21 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه امام مهدی (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟

جعفر سبحانی تبریزی

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
0
SHARES
31
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

براى رفع هر نوع ابهام شايسته بود كه نام امام زمان (عجل اللّٰه تعالى فرجه الشريف) در قرآن برده شود، ولى چنين كارى صورت نگرفت، چرا؟

پاسخ

شيوۀ سؤال بيان‌گر آن است كه گويا براى معرفى اولياى الهى كه امت بايد از آنها پيروى كنند، فقط يك راه وجود دارد و آن نام بردن از آنان در كتاب آسمانى است. در صورتى كه اگر به خود قرآن مراجعه كنيم خواهيم ديد، كه قرآن براى معرفى شخصيت‌هاى الهى از سه راه وارد مى‌شود و در هر موردى طبق مصالحى از شيوۀ خاصى پيروى مى‌كند.

۱. معرفى با اسم

پيامبر گرامى در انجيل از طريق اسم براى آيندگان معرفى شده است:

«وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ»؛[1]

بشارت دهنده به پيامبرى پس از خود هستم كه نام او احمد است.

خداوند گاهى پيامبران خود را با نام مورد خطاب قرار مى‌دهد:

«يٰا دٰاوُدُ إِنّٰا جَعَلْنٰاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ‌»؛[2]

اى داوود، ما تو را در روى زمين جانشين قرار داديم.

قرآن در مواردى از پيامبر اسلام، به اسم ياد مى‌كند؛ آن جا كه مى‌فرمايد:

«وَ مٰا مُحَمَّدٌ إِلاّٰ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ‌»؛[3]

محمد پيام آورى بيش نيست كه پيش از او نيز پيامبرانى بوده‌اند.

۲. معرفى با عدد

يكى ديگر از راه‌ها، معرفى با عدد است، لذا قرآن نقباى بنى اسرائيل را با عدد معرفى كرده است؛ چنان كه مى‌فرمايد:

«وَ لَقَدْ أَخَذَ اللّٰهُ مِيثٰاقَ بَنِي إِسْرٰائِيلَ وَ بَعَثْنٰا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً»[4]

خداوند از بنى اسرائيل پيمان گرفت و از آنها دوازده مراق بر انگيختيم.

گروهى كه طبق گزينش حضرت موسى قرار شد به كوه بروند، در قرآن با عدد معرفى شده اند:

«وَ اخْتٰارَ مُوسىٰ قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلاً لِمِيقٰاتِنٰا»؛[5]

موسى، از قوم خود، براى ميقات ما هفتاد نفر را برگيزيد.

۳. معرفى با صفت

يكى ديگر از راه‌هاى شناسايى شخصيت الهى، معرفى با صفت است؛ چنان كه پيامبر در انجيل و تورات علاوه بر معرفى با نام، با صفات نيز معرفى شده است و قرآن بر اين مطلب گواهى مى‌دهد:

«اَلَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرٰاةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهٰاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ)[6]

كسانى كه از رسول و نبى درس ناخوانده‌اى، پيروى مى‌كنند كه نام و خصوصيات او را در تورات و انجيل نوشته مى‌يابند كه آنان را به نيكى دعوت رد هو از بدى ها باز نشان مى دارد، پاكى‌ها را براى آنان حلال و ناپاكى‌ها را تحريم نمى‌نمايد و بارهاى گران و زنجيرهايى را كه براى آنان حلال و ناپاكى‌ها را تحريم نمى‌نمايد و بارهاى گران و زنجيرهايى را كه بر آنان بود، از آنان برمى‌دارد.

در اين آيه، حضرت محمد با صفات ده‌گانه معرفى شده است. از سياق آيه استفاده مى‌شود كه حضرت در اين دو كتاب – تورات و انجيل – با همه يا اكثر اين صفات و خصوصيات او در تورات و انجيل آمده است.

خداوند متعال در قرآن، كسانى كه بايد مسلمانان از آن‌ها اطاعت كنند، با صفات «اولى الامر» معرفى كرده است؛ آنجا كه مى‌فرمايد:

«أَطِيعُوا اللّٰهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ‌»؛[7]

از خداوند و رسول و صاحبان فرمان اطاعت كنيد.

مردى از بنى اسرائيل پس از موسى به پيامبرى برانگيخته شده بود. مردم به او گفتند: براى ما فرمانروايى معين كن، تا ما زير لواى او در راه خدا جهاد كنيم. خداند به درخواست آنان پاسخ مثبت داد و اين فرمانروا را پس از معرفى با اسم، با صفت نيز معرفى كرد (تا هر نوع تشابهى كه ممكن است در اسم رخ دهد، از بين برود) و از طريق پيامر خود به آنان خبر داد كه خدا (طالوت) را به فرمانروايى بر شما نصب كرده است:

«إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التّٰابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ بَقِيَّةٌ مِمّٰا تَرَكَ آلُ مُوسىٰ وَ آلُ هٰارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلاٰئِكَةُ‌…»؛[8]

نشانه فرمانروايى او اين است كه صندوقى به سوى شما مى‌آيد كه در آن آرامشى از جانب پروردگار است و باقى مانده‌اى از آنچه خاندان موسى و هارون به جاى گذارده‌اند، فرشتگان آن را حمل مى‌كنند و در اين كار براى شما نشانه‌اى است ايمان آورده باشيد.

هدف از نقل اين آيات، آن است كه بدانيم معرفى با صفات، يكى از راه‌هاى شناسايى است، ليكن گاهى معرفى با صفات، با ذكر نام نيز همراه است، مانند آيۀ طالوت و زمانى تنها به ذكر صفات اكتفا مى‌گردد:

«فَسَوْفَ يَأْتِي اللّٰهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكٰافِرِينَ يُجٰاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ وَ لاٰ يَخٰافُونَ لَوْمَة لاٰئِمٍ‌»؛[9]

به زودى خداوند گروهى را مى‌آورد كه آنان را دوست دارد و آنان نيز او را دوست دارند، در برابر مؤمنان فروتن و متواضعند و در برابر كافران، سرفراز، در راه خدا جهاد مى‌كنند و از ملامت ملامت‌گرى نمى‌ترسند.

نتيجه اين كه اگر نام حضرت مهدى عليه السلام در قرآن نیست، ولى صفات و خصوصيات حكومت او در قرآن وراد شده است. اصولاً قرآن در معرفى افراد، مصالح عالى را در نظر مى‌گيرد: گاهى مصالح ايجاب مى‌كند كه افراد را با نام معرفى كند و زمانى مصالح ايجاب مى‌كند كه تنها به صفات افراد بپردازد؛ چنان كه درباره حضرت مهدى جريان از اين قرار است، زيرا:

اولاً، تشكيل چنين حكومتى، در مواردى صريحاً و در موارد ديگر به طور اشاره در قرآن وارد شده است. آياتى كه در سورۀ «توبه» و «صف» از انتشار و گسترش اسلام در سطح جهانى نويد مى‌دهد. مانند: «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ‌»؛ تا آن را بر همه اديان پيروز سازد. اشاره به تشكيل اين حكومت است، زيرا به تصريح مفسران، مضمون اين آيه كه پيش‌گويى از گسترش فراگير و همه جانبۀ اسلام در سطح جهان است، هنوز تحقق نپذيرفته است. از اين گذشته، در آيۀ ۱۰۶ سورۀ انبياء مى‌فرمايد:

«وَ لَقَدْ كَتَبْنٰا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهٰا عِبٰادِيَ الصّٰالِحُونَ‌»؛

ما پس از ذكر، در زبور نوشتيم كه بندگان شايسته من، وارث زمين خواهند بود.

اين آيه نويد مى‌دهد كه صالحان، وارثان زمين خواهند بود و حكومت را به دست خواهند گرفت و به اتفاق تاريخ بشر، هنوز اين وعدۀ الهى تحقق نپذيرفته است.

ثانياً، اگر نام امام زمان را نبرده، به دليل مصلحتى است كه براى اهل فضل و درك مخفى نمى‌باشد، زيرا به همان علت كه نام على عليه السلام را نبرده، نام آن حضرت را نيز ذكر ننموده است اگر نام اين پيشوايان گرامى را مى‌برد، كينه‌هاى ديرينه «بدر، احد و حنين» بار ديگر زنده مى شد، لذا مطلب را به صورت كلى مطرح كرده فرموده است:

«أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهٰا عِبٰادِيَ الصّٰالِحُونَ‌».

بردن نام گذشتگان، مانند لقمان و ذى القرنين، قابل قياس با افراد آينده نيست. دربارۀ گذشتگان، حسدها و كينه‌ها تحريك نمى‌گردد و افراد سودجو و شهرت طلب نمى‌توانند از آن سوء استفاده كند، ولى بردن نام آيندگان اين محظور را دارد.

آيا شما فكر مى‌كنيد كه تنها ذكر نام دردى را دوا مى‌كند؟ آيا فكر مى‌كنيد و اگر نام امام زمان عليه السلام در قرآن برده مى‌شد، امكان نداشت كه در طول تاريخ، شيّادان و افراد شهرت‌طلب از آن سوء استفاده نكنند يا افرادى روى غرض‌هاى خاص وجود او را انكار ننمايند؟

تجربۀ تاريخى نشان مى‌دهد كه اگر در قرآن صراحتاً نام امام زمان برده مى‌شد، باز در طول تاريخ، شيادان و مدعيان دروغين مهدويت پيدا مى‌شدند و نام خود را امام زمان مى‌گذاشتند تا از آب گل‌آلود ماهى بگيرند و از نام او و انتظار مردم استفادۀ نادرست كنند. مگر خدا نام پيامبر را در انجيل نبرده است‌؟ ولى گروه‌هاى عنود، از آن بهره‌بردارى ناجوانمردانه كردند، قرآن چنين نقل مى‌كند:

«فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْبَيِّنٰاتِ قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِينٌ‌»[10]

هنگامى كه حضرت عيسى با دلايل و معجزات به سوى آنان آمد، گفتند: اين سحر آشكار است.

بنابراين مسئلۀ مهم، بيان خصوصيات ديگر آن حضرت است كه افراد آگاه دل، با شناخت آن‌ها، مهدى واقعى را از دعيان قلابى مهدويت باز شناسد؛ بخشى از اين خصوصيات در قرآن و بخشى ديگر در اخبار آمده است.

 

مستندات:

[1]  . سوره صف، آيۀ ۶.

[2]  . سورۀ ص، آيۀ ۲۶.

[3]  . سورۀ مائده، آيۀ ۱۲.

[4]  . سوره مائده، آيۀ ۱۲.

[5]  . سورۀ اعراف، آيۀ ۱۵۵.

[6]  . همان، آيۀ ۱۵۷.

[7]  . سورۀ نساء، آيۀ ۵۹.

[8]  . سورۀ بقره، آيۀ ۲۴۸.

[9]  . سورۀ مائده، آيۀ ۵۴.

10]  . سوره صف، آيۀ ۶.

 

منبع: سبحانی تبریزی، جعفر، پرسش ها و پاسخ ها، صفحه: ۲۴۹، مؤسسه امام صادق علیه السلام، قم – ایران

برچسب ها: قرآن کریمامام زمان عجل الله فرجه الشریفجعفر سبحانی تبریزی
نوشته قبلی

امام صادق علیه السلام از دیدگاه اهل سنت

نوشته‌ی بعدی

آثار و فواید عزاداری بر امامان

مرتبط نوشته ها

مقام امام زمان (عج) در سرداب مقدس سامرا
امام مهدی (ع)

مقام امام زمان (عج) در سرداب مقدس سامرا

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر
امام مهدی (ع)

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

نگاهی به علل غیبت امام زمان (عج)
امام مهدی (ع)

نگاهی به علل غیبت امام زمان (عج)

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
امام مهدی (ع)

آثار و برکات امام غایب علیه السلام

تجلّی مهدی باوری در مهدی یاوری
امام مهدی (ع)

تجلّی مهدی باوری در مهدی یاوری

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
امام مهدی (ع)

مفهوم شناسی غیبت امام مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی
آثار و فواید عزاداری بر امامان

آثار و فواید عزاداری بر امامان

یک نظر

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • ناشناس
    • 26/02/14 در 22:01
    نیامده است؟؟!!!!!! 
    ؟؟!؟!!!!!؟!!!!!!!!
    0 0 • پاسخ
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

مناجات شعبانیه و سند آن

مناجات شعبانیه و سند آن

آزادى از منظر شیعه

آزادى از منظر شیعه

ایران هوشیار است.

ایران هوشیار است.

مذهب شیعه چرا مذهب جعفری نامیده شد؟

مذهب شیعه چرا مذهب جعفری نامیده شد؟

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا