4 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

آسیب ‏شناسی دین در سیره علوی (۲)

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

انزوای منابع مقدس
آسیب‏ شناسی دین در سیره علوی تاکنون برخی مقولات از جمله فتنه، بدعت و شبهه از آسیب‏های دین بیان گردید. گاهی ممکن است‏به جای آن‏که تحریف در «منظور و مقصود گوینده‏» صورت گیرد و قرائت‏های مختلف که منظور گوینده نبوده به جای کلام او نشیند، اصل کلام و یا سند به وضوح انکار گردد و سندیت و انتساب آن به گوینده نفی شود و یا ممکن است‏به اشکال مختلف ضرورت حضور مفاد آن و عمل به محتوایش انکار گردد.اسلام نیز به عنوان یک نظام که حاوی عقاید و باورها، ارزش‏ها و هنجارهاست، منابعی را برای طراحی این نظام پیش‏بینی کرده است.کتاب مقدس قرآن و سنت دو منبع مهم و اصلی اسلام می‏باشند که بقا و بالندگی دین منوط بر حضور فعالانه آن‏ها می‏باشد.آن‏گاه که این دو منبع و یا یکی از آن‏ها و یا حتی بخشی از این منابع مورد هجوم و یا بی‏مهری قرار گیرد، دین با آسیب روبرو می‏گردد.آسیب‏هایی که متوجه کتاب مقدس می‏گردد به چند شکل ممکن است جلوه کند: این‏که کاملا کنار گذارده شود و کسی به آن مراجعه نکند.نه در ظاهر، حضور آن مشهود است و نه در باطن.صورت دیگر آن است که در ظاهر به عنوان کتاب مقدس حضور دارد و مورد تلاوت قرار می‏گیرد، بدان سوگند می‏خورند.اما محتوای آن در بین مؤمنان، حضور ندارد و به لحاظ معنا و عمل بر اساس محتوای آن مورد بی‏مهری و انزوا قرار می‏گیرد.شکل دیگر آن است که با تحریف‏ها و تفسیرهای نابجا، برخی بر محتوا و مضامین آن سلطه نامشروع پیدا می‏کنند و آن‏گونه که با میل و منافع‏شان سازگار باشد آن را تفسیر و تبیین می‏کنند.حضرت می‏فرماید: «حاملان قرآن آن را کناری افکنده و حافظانش آن را به دست فراموشی می‏سپارند، در آن روز قرآن و پیروان مکتبش هر دو از میان مردم رانده و تبعید می‏شوند و هر دو هم‏گام و مصاحب یکدیگر و در یک جاده گام می‏نهند و کسی پناهشان نمی‏دهد.قرآن و اهلش در آن روز بین مردمند اما میان آن‏ها نیستند; با آن‏ها هستند ولی با آن‏ها نیستند چه این‏که گم‏راهی با هدایت هماهنگ نشود، گرچه کنار یک‏دیگر قرار گیرند.مردم در آن روز بر تفرقه و پراکندگی اتحاد کرده و در اتحاد و یگانگی پراکندگی دارند.گویا این مردم پیشوایان قرآنند و قرآن پیشوای آنان نیست.جز نامی از قرآن نزدشان باقی نماند و جز خطوط آن چیزی نشناسند..» . (33)در کنار قرآن، سنت جای می‏گیرد که همواره با یکدیگر در حال تعامل می‏باشند و نمی‏توان هیچ یک را بدون دیگری در نظر گرفت; چه آن‏که هر دو شالوده‏های اسلام محسوب شده‏اند و اختلال در هر بخش به ناچار به دیگری سرایت می‏کند.ایمان قلبی و باور باید به خدا و سنت‏باشد و این ایمان قلبی علی‏الاصول در عمل و رعایت هنجارهای دینی تجلی پیدا می‏کند به همین جهت است که مولا امیرالمؤمنین علیه السلام توصیه می‏فرمایند:«اما وصیت من این است که هیچ چیز را شریک خدا قرار ندهید و سنت و شریعت پیامبر را ضایع نکنید، این دو ستون محکم را برپا دارید و این دو چراغ را فروزان نگه‏دارید» . (34)خاستگاه پیدایش بدعت‏ها، ترک کردن (۳۵) سنت‏ها یعنی مجموعه عقاید و باورها و ارزش‏ها و هنجارها و مناسکی است که از طریق خاصی برای مؤمنان طراحی و تبیین شده است. اصولا این ساخت‏خاص در مجموعه دین اسلام به همین منظور است که همواره ذهنیت‏ها و عینیت‏ها در یک قالب مخصوص و ویژه طراحی شده و جای گیرد.به همین دلیل وقتی بدون توجه به این ساخت، اقدام به تشریع، تفسیر و تحلیل شود بدعت‏ها رخ می‏نمایاند.در این ساخت، امامان از موقعیت‏خاص خود برخوردارند و پس از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله در موقعیت امامت و رهبری جامعه قرار می‏گیرند.معیار و چرایی این گزینش، بازگشت‏به صلاحیت‏ها و شایستگی‏هایی دارد که در آن‏ها وجود دارد و منحصر در آن‏هاست. (۳۶)شناخت آن‏ها در بین سایر اقشار جامعه کار مشکلی نیست; زیرا نیاز این مجموعه عقیدتی و نیز توانایی‏های ائمه کاملا روشن و همه بدان‏ها معترفند.آن‏ها راهنمایان، نشانه‏ها، راه‏ها (۳۷) و…دین‏اند.به خاطر همین است که در فتنه‏ها، یکی از اهداف آن بوده که امامان به نحوی حاشیه‏نشین شوند.با حاشیه‏ای کردن امامان و انزوای آن‏ها، پیدایش زمینه‏های اجتماعی لازم برای کجروی‏های عقیدتی و بدعت‏ها فراهم می‏شده است.بنابراین، یکی از آسیب‏های مهم دین در نگاه امام علی علیه السلام نادیده گرفتن جایگاه و موقعیت امامان علیهم السلام است و همواره در تذکرات خود این مهم را یادآور می‏شوند که مؤمنان، خصوصا نخبگان فکر واندیشه در نظریه‏پردازی از آن‏ها فاصله نگیرند و نخبگان قدرت و منزلت‏های اجتماعی، زمینه‏های دیگری را برای انحرافات فراهم نسازند.برای تحقق این منظور، گاهی به آیات مقدس یعنی قرآن کریم استناد می‏ورزند و اهل‏البیت پیامبر صلی الله علیه وآله را مصداق‏ها و جلوه‏های عینی آیات معرفی می‏کنند و گاهی نسبت‏های خویشاوندی خویش را با پیامبر صلی الله علیه وآله عنوان می‏دارند و گفتارهایی از آن حضرت را برای اثبات ادعای خویش مطرح می‏نمایند.در برخی شرایط و زمینه‏های اجتماعی، استعدادها و توانمندی‏های علمی و عملی را طرح و گاهی دیگر تعهد و التزام خود به معتقدات و ارزش‏های دینی و گاهی شجاعت‏ها و خدمات خود در زمینه‏های مختلف آشکار می‏کنند و گاهی نیز از پذیرش سنت‏های جاهلی و صاحبان منزلت‏های بالای اجتماعی برحذر می‏دارند. (۳۸)همه موارد یادشده ضمن آن‏که بیان حقایق و واقعیت‏هاست، این اثر اجتماعی را دارد که نظریه‏پردازی‏ها جهت‏خاص خود را بیابد تا در طراحی و تبیین نظریه‏ها، انحرافات عقیدتی – اجتماعی بروز نکند.امیرالمؤمنین علی علیه السلام به وضوح و روشنی این نکته را متذکر می‏گردند که ائمه علیهم السلام درها و مسیرهای ورود، شناخت و تفسیر اعتقادات، باورها، ارزش‏ها هنجارها و مناسک دینی‏اند و بدون در نظرگرفتن آن‏ها نه تنها زمینه‏های اجتماعی انحرافات فراهم می‏شود، بلکه نادیده گرفتن ائمه علیهم السلام خود یک انحراف اجتماعی است که باعث «دزدی‏» می‏شود.«…ما محرم اسرار حق و یاران راستین و گنجینه‏ها و درهای علوم پیامبریم و هیچ کس به خانه‏ها جز از در وارد نمی‏شود و کسی که از غیر در وارد گردد، سارق خوانده می‏شود..» . (39)بنابراین، اگر منابع اصلی و مقدس به هر دلیلی، مانعی در پیش روی داشته باشند، گروه‏های اجتماعی دیگر وارد عمل شده و موجبات انحراف دین را فراهم می‏سازند و چون هویت‏یک جامعه دینی، به فرهنگ دینی آن جامعه است که با بروز تفسیرهای نابجا و نادرست، فرهنگ جامعه دینی و در نتیجه هویت جامعه دینی دستخوش دگرگونی‏های بنیادین می‏شود. (۴۰)
