۲۹ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه امام علی (ع)

راهبردهاى رسیدن به جامعه آرمانى

راهبردهاى رسيدن به جامعه آرمانى
0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

راهبردهاى رسیدن به جامعه آرمانى

راهبرد، روش یا سیاستى کلى براى دستیابى به هدف معین است.

از دیدگاه امام على رسیدن به جامعه آرمانى، امرى دست نیافتنى و غیر ممکن نیست. از دیدگاه امام جاذبه‏ها و هواهاى نفسانى فردى و جمعى، موانعى جدى در راه رسیدن انسان به سوى جامعه آرمانى است؛ امّا اگر جامعه – چه به صورت فردى و چه به صورت جمعى – به چهار مبناى مهم در زندگى روزمره خود توجه کند، گام برداشتن در مسیر بسیار آسان خواهد بود.

 

گفتار اوّل: محور قرار دادن قرآن کریم

امام در بیان خطبه‏اى با مردم هدف و بناى حکومت خود را، اطاعت از کتاب خدا و عمل به سنت پیامبر معرفى مى‏کند. امام رستگارى مسلمانان را در گرو پیروى آنان از دستورات و آموزه‏هاى قرآن کریم مى‏دانند.([۱])

امام آموزه‏هاى قرآن را نجات دهنده و راهبر انسان‏ها به سوى آرمانهایش مى‏دانند.([۲])

امام على قرآن را درمان دردها،([۳]) استوارترین ستون([۴])، بهار دل‏ها، شفاى سینه‏هاى بیمار،([۵]) حق‏گوترین زبان،([۶]) جاده مستقیم و راهبرى تمام عیّار، عامل پیروزى مسلمانان، محل امن براى کسانى که وارد آن شوند، سرچشمه عدالت، نهر جارى عدل، پایه اسلام و ستون محکم اسلام، نهر جارى زلال حقیقت، باران بهارى براى قلب فقیهان و جدا کننده حق از باطل معرفى مى‏کند.([۷])

قرآن جامع‏ترین کتاب و الهام‏بخش یک نظام استوار([۸]) و سامان دهنده امور فردى و اجتماعى است([۹]) که انسان با به کار بردن آموزه‏ها و دستورات آن گمراه نمى‏گردد و به راه مستقیم هدایت شده، با یارى آن بر مشکلات سخت خویش پیروز مى‏شود.([۱۰])

یکى از ویژگى‏هاى مهم قرآن که انسان با عبرت گرفتن از آن مى‏تواند به یک جامعه ایده‏آل برسد، این است که در آن به بیان اخبار و حوادث جوامع گذشته مى‏پردازد و علل هلاکت جوامع گذشته را بیان میکند تا انسان‏ها با عبرت گرفتن از آن، آن را چراغ هدایت براى آینده خود در نظر بگیرند.([۱۱])

امام على نیز در بسیارى از سخنان خود افراد را به مطالعه در زندگى اقوام و ملل گذشته و عبرت گرفتن از آنان فرا خوانده است:

مردم! از آنچه بر ملت‏هاى متکبر گذشته، از کیفر و عقوبت‏ها و سختگیرى‏ها و ذلت و خوارى فرود آمده عبرت گیرید و از قبرها و خاکى که بر آنچه ره نهاده‏اند، پند پذیرید.([۱۲])

گفتار دوم: محور قرار دادن سنت پیامبر اکرم

امام على سنت پیامبر را روشن‏ترین([۱۳]) و راستگوترین([۱۴]) سنت معرفى کرده و راه رستگارى انسان‏ها([۱۵]) را در پیروى از این سنت مى‏دانند. امام سنت پیامبر را بهترین راهنماى هدایت([۱۶]) و استوار کننده حکومت اسلامى میداند، و ایجاد آسایش میان آدمیان را در پیروى از این سنت بیان مى‏فرماید.

امام على سنت پیامبر را وحدت‏بخش میان آدمیان([۱۷])، دعوت کننده به حق،([۱۸]) در هم شکننده قدرت ستمگران،([۱۹]) رهایى‏بخش از جهالت،([۲۰]) – که از ویژگى‏هاى جامعه آرمانى است – معرفى مى‏نمایند. سنت پیامبر، گسترش دهنده نعمت الهى و آرام کننده در پرتو عزتى پایدار([۲۱]) است.

امیر المؤمنین على در تمام مدّت حکومتش، کتاب خدا و سنت پیامبر را مد نظر داشت و در هیچ کارى سلیقه‏هاى شخصى را که مخالف آن دو بود اعمال نمی‌کرد زیرا پیروزى‏هاى زودگذر را موفقیت نمى‏دانست و در حقیقت هیچ سیاستى را از راستى و صداقت در چارچوب موازین شرع بهتر نمى‏دانست تا آنجا که ابن ابى الحدید معتزلى سنى مى‏نویسد:

«همانا دشمنان على هم مى‏گفته‏اند که او مقید به شرع انور بوده و در اداره کشور اسلامى بر خلاف آن عمل نمى‏کرده، به آنچه اسلام نهى کرده بود، نزدیک نمى‏شد؛ امّا غیر على خلفاى دیگر به اقتضاى مصلحت خود عمل مى‏کردند.

چه آن مصلحت مطابق شرع انور باشد یا نه.

سپس مى‏افزاید

«شکى نیست کسانى که به مصلحت اندیشى عمل مى‏کنند و خود را محدود به موازین شرع اسلام نمى‏بینند؛ امور دنیایى آنان به ظاهر بهتر انتظام مى‏یابد ولى آن کس که چنین نباشد و بخواهد بر اساس موازین بیندیشد و عمل کند با خواسته‏هاى نفسانى مردم روبه‏رو خواهد بود و دنیاى او به پراکندگى نزدیک‏تر است».([۲۲])

گفتار سوّم: محور قرار دادن پیشوایان معصوم براى هدایت و رهبرى جامعه اسلامى در مسیر عمل به کتاب الهى

و سیره پیامبر اسلام

شکى نیست که هر جا انسان‏هایى گرد هم آیند و جامعه‏اى را تشکیل دهند نیازمند رهبر و پیشوا هستند. تاریخ، جامعه‏اى را نشان نداده است که تدبیر امور آن، بدون رهبر صورت گرفته باشد، از این روست که مى‏توان گفت یکى از نیازهاى اساسى بشر، داشتن رهبر است.

وجود رهبر در درون جامعه باعث برطرف شدن نیازهاى مادى و معنوى انسان مى‏گردد، وجود یک پیشواى باکفایت مى‏تواند افراد جامعه را در جنبه‏هاى مختلف، فرهنگى، اقتصادى، سیاسى و اجتماعى به سوى کمال سوق دهد و نگاهی عمیق‏تر که فراتر از جنبه مادى نگریسته شود و رشد و تکامل همه استعدادهاى او در نظر گرفته مى‏شود، وجود یک رهبر الهى که فلسفه آفرینش انسان را به خوبى درک کرده و مقصد نهایى او را مى‏داند، ضرورتش بیشتر حس مى‏شود.([۲۳])

به همین دلیل بود که امام مردم را به برگزیدن پیشوایى معصوم و پرهیزگار و عالم به قضاوت و سنت پیامبر سفارش مى‏کند و از مردم مى‏خواهد که امر هدایت جامعه را بر عهده او گذارده، حول محور او وحدت یابند.

«مردم! کجا مى‏روید؟ چرا از حق منحرف مى‏شوید؟ پرچم‏هاى حق و نشانه‏هاى آن آشکار است، با اینکه چراغ‏هاى هدایت روشنگر راهند، مانند گمراهان به کجا مى‏روید؟ چرا سرگردانید، در حالیکه عترت پیامبر شما در میان شماست؛ آنان زمامداران حق و یقین‏اند؛ پیشوایان دین و زبان‏هاى راستى و راستگویانند. پس باید در بهترین منازل قرآن جایشان دهید و همانند تشنگانى که به سوى آب شتابانند، به سویشان هجوم آورید».([۲۴])

در جاى دیگر مى‏فرماید:

«ای مردم! به سخن عالم خداشناس خود گوش فرا دهید، دل‏هاى خود را در پیشگاه او حاضر کنید و با فریادهاى او بیدار شوید! رهبر جامعه باید با مردم به راستى سخن گوید و پراکندگى مردم را به وحدت تبدیل و اندیشه خود را براى پذیرفتن حق آماده گرداند. پیشواى شما چنان واقعیت را براى شما شکافت چونان شکافتن مهره‏هاى ظریف و حقیقت را از باطل چونان شیره درختى که از بدنه آن خارج شود، بیرون کشید».([۲۵])

امیرالمؤمنین خاندان پیامبر را مایه حیات دانش و نابود کننده جهل، ستون استوار اسلام، پناهگاه مردم، مشخص کننده مرز میان حق و باطل،([۲۶]) جایگاه اسرار الهى، پناهگاه فرمان الهى، مخزن علم خداوند، مرجع احکام اسلامى، نگهبان کتاب‏هاى آسمانى، کوه‏هاى همیشه استوار دین، مایه آرامش و امنیت و([۲۷]) راستگوترین در سخن معرفى مى‏نماید. امام پیشى گرفتن از اهل بیت را گمراهى و عقب افتادن از آنان را نابودى مى‏داند([۲۸]) و یافتن راه رستگارى را در پیروى از پیشوایان دین مى‏دانند.([۲۹])

 

گفتار چهارم: پیروى از عقل

انسان موجودى است متفکر که کارهاى خویش را بر اساس محاسبه و سنجش تنظیم مى‏کند و عقل ابزارشناختى است که به کمک آن صحیح را از ناصحیح تشخیص مى‏دهد. در روایات اسلامى از عقل به رسول باطنى تعبیر شده است. امام علىسودمندترین سرمایه را عقل میداند؛([۳۰]) زیرا که عقل راه گمراهى را از رستگارى باز مى‏شناسد([۳۱]) و یگانه راه نجات انسان‏ها و جامعه را در کمک گرفتن از عقل مى‏داند([۳۲]) امام عقل را شمشیرى برّان مى‏داند که به وسیله آن مى‏توان هواى نفس را کشت([۳۳]) و کسى را تیره روز دانسته که از عقل و تجربه‏اى که نصیب او مى‏شود، استفاده نکند.([۳۴])

در عین این که عقل نقش کلیدى در یافتن راه صحیح براى انسان و جامعه دارد و بدون او حتى امر دین قوام نمى‏یابد، امّا به تنهایى قادر به اتمام کار نیست؛ زیرا عقل بدون راهنمایی و تذکر قرآن و معصومین  قادر به شناخت همه حقایق نیست؛ هم چنین خیلى اوقات نور عقل در برابر طوفان‏هاى غرائز و احساسات آدمى کم‏فروغ مى‏شود و نداى او به گوش اراده نمى‏رسد. به همین دلیل تردیدى نیست خداوندى که براى هدایت آدمى نیروى عقل را در اختیار او گذاشته است و آگاه به آسیب‏پذیرى آن است، وحى یا رسول ظاهرى را به عنوان یار و یاورى برایش خواهد فرستاد که هم از جنبه نظرى و شناختى آن را با بیان حقایق عالم و واقعیت‏هاى پیش روى انسان تکمیل کند و هم از نظر پشتوانه عملى تمهیداتى از طریق تعمیق حس مسئولیت و تشویق و تنبیه‏هاى تربیتى که عواطف آدمى را با ابعاد متعالى و عقلانى وجود او همسو مى‏گرداند و آمادگى پذیرش حق و فضیلت را در او تقویت مى‏کند، ضمانت اجرایى قوى‏ترى براى فرامین عقل فراهم کند و هم تذکر دهنده‏اى باشد که نور عقل را پرفروغ نگه دارد و از اینکه تاریکى رخوت و غفلت بر او چیره شود، مانع گردد.([۳۵])

[۱]) نهج البلاغه، محمد دشتى، چاپ هشتم، دفتر نشر الهادى، ۱۳۷۹، نامه ۵۳، ص ۵۶۷٫

[۲]) همان، خطبه ۱۵۶، ص ۲۹۱٫

– وعلیکم بکتاب الله فإنه الحبل المتین والنور المبین. والشفاء النافع، والری الناقع والعصمهًْ للمتمسک والنجاهًْ للمتعلق. لا یعوج فیقام ولا یزیغ فیستعتب ولا تخلقه کثرهًْ الرد وولوج السمع. من قال به صدق ومن عمل به سبق. (محقق)

[۳]) خورشید بى‏غروب نهج البلاغه، عبدالمجید معادیخواه، چاپ اوّل، تهران: نشر ذره، ۱۳۷۳، خطبه ۱۷۶، ص ۳۳۳٫

– واعلموا أن هذا القرآن هو الناصح الذی لا یغش، والهادی الذی لا یضل، والمحدث الذی لا یکذب. وما جالس هذا القرآن أحد إلا قام عنه بزیادهًْ أو نقصان : زیادهًْ فی هدى، أو نقصان فی عمى. واعلموا أنه لیس على أحد بعد القرآن من فاقهًْ ولا لأحد قبل القرآن من غنى فاستشفوه من أدوائکم واستعینوا به على لأوائکم فإن فیه شفاء من أکبر الداء وهو الکفر والنفاق والغی والضلال. (محقق)

[۴]) محمد دشتى، پیشین، خطبه ۱۳۳، ص ۲۵۱٫

– وکتاب الله بین أظهرکم ناطق لا یعیى لسانه، وبیت لا تهدم أرکانه، وعز لا تهزم أعوانه. (محقق)

[۵]) همان، خطبه ۱۱۰، ص ۲۱۱٫

– وتعلموا القرآن فإنه أحسن الحدیث، وتفقهوا فیه فإنه ربیع القلوب، واستشفوا بنوره فإنه شفاء الصدور. وأحسنوا تلاوته فإنه أحسن القصص. (محقق)

[۶]) همان، خطبه ۱۳۳، ص ۲۵۱٫

[۷]) همان، خطبه ۱۹۸، ص ۴۱۹٫

– ثم أنزل علیه الکتاب نورا لا تطفأ مصابیحه، وسراجا لا یخبو توقده وبحرا لا یدرک قعره، ومنهاجا لا یضل نهجه وشعاعا لا یظلم ضوءه، وفرقانا لا یخمد برهانه، وتبیانا لا تهدم أرکانه وشفاء لا تخشى أسقامه، وعزا لا تهزم أنصاره، وحقا لا تخذل أعوانه. فهو معدن الإیمان وبحبوحته وینابیع العلم وبحوره، وریاض العدل وغدرانه وأثافی الاسلام وبنیانه، وأودیهًْ الحق وغیطانه وبحر لا ینزفه المستنزفون وعیون لا ینضبها الماتحون ومناهل لا یغیضها الواردون، ومنازل لا یضل نهجها المسافرون، وأعلام لا یعمى عنها السائرون وآکام لا یجوز عنها القاصدون. جعله الله ریا لعطش العلماء، وربیعا لقلوب الفقهاء، ومحاج لطرق الصلحاء، ودواء لیس بعده داء، ونورا لیس معه ظلمهًْ وحبلا وثیقا عروته، ومعقلا منیعا ذروته، وعزا لمن تولاه، وسلما لمن دخله، وهدى لمن ائتم به، وعذرا لمن انتحله، وبرهانا لمن تکلم به، وشاهدا لمن خاصم به، وفلجا لمن حاج به وحاملا لمن حمله، ومطیهًْ لمن أعمله، وآیهًْ لمن توسم، وجنهًْ لمن استلام وعلما لمن وعى، وحدیثا لمن روى، وحکما لمن قضى. (محقق)

[۸]) همان، خطبه ۱۳۳، ص ۲۵۱٫

[۹]) همان، خطبه ۱۵۸، ص ۲۹۵٫

[۱۰]) همان، خطبه ۱۷۵، ص ۲۰۵٫

– ذلک القرآن فاستنطقوه ولن ینطق ولکن أخبرکم عنه. ألا إن فیه علم ما یأتی، والحدیث عن الماضی، ودواء دائکم، ونظم ما بینکم. (محقق)

[۱۱]) همان، نامه ۶۹، ص ۶۱۱٫

– وتمسک بحبل القرآن وانتصحه. وأحل حلاله وحرم حرامه، وصدق بما سلف من الحق. واعتبر بما مضى من الدنیا ما بقی منها فإن بعضها یشبه بعضا، وآخرها لاحق بأولها، وکلها حائل مفارق. (محقق)

[۱۲]) همان، خطبه ۱۹۲، ص ۳۸۷٫

– فاعتبروا بما أصاب الأمم المستکبرین من قبلکم من بأس الله وصولاته، ووقائعه ومثلاته، واتعظوا بمثاوی خدودهم، ومصارع جنوبهم وإن لکم فی القرون السالفهًْ لعبرهًْ أین العمالقهًْ وأبناء العمالقهًْ أین الفراعنهًْ وأبناء الفراعنهًْ أین أصحاب مدائن الرس الذین قتلوا النبیین، وأطفئوا سنن المرسلین، وأحیوا سنن الجبارین أین الذین ساروا بالجیوش، وهزموا بالألوف، وعسکروا العساکر، ومدنوا المدائن واتعظوا فیها بالذین قالوا : « من أشد منا قوهًْ » حملوا إلى قبورهم فلا یدعون رکبانا، وأنزلوا الأجداث فلا یدعون ضیفانا. (محقق)

[۱۳]) همان، خطبه ۱۶۴، ص ۳۱۱٫

– فاعلم أن أفضل عباد الله عند الله إمام عادل هدی وهدى، فأقام سنهًْ معلومهًْ، وأمات بدعهًْ مجهولهًْ. وإن السنن لنیرهًْ لها أعلام، وإن البدع لظاهرهًْ لها أعلام. (محقق)

[۱۴]) همان، خطبه ۸۷، ص ۱۴۹٫

[۱۵]) همان، نامه ۵۳، ص ۵۶۷٫

– أمره بتقوى الله وإیثار طاعته، واتباع ما أمر به فی کتابه : من فرائضه وسننه التی لا یسعد أحد إلا باتباعها، ولا یشقى إلا مع جحودها وإضاعتها. (محقق)

[۱۶]) همان، خطبه ۱۱۰، ص ۲۱۱٫

– واقتدوا بهدى نبیکم فإنه أفضل الهدى. واستنوا بسنته فإنها أهدى السنن. (محقق)

[۱۷]) همان، خطبه ۱۹۳، ص ۳۹۷٫

– فانظروا إلى مواقع نعم الله علیهم حین بعث إلیهم رسولا فعقد بملته طاعتهم، وجمع على دعوته ألفتهم. کیف نشرت النعمهًْ علیهم جناح کرامتها، وأسالت لهم جداول نعیمها، والتفت الملهًْ بهم فی عوائد برکتها فأصبحوا فی نعمتها غرقین، وعن خضرهًْ عیشها فکهین قد تربعت الأمور بهم فی ظل سلطان قاهر وآوتهم الحال إلى کنف عز غالب. وتعطفت الأمور علیهم فی ذرى ملک ثابت. فهم حکام على العالمین، وملوک فی أطراف الأرضین. یملکون الأمور على من کان یملکها علیهم. ویمضون الأحکام فیمن کان یمضیها فیهم. لا تغمز لهم قناهًْ ولا تقرع لهم صفاهًْ. (محقق)

[۱۸]) همان، خطبه ۱۱۶، ص ۲۲۵٫

– أرسله داعیا إلى الحق، وشاهدا على الخلق. (محقق)

[۱۹]) همان، خطبه ۱۹۳، ص ۳۹۷٫

[۲۰]) همان، خطبه ۷۲، ص ۱۲۱٫

– اللهم داحی المدحوات وداعم المسموکات. وجابل القلوب على فطرتها شقیها وسعیدها. اجعل شرائف صلواتک ونوامی برکاتک على محمد عبدک ورسولک الخاتم لما سبق. والفاتح لما انغلق. والمعلن الحق بالحق والدافع جیشات الأباطیل. والدامغ صولات الأضالیل. کما حمل فاضطلع قائما بأمرک مستوفزا فی مرضاتک غیر نأکل عن قدم. ولا واه فی عزم واعیا لوحیک حافظا لعهدک. ماضیا على نفاذ أمرک. حتى أورى قبس القابس وأضاء الطریق للخابط وهدیت به القلوب بعد خوضات الفتن وأقام موضحات الأعلام ونیرات الأحکام. فهو أمینک المأمون وخازن علمک المخزون وشهیدک یوم الدین وبعیثک بالحق ورسولک إلى الخلق. (محقق)

[۲۱]) همان، خطبه ۱۹۳، ص ۳۹۷٫

[۲۲]) سید اصغر ناظم زاده قمى، تجلى امامت (تحلیلى از حکومت امام على«علیه‏السلام»)، چاپ اوّل، قم: دفتر نشر الهادى، ۱۳۷۲، ص ۱۲۷٫

[۲۳]) همان، ص ۱٫

[۲۴]) محمد دشتى، پیشین، خطبه ۸۷، ص ۱۴۹٫

– فأین تذهبون. وأنى تؤفکون والأعلام قائمهًْ، والآیات واضحهًْ، والمنار منصوبهًْ فأین یتاه بکم بل کیف تعمهون وبینکم عترهًْ نبیکم وهم أزمهًْ الحق وأعلام الدین وألسنهًْ الصدق. فأنزلوهم بأحسن منازل القرآن وردوهم ورود الهیم العطاش. (محقق)

[۲۵]) همان، خطبه ۱۰۸، ص ۲۰۳٫

– فاستمعوا من ربانیکم وأحضروا قلوبکم، واستیقظوا إن هتف بکم ولیصدق رائد أهله ولیجمع شمله، ولیحضر ذهنه فلقد فلق لکم الأمر فلق الخرزهًْ، وقرفه قرف الصمغهًْ. (محقق)

[۲۶]) همان، خطبه ۲۳۹، ص ۴۷۵٫

– هم عیش العلم وموت الجهل. یخبرکم حلمهم عن علمهم. وصمتهم عن حکم منطقهم. لا یخالفون الحق ولا یختلفون فیه. هم دعائم الاسلام وولائج الاعتصام بهم عاد الحق فی نصابه وانزاح الباطل عن مقامه، وانقطع لسانه عن منبته. عقلوا الدین عقل وعایهًْ ورعایهًْ لا عقل سماع وروایهًْ. فإن رواهًْ العلم کثیر ورعاته قلیل. و در خطبه ۱۴۷، ص ۲۷۰ نیز به این معنا اشاره شده است. (محقق)

[۲۷]) همان، خطبه ۲، ص ۴۵٫

– هم موضع سره ولجأ أمره وعیبهًْ علمه وموئل حکمه وکهوف کتبه وجبال دینه. بهم أقام انحناء ظهره وأذهب ارتعاد فرائصه ( ومنها یعنی قوما آخرین ) زرعوا الفجور : وسقوه الغرور. وحصدوا الثبور لا یقاس بآل محمد صلى الله علیه وآله من هذه الأمهًْ أحد ولا یسوى بهم من جرت نعمتهم علیه أبدا. هم أساس الدین. وعماد الیقین. إلیهم یفئ الغالی. وبهم یلحق التالی ولهم خصائص حق الولایهًْ. وفیهم الوصیهًْ والوراثهًْ. الآن إذ رجع الحق إلى أهله ونقل إلى منتقله. (محقق)

[۲۸]) همان، خطبه ۹۷، ص ۱۸۱٫

– انظروا أهل بیت نبیکم فالزموا سمتهم واتبعوا أثرهم فلن یخرجوکم من هدى، ولن یعیدوکم فی ردى. فإن لبدوا فالبدوا وإن نهضوا فانهضوا. ولا تسبقوهم فتضلوا، ولا تتأخروا عنهم فتهلکوا. (محقق)

[۲۹]) همان، خطبه ۱۴۷، ص ۲۷۱٫

– فالتمسوا ذلک من عند أهله فإنهم عیش العلم وموت الجهل. هم الذین یخبرکم حکمهم عن علمهم، وصمتهم عن منطقهم، وظاهرهم عن باطنهم. لا یخالفون الدین ولا یختلفون فیه، فهو بینهم شاهد صادق، وصامت ناطق. (محقق)

[۳۰]) همان، حکمت ۱۱۳، ص ۶۵۱٫

– «لا مال اعود من العقل». (محقق)

[۳۱]) همان، حکمت، ۴۲۱، ص ۷۳۱٫

«کفاک من عقلک ما اوضح لک سبل غیک من رشدک». (محقق)

[۳۲]) همان، حکمت ۴۰۷، ص ۷۲۷٫

– «ما استودع الله امراً عقلاً الاّ استنقذه به یوماً ما». (محقق)

[۳۳]) همان، حکمت ۴۲۴، ص ۷۳۱٫

– «العقل حسام قاطع ». (محقق)

[۳۴]) همان، حکمت ۷۸، ص ۶۱۹٫

– «…. فانّ الشقی من حرم نفع ما اوتی من العقل و التجربه …». (محقق)

[۳۵]) حسین توسلى، جزوه تلخیص درس معارف اسلامى ۲، بى‏جا: بى‏تا، ص ۲۶٫

منبع: برگرفته از کتاب جامعه آرامانی از دیدگاه امام علی؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای مشاهده کتاب اینجا را کلیک کنید.

 

نوشته قبلی

ویژگى‏هاى جامعه آرمانى از دیدگاه امام على

نوشته‌ی بعدی

راهکارها و موانع رسیدن به جامعه آرمانى

مرتبط نوشته ها

امام علی (ع) مرد میدان جهاد در نهج البلاغه
امام علی (ع)

امام علی (ع) مرد میدان جهاد در نهج البلاغه

امام علی (ع) و دفاع از مظلوم
امام علی (ع)

امام علی (ع) و دفاع از مظلوم

الو سلام حاج آقا / ۲۹
امام علی (ع)

ولایت و فضایل امام علی (ع) از نگاه فخررازی در تفسیر کبیر

شرح خطبه جهاد امیرالمؤمنین علیه السلام
امام علی (ع)

شرح خطبه جهاد امیرالمؤمنین علیه السلام

شیعه علی علیه السلام
امام علی (ع)

شیعه علی علیه السلام

ابعاد گوناگون فتنه در نهج البلاغه
برگزیده ها

ابعاد گوناگون فتنه در نهج البلاغه

نوشته‌ی بعدی
راهكارها و موانع رسيدن به جامعه آرمانى

راهکارها و موانع رسیدن به جامعه آرمانى

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا