19 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه امام عسکری (ع)

کرامات امام حسن عسکری علیه السلام از زبان ابوهاشم

کرامات امام حسن عسکری علیه السلام از زبان ابوهاشم
0
SHARES
7
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

روایت شده که ابوهاشم گفت خدمت حضرت عسکری (علیه السلام) رفتم و می خواستم از آن حضرت نقره بگیرم و انگشتری بسازم و برای تبرک در دست کنم ، ولی نشستم و فراموش کردم ، چون با حضرت وداع نموده و برخاستم ، انگشتری نزد من افکند و فرمود نقره می خواستی ما انگشتر به تو دادیم ، نگین آن با خرج ساختنش را استفاده کردی ، خدا برای تو گوارا سازد ای ابوهاشم ، من از این موضوع تعجب کردم و گفتم ای آقای من توئی ولی خدا و پیشوای من ، آنچنان پیشوائی که به فضل و اطاعت وی به دین خداوند متمسکم ، حضرت فرمود خدا تو را بیامرزد ای ابوهاشم.[۱]

ابوهاشم می گوید :

از تنگی زندان و سنگینی زنجیرها به حضرت عسکری شکایت کردم ، او در جواب من نوشت : نماز ظهر امروز را در خانه خود خواهی خواند و همان طوری که فرموده بود وقت ظهر از زندان آزاد شدم و در خانه خود نماز خواندم.[۲]

ابوهاشم می گوید : زمانی در مضیقه و تنگی معاش افتادم و خواستم از حضرت عسکری (علیه السلام) چند دینار معونه طلب کنم ولی حیا کردم و چون به خانه خود رفتم ، امام (علیه السلام) صد دینار برای من فرستاد و نوشت که هرگاه حاجتی داشتی حیا مکن و شرم مدار و آن را درخواست کن که به مقصود خواهی رسید.[۳]

راوی گوید :

معتز عباسی ( معتمد . ظ ) ابوهاشم و حضرت عسکری (علیه السلام) و جمعی از طالبیین را در سال ۲۵۸ محبوس داشت و از ابوهاشم روایت شده که من با جماعتی در زندان بودم و سپس حضرت عسکری (علیه السلام) و برادرش جعفر محبوس شدند و آن حضرت روزه می داشت ( روزه استحبابی ) و در وقت افطار ما از طعامی که غلام او در سبد سر به مهر می آورد با او می خوردیم و من با آن حضرت روزه می داشتم ، یکی از روزها ضعف و ناتوانی بر من غلبه کرد و در اطاق دیگری روزه خود را با چند لقمه نان خشک افطار کردم و به خدا سوگند که هیچ کس از این کار آگاه نشد ، پس از آن آمدم و در خدمت حضرت عسکری (علیه السلام) نشستم ، او به غلام خود فرمود غذائی به ابوهاشم بده زیرا او روزه دار نیست ، من تبسم کردم، حضرت فرمود : ای ابوهاشم چرا می خندی ؟! وقتی که خواستی نیرومند و قوی شوی گوشت بخور ، نان خشک قوت ندارد ، گفتم خدا و رسول و شما خاندان راست گفته اید ، پس از آن غذا خوردم و حضرت فرمود : سه روز افطار کن و روزه مدار زیرا کسی که روزه او را ناتوان نموده در کمتر از سه روز نیروی بدنیش به او باز نمی گردد.[۴]

از ابوهاشم روایت شده که از حضرت عسکری سوال شد : چرا زن مسکین ( در وقت ارث بردن ) یک سهم و مرد دو سهم می گیرد ؟! فرمود همانا بر زن جهاد و نفقه عیال و دیه نیست و بر مردها هست ، ابوهاشم می گوید : من با خود گفتم که شنیده بودم ابن ابی العوجا این مسئله را از حضرت صادق (علیه السلام) پرسید و آن حضرت همین جواب را به او گفت ، حضرت عسکری (علیه السلام) ( بدون اینکه من این موضوع را اظهار کنم ) رو به من کرد و فرمود آری این مسئله ابن ابی العوجا است و جواب ما یکی است هرگاه معنای مسئله یکی باشد و بر زبان آخری ما حکمی جاری می شود که به زبان اولی ما جریان یافته است و اولین فرد ما با آخرین فرد از لحاظ علم و امامت مساوی هستند و فضل رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمومنین (علیه السلام) به جای خود محفوظ است.[۵]

از ابوهاشم نقل شده که از حضرت عسکری شنیدم می فرمود:

«من الذنوب التی لا یغفر قول الرجل لیتنی لا اواخذ الا بهذا » ؛  یعنی از گناهانی که آمرزیده نمی شود ؛ سخن مردی است ( که مرتکب گناهی شده و سپس می گوید ) ای کاش من مواخذه نمی شدم مگر به همین گناه ( و با چشم حقارت به گناه خویش می نگرد ) ابوهاشم می گوید: من با خود گفتم موضوع دقیقی است و برای مرد شایسته است که همه چیز خود را تفقد و بررسی کند، حضرت عسکری رو به من نمود و فرمود : ای ابوهاشم راست گفتی ملازم باش آنچه را به دلت گذشت همانا شرک در میان مردم پنهان تر است از راه رفتن مورچه بر سنگ خارا در شب تاریک و مخفی تر است از جنبیدن مورچه در پلاس سیاه.

حاج شیخ عباس قمی (ره) گوید:

این قسم گناه به محقرات تعبیر می شود ، حضرت صادق (علیه السلام) فرمود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمین بی گیاهی نزول کرد و به اصحاب خود فرمود هیزم بیاورید ، گفتند یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ما در زمین بی گیاهی هستیم و هیزم در آن نیست ، فرمود : هرکس به اندازه ای که می تواند جمع کند ، اصحاب هیزم آوردند و در برابر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روی هم انباشتند ، آنگاه حضرت فرمود : گناهان این طور جمع می شوند و سپس فرمود :  «ایاکم والمحقرات من الذنوب» بپرهیزید از معاصی صغیره زیرا هر چیزی را طالبی است و طالب گناهان صغیره می نویسد آنچه را که مردم بجا آورده اند و آثار آنان را که در دنیا باقی گذاشته اند و هر چیزی از حوادث را ما در لوح محفوظ نگاهداشته و به شمار آورده ایم و حکایت شد توبه بن صمه در بیشتر اوقات شب و روز به حساب خود رسیدگی می کرد ، روزی عُمر گذشته خود را به حساب آورد شصت سال بود ، روزهای آن را شماره کرد ۲۱۵۰۰ روز بود ، گفت وای بر من که پروردگار را با بیست و یک هزار گناه ملاقات می کنم ، پس از آن نعره زد و از دنیا رفت.[۶]

ابوهاشم می گوید : شنیدم حضرت عسکری (علیه السلام) می فرمود : برای بهشت دری است که آن را معروف می گویند و جز اهل معروف ( نیکوکاران و احسان کنندگان) از آن داخل نمی شوند ، من در دل خدا را سپاسگذاری کردم و مسرور شدم از زحماتی که درباره حوائج مردم متحمل می شوم ، امام عسکری (علیه السلام) به من نگریست و فرمود آری به این کار خود ادامه بده و همانا اهل معروف در دنیا ، اهل معروف در آخرت هستند خدا تو را از آنان قرار دهد و تو را رحمت فرماید ای ابوهاشم.[۷]

از ابوهاشم روایت شده که روزی حضرت عسکری (علیه السلام) برای رفتن صحرا بر مرکب سوار شد ، من هم با او سوار شدم در آن حال که او در جلو و من در عقب راه می پیمودم ، ناگهان فکر دَینی که بر ذمه داشتم و وقت اداء آن نزدیک شده بود به نظرم آمد و فکر می کردم که چگونه آن را بپردازم ، امام (علیه السلام) متوجه من شد و فرمود خدا آن را اداء می کند و سپس از روی زین خم شد و با تازیانه خود خطی بر زمین کشید و فرمود ای ابوهاشم پیاده شو وبَردار پنهان کن ، من پیاده شدم و دیدم شمش طلائی است که بر گرفتم و در کفش خویش پنهان ساختم و به راه افتادیم ، من با خود اندیشیده گفتم اگر این مقدار طلا به اندازه تمام دَین من باشد که دَینم ادا شده وگرنه صاحب دَین خود را به همین طلا راضی خواهم ساخت و دوست می داشتم که در مخارج زمستان از لباس و غیره نظری می کردم ، تا این فکر از خاطرم گذشت امام (علیه السلام) رو به من گردانید و دیگر باره از روی زین خم شد و مانند دفعه اول خطی با تازیانه روی زمین کشید و فرمود پیاده شو بردار و پنهان کن ، من پیاده شدم دیدم شمش نقره است آن را در کفش دیگر نهادم و مقداری راه رفتیم ، پس از آن حضرت عسکری به خانه خود بازگشت و من هم به خانه خویش رفتم ، نشستم و حساب دَین خود را کردم ، مقدار آن را به دست آوردم و سپس شمش طلا را وزن کردم ، بدون کم و زیاد به قدر دَین من بود ، آنگاه مخارج زمستان خود را از هر جهت به حساب آوردم و به طور متوسط و اقتصاد که نه در تنگی و سختی باشیم و نه اسراف کنیم مقدار احتیاج خود را دانستم و سپس شمش نقره را وزن نمودم بدون کم و زیاد به اندازه مخارج ما بود.[۸]

از ابوهاشم روایت شده که خدمت حضرت عسکری (علیه السلام) رسیدم و او مشغول نوشتن نامه بود ، پس وقت نماز فرا رسید ، امام (علیه السلام) نامه را زمین گذاشت و به نماز ایستاد ، من دیدم قلم خود به خود روی بقیه کاغذ می گردد و می نویسد تا به آخر رسید ، من از مشاهده این معجزه به سجده افتادم و چون آن حضرت از نماز فارغ شد قلم را به دست گرفت و اذن ورود به مردم داد.[۹]

حاج شیخ عباس قمی می فرمایند:

این مقداری که ما نگاشتیم اندکی است از آیات و دلائل بی شمار حضرت عسکری (علیه السلام) که ابوهاشم آنرا مشاهده نموده است و از او روایت شده که هرگز به خدمت حضرت هادی و عسکری علیهما السلام شرفیاب نشدم مگر اینکه از آنان دلیل و برهانی مشاهده کردم.[۱۰]

روایت شده که حضرت عسکری (علیه السلام) در زمان کودکی در چاه آب افتاد و امام علی النقی (علیه السلام) مشغول نماز بود ، زنها صیحه می زدند و فریاد می کشیدند ، چون نماز امام (علیه السلام) تمام شد فرمود باکی نیست ، در آن حال دیدند آب تا لب چاه بالا آمده و ابی محمد روی آب است و با آب بازی می کند.[۱۱]

پی نوشت ها:

[۱] . ترجمه انوارالبهیه صفحه ۳۳۴ { از تالیفات حاج شیخ عباس قمی (ره) }

[۲] . همان، ص ۳۳۵٫

[۳] . همان، ص۳۳۵٫

[۴] . همان، ص ۳۳۵٫

[۵] . همان، ص ۳۳۶ .

[۶] . همان.

[۷] . همان، ص ۳۳۷٫

[۸] . همان، ص ۳۳۸ .

[۹] . همان،  ص۳۳۹٫

[۱۰] . همان.

[۱۱] همان، ص ۳۴۲٫

منبع: پایگاه اینترنتی احادیث

برچسب ها: امام حسن عسگری علیه السلام
نوشته قبلی

نگاهى به کرامات و مناقب امام جواد علیه السلام

نوشته‌ی بعدی

شفای مرد شامی با دعای امام باقر(ع)

مرتبط نوشته ها

دعاى بهشتیان
فاطمه زهرا (س)

دعاى بهشتیان

بعثت در كلام خاندان رسالت
پیامبر اکرم (ص)

بعثت در كلام خاندان رسالت

سلسلة الذهب به روایت اهل سنت
امام رضا (ع)

سلسلة الذهب به روایت اهل سنت

مبارزات امام کاظم (ع)
امام کاظم (ع)

مبارزات امام کاظم (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت
امام علی (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)
امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

نوشته‌ی بعدی
شفای مرد شامی با دعای امام باقر(ع)

شفای مرد شامی با دعای امام باقر(ع)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

ایران هوشیار است.

ایران هوشیار است.

مذهب شیعه چرا مذهب جعفری نامیده شد؟

مذهب شیعه چرا مذهب جعفری نامیده شد؟

دعاى بهشتیان

دعاى بهشتیان

سیمای شیعه در نگاه امام صادق (ع)

سیمای شیعه در نگاه امام صادق (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا