ب. بعثت، معجزات و نجات بنی اسرائیل
۱٫ در تورات
در ادامه ی سفر خروج آمده است: پس از مرگ پادشاه مصر و دعای مردم، خداوند از روی لطف بر آنان نظر کرد و تصمیم گرفت آنان را از اسارت نجات دهد. موسی در بیابان حوریب (۱) که جبل الله است، مشغول چوپانی گوسفند یترون (شعیب) بود که صدایی را از میان آتشی از بوته ی خار شنید که با او سخن می گوید. او مشاهده کرد که بوته به آتش مشتعل است، ولی نمی سوزد. ندایی آمد که «ای موسی!»، گفت: بلی، فرمود: نزدیک من بیا، کفش هایت را از پای بیرون بیاور؛ زیرا در مکان مقدسی ایستاده ای. من خدای اجداد تو ابراهیم، اسحاق و یعقوب هستم. دعای مردم مصر را اجابت کردم و تو را برای رهایی آنان فرستادم. موسی بعد از پرسش و پاسخ هایی با خدا و گرفتن چندین معجزه و اجازه همراهی با برادرش هارون، به سمت فرعون و بنی اسرائیل حرکت کرد.(۲) او با شبانی دراین منطقه، شناختی همه جانبه از این منطقه کسب کرد و بدون اینکه آگاه باشد، آمادگی یافت تا بتواند برای سال های آینده، بنی اسرائیل را در این بیابان رهبری کند و این نشانه ی کمک خدا به موسی است.(۳) نکته ی دارای اهمیت این است که خدایی که با موسی صحبت کرد، برای مردم بیگانه نبود، بلکه همان خدای عهد کننده با ابراهیم و یعقوب بود. از این روی، به او اعتماد کردند که یهوه آنان را نجات خواهد داد و مسیر تاریخ را عوض خواهد کرد.(۴) خداوند همچنین به موسی وعده ی نجات بنی اسرائیل از دست فرعون را داد و وعده کرد سرزمین کنعان را که بسیار پربرکت است، به بنی اسرائیل بدهد؛ البته مشروط بر آنکه خداوند را عبادت کنند. موسی و هارون نزد فرعون رفتند. ابتدا فرعون حرف های آنان را نپذیرفت و حضرت موسی چندین معجزه آورد و حتی در نبرد میان ساحران و موسی، موسی برنده شد تا اینکه بعد از معجزات فراوان، فرعون تسلیم شد و به موسی گفت بنی اسرائیل را از مصر خارج کن. تورات دو معجزه را هنگام بعثت موسی برمی شمرد: ۱٫تبدیل شدن عصای هارون به اژدها؛ ۲٫ساطع شدن نور از دست موسی. پس از آنکه فرعون اینان را نپذیرفت، موسی هر بار که نزد فرعون می رفت، معجزه و عذابی برای فرعون و مصریان می آورد و هر بار، فرعون وعده می داد که بنی اسرائیل را رها کند؛ اما به وعده ی خود عمل نمی کرد. سایر معجزات و عذاب های موسی و هارون عبارتند از: ۱٫تبدیل شدن آب ها و نهرهای مصریان به خون؛ ۲٫زیاد شدن قورباغه میان آنان؛ ۳٫زیاد شدن پشه؛ ۴٫زیاد شدن مگس؛ ۵٫مرگ حیوانات مصریان بر اثر وبا؛ ۶٫مبتلا شدن مصریان و چارپایان آنان به دمل ؛ ۷٫فرود آمدن تگرگ بر مصریان و تلف شدن حیوانات و مزارع ؛ ۸٫زیاد شدن ملخ ؛ ۹٫تاریک شدن مساکن مصریان تا سه روز؛ ۱۰٫مرگ نخست زادگان انسان ها و حیوانات مصری و حتی نخست زاده ی فرعون. پس از آخرین عذاب و مرگ نخست زاده و جانشین فرعون، سرانجام فرعون تسلیم شد و شبانه موسی و هارون را خواست و به آنان گفت با بنی اسرائیل به هر جا که می خواهید بروید و هر که را می خواهید عبادت کنید. سپس موسی، بنی اسرائیل را طلبید و به سوی دریای سرخ در شرق مصر کوچ کردند و در کنار دریا اردو زدند. فرعون پس از چندی پشیمان شد و به تعقیب آنان پرداخت. قوم موسی وقتی سپاه فرعون را دیدند، از موسی کمک طلبیدند و او به اذن خدا، دست خود را به طرف دریا دراز کرد و دریا شکافت؛ بادی از مشرق وزید و معبر را خشک کرد و بنی اسرائیل از آن عبور کرد و وقتی لشکر فرعون خواست عبور کند، به امر خدا با اشاره ی موسی معبر بسته شد و لشکر فرعون همه غرق شدند. سرانجام دعای بنی اسرائیل به اجابت رسید و خداوند به وسیله ی موسی آنان را از دست مصریان و فرعون نجات داد و آنان پس از عبور از دریا، وارد صحرای سینا شدند و تا وفات موسی آنجا مستقر بودند. تورات تعداد افراد بنی اسرائیل را هنگام خروج از مصر، به استثنای کودکان نزدیک به ۶۰۰ هزار مرد، و فاصله ی عصر یوسف تا خروج از مصر را حدود ۴۰۰ یا ۴۳۰ سال می داند.(۵) حضرت موسی پس از عبور از دریای سرخ و ورود به صحرای سینا، مفهوم بنیادینِ حکومت الهی را پی ریزی کرد. او تنها کسی بود که ایده ی حکومت الهی اش به منزله ی یک واقعیت مسلم، هزاران سال باقی ماند.(۶) یهودیان همه ساله، سال روز عبور از دریا و نجات بنی اسرائیل را جشن می گیرند و عید پسح (فصح) یادآور چنین روزی است. خروج از مصر همواره در اذهان یهودیان ماند و به سمبلی برای آزادی قوم تبدیل گشت.(۷) نکته ی مهم این است که داستان موسی وبنی اسرائیل از مسلمات تاریخ یهود است؛ اما برخی معتقدند موسی نه تنها مؤسس دین یهود نبود، بلکه درصدد ایجاد انقلاب نیز نبود. در تاریخ تنها این مسئله آمده است که او فقط این سد محکم را شکست و در آن نیروهای جدیدی به وجود آمدند تا نقطه ی فشار و عاملی برای تغییر در حکومت باشند. موسی منجی قومش نبود، بلکه برترین فردی بود که قوم را به حرکت درآورد.(۸) زیگموند فروید یهودی نیز در سال ۱۹۳۷ با تحلیل روان شناختی خود به این نتیجه رسید که اولاً موسی مصری است، نه بنی اسرائیلی و ثانیاً دیانت او شبیه دیانت خدایان قدیم مانند اختاتون است و شبیه دیانت بنی اسرائیلی نیست. عالمان یهود به این شبهات پاسخ دادند، اما این مسئله شبهات بسیاری ایجاد کرد و بسیاری از مسلمات قوم یهود را دچار تردید کرد و این مسئله در قرن بیست، بهانه ای برای سکولارها شد.(۹)
۲٫در قرآن
سخن قرآن در این باره، مانند سخن تورات است و همین دیدگاه را در مورد بعثت موسی در سوره طه آیات ۱۱-۱۶ بیان می کند و برخی از این معجزات را نیز در سوره ی اعراف آیات ۱۳۰ و ۱۳۳ یا سوره ی اسراء آیه ۱۰۱ بیان می کند. گفتنی است قرآن تعداد معجزات را بیش از این می داند. البته تفاوت هایی نیز بین قرآن و تورات در این باره وجود دارد. برخی از این تفاوت ها عبارتند از: أ.قرآن معجزات را مربوط به عصای موسی می داند، نه عصای هارون (که تورات می گوید)؛ ب.تورات می گوید موسی فقط برای نجات بنی اسرائیل آمد، ولی قرآن معتقد است هدف اصلی موسی این بود که او وظیفه داشت فرعون را به ایمان، عمل صالح و ترک کفر دعوت کند وسپس به فکر نجات بنی اسرائیل باشد؛ ج.تورات می گوید فرعون خود به موسی گفت هر جا می خواهید بروید، ولی قرآن می گوید موسی به اذن خدا بنی اسرائیل را مخفیانه از مصر بیرون برد (شعراء ۵۲)، نه به اذن فرعون؛ د.قرآن معتقد است موسی عصای خود را به دریا زد، ولی تورات می گوید موسی دست خود را به طرف دریا دراز کرد. اما در مجموع، اصل داستان و چگونگی بعثت موسی و نجات بنی اسرائیل مورد توافق قرآن و تورات است.
پی نوشت ها :
۱٫ این واژه در دعای سمات به «حوریث» تصحیف شده است و مراد همان صحرای سینا است. ۲٫خروج۳ :۲-۱۵٫ ۳٫ساموئل شولتز، عهد عتیق سخن می گوید، ص۴۲٫ ۴٫ایزیدور اپستاین، یهودیت: بررسی تاریخی، ص ۱۰٫ ۵٫ خروج ۱۲ : ۴۰؛ و ۱۵ : ۱۳/ر.ک: -Haim Hillel Ben Sasson, “History” in Encyclopedia Judaica, Vol. 8, p.574 6.Josef Kastein ,History and Distiny of the Jew,p.10. 7. Haim Hillel Ben Sasson, “History” in Encyclopedia Judaica, Vol. 8, p.150 & 576. 8.Josef Kastein ,History and Distiny of the Jew,p10.P9. 9.محمد خلیفه حسن احمد، تاریخ الدیانه الیهودیه، ص ۶۵٫
منبع:فصلنامه علمی- تخصصی معرفت ادیان شماره ۱ ادامه دارد…

















هیچ نظری وجود ندارد