در زندگى است.»اندازه نگهدار که اندازه نکوستهم لايق دشمن است و هم لايق دوست
س. بدترين عقوبت خداوند در دنيا چيست؟به بيان ديگر، مى دانيم کسى که راه کمال را نپيمايد و در بيراهه و در مسير گناه قدم بردارد، به بلاهايى در دنيا و آخرت گرفتار مى شود. خوب است از زبان حضرت باقر (ع) بدانيم بدترين مجازات الهى در دنيا چيست؟پاسخ امام باقر (ع): «ما ضرب عبدٌ بعقوبةٍ اعظم من قسوة القلب؛ (12) هيچ بنده اى به کيفرى بزرگ تر از سنگدلى و سخت دلى کيفر نشد.»راز اين مسئله را حضرت باقر (ع) در سخن ديگرى آشکار نمود؛ آنجا که فرمود: «اعلم انّه لاعلم کطلب السّلامة و لاسلامة کسلامة القلب؛ (13) بدان که هيچ علمى چون طلب سلامت نيست و هيچ سلامتى مانند سلامت قلب نيست.»به يقين مى توان گفت که مقصود حضرت فقط علم پزشکى و سلامتى جسم و جان و قلب گوشتى نيست، بلکه سلامتى قلب از گناهان و قساوت نيز مقصود است.و از جمله گناهانى که سلامتى قلب را به خطر مى اندازد و قساوت را در پى دارد، تکبّر است.حضرت باقر (ع) فرمود: «ما دخل قلب امرءٍ شى ءٌ من الکبر الّا نقص من عقله مثل ما دخله من ذلک قلّ ذلک او کثر؛ (14) چيزى از کبر در قلب مرد داخل نمى شود، مگر آنکه به همان مقدار از عقلش کاسته مى شود، خواه کم باشد يا زياد.»
س. برترين عبادت چيست؟آرى، متوجه شديم که نافرمانى خدا، بدترين مجازات را که قساوت قلب باشد، در پى دارد، اکنون جا دارد از محضر حضرت باقر (ع) با زبان حال بپرسيم که برترين بندگى و طاعت خداوند چيست تا در کنار عبادات واجبه به انجام آن اقدام کنيم؟حضرت باقر (ع) در پاسخ اين سؤال مى فرمايد: «ما عبد اللّه بشى ءٍ افضل من عفّة بطنٍ و فرجٍ؛ (15) خداوند با چيزى برتر از عفت شکم و دامن پرستيده نشده است.»از اين روايت استفاده مى شود که عبادت، فقط عبادتهاى مرسومه واجب و مستحب نيست ؛بلکه در معناى عام، عفت جستن و دورى از لقمه حرام نيز عبادت و بلکه عبادت برتر شمرده مى شود.همچنين به فرموده حضرت باقر (ع)، در نجوايى که خداوند در کوه طور با موسي (ع) داشت، فرمود: «ابلغ قومک انّه ما يتقرّب اليّ المتقرّبون بمثل البکاء من خشيتى و ما تعبّد لى المتعبدون بمثل الورع من محارمي؛ (16) به قومت برسان که هيچ چيزى تقرّب جويان به سوى من را مانند گريه از خوف من به من نزديک نمى سازد و هيچ عبادتى از عبادتگران من به مانند دورى از حرامهاى من ارزشمند نيست.»راز اين برترى آن است که پيامبر اکرم (ص) فرمود: «عبادت (خداوند از طريق نماز و ساير عبادات) با خوردن لقمه حرام، مانند ساختن خانه بر روى ريگ يا بر آب است.» (17)
س. ريشه گرفتاريهاى انسان چيست؟همه انسانهاى معمولى از بلا و گرفتاريها گريزان هستند، جز انسانهاى والا و برتر که براى رشد بيشتر خويشتن از بلاها و گرفتاريها در راه خداوند استقبال مى کنند.بنابراين، خوب است بدانيم ريشه گرفتاريهاى انسانهاى معمولى در چيست؟پاسخ اين سؤال را مى توان از زبان حضرت باقر (ع) دريافت کرد، آنجا که فرمود: «ما من نکبةٍ تصيب العبد الّا بذنبٍ؛ (18) هيچ گرفتارى اى به بنده نمى رسد، مگر به سبب گناه.»اين همان است که قرآن کريم مى فرمايد: «و ما اصابکم من مصيبةٍ فبما کسبت ايديکم و يعفوا عن کثيرٍ؛ (19) هر مصيبتى به شما مى رسد، به خاطر اعمالى است که انجام داده ايد و بسيارى را نيز عفو مى کند.»
س. بدترين شر و گناه چه چيز است؟اين مطلب را متوجه شديم که ريشه گرفتاريهاى ما انسانهاى معمولى گناه است، حال خوب است از زبان حضرت باقر (ع) بشنويم که کدام گناه و يا گناهان است که بدتر از همه است و شرّترين آنها که زمينه گرفتارى انسان را فراهم مى کند، کدام است؟حضرت باقر (ع) در پاسخ به اين سؤال سخنانى دارد، از جمله:1. فرمود: «انّ اللّه جعل للشّرّ اقفالاً و جعل مفاتيح تلک الاقفال الشّراب و الکذب شرٌّ من ذلک؛ (20) به راستى خداوند براى شرّ و بدى قفلهايى قرار داده که کليد آن قفلها شراب است و دروغگويى بدتر از شراب است.»2. فرمود: «ايّاک و الکسل و الضّجر فانّهما مفتاح کلّ شرٍّ؛ (21) از تنبلى و بى حوصلگى بپرهيزيد که اين دو کليد هر بدى اند.»و مخصوصاً درباره کسالت در نماز فرمود: «لا تقم الى الصّلاة متکاسلاً و لا متناعساً و لامتثاقلاً فانّها من خلل النّفاق؛ (22) نماز را با کسالت و خواب آلودگى و بى حالى و سنگينى اقامه نکنيد، چون اين عمل از راهها (و نشانه ها)ى نفاق شمرده مى شود.»
س. عامل نجات انسان از گناهان و گرفتاريها چيست؟روشن شد که گناهان عامل بيچارگى و گرفتارى انسان است، اکنون مناسب است بدانيم راه نجات انسان از گرفتاريها و بلاها و گناهان چه مى تواند باشد؟حضرت باقر (ع) نجات انسان را در پاکى و تقوا مى داند و در اين باره سخنان نغز و زيبايى دارد که به نمونه هايى اشاره مى شود:1. آن حضرت در نامه به سعد خير نوشت: «انّ اللّه يقى بالتّقوى عن العبد ما غرب عنه عقله و يجلى بالتّقوى عنه عماه و جهله و بالتّقوى نجا نوحٌ و من معه فى السّفينة و صالحٌ و من معه من الصّاعقة و بالتّقوى فاز الصّابرون و نجت تلک العصب من المهالک؛ (23) به راستى خداوند به وسيله تقوا از بنده در مقابل آنچه از فهم عقل پوشيده مانده، محافظت مى کند و به وسيله تقوا کورى و نادانى او را بر طرف مى سازد و به وسيله تقواست که نوح (ع) و همراهان او در کشتى نجات يافتند و به وسيله تقوى صالح (ع) و همراهان از صاعقه نجات يافتند و به وسيله تقواست که صابران رستگار شدند و آن گروه ها از هلاکت نجات يافتند.»2. در جاى ديگر به سعد خير فرمود: «اوصيک بتقوى اللّه فانّ فيها السّلامة من التّلف و الغنيمة فى المنقلب؛ (24) تو را به تقوا و خداترسى توصيه مى کنم، زيرا در تقوا سلامت و رهايى از تلف شدن (و هلاکت) و سود بردن در بازگشتگاه (آخرت) است.»ضمناً علائم و نشانه هاى متقين را نيز بيان مى کند تا بتوانيم خود را چک کنيم که علامت تقوا را دارا هستيم يا نه.حضرت باقر (ع) از جدّش اميرمؤمنان نقل نموده که آن حضرت فرمود: «انّ لاهل التّقوى علاماتٍ يعرفون بها صدق الحديث و اداء الامانة و الوفاء بالعهد..و قلّة المؤاتاة للنّساء و بذل المعروف و حسن الخلق وسعة الحلم و اتّباع العلم فيما يقرّب الى اللّه؛ (25) براى اهل تقوا نشانه هايى است که با آن شناخته مى شوند (از جمله): راستگويى، امانتدارى،وفاى به عهد،…کمتر آميختن با زنان، احسان بى دريغ، خوش اخلاقى، با حوصلگى و دريا دلى، و دنبال آگاهى و فهم بودن در آن چيزى که انسان را به خدا نزديک مى سازد.»
س. راه افزايش علم چيست؟اشاره شد که يکى از علائم متقين پيروى از علم و دانش است. در اين زمينه پرسشى مطرح است که آيا راه افزودن علم و دانش فقط تلاش و کوشش است و يا راههاى ديگرى نيز وجود دارد که براى کسب دانش توجّه به آنها نيز ضرورى است؟در پاسخ حضرت باقر (ع) رهنمودهاى زيبايى دارد که به برخى از آنها اشاره مى شود:1. آن حضرت فرمود: «من عمل بما يعلم علّمه اللّه ما لا يعلم؛ (26) هر کس به آنچه مى داند، عمل کند، خداوند دانشى را که نمى داند (به صورت غير مستقيم) به او تعليم مى دهد.»2. حضرت به سلمة بن کهيل و حکم بن عتبه فرمود: «شرّقا و غرّبا لن تجدا علماً صحيحاً الّا شيئاً يخرج من عندنا اهل البيت؛ (27) به شرق رويد و يا غرب، علم صحيحى نمى يابيد، مگر اينکه از (دهان) ما اهل بيت خارج شده است.»ابن ابى الحديد در مقدّمه جلد اول شرح نهج البلاغه، اعتراف مى کند که همه علوم به اهل بيت (ع) و علي (ع) بر مى گردد.ضمناً به اين نکات توجه کنيد:
1. علم را هر جا يافتيد اخذ کنيدحضرت باقر (ع) فرمود: «خذوا الکلمة الطّيّبة ممّن قالها و ان لم يعمل بها؛ (28) سخن نيک را از گوينده آن برگيريد، هر چند به آن عمل نکند.»
2. قلب بى دانش همچون خانه خراب استآن حضرت فرمود: «انّ قلباً ليس فيه شى ءٌ من العلم کالبيت الخراب الّذى لاعامر له؛ (29) دلى که در آن دانش نباشد، مانند خانه اى است خراب که آبادى ندارد.»
3. پاداش معلّمدر يک جا فرمود: «من علّم باب هديً فله مثل اجر من عمل به و لا ينقص اولئک من اجورهم شيئاً؛ (30) کسى که راه هدايت را تعليم دهد، اجر کسى را دارد که بدان عمل مى کند و اين پاداش از پاداش عمل کننده گان نمى کاهد.»و در جاى ديگر فرمود: «معلّم الخير يستغفر له دوابٌّ الارض و حيتان البُحور و کلّ صغيرة و کبيرةٍ فى ارض اللّه و سمائه؛ (31) براى معلّم خير، جنبندگان زمين و ماهيان دريا و هر ريز و درشتى که در زمين و آسمان خداوند است، استغفار مى کنند.»
س. جايگاه عقل، به عنوان عامل فرا گرفتن علم و دانش چيست؟بعد از بيان لزوم فراگيرى دانش و توجّه به نکات مربوطه، اين پرسش رخ مى نمايد که عقل به عنوان عامل فراگيرى علم و دانش در نزد امام باقر (ع) از چه جايگاهى برخوردار است؟به نظر حضرت باقر (ع) عقل برترين مخلوق الهى است که از آن برتر نيافريده است و لذا فرمود: «لمّا خلق اللّه العقل قال له اقبل فاقبل ثمّ قال له ادبر فادبر فقال و عزّتى و جلالى ما خلقت خلقاً احسن منک ايّاک آمر و ايّاک انهى و ايّاک اُثيب و ايّاک اُعاقب؛ (32) خداوند وقتى که عقل را آفريد، به او گفت: رو کن! پس رو کرد. سپس به او گفت: برگرد! پس برگشت. سپس فرمود: به عزّت و جلالم قسم! خلقى نيکوتر از تو نيافريدم. تو را امر مى کنم و تو را نهى مى کنم و تو را ثواب مى دهم و تو را (در صورت مخالفت) عقاب مى کنم.»و به فرموده آن حضرت: از چيزهايى که خداوند به موسي (ع) وحى کرد، اين بود که: «انا اؤاخذ عبادى على قدر ما اعطيتهم من العقل؛ (33) من بندگانم را به اندازه اى که عقل داده ام، مورد مؤاخذه قرار مى دهم.»امام باقر (ع) همچنين فرمود: «وجدت فى الکتاب (يعنى کتاباً لعليٍّ) انّ قيمة کلّ امرءٍو قدره معرفته انّ اللّه تبارک و تعالى يحاسب النّاس على قدر ما آتاهم من العقول فى دار الدّنيا؛ (34) در کتاب (علي (ع)) يافتم که قيمت هر مرد و ارزش او به اندازه شناخت اوست (و شناخت با عقل و علم حاصل مى شود و لذا) خداى تبارک و تعالى مردم را به اندازه اى که عقل داده است، مورد محاسبه قرار مى دهد.»احاديث فوق جايگاه عقل را از ديدگاه حضرت باقر (ع) به خوبى نشان مى دهد و مى رساند که عقل برترين آفريده خدا، معيار و ملاک تکليف و ميزان محاسبه در روز قيامت است.
س. محبوب ترين عمل در نزد خداوند چه عملى است؟هر عملى که براى خداوند انجام گيرد، محبوب الهى است، ولى برترين آنها آن عملى است که فصلى و محدود به زمان خاص نباشد، بلکه دوام و استمرار داشته باشد و لذا حضرت باقر عليه السلام فرمود: «ما من شى ءٍ احبّ الى اللّه من عملٍ يداوم عليه و ان قلّ؛ (35) چيزى در نزد خداوند محبوب تر از عملى که استمرار داشته باشد، نيست، هر چند کم باشد.»مثلاً در روز يک صفحه قرآن بخواند، ولى دائمى باشد و يا هفته اى دوبار به زيارت رود، منتهى دائمى باشد.برخى افراد در ماه رمضان در خواندن قرآن زياده روى مى کنند، ولى در طول سال قرآن را باز نمى کنند.رهرو آن است که آهسته و پيوسته رودرهرو آن نيست گهى تند و گهى خسته رودپرسشها مقدارى طولانى شد، از همه عذرخواهى مى کنيم. آخرين پرسش درباره برخى مسائل مربوط به قيامت است:س. اوّلين پرسش در روز قيامت چيست؟ و پشيمان ترين فرد در قيامت کيست؟در پاسخ بخش اوّل اين پرسش بايد گفت: اوّلين چيزى که مورد محاسبه و بازرسى قرار مى گيرد، نماز است.حضرت باقر (ع) فرمود: «انّ اوّل ما يحاسب به العبد الصّلاة فان قبلت قبل ما سواها؛ (36) اولين چيزى که (در روز قيامت) از بنده مورد حساب رسى قرار مى گيرد، نماز است. اگر نماز پذيرفته شود، مابقى (اعمال) نيز پذيرفته مى شود.»آرى روز محشر که جانگداز بوداوّلين پرسش از نماز بودو راز اين اهمّيت را امام باقر (ع) در حديث ديگرى بيان فرمود: «الصّلاة عمود الدّين مثلها کمثل عمود الفسطاط اذا ثبت العمود يثبت الاوتاد و الاطناب و اذا امال العمود و انکسر لم يثبت وتدٌ و لا طُنُب؛ (37) نماز ستون دين است، مثل آن مانند ستون (وسط) خيمه است. هرگاه عمود ثابت و استوار باشد، ميخ ها و طناب هاى (اطراف) نيز برپا خواهد بود و اگر عمود خيمه خم و کج باشد و يا شکسته باشد، ميخ و طنابى به جا نخواهد ماند.»اما در مورد بخش دوّم پرسش بايد گفت که حضرت باقر (ع) مى فرمايد: «انّ اشدّ النّاس حسرة يوم القيامة عبدٌ وصف عدلاً ثمّ خالفه الى غيره؛ (38) به راستى حسرتمندترين مردم در روز قيامت، بنده اى است که سخن از عدالت گويد و بر خلاف آن عمل کند.»به پايان آمد اين پرسش و پاسخ، ولى حکايت سخنان نغز و شيرين و فراوان حضرت باقر (ع) همچنان باقى است.
——————————————–پى نوشت ها :
1. اصول کافى، محمد بن يعقوب کلينى، دارالکتب الاسلاميه، ج 2، ص 499، ح 1، منتخب ميزان الحکمة، محمدى رى شهرى، سيد حميد حسينى، قم دارالحديث، 1382، ص 47، ح 143 از جلد يک.2. بحارالانوار، محمد باقر مجلسى، بيروت، مؤسسة الوفاء، دوم، 1403 ق، ج 46، ص 296.3. سوره اسراء، آيه 82.4. بحارالانوار، ج 2، ص 155.5. منتخب ميزان الحکمة، محمدى رى شهرى، قم دارالحديث، 1382 ش، ص 205 ح 2425؛ علل الشرائع، صدوق، ص 81، ح 1.6. تحف العقول، على بن شعبة، تحقيق على اکبرى، قم، دفتر انتشارات اسلامى، دوم، 1404 ق، ص 295.7. همان، منتخب ميزان الحکمة، ص 285.8. منتخب ميزان الحکمة، ص 286؛ ح 3432، الخصال، صدوق، ص 103، ح 61.9. بحارالانوار، ج 101، ص 4، ح 12؛ منتخب ميزان الحکمة، ص 372، ح 4606.10. حياة الامام محمد باقر (ع)، شريف قرشى، ص 140 و 141، به نقل از: اعلام الهداية، المجمع العالمى لاهل البيت (ع) اوّل، 1422، ج 7، ص 291.11. تحف العقول، ص 292.12. همان، ص 296.13. تحف العقول، ص 286؛ منتخب ميزان الحکمة، ص 370.14. بحارالانوار، ج 78، ص 186، ح 16؛ منتخب ميزان الحکمة، ص 435، ح 5386.15. الکافى، ج 2، ص 79، ح1.16. منتخب ميزان الحکمة، ص 420، ح 5219؛ ثواب الاعمال، صدوق، ص 205، ح 1.17. منتخب ميزان الحکمه، ص 326،ح3953.18. الکافى، ج 2، ص 269، ح 4.19. سوره شورى، آيه 30.20. بحارالانوار، ج 72، ص 236، ح 3؛ منتخب ميزان الحکمة، ص 269.21. تحف العقول، ص 295.22. منتخب ميزان الحکمة، ص 301، تفسير العياشى، ج 1، ص 242، ح 134.23. همان، ص 544، ح 6660،به نقل از: الکافى، ج 8، ص 52، ح 16.24. همان.25. همان، ص 545 ـ 546، ح 6675؛ الخصال، صدوق، ص 483، ح 56.26. اعلام الدين، ص 301، به نقل از: منتخب ميزان الحکمة، ص 370، ح 4583.27. بحارالانوار، ج 2، ص 92، ح 20؛ منتخب ميزان الحکمة، ص 370.28. تحف العقول، ص 291.29. الامالى، الطوسى،ص 543، ح 1165، به نقل از: منتخب ميزان الحکمة، ص 363.30. تحف العقول، ص 297.31. ثواب الاعمال، ص 131.32. الکافى، ج 1، ص 26، ح 26؛ منتخب ميزان الحکمة، ص 358.33. المحاسن، برقى، ج 1، ص 308، ح 608، به نقل از: منتخب ميزان الحکمة، ص 358.34. معانى الاخبار، صدوق، ج 1، ص 2، به نقل از منتخب ميزان الحکمة، ص 358.35. الکافى، ج 2، ص 82، ح 1 و 3؛ منتخب ميزان الحکمة، ص 373.36. الکافى، ج 3، ص 268، ح 4.37. المحاسن برقى، ج 1، ص 116، ح 117، به نقل از: منتخب ميزان الحکمة، ص 298.38. بحارالانوار، ج 78، ص 179.39. همان، ج 46، ص 220.
منبع : نشريه پاسدار اسلام، تير 1387، شماره 319

















هیچ نظری وجود ندارد