شیطانشیطان موجود پلیدی است که در تمام ادیان اعم از الهی و غیرالهی به عنوان مظهر شرور شناخته شده است.در ادبیات دین اسلام شیطان یک مجموعه‏آمیخته از اعمال و افکاری است که با عقاید و باورها، ارزش‏ها و هنجارهای دینی در تعارض است.در واقع «شیطان‏» یک «تیپ یده‏آل‏» است; تیپ ایده‏آلی که دربرگیرنده عقاید و رفتارهای آسیبی و نابهنجار است.مصادیق متعدد و غیرمحسوس دارد و مصداق کامل و بارز آن «ابلیس‏» است.ویژگی مجسم همه این شیاطین وسوسه‏انگیزی آن‏هاست; شیطنت و ایجاد وسوسه در راستای آسان‏سازی و آسان‏گیری کج‏روی ذهنی و عینی.شیطان صرفا یک پدیده ذهنی و خیالی نیست، بلکه با توجه به خصوصیات و تعاریف ارائه شده در متون مقدس، ینیت‏خارجی دارد، اما با توجه به طیف گسترده زمینه‏های فعالیت و مصادیق بی‏شمار آن و هم‏چنین میزان شیطنت‏ها، تیپ‏ایده‏آلی برای آن در نظر گرفته می‏شود که بتواند همه مصادیقش را در برگیرد.در متون و آموزه‏های دینی تاکید زیادی بر کناره‏گیری از شیطان و وسوسه‏های او شده است.علی علیه السلام از چند زاویه به این موضوع می‏نگرد و آن را متذکر می‏گردند. اگر اقدام اولیه از طرف خود کنش‏گران و اشخاص صورت گیرد، حاکمیت‏شیطان تامین و روز به روز گسترش می‏یابد.«زشت‏سیرتان، شیطان را ملاک کارشان قرار داده‏اند، او هم آنان را دام خویش برگزیده و سپس تخم‏های پستی و رذالت را در سینه‏هاشان گذارده و جوجه‏های آن را در دامنشان پرورش داده، با چشم آنان می‏نگرد، و با زبان آنان سخن می‏گوید و با دست‏یاریشان بر مرکب گمراه‏کننده خویش سوار شده و کردار ناپسند را به نظرشان جلوه داده.اعمال آن‏ها گواهی می‏دهد که با همکاری شیطان انجام شده است و سخنان باطل را او به زبانشان نهاده است‏» . (41)اولین گام در این راه، عضویت در گروه منتسب به شیطان است.طبعا عضویت در گروه بدون پذیرش ارزش‏ها و هنجارهای حاکم بر آن امکان‏پذیر نیست.وقتی ارزش‏ها و هنجارهای گروه پذیرفته شد، الزام‏ها و هنجارهایی دارد و بقا عضویت و ادامه آن مستلزم رعایت آن هنجارهاست.تبعیت از شیطان و اعوان و انصار او، گروه منحرف و شیطانی را تشکیل می‏دهند.چون شیطان راه و روش و مذهب و مسلک خود را به صورت آسان معرفی می‏کند، در نتیجه طرفدار و هوادار پیدا می‏کند.وقتی هواداران آمدند و به عضویت درآمدند و رضایت‏شیطان مبنای تنظیم کنش‏ها و تعامل‏ها قرار گرفت، لازمه‏اش آن است که هر آن‏چه را با این وضعیت در تعارض باشد از سر راه برمی‏دارد.مهم‏ترین و زیربنایی‏ترین موانع، وجود عقاید و ارزش‏های دینی جامعه و گروه‏هاست.بنابراین، باید دین را، که منشا و خاستگاه و هویت این گروه‏ها و جوامع است، با تضعیف، تبدل و یا انهدام از بین ببرد.وقتی این فرآیند صورت گرفت; خواه ناخواه آثار اجتماعی خاص خود را بر جای خواهد گذاشت.«شیطان راه‏های خویش را برای شما آسان جلوه می‏دهد و می‏خواهد پیمان دین شما را گره گره بگشاید..» . (42)ناگفته پیداست که شیطان از یک اصل انسان‏شناختی و روش‏شناختی بهره جسته و آن را رعایت نموده است.همه انسان‏ها علی‏الاصول مایلند در دامنه انتخاب‏های خود همواره آسان‏ترین راه و کم هزینه‏ترین آن را گزینش نمایند، اما وقتی این انتخاب صورت گرفت پیامدهای خاص خود را دارد، از این رو، تاکید می‏شود که راه‏های شیطانی آسانند تا مبادا مؤمنان فریب آن را بخورند و به پلیدی‏های شیطانی مبتلا شوند.طبعا مراقبت از معتقدات و باورها در صحنه اجتماعی، علاوه بر جلوگیری از کج‏روی‏های فردی و اجتماعی، بقا و انسجام گروهی را به دنبال دارد.
نهاد حکومتنهاد سیاست و حکومت در هر جامعه‏ای مطابق با باورها و ارزش‏های آن جامعه شکل می‏گیرد.از جمله مؤلفه‏های موجود در نهاد سیاست، موقعیت‏ها و نقش‏های آن موقعیت‏هاست. حال در یک جامعه دینی که عقاید و ارزش‏ها برخاسته از عقاید و ارزش‏های دینی است‏به ناچار موقعیت‏ها و نقش‏های اجتماعی در سطح کلان و یا به عبارت روشن‏تر، ساختار اجتماعی علی‏الاصول مطابق با همان عقاید و باورها می‏باشد.موقعیت‏ها و نقش‏های سیاسی نیز از این اصل کلی مستثنی نیست.در چنین جامعه‏ای ساختار سیاسی با همان ویژگی‏های پیش‏بینی شده در دین طراحی می‏شود.در چنین ساختاری نقش اصلی و اساسی نهاد حکومت و سیاست پای‏بندی به اصول و مبانی اعتقادات و ارزش‏های دینی و بسترسازی برای تحقق آن‏ها است و این وظیفه در هیچ شرایطی نباید نادیده گرفته شود و یا تحت‏الشعاع سایر انتظارات واقع گردد.بنابراین، هر پدیده و رخدادی که باعث نادیده گرفتن «دین‏» شود، امر نابهنجار قلمداد می‏گردد و وظیفه نهادهای مختلف از جمله نهاد حکومت و سیاست و خصوصا دستگاه حاکمه مقابله با آن است. البته این تقابل ممکن است در شرایط اجتماعی – سیاسی مختلف، اشکال گوناگونی به خود گیرد.بر اساس آنچه گذشت می‏توان چنین نتیجه گرفت که یکی از آسیب‏های دین، روح سازشکاری مسؤولان و متولیان جامعه با امور نابهنجار و بدعت‏ها و فتنه‏هاست.حال اگر در شرایطی لازمه پاسداری از «دین‏» حضور فعال سیاسی – نظامی لازم باشد، کناره‏گیری از آن و نادیده گرفتن چنین ضرورتی آسیبی جدی به پیکره دین واردمی‏سازد.به همین دلیل است که علی علیه السلام وقتی در مسند حاکمیت قرار می‏گیرد متذکر می‏شود که وظیفه و رسالتش برخورد قاطعانه و خصمانه با مخالفان دینداری جامعه است.در غیر این صورت، سازش دستگاه حاکمه با دشمنان، موجبات انحراف را به دنبال دارد.انحراف دستگاه حاکمه، موجب تضعیف بنیادهای دینی جامعه می‏شود.«من بارها این موضوع (رابطه خود با دستگاه جبار معاویه) را بررسی کرده‏ام و پشت و روی آن و همه جوانب را مطالعه نمودم، دیدم راهی جز پیکار [و در غیر اینصورت ] کافر شدن نسبت‏به آنچه پیامبر اسلام آورده است ندارم..» . (43)البته حضور فعالانه در صحنه‏های مختلف سیاسی – اجتماعی، کار آسانی نیست و سختی‏هایی نیز به دنبال دارد، اما این سختی‏ها نباید مانع انجام نقش دولتمردان شود، هر چند این حضور موجب جنگ‏های سخت داخلی و خارجی گردد و در این راستا عده‏ای از اعضای جامعه و نخبگان کشته شوند. (۴۴)«بهترین مرگ‏ها، کشته شدن در راه خداست.سوگند به آن کس که جان فرزند ابوطالب در اختیار اوست، هزار ضربه شمشیر بر من آسان‏تر است تا مرگ در بستر در غیر طاعت پروردگار..» . (45)طبعا در چنین وضعیتی حمایت‏های اعضای جامعه، برای موفقیت دولتمردان لازم و ضروری است; چه آن‏که بدون این‏گونه حمایت‏ها چه بسا نهاد حکومت در برنامه خود که همان اجراء دستورات دینی است ناکام بماند.برای تامین این هدف، یعنی به دست‏آوردن حمایت‏ها و ادامه مقبولیت‏های عمومی، حضور فعال دستگاه تبلیغاتی و کلیه رسانه‏های جمعی در راستای تحقق ایده‏ها و آرمان‏های دین و حاکمیت دینی ضرورت پیدا می‏کند.آن‏ها نقش آموزش شهروندان و اعضای جامعه را بر عهده دارند.بر اساس ادعای گذشته مبنی بر سیطره نهاد دین بر سایر نهادهای اجتماعی، از جمله حاکمیت، به خوبی آشکار می‏گردد که حاکمیت دینی باید تلاش کند حداکثر همراهی‏های مردمی را با خود داشته باشد – البته نه به قیمت نادیده گرفتن اصول و سرپیچی از آن‏ها – تا در پرتو تقویت‏حاکمیت، به تقویت‏بنیادهای دینی نایل شوند. از این رو، علی علیه السلام به عنوان حاکم و ولی‏امر، مردم را مخاطب قرار می‏دهد تا توضیحات لازم به گوش شهروندان برسد و دیگران زمینه فتنه‏گری‏ها و جوسازی‏ها را نداشته باشند و برای پاس‏داشت اصول دینی خود حضوری فعالانه در پیش گیرند.آن بزرگوار مرتبا و به انحای مختلف و شرایط متفاوت این ضرورت را متذکر می‏گردند که قیام مسلحانه ایشان یک ضرورت تاریخی و وظیفه دینی و سیاسی او بوده است و بدون این کارها چیزی به نام دین باقی نمی‏ماند.«…به جانم سوگند اگر ما در مبارزه مثل شما بودیم، هرگز پایه‏ای برای دین‏برپا نمی‏شد وشاخه‏ای از درخت‏ایمان سبز نمی‏گردید» . (46)اما از آنجا که به طور طبیعی انسان‏ها از مرگ و کشته شدن بیم‏ناک و هراسان هستند، لازم است نتایج مادی و معنوی جنگ در راه خدا را متذکر شود تا اندیشه فقدان زندگی دنیوی، بر رفتار مؤمنان مستولی نگردد و سستی در پای‏بندی به دین را به دنبال نداشته باشد.علی علیه السلام فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی جهاد را واجب و آن را عظمت‏بخشید و آن را نصرت و پیروزی و مددکار خود قرار داد، به خدا سوگند که دنیا و دین فقط به وسیله آن اصلاح می‏شود» . (47)
عدم به  ‏کارگیری روش مناسب فهم دینانسان برای کشف حقایق و واقعیت‏ها، علاوه بر ابزارها و امکانات شناخت‏شناسی، نیازمند روش‏های کشف آن حقایق و واقعیت‏هاست.همان‏گونه که همه علوم قلمرو خاصی و روش ویژه‏ای برای خود دارند، «دین‏» نیز روش خاص خود را دارد که بدون به کارگیری آن روش، فهم دین و شناخت گزاره‏ها و آموزه‏های دینی از غیر دینی ناممکن می‏شود.مولا امیرالمؤمنین علیه السلام این نکته را متذکر شده و اعلام می‏دارند اگر دین‏شناسی توسط غیر متخصصان متعهد صورت گیرد و یا ارزش‏ها و الگوهای خاص دین‏شناسی تبعیت نشود، دین با آسیب روبرو می‏گردد; زیرا باعث می‏شود چیزهایی به دین افزوده شود که جزء دین نیست و چه بسا از خرافات باشد که باعث کاستی‏هایی در دین شود.«ای مردم! سه دسته‏اند که [اظهار دینداری می‏کنند اما] دین ندارند، آنان که با انکار آیه‏ای از کتاب خدا به ظاهر دیندار شده‏اند، آنان که با نسبت دادن باطلی به خدا به ظاهر دیندار شده‏اند و آنان که از گنهکاران اطاعت کنند.ای مردم! دینی که همراه با تفقه و باریک‏بینی نباشد خیر ندارد» . (48)وقتی دین با تفقه و باریک‏بینی لازم همراه نباشد و نیز وقتی مفاد و محتوای دین برخاسته از درون خودش نباشد، بلکه ناشی از افزودنی‏ها و کاستی‏ها باشد، ناهمگونی و بعضا تعارض درفهم‏ها و تفاسیر و بینش‏ها پیش می‏آید و میزان و معیاری برای سنجش و ارزیابی آراء و نظریات و دیدگاه‏ها وجود نخواهد داشت.در چنین وضعیتی مهم‏ترین آسیب بر پیکره دین وارد می‏شود و آن «نسبی‏» شدن دین و تنزل دادن تا سطح ایمان‏های فردی است.در واقع، پیامد و نتیجه این فرآیند، انکار اصل دین است; زیرا در چنین صورتی «دین‏» به عنوان امر واقعی و بیرون از شناخت و فهم آدمی دیگر وجود نخواهد داشت، بلکه همان خواهد شد که هر مفسری‏آن را می‏فهمد.در حالی که «دین‏» یک حقیقت واحد تمام عیار است و هدف از بعثت انبیا رساندن همان حقیقت واحده به بندگان است; حقیقتی که منظور و مراد متکلم و گوینده آن بوده نه آنچه که دیگران می‏فهمند و می‏خوانند و تفسیر می‏کنند که در غیراین صورت، به تعداد مفسران دین به وجود خواهد آمد و این امر با ضروریات عقلی و نقلی سازگار نخواهد بود: علی علیه السلام در یکی از خطبه‏های نهج‏البلاغه به همین پدیده اشاراتی دارند.«هنگامی که در حکمی از احکام قضیه‏ای برای یکی از قضات مطرح می‏گردد، با رای خود در آن قضیه حکم می‏کند، سپس عین همان قضیه به قاضی دیگری روی می‏آورد، این قاضی بر خلاف حکم شخص اولی قضاوت می‏نماید.سپس قضاوت مزبور برای تشخیص و واقعیت، نزد کسی که آنان را به قضاوت نصب کرده است جمع می‏شوند، وی همه آراء آنان را تصویب می‏نماید، در صورتی که خدای آنان یکی است.پیامبر آنان یکی است، کتابشان یکی است، آیا خداوند سبحان است که آنان را به اختلاف دستور داده است و آنان اطاعتش کرده‏اند! یا آنان را نهی نموده و مخالفتش کرده‏اند یا خداوند سبحان دین ناقص فرستاده و از آنان برای تکمیل دین کمک خواسته است‏یا این قضات شرکای خداوندی در حکمتند که آنان می‏توانند مطابق رای خود بگویند و خداوند رضایت‏به حکم آنان بدهد؟ یا خداوند دین کامل فرستاده است ولی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در تبلیغ و ادای آن دین تقصیر نموده است! در صورتی که خداوند سبحان می‏گوید ما در قرآن هیچ تفریطی نکرده‏ایم و در قرآن برای همه چیز بیانی است و خدا متذکر شده است که بعضی از آیات کتاب الهی، بعضی دیگر را تصدیق می‏نماید و در این کتاب اختلاف وجود ندارد..» . (49)نظریه‏پردازان آسیب‏شناسی اجتماعی در تحلیل کج‏روی‏ها و کشف خاستگاه آن، رویکردهای مختلف و متفاوتی دارند.یک رویکرد و گرایش حاکی از آن است که معاشرت اعضای جامعه با کج‏روان و همنشینی با آن‏ها رفته رفته موجب می‏شود که فرد و عضو بهنجار، تبدیل به عضو نابهنجار و کج‏رو در جامعه شود، خصوصا وقتی در این معاشرت‏ها از پاداش‏هایی بهره‏مند گردد که موجبات خشنودی او را فراهم کند.امیرالمؤمنین علیه السلام معاشرت با کجروان را موجب عضویت در گروه‏های منحرف و سپس تبعیت از هنجارهای حاکم بر آن گروه‏ها و در نهایت عدم التزام عملی و ذهنی به دین می‏دانند، (۵۰) در حالی‏که انتظار دین از اعضای جامعه، اطاعت از باورها و ارزش‏ها و هنجارهای دینی است.اعضای گروه‏های منحرف سعی می‏کنند در روابط اجتماعی به نحوی اقدام به کنش نمایند که جلوه ظاهری آن، زیبا، جذاب و همراه با پاداش باشد.آنان هیچ‏گاه اهداف و ایده‏های خود را به طور علنی مطرح نمی‏کنند، چه بسا خود را «مصلحان‏» اجتماعی بدانند و یاحتی بالاتر از آن اصلاح‏طلبی را منحصر در خود ببینند. (۵۱) اما در باطن و ذهن خود آهنگ انحراف از بایدها و نبایدهای دینی را می‏پرورانند و گوش دل بدان آهنگ می‏سپارند.بنابراین، هم‏راهی با آن‏ها انحراف و باعث آسیب دین در عینیت جامعه است.به همین جهت علی علیه السلام در کلام خود ویژگی‏ها، خصوصیات و اهداف و عملکرد آن‏ها را می‏شمارد:«ای بندگان خدا، شما را به تقوا و پرهیزکاری سفارش می‏کنم و از منافقان برحذر می‏دارم; زیرا آن‏ها گمراه و گمراه کننده‏اند ، خطاکار و خطا اندازند.به رنگ‏های گوناگون بیرون می‏آیند و به قیافه‏ها و زبان‏های متعدد خودنمایی می‏کنند، از هر وسیله‏ای برای فریفتن و درهم شکستن شما استفاده می‏کنند و در هر کمین‏گاهی به کمین می‏نشینند، دل‏هایشان بیمار و ظاهرشان پاک و آراسته است.در نهان برای فریب مردم گام برمی‏دارند، از بی‏راهه‏ها حرکت می‏کنند.وصفشان درمان، گفتارشان به ظاهر شفابخش، اما کردارشان دردی است درمان‏ناپذیر..» . (52)هدف گروه‏های منحرف، ایجاد انحراف و گمراهی و ویژگی آن‏ها عدم ثبات و تزلزل به جای ثبات و تعادل است و در نیل به اهداف از روش‏های مختلف از جمله ایجاد یاس و شبهه بهره می‏برند.عضویت در این گروه‏ها و همراهی با آن‏ها ضمن برهم خوردن انسجام و تعادل درونی جامعه، برنامه‏های آن را در خصوص برنامه‏ریزی در جهت رشد، فلاح، رستگاری و سعادت شهروندان تحت‏الشعاع قرار می‏دهد.
۱- ترک امر به معروف و نهی از منکرآسیب‏شناسی دین در سیره علوی از دیگر عواملی که موجب عدم تحقق دین در عینیت جامعه می‏شود، «ترک امر به معروف و نهی از منکر» یعنی عدم ایفای نقش اجتماعی کردن و نظارت اجتماعی از سوی اعضای جامعه و شهروندان و تمامی محیطهای انسانی است; زیرا علی‏الاصول همه شهروندان، بر اساس مکانیزم خاص خود در انتقال و آموزش صریح و یا پنهان ارزش‏ها و هنجارها و نیز نظارت بر التزام یا تخطی از آن‏ها نقش فعال و بسزایی دارند و همین امر موجب بقای باورهای فرهنگی و اجزا و عناصر آن و در نتیجه حفظ وحدت و یکپارچگی و انسجام جامعه می‏شود.این دو لازم و ملزوم یکدیگر وتوام با هم اثر بخش است و بدون یکی از آن‏ها، دیگری کارآیی لازم را از دست می‏دهد.در ادبیات دینی و در کلام امیرالمؤمنین علیه السلام – با قطع‏نظر از مباحث‏حقوقی – این دو فرآیند اجتماعی – دینی امر به معروف و نهی از منکر شناخته و معرفی می‏شود و اگر این دو در ساختار اجتماعی، از جایگاه خود برخوردار نباشد پیامدهای ناگواری به دنبال خواهد داشت.به همین جهت علی علیه السلام اعلان خطر می‏نمایند و تذکر می‏دهند:«مفاسد آشکار شده، نه انکار کننده و تغییر دهنده‏ای پیدا می‏شود و نه بازدارنده‏ای به چشم می‏خورد، آیا با این وضع می‏خواهید در دار قدس خدا و جوار رحمتش قرار گیرید و عزیزترین اولیائش باشید؟ هیهات! خدای را درباره بهشت جاویدانش نمی‏توان فریفت و هیچ کس قادر به جلب رضایتش نیست مگر با اطاعت از او.خداوند آمرین به معروف را که خود ترک‏کننده معروفند و نیز نهی‏کنندگان منکر را که خود مرتکب آن می‏شوند لعنت می‏کند» . (53)ویژگی یک جامعه پویا آن است که در سلسله مراتب طولی باورها و عقاید تا هنجارها و عمل، رویه یکسانی مشاهده گردد; عمل‏ها منطبق با اجزای نظام فرهنگی و نظام فرهنگی پاسخ‏گوی نیازهای جامعه باشد.این هم‏گونی باعث می‏گردد که در «ذهن‏» اعضای جامعه ایستارهای ارزشی، تحقق عینی به خود ببیند و در مقام عمل التزام بدان‏ها مشاهده گردد.حال اگر جامعه‏ای دستخوش عدم تعادل شد بین این دو لایه و این دو سطح ناهم‏گونی وتعارض پدیدار می‏شود. «باورها» در مسیری ره می‏پیماید و «عمل‏» در سویی دیگر.این فرایند را چه زیبا مولی به تصویر می‏کشاند:«ای مؤمنان! هر کس ظلم و ستمی را مشاهده کند و یا کار زشتی که مردم را به سوی آن می‏خوانند; اگر تنها به قلبش آن را انکار کند سلامت را اختیار کرده است و گناهی بر او نیست و آن کس که با زبان و بیان آن را مردود شمارد، مقامش برتر از گروه نخست است و آن کس که با شمشیر برای بزرگداشت نام خدا و سرنگونی ظالمان به مبارزه برخیزد او به راه هدایت راه یافته و بر جاده حقیقی گام گذارده و نور یقین در قلبش تابیده است‏» . (54)در این کلام به هر دو مکانیزم نظارت اجتماعی غیررسمی و کنترل اجتماعی رسمی اشارت رفته است و پایان کلام ایشان بیان‏گر این واقعیت است که این نظارت ضامن سلامت، سعادت و تعادل جامعه و اعضای آن خواهد شد.شکل بارز و تجلی عینی «امر به معروف و نهی از منکر» در «جهاد» متجلی می‏شود که در مواردی برای انجام این دو امر ضروری حیات اجتماعی، از شدیدترین شکل رسمی آن یعنی به کار بردن قدرت زور و سلاح استفاده می‏شود; چه آن‏که در چنین ضرورتی اگر «جهاد» به عنوان راه حل نهایی به کار برده نشود، کژی و انحراف، بدون برخورد با هیچ مانعی فراگیر می‏شود.لازمه چنین فرآیندی تبدیل و تبدل ارزش‏ها و نابسامانی اجتماعی خواهد بود.«نخستین جهادی که در آن شکست می‏خورید، جهاد با دست، سپس با زبان و در نهایت‏با دل‏هایتان است.پس وقتی کسی در دل کار نیک را نستاید و کار بد را نکوهش نکند، واژگون می‏گردد..» . (55)اما حضور همه جانبه در جهاد که در واقع جنگ است و چه بسا منجر به کشتن و یا کشته شدن شود نیازمند یک تحلیل و یک تفسیر رضایت‏بخش است; تفسیری که بتواند تمام زوایای آن را بگشاید و بازگویی کند; پاداش‏ها و احترام‏ها و منزلت‏ها در صورت حضور و مشارکت در جهاد و بالعکس، تنبیه‏ها و ذلت‏ها و آثار ناگوار اجتماعی، در صورت عدم حضور.این تفسیر و بیان، ذهنیت مؤمنان را برای حضور فعال آماده می‏کند. «جهاد دری از درهای بهشت است، خداوند آن را به روی دوستان مخصوص خود گشوده است. جهاد لباس تقوا و زره محکم و سپر مطمئن خداست.مردمی که از جهاد روی برگردانند خداوند لباس ذلت‏بر تن آن‏ها می‏پوشاند و بلا به آنان هجوم می‏آورد، حقیر و ذلیل می‏شوند، عقل و فهم‏شان تباه می‏گردد و به خاطر تضییع جهاد حق آن‏ها پایمال می‏شود و نشانه‏های ذلت در آن‏ها آشکار می‏گردد و از عدالت محروم می‏شوند» . (56)اجرای امربه معروف و نهی از منکر، حاکمیت دین در جامعه را تقویت می‏کند و مانع آسیب آن می‏شود: یکی از آن جهت که این عمل اجتماعی، یک وظیفه و رسالت دینی و از اعمال دینی محسوب می‏شود و همین امر کنشگران را در انجام آن تقویت می‏کند.تقویت این عمل باعث می‏شود مکانیزم اجتماعی کردن و کنترل اجتماعی جامعه تقویت‏شود و کارکردهای مطلوب و مفید برای نظام اجتماعی دینی داشته باشد.از جهت دیگر، امر به معروف می‏بایست از طرف کسانی صورت گیرد که عمل آن‏ها براساس محتوای معروف و متناسب با آن شکل گرفته باشد و نیز خود در عمل نیز همگون با نهی از منکر عمل کنند.با توجه به این‏که در نظام اجتماعی دینی همه موظف به امر به معروف و نهی از منکر هستند و نیز همه می‏بایست عملا متناسب با محتوای آن عمل کنند، خودبه خودزمینه بروزکجروی درجامعه به‏حداقل‏ممکن می‏رسد.
۲- آزادی و تسامح در انجام تکالیفاز منظر علی علیه السلام «دین‏» در کلیتش به تمام این ابعاد توجه کرده است، اما برای تحقق آن در عینیت جامعه، می‏بایست‏به موانع آن نیز توجه داشت.روح منفعت‏طلبی و زیاده‏خواهی هر انسانی به دنبال آن است که بایدها و نبایدها را بر اساس تمایلات خود تفسیر کند.این ویژگی در بدو امر، خصوصیت طبیعی قلمداد می‏شود، اما وقتی با سایر موارد به صورت نظام‏وار در نظر گرفته می‏شود، به دلیل آسیب و یا آسیب‏هایی که به سایر بخش‏ها وارد می‏کند، نیازمند کنترل و جهت‏دهی است.به همین سبب علی علیه السلام متذکر می‏شوند که در انجام الزامات و هنجارهای دینی نباید به خود آزادی داد و در انجام تکالیف و فرایض با سستی و تساهل و یا نادیده گرفتن و تسامح برخورد نمود، بلکه می‏بایست آنچه از ناحیه دین به عنوان باورها، ارزش‏ها و هنجارها و مناسک دینی آمده است‏به تمامه صورت پذیرد، در غیر این‏صورت تسامح وتساهل در این تکالیف موجب آسیب به سایر بخش‏ها می‏گردد. مواردی که امکان چشم‏پوشی و آسان‏گیری وجود داشته، توسط خود دین پیش‏بینی شده و به همین علت، دین «سمحه و سهله‏» می‏شود، اما این ویژگی نباید بهانه‏ای شود برای آن که مؤمنان به «حداقل‏ها» در ظرف ذهن و عین رضایت دهند. (۵۷) چنان‏که رضایت‏به حداقل‏ها موجب چشم‏پوشی از تکالیف دینی و در نتیجه «عصیان‏» خدا می‏گردد.«به خود بیش از حد آزادی مدهید که این شما را به ستمگری می‏کشاند، و آن‏قدر هم مداهنه و سستی نورزید که سستی شما را به معصیت می‏کشاند.ای بندگان خدا! آن کس که نسبت‏به خود از همه چیز خیرخواه‏تر است در برابر خداوند از همه مطیع‏تر خواهد بود، و آن کس که خویشتن را بیش‏تر می‏فریبد، گناه کارترین مردم در برابر خداست..» . (58)این فرمانبرداری طیف گسترده‏ای از تکالیف را در بر می‏گیرد.از سهل‏ترین آن شروع و تا دشوارترین آن را پوشش می‏دهد.اگر شرکت در جهاد دشوارترین تکلیف دینی نباشد، قطعا یکی از دشوارترین‏هاست; زیرا چه بسا در میدان کار و زار، جان آدمی که مهم‏ترین سرمایه اوست از دست‏برود.اما علی علیه السلام با این تکلیف دشوار و پیچیده برخوردی بسیار آرام، ملایم و از روی شوق و عشق دارد و حاضر نمی‏شود با توجیهات دنیاپرستی خود و یا دیگران را بفریبد; زیرا سستی ورزیدن در انجام این تکلیف موجب دوری و فاصله ازخدا می‏شود.و چون شرکت در جهاد و کشتن و کشته شدن در راه خدا به معنای انجام تکلیف و واجب و یکی از مناسک دینی است و در نتیجه نزدیک شدن به خدا و رضایت او را به دنبال دارد، شیرین و لذت‏بخش می‏شود و در زمره بهترین‏ها قرار می‏گیرد.«بهترین مرگ‏ها کشته شدن در راه خداست.سوگند به آن کس که جان فرزند ابوطالب در اختیار اوست هزار ضربه شمشیر بر من آسان‏تر است تا مرگ در بستر در غیر طاعت پروردگار.گویا می‏بینیم که به هنگام فرار همهمه می‏کنید، هم‏چون صدایی که از سوسماران به هنگام ازدحامشان به وجود می‏آید، نه قادر به گرفتن حقی هستید و نه جلوگیری از ظلم و ستم، این شما و این راه راست، نجات برای کسی است که خود را به میدان افکنده و هلاکت و بدبختی از آن کسی است که کندی ورزد و توقف کند» . (59)
۳- صفات ناپسند اخلاقی و عدم التزام به هنجارهابدیهی است که در یک جامعه دینی، روابط اجتماعی نیز می‏بایست‏بر اساس هنجارهای دینی صورت پذیرد تا در پرتو التزام بدان‏ها ضمن تامین خوشایندی و رضایت کنش‏گران، آن‏ها را به سمت‏سعادت و کمال رهنمون شود.برخی از قالب‏ها و الگوهای عمل با هنجارهای دینی ناسازگار است که از منظر «دین‏» کج‏روی قلمداد می‏گردد و به ینیت‏یافتن اسلام در جامعه آسیب می‏رساند.ناگفته پیداست که چه بسا در مواردی این رفتارهای نابهنجار موجبات رضایت و خوشنودی کج‏روان را فراهم کند.در این خصوص موارد متعددی وجود دارد که بعضی از آن‏ها به عنوان نمونه ذکر می‏گردد.از جمله «دروغ‏» و خلاف واقع سخن گفتن است، که ابتدایی‏ترین اثر اجتماعی دروغ آن است که امنیت مخاطب را به خطر می‏اندازد و او نمی‏تواند به گفته‏ها و ادعای گوینده اعتماد و اعتقاد پیدا کند.سرپیچی از هنجار سخن گفتن – که همانا راست‏گویی است – موجب سلب اطمینان مخاطب نسبت‏به متکلم می‏شود، ایمان گوینده را نشانه می‏رود و آن را از میان می‏برد. (۶۰)یکی دیگر از آفت‏های دینداری، دروغ در جهت‏گیری کنش‏هاست.ظاهر امر چنین است که عمل به سوی خدا جهت‏گیری شده، اما در اصل و باطن جهت‏گیری برای غیر خداست که در این‏صورت نیز «ریا» یعنی نقطه مقابل ایمان تحقق می‏پذیرد.از جمله موارد دیگر «حسد ورزیدن‏» به دیگران است.چه بسا حسد باعث‏شود که اعضا در مقابل یکدیگر و در مسیر راه‏های زندگی، موانعی ایجاد کنند و به جای آن‏که تعامل آن‏ها صورت تعاون و همکاری به خود بگیرد، رنگ و بوی تخاصم و ممانعت داشته باشد.شکل پیش‏رفته حسد ممکن است در کینه‏توزی و دشمنی خود را نشان دهد. (۶۱)به طور کلی، مواردی از کج‏روی که در تعامل‏های اجتماعی موجب نادیده گرفتن حقوق دیگران شود، «ظلم‏» به حساب می‏آید; مفهومی که طیف گسترده‏ای از کنش‏ها را شامل می‏شود.هر چند ممکن است ظلم به عنوان یک عمل فردی – ظلم به خود – صورت پذیرد و تحقق یابد، اما در اینجا مقصود آن شکلی است که حقوق دیگران نادیده گرفته شود.خاستگاه و منشا پیدایش همه این آفت‏ها و کج‏روی‏ها، نادیده گرفتن الزام‏های دینی و به جای آن تبیعت از هوا و هوس‏های خود است (۶۲) ، که ریشه در خلق و خوی شیطانی دارد; چیرگی و غلبه هواها و هوس‏ها و تمایلات شخصی که موجب می‏شود اعضای جامعه هنجارهای دینی (۶۳) را نادیده گرفته و بر اساس میل خود راه بپیمایند.یکی دیگر از آفت‏های دین که بر تعاملات اجتماعی اعضای جامعه تاثیر بسزایی دارد، تفسیرهای نادرست از کنش‏های دیگران و «سوء ظن‏» (64) نسبت‏بدان‏هاست که در صورت بروز چنین حالتی، معتقدات دینی اعضای جامعه با آسیب روبرو می‏گردد; زیرا بر اساس آموزه‏های دینی نمی‏توان و نباید تفسیرهای نادرست از اعمال و رفتار دیگر اعضای جامعه داشت، بلکه می‏بایست همواره رفتار آنان را در یک قالب و الگوی مقبول و متناسب با اخلاق و هنجارهای دینی تفسیر و تعبیر نمود.اگر «مفسر» دچار سوء ظن باشد، به ناچار کنش‏های کنش‏گران را بر اساس آن قالب و گرایش ذهنی خود تفسیر می‏کند و بر اساس آن تفسیر، کنش خود را به سمت آنان جهت‏گیری می‏نماید. طبعا در چنین فضایی ارتباطات انسانی و تعاملات اعضای از شکل هنجاری خارج شده و رنگ و بوی خصومت و ستیره‏جویی بی‏هنجاری، هرج و مرج و….پیدا می‏کند.در همه این موارد نادیده‏گرفتن هنجارهای دینی در تنظیم کنش‏های اجتماعی باعث می‏شود انسجام و همبستگی اجتماعی اعضای جامعه دست‏خوش آسیب گردد و همواره خصومت‏ها عامل اصلی و مرکزی شناخت و تفسیر کنش‏ها و تنظیم روابط اجتماعی گردد.
۴- دنیاگرایی و غفلت از مرگیکی از ضروریات حیات بشری، زندگی در «دنیا» به عنوان بخشی از آن حیات و زندگی مستمر است; زیرا اسلام حیات بشری را از دو مجموعه که به لحاظ شکلی و ظاهری از یکدیگر متمایز هستند و در عین حال در راستای یکدیگرند می‏داند.تاثیر و تاثر این دو بخش لوازمی را در باورها ایجاد می‏کند و همین امر به سطح هنجارها کشیده می‏شود. بنابراین، باورهای ذهنی و قالب‏های عمل می‏بایست‏به گونه‏ای شکل گیرد که متناسب با آن باور اصولی و بنیادی باشد.بر همین اساس، «دنیاگرایی‏» به معنای دلبستگی و سرسپردگی به دنیا مذموم شناخته می‏شود; زیرا باعث فراموشی آخرت می‏گردد.علی علیه السلام دو وضعیت در دو سر یک محور به تصویر می‏کشند که نزدیک شدن به یک سر محور به معنای دوری از سر دیگر است. (۶۵) بنابراین، دنیاگرایی باعث فراموشی و غفلت از آخرت می‏شود و این غفلت در شکل‏گیری قالب‏های ذهنی، تعریف ارزش‏ها و هنجارهای عمل مؤثر می‏افتد.چنان‏که در دوره‏های مختلف تاریخ، خصوصا دوران خود آن بزرگوار، دنیاگرایی برخی عناصر تاثیر زایدالوصفی در کنش‏های اجتماعی آنان داشته است (۶۶) که از پیمان شکنی تا کفر و خروج از دین را شامل می‏شد.برای آن که دنیاگرایی سیطره و سلطه خود را بر کفار و ایده‏ها و سپس بر اعمال مؤمنان نیفکند باید از اهرم‏های مختلف استفاده کرد و باورهای اصولی را یادآور شد.یکی از باورها «یاد مرگ‏» است; مرگ به عنوان پایان زندگی دنیوی و عدم قدرت و امکان برای آدمی در جهت تبعیت عملی از هنجارهای دینی.تاکید بر یادآوری مرگ و نهی از غفلت از مرگ، خود بهترین مکانیزم اجتماعی برای پیش‏گیری از کج‏روی‏ها و دنیاگرایی است; چه آن‏که یاد مرگ انسان را به یاد پاداش‏ها و مجازات‏های پس از مرگ می‏اندازد.این یادآوری پاداش‏ها و مجازات‏ها عاملی می‏شود برای تنظیم رفتارها بر اساس هنجارهای دینی و بازدارنده از کج‏روی‏های دینی.همچنان که اهرم پاداش و تنبیه در تنظیم زندگی روزمره افراد تاثیر قابل توجهی دارد. (۶۷)
۵- استفاده از روش‏های نادرستناگفته پیداست که دغدغه خاطر هر مسلمان متعهدی، راهنمایی بشر و نوع انسان‏ها به سوی فلاح، رستگاری و سعادت است.این وظیفه در خصوص حفظ ایمان مسلمانان دو چندان می‏شود; زیرا متفکر مسلمان خود را مسؤول دینداری مسلمین می‏داند و هر آنچه که به دینداری مسلمین، خواه در ذهن و خواه در عین، آسیب برساند، آفت می‏داند و تلاش می‏کند با آن به مبارزه برخیزد.عوامل انحراف ذهنی گاه به موضوعات برمی‏گردد; زیرا ممکن است‏برخی مجموعه‏های معرفتی باعث کج‏روی ذهنی شود و گاه به روش‏ها بر می‏گردد; چه آن‏که ممکن است‏یک مجموعه معرفتی خود زمینه سعادت باشد، اما اگر از روش خاص آن علم به فراگیری پرداخته نشود آفاتی را به دنبال خواهد داشت.علی علیه السلام به هر دو زمینه اشاره می‏فرمایند و تلاش می‏کنند تا اطلاعات لازم را برای شناخت آفت‏ها در اختیار مؤمنان قرار دهند.به همین جهت از تعلیم و تعلم برخی از این مجموعه‏های معرفتی که آمیخته با اطلاعات و معلومات غیرواقعی و خرافی است (۶۸) برحذر می‏نمایند و نجوم (۶۹) ، کهانت و سحر را از آن جمله می‏دانند; (۷۰) زیرا در کهانت و سحر و جادو منفعتی که نیاز بشر باشد وجود ندارد و بالعکس آویزه‏ای می‏شود برای ترویج‏خرافات و نابسامانی‏های اجتماعی و فرهنگی که خود وحدت و یک‏پارچگی نظام را به علت تعدد و تکثر باورها و عقاید، مورد تاخت و تاز قرار می‏دهد وبه جای باور و ایمان به آفریننده یکتا و قدرت لایزال، کفر را جانشین می‏کند.به لحاظ روش‏شناختی می‏توان چنین اظهار داشت که در اصول و معارف دینی می‏بایست از اصول بدیهی و کاملا یقینی استفاده کرد و از ظن و گمانه‏زنی و شک و تردید (۷۱) ، شبهه‏سازی و یا ورود به شبهات (۷۲) تفسیر به رای و تحلیل‏های ذهنی و شخصی غیرمبتنی بر اصول بدیهی (۷۳) ، و جدل (۷۴) در مباحث دینی پرهیز کرد.
۶- عدم حضور فعال عالمان و دانشمنداندر یک نظام پویا، لازم است‏برای حفظ کارآیی و افزایش آن، تقسیم کارهای رسمی و غیررسمی صورت گیرد و نهادها و مؤسسات، سازمان‏ها و گروه‏های اجتماعی هر یک به نوبه خود، نقش خود را ایفا نمایند.از جمله می‏توان به نقش عالمان و دانشمندان توجه نمود.مهم‏ترین نقشی که برای عالمان و دانشمندان متصور است آن است که در علم‏آموزی فعالانه برخورد کنند و حضور جدی داشته باشند. (۷۵) وقتی فضای روابط انسانی بین عالم و دانشمند و پرسش‏گر و دانشجو، جایگاه خود را بیابد، علم‏آموزی فراگیر می‏شود و میل به پرسش‏گری از دانشمندان تقویت می‏شود.اما اگر اخلاق و هنجارهای حاکم رعایت نگردد، دانشجویان و طالبان علم به سراغ اهل علم نمی‏آیند.در این صورت است که نیازمندان علمی با مجهولات خود باقی می‏مانند و جهل و نادانی بر آن‏ها مستولی می‏گردد.حال اگر این مجهولات مربوط به حوزه دین باشد، آن‏گاه تاثیر آن دو چندان می‏شود; زیرا آن‏ها نمی‏توانند رفتارهای خود را با هنجارهای دینی مطابق سازند و افرادی هم‏نوا با دین شوند، و اصولا آن‏ها نسبت‏به هنجارهای دینی اطلاعات لازم و کافی ندارند تا رفتارهای خود را با آن همنوا سازند و از این خطرناک‏تر وقتی است که همین پرسش‏گران به جای مراجعه به دانشمندان و اهل علم متخصص و با کفایت، به کسانی که صلاحیت لازم را ندارند، روی آورند و همین امر باعث پیدایش هرج و مرج‏ها شود و دین آن‏ها به مخاطره افتد.چه بسا عدم استقبال طالبان علم از اهل علم، به دلیل عدم به کارگیری علم از طرف اهل آن باشد; یعنی «عالم علمش را ضایع‏» کند و به کار نبندد.این امر موجب می‏شود که جاهلان و طالبان، از علم‏آموزی استقبال نکنند; زیرا الگوهای رفتاری اهل علم و متفکران برای آن‏ها جذابیت لازم را نداشته است.آفت دیگری که برای اهل علم متصور است، دین فروشی آنان است; یعنی برای کسب منافع دنیوی و امتیازات اجتماعی، خشنودی و خرسندی دستگاه حاکمه و یا توده مردم، هورا کشیدن‏ها و…دین خود را با دنیا معاوضه (۷۶) و اسباب انحراف را برای توده مردم فراهم کنند.چه آن‏که به طور عادی و طبیعی اندیشمندان و متفکران در ساخت اجتماعی از منزلت‏های اجتماعی قابل قبولی برخوردار هستند.
۷- زیاده‏روی در دوستی و دشمنیگروه‏های اجتماعی در سطح کلان از دو ویژگی عمومی برخوردارند: یکی از آن ویژگی‏ها عوامل همبستگی اعضا به یکدیگر و انسجام آن‏هاست که موجب پیدایش وحدت و یک کل یکپارچه است.ویژگی دیگر، حکایت از تفکیک و تمایز در گروه دارد، اما تمایز و تفکیکی که موجب از بین رفتن وحدت و انسجام نمی‏گردد، بلکه در حفظ و بقای آن انسجام مؤثر است.عامل وحدت‏بخش وجود باورها، ارزش‏ها و هنجارهای مشترک و حاکم بر گروه است و در پرتو همین عامل مشترک است که «خودی‏» و «غیرخودی‏» شکل می‏گیرد و عامل تفکیک و تمایز وجود موقعیت‏های متعدد و در پرتو آن تعدد نقش‏ها و منزلت‏هاست. شکل‏گیری گروه‏های رسمی همواره با این تفکیک و تمایز همراه است.هم تفکیک و هم سازماندهی موقعیت‏ها و نیز اعطای امتیازها و منزلت‏ها می‏بایست‏بر اساس الگوی ارائه شده از باورها و ارزش‏ها و هنجارهای آن گروه باشد طبعا هر یک از این عوامل اگر در جایگاه خود قرار نگیرد، ممکن است پیامدهای اجتماعی ناگواری برای گروه به دنبال داشته باشد.نظام‏های اجتماعی دینی نیز بر اساس همین الگو، دارای ساختار خاص خود و مبتنی بر باورها و عقاید دربرگیرنده موقعیت‏های متعددی است که شکل رسمی دارد و به همان میزان از امتیازهای رسمی برخوردار است. صوصیت‏بارز نظام‏های دینی سلطه کاریزمایی رهبران است که در قالب‏های رسمی نمی‏گنجد و به همین دلیل است که در بعضی موارد با زیاده‏روی‏ها و یا کاستی‏ها همراه می‏شود.علی علیه السلام دراین‏باره اظهار می‏فرمایند که هم کسانی که در دوستی به من جنبه افراط در پیش گرفتند به انحراف کشیده شدند و دین آن‏ها به خطر افتاد و هم آنان که در خصومت و دشمنی با من زیاده‏روی کردند. (۷۷) علی علیه السلام خود شاخص و میزان برای هم‏نوایی و بهنجاری و کج‏روی می‏باشند.کسانی که جایگاه و منزلت او را شناختند و بدان التزام عملی پیدا کردند همنوا و آنان که جایگاه و منزلت او را نشناختند و دچار افراط و تفریط شدند کج‏رواند و ناگفته پیداست که صرف وجود گروه‏های کج‏رو و ناهمنوا با هنجارهای دینی، عاملی در تضعیف حاکمیت دین در جامعه است.به علاوه، براساس آموزه‏های دینی موقعیت امامت و رهبری جامعه با اصل دین گره خورده و نادیده گرفتن این موقعیت و هنجارهای مرتبط با آن، حاکمیت دین در عرصه جامعه را با مشکلات و مسائل ساختاری روبه‏رو می‏سازد و در نتیجه باعث می‏شود که دین جلوه تمام عیار خود را بر عرصه اجتماع نداشته باشد.
۸- فقرانسان برای ادامه حیات و زندگی نیازمندی‏هایی دارد که می‏بایست تامین شود. از جمله مهم‏ترین نیازهای بشر، تامین خوراک، پوشاک، مسکن و مانند آن است.تامین این نیازها در یک فرایند مبادلات اجتماعی صورت می‏گیرد.هر یک از اعضای جامعه که توان مشارکت در مبادلات را نداشته باشد به طور متعارف در تامین نیازمندی‏ها عاجز خواهد بود.درآمد اقتصادی یکی از ابزارهای مهم برای تامین مایحتاج است.تامین ضروریات اولیه به کمک ابزارها و وسایل مشروع و مقبول یکی از شرایط بهنجار است.در غیر این‏صورت، چه بسا برای تامین مایحتاج اولیه – اگر از راه‏ها و امکانات مشروع امکان‏پذیر نشد – از راه‏ها و وسایل غیرمشروع بهره جوید که در این صورت کج‏روی صورت گرفته است.هرچند ممکن است در زمینه‏های دیگر بهنجار باشد و با هنجارهای جامعه همنوایی کند، اما تامین مایحتاج از راه‏های مخالف هنجارهای جامعه به دلیل فقر و نیازمندی کج‏روی می‏باشد و همان‏طور که بارها بیان شده میزان بروز کجروی‏ها با حاکمیت دین در جامعه ارتباط مستقیم دارد و کجروی نسبت‏به هنجارهای دینی با دینداری و تحقق دین در عینیت جامعه در تعارض است.«فرزندم از فقر بر تو می‏ترسم، از آن به خدا پناه ببر! چرا که فقر دین انسان را ناقص و عقل و اندیشه او را مشوش و مردم را نسبت‏به او و او رانسبت‏به مردم بدبین می‏سازد» . (78)در این کلام مولا این نکته نیز وجود دارد که در صورت بروز فقر در زندگی، علاوه بر آن‏که فکر و ذهن شخص فقیر درگیر در موضوعاتی می‏شود که او را از انجام وظایف و تکالیف دینی باز می‏دارد، احتمال گرایش به سمت کجروی‏ها افزایش می‏یابد.به علاوه آن‏که خواه و ناخواه ارزیابی دیگر اعضای جامعه درباره عضو فقیر صورت می‏گیرد و منزلت اجتماعی او را اندازه‏گیری می‏کنند و از آن‏جا که در منزلت اجتماعی میزان بهره‏مندی اعضاء جامعه از منابع کمیاب – قدرت، ثروت و احترام – تاثیر مستقیم دارد، موجب نقصان منزلت اجتماعی می‏شود.همین توجهات به جوانب پدیده، عامل فشار و الزامی است که فقیر راه حل‏های مشروع برای رهائی از این نقیصه را دنبال کرده و به سوی کار و کوشش و تلاش بیش‏تر روی آورد.
پی‏ نوشت‏ها:
۳۳- امامی و آشتیانی، پیشین، جلد ۲، ص ۱۴۵۳۴- نهج‏البلاغه – کلام ۱۴۹، ص ۲۰۹۳۵- عبدالمجید معادیخواه، فرهنگ آفتاب، انتشارات ذره، ۱۳۷۲- جلد ۲، ص ۶۸۹۳۶- میرزا حبیب‏الله الهاشمی خوئی، منهاج البراعه فی شرح نهج‏البلاغه، بنیاد فرهنگی امام‏المهدی (عج)، چ چهارم، جلد دوم، ص ۳۳۲۳۷- ر.ک.به: نهج‏البلاغه، خطبه ۸۷، ص ۱۱۹۳۸- ر.ک.به: نهج‏البلاغه، خطبه قاصعه، ص ۲۸۹۳۹- نهج البلاغه، خطبه ۱۵۴، ص ۲۱۵۴۰- عبدالمجید معادیخواه، پیشین، ج ۲، ص ۶۸۹ (فسبحان الله، ما اشد لزومک للاهواء المبتدعه و الحیره المتبعه)۴۱- نهج البلاغه، خطبه ۷، ص ۵۳۴۲- ناصر مکارم شیرازی، پیشین، ج ۲، ص ۱۲۲۴۳- همان، ج ۲، ص ۱۴۷۴۴- البته این شکل کشتن و کشته‏شدن، خداخواهانه است که در ادبیات دینی «جهاد» و «شهادت‏» نام‏گذاری شده و از ارزش والایی برخوردار است.۴۵- ناصر مکارم شیرازی، پیشین، ج ۲، ص ۹۵۴۶- همان، ج ۱، ص ۱۶۳۴۷- کلینی، الکافی، جلد ۵، ص ۸ و نیز ر.ک.به: نهج‏البلاغه، خطبه ۱۱۰، ص ۱۶۳۴۸- محمدباقر مجلسی، پیشین، جلد ۲، باب ۱۶، ص ۱۱۷، روایت ۱۹۴۹- برای روشن شدن علت اختلاف و گونه‏های آن، ر.ک.به: علامه محمدتقی جعفری، ، ترجمه و شرح نهج‏البلاغه، خطبه ۱۸۵۰- ر.ک.به: نهج‏البلاغه، خ ۱۴۵۱- «قالوا انما نحن مصلحون‏» (بقره: ۱۱)۵۲- ناصر مکارم شیرازی، پیشین، ج ۲، ص ۳۵۰ و ۳۵۱۵۳- نهج البلاغه، خطبه ۱۲۹، ص ۱۸۷۵۴- نهج‏البلاغه، حکمت ۳۷۳، ص ۵۴۱۵۵- نهج‏البلاغه، حکمت، ۳۷۵، ص ۵۴۳۵۶- ناصر مکارم شیرازی، پیشین، ج ۱، ص ۱۱۷۵۷- ر.ک.به: نهج‏البلاغه، خطبه ۱۹۲ (قاصعه)، ص ۲۹۹- ۲۹۸۵۸- ناصر مکارم شیرازی، پیشین، ج ۱، ص ۲۱۳۵۹- همان، ج ۲، ص ۹۵۶۰- ر.ک.به: نهج‏البلاغه، خطبه ۸۶، ص ۱۱۶۶۱- ر.ک.به: نهج‏البلاغه، خطبه ۸۶، ص ۱۱۶۶۲- ر.ک.به: نهج‏البلاغه، کلام ۵۰، ص ۸۸۶۳- غررالحکم و دررالکلم، ص ۶۴۶۴- همان، ص ۲۶۳۶۵- نهج‏البلاغه، حکمت ۱۰۳، ص ۴۸۶۶۶- همان، خطبه ۳، ص ۴۹۶۷- برای اطلاع بیش‏تر در این زمینه، ر.ک.به: کتاب‏های نظریه‏های جامعه‏شناسی۶۸- علی‏ابن میثم بحرانی، المصباح (شرح الکبیر)، چاپخانه خدمات چاپی – چاپ دوم، ۱۴۰۴ ق.، ص ۲۱۶۶۹- طبعا منظور از نجوم علم ستاره‏شناسی و کیهان‏شناسی که حالات زمین و رخدادهای طبیعی را بحث و بررسی می‏کند نیست، بلکه بهره‏گیری‏های ناشایست‏برای پیش‏گویی احوال آدمیان مورنظر است که بازگشت‏به سحر و جادو دارد.۷۰- نهج‏البلاغه، کلام ۷۹، ص ۱۰۵۷۱- ر.ک.به: غررالحکم و دررالکلم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ اول، ص ۶۲ و ۶۵ و ۷۱۷۲- ر.ک.به: نهج‏البلاغه، وصیت‏به امام حسن محبتبی.۷۳- ر.ک.به: همان، خطبه ۸۶، ص ۱۱۹۷۴- ر.ک.به: همان، حکمت ۳۱، ص ۴۷۳۷۵- ر.ک.به: همان، حکمت ۳۷۲، ص ۵۴۱۷۶- ر.ک.به: غررالحکم، ص ۴۸، ص ۲۴۱۷۷- نهج‏البلاغه، کلام ۱۲۷، ص ۱۸۴٫۷۸- ناصر مکارم شیرازی، پیشین، ج ۳، ص ۳۴۵

 

نوشته قبلی

سیره علوی در برخورد با غیر خودی‏ها

نوشته‌ی بعدی

آسیب ‏شناسی دین در سیره علوی (۱)

مرتبط نوشته ها

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت
امام علی (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

آسیب ‏شناسی دین در سیره علوی (۱)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

طلوع فصل نوین خلیج فارس

طلوع فصل نوین خلیج فارس

مسلم بن عقیل پیش از واقعه عاشورا

مسلم بن عقیل پیش از واقعه عاشورا

معنای امامت در اسلام

علم ائمه در آیات و روایات

پاسخ به یک شبهه

پاسخ به یک شبهه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا