9 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه فاطمه زهرا (س)

عدم رضایت حضرت فاطمه از ابوبکر و عمر تا آخر عمر

و عمر تا آخر عمر
0
SHARES
26
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

عدم رضایت حضرت فاطمه از ابوبکر و عمر تا آخر عمر

داعی: اگر امر چنین است پس چرا اکابر علمای خودتان بر خلاف این معنی می‌نویسند، مانند بخاری([۱]) و مسلم([۲]) دو عالم موثق در صحیحین خود نوشته‌اند:

«فوجدت ای فغضبت فاطمه علی ابی‌بکر فهجرته فلم تکلمه حتی توفیت فلمّا فتوفیت دفنها زوجها علیّ لیلا و لم یؤذن بها ابابکر و صلى علیها»

وجد در لغت چنان که فیروزآبادی در قاموس گوید: به معنای خشم و غضب است یعنی؛ فاطمه در حال خشم و غضب ابی‌بکر را ترک نموده و او غضبناک ماند و با او حرف نزد تا وفات نمود، آن گاه امیر المؤمنین بر او نماز گذارد و شبانه دفنش نمود و ابی‌بکر را اعلام نداد که بر جنازه حاضر شود و نماز بر جنازه بی‌بی نماز گذارد.

چنانچه بخاری در صفحه ۹ ضمن جزء پنجم صحیح با غزوه خیبر و نیز در صفحه ۸۷ جلد هفتم در باب قول النبی لا نورث ما ترکناه صدقه نقل موده است که «فهجرته فاطمه فلم تکلمه حتی ماتت» و محمد بن یوسف گنجی شافعی در باب ۹۹ کفایه([۳]) همین خبر را نقل نموده و نیز ابو محمد عبد الله بن مسلم بن قتیبه دینوری در صفحه ۱۴ الامامه و السیاسه([۴]) آورده که فاطمه در بستر بیماری به ابی‌بکر و عمر فرمود:

«انی اشهد الله و ملائکته انکما اسخطتمانی و ما ارضیتمانی لئن لقیت النبیّ لأشکونکما».

(خدا و ملائکه را شاهد و گواه می‌گیرم که شما دونفر (ابی‌بکر و عمر) مرا به سخط آوردید و رضایت مرا فراهم ننمودید اگر پیغبمر را ملاقات کنم شکایت شما را خواهم نمود.)

و نیز در همان کتاب نوشته است:

«غضبت فاطمه من ابی بکر و هجرته الى ان ماتت.»

(غضبناک شد فاطمه از ابی‌بکر و ترک نمود او را به همین حال غضب تا زمان مرگ)

در مقابل این اخبار، اخبار و احادیث دیگر در کتب معتبره شما بسیار است که آقایان بی‌طرفانه و منصفانه قضاوت کنید و طریقه جمع بین این اخبار را برای دعاگو بیان نمایید.

اذیت فاطمه اذیت خدا و پیغمبر است

از قبیل خبر معروفی که عموم علمای خودتان مانند امام احمد در مسند([۵]) و سلیمان قندوزی در ینابیع الموده و میر سید علی همدانی در موده القربی و ابن حجر در صواعق نقلا از ترمذی و حاکم و غیر آنها به مختصر کم و زیادی در الفاظ و عبارات نقل نموده‌اند که رسول الله مکرر می‌فرماید:

«فاطمه بضعه منی و هی و نور عینی و ثمره فؤادی و روحی التی بین جنبی من آذانی و من آذانی فقد آذى الله و من اغضبها فقد اغضبنی یؤذینی ما آذها.»

(فاطمه پاره تن من است و میوه دل و نور چشم من و روح من که بین دو پهلوی من است کسی که فاطمه را اذیت نماید مرا اذیت نموده و کسی که مرا اذیت نماید خدا را اذیت نموده و کسی که فاطمه را به غضب آورد مرا به غضب آورده، اذیت می‌کند مرا کسی که او را اذیت نماید.)

ابن حجر عسقلانی در اصابه ضمن ترجمه حالات حضرت فاطمه از صحیحین بخاری و مسلم نقل نموده که رسول اکرم فرمود:

«فاطمه، بضعتی منی یؤذینی ما آذاها و یریبنی ما ارابها»

(فاطمه پاره تن من است کسی که او را بیازارد مرا آزرده و هر کس به او بدی کند به من بدی کرده)

محمد بن طلحه شافعی در صفحه۶ مطالب السؤول و حافظ ابو نعیم اصفهانی در صفحه۴۰ جلد دوم حلیه الاولیاء و امام ابو عبد الرحمن نسائی در خصائص العلوی نقل می‌نمایند که رسول اکرم فرمود:

«انما فاطمه ابنتی بضعه منی یریبنی ما ارباها و یؤذینی ما آذاها.»

(جز این نیست که فاطمه دختر من پاره تن من است، کسی که به او بدی نماید به من بدی نموده و کسی که او را اذیت کند مرا اذیت کرده.)

و ابو القاسم حسین بن محمد (راغب اصفهانی) در صفحه ۲۱۴ جلد دوم محاضرات الأدباء نقل می‌نماید که رسول اکرم فرمود:

«فاطمه بضعهمنی فمن اغضبها فقد اغضبنی.»

(فاطمه پاره تن من است هر کس او را به غضب آورد مرا به غضب آورده.)

حافظ ابو موسی بن المثنی بصری متوفی سال ۲۵۲ قمری در معجم خود و ابن حجر عسقلانی در صفحه ۳۷۵ جلد ۴ الاصابه و ابویعلی موصلی در سنن طبرانی در معجم و حاکم نیشابوری در صفحه ۱۵۴ جلد سیم مستدرک و حافظ ابو نعیم اصفهانی در فضائل الصحابه و احفظ ابن عساکر در تاریخ شام و سبط ابن جوزی در صفحه ۱۷۵ تذکره و محب الدین طبری در صفحه ۳۹ ذخائر و ابن حجر مکیّ در صفحه ۱۰۵ صواعق و ابو العرفان الصبّان در صفحه ۱۷۱ اسعاف الراغبین نقل نموده‌اند که رسول اکرم به دخترش فاطمه فرمود:

«یا فاطمه ان الله یبغض لغضبک و یرضی لرضاک»

(ای فاطمه به درستی که خداوند غضب می‌کند به غضب تو و راضی می‌شود به رضای تو.)

و محمد بن اسماعیل بخاری در صفحه ۷۱ صحیح([۶]) در باب مناقب قرابه رسول الله از مسور بن مخرمه و نیز در صفحه ۷۵ نقل نموده که رسول اکرم فرمود:

«فاطمه بضعهمنی فمن اغضبها فقد اغضبنی.»

(فاطمه پاره تن من است هر کس او را به غضب آورد مرا به غضب آورده.)

از این قبیل اخبار درکتب معتبره خودتان مانند صحیحین بخاری و مسلم([۷]) و سنن ابی داود([۸]) و ترمذی([۹]) و مسند امام احمد بن حنبل([۱۰]) و صواعق ابن حجر و ینابیع الموده شیخ سلیمان بلخی حنفی و دیگران در فضائل فاطمه بسیار رسیده است. چگونه این اخبار را جمع می‌کنید با آن اخباری که فاطمه از آنها غضبناک و ناراضی از دنیا رفت؟

شیخ: این اخبار صحیح است ولی در باره علیّ کرم الله وجهه رسیده که چون خواست دختر ابی‌جهل را به عقد ازواج گیرد رسول خدا بر او غضبناک شد فرمود: هر کس فاطمه را بیازارد مرا آزار داده و کسی که مرا آزار دهد مغضوب خداست ومرادش علی بوده است!

جواب از خطبه علی با دختر ابی جهل

داعی: فرق بین انسان و انواع حیوانات، بسیار است. از جمله امتیازات کامله‌ای که انسان بر حیوانات دارد به دوقوه‌ای است که در مغز سر و نخاع او قرار داده شده است. یکی عقل و خرد و دیگری فکر است.

یعنی آن آدمی بر حیوان برتری دارد که در جمیع شؤون زندگی تحت راهنمایی فکر و عقل باشد به این معنی که هر چه شنید فوری مورد قبول ندهد بلکه ببرد در کارخانه فکر و عقل حلاّجی کند اگر عقل او را پذیرفت بپذیرد و الاّ ردّ نماید. لذا در قرآن مجید فرماید:

{فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا اْلأَلْبابِ} زمر/۱۹

(بشارت ده (ای رسول خدا) آن بندگانی که چون سخن بشنوند و پیروی کنند نیکوتر آن را، آنان هستند که خدا آنها را به لطف خاص خود هدایت فرموده و هم آنان به حقیقت خردمندان عالمند.)

یک خبری را گذشتگان شما نقل نمودند بدون آن که در دستگاه با عظمت عقل، جرح و تعدیلش کنند. امشب هم شما روی عادت و تبعیت صرفه از گذشتگان، این جملات را می‌گویید بدون تفکر و تعقل. اینک مجبورم مختصرا جوابی عرض کنم.

اولا علمای خودتان تصدیق نموده‌اند (چنانچه قبلا عرض شد) که علی مشمول آیه تطیهر است. طهارت ذاتی دارد یعنی از هر رجس و کثافت و لهو و لعب و اخلاق رذیله منزه و مبرا می‌باشد.

و دیگر آن که در آیه مباهله خداوند او را به منزله نفس پیغبمر خوانده که لیله ماضیه مفصلا در این باب بحث نمودیم. از طرف دیگر باب علم رسول الله بوده است که به خوبی از قرآن و احکام و دستورات آن خبر داشته و می‌دانسته که خداوند در آیه ۵۳ سوره احزاب فرموده:

{و ما کان لکم ان تؤذوا رسول الله}

(و نباید هرگز رسول خدا را (درحیات) وبعد از (وفات) بیازارید.)

چگونه ممکن است عقل باور کند آن حضرت عملی کند که به واسطه افعال و گفتار او رسول خدا آزرده خاطر و غضبناک گردد و چگونه عقل باور کند که مجسمه خلق عظیم غضب کند بر کسی که محبوب خداست آن هم در یک امر مباحی که خدا در قرآن مجید در آن امر تبعیضی قایل نشده و امر نکاح به حکم آیه ۳ سوره نساء:

{ فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ}

(به نکاح خود از زنان آرید آن کس که شما را نیکو و مناسب با عدالت است دو یا سه یا چهار)

عمومیت دارد بین انبیاء و اوصیاء و جمیع امت و اگر بر فرض امیر المؤمنین چنین خیالی می‌کرد بر او جائز بود شرعا و رسول اکرم برای یک امر مباحی هرگز غضب نمی‌نمود و چنین کلماتی نمی‌فرمود (اگر چه از اخبار شیعه استفاده می‌شود که بر امیر المؤمنین جائز نبوده در حیاه حضرت زهرا زنی دیگر اختیار نماید لکن ذکر این موضوع مناسب با مجلس مناظره نبوده).

پس هر انسان عاقل بعد از تفکر و تحقیق می‌فهمد که این حدیث از موضوعات اموی­ها می‌باشد که اکابر علمای خودتان هم اعتراف به این معنی دارند.

بیان ابی‌جعفر اسکافی راجع به جعل اخبار زمان معاویه

چنانچه ابن ابی الحدید معتزلی در صفحه ۳۵۸ جلد اول شرح نهج البلاغه([۱۱]) از شیخ و استاد خودش ابی جعفر اسکافی بغدادی در این باب بیانی دارد و گوید: معاویه بن ابی سفیان جمعی از صحابه و تابعین را معنی نموده بود که جعل اخبار قبیحه در باره علی بنمایند و آن حضرت را مورد طعن و مذمت قرار دهند تا مردم از آن بزرگوار بیزاری جویند. از جمله آنها ابوهریره و عمرو بن عصا و مغیره بن شعبه و از تابعین عروه بن زبیر و به بعض از آن اخبار مجعوله هم اشاره نموده تا می‌رسد به نام ابوهریره، گوید: ابو هریره کسی است که روایت نموده حدیثی را که معنای آن این است که علی خواستگاری نمود دختر ابی جهل را در حیات رسول خدا آن حضرت بر او سخط و غضب نمود و بالای منبر فرمود: جمع بین دوست خدا و دشمن خدا نمی‌شود. فاطمه پاره تن من است، کسی که او را اذیت نماید مرا اذیت نموده، کسی که می‌خواهد دختر ابی جهل را بگیرد باید از دختر من دوری نماید.

آنگاه ابو جعفر اسکافی گوید: «و الحدیث مشهور من روایه الکرابیسی» یعنی این حدیث مشهور است به روایات کرابیسی؛ به این معنی که هر روایت بی‌اساس را کرابیسی می‌خوانند.

و ابن ابی الحدید گوید: این حدیث در صحیحین بخاری و مسلم از مسور بن محزمه الزهری روایت شده و سید مرتضی علم الهدی (که از اکابر مفاخر محققین علمای شیعه می‌باشد) در کتاب تنزیه الانبیاء و الأئمه گوید: این روایت از حسین کرابیسی رسیده و او مشهور است به انحراف از اهل بیت طهارت و از نواصب و دشمنان بزرگ آن خاندان جلیل بوده است و روایت او مورد قبول نمی‌باشد.([۱۲])

زیرا بنا بر اخبار متکاثره‌ای که در کتب معتبره خودتان رسیده مبغض علی منافق است. منافق به حکم قرآن مجید اهل آتش می‌باشد، پس روایت او مردود است.

به علاوه بر اخبار در مذمت ایذاء کنندگان به فاطمه فقط اختصاص به نقل از کرابیسی یا ابو هریره در خطبه ساختگی دختر ابی جهل نمی‌باشد بلکه اخبار بسیاری در این موضوع وارد است. از جمله خواجه پارسای بخاری در فصل الخطاب و امام احمد بن حنبل در مسند و میر سید علی همدانی شافعی در مودت سیزدهم از موده القربى حدیثی از سلمان محمدی نقل می‌نماید که رسول اکرم فرمود:

«حب فاطمه ینفع فی مأه من المواطن ایسر تلک المواطن الموت و القبر و المیزان و الصراط والحساب فمن رضیت عنه ابنتی فاطمه رضیت عنه و من رضیت عنه رضی الله عنهاو من غضب علیه ابنتی فاطمه غضبت علیه و من غضبت علیه غضبت الله علیه ویل لمن یظلمها و یظلم بعلها علیا و ویل لمن یظلم ذریتها و شیعتهما.»

(دوستی فاطمه نفع و فایده می‌بخشد در صد موضع و مکان که آسان‌ترین آنها مرگ است و قبر ومیزان و صراط و حساب، پس کسی که راضی باشد دختر من فاطمه از او، من از او راضی هستم و کسی که من از او راضی باشم خدا از او راضی می‌باشد و کسی را که فاطمه بر او غضب نماید من بر او غضبناک می‌باشم و بر هر کس من غضبناک باشم خداوند بر او غضبناک است. وای بر آن کس که ظلم کند به فاطمه و وای بر کسی که ظلم کند بر شوهر و همسرش علی و وای بر کسی که ظلم کند بر ذریه و شیعیان علی و فاطمه ).

برای شاهد و نمونه کافیست همین مقدار از اخبار که ذکر شد. اینک آقایان محترم بفرمایید این اخبار صحیح که درکتب معتبره یقین بسیار است با اخباری که قبلا عرض کردم که اکابر علمای خودتان مانند بخاری و مسلم و دیگران آورده‌اند که فاطمه بر ابی‌بکر علمای خودتان مانند بخاری و مسلم و دیگران آورده‌اند که فاطمه بر ابی‌بکر و عمر غضبناک و ناراضی بود تا از دنیا رفت چگونه باید جمع کرد؟

حافظ: این اخبار صحیح است و درکتب معتبره ما بسیار و مفصل‌تر روایت شده اولا: راجع به حدیث کرابیسی، راجع به خواستگاری علی کرم الله وجهه دختر ابی جهل را عقده‌ای بود در دل من و نمی‌توانستم باور کنم ولی خیلی ممنون شدم که امشب حل معما فرمودید.

اشکال در اینکه غضب فاطمه دینی نبوده و جواب آن

ثانیاَ: مراد از غضب در این اخبار، غضب دینی است نه غضب عادتی و این غضب فاطمه رضی الله عنها بر ابوبکر و عمر که در تمام کتب صحیحه ما رسیده غضب دینی نبوده؛ یعنی برای یک عمل خلاف مقررات دینی فاطمه بر شیخین رضی الله عنهما غضب ننموده.

و البته هر کس فاطمه را به غضب دینی بیازارد قطعا مغضوب غضب خدا و پیغمبر خواهد بود ولی این غضب فاطمه یک نوع تغییر حالتی بوده است که هر انسان حساسی وقتی به هدف و مقصد خود نرسید در او پیدا می‌شود!

چون فاطمه رضی الله عنها درخواست فدک نمود و خلیفه موافقت به ردّ فدک ننمود بالطبع متأثر شد و آن ساعت غضبناک گردیده ولی بعدا همین غضب معمولی هم از دلش بیرون رفت و راضی شد به حکم خلیفه و دلیل بر رضایت آن بی‌بی مجلله همانا سکوت آنها بوده است و حتی علی کرّم الله وجهه وقتی هم خلافت رسید با قدرت و نفوذی که داشت فدک را ضبط ننمود و این خود دلیل قاطعی است که به حکم خلفای قبل راضی بوده است.!

داعی: مطالبی فرمودید که هر یک جواب مفصل دارد چون از وقت هر شب خیلی گذشته است و لو کسالتی در آقایان محترم نمی‌بینم ولی خوبست موافقت فرمایید جوابها بماند برای فردا شب.

(تمام اهل مجلس به صدا در آمدند و گفتند هرگز موافقت نداریم چون به جای حساس رسیده‌ایم تا نتیجه این مطلب بزرگ معلوم نشود نمی‌رویم.)

داعی: اطاعت می‌نمایم ولی از جواب مفصل به اقتضای وقت صرف نظر می‌نمایم فقط به مختصری می‌پردازم.

قلب و جوارح فاطمه مملوّ از ایمان بود

اولا: اینکه فرمودید غضب فاطمه صدیقه غضب دینی نبوده بلکه هوایی بوده اشتباه نمودید و بدون تفکر و تحقیق و تأمل فرمودید برای آنکه در دستورات اخلاقی طبق آیات قرآنی و اخباری که از رسول اکرم رسیده مؤمن کامل هرگز چنین غضبی نمی‌نماید تا چه رسد به فاطمه ممجّده به آیه تطهیر و آیه مباهله و سوره هل اتی.

و در کتب معتبره ما و شما بسیار رسیده که فاطمه به مقام کمال ایمان رسیده مخصوصا رسول اکرم فرمود:

«ان ابنتی فاطمه ملأ الله قلبها و جوارحها ایمانا الى مشاشها»([۱۳])

(خداوند متعال پرکرده است قلب و جوارح فاطمه دختر مرا از ایمان تا استخوان بالای شانه‌های او. کنایه از این که فاطمه غرق در ایمان است.)

غضب فاطمه دینی بوده

هرگز هیچ مؤمن ومؤمنه‌ای که علامت ایمانشان تسلیم به اوامر حق است چنین عملی را نمی‌نماید که وقتی حاکمی حکم به حق کند یعنی حکم خدا را جاری نماید بر او غضب نماید آن هم غضبی که با حقد و کینه توأم باشد و بر آن غضب باقی بماند تا دم مرگ حتی وصیت نماید نگذارید احدی از آن حکم کنندگان حق بر جنازه من نماز گذارند، اولا فاطمه‌ای که خداوند حکم به طهارت او می‌نماید هرگز ادعای دروغ ننماید که حاکم حکم علیه او بنماید.

ثانیا: اگر غضب بی‌بی فقط تغییر حالتی بود بایستی زود زایل شود، مخصوصا بعد از عذر خواهی که از او نمودند بایستی از دلش بیرون برود چون که پیغمبر فرموه است: «المؤمن لیس بحقود» یکی از صفات و علائم مؤمن آن است که حقد و کینه روی عادت و هوای نفس در دل نداشته بادش و نیز در خبر دارد که می‌فرماید: مؤمن اگر گرفتار خطائی گردد بیش از سه روز عداوت مؤمن را در دل نگاه نمی‌دارد تا چه رسد به فاطمه صدیقه طاهره ممجّده به آیه تطهیر که سراپا غرق در ایمان بوده و از هر نوع ارجاس و کثافات اخلاق رذیله به شهادت خداوند متعال پاک و مبرا بوده هرگز حقود و کینه‌ور نبوده است.

و از طرفی اتفاق فریقین است که فاطمه با حالت غضب و نارضایتی از ابوبکر و عمر از دنیا رفت.

پس معلوم می‌شود که غضب بی‌بی، دینی بوده که چون دید حکمی بر خلاف حکم خدا و پدر بزرگوارش خاتم الانبیاء صادر شده لذا غضب نموده به غضب دینی و این آن غضب است که موجب غضب خدا و پیغمبر است.

سکوت فاطمه موجب رضا نبود

ثالثاً: فرمودید سکوت فاطمه علامت رضای آن معصومه مظلومه بوده. ایضا اشتباه فرمودید. هر سکوتی که موجب رضا نمی‌شود. بعضی مواقع از شدت قدرت ظالم، مظلوم مجبور به سکوت می‌شود تا آبروی خود را در مقابل هو و جنجال حفظ نماید و حضرت بی‌بی مظلومه فاطمه راضی که نبوده به علاوه ناراضی و غضبناک هم از دنیا رفت. چنانکه عرض کردم اقوال اکابر علمای خودتان مخصوصا دو عالم بزرگ موثق شما بخاری ومسلم که نوشته‌اند:

«فغضب فاطمه علی ابی بکر فهجرته و لم تکلمه حتی توفیت.»([۱۴])

(غضب کرد فاطمه بر ابی‌بکر و از او دوری نمود و با او حرف نزد تا وفات نمود).

علی در دوره خلافت آزادی در عمل نداشته

رابعا: فرمودید: «که چون علی در دوره تصدی خلافت (ظاهری) فدک را تصرف نکرد و به بچه‌های فاطمه نداد علامت رضاء به حکم بوده است» باز هم اشتباه فرمودید.

چه آن­که آن بزرگوار در دوره خلافت آزادی در عمل نداشته تا اقدام به هر کاری که می‌خواست بکند و یا حکم به حقی کند یا بدعتی را از میان بردارد به مجردی که اقدام به امری می‌نمود فریاد‌هایی بلند می‌شد!

اگر آن حضرت فدک را به اولادهای فاطمه بر می‌گرداند، قطعا فرصت به دست مخالفین مخصوصاً معاویه و اتباعش افتاده گفتارهای قبلی را که گفتند علی برای خود جرّ نفع می‌نماید ثابت نموده و خود را تقویت می‌کردند که علی بر خلاف طریقه ابو‌بکر و عمر رفتار نموده.

علاوه، صدور چنین حکمی از آن حضرت، مستلزم قدرت و آزادی در عمل بوده و حال آن که برای آن حضرت چنین نیرو و قدرتی نگذارده بودند که بر خلاف گفته و کرده سابقین خود بتواند رفتار نماید.

چنانچه در قضیه منبر و نماز تراویح معلوم شد. چون قبل از آن حضرت خلفای قبلی منبر را از محلی که رسول اکرم گذارده بود برداشتند و جای او را عوض کردند. وقتی آن حضرت به مقام خلافت ظاهری مستقر شد خواست منبر را به جای اولی که رسول اکرم گذارده بود، برگرداند. فریاد مردم برخواست و زیر بار نرفتند که بر خلاف سیره شیخین عمل شود و لو مطابق عمل رسول الله بوده؟!

همچنین مردم را از نماز تراویح به جماعت منع نمود. باز فریادها بلند شد که علی می‌خواهد بر خلاف حکم خلیفه عمر رفتار نماید.

[۱]. صحیح البخاری، ۵/۲۵۲، ح ۷۰۴، کتاب المغازی، باب غزوه خیبر.

بخارى حدیث را این گونه نقل می‌کند:

و لأعلمن فیها بما عمل به رسول الله’ فأبى ابوبکر ان یدفع الى فاطمه منها شیئا فوجدت فاطمه على ابی‌بکر فى ذلک فهجرته فلم تکلمه حتى توفیت و عاشت بعد النبى’ سته اشهر فلما توفیت دفنها زوجها على لیلا و لم یؤذن بها ابابکر و صلى علیها و کان لعلى من الناس وجه حیاه فاطمه فلما توفیت استنکر على وجوه الناس فالتمس مصالحه ابی‌بکر و مبایعته و لم یکن یبایع تلک الاشهر…

[۲]. صحیح مسلم، ۳/۱۳۸۰، ح ۵۲، کتاب الجهاد و السیر، باب قول النبى’ لا نورث ما ترکناه فهو صدقه.

مسلم حدیث را همانند بخارى نقل می‌کند.

[۳]. کفایه الطالب، گنجى شافعی، ص۳۷۰، باب ۹۹

گنجى می‌نویسد:

قال:‌ فغضبت فاطمه و هجرته و لم تکلّمه حتى ماتت فدفنها على لیلاً و لم یؤذن ابابکر.

[۴]. الامامه والسیاسه، ابن قتیبه، ۱/۲۰، کیف کانت بیعه عى بن ابی‌طالب.

ابن قتیبه می‌نویسد:

… فقالت: نشدتکما الله الم تسمعا رسول الله یقول: رضا فاطه من رضاى و سخط فاطمه من سخطى فمن احبّ فاطمه ابنتى فقد احبنى و من ارضى فاطمه فقد ارضانى و من اسخط فاطمه فقد اسخطنی؟ قالا: نعم سمعناه من رسول الله’. قالت: فانى اشهد الله و ملائکته انکما اسخطتمانى و ما ارضیتمانى و لئن لقیت النبى لأشکونکما الیه. فقال: ابوبکر انا عائذ بالله تعالى من سخطه وسخطک یافاطمه ثم انتحب ابوبکر یبکى حتى کادت نفسه ان تزهق و هى تقول و الله لأدعون الله علیک فى کل صلاه اصلیها ثم خرج باکیا…

[۵]. مسند احمد بن حنبل، ۴/۳۲۳، مسند مسور بن مخرمه.

احمد حنبل حدیث را این گونه نقل می‌کند:

عن المسور … ولکن رسول الله’ قال فاطمه بضعه منى یقبضى ما قبضها و یبسطنى ما یبسطها…

عن المسور بن مخرمه قال سمعت رسول الله’ فلا آذن لهم ثم قال: لا آذن قال لا آذن فانما ابنتى بضعه منى یریبنى ما ارباها و یؤذینى ما آذاها.

و نیز در مورد آزار به حضرت فاطمه÷ عبارت‌هاى مختلفى وارد شده که از جمله آنها عبارتند از:

«انما فاطمه بضعه منى یؤذینى ما آذاها»، «فاطمه بضعه منى من آذاها فقد آذانی»، «انما فاطمه بضعه منى یؤذینى ما آذاها و ینصبنى ما انصبها».

سیر اعلام النبلاء، ذهبی، ۲/۱۱۹، رقم ۱۸، شرح حال فاطمه بنت رسول الله’، سنن ابن ماجه، ۱۶۴۴، ح ۱۹۹۸، کتاب النکاح، باب ۵۶، الغیره، عون المعبود، عظیم آبادی، ۶/۵۶و ۵۷، ح ۲۰۷۱، کتاب النکاح، باب ما یکره ان یجمع بینهن من النساء، اسد الغابه، ابن کثیر، ۵/۵۲۱، کتاب النساء شرح حال فاطمه بنت رسول الله’، سبل الهدی و الرشاد ابن حجر عسقلانی، ۸/۲۶۵، کتاب النساء، حرف الفاء، رقم ۱۱۵۸۷، شرح حال فاطمه الزهراء تهذیب التهذیب، ابن حجر عسقلانی، ۱۲/۳۹۲، کتاب النساء، حرف الفاء، رقم ۹۰۰۵، شرح حال فاطمه بنت رسول الله’، تفسیر القرآن العظیم، ابن اثیر، ۳/۲۲۲، ذیل آیه ۱۰۱، سوره المؤمنین، سنن الکبری، نسائی، ۵/۹۷، ح ۶/۸۳۷۰، کتاب المناقب، مناقب فاطمه بنت محمد’، صحیح مسلم، ۴/۱۹۰۳، ح ۹۴، کتاب فضائل الصحابه، فضائل فاطمه، سنن الکبری، بیهقی، ۱۰/۲۰۱ و ۲۰۲، کتاب الشهادات، باب من قال لا نجوز الشهاده الوالد…، کنز العمال، متقى هندی، ۱۲/۱۱۱، ح ۳۴۲۴۱، باب ۵، فى فضل اهل البیت، فصل ۲، فاطمه رضى الله عنها، سنن ترمذی، ص۱۰۰۷، ح ۳۸۷۸، کتاب المناقب، باب ۶۱، فضل فاطمه بنت محمد’، المستدرک على الصحیحین حاکم نیشابوری، ۳/۱۷۳، ح ۳۴۹/۴۷۵۱، کتاب معرفه الصحابه، ذکر مناقب فاطمه بنت رسول الله’.

[۶]. صحیح البخاری، ۵/۸۳ و ۹۶، ح۲۳۲ و ۲۷۸، کتاب فضائل اصحاب النبی، باب مناقب فاطمه.

بخارى حدیث را این گونه نقل می‌کند:

عن المسور بن مخرمه ان رسول الله’ قال: فاطمه بضعه منی، فمن اغضبها اغضبنی.

[۷]. صحیح مسلم، ۴/۱۹۰۳، ح ۹۴، کتاب فضائل الصحابه، باب فضائل فاطمه بنت النبى’ قال رسول الله’ «انما فاطمه بضعه منی، یؤذنینى ما آذاها».

[۸]. سنن ابى داود، ۲/۲۲۶، ح ۲۰۷۱، کتاب النکاح، باب ما یکره ان یجمع بینهن من النساء.

ابى داود حدیث را این گونه نقل می‌کند:

عن مسور بن مخرمه حدث انه سمع رسول الله’ … فانما ابنتى بضعه منى یریبنى ما ارابها ویؤذینى ما آذاها.

[۹]. صواعق المحرقه، ابن حجر مکی، ص۱۹۰، ح ۵، ‌باب ۱۱ فصل ۳٫

[۱۰]. ینابیع الموده، قندوزی، ۲/۹۸، ح ۲۴۴، باب ۵۶٫

قندوزى حدیث رااین گونه نقل کرده:

فاطمه بضعه منى یقبضنى ما یقبضها و یبسطنى ما یبسطها…

[۱۱]. شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ۴/۶۳- ۶۵، خطبه ۵۶، (و من کلام له لاصحابه) [فصل فى ذکر الاحادیث الموضوعه فى ذم علیّ]

ابن ابى الحدید می‌نویسد:

وذکر شیخنا ابو جعفر الاسکافی… ان معاویه وضع قوما من الصحابه و قوما من التابعین على روایه اخبار قبیحه فى على تقتضى الطعن فیه و البرائه منه و جعل لهم على ذلک جعلا یرغب فى مثله؛ فاختلفوا ما ارضا، منهم ابو هریره و عمرو بن العاص و المغیره بن شعبه و من التابعین عروه بن الزبیر فأسخطه، فخطب على المنبر، و قال: لاها الله! لا تجتمع ابنه ولى الله و ابنه عدو الله ابى جهل! ان فاطمه بضعه منى یؤذینى ما یؤذیها فان کان على یرید ابنه على یرید ابنه ابى جهل فلیفارق ابنتی، و لیفعل ما یرد، او کلاما هذا معناه و الحدیث مشهور من روایه الکرابیسی.

قلت: هذا الحدیث ایضا مخرج فى صحیحى مسلم و البخارى عن المسور بن مخرمه الزهری، و قد ذکره المرتضى فى کتابه المسمى «تنزیه الانبیاء‌و الأئمه» و ذکر انه روایه حسین الکرابیسى و انه مشهور بانحراف عن اهل البیت  و عداوتهم و المناصبه لهم فلا تقبل روایته.

[۱۲]. شخیصت حسین کرابیسى در نزد احمد بن حنبل و یحیى بن معین نیز مردود است و او را در حدیث و قرآن نا آشنا بیان کرده است.

حدثنا ابن ابى عصمه ثنا أحمد بن یحیى قال: سمعت ابا نصر بن عبد المجید یسأل احمد بن حنبل فقال: تعرف حسین الکرابسی؟ فقال: لا اعرفه عافاک الله. فقال: یا ابا عبد الله یزعم انه کان یناظرک عند الشافعى و کان معکم عند یعقوب بن ابراهیم بن سعد. فقال: لا اعرفه بالحدیث و لا بغیره» الکامل، ابن عدی، ۲/۳۶۵، ترجمه الحسین بن على ابو على الکرابیسى (۱۲۶/۴۹۵)

«… حدثنا جعفر بن ابى عثمان الطیالسی، قال: سمعت یحیى بن معین، و قیل له: ان حسیناً الکرابیسى یتکلم فى احمد بن حنبل فقال: و من حسین الکرابیسی؟! لعنه الله…» (تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ۸/۶۴، ترجمه ۴۱۳۹، الحسین بن على بن یزید، ابو على الکرابیسی) فقال لى ابو عبد الله (احمد بن حنبل)؛ ایاک ایاک و هدا الکرابیس لا تکلمه و لا تکلم من یکلمه اربع مرات او خمس مرات. «محقق»

[۱۳]. الثاقب فى المناقب، ابن حمزه، ص۲۹۱، ح۲۴۸، باب ۴، فصل ۳٫

[۱۴]. بخارى این جریان را چنین روایت کرده است.

«… فأبى ابوبکر ان یدفع الى فاطمه منها شیئا فوجدت فاطمه على الى بکر فى ذلک فهجره فلم تکلمه حتى توفیت.»

(صحیح بخاری، ۵/۸۲/ باب غزوه خیبر)

مسلم این روایت را نقل کرده و در ادامه چنین آورده است:

«لما توفیت دفنها زوجها علىّ بن ابى طالب لیلا و لم یؤذن بها أبا بکر وصلى علیها…» صحیح مسلم، ۵/۱۵۴، کتاب الجهاد و السیر، باب قول النبى’ لا نورث… «محقق»

منبع: برگرفته از کتاب شبهای پیشاور جلد ۲؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی 

http://shiastudies.com/fa

برچسب ها: حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهاشب های پیشاور
نوشته قبلی

روایاتی در مذمت آزار حضرت علی

نوشته‌ی بعدی

مظلومیت حضرت فاطمه

مرتبط نوشته ها

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)
فاطمه زهرا (س)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

بررسی علل وقوع سقیفه
فاطمه زهرا (س)

بررسی علل وقوع سقیفه

فاطمه (س) در آیینه وحی
فاطمه زهرا (س)

فاطمه (س) در آیینه وحی

فاطمه (س) در لسان پیامبر اسلام (ص)
فاطمه زهرا (س)

فاطمه (س) در لسان پیامبر اسلام (ص)

حدیث لوح فاطمه (س) و نکته هایى در شرح آن
فاطمه زهرا (س)

حدیث لوح فاطمه (س) و نکته هایى در شرح آن

شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
فاطمه زهرا (س)

شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام

نوشته‌ی بعدی
مضلومیت حضرت فاطمه

مظلومیت حضرت فاطمه

یک نظر

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • حسینی
    • 25/03/01 در 07:11
    👇👇👇 اتهام بستن عمر (لع) بر رسول خدا و اقرار اهل سنت: ✍ علما و بزرگان اهل سنت به نوعی اعتراف کرده اند که عمر (لع) در هنگام نوشتن وصیت، پیامبر (ص) را متهم نموده و از نوشتن وصیت در شب پنج شنبه (1) باز داشته است و این عمل قبیح (اعتراض بر رسول خدا (ص) که اعتراض به خداوند (ج) است) را مایه ی شرف و افتخار می دانند. پس چه شده است شیعیان را که امروز این عمل زشت عمر را تکرار می کنند؟! 📕 نوی می گوید: اما سخن عمر؛ علمای متکلم در شرح حدیث اتفاق نظر دارند که این سخن از دلایل فهم عمر و فضایل و دقت نظر او است، چون او می ترسید رسول الله (ص) مسایلی بنویسد که از انجام آن ناتوان باشند و مستحق عقوبت گردند، چون (در این صورت این مطالب) نص می باشد و جایی برای اجتهاد باقی نمی ماند. عمر گفت: کتاب خدا برای ما کافی است، به خاطر سخن خدای متعال: (در کتاب از هیچ چیزی فروگذار نکردیم) و سخن او (امروز دین شما را کامل نمودم)، عمر فهمید که خدا دینش را کامل نموده است و مردم دیگر گمراه نمی شوند، و می خواست رسول الله (ص) راحت باشد. پس عمر از ابن عباس و هم نظران او فقیه تر (فهیم تر) است. 📚 شرح صحح مسلم: ج 11، ص 90 👇 سوالی از اهل سنت و شیعیان: ⁉ آیا واقعن چنین می پندارید که عمر داناتر از رسول الله (ص) بوده است؟ ⁉ اگر واقعن عمر میدانست که فقط کتاب خدا کافی است و مردم گمراه نمی شوند، پس علت گمراهی این همه مردم فقط از امت اسلام چیست؟ ✍ در حالی که رسول الله (ص) و اهل بیتش (ع) ترجمان کتاب خدا است و فهم و درک این کتاب نزد غیر آنها نیست و کلام رسول الله (ص) و اهل بیتش (ع) نیز کلام خداست چون آنها اراده ای ندارند بجز اراده و رضای خدای متعال. _______________________ (1) – بعضی از روایات رزیه ی الخمیس (مصیبت پنج شنبه)، از کتاب های صحح بخاری و مسلم و همچنین از کتاب های شیعه، بیان شده؛ به آن قسمت ها مراجعه کنید.
    0 0 • پاسخ
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا