رابطه انفاق و تحمل فقر
براساس آموزههای دینی،هدف نهایی تکامل انسان، قرب إلیالله است و روشن است که رسیدن به آن هدف همراه با سختی و مشکلات است. همچنانکه در آیه۶ سوره انشقاق بدان اشاره شده است: «یا أیّها الإنسان إنَّک کادحٌ إلی ربّک کدحاً فملاقیه» (انشقاق/۶) «ای انسان! تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت میروی و او را ملاقات خواهی کرد.» «کدح» به معنای کوشش و رنج است. (راغب اصفهانی) ازموانع و مشکلاتی که سر راه تکامل است، حالت شحّ نفس است. «شح،حالتی است که انسان فقط تمایل دارد به اینکه ثروت را گرد بیاورد و دراو کوچکترین تمایلی به اعطاء وجود ندارد.» (مطهری،۱۶۶/۶) به همینجهت،خداوند در دو آیه کریمه یکی از شرایط نیل به فلاح و رستگاری را خلاصی از این صفت مذموم برشمرده است. فرمود: «و أنفقوا خیراً لأنفسکم و من یوق شحَّ نفسه فأولئک هم المفلحون» (تغابن/۱۶؛حشر/۹) «و انفاق کنید که برای شما بهتراست،و کسانی که از بخل و حرص خویشتن مصون بمانند،رستگارانند.» عامل مهمی که میتواند انسان را از حالت شُحّ نفس رهایی بخشد،انفاق فیسبیلالله است. انسانی که انفاق در راه خدا میکند،دلبستگی به مال را درخود میمیراند و روح و جان خود را تطهیرو پاک میکند؛ «خذ من أموالهم صدقهً تطهّرهم و تزکّیهم» (توبه/۱۰۳) «از اموال آنها صدقهای بگیر،تا به وسیله آن، آنها را پاکسازی و پرورش دهی.» لذا گفته شده سرّ اینکه انفاق باعث فلاح و رستگاری انسان میشود،این است که بندهای تعلّق را از دل افراد و روح آدمی بازمیکند.آنگاه که جان آدمی پاکیزه گشت،انسان انفاقگر به وسیله بخشش احساس آرامش روحی میکند؛ «الّذین ینفقون أموالهم باللَّیل والنَّهار سرًّا و علانیهً فلهم أجرهم عند ربِّهم ولاخوفٌ علیهم ولاهم یحزنون» (بقره/۲۷۴) «آنها که اموال خود را، شب و روز، پنهان و آشکار، انفاق میکنند، مزدشان نزد پروردگارشان است، نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین میشوند.» در پرتو آرامش روحی در آدمی توان تحمل فقر تقویت شده و از آثار شوم آن در امان خواهد بود. چه آن انفاقگر فیسبیلالله، نیاز اصلی و دائمی بشر را در سرای دیگر میداند و نیازو فقر مالی را در دنیا محدود میداند. از همینروی است که گفته میشود انفاق توان آدمی را در تحمل فقرمالی تقویت میکند.
۳٫مصرف بهینه (عدم اسراف)
اسراف،مفهوم گسترده دارد. از موارد اسراف، ریخت و پاش و مصرف نادرست است که قرآنکریم از آن نهی فرموده است؛ «کلوا واشربوا ولا تسرفوا إنَّه لا یحبُّ المسرفین» (اعراف/۳۱) «(از نعمتهای الهی) بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست ندارد.» منع از اسراف در امور مادی،حکمتهای متعددی دارد که در این نوشتار،مجال پرداختن به آن نیست،اما روشن است از حکمتهای منع اسراف، ایجاد توانایی برتحمل فقر و نیازهایی است که آدمی با آن روبروست. چه آنکه اگر شخصی باوجود فقرمالی، مصرف درست نداشته باشد، احتیاج او بیشتر شده و راه فرار از فشار روانی آن تنگتر میشود، درحالیکه مصرف درست، باعث ثروت و بینیازی میشود. در روایات به این مهم اشاره شده است: قالالصادق«ع»: «إنَّ السَّرف یورث الفقر و إنَّ القصد یورث الغنی». (احسانبخش، ۴۴۱/۸) «به درستی که اسراف و زیادهروی، موجب تنگدستی و اقتصاد و میانهروی باعث ثروت و بینیازی است.» وقتی در آدمی با مصرف صحیح،احساس بینیازی بوجود آید، توان او برتحمل فقر افزایش مییابد. علی«ع»: «سبب الفقر الإسراف». (همان،/۴۴۲) «زیادهروی،سبب تهیدستی است.» امامصادق«ع» فرمود: «إنَّ مع الإسراف قلَّه البرکه». (همان) «همانا بیبرکتی همراه زیادهروی است.» از همینروی،گفته میشود از مهارتهای رفتاری تحمل فقر مالی،مصرف درست است،چه آنکه مصرف درست، باعث افزایش و برکت نعمت موجود میشود.
ج) مهارتهای معنوی
مراد ازمهارتهای معنوی،توانمندسازی روح، بر چیره گشتن و فائق آمدن برفقر و مشکلات مالی است.
۱٫تقوا
«دراصطلاح قرآنی،تقوا یک حالت روحی و ملکه اخلاقی است که هرگاه این ملکه درانسان پیدا شد، قدرتی پیدا میکند که میتواند ازگناه بپرهیزد،اگرچه گناه بر او عرضه شود. تقوا اولیاء حق را نگهداری میکند و معنویت میدهد. ملکه وحقیقت تقوا در روح انسان اثر میگذارد و او را از ارتکاب لغزشها و گناهها باز میدارد.» (مطهری، آشنایی با قرآن، ۲۰/۴) بعد ازذکر مفهوم اصطلاحی تقوا،گفته میشود که یکی دیگر از مهارتهای قرآنی،غلبه نمودن بر فقرمالی، تقوا مداری است،چه آنکه قرآن به این خاصیت تقوا تصریح نموده است: «و من یتَّق الله یجعل له مخرجاً» (طلاق/۲) «هرکس که تقوای الهی پیشه کند،خدا برای او راه بیرون رفتن از مضایق و مشکلات را قرار میدهد، یعنی برای او راه باز میکند برای خروج از بنبستها و بیرون آمدن از مشکلات.» (مطهری، آشنایی با قرآن،۲۳/۸) درحدیثی از ابوذرغفاری نقل شده که پیامبر«ص» فرمود: «من آیهای را میشناسم که اگر تمام انسانها دست به دامن آن زنند،برای حلّ مشکلات آنها کافی است. پس آیه «و من یتَّق الله یجعل له مخرجاً» را تلاوت فرمود و بارها تکرار کرد.» (مکارم شیرازی،۴۳۶/۲۴)
۲٫ صبر
رویدادها و حوادثی که درعالم دنیا رخ میدهد، از دوحال خارج نیست،یک: یا موافق میل و طبع آدمی است، مثل آسایش،رفاه،سلامتی.دوم: یا موافق طبع و میل آدمی نیست، مثل فقر،مرض، قرض و… . در عالم دنیا، این حوادث رویدادها برای همه انسانها وجود دارد،به این معنی که هیچ انسانی نیست که از نعمت برخوردار نباشد و همچنین کسی نیست که هیچ مشکلی نداشته باشد. ویژگی دنیا این است که نعمت با بلا و گرفتاری عجین شده است،برخلاف عالم آخرت که قرآن در وصف متقین نسبت به کیفیت زندگانی آنان فرموده: «لا یمسّهم فیها نصبٌ و ما هم منها بمخرجین» (حجر/۴۸) «هیچ خستگی و تعبی در آنجا به آنها نمیرسد، و هیچگاه از آن اخراج نمیگردند.» مطابق آموزههای قرآنی،بشر باید در برابر نعمتها و خوشایندهایی که خدا نصیب او کرده،سپاسگزار باشد تا نعمت او افزون گردد؛ «لئن شکرتم لأزیدنَّکم» (ابراهیم/۷) «اگرشکرگزاری کنید، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود.» و دربرابر گرفتاریها و سختیها،صابر و شکیبا باشد تا در پرتو صبرو استقامت،به راحتی برسد. «فإنَّ مع العسر یسراً، إنَّ مع العسر یسراً» (انشراح/۶-۵) «به یقین با (هر) سختی آسانی است. (آری) مسلماً با (هر) سختی آسانی است.» از آیات کریمهای که در آن سخن از صبر و استقامت به میان آمده،فهمیده میشود از مهارتهای رفتاری غلبه بر فقر، صبر و استقامت است. «زیرا درصبر،فوایدی برای تربیت نفس و تقویت شخصیت و افزایش توانایی در برابر سختیها و بارهای سنگین زندگی و حوادث و مصائب روزگار است.» (نجاتی،/۴۰۱) به خاطر کارکرد صبر،خداوند در آیاتی صبر را به عنوان ابزاراستعانت بشر برای رهایی از مشکلات و سختیها معرفی نموده و فرموده است: «واستعینوا بالصَّبر والصّلاهِ و إنَّها لکبیرهٌ إلا علی الخاشعین» (بقره/۴۵) «و از صبر و نماز یاری جویید:و این کار جز برای خاشعان گران است» و همچنین فرمود: «یا أیُّها الَّذین آمنوا استعینوا بالصَّبر والصَّلاهِ إنَّ الله مع الصَّابرین» (بقره/۱۵۳) «ای کسانی که ایمان آوردهاید! از صبر (و استقامت) و نماز، کمک بگیرید (زیرا) خداوند با صابران است» علامه مغنیه در ذیل این آیه در معنای صبر مینویسد: «معنای صبرآن است که انسان خود را به تحمل مشکلات عادت دهد و این کاربه اعتماد و ایمان به خدا و اینکه او با صابران است نیاز دارد و تردیدی نیست که نماز، این اعتماد و ایمان را تحکیم میبخشد و استوار میسازد.» (مغنیه، ۴۳۷/۱) خداوند،علاوه بر دستور کلّی به استعانتجویی از صبر،در آیهای از قرآنکریم به کمک جستن از صبر در زیان مالی (فقر و نیاز) اشاره نموده و فرموده است: «و لنبلونَّکم بشیءٍ من الخوف والجوع و نقصٍ من الأموال و الأنفس والثَّمرات و بشّر الصَّابرین» (بقره/۱۵۵) «قطعاً همه شما را با چیزی از ترس،گرسنگی و کاهش در مالها و…آزمایش میکنیم،و بشارت ده به استقامتکنندگان.»
۳٫ شکر (سپاسگزاری)
درآیات متعددی از قرآنکریم،به آدمی توصیه شده است که نسبت به آنچه از نعمتها (اعم از مادی و معنوی) که در اختیارش قرار داده شده است،سپاسگزار باشد (لقمان/۱۴؛ بقره/۱۵۲، ۱۷۲؛عنکبوت/۱۷؛ سبأ/۱۵) و در بعضی از آیات هم ثمره و سود سپاسگزاری را عائد انسانها دانسته و فرموده است: «و من یشکر فإنَّما یشکر لنفسه» (لقمان/۱۲؛ نمل/۴۰) «هرکس شکرگزاری کند،تنها به سود خویش کرده است.» شکربه معنای یاد کردن نعمت و تصور نعمت و اظهار آن نعمت است. (راغب اصفهانی) «لام» در «لنفسه» لام نفع است،بنابراین سود شکرگزاری که همان دوام نعمت و افزایش آن،به اضافه ثواب آخرت است، عائد خود انسان میشود،همانگونه که کفران فقط دامان خودش را میگیرد.» (مکارم شیرازی،۳۷/۱۷) براساس بینش توحیدی،رزّاق خداست و رزاقیت او تفضّلی از جانب اوست به بندگان و مالک حقیقی جهان و آسمان و زمین، خدا میباشد و انسان مالک چیزی نیست تا از راه مالکیت، حق دریافت روزی و نعمت مادی و معنوی را داشته باشد؛ «لا یملکون لکم رزقاً فابتغوا عندالله الرِّزق» (عنکبوت/۱۷) «مالک هیچ رزقی شما نیستید، روزی را شما نزد خدا بطلبید.» «کلوا واشربوا من رزق الله» (بقره/۶۰) «از روزیهای الهی بخورید و بیاشامید.» «ولله ملک السَّماوات والأرض وما بینهما» (مائده۱۸؛ ص/۱۰؛ شوری/۴۹؛ مائده/۴۰،۲۷؛ توبه/۱۱۶) «حکومت زمین و آسمانها و هرچه درمیان آنهاست از آنِ اوست.» از آیات فوق،فهمیده میشود رزق موجودات از جانب خدا بوده و مالک حقیقی همه موجودات اوست. اگرچه براساس آیات متعددی از قرآن،رزاق خداست و مالکیت از آن اوست، ولی از اصول مسلم قرآنی و سنت الهی این است که خداوند وعده داده اگر بشر به آنچه از نعمتی که در اختیارش گذاشته شده است سپاسگزار باشد، آن را افزایش دهد. فرمود:«لئن شکرتم لأزیدنّکم ولئن کفرتم إنَّ عذابی لشدید» (ابراهیم/۷) «اگر شکرگزاری کنید (نعمت خود را) شما خواهم افزود، و اگرناسپاسی کنید،مجازاتم شدید است.» به تعبیراستاد مطهری: «اگر بشر درمقابل نعمتها و انعامهای الهی حالت سپاسگزاری و حقشناسی و قدردانی داشته باشد،سنت الهی براین است که آن نعمتها و انعامها را افزایش دهد و اگر به جای آنکه عکسالعمل سپاسگزارانه داشته باشد، قدرشناس و حقشناس آن نعمتها باشد،کفران و ناسپاسی و قدرناشناسی و حقناشناسی کند،نه تنها موجب زوال آن نعمت است،بلکه موجب پیدایش یک نقمت هم به جای آن است.» (مطهری، آشنایی با قرآن، ۲۱۵/۵) ازآیه مذکور،استفاده میشود یکی از مهارتهای رفتاری بر تحمل فقرمالی فردی،شکر و سپاس به آنچه خداوند در اختیار آدمی نهاده است میباشد،چه آنکه اولاً وعده امیدواری به افزایش نعمت از جانب رزاق واقعی به بشر داده شده است و روشن است که امیدواری به افزایش نعمت،توان آدمی را در تحمل فقرمادی تقویت میکند.به همینخاطر،امامصادق«ع» فرمود: «والشُّکر زیادهٌ فی النِّعم و امانٌ من الفقر». (حرّانی،/۳۶۶) «شکر،افزایشدهنده نعمت و امان از فقر است.» و ثانیاً،آن کسی که شاکر به نعمت موجود است، آنچه را که در اختیاردارد زیاد میشمارد،و پرواضح است که زیاد شمردن آنچه در دست آدمی است،خود عامل مهمی بر تحمل فقرمالی میباشد،چراکه انسان مؤمن،آنچه را که در دست دارد، بخششی ازسوی خدا میداند. امامباقر«ع» فرمود:«إستکثر لنفسک من الله قلیل الرِّزق تخلُّصها إلی الشُّکر». (محمدی ریشهری،/۳۰۲) «اندک روزی خود را که خدا به تو داده، برای خود، فراوان شمار تا بدینوسیله شکرش را گذارده باشی.»
۴٫ قناعت
یکی دیگر از مهارتهای رفتاری،غلبه بر فقر مالی (تحمل فقر)، قناعت است. در ذیل آیه «فلنحیینَّه حیوه طیبه» از امامصادق«ع» و امامعلی«ع» نقل شده است که مراد از حیات طیبه، قناعت است. (بحرانی، ۴۸۲/۴) قناعت درمقابل طمع است. طمع،تمایل نفس به چیزی از روی آرزوی شدید و آزمندی است. (راغب اصفهانی) قناعت به اندک،اکتفاکردن و راضی بودن از امور گذرنده دنیوی و عوارضی که نیازمند به میباشد. (همان) صاحبالمنجد هم در تعریف قناعت میگوید: «قنع: رضی بما قسم له؛ راضی بودن به آنچه قسمت و روزی انسان است.» (معلوف) در اصطلاح،قناعت حالتی است برای نفس که باعث اکتفاکردن آدمی به قدر حاجت و ضرورت است. (نراقی،/۲۸۲) قانع،فقیری است که به هرچه به او بدهند قناعت میکند. (طباطبایی، ۵۵۷/۱۴؛ مکارم شیرازی، ۱۰۸/۴) «کسی میتواند قانع باشد که به آنچه موجود است راضی باشد. هنگامی انسان از چیزی راضی میشود که آن را کافی بداند. کفایت،شرط رضایت است. نارضایتی به این دلیل است که انسان آنچه دارد،کم دانسته و برای تأمین زندگی ناکافی میشمرد.» (پسندیده،/۱۳۴) حضرتعلی«ع» فرمود: «من رضی من الدُّنیا بما یجزیه کان ایسرما فیها یکفیه و من لم یرضی من الدُّنیا بما یجزیه لم یکن فیها شئٌ ء یکفیه». (کلینی، ۲۰۹/۳) «هرکه از دنیا به مقداری که نیازش باشد،راضی شود، کمترین چیز دنیا کفایتش میکند،و هرکه به اندازهای که نیازش باشد راضی نشود،چیزی از دنیا کفایتش نمیکند.» امامصادق«ع» درهمین راستا فرمود: «أنظرإلی من هو دونک فی المقدوره ولا تنظر إلی من هو فوقک فی المقدوره فإنَّ ذلک اقنع لک بما قسم لک». (محمدی رویشهری،/۴۷۹) «به ناتوانتر از خودت بنگر و به توانگر از خویش منگر، زیرا که این کار تو را به آنچه قسمت تو شده است قانعتر میکند.» مطابق روایت فوق،راه رسیدن به قناعت، مقایسه نزولی است. از همینروی،گفته میشود بشر برای تحمل فقر مالی، ناگزیر از قناعت است، چه آنکه قناعت، راضی شدن به آنچه در دست انسان است میباشد و کسی که این حالت را در خود ایجاد کند، غم و اندوهی برایش نیست. عدم اندوه برفقرعاملی است که توان تحمل آن را در آدمی تقویت میکند. حضرت علی«ع» فرمود: «من قنع لم یغتمَّ». (همان،/۴۸۰) «کسی که قانع باشد،اندوهگین نمیشود.» علاوه آنکه طبق روایت امامصادق«ع»، آدمی وقتی به پائینتر از خویش در وضع مالی بنگرد، فقر مالی فردی او را رنج نمیدهد و بلکه توان او را بر تحمل آن تقویت میکند. به خاطر کارکرد قناعت در تحمل فقر مالی،خداوند پیامبرش را ازچشم اندوزی به اموال دیگران و مقایسه صعودی نهی فرموده است: «ولا تمدَّنَّ عینیک إلی ما متَّعنا به أزواجاً منهم زهره الحیاه الدُّنیا» (طه/۱۳۱) «و هرگز چشمان خود را به نعمتهای مادی که به گروههایی از آنان دادیم میفکن،اینها شکوفههای زندگی دنیاست.»
۵٫ نماز
«واستعینوا بالصَّبر والصَّلاه» (بقره/۴۵) «از صبر و نماز یاری بجویید.» انسان،موجودی عجین شده از جسم و روح است. همانطوری که برای توانمندسازی جسم در برابر غلبه بر سختیها و ناملایمات نیازبه تغذیه سالم و قوی متناسب با جسم داریم، برای توانمندسازی روح در برابر سختیها و تکامل روحی نیاز به تغذیه سالم و متناسب با روح داریم. درآموزههای دینی، غذای روح متعدد ذکر شده است که یکی از اساسیترین و مهمترین آنها،نماز است. چه آنکه نماز، پیوند خلق با خالق است. خالقی که مهربان و قدرتمند و شکستناپذیر است.ارتباط با چنین منبع رحمت و قدرت، پشتوانه بسیار مهمی به شمار میرود که انسان را همچون فولاد، مقاوم میسازد. به همینجهت،خداوند نماز را وسیله استعانت مؤمنین در تکامل روحی و غلبه بر سختیها معرفی نموده است؛ «یا أیُّها الَّذین آمنوا استعینوا بالصَّبر والصَّلاه إنَّ الله مع الصَّابرین» (بقره/۱۵۳) «ای افرادی که ایمان آوردهاید!از صبر و (استقامت) و نماز کمک بگیرید،(زیرا) خداوند با صابران است.» در روایت آمده است که پیامبراسلام هروقت محزون میگشت، به نماز پناه میبرد و از آن کمک میگرفت؛ «کان رسولالله«ص» إذا حزنه أمراً فزع إلی الصلاه.» (طباطبایی، سنن النبی،/۱۲۳) علاوه آنکه نماز ذکر و یاد خداست و روشن است که یاد نمودن خدا ثمرهاش آرامش و اطمینانبخشی به آدمی است؛ «ألا بذکرالله تطمئنّ القلوب» (رعد/۲۸) «آگاه باشید تنها با یاد خدا دلها آرامش مییابد.» اگرچه پدیده فقر و نیاز،خاصیتش اضطراب و آزاردهی به آدمی است،ولی وقتی آدمی قلبش و زبانش به یاد خدا مشغول شد،روح و روان او آرام گرفته و قدرت مقابله بر فقر در او به کمک یاد خدا پیدا میشود. از اینروی است که آدمی برای غلبه بر پدیده فقر و نیاز، ناگزیر از برقراری ارتباط با خالق خویش میباشد.
۶٫ دعا
دعا درلغت به معنای بانگ زدن و خواندن است. دعا، بانگ زدن و خواندنی است که پیوسته با اسم طرف همراه است. مثل: یا فلان. (راغب اصفهانی) اما دراصطلاح عبارت از ارتباط روحی و معنوی،روآوردن به آفریدگارعالم و ماورای ظواهر،اظهار عجز و عبودیت و درخواست نیاز از پیشگاه بینیاز است. (صانعی،/۲۳۵) مطابق آیات کریمه،دعا یکی دیگر از مهارتهای معنوی برای غلبه نمودن بر فقر و احتیاج است. چه آنکه دعا، یاری جستن از قدرت بینهایت خداوند است. روشن است کسی که به قدرت لایزال الهی پیوند بخورد،همچون کوه، مقاوم گشته و بر مشکلات فائق میآید. به علاوه خداوند درآیاتی دعوت به خواندن خویش و وعده اجابت داده است؛«ادعونی أستجب لکم» (غافر/۶۰) در نهاد بشراین گرایش وجود دارد که در سختیها و گرفتاریها بر قدرتی ماورای طبیعت پناه ببرد و از او استمداد بجوید. قرآنکریم براین واقعیت تصریح نموده است؛ «و إذا مسَّ الإنسان الضُّرُّ دعانا لجنبه أو قاعداً أو قائم» (یونس/۱۲) «هنگامیکه به انسان زیان (و ناراحتی) رسد،ما را (در هرحال:) درحالیکه به پهلو خوابیده، یا نشسته، یا ایستاده است، میخواند.» و همچنین فرمود: «وإذا غشیهم موجٌ کالظُّل دعوا الله مخلصین له الدّین» (لقمان/۳۲) «و هنگامیکه (در سفر دریا) موجی همچون ابرها آنان را بپوشاند (و بالا رود و بالای سرشان قرار گیرد)، خدا را با اخلاص میخوانند.» در این دو آیه و آیات دیگری از این قبیل، به استمدادجویی بشر از خداوند در وقت احتیاج و گرفتاری تصریح شده است. مشکلات و گرفتاریهای انسان، گونههای متعددی دارد که نمونه آن مشکلات، فقرمالی است. بشر برای رهایی و غلبه بر مشکلات مالی،ناگزیر از خواندن قدرت شکستناپذیر است، چه آنکه همه گرهها به دست او باز میشود.
۷٫ توکل
«تکیه کردن بر یک منبع مطمئن قدرت،از عوامل بسیار مهم در افزایش مقاومت در برابر سختیهاست. کسی که به یک منبع قدرت اتّکال میکند،قدرت او را به قدرت خود پیوند میزند، از اینرو بر توان خود میافزاید و احساس اقتدار میکند. ازسوی دیگر، با اعتماد به یک منبع قدرت،انسان تحت حمایت و حفاظت صاحب قدرت قرار میگیرد و همینامر،موجب تقویت روحی و روانی انسان میگردد.» (پسندیده،/۳۱۸) در تحمل فقرمالی هم،آدمی ناگزیر به تکیه نمودن بر خالق هستی است،چه آنکه مالک حقیقی اموال و نعم، اوست.
رابطه توکل و فقر مالی
براساس آموزههای دینی،اولاً اموال و نعم از آن خداست و تکیهگاه مطمئنی که در او خیانتی به شخص متوکل نمیشود، خداوند متعال است؛ «و من یتوکَّل علی الله فهو حسبه» (طلاق/۳) «هرکس برخدا توکل کند،کفایت امرش را میکند.» به همینخاطروقتی پیامبراسلام در برابر آن همه مشکلات تنها مانده است،خداوند همین اصل را به او آموزش میدهد و میفرماید: «فإن تولّوا فقل حسبی الله لا إله إلا هو علیه توکَّلت» (توبه/۱۲۹) «اگر آنها (از حق) روی بگردانند، (نگران مباش) بگو: خداوند مرا کفایت میکند،هیچ معبودی جز او نیست، بر او توکل کردم.» ثانیاً:اگر زیانی به انسان ازقبیل فقر و کاستی اموال رسد، هیچکسی را جز او توان آن نیست که آنرا برطرف کند. از اینرو،به توکل بر او، امید رفع فقر و افزایش توان تحمل انتظار میرود؛«و إن یمسسک الله بضرٍّ فلا کاشف له إلا هو و إن یمسسک بخیرٍ فهو علی کلِّ شیءٍ قدیرٌ، و هو القاهر فوق عباده و هو الحکیمُ الخَبیر» (انعام/۱۸-۱۷) «اگر خداوند زیانی به تو برساند،هیچکس جز او نمیتواند آن را برطرف سازد، و اگر خیری به تو رساند، او بر همه چیز تواناست،اوست که بر بندگان خود، قاهر و مسلط است و اوست حکیم و آگاه.» به خاطرکارکرد توکل، معصومین«ص» دعوت به آن نمودهاند: امامباقر«ع» فرمود: «من توکّلَ علیالله لا یغلب». (ابنالشعیری،/۱۱۳) «کسیکه به خدا توکل کند،مغلوب نمیگردد.» آری،هرکه به قدرت مطمئن،که همهچیز (رفع ضرر و جلب منفعت) به دست اوست توکل کند و به آن پناهگاه شکستناپذیر روی آورد و قدرت خویش را به قدرت او گره بزند، توان روحی او بر تحمل هرمشکلی، به خصوص فقرمالی افزایش مییابد.
۸٫ تسلیم
تسلیم شدن در برابر خواست خداوند سبحان، چنگ زدن به ریسمان محکم الهی و مطمئن است و پرواضح است هرکه به ریسمان الهی چنگ بزند، آن ریسمان گسستی نیست؛ «فمن یکفر بالطّاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقی لا انفصام لها» (بقره/۲۵۶) «بنابراین،کسی که به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است که گسستن برای آن نیست.» و فرمود: «و من یسلم وجهه إلی الله و هو محسنٌ فقد استمسک بالعروه الوثقی و إلیالله عاقبهُ الأمُور» (لقمان/۲۲) «کسی که روی خود را تسلیم خدا کند درحالیکه نیکوکار باشد، به دستگیره محکمی چنگ زده، و عاقبت همه کارها به سوی خداست.» «کسی که درمقام تسلیم قرار دارد،طبع، آنچه را مخالف و یا موافق آن است به خدا وا مینهد و از همه امور مربوط به خود دست میکشد و همه را به خدا واگذار میکند.» (مصباح یزدی، رهتوشه، ۴۲۲/۲-۴۲۱) آدمی که تسلیم محض در برابر خواست خداست، یکی از علل فقرو نداری خویش را خواست خدا دانسته و بر این عقیده است که هرچه خدا بر او بخواهد، خیر اوست. به خاطر همین نوع بینش، فقرمالی او را آزار نداده، بلکه چنین بینشی بر توان و تحمل او میافزاید. از امامصادق«ع» سؤال شده: «بای شی یعلم المؤمن بأنّه مؤمنٌ. قال بالتسلیم لله و الرّضا فیما ورد علیه من سرور او سخط». (کلینی، ۱۰۳/۳) «به چه علامت دانسته میشود که شخص مؤمن است؟ فرمود: تسلیم خدا بودن و راضی بودن به آنچه برایش پیش میآید از شادی و ناخرسندی؛ امامصادق«ع» فرمود: «قالالله عزوجلّ عبدی المؤمن لااصرفه فی شیءٍ الاّ جعلته خیراً له فلیرض بقضائی ولیصبر علی بلائی». (همان،/۱۰۱) «خدای عزوجل میفرماید: بنده مؤمنم را به هر سو بگردانم، برایش خیراست. پس باید به قضاء من راضی باشد و بر بلای من صبر کند.» از همینجا رابطه تسلیم با تحمل فقر مالی آشکار میشود، چه آنکه شخصی که به مقام تسلیم رسیده است، فقر مالی خویش را خواست خدا دانسته و یا به عوامل دیگری ازقبیل آزمایش و گناه و…مستند مینماید که فرمود: «و لنبونَّکم بشیءٍ من الخوف والجوع و نقصٍ من الأموال» (بقره/۱۵۵) «قطعاً همه شما را با چیزی از ترس،گرسنگی و کاهش در مالها… آزمایش میکنیم.» «ظهرالفساد فی البرّ والبحر بما کسبت أیدی النّاس لیذیقهم بعض الَّذی عملو لعلَّهم یرجعون» (روم/۴۱) «فساد درخشکی و دریا به خاطر کارهایی که مردم انجام دادهاند،آشکار شده است. خدا میخواهد نتیجه بعضی از اعمالشان را به آنان بچشاند،شاید به سوی حق بازگردند.» علاوه آنکه اموال دنیایی را سبب برتری شخص بر شخص دیگر ندانسته و براساس بینش توحیدی قرآن، رزق واقعی را نزد خدا میداند؛«و رزق ربِّک خیرٌ و أبقی» (طه/۱۳۱) «و روزی پروردگارت بهتر و پایدارتر است.» به خاطرهمین بینش مأخوذ وحیانی، فقر مالی،شخصی را که به مقام تسلیم رسیده، آزار نداده و او از خطرات ناشی از فقر مالی درامان است.
نتیجه
ماهیت زندگی دنیا،عجین بودن خوشایندها با سختیهاست. مشکلات و ناخوشایندها جزء لاینفک زندگی دنیاست. در آموزههای دینی به بشرتعلیم داده شده که در برابر خوشایندهای زندگی سپاسگزار بوده و در مشکلات،خصوصاً فقرمالی،با بهرهگیری از مهارتهای ارائه شده وحیانی، بر آنها چیره گردد تا از خطرات ناشی از آن در امان بوده و بتواند هویت انسانی و ایمان و آرامش روان خویش را حفظ نماید. مهارتهای سهگانهای که قرآن برای غلبه بر فقر مالی ارائه داده است عبارتند از: مهارت شناختی (احتیاج و فقر ذاتی بشر،اموال وسیله آزمایش است، بهرههای دنیا اندک و رزق خیر نزد خداست و رزّاق (روزیدهنده) خداست.)، مهارت رفتاری (کار،انفاق، امید به گشایش و ترک مقایسه صعودی و مصرف بهینه)، و مهارت معنوی(تقوا، نماز، دعا، توکل، تسلیم، صبر،شکر و قناعت).
پی نوشت ها:
۱٫مراد نویسنده از غلبه بر فقر مالی، تحمل فقر فردی و خروج از آثارطبیعی و عادی آن است که در این نوشتار، مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
منابع و مأخذ ۱٫ قرآنکریم (ترجمه مکارم شیرازی) ۲٫ نهجالبلاغه ۳٫ ابنالشعیری، تاجالدین محمد؛ جامعالأخبار، چاپ اول، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۶ق. ۴٫ ابنبابویه، محمدبن علی(صدوق)؛ خصال، ترجمه محمدباقر کوه کمرهای، چاپ نهم،تهران،انتشارات کتابچی، ۱۳۷۴ش. ۵٫ ____________؛معانیالأخبار، ترجمه عبدالعلی محمدی شاهرودی،چاپ سوم،تهران،دارالکتب الإسلامیه، ۱۳۸۵ش. ۶٫ ابنفارس، ابوالحسین احمد؛معجم مقاییس اللغه، بیجا، مکتب الإعلام الإسلامی، ۱۴۰۴ق. ۷٫ احسانبخش، صادق؛ آثار الصادقین، گیلان، روابط عمومی ستاد برگزاری نمازجمعه گیلان، ۱۳۷۹ش. ۸٫ راغب اصفهانی، حسینبنمحمد؛ مفردات الفاظ قرآن، ترجمه سید غلامرضا خسروی حسینی، چاپ سوم، تهران، انتشارات مرتضوی، ۱۳۸۳ش. ۹٫ بحرانی،سیدهاشم؛ البرهان فی تفسیرالقرآن، قم، دارالمجتبی للمطبوعات، ۱۴۲۸ق. ۱۰٫ پسندیده، عباس؛رضایت از زندگی، چاپ پنجم، قم، دارالحدیث، ۱۳۸۶ش. ۱۱٫حرّانی، ابنشعبه؛ تحفالعقول، ترجمه محمدباقر کوهکمرهای، چاپ ششم، تهران، انتشارات کتابچی، ۱۳۷۶ش. ۱۲٫ حرّعاملی، محمدبن الحسین؛ وسائلالشیعه، چاپ چهارم، تهران،مکتبه الإسلامیه، ۱۳۹۷ش. ۱۳٫ دهخدا،علیاکبر؛لغتنامه، تهران، چاپخانه مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، بیتا. ۱۴٫ صانعی، سیدمهدی؛بهداشت روان دراسلام، چاپ دوم، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۷ش. ۱۵٫ طباطبایی،سیدمحمد؛سننالنبی، ترجمه لطیف راشدی، سعید مطوّف راشدی،چاپ ششم، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش. ۱۶٫ ____________؛المیزان فی تفسیرالقرآن، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، چاپ چهارم، بیجا، بنیاد فکری و علمی طباطبایی، ۱۳۷۰ش. ۱۷٫ عمید، حسن؛ فرهنگ فارسی عمید، چاپ بیستم، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۰ش. ۱۸٫ قریشی، سیدعلیاکبر، قاموس قرآن، چاپ ششم، تهران، دارالکتب الإسلامیه، ۱۳۷۱ش. ۱۹٫ کلینی، محمدبن یعقوب؛اصول کافی، تهران، انتشارات مجد چهارده معصوم، بیتا. ۲۰٫ مجلسی، محمدباقر؛ بحارالأنوار، چاپ دوم، تهران، المکتبه الإسلامیه، ۱۳۹۶ق. ۲۱٫ محمدی ریشهر،محمد؛منتخب میزانالحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی،چاپ سوم، قم، دارالحدیث، ۱۳۸۴ش. ۲۲٫ مصباح یزدی،محمدتقی؛پندهای امامصادق«ع» به رهجویان صادق، چاپ چهارم، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امامخمینی، ۱۳۸۳ش. ۲۳٫ ____________؛ ره توشه، تحقیق و نگارش: کریم سبحانی، چاپ دوم، قم، مؤسسه آموزشیوپژوهشی امامخمینی، ۱۳۷۶ش. ۲۴٫ مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، چاپ پنجم، تهران، صدرا، ۱۳۷۳ش. ۲۵٫ _______؛ آشنایی با قرآن، چاپ اول، تهران، صدرا، ۱۳۷۸ش. ۲۶٫ معلوف، لویس؛ المنجد، ترجمه مصطفی رحیمی اردستانی، چاپ دوم، تهران، صبا، ۱۳۷۷ش. ۲۷٫ مغنیه، محمدجواد؛ تفسیرالکاشف، ترجمه موسی دانش، چاپ اول، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۳ش. ۲۸٫ مکارم شیرازی، ناصر؛تفسیرنمونه، چاپ یازدهم، قم، دارالکتب الإسلامیه، ۱۳۷۲ش. ۲۹٫ نجاتی، محمدعثمان؛ قرآن و روانشناسی، ترجمه عباس عرب،چاپ هفتم،مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۳۸۶ش. ۳۰٫ نراقی،احمد؛معراج السعاده، چاپ دوم، تهران، مؤسسه مطبوعاتی حسینی، ۱۳۶۷ش. ۳۱٫ نوری طبرسی،حسین؛ مستدرک وسایل الشیعه، الطبعه الأولی، قم، مؤسسه آلالبیت، ۱۴۰۷ق. منبع:نشریه پژوهشهای قرآنی،شماره ۵۷٫

















هیچ نظری وجود ندارد