11 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

برتری جهان اسلام و علل رکود آن

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

اسلام مکتب کامل و جامع، هماهنگ و منسجم است که برنامه هاى حیات بخش آن، بشریت را به سوى سعادت دنیوى و اخروی رهنمون مى نماید، این آیین به تمامى ابعاد و نیازهای بشر از قبیل عواطف، اندیشه و خرد، جامعه، معنویت و بعد بدنى توجه کامل دارد و در این ابعاد مطابق مقتضیات هر زمان و مکان برنامه هاى رشد دهنده و خوبى را ارائه مى دهد. ملاک های این جامعیت عبارتند از این که تمام دستورات آن از سوی خداوند به سوی رسولش وحى گردیده، که تمام خصوصیات آدمى در لوح محفوظ اوست، خدایى که خالق انسان است و بیش از همه به وجود او احاطه دارد، دین اسلام با سرشت آدمى و فطرت بشریت مطابق است، قوانین آن برای بشر مشقت آور نمى باشد و او را براى فضایل و مکارم پرورش می دهد، بین اجزای گوناگون و سطوح تعلیمات اسلام هیچ گونه تناقضى وجود ندارد و عوامل جغرافیایى و اقلیمى، زبان و نژاد و هرگونه عامل اجتماعى و سیاسى در اساس آن دگرگونى ایجاد نمى کند و در گستره ی تاریخ و پهنه ی جغرافیایى، دچار تحول نمى شود، با خرد سالم و عقل ملکوتى کاملا تطبیق مى کند.قرآن که برهان رسالت و معجزه ى نبى اکرم (ص) مى باشد و کتاب هدایت انسان هاست، تعالیم و دستوراتى دارد که به طبقه، گروه، جامعه و نژاد خاصى اختصاص ندارد: تبیانا لکل شیء و هدی و رحمه و بشری للمسلمین(۱) و تفصیل کل شیء و هدی و رحمه لقوم یومنون(۲) رسول اکرم (ص) نیز در قرآن رحمه للعالمین(۳) و انی رسول الله الیکم جمیعا(۴) معرفى گردیده است. مسلمانان صدر اسلام نیز با تحول معنوى و معرفتى که اسلام در روح و فکر و دل آنان بوجود آورد، پا در میدان نهضت علمى و فرهنگى نهادند و پایه هاى تمدنى عالى و انسان ساز را به وجود آوردند. مسلمین با پذیرش اسلام که روح تازه اى به کالبد آنان دمیده بود، در سراسر کره ى زمین با تکاپو و تلاشى خستگى ناپذیر معارف و مکارم را گسترش دادند. ازآنجا که آنان هدفى پاک و خالص داشتند و نیز تعالیم اسلام منطبق با عقل و فطرت بود و از سویى جامعه ى آن زمان از ستم حکام و سلاطین و نیز جاهلیت فکرى و فرهنگى رنج مى برد، مردمان جهان، اسلام را به عنوان آیینى پویا و پرتلاش پذیرفتند. نیروى رهبرى فکرى که مسلمانان در پرتو باورهاى دینى به دست آوردند موجب گردید که در طول دوازده قرن از لحاظ تمدن و فرهنگ بر دیگر جوامع برترى یابند.از سوى دیگر، جهان اسلام با جمعیتى قابل توجه که یک چهارم سکنه جهان را تشکیل مى دهد، موقعیت حساس جغرافیایى و استراتژیکى و برخوردار بودن از منابع مهم انرژی، آب و معادن و محصولات مهم کشاورزى و دامى و نقش ارزشمند در شکوفایى اقتصاد و مبادلات بازرگانى جهان، امتیازات ویژه اى را به دست آورده است، حال سؤال این است چرا مسلمانان با این همه توان و برتری هاى گوناگون عقیدتى، علمى، فرهنگى، مادى و مانند آن در مسیر عقب افتادگى و ضعف و خمود و جمود گام نهاده اند و از گره گشایى مشکلات خود ناتوان هستند و در برابر سیاست هاى جهانى و نقشه هاى ابر قدرت ها موضعى منفعل بخود گرفته اند، وضع کنونى جهان به مسلمانان اجازه نمى دهد که از توسعه و ترقى باز مانند و نشاط و پویایى خود را از دست بدهند، این در حالى است که هجرت و جهاد، تحرک و تعالى از ارزش هاى مسلم اسلام است و پیکار در راه حقیقت، حمایت از محرومان و از بین بردن تضادهای طبقاتى در این آیین کارى صواب است که ثواب اخروى هم دارد، اسلام آمده است تا زنجیرهایى را که بر پشت و دست و پاى مردم است بر دارد: و یضع عنهم اصرهم و الأغلال التی کانت علیهم(۵) و مردم خود قیام به قسط کنند: لیقوم الناس بالقسط(۶) پس چرا پیروان این دین دچار سکون، رکود و بى تحرکى شده اند و به وضع موجود تن در داده اند و در برابر حوادثى که برایشان آفت زا و زیان بار است کمتر عکس العملى نشان مى دهند. مارکسیست ها که شناختى از تأثیر شگرف و شگفت دین ندارند خواسته اند این گونه تلقى کنند که دین افیون توده هاست یعنى پیوستگى افراد به دین موجب تخدیر، راکد شدن و فلج گردیدن آنان گردیده است در حالى که این ادعاى سراسر کذب و به دور از واقعیت، با اسلام وفق نمى دهد چرا که این آیین محرک و برانگیزاننده ى مسلمین علیه ظلم، دفاع از مظلوم و محروم و کوشش براى استقرار عدالت و آزادى راستین است، اصل امر به معروف و نهى از منکر و نیز احساس مسئولیت هر مسلمان در برابر جامعه و مردم از مسایلى است که اسلام بر آنها تأکید دارد تا جامعه ازحرکت و جنبش در مسیری درست و مقصدى عالى غافل نباشد.(۷)
دلایل رکودبا بررسى هاى گوناگون مى توان علل زیر را برای این وضع اسف بار ذکر نمود:۱- مهجوریت منابع اعتقادى و فکرى مسلمانان: یعنى دوری از قرآن و سنت که این ضایعه خود ریشه در عواملى دارد از جمله کشیدن حجاب بر معانى قرآن و اظهار عدم فهم آن توسط مردم، توجه به امور ظاهرى از قبیل خواندن آن به قصد ثواب و نیز استفاده از آیات آن در مجالس سوگواری، سوگندها و عروسى ها، دور افتادن از مفسران اصلى قرآن یعنى اهل بیت رسول اکرم (ص)، تفسیر به رأی و علم زدگى و خودباختگى.۲- تصور نادرست و غیرمنطقى از ارزش هاى الهى انسان ساز: از قبیل قضا و قدر، توکل و زهد. شهید مطهرى در این باره مى نویسد:«در میان کشورهاى دنیا به استثنای بعضى، کشورهای اسلامى عقب مانده ترین کشورها هستند. چرا؟ باید بگوئیم اسلامى که در مغز و روح این ملتهاست، ملتها را عقب مى برد و باید اعتراف کنیم که حقیقت اسلام در مغز و روح ما موجود نیست بلکه این فکر اغلب در مغزهای ما به صورت مسخ شده، موجود است».(8)3- ایجاد تحریف در عقاید و اخلاق: ترویج خرافات و باورهاى موهوم و رواج سنت هاى غلط اجتماعى که نه تنها با دستورات اسلامى موافق نیست بلکه با نص قرآن و حدیث در تضاد مى باشد. برخى بدعت ها و خرافات را خلفای اموی و عباسى در جهان اسلام رواج دادند و بخشى از آداب و رسوم منحط توسط عده اى از اقوام و قبایل به جامعه اسلامى رسوخ پیدا کرد. مراکز تبشیری مسیحى و یهودیان نیز در پیدایش تحریفات و بدعتها، نقش موثری داشته اند. این امور ارزشهای دینى را از محتواى اصیل و هویتى معنوى خالى نمود و نیروی اراده، قدرت و اختیار و توانایى فکرى را از مسلمین سلب کرد.۴- فاصله گرفتن از فضیلت هاى اخلاقى: همانگونه که باورهاى عمیق و ایمانى خالص مى توانند در رفتارها و اعمال مردم اثرى مفید بر جای گذارند و در اصلاح کردار و مناسبات فردی و اجتماعى مردم نقش مهمى ایفا کنند، خصلتهای منفى و خلق و خوى مغایر با اعتقادات، مسلمین را از ایمان و معنویت جدا ساخته و نیروى معرفتى و توان معنوى آنان را به تحلیل برده است.۵- روى آوردن به مداهنه و سازشکارى به جاى رفق و مدارا: قرآن مى فرماید: فلا تطع المکذبین ودوا لو تدهن فیدهنون(۹) یعنى از منکران پیروی مکن زیرا دوست دارند با آنان سازش کنى تا با تو سازش کنند. سازش نمودن با کافران، مشرکان، منافقان، دشمنان و افرادی که تفکری باطل و سیاستى مستکبرانه را پى مى گیرند یعنى دست برداشتن از ارزشها. مدارا یعنى نرمى و ملایمت با مردم و مداهنه یعنى کوتاه آمدن از حقیقت و موافقت نمودن با دشمنان اسلام.(۱۰)رسول اکرم (ص) مى فرمایند: امرت بمداراه الناس کما امرت تبلیغ الرساله(۱۱) یعنى به مدارا با مردم با مردم مأمور شده ام چنانچه به تبلیغ رسالت. رسول گرامى اسلام در دورانى از نبوتش یارانى اندک داشت ولى در همین ایام هم مداهنه نکرد و پیشنهادهاى مخالفان را برای سازش رد کرد، دشمنان با شکنجه و محاصره اقتصادى و تهدید و تطمیع در پى خاموش کردن فریاد فرحزاى توحید بودند که نبى اکرم (ص) براى روشن نگاه داشتن این نور مى کوشید اما هرگز سکوت و سازش ننمود، در عوض پیامبر هنگامى که به اقتدار سیاسى و اجتماعى دست یافت با مردم مدارا نمود، در هنگام فتح مکه در برخورد با آنانى که مسلمانان را کشته بودند و بذر کینه و خصومت کاشته بودند از در رحم و نرمى وارد گردید و مخالفان را آزاد نمود، حضرت على (ع) و ائمه هدی هم چنین روشى را پى گرفتند.۶- ملى گرایى و تعصبات قومی و نژادى: از عواملى که دیانت و نقش ارزشهاى اسلامى را از متن جامعه به حاشیه کشانید حس تعصب قومى و نژادى بود، در واقع استکبار براى درهم شکستن اتحاد جهان اسلام این تفکر را میان مناطق اسلامى ترویج کرد، زیرا دول استعمارى این اتحاد و وفاق مسلمانان را براى منافع سیاسى و اقتصادى خویش مضر مى دانستند. آنان با شگردى تازه که سوگمندانه موثر هم واقع شد احساسات ملى و قومى را در میان اعراب و ترک ها تقویت نمودند تا موفق شوند امپراتورى عثمانى را از درون متلاشى نمایند. اوج رواج این اندیشه در قرن نوزدهم میلادى مى باشد و اولین کشورهایى که چنین تفکرى درآنها رخنه نمود مصر و ترکیه مى باشند.ناپلئون شخصا براى بارور نمودن این حس و برانگیختن تعصب و تفاخر مصریان نسبت به گذشته باستانى موسسه اى به نام بنیاد مصر تأسیس کرد که به ظاهر انجمن علمى و پژوهشى در تاریخ و فرهنگ مصر باستان بود ولى هدف اصلى آن تقویت ملى گرایى در برابر وحدت اسلامى و فاصله گرفتن از دولت اسلامى بود. روشنفکران غرب زده نیز پرچمدار قومیت مصرى بودند.آرمینیوس وامبرى که یکى از روحانیان یهودى مجارستانى بود و از خاورشناسان معروف مى باشد درباره ى لزوم احیای ملیت ترک آثار زیادى منتشر نمود که آثارش مورد توجه روشنفکران غرب زده ترک واقع شد. از اهداف عمده یهودیان از برانگیختن ملى گرایى زمینه سازى براى اشغال فلسطین بوده است. درنتیجه این دسیسه ها نهضت ناسیونالیستى ترکان جوان را ایجاد کردند که سلطان عبدالحمید را عزل کرده و سیاست برترى نژادى و حرکت ضد عرب را آغاز نمودند.قیام شریف حسین در ژوئن ۱۹۱۶ که تحقق ناسیونالیزم عرب به شمار مى آمد محصول زمینه چینى ها و دخالت مستقیم دولت انگلیس بود.(۱۲)در حالى که بعثت رسول اکرم (ص) فکر تشکیلات قومى و قبیله اى را برانداخت و آن خاتم رسولان جامعه بى طبقه و جهانى اسلام را تأسیس کرد و ملیت هاى گوناگون را در جامعه اسلامى مجتمع ساخت و رنگ ها و گرایش هاى نژادى را از آنان گرفت ضمن آنکه براى اقوام و ملیت هاى گوناگون احترام قائل بود.۷- از خود بیگانگى و خودباختگى در برابر غرب: از مشکلات کشورهای اسلامى این است که با نقشه های استعمارى از هویت اصلى خویش فاصله گرفتند و با کنار گذاشتن ارزش های خود به تجدد، تقلید از فرهنگ و رفتار غربى روى آوردند، بدیهى است جامعه اى که خصوصیات خویش را فراموش کند و به آداب و رسوم ملل بیگانه توجه کند دیگر نمى تواند در طریق استقلال فرهنگى، سیاسى و اقتصادی گام بردارد و در ضمن زمینه ها را برای سلطه ى مهاجمین فراهم مى سازد زیرا فرهنگ وابسته اجازه نمى دهد در جوامع اسلامى ترقى و تعالى به وجود آید.امام خمینى در جمع نمایندگان سازمان هاى آزادى بخش جهان در ۲۰ دى ماه ۱۳۵۸ چنین رهنمود داده است:«تا ملت شرف خود این معنا را که خودش هم یک موجودى است، خودش هم یک ملتى است و شرق هم یک جایى است درک نکند نمى تواند استقلال خود را به دست بیاورد شرق خود را در مقابل غرب باخته و گم کرده، مکتبش را گم کرده، مکتب بزرگ اسلام که رأس همه مکاتب است راگم کرده است. شما هم مکتب دارید و هم ذخایر دارید و آنها از دست شما همه چیز را گرفته اند و از همه بالاتر این که در ملت ها انحراف پیش آورده اند و جوان ها را منحرف کرده اند. جوان هاى ما را از آن خاصیتى که باید نیروى جوانى داشته باشند تهى کرده اند تا بعد ازاین که این نیروهاگرفته شد خزائن و ذخائر ما را ببرند و جوان ها بى تفاوت باشند.»(13)امام در جای دیگر فرموده است:«… باید به فکر باشیم که خودمان شخصیت پیدا بکنیم، توجه بکنیم به تاریخ اسلام ببینیم اسلام در دنیا چه کرده و چه کارهایى اسلام کرده است که این ها مى گویند از اسلام کاری نمى آید… محتوا را غربى ها کشیدند و به جای آن تزریق غربیت کردند و لهذا همه چیز را مى گویند از آنجا بیاور.»(14)البته این عارضه ریشه در عوامل گوناگونى دارد و ملتى به خودباختگى و غرب زدگى روی مى آورد که فرهنگ دینى و هویت مذهبى خود را فراموش کند، به رفاه طلبى و تجمل گرایى رویکرد نشان دهد، از علم و صنعت باز بماند، برنامه ریزی منفى هیأت حاکمه هم به این ضایعه کمک مى نماید.۸- یورش فرهنگى: دشمنان براى آن که بر مقاصد پلید خود برسند و از بیدارى و خیزش هاى ملل مسلمان جلوگیری کنند و نیز از آنجا که اسلام را مانعى بزرگ براى قدرت طلبى و غارت خود تلقى مى نمایند، از راههاى زیر به فرهنگ و ارزشهای مسلمانان یورش مى آورند: مخدوش نمودن تاریخ اسلام و اهانت به پیامبران و ائمه، اشاعه ی شهوات و بى بند و باری، استفاده از تجهیزات تبلیغاتى پیشرفته براى ترویج مطالب غیر واقع و بدبین نمودن جهانیان نسبت به اسلام و مسلمین، منزوی کردن مسلمانان و اسلام در عرصه هاى سیاسى و اجتماعى. در فرهنگ مهاجم بیگانه، انسان محوری در مقابل خداباورى وجود دارد، علوم تجربى وکشف هاى دانشمندان که برخى درسطح فرضیه هایى باقى مانده اند جاى تعالیم آسمانى را مى گیرد، به جاى توجه به سعادت اخروى، به ماده و دنیا اصالت داده مى شود، آرامش در بیکرانگى توحید فراموش مى گردد و لذت جویى هایى کوتاه و فناپذیر و توام با نگرانى و افسردگى هاى فراوان ترویج مى شود، به جاى آن که انسان را از قید پلیدی ها و رذالت ها و قیود منفور نجات دهند، از آزادى توام با هرج و مرج صحبت مى کنندکه فساد، فحشا، پوچ گرایى، مصرف گرایى، لا ابالى گرایى، سستى بنیان خانواده و مانند آن، همراهش مى باشد، مهاجمان فرهنگى از میان اقشار گوناگون، جوانان و بانوان را انتخاب مى کنند و از ابزارهاى هنرى، ورزش و مدگرایى بهره مى جویند و به میدان مبارزه با فرهنگ ارزشى مى آیند تا باورها را ضعیف کنند، تحریف هاى معنوى پدید آورند، هویت اصیل را نفى کنند، مسلمانان را از تاریخ افتخار آفرین خویش جدا کنند. اسوه هاى خودى را طرد کرده و به ترور شخصیت هاى شایسته بکوشند و از روشنفکران بیمار و وابسته، نخبگان خود باخته و مانند آنها دفاع کنند. جریان هاى انحرافى مطرح کرده و تفرقه هاى قومى و نژادى را مطرح نمایند.(۱۵)۹- تفرقه و پراکندگى: یکى ازعلل اصلى که مسلمانان را در مخاطره قرار داده است، اختلاف قومى، مذهبى، و جغرافیایى مى باشد و با وجود آن که قرآن مسلمانان را برادر هم خوانده: انما المومنون اخوه(۱۶) آتش تفرقه و جدایى هاى مذهبى و قبیله اى، بر خرمن اقتدار جهان اسلام حریق افکنده است.غالب اختلافات مسلمین ناشى از سوء تفاهم بى مورد و نا آگاهى نسبت به آراء و نظریات یکدیگر مى باشد. برخلاف نظر رسول اکرم (ص) که مى فرماید: لیس منا من دعا الى العصیر (از ما نیست کسى که مردم را به سوى تعصب ها فرا مى خواند) ولى نوعى عصبیت قومى، نژادى، ملیتى و مذهبى در رگ و خون مسلمانان نفوذ کرده است. دشمنان نیز مى کوشند بذرهای تفرقه را در میان جوامع اسلامى منتشر کنند. امام خمینى یادآور شده است:«… در دول اسلامى بین طوایف مسلمین به اسم اسلام و به اسم مذهب چیزهایى پخش مى کنند، تبلیغات مى کنند که طوایف مسلمین به جان هم بیفتند و با هم اختلاف شیعه و سنى پیدا بکنند و آنها (ابر قدرت ها) به ذخایری که مسلمین دارند دسترسى پیدا بکنند و نتوانند مسلمین کارى انجام دهند.»(17)امام نقشه اختلاف بین مذاهب اسلامى را جنایت استکبار مى داند:«طرح اختلاف بین مذاهب اسلامى از جنایاتى است که به دست قدرتمندان که از اختلاف بین مسلمانان سود مى برند و عمال از خدا بى خبر آنان …. ریخته شده و هر روز بر آن دامن مى زنند و گریبان چاک مى کنند و در هر مقطعى به امید آن که اساس وحدت مسلمین را از پایه ویران نمایند، طرحى براى ایجاد اختلاف عرضه مى دارند.(۱۸)یوسف قرضاوی مى نویسد:«حقیقت آن است که اختلاف به خودی خود نمى تواند خطرساز باشد. آنچه خطر آفرین است، تفرقه و کینه توزى است که خداوند و رسول اکرم (ص) پیوسته از آن نهى کرده اند».(19)10- استبداد و اختناق سیاسى: یکى از مشکلاتى که در تعدادی از کشورهاى اسلامى قابل مشاهده است، فشارهاى سیاسى و اختناق شدید از طرف حاکمانى است که باید با برنامه ریزى و آینده نگرى زمینه هاى ترقى و توسعه، رفاه، امنیت و رشد مادى و معنوی مردمان را فراهم سازند. آنان متاسفانه در امور مشترک انسان ها تصرف مى کنند و غالبا تأمین کننده ى منافع ابرقدرتها و نیز پیروى کننده از هوى و هوس ها و امیال بیهوده هستند. گذشته از آن، تفکر استبدادى جامعه را از نظرات اهل علم و خرد و دانشوران محروم مى نماید. اسلام مخالف استبداد و احیاگر عدل، مساوات و سفارش کننده به مشورت است و حضرت على (ع) تأکید فرموده اند: هرکسى استبداد پیشه کند هلاک مى شود. فرد مستبد ارزش هاى الهى و انسانى را مسخ مى کند و با سلطه فکرى و سیاسى افراد جامعه را دچار مرگ تدریجى مى نماید.فرد ستمگر ثروت هاى ملى و منابع حیاتى را در راه باطل و ناصحیح بکار مى گیرد و اجازه نمى دهد مردم به شیوه ای عادلانه از این ذخائر خدادادى بهره مند شوند. در واقع استبداد فاجعه اى است از وبا سخت تر، هولناک تر از آتش و مخربتر از سیل که سبب ضعف و سقوط اخلاق و کرامت هاى انسانى مى شود، فضیلت هاى دینى را به زوال مى برد و افکار انسانى را دچار رکود مى نماید. اسلام نابى که رسول اکرم (ص) براى آن رسالتى پر رنج را تحمل کرد و زجرها کشید هیچگاه با استبداد کنار نیامده است و همیشه از حق، عدالت، آزادى و محرومین صالح دفاع کرده است.حکام پاره ای از کشورهاى اسلامى، بویژه در یک قرن اخیر، غافل از مقاصد دیانت اسلام هستند و از حقایق اسلامى آگاهى اندکى دارند، به هیمن دلیل نیرنگ هاى متعدد استکبار آنها را اغفال مى کند اهم گرفتارى هاى مسلمین از همین دولى است که نه به مصالح اسلام توجه دارند نه به امور مسلمین فکر مى نمایند، بلکه ناخواسته به دشمنان کمک مى کنند. امام خمینى خاطر نشان مى فرموده اند:«دورى دول اسلامى از قرآن کریم، ملت اسلام را به این وضع سیاه نکبت بار مواجه ساخته و سرنوشت ملت های مسلمان و کشورهاى اسلامى را دستخوش سیاست سازشکارانه ى استعمار قرار داده است…».(20)امام به نکته ى جالب توجه دارند:«یکى از مشکلاتى که مسلمانان عموما به آن مبتلا هستند مشکل دولتها و ملت هاست، دولت ها آن قدرى که ما اطلاع داریم و شما هم مطلع هستید، دولتهایى هستند که با ملتشان تفاهم ندارند. معامله ى دولت ها با ملتها هم معامله دشمن با دشمن است.»(21)رسول اکرم (ص) که: از نظر علم، عصمت، فضایل معنوى و پاکى در سطحى بالاتر از مردم بود با تهیدستان همنشین و با بینوایان هم غذا شد.(۲۲) رافت و رحمت در رفتار و سیره اش تجلى داشت در معاشرت با مسلمین از خود بزرگوارى نشان مى داد، بر جفاها صبر مى کرد، تکلف در زندگى آن حضرت مشاهده نمى گردید و به مشکلات مردم رسیدگى مى کرد. حکام کشورهای مسلمان باید در شیوه های حکومتى و مدیریت کلان سرزمین هاى مسلمان، اخلاق و رفتار نبى اکرم (ص) را الگوى خویش قرار دهند و خود را تافته جدا بافته اى از مردم ندانند.۱۱٫ سکولاریزم: این واژه جدایى دین از سیاست را مى رساند، در نظام سکولار مبناى دولت ناسیونالیسم، قانون گذارى طبق خواست بشر و تأکید بر حاکمیت علوم بشرى به جای دانش الهى مطرح است، در این نظام، دین در دستگاه سیاسى، اداری و نظام اجرایى و مناسبات مردم با حکومت مرکزى جایگاهى ندارند و رسالت مذهب صرفا به ایجاد رابطه فرد با خدا منحصر مى گردد!نغمه ى جدایى دین از سیاست، به اندکى پس از رحلت رسول اکرم (ص) باز مى گردد، زیرا در همان زمان مسیر خلافت از جایگاه اصلى خود منحرف گردید، انحطاط از آنجا آغاز شد که قرآن و عترت از هم جدا شدند در حالى که خاتم پیامبران فرمودند: این دو یادگار هیچ گاه ازهم جدا نمى شوند.وقتى دو اصل استوار و اساسى را از هم دور نمودند خلافت از محتواى اصیل خود خارج شد و زوایه ی انحراف به تدریج رو به افزایش رفت و در دوره اموى آداب جاهلى به عنوان فرهنگ ترویج گردید و کسانى رهبر جامعه اسلامى را عهده دار بودند که با روح معنویت اسلام بیگانه بودند و تنها به تشریفات ظاهری اکتفا کردند.بنابراین سنگ بنای سکولاریزم در سقیفه ی بنى ساعده بوجود آمد.در اروپا سکولاریزم بازتاب طبیعى حوادثى بود که قبل از رنسانس و در قرون وسطى رخ داد، زیرا در این ایام کلیساى کاتولیک عمدا به صورت قدرت امپراتورى در آمده و نمونه تمام عیار یک دین کامل بود، در چنین تاریکى، علم شجره ممنوعه تلقى گردید و میان دانش و دین تعارض پدید آمد و با هر گونه نوآورى و ابتکار و خلاقیت مقابله شد تا آن که نهضت اصلاح دینى رفورمیسم پدید آمد تا از نفوذ این مذهب در زندگى بکاهد که مارتین لوتر از پیشگامان آن بود، رفته رفته آنان که مى خواستند در روند انحرافى اربابان کلیسا اصلاحات پدید آورند، خود دچار انحطاط شدند و دین را از صحنه هاى سیاسى و اجتماعى حذف کردند و اندیشه سکولاریزم، اومانیسم، عقل مداری، علم زدگى، اصالت ماده، لیبرالیسم، اباحى گرى و تساهل را در غرب و حتى در کشورهاى غیراروپایى از جمله سرزمین های اسلامى رواج دادند.
گرفتارى و مشکلات:مسلمانان در دهه هاى اخیر با دشوارى ها و ناگوارى هاى نگران کننده اى روبرویند که به آنها اشاره خواهد شد:
فقر و شکاف اقتصادىشاخص غم انگیز و اندوه آلود جهان اسلام فقر است، تعدادى از سرزمین هاى مسلمان نشین با وجود ذخائر معدنى و آبى و انرژى، جزو مناطق عقب افتاده دنیا بوده و صرفا معدودى از کشورهاى اسلامى درآمد سرانه بالایى دارند. پایین بودن درآمد سرانه که از اقتصاد نابسامان و متزلزل ناشى مى گردد امکان هر گونه تحرک علمى جهت ارتقاى سطح زندگى، توسعه علمى، فنى و صنعتى، امور خدماتى و رفاهى را از کشورهاى فقیر گرفته و آنها را به سوى اقتصاد تک محصولى(۲۳) سوق داده است. در این صورت نبض حیات اقتصادى آنان در دست قدرتهاى بزرگ قرار مى گیرد و ابرقدرتها هر موقعى که نیاز بدانند با نقشه هاى سیاسى، کشورهاى تک محصولى را دچار بی ثباتى نموده، اقتصاد آنهان را به ورطه سقوط مى کشانند که این روند اوضاع سیاسى، امنیتى و اجتماعى آنها را تهدید مى نماید.نکته ى دیگر این که بین کشورهاى مسلمان در زمینه منبع انرژى و معدنى، تولیدات و خدمات فاصله ى زیادى وجود دارد و حتى شکاف عمیق اقتصادى را مى توان در داخل برخى سرزمین هاى مسلمان از شهری به شهر دیگر و روستاها و مانند آنها مشاهده کرد، اگر چه تعدادى از کشورهاى جهان اسلام در زمینه تولید انرژی هیدروکربور و صادرات آن در رتبه ى بالایى قرار دارند ولى پاره اى از سرزمین هاى مسلمان نشین از کم ترین ذخیره انرژى محروم اند. در صورتى که مبادلاتى عادانه و مناسبات تجارى منصفانه بین کشورهاى مسلمان صورت گیرد بسیارى از مشکلات اقتصادى مورد اشاره حل مى شود و جهان اسلام از این رهگذر می تواند به سوى توسعه و تعالى گام بردارد.
پی نوشت :

(۱). نحل، آیه ۸۹٫(۲). یوسف، آیه ۱۱۱٫(۳). انبیاء، آیه ۱۰۷٫(۴). اعراف، آیه ۱۵۸٫(۵). اعراف، آیه ۱۷۵٫(۶). حدید، آیه ۲۵٫(۷). در این زمینه بنگرید به کتاب خمود و جمود، استاد محمد اسفندیارى.(۸). ده گفتار، شهید مطهرى، ص ۱۴۴٫(۹). سوره ى قلم، آیه ۸ – ۷٫(۱۰). همه ما برادریم، محمد اسفندیارى، ص ۱۴۰ – ۱۳۸٫(۱۱). تحف العقول، ابن شعبه حرانى، ص ۴۸٫(۱۲). اسلام و ملى گرایى، على محمد نقوی، ص ۴۲ و ۳۶٫(۱۳). در جستجوی راه از کلام امام، دفتر ۲۲، ص ۱۳۷٫(۱۴). همان، ص ۱۲۱٫(۱۵). گزیده مقالات فارسى دوازدهمین کنفرانس بین المللى ئحدت اسلامى، گردآرنده، سید جلال میرآقایى، مقاله ی حسن عاشوری لنگرودى.(۱۶). حجرات، آیه ۱۰٫(۱۷). صحیفه نور، ج اول، ص ۸۷٫(۱۸). در جستجوى راه ازکلام امام، دفتر ۶۱۰ ص ۱۲۶٫(۱۹). بیدارى اسلامى، دکتر یوسف قرضاوى، ترجمه عبدالرسول گیلانى، ص ۱۴ (چاپ تهران، نشر احیاء).(۲۰). در جستجوى راه از کلام امام، دفتر ۱۵، ص ۶۲٫(۲۱). همان، ص ۶۷٫(۲۲). بحارالانوار، ج ۱۶ ص ۲۲۸٫(۲۳). Mono Coltor.

 

نوشته قبلی

نویدها و امیدها در جهان اسلام

نوشته‌ی بعدی

موقعیت جغرافیایی، ویژگی های جمعیتی و منابع ثروت در جهان اسلام

مرتبط نوشته ها

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

موقعیت جغرافیایی، ویژگی های جمعیتی و منابع ثروت در جهان اسلام

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

مداحی جای تحریف دین نیست.

مداحی جای تحریف دین نیست.

وکلاى حضرت مهدى (عج)

وکلاى حضرت مهدى (عج)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا