10 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home علوم شیعه

کاربرد قرآن در روش اجتهادی شهید ثانی (۳)

0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

کارکرد قرآن درآرای فقهی شهید

الف )قاعده سازی یا پشتوانه آیات قرآنی
سیره و شیوه مجتهدان و فقیهان سلف و معاصراین بوده است که با تأسیس و پی ریزی شماری ازاصول ،قواعد و مبانی ، کاراستنباط و تفریع فروع براصول را سامان داده وکاربردی می ساخته اند . تأسیس آن مبانی و قواعد بسته به رویکردهای کلان فقهی ،کلامی ،علمی ، مذهبی و نوع نگاه و اولویت بخشی مجتهد به منابع دینی به ویژه سرچشمه های استنباط احکام فقهی بوده است .از همین روی بوده است که اختلاف درفتوا و آرای فقیهان پدید می آمده است . شهید ثانی با تأسی ازهمین سیره اجتهادی ، قواعد ،مبانی و اصولی را تأسیس کرده و برپایه آن اصول و قواعد به استنباط و اجتهاد در فروع پرداخته است .نکته در خورتأمل آن است که شمار بسیاری از قواعد و اصول تأسیس یافته ازسوی شهید ،خاستگاه قرآنی و وحیانی دارد و نه روایی و یا عقلی .با اینکه شهید ،خود ازعالمان چیره و خبیر در علم الحدیث و از سوی دیگر درردیف عالمان عقل گرای شیعی به حساب می آید ،به یادکرد نمونه هایی از این روش و شیوه ایشان که می تواند ما را به کارکرد افزون قرآن دراجتهاد و استنباط وی رهنون و آشنا سازد ،می پردازیم .
۱٫اصل اولیه درافعال انسان ها
کارهایی که انسان ها انجام می دهند ،از یک منظربه دو دوره پیش از بعثت پیامبر و پس از بعثت تقسیم می شود .افعال صادره ازانسان ها در دوره پیش از بعثت ،خود بردو گونه هستند ؛افعال غیراختیاری و اضطراری همچون تنفس ،‌ضربان قلب و … .این سری ازافعال انسان ها تحت حوزه تکلیف قرارنمی گیرند و روا شمرده می شوند . گروه دوم افعال اختیاری آدمیان است ، همچون خوردن ،پوشیدن ، راه رفتن و … .درحکم این دسته ازافعال آدمیان ،سه دیدگاه وجود دارد : ۱-اصل درتمامی افعال اختیاری انسان ها ، اباحه است . ۲-اصل در تمامی افعال اختیاری انسان ها ، منع است . ۳-اصل در تمامی افعال اختیاری انسان ها ، توقف (نبود هیچ حکمی برای آنها و یا عدم آگاهی ازجواز و یا منع )است . افزون برسه دیدگاه پیش گفته ،دیدگاه دیگری وجود دارد که قائل به تفصیل بین منافع و مضاراست ؛اصل اولیه در منافع را اباحه و اصل درمضار را منع می داند . شهید ثانی ازاین نظردفاع می کند .مستند شهید دراینکه اصل درمنافع ، اباحه است ، آیه شریفه بیست و نهم ازسوره مبارکه بقره است ؛ «و اما بعد الشرع فمقتضی الادله الشرعیه ان الاصل فی المنافع الاباحه لقوله تعالی 🙁 خلق لکم ما فی الارض جمیعاً ).»(همان/۲۶۹) فراخنای مفهومی آیه شریفه ،بستراستنباط احکام پرشماری درعرصه های گوناگون را فراهم می آورد که شهید خود نیزچنین کرده و حکم فروع و جزئیات چندی را بیان کرده است : ۱-اگراستخوان ،گوشت ،‌خون ،‌مو و سایراجزای حیوانی را ندانیم که پاک است یا نه ،زیرا ندانیم ازاجزای حیوان حلال گوشت است یا حرام گوشت ، و در فرض دوم نجس العین است یا غیرآن ،و همچنین ندانیم استفاده ازآن اجزاء درنماز معفو عنه است یا خیر؛ در تمامی این موارد بر اساس اصل اباحه مستفاد ازآیه شریفه حکم می شود ،مگراینکه قواعد دیگری خلاف آن را ثابت کند . ۲-اگرشخصی (مرد یا زن) را ندانیم نظر کردن براو حلال است یا حرام و یا شک کند که مرد است یا زن ،‌و یا نسبت به زنی شک کند و نداند که محرم است یا بیگانه و نامحرم ،و یا شک کند که زن آزاد است و یا کنیز،درتمامی این موارد و سایر نمونه هایی ازاین دست ،براساس اصل مستخرج و مستنبط ازآیه مبارکه عمل می شود. ۳-اگر درآب جویی شک کنیم که ملک کسی است و نیازمند گرفتن اجازه و یا بدون مالک و مباح است ،‌اصل درآن اباحه است. ۴-اگرپارچه ای ازحریر و غیرحریر با هم بافته شده باشد و شک داشته باشیم بخش بافته شده ازحریر ،مستهلک درغیرآن شده است تا پوشیدن آن برای مردان جایز باشد ،و یا نشده است تا جایزنباشد ،بر اساس مفهوم آیه شریفه می توان گفت پوشیدن آن مباح است .هرچند در خصوص این مورد می توان گفت چون شک در رفع مانع (=استهلاک حریر)است ، مقتضی اصل ،عدم رفع مانع و سرانجام حرمت پوشیدن آن لباس است .(همان،/۲۷۱)
۲٫مفهوم خطاب های مذکرقرآن
دربسیاری ازآیات قرآن کریم ، به ویژه خطاب های قرآن ،واژگان و کلمات به صورت مذکرآمده است .ساختارهای کلامی این واژگان به یکی از چهار صورت زیربیشتر دیده می شود . یک :ساختارفعلی ،‌مانند قال ، علم ، ‌آمنوا ، کفروا ، نافقوا ، ‌یقولون ، یعلمون ، تعلمون و … . دو :ساختاروضعی ،‌مانند المتقین ، ‌المفلحون ،المؤمنون ،‌المنافقون ، الکافرون ،‌المسلمون و … . سه :ضمایرو اسماء اشاره ،مانند هو ، هما ،هم ،‌انت ،‌انتم ،‌کما ، کم ،‌ ذلک ، اولئک و … . چهار:موصول ها ،‌ مانند الذین ، ‌الذی . در میان قرآن پژوهان و سخن شناسان ،‌ همواره معرکه سخن بوده است که این ساختارهای کلامی مذکر درقرآن که کتاب همه انسان هاست و فراتر از جنسیت می نگرد،‌دو گروه مردان و زنان را با هم شامل می شود و یا اختصاص به مردان دارد ؟ در صورت نخست ، با چه معیار زبانی و عرف بیانی ، چنان گستره مفهومی را به واژگان مذکر قرآنی که تابع معیارهای زبان بشری است ، می توان نسبت داد ؟ و در صورت دوم ، از کاستی گفتمان مذکر قرآن چگونه می توان رهید ؟ گروهی ازقرآن پژوهان ،حوزه مفهومی این دسته از واژگان و کلمات قرآنی را شامل مردان و زنان دانسته و معیار تغلیب در تعبیر و یا تغلیب درکاربرد محاورات و تصورات ذهنی عرب زبانان را عامل روایی این کاربست بیانی و فراخنای مفهومی برشمرده اند و گروهی نیز حوزه مفهومی این واژگان را تنها مردان دانسته و شمول زنان را تابع قصد و اراده گوینده سخن دانسته اند .هریک ازآرای گذشته می تواند پی آیندهای مختلف کلامی ،‌ حقوقی و انسان شناختی را برتابد . شهید ثانی طرفدارآن است که الفاظ مذکر قرآن تنها مردان را شامل می شود و اگر هم موردی ثابت شود که زنان نیز در قلمرو کلمه و واژه ای داخل است ،‌از باب تبعیت است و نه کاربرد لفظ در معنای اصلی و مفهوم حقیقی آن ؛ «لفظ الذکر وهو الذی یمتاز عن الاناث بعلاقه ،ک«المسلمین» و « فعلوا » لا یدخل فیه الاناث حقیقه و ان دخلن تبعاً فی بعض الموارد .»(همان،/۱۸۵) «لفظ مذکرکه ازلفظ مؤنث با علامتی همچون المسلمین ،فعلوا (=ضمایر جمع مذکر) مشخص می گردد ،درمفهوم حقیقی آنها ،زنان داخل نیست ، هر چند در پاره ای موارد ،زنان را نیزشامل می شود .» مستند شهید برای اثبات این مدعا و نظر ، دو چیزاست : ۱-قواعد زبان ،‌ بدین معنا که جمع همان تکرارمفرد است و لفظ مذکرمفرد تنها یک مرد را شامل می شود . ۲-درکاربرد قرآن که زبان آن زبان معیار است ،جمع مؤنث برجمع مذکرعطف شده و این نشان دهنده تغایرمفهومی معطوف و معطوف علیه است ؛«ان المسلمین و المسلمات »(همان) طرح این موضوع و اثبات آن با آیات قرآنی ،اساس پاره ای ازاستنباط ها و اجتهادهایی برای شهید ثانی قرار گرفته است : ۱-اگرکسی وقف کند و در صیغه عقد تعبیرمذکربیاورد و بگوید :«وقفت علی بنی زید »،شامل مؤنث نمی شود ،چنانچه شهید می گوید:«فانهن لا یدخلن » ؛ زنان آن خاندان داخل در وقف نمی شوند .(همان) ۲-چنانچه خطاب به گروه مرکب از زنان و مردان بگوید :«بعتکم» «ملکتکم» «وقفتکم» ، تنها مردان موجود در آن گروه را در بر می گیرد و شامل زنان نمی گردد . (همان) ۳-هرگاه فردی چندین غلام و کنیز داشته باشد و برخود الزام کند که :«لله علی ان اعتق کل من آمن منکم ؛ازخدا بر من است که هریک از شما ایمان بیاورید ،او را آزاد کنم »،کنیزان درقلمرو این تعهد نیستند ، مگربا دلیل بیرونی . درهمین مورد خنثی نیزمانند زنان اند و در قلمرو تعهد شامل نیستند ،زیرا شک در مرد بودن آنان سبب می شود که بگوییم اصل عدم دخول آنان درمردان ، آنها را در زمره زنان قرارمی دهد و کلام و تعهد ، آنان را در برنمی گیرد .(همان) ۴-درخطبه های نمازجمعه ، برامام واجب است برای مردان و زنان مؤمن دعا کند .آیا امام می تواند به کلمه « مؤمنین » اکتفا کند ؟ فتوا براساس دیدگاه های پیش گفته متفاوت خواهد بود .برمبنای شهید ثانی ،نمی تواند اکتفا کند ، مگر آنکه امام از کاربرد واژه «مؤمنین» ، زنان مؤمن را نیز قصد کند که از باب تبعیت ، زنان نیز داخل در مفهوم مؤمنین می شوند . ۵- در آیه شریفه (النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم وازواجه امهاتهم) (احزاب/۶) « پیامبر(ص) سزاوارتر از نفس مؤمنان به آنان و همسران پیامبر(ع) مادران آنهایند.» مقصود آیه مبارکه ، تحریم نکاح زنان پیامبر(ع) بر مردان و وجوب احترام و اطاعت ایشان است و نه نگاه و خلوت کردن با آنان . به هر روی ، پرسیده می شود آیا زنان مسلمان نیز داخل در مفهوم این آیه شریفه هستند ؟ پاسخ به این پرسش مبتنی بر دیدگاه های پیشین است . بر اساس رأی و نگاه شهید ، چنان که خود تصریح کرده است ، زنان مسلمان داخل احکام مستفاد ازآیه شریفه نیستند .(همان)
۳٫تقلید غیرمجتهد
انسان ها یا عامی اند ،یا غیر مجتهد و یا مجتهد و قادربراستنباط احکام و تفریع فروع براصول . آنان که مجتهدند ، الزاماً می باید از دریافت های خویش پیروی کنند ، اما در وظیفه و تکلیف آنان که مجتهد نیستند ، میان عالمان و اندیشه ورزان اختلاف وجود دارد . شهید ثانی در این باره از سه نظریه یاد می کند : ۱-حرمت تقلید و لزوم توقف . ۲-جواز تقلید در مسائل نیازمند اجتهاد ، مانند مسئله ازاله نجاست با آب مضاف ، و ناروایی تقلید در موارد منصوص ، همچون حرمت ربا در موارد ششگانه . ۳-جواز، بل وجوب تقلید . شهید ثانی به درستی دیدگاه سوم باور دارد و ازآن دفاع می کند و برای اثبات آن به دو دلیل نقلی و عقلی تمسک می جوید . دلیل نقلی شهید که مهم ترین آن دو می باشد ،آیه شریفه چهل و سوم ازسوره مبارکه نحل است ؛ (فاسالوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون) «اگر نمی دانید ،‌ از آنان که می دانند ، بپرسید.» شهید ، پس از تأسیس این بنا و قاعده بی آنکه مصادیق و نمونه های جزئی را بشمرد ، می آورد : « وفائده المسأله ظاهره فی تقلید العامی فی احکام العبادات و المعاملات و غیرهما.»(همان،/۲۲۰) «فایده مسئله در تقلید شخص عامی در احکام عبادات و معاملات پدیدار می گردد.»
ب) استدلال صریح به قرآن
شهید درآن موارد که پشتوانه قرآنی برای دیدگاه های خویش می یابد ،به یادکرد و شیوه ی استدلال به آن آیه می پردازد و ضمن تحکیم و استوارسازی نظریه خود ، آرای مخالف را بدان وسیله مردود می شمارد .نمونه های زیرشمایی ازاین روش را گواهی می کند :
۱٫موارد وجوب گواهی
خداوند درآیه دویست و هشتاد و دوم سوره مبارکه بقره ،‌تکلیف گواهان برمعاملات نسیه ،قرض و دین را بیان می کند و می فرماید : (ولایاب الشهداء اذا ما دعوا …) (بقره/۲۸۲) «و هرگاه شهود را ( برای حضور در مجلس یا محکمه ) فرا خواندند ،نباید امتناع ورزند .» درمراد و مقصود ازاین آیه شریفه دو دیدگاه دربین فقیهان وجود دارد :یک دیدگاه مراد ازآیه را وجوب تحمل شهادت می داند .دیدگاه دیگر ، تحمل و ادای شهادت را با هم داخل در قلمرو مفهوم آیه دانسته ، ‌واجب می شمارند . شهید اول گویا در شمار کسانی است که دیدگاه نخست را باور دارند . آنچه مایه انتخاب این دیدگاه از سوی طرفداران آن گردیده ، روایتی از امام صادق(ع) است که مراد از وجوب پذیرش دعوت بر شاهد را به تحمل شهادت تفسیر کرده است . اما شهید ثانی از دیدگاه دوم جانبداری می کند و برآن است که می توان این آیه را هم دلیل بروجوب تحمل شهادت و هم دلیل وجوب ادای شهادت دانست .(شهید ثانی ، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه،۲۸۲/۱) مستند شهید ثانی درپذیرش دیدگاه دوم ، ‌علی رغم سازگاری دیدگاه نخست با روایت امام صادق(ع) ،گواینکه عموم مفهوم آیه شریفه است که ادا و تحمل شهادت را با هم در برمی گیرد .
۲٫وجوب تلفظ در نیت
یکی از ارکان اعمال عبادی ، «نیت» است ، اما در چیستی نیت که امر قلبی یا آمیزه ای از تصور قلبی و یادکرد انجام عمل در لفظ است ،‌ می توان دو فرض را تصور کرد . شهید ثانی ضمن تأکید بر نقش نیت در تمایز بخشی اعمال از یکدیگر ، نیت را امر قلبی و بی نیاز از تکلم می داند و بر آن است که : «‌المراد من النیه جمع الهمه علی فعل المقصود و بعث النفس و توجیهها ومیلها الی ما فیه ثواب عاجل و آجل ،تلفظ هذا او لا.» (شهید ثانی ،رسائل الشهید ثانی ،۱۶۶/۱) «مقصود ازنیت ، همت گذاشتن برکار مورد نظر و برانگیختن ،‌توجه دادن و ایجاد تمایل درنفس است برای انجام کاری که پاداش فوری و یا زمانمند دارد ،چه نام آن عمل را بر زبان براند یا خیر .» آن گاه می افزاید که : «اساساً نمی توان نیت و قصد به این معنا را از اعمال و کردارهای انسانی جدا کرد ،‌ چه اینکه هر انسانی حتی کودکان و کم خردان ،‌ هیچ عمل و رفتاری را انجام نمی دهند مگراز روی قصد و انگیزش به انجام آن عمل ،‌ و از همین سبب بوده است که بیشتر علمای سلف در کتاب های فقهی خویش ، نیت را به عنوان موضوع مستقل یاد نمی کرده ، بلکه می گفته اند واجبات وضو -مثلاً -اول آنها شستن صورت است و اولین واجبات نمازتکبیراست .» (همان) شهید سپس برای اثبات صحت و درستی این دیدگاه و روش به آیه ششم سوره مبارکه مائده استدلال می کند و می گوید : «و هکذا ورد الکتاب الکریم فی قوله تعالی : (یا ایها الذین آمنوا اذا قمتم الی الصلاه فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق ) (مائده/۶).»(همان،/۱۶۷) «‌و درقرآن کریم این گونه آمده است که ای مؤمنان !آن گاه که به نمازایستادید ، صورت هایتان را بشویید و نیزدست هایتان را از مرفق.» چنان که پیداست ،آیه شریفه (درمقام بر شماری واجبات وضو) نخستین واجب وضو را شستن صورت و دست عنوان کرده و از نیت نامی نبرده ، با اینکه می دانیم نیت در وضو واجب است .
ج) استدلال ضمنی به آیات قرآن
در شمار شیوه های شهید ثانی در استدلال به آیات قرآنی می توان به شیوه استدلال ضمنی به آیات قرآن و کاربست آنها در اثبات مدعا و مطلب مورد نظر اشاره کرد . دراین شیوه بیانی ،شهید ، آیات قرآن را در خلال سخنان خویش و به عنوان بخشی از ساختارجمله می آورد و بدین طریق به گونه غیرمستقیم ، در عین آنکه مراد و مفهوم آیه را به مخاطب القا می کند ، پشتوانه استدلالی و قرآنی خود را یادآور می شود ،بی آنکه تصریح و یا اشاره آشکار به استدلال کردن به آن آیه قرآنی داشته باشد . نمونه های زیر بیانگر همین شیوه بیانی و استدلالی است :
۱-دررساله مبدأ و معاد می نویسد :
«‌فان العمر قصیر و العلم کثیر و الناقد بصیرو ان کثیر من العلوم و المباحث بین العلماء (کسراب بقیعه یحسبه الظمآن ماء) (نور/۳۹)اذ اکثرهم ینطقون عن الهوی و یتکلمون بالآراء و لهذا کل ما نسجته آراء قوم ،نسخته اهواء طائفه اخری (کلما دخلت امه لعنت اختها)(اعراف/۳۸).»(همان،۷۴۹/۲) «بی تردید ،عمر انسان کوتاه ،دانش ها افزون و حسابرس بصیراست .بسیاری از دانش ها و بحث هایی که در میان عالمان امروز رواج دارد ،«همچون سرابی است دربیابان که شخص تشنه آن را آب می پندارد »، چه اینکه بیشتراین عالمان از روی هوا و خواسته های خود سخن می گویند و ازهمین روی آنچه را که گروهی می بافند ،گروه دیگر با دلخواه خود باز می کنند ؛«هرقومی ،قومی دیگر(ازهمکیشان خود را) لعنت می کنند .» دراین فرازکوتاه ، کاربست دو آیه از قرآن را درخلال کلمات شهید مشاهده می کنیم ؛نخست درنکوهش و سست بنیادی علوم ،دانش ها و مباحث مطرح درمیان عالمان زمان و دو دیگر، تعارض بیهوده و مشاجرات بی ثمرعالمان دینی درنقص و ابرام مطالب یکدیگر . ۲-شهید پس ازطرح این موضوع که اجتهاد واجب عینی است و یا واجب کفایی و اگر در یک زمان چند مجتهد وجود داشت ، می توان در هر مسئله ای به فتوای یکی از آنان عمل کرد یا خیر ؟ می آورد : «‌لا یصح القول بان ننقل فتواهم جمیعاً بحیث یتخیرالناقل فی اخذ ما شاء منها و طرح ما شاء کما یفعله اهل عصرنا (یحلونه عاماً و یحرمونه عاماً )(توبه/۳۷).»(همان،۳۸/۱) «درست نیست که گفته شود اگر در یک زمان چند مجتهد وجود داشته باشد ، می توانیم فتوای تمامی آنان را نقل کنیم و هر فتوایی را که خواستیم ملاک عمل قرار دهیم ،آن گونه که مردمان زمان ما انجام می دهند«(ماه حرام را) سالی حلال و سال دیگرهمان را حرام قرار می دهند .» 3-دراثبات ناروای قضاوت مقلدان و عالمان غیرمجتهد ،شهید پس ازآنکه به اجماع تمام فقهای مسلمان استناد می کند ،‌ می افزاید : «‌فالقول فی هذه المسأله الاجماعیه و الحکم لاهل التقلید ،حکم واضح بغیرما انزل الله سبحانه و عین عنوان الجرأه علیه فکیف یعملون بفتواهم مره و یخالفونها اخری و الکل موجود فی کتاب واحد (افتؤمنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض) (بقره/۵) .»(همان،۴۲/۱) «روا دانستن قضاوت برای مقلدان -حال آنکه به اجماع مسلمانان چنین چیزی روا نیست -آشکاراحکم به غیرما انزل الله و عین جرأت برخداوند است .چگونه اینها گاه به فتوا مجتهدین مسلمان عمل و گاه با آن مخالفت می کنند (و قضاوت غیر مجتهد را درست می شمارند .)حال آنکه خاستگاه فتوای این مراجع درهمه حال کتاب خداوند است ، چنین کاری مصداق آیه شریفه است که می گوید :« آیا شما به پاره ای از آموزه های قرآن ایمان می آورید و به پاره ای دیگرکفر می ورزید ؟»
مستندسازی اقوال دیگران
چنان که می دانیم ،بخشی ازآثارعلمی شهید ثانی به صورت شرح و توضیح میراث علمی عالمان و اندیشمندان بزرگ سلف برجای مانده است ،همچون شرح «لمعه» شهید اول ،شرح «شرایع الاحکام» علامه حلی و … .ازجمله کارهایی که وی دربسط و توضیح آثارعلمی شرح شده انجام داده ،مستند سازی اقوال و دیدگاه های صاحب متن ،به ویژه تبیین مستندات قرآنی و روایی آن دیدگاه هاست : ۱-شهید اول درشرح لمعه دربحث طهارت می گوید : «‌والطهور هو الماء والتراب » . شهید ثانی درشرح این کلام می افزاید : «قال تعالی : (وانزلنا من السماء ماءً طهوراً ) (فرقان/۴۸) و هو دلیل طهوریه الماء.»(شهید ثانی ،اللمعه الدمشقیه ،۳۰/۱) ۲-بنده ای که بابت کفاره ی سوگند آزاد می شود،باید شرایط و ویژگی هایی داشته باشد که ازآن جمله مسلمان بودن بنده است .اما اینکه مقصود ازاسلام ،‌اقرار به شهادتین است یا افزودن بر آن ولایت نیز درمفهوم اسلام نهفته است ،فقیهان شیعی دیدگاه های مختلفی را ارائه داشته اند . اما شهید ثانی پس ازنقل نظرشهید اول که گفته است :«و یشترط فیها الاسلام » ، می آورد : «‌و هو الاقرار بالشهادتین مطلقاً علی الاقوی و هو المراد من الایمان المطلوب فی الآیه الشریفه.» (همان ،۲۷۷/۱) «اسلام بنابرقول اقوی اقرار به شهادتین است مطلقاً ،(چه باورقلبی بدان داشته باشد یا نه ) و همین معنا مراد آیه شریفه است ( … ومن قتل مؤمناً خطا فتحریر رقبه مؤمنه ) (نساء/۹۲).» 3-شهید اول درغسل مس میت گفته است : «ویجب فیه الوضوء » . شهید ثانی درتوضیح این جمله می گوید : «(فی) فی قوله (فیه) للمصاحبه کقوله تعالی :(ادخلوا فی امم … )(اعراف/۳۸) و(فخرج علی قومه فی زینته) (قصص/۷۹).» «منظورازحرف «فی» در عبارت شهید اول ،همراهی و مصاحبت است ،همچون این آیات که درآیه نخست معنا چنین است : «داخل شوید همراه امت ها » و درآیه دوم نیزمراد این است که « قارون به میان قوم آمد همراه زینت خود (=درحالی که خود را زینت کرده بود ).» (شهید ثانی ، اللمعه الدمشقیه،۴۹/۱)
شهید و انس با قرآن
شهید ثانی انس افزون با قرآن داشت ؛ گذشته از آنکه در اوان طفولیت نخستین برگ زندگی و حیات علمی و فکری خود را با قرآن ورق زد ،پایان زندگی او نیز در حال تلاوت قرآن ورق خورد ،‌چه او در حال طواف برگرد کعبه اسیرشد و در روزجمعه از ماه رجب درحالی که تلاوت قرآن برلب و محبت اهل البیت را در دل داشت ،درغربت و هجرت به سوی خداوند ،به شهادت رسید !(امین،۱۵۷/۷) منابع و مآخذ : ۱٫امین ، سیدمحسن ؛ اعیان الشیعه ، چاپ اول ، بیروت ، دارالتعارف للمطبوعات ، ۱۴۰۳ ق . ۲٫حجتی ، محمدباقر ؛ آداب تعلیم و تعلم در اسلام ، چاپ اول ، قم ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، بی تا . ۳٫خوانساری ، محمد باقر ؛ روضات الجنات ، چاپ اول ، بیروت ، دارالاسلامیه ، ۱۴۱۱ ق . ۴٫سیوطی ، عبدالرحمن ؛ الاتقان فی علوم القرآن ،چاپ دوم ،قم ‌،منشورات رضی ، ۱۳۶۷ ش . ۵٫شهید ثانی ؛الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه ،چاپ اول ، تهران ، انتشارات کتاب فروشی اسلامی ، ‌1309 ق . ۶٫—– ؛اللمعه الدمشقیه ،تحقیق و تعلیق سید محمد کلانتر ،چاپ دوم ، بیروت ، ‌داراحیاء التراث العربی ،۱۴۰۳ ق . ۷٫—– ؛تمهید القواعد ، تحقیق عباس تبریزیان ، سید جواد حسنی ، عبدالحکیم ضیاء ، چاپ اول ، قم ، دفتر تبلیغات اسلامی ، ۱۴۱۶ ق . ۸٫ —– ؛ رسائل الشهید الثانی ، تحقیق مرکزالابحاث و الدراسات الاسلامیه ، چاپ اول ،قم ،مرکزانتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ،۱۴۲۱ ق . ۹٫ —– ؛رسائل الشهید الثانی ،تحقیق رضا مختاری ،چاپ اول ، قم ، بوستان کتاب ،۱۴۲۲ ق . ۱۰٫ منبع اینترنتی : www.andishegom.com. نشریه پژوهشهای قرآنی ،شماره ۵۸٫
 

برچسب ها: shiaاحکام شرعی
نوشته قبلی

نقش دانش های قرآنی در روش اجتهادی شهیدین (۱)

نوشته‌ی بعدی

کاربرد قرآن در روش اجتهادی شهید ثانی (۲)

مرتبط نوشته ها

مناجات شعبانیه
علوم شیعه

مناجات شعبانیه

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد
علوم شیعه

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

کاروان اموال از قم و امام عصر (عج‌الله فرجه)
علوم شیعه

راویان قم در عصر امام (ع)

شرح خطبه جهاد امیرالمؤمنین (ع)
علوم شیعه

شرح خطبه جهاد امیرالمؤمنین (ع)

فضیلت جهاد و مجاهد
علوم شیعه

فضیلت جهاد و مجاهد

تبیین مقوله جهاد از منظر شیعه
علوم شیعه

تبیین مقوله جهاد از منظر شیعه

نوشته‌ی بعدی

کاربرد قرآن در روش اجتهادی شهید ثانی (۲)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور

مهندسی فرهنگ عاشورا

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

درآمدی بر سیره قرآنی امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا