۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بیراهه انحراف

کلیاتی درباره غلو

عقاید غلات واقعى
0
SHARES
6
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

معناى لغوى غلوّ

اهل لغت، معانى متعددى را براى غلوّ بیعان کرده‏اند؛ افراط، زیاده‏روى، تجاوز از حد و حدود، مبالغه، اغراق، هیجان، ستایش بسیار، فوران و تندروى امّا معنایى که با مفهوم اصطلاحى آن هم‏خوانى فراوان دارد، عبارت است از: «تجاوز و بالا رفتن هر چیز از حد و اندازه خود.»[۱]

برخى تعبیرات هم ردیف غلوّ[۲] عبارت‏اند از: غُلواء[۳]، اَغلى[۴]، مغالاه[۵]، غَلْى[۶]، غال، غلاه[۷] (غلات)، تغالى[۸].

ممکن است گفته شود که غلو به معناى تجاوز و تعدى است، پس چرا شیعه حساسیت فوق‏العاده و ویژه‏اى در محکومیت عمل به آن نشان مى‏دهد؟

حساسیت شیعه به غلو، تنها از آن جهت نیست که شخصى مبالغه و یا به حدود تعدى و تجاوز کند گرچه کلمه تعدى به معناى افراط و تجاوز از حدّ است امّا کلمه غلوّ جایى به کار مى‏رود که تجاوز از حد زیاد باشد.[۹] اگر چه همین هم از نظر شیعه مردود و قبیح است امّا حساسیت شیعه به جهت ورود خرافه، بدعت، عوام‏فریبى، تنزل دادن مقام و عظمت الوهیت و… در معارف دینى است.

غلو و خرافات در اعتقادات، مثل اعتقاد اهل حق به خدا بودن امام على ×  و این قبیل غلوّ کردن‏ها از خطرناک‏ترین و مخرب‏ترین انواع غلو به حساب مى‏آید؛ زیرا اینان از طرفى در ارتقاى عظمت بنده خدا غلو مى‏کنند و آن را در حد خدایى قرار مى‏دهند و از سوى دیگر عظمت الهى را در حد بنده خدا پایین مى‏آورند.

مبارزه با اعتقاد غلوآمیز به دلیل سوء آن در اعتقادات و فرهنگ صحیح اسلام، اهمیت فراوان دارد.

معنای اصطلاحی غلو

غلو از نظر لغت‏شناسان از نظر لغوى گستره فراوانى دارد امّا از نظر اصطلاحى در علوم مختلف، همچون: فرقه‏شناسى، علم کلام، علم رجال و… معناى مخصوص به خود و گستره محدودترى دارد. تشخیص غلو به معناى خاص و اصطلاحى آن، تبیین حدود و مرز آن در مکتب اسلام نیازمند حساسیت فوق‏العاده و برخوردارى از علم کافى به مبانى کلامى اسلام، اشراف به علم حدیث، رجال و فهم و درک عمیق و دقیق از مراتب خداشناسى است.

در مکتب اسلام، اتهام اصطلاح غلو، به صورت عمده گرداگرد موضوع اهل‏بیت به ویژه در جنبه‏هاى علم امام و قدرت امام و یا در نهایت اولوهیّت آنان دور مى‏زند.

به کار گیری معناى لغوى غلوّ، عام و فراگیر است؛ به گونه‏اى که در موضوعات مختلف کاربرد دارد امّا معناى اصطلاحى آن به طور عمده در موضوع عقاید نسبت به ادیان و معارف دینى، همچون غلو در ذات و غلو در صفات کاربرد دارد. از این رو بهترین معنا در اصطلاح علم کلام براى غلوّ عبارت است از:

«تجاوز از عقیده صحیح درباره ائمه اطهار و پیشوایان دینى به گونه‏اى که آنان را از حد خود بالا برده مقام و مرتبه‏اى که داراى آن نیستند، به آنها نسبت دهند و به آن معتقد شوند.»[۱۰]

با عنایت به این تعریف، غلات به کسانى گفته مى‏شود که به افراط‏گرایى، تعصبات مذهبى اغراق‏آمیز و تحسین و تمجید بیش از حد و اندازه، براى بالا بردن مقام و منزلت پیشوا و شخصیت محبوب و مورد نظر دچار مى‏شوند؛ مثل اینکه شخصى امام و پیشواى خود را مستقلاً و بدون اذن و اراده الهى داراى بعضى مقامات و اوصاف الهى مثل ولایت تکوینى و تشریعى بداند. خطرناک‏ترین نوع مخرب آن، اعتقاد به الوهیّت براى غیر خداوند قادر متعال است.

تاریخچه غلوّ

غلوّ در جوامع بشرى سابقه‏اى دیرینه دارد. احساسات افراطى و اغراق‏گرایانه منحصر به امت اسلام نیست بلکه در تمام ادوار تاریخ، مصادیق فراوانى دارد. اگر تحقیقات وسیع معرفت‏شناسى، روان‏شناسى و جامعه‏شناسى به عمل آید، درمى‏یابیم که حتى بـت‏پرستان، ابتدا بـت را برآورنده حاجت و شفیع مى‏دانسته و تقدیس مى‏کرده‏اند امّا در گذر زمان به دلیل زیاده‏روى در پناه آوردن و درخواست حوایج از بـت‏ها، آنان را در حدّ خدایى تقدیس کرده و در نهایت بت‏ها را با عنوان «معبود و خالق» برگزیده‏اند.

با توجّه به آیات قرآن کریم، غلو داراى سابقه تاریخى طولانى است و در ادیان الهى دیگر نیز وجود داشته است.

غلوّ از دیدگاه قرآن

قرآن کریم در آیات متعددى، موارد ابتلا به غلو را ناپسند خوانده و از آن نهى فرموده است. اقوام و ادیان یهود و نصارا را از اعتقاد به فرزند داشتن خداوند بر حذر مى‏دارد. در قرآن کریم لفظ «لا تغلُوا» به معناى واقعى غلو آمده است:

{یا أَهْلَ الْکِتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ…}[۱۱]؛

«اى اهل کتاب! در دین خود غلوّ نکنید و درباره خداوند غیر از حق نگویید…»

خداوند متعال در سوره نساء به طور مستقیم به اهل کتاب دستور مى‏دهد تا غلوّ نکنند و در آیه ۷۷ سوره مائده پیامبر اعظم  را مأمور ابلاغ نهى از غلوّ مى‏کند؛

{قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ غَیْرَ الْحَقِّ…}[۱۲]؛

«اى پیامبر بگو: اى اهل کتاب! در دین خود به ناحق غلو نکنید.»

حضرت عیسى × از دیگر بندگان خداوند است که در حق آنها غلوّ شده است و او را به مثابه خدایى دانسته‏اند. قرآن -با صراحت- این غلوکنندگان را کافر می‌داند:

{لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ}[۱۳]؛

«همانا کافر شدند آنان که گفتند: خداوند همان مسیح پسر مریم است.»

طبق نص صریح قرآن، این نوع از غلو، کفر محسوب مى‏شود و مرتکب آن موحّد به حساب نمى‏آید.

از موارد دیگرى که انسان‏هابه جاى خداوند، فرد دیگرى را پرستش کرده‏اند، ماجرایى است که قرآن متذکر مى‏شود:

{قالُوا سُبْحانَکَ أَنْتَ وَلِیُّنا مِنْ دُونِهِمْ بَلْ کانُوا یَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَکْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤمِنُونَ}؛[۱۴]

«فرشتگان زبان به تسبیح خدا گشوده و می‌گویند بارالها! تو از هر شرک و نقصى پاک و منزهى، تو خدایى و یاور ما؛ نه بیشتر اینان جن و شیاطین را مى‏پرستند و به آنها گرویده بودند.»

خداوند سبحان با صراحت تمام، همه را از غلوّ نهى فرموده و ا به اندازه نگه داشتن در دین اعتدال فرا مى‏خواند، تا مبادا گرفتار این خصلت ناپسند و مذموم شوند.

نهى قرآن از غلوّ یهود

{وَ قالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللّهِ…}[۱۵]

«یهود گفتند: عُزیر پسر خداست.»

واضح است که یهودیان با غلوّ درباره «عُزَیرْ» او را تا سرحد فرزندى خداوند بالا برده‏اند یهود با این کار خود به ناحق در حق او غلوّ را روا داشته‏اند. در حالیکه:

{لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ}[۱۶]

«نه کسى فرزند او و نه او فرزند کسى است.»

گاهى پدیده شوم و مخرب غلوّ آن چنان مبالغه‏آمیز بروز مى‏کند که بدون هیچ استدلال و منطق صحیح، مرزهاى بندگى و اولوهیت بر هم مى‏زند؛ الوهیت را به بنده و بندگى را به خدا نسبت مى‏دهد و گاهى نیز عبد و بنده را نیز خداوند و یا فرزند خداوند مى‏خواند.

 

نهی قرآن از غلوّ مسیحیان

خداوند متعال افزون بر یهود، نصارا را هم از ارتکاب غلوّ در حق پیامبران الهى بر حذر داشته است:

{یا أَهْلَ الْکِتابِ لاتَغْلُوا فِی دِینِکُمْ وَلا تَقُولُوا عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ‏اللّهِ…}[۱۷]

«اى اهل کتاب! در دین خود اندازه نگه دارید (غلو نکنید) و درباره خدا جز به راستى سخن نگویید و در حق مسیح، عیسى بن مریم، جز این نشاید گفت که او رسول خداست.»

با اینکه پیامبران از منزلت و شأن بسیار والایى برخوردارند و بدون هیچ سوز و گداز و افراطى، قابل تعریف و تمجید هستند و مدح و تحسین آنان جایز است. ولى باز مى‏بینیم که انسان لجوج و متعصب، پا را از حریم فراتر گذاشته، گرفتار غلو مى‏شود. به فرموده قرآن:

{…وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِیحُ ابْنُ اللّهِ…}[۱۸]

«و نصارا گفتند: مسیح پسر خداست.»

خداوند اهل کتاب و اهل ایمان را از این فریب شیطانی و آسیب بزرگ اجتماعى بر حذر داشته و با بیان نمونه‏ها و مصادیق عینى، بر شدت قبح آن تأکید کرده است.

ریشه‏های تاریخی غلو در اسلام

مداحان و منقبت سازان

نتیجه پژوهش عمیق و تحقیق در منابع اصیل صدر اسلام بیانگر این است که ریشه اصلى غلو از مکتب اسلام و از فرقه‏هاى اهل سنت است که دلایل و مستندات تاریخى بسیارى دارد.

عبد الواحد انصارى معتقد است که ریشه‏هاى اولیه غلات در فرقه‏هاى منتسب به اهل سنت پدید آمده است.[۱۹]

برخى نویسندگان اهل‏سنّت، غلو در حق خلفا را به جایى رسانده‏اند که مقام آنان را از مقام پیامبر اسلام  برتر شمرده و رسول خاتم  را ادامه‏دهنده راه خلفا خوانده‏اند.

علامه امینى از غلو آنان این‏گونه پرده بر مى‏دارد:

بغوى گفته است که منظور از راه در آیه:

{وَ اتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنابَ إِلَیَّ}

ابوبکر است.[۲۰]

دقت در غلو دیگرى از آنان حیرت‏آور و تعجب‏برانگیز است. آنان در این نمونه، حتى خداوند متعال و پیامبر اسلام  را نیز در مرتبه بعد از ابوبکر قرار داده‏اند.

مراد از حروف مقطعه اول سوره بقره که مى‏فرماید:

{الم * ذلِکَ الْکِتابُ}

«الف» ابوبکر، «لام» اللّه و «م» محمّد  است.[۲۱]

نمونه دیگرى از غلوّ در عقاید اهل سنت چنین است:

نخستین کسى که خداى عزّوجلّ با او معانقه و مصافحه مى‏کند، عمر است و اولین کسى که خداوند دست او را مى‏گیرد و به بهشت مى‏برد عمر بن خطاب است.[۲۲]

وی از پیامبر اسلام چنین نقل کرده است:

«خورشید بر کسى نتابیده است که بهتر از عمر باشد.»[۲۳]

«هر وقت جبرییل دیر بر من نازل مى‏شد، گمان مى‏بردم که بر عمر نازل شده است.»[۲۴]

به غلو شگفت‏آور دیگرى بنگرید که چگونه به گرد آمدن بسیارى از علوم نز یک نفر، معتقد شده‏اند:

«نُه دهم علم نزد عمر است.»[۲۵]

موارد متعددى از غلوّ اهل‏سنّت در کتب: «محاضره الاوائل» و «تفسیر کبیر» و دیگر کتب اهل‏سنّت قابل بررسى و تأمل است.[۲۶]

پیروان مکتب خلفا، حتى در کتب صحاح سته خویش، غلو نسبت به خلفا را آورده‏اند و به خاتم الانبیاء نسبت داده‌اند:

«عثمان مردى است که ملائکه از او حیا مى‏کنند، در مواردى هم حیاى پیامبراکرم از او را نقل مى‏کنند، در حالى که پیامبر چنین حیایى را از ابوبکر و عمر نداشته است.»[۲۷]

برخى از اهل‏سنّت براى رسمیت و مشروعیت دادن به غلو، نام رسول خدا  را نیز با خود همراه کرده و به منقبت‏تراشى پرداخته‏اند.

«از پیامبر نقل مى‏کنند که جبرئیل براى معاویه قلمى از طلا آورد و به او سلام رساند و از او خواست، آیه ‏الکرسى را با آن قلم بنویسد که تا روز قیامت هر کسى آیه ‏الکرسى را بخواند، ثوابى هم نصیب معاویه شود».[۲۸]

البتّه آنان فراموش کرده‏اند که بنویسند، معاویه با همین قلم نیز دستور قتل و لعن اهل‏بیت پیامبر  را صادر مى‏کرد.

همچنین از پیامبر نقل کرده‏اند که فرمود:

«من شهر علم هستم و على درِ آن شهر و معاویه حلقه آن در است.»[۲۹]

قابل توجّه اینکه آنان ابتدا به حلقه درب بودن هم راضى بودند امّا افزایش غلو را با خالى نمودن عرصه بنگرید. از ابوهریره نقل شده است که پیامبراکرم فرمود:

«امین‏ها نزد خداوند سه نفر هستند: من، جبرئیل و معاویه.»[۳۰]

در این حدیث به ظاهر خلعت معاویه آن‏چنان گران‏قیمت بوده است که جاعلان حدیث فراموش کرده‏اند که جایى براى خلفا باقى بگذارند!!!

از کجا بدانیم که اگر عمر معاویه کفاف بیشترى مى‏داد، فریاد: {اَنَا رَبُّکُم الاعْلى} سر نمى‏داد.

پژوهش گسترده و عمیق و نقد و نظر منصفانه و دقیق در منابع و متون اصیل اسلامى، از مخالفت، معاندت، کینه‏توزى و تعمد در اتهام به غلو برخى افراد به پیروان اهل‏بیت حکایت مى‏کند. این تعمد داراى علل و عوامل متعددى است که نشان از خباثت، رقابت و حسادت آنان دارد وگرنه خود اهل‏سنّت به صورت گسترده گرفتار غلو شده‏اند.[۳۱]

انگیزه اصلى معاندت و دشمنى با ائمه معصوم برخوردارى از ویژگى‏ها، خصائص برتر، امتیازات بسیار و اوصاف منحصر به فرد در وجود مقدّس آنان بوده است. حسادت به این امتیازات و تاب نیاوردن در برابر بزرگى و قداست آنان، از طرفى و طمع در جایگاه، شأنیت و منزلت والاى آنان، برخى را وادار کرد که اوصاف و کراماتى را به خود و بزرگانشان نسبت دهند. هدف آنها این بود که بدین وسیله رفع نقص و تحصیل مشروعیت کنند از این رو با کمک متملقان و جاعلان حدیث کوشیدند با غلو در خصایص نکوهیده، خود را هم ردیف اهل‏بیت قرار دهند.

على التحقیق مى‏توان ادعا کرد در مکتب اسلام فرقه‏هاى اهل‏سنّت ریشه و سر نخ اصلى غلوّ هستند.

«عبدالواحد انصارى معتقد است، ریشه‏هاى اوّلیه غلات در فرقه‏هاى منتسب به اهل‏سنّت پدید آمده است».[۳۲]

منابع تاریخى، حتى مآخذ مربوط به اهل‏سنّت، از «غلات عباسیه» و «غلات راوندیه» بسیار نام برده و جریان‏هاى متعدد و متکثرى از غلو آنان را نقل کرده‏اند. تمامى این غلات بدون استثنا از پیروان مکتب خلفا بوده‏اند؛ فرقه «ابومسلمیه» که قائل به امامت ابومسلم خراسانى بودند، فرقه «ابوهریریه» و همچنین فرقه «رزامیه»، همه از پیروان اهل‏سنّت بوده و اعتقاد به حلول خداوند در رهبرانشان داشته‏اند.

غالیان در اهل‏سنّت به غلات «عباسیه»، «راوندیه»، «ابومسلمیه»، «ابوهریه» «رزامیه»، «هاشمیه یا حنفیه»، «مقنعیه یا مبیّضه (سپید جامگان)»، «خرمّیه یا خرمدینیه پیروان بابک خرمدین» تقسیم شده‏اند».[۳۳]

همه این فرقه‏ها و گروه‏ها از پیروان مکتب خلفا بوده و غلو در ذات داشته‏اند. آیا غلوّى بالاتر از ادعاى حلول خداوند در رهبران این فرقه وجود دارد؟

واقدى به نقل از عمر مى‏نویسد:

«امیدوارم رسول خدا ، دست و پاى کسانى را قطع کند که مى‏گویند: او مرده است».[۳۴]

پس از آنکه وى، وفات رسول خدا  را انکار کرد، ابن ام‏مکتوم، این آیه را در مسجد پیامبر  خطاب به عمر خواند:

{وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى‏ عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللّهَ شَیْئًا وَ سَیَجْزِی اللّهُ الشّاکِرینَ}[۳۵]

«نیست محمد ، مگر پیامبرى که پیش از او پیامبرانى درگذشته‏اند؛ آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، به دوران قبل بر مى‏گردد و کسى که به دوران قبل باز گردد، زیانى به خدا نمى‏رساند؛ ولى خداوند پاداش سپاسگزاران را مى‏دهد».[۳۶]

عباس عموى پیامبر  نیز گفت:

«به یقین رسول خدا  مرده است و من در سیماى او، همان علائم و آثارى را مشاهده کرده‏ام که هنگام مرگ، همیشه در رخسار فرزندان عبدالمطلب دیده‏ام».

اما عمر دست از کار خود بر نداشت. عباس بن عبدالمطلب از مردم پرسید: «آیا کسى از شما درباره مرگ رسول خدا  چیزى از او شنیده است؟ اگر کسى حدیثى در این باره شنیده است براى ما نقل کند». همگى گفتند: «نه». عباس از عمر بن خطاب پرسید: «تو چیزى در این باره از پیامبر  شنیده‏اى؟» عمر گفت: «نه». در این هنگام عباس رو به مردم کرد و گفت:

«اى مردم! آگاه باشید که حتى یک نفر هم گواهى نداد که رسول خدا  ، درباره مرگ خود چیزى به او گفته باشد. به خدایى که جز او خدایى نیست قسم مى‏خورم که رسول خدا  شربت مرگ را نوشید.»

خلیفه دوم هنوز به شدت فوت پیامبر اسلام  را انکار مى‏کرد امّا وقتى دید ابوبکر مى‏آید، ناگهان آرام شد و نشست. شگفتا، مگر جریان چه بوده است؟ با وجود شهادت و اعلام جمعى کثیر، یقین به رحلت پیامبر خاتم  اقامه دلیل و ذکر آیات، هنوز وى سرسخت و بى‏مهابا انکار و حتى تهدید به قتل مى‏کند امّا همین که ابوبکر مى‏رسد، سکوت مى‏کند و قانع مى‏شود. در اینجا از ذکر دلیل آن و زمینه‏سازى آنها براى جریان سقیفه و به دست آوردن جانشینى پیامبر  صرف نظر مى‏کنیم ولى بیان این نکته دارای اهمیت است که اگر عمر شیعه بود، اکنون ده‏ها فرقه در اسلام از این جریان علیه شیعه شکل داده و ده‏ها غلوّ به آن افزوده بودند و ضد شیعه به کار مى‏بردند؛ فرقه‏هایى همچون و مرجعه، راجعیه، مرجوعیه، رجعتیه و…!!!

پس از رحلت رسول خدا  تنها عمر بود که اعتقاد داشت پیامبر اسلام  دوباره زنده خواهد شد. همه مسلمانان از وفات رسول اکرم  عزادار بودند امّا عمر فریاد مى‏زد که پیامبر دوباره زنده خواهد شد. او با فریاد به مردم مى‏گفت: «پیامبر پس از چهل روز دیگر زنده خواهد شد».

به نظر مى‏رسید وى که به دنبال منع پیامبر از نوشتن وصیت‏نامه براى معرفى جانشین خویش بود، اکنون باید نتیجه زمینه‏سازى سیاسى خود را به دست آورد و بهترین گزینه تا رسیدن به هدف، تشکیک در دل مردم درباره وفات رسول اللّه بود. همه مسلمانان، از رحلت پیامبر اعظم اسلام  خبر مى‏دادند امّا او همه را انکار مى‏کرد. مغیره بن شُعبه و دیگران براى خلیفه دوم دلیل اقامه مى‏کردند؛ ولى وى هرگز به این سخنان اکتفا نکرد و هر کسى را که درباره مرگ رسول خدا  صحبت مى‏کرد، تهدید به قتل مى‏کرد و مى‏گفت:

«بعضى از منافقان گمان مى‏کنند که رسول خدا  از دنیا رفته است در حالى که چنین نیست و رسول خدا  نمرده است؛ بلکه مانند موسى بن عمران است که چهل روز از چشم مردم پنهان شد و دوباره برگشت در حالى که مى‏گفتند مرده است، رسول خدا  نیز نزد پروردگارش شتافته است و به خدا سوگند که باز مى‏گردد و دست و پاى کسانى را که گمان مى‏کنند مرده است، قطع خواهد کرد».[۳۷]

ابوهریره نیز چنین مى‏گوید: «پیامبر  درگذشت، عمر بن خطاب بلند شد و گفت:

«بعضى از منافقان گمان کردند که پیامبر  مرده است، به خدا پیامبر  نمرده است، بلکه پیش خداى خود رفته است و مانند موسى بن عمران که پیش خداى خود رفت و چهل روز از قومش پنهان بود و پس از آن که گفتند او مرده است برگشت، به خدا پیامبر  بر مى‏گردد و دست و پاى کسانى را که گمان کرده‏اند پیامبر خدا  مرده است، قطع مى‏کند».[۳۸]

واقدى در کتاب خود چنین نقل مى‏کند:

«عمر از میان مردم برخاست و گفت: دیگر نشنوم کسى بگوید که محمد  مرده است، محمد  نمرده است؛ بلکه خدا کسى را دنبال او فرستاده است؛ همچنان که دنبال موسى فرستاد و او چهل شب از قوم خود جدا بود».

نقل اینگونه عقاید موهوم در تاریخ که به نوعى آمیخته به غلو، خرافات، بدعت و… است، هنوز ادامه دارد امّا اگر شیعیان احادیث مهدویت را که مستند به پیامبر اسلام است، نقل نمایند متهم به غلو و بدعت مى‏گردند.

وقتى اهل‏سنّت معتقد به عدالت تمامى صحابه هستند، در حالى که خدا و رسولش شهادت به وجود فاسقان، مارقان، قاسطان و مرتدان در بین آنان داده‏اند[۳۹] غلو از این بالاتر که همه صحابه را عادل بدانند امّا قائل به اشتباه پیامبر و معصوم نبودن او باشند.

 

 

[۱]. مفردات راغب، ماده غلو.

[۲]. فرهنگ لغت آذرتاش آذرنوش.

[۳]. جوشش فراوان.

[۴]. گران‏تر از متداول.

[۵]. مبالغه.

[۶]. جوش، غلیان.

[۷]. غالى، تندرو، پرتعصب مذهبى، افراطى.

[۸]. افراط کردن در ستایش.

[۹]. ابن منظور، لسان العرب، ذیل کلمه غلوّ.

[۱۰]. تاریخ شیعه و فرقه‏هاى اسلامى، صص ۱۵۱ و ۶۳۹٫

[۱۱]. نساء/۱۷۱٫

[۱۲]. مائده/۷۷٫

[۱۳]. سبأ/۴۱٫

[۱۴]. مائده/۱۷٫

[۱۵]. توبه/۳۰٫

[۱۶]. اخلاص/ ۳٫

[۱۷]. نساء/۱۷۱٫

[۱۸]. توبه/ ۳۰٫

[۱۹]. مذاهب ابتدعتها السیاسه فى الاسلام.

[۲۰]. الغدیر، ج ۸، ص۴۹٫

[۲۱]. عبیدى مالکى، عمده التحقیق، ص ۱۳۴٫

[۲۲]. حاکم نیشابورى، مستدرک على صحیحین، ج ۱، ص ۸۴ و ج ۳، ص ۸۹٫

[۲۳]. همان، ص ۹۰٫

[۲۴]. ابن ابى الحدید، شرح نهج‏البلاغه، ج ۱۲، ص ۱۷۸٫

[۲۵]. حاکم نیشابورى، المستدرک على الصحیین، ج ۳، ص ۸۶٫

[۲۶] ر.ک، سکتوارى، محاضره الاوائل، ص ۱۶۸؛ فخر رازى، تفسیر کبیر، ج ۵، ص ۴۷۸٫

[۲۷]. احمد، مسند، ج ۶، ص ۶۲؛ مسلم، صحیح، ج ۷، ص ۱۱۶٫

[۲۸]. علامه امینى، الغدیر،ج ۱۱، ص ۷۶٫

[۲۹]. همان، ص ۹۵٫

[۳۰]. همان، ص ۷۸٫

[۳۱]. علامه امینى در کتاب وزین و گران‏سنگ الغدیر، ج ۱۱، صفحات ۱۰۳ – ۱۹۵ و صفحات دیگر به صورت  مستند، از غلو درباره اصحاب، بزرگان و خلفاى اهل‏سنّت نقل کرده و حدود یکصد صفحه از غلو درباره زید بن حارثه، خالد بن ولید، سعد ابن ابى وقاص، ابوحنیفه، احمد بن حنبل، مالک، غزالى و عبدالقادر جرجانى نقل مى‏کند که در بعضى از آنها نسبت مستجاب الدعوه بودن، زنده کردن مردگان، تکلم با مردگان و… را به آنان داده شده است.

[۳۲]. مذاهب ابتدعتها السیاسه فى الاسلام.

[۳۳]. حسن‏بن موسى نوبختى، فرق الشیعه، ص ۶۲؛ المقالات و الفِرق، ص ۶۹٫

[۳۴]. واقدى، پیشین، صص ۳۲۲ و ۳۲۳، همین موضوع را ابن‏اثیر در کتاب الکامل خود با اندک تفاوتى بیان کرده است.

[۳۵]. آل عمران/۱۴۴٫

[۳۶]. ؟؟؟

[۳۷]. سیّد مرتضى عسگرى، پیشین، صص ۹۸ – ۹۹؛ طبرى، تاریخ طبرى، ج ۲، ص ۲۳۳٫

[۳۸]. طبرى، پیشین ترجمه، ج ۴، ص ۱۳۲۷، همان، پیشین (عربى)، ج ۲، ص ۲۳۳٫

[۳۹]. صحیح بخارى، ج ۴ ص ۹۴؛ مسلم، صحیح مسلم، ج ۴، ص ۱۷۹۲٫

منبع: کتاب غلو از دیدگاه تشیع؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای مشاهد کتاب اینجا را کلیک کنید

http://shiastudies.com/fa

برچسب ها: غلو
نوشته قبلی

برگزاری نشست پاسخگویی معارف علوی به نیازهای جامعه

نوشته‌ی بعدی

غلات منتسب به تشیع (فرقه‏ هاى ساختگى)

مرتبط نوشته ها

فرقه بهائیت در ترازوی نقد
بیراهه انحراف

فرقه بهائیت در ترازوی نقد

تکفیر اهل قبله
بیراهه انحراف

تکفیر اهل قبله

بدعت‌های دینی از نگاه قرآن
بیراهه انحراف

بدعت‌های دینی از نگاه قرآن

جریان ‏شناسى تکفیرى در افغانستان‏
بیراهه انحراف

جریان ‏شناسى تکفیرى در افغانستان‏

پدیدۀ زشت تکفیر مسلمانان
بیراهه انحراف

پدیدۀ زشت تکفیر مسلمانان

نواصب
بیراهه انحراف

نواصب

نوشته‌ی بعدی
عقاید غلات واقعى

غلات منتسب به تشیع (فرقه‏ هاى ساختگى)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

Home 1

برکات جنگ رمضان

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا