12 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

اسامی مکّه الله

0
SHARES
16
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مقدّمه مکّه و امّ القری، اوّلین نقطه از کره زمین است که از درون آب نمایان گردید و سپس توسعه یافت. کعبه نیز اوّلین خانه ای است که برای مردم بنا گردید; «إنَّ أوّلَ بیت وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذی بِبَکّهَ مُبارَکاً» 1 و اوّلین آدم در آن جا فرود آمد و با استمداد از حضرت حق، خانه ای برای عبادت ساخت و گرداگرد آن به طواف و عبادت پرداخت.۲ قبل از آدم نیز درعرش خداوند مقابل همین نقطه از زمین، فرشتگان برگرد بیت المعمور می چرخیدند و خدا را عبادت می کردند و از آن تاریخ تاکنون ، مکّه کانون توجّه دین باوران بوده است. با آمدن ابراهیم خلیل به این سرزمین ، شهر مکّه و ویژگی های اطراف آن و به خصوص پیدایش زمزم موجب شد تا جُرهمیان به این نقطه کوچ کنند و در اطراف زمزم سکونت گزینند. دعای ابراهیم خلیل نیز که از خداوند خواست تا دل های مردمان را به سوی این خانه متمایل سازد; «فاجعَلْ أفئِدَهَ النّاسِ تَهوی إلیهم» به مرحله اجابت رسید. جاذبه ای معنوی در قلب ها و جان ها پدید آمد و با بانگ رسای «وأذِّن فی النّاسِ بالحَجِّ» همه ساله هزاران انسان عاشق و شیدای حق را به آن سمت وسو سوق داد. ظهور و پیدایش اسلام و ولایت پیامبر(صلی الله علیه وآله) در این سرزمین و تحوّل قبله از بیت المقدس به سمت کعبه نیز شرافت این سرزمین را افزون ساخت و هرچه بر عمر بشر گذشته ، این عشق و شور فزونی یافته است. و اینک نیز همچنان در موسم حج و عمره میلیون ها انسان مسلمان ، از هر قوم و ملّیت از گوشه و کنار جهان به آن دیار آمده ، با خلوص و پاکی خدا را می خوانند و از دیدگانشان قطرات اشک، مرواریدگونه می ریزند و از خدا صفا و معنویت و نورانیت و بالاخره بهشت جایزه می گیرند. این شهر از چنان اهمّیتی برخوردار است که در چندین جای قرآن کریم ، خداوند از آن با نام های گوناگون یاد کرده است: « البلده»3، « البلدالأمین»4، «حرماً آمناً»5، «واد غیرَ ذی زرع» 6، «البیت»7، «امّ القری»8، «البیت الحرام»9، «مسجدالحرام»10، «بیت عتیق»11، «مکّه» 12 و… در هیچ جای دنیا در طول تاریخ نمی توان شهری مانند مکه و مدینه را یافت که تا این اندازه برای آن نام گذاری کرده باشند. هرکدام از این نام ها نیز دارای معانی ارزشمندی است که گوشه ای از فضیلت این شهرها را برای مردم بازگو می کند. محدّثان ، مفسّران ،۱۳ و تاریخ نگاران سرزمین وحی ، هر یک به تعدادی از این نام ها اشاره کرده اند و دلیل نامگذاری هریک را برشمرده اند. از آن جمله است: مورّخ ارزشمند تاریخِ حرمین شریفین «ایّوب صبری پاشا» که از تاریخ نگاران دوره عثمانی و ترک زبان است. او در کتاب پرارزش خود «مرآه مکه» بیش از پنجاه نام و لقب برای این شهر مقدس برشمرده و وجه تسمیه آنها را نیز آورده است. در شماره های پیشین «میقات حج»، سلسله مقالاتی از نویسنده و ویژگی های کتاب او و ترجمه فارسی مخطوط آن، نکاتی را نگاشته ام که از تکرار آن خودداری نموده.شهر مکّه معظمه به دلالت کتب مقدّسه باهره، چهل وپنج «اسامی» جلیله [مبارکه] از قرار مسطور ذیل دارد: ۱- مکّه، ۲ ـ بکّه، ۳ ـ بلد، ۴ ـ قریه، ۵ ـ امّ القری، ۶ ـ بلده، ۷ ـ بلدالامین، ۸ ـ صلاح، ۹ ـ باسه، ۱۰ ـ بساسه، ۱۱ ـ ناسه، ۱۲ ـ نساسه، ۱۳ ـ حاطمه، ۱۴ ـ رأسی [رأس]، ۱۵ ـ کوثی، ۱۶ ـ عرش، ۱۷ ـ عریش، ۱۸ ـ عُرش، ۱۹ ـ قادس، ۲۰ ـ قادسیّه، ۲۱ ـ سبوحه، ۲۲ ـ حرام، ۲۳ ـ بلدالحرام، ۲۴ ـ مسجدالحرام، ۲۵ ـ معطّشه، ۲۶ ـ بره، ۲۷ ـ رتاج، ۲۸ ـ امّ ۲۹ ـ رحم ۳۰ ـ امّ رحم، ۳۱ ـ امّ الرحمه، ۳۲ ـ امّ کوثی، ۳۳ ـ امینه، ۳۴ ـ امّ الصّفا، ۳۵ ـ مرویه، ۳۶ – امّ المشاعر، ۳۷ ـ متخفه،۱۴ ۳۸ ـ بلده المرزوقه، ۳۹ ـ تهامه، ۴۰ ـ حجاز، ۴۱ ـ طیبه، ۴۲ ـ مدینه الرب، ۴۳ ـ عاقر، ۴۴ ـ فاران.۱۵ و هشت عدد القاب جمیله دارد; [مانند: ۱ ـ مشرّفه، ۲ ـ مکرّمه، ۳ ـ مفخمه، ۴ ـ مهابه، ۵ ـ والده، ۶ ـ نادره، ۷ ـ جامعه، ۸ ـ مبارکه] به داخل حدود میامن محدودی که در مقاله چهارم نموده شده [است]، مشروع نیست که بدون احرام داخل شوند. منظومه۱۶ مقدس کعبه یی قرق بش اسمله یاد ایدر اخیار کوزل حفظ ایلیوب تنویر قلب ایچون اوقوهر بار بلد، مکه، امین، امّ رحم، بکه صلاح، و قریه، باسمه، رأسی، ناسه، بلده ستار ، حجاز، و قادسیه، قادسی، و طیبه، متخفه تهامه، مرویه، ام المشاعر، امّ دیدی احرار عرش، عرش، و عریش، و حاطمه، امّ الصفا، کوثی رتاج، بساسه، نساسه، سبوحه، بره، (درای یار) مقدسه، حرام، و امّ رحمه، بلدالحرام مدینه، امّ کوثی، معطشه، مرزوقه، (الاسرار) رحم، هم مسجدالحرام، امینه، عاقر، و فاران حساب ایتسه ک تمام قرق بش اولور ای طالب اخبار وجوه تسمیه اسامی کعبه الله ۱- مکه: نظر به تحقیق علمای لغت «مکّه مکرّمه» تنها، اسم شهر مقدس و یا مجموع حرم محترم است، یعنی [اسم] اراضی منیفه [مبارکه]ای است که در داخل مواقیت محدوده باشد [و مجموع حرم شریف است]. و سبب [و در جهت] تسمیه آن، وجوه عدیده دارد. علی قول، مأخوذ از معنی نقض است که جمیع آثام [گناهان] را نقض و فانی می سازد. و علی رأی [به معنای آن است که ] اهل ظلم وجور را [که به آن جا دخالت نماید ] هلاک می کند. و دیگر برای اینکه آن ارض مقدّس قلیل الماء است، اهالی آن جا، آب را [از زمین آن ] مکیده و بیرون می آورند. و یا این که از معنای مکیدن مأخوذ بوده، [که] هر سال مردم را مکیده، و به طرف خود جذب می کند. و یا آن که۱۷ عصیان عصات را حک و دفع [رفع] می نماید و یا آن که از لفظ «مکاکه»، که [به معنای مخ] و در وسط عظم۱۸ واقع بوده و لب و مخ گفته می شود، مأخوذ [بوده] است. به مناسبت این که مکه الله وسط و خلاصه دنیاست. و علی قول، ارض مبارکه بیت الله مانند این که انسان مغز را از استخوان مکیده و بیرون می آورد ذنوب واوزار عصات را محو [و زایل نموده] و اخراج [می]کند. آن قطعه مقدسه قبل از ظهور اسلام نیز ، با قُدسیّت مشهور بوده ، در زمان شوکت رومانیان قدیم به نام «مقربه» معروف و مذکور بود. خاک عنبرناک [عطرناک] بیت الله [عزّت]، قبل از خلقت زمین خلق شده و روی زمین از ذیل بقعه مفخمه کعبه معظمه بسط و خلق شده است. نظم: چون گهر بحر یقین سفته اند در صفت کعبه چنین گفته اند پیشتر از خلق جهان چون حباب بود اساسش متمکن به آب سال چو بگذشت هزاران بر این منبسط از مایه او شد زمین بنیه نخستین که بنا کرده شد کعبه بود کز پی او کرده شد گرد وی از هر طرف اللّهیان طوف کنان بر صفت ماهیان مکه بر آن سطح زمین خلق گشت بود دگر جمله عدم کوه و دشت داشت همین مکّه تمکّن در آب هیچ اثرنه زجهان خراب آن که زمین یافت از او انبساط منزل عشرت شده بزم نشاط فرش زمین چون که شد انداخته کار فلک گشت از آن ساخته۱۹ نظر (بنا) به روایت ابن عباس، عرش برین قبل از خلقت آسمان و زمین در روی دریای بزرگی قرار گرفته و به اسم «صاد» مسمّی بود، هنگامی که به [عالم] بالا مرتفع گردید، آن دریای اعظم تموّج نموده، و از کفی که از آن تموّج حاصل شد خاک تابناک کعبه و از بخار آن آسمان خلق شد.دو سال بعد از آن هم روی زمین از زیر خاک عطرناک کعبه کشیده شده ، وقدری که مأمور بود وسعت پیدا کرد. آن وقت محلّ [لطیف] بیت أعظم تپّه بلندی از خاک قرمز بوده ، و ملائکه کرام آن جا را زیارت می کردند. توبه حضرت آدم بعد از زیارت آن خاک تابناک مقبول آمد و برای دفع خوف و خشیت جدایی او ، در بالای آن محلّ مرتفع بیت معمور موضوع شد. ۲- بکه در این اسم اختلاف هست، بعضی گفته اند «مکّه» و «بکّه» دو اسم اند برای مسمّای واحد. چون حرف «باء» با «حرف میم» از حیث [جهت] مخرج دو حرف متقارب هستند، علی الاکثر [گاهی] به مقام یکدیگر قائم می شوند. و گفته اند که مکه و بکه دو اسم هستند منسوب به شهر شهیر مکه می باشند و حال آن که در نزد بعضی «بکه» تنها اسم بقعه جلیله کعبه الله، و به یک قول دیگر اسم شهر مقدس مکّه است. بنا به قول صحیح، مواقع مسعوده ای که در داخل حدود حرم الله و خارج مسجدالحرام هستند مکه [بوده] و اسم بقعه بیت الله و حرم مسجدالحرام، بکّه است. بنا به قول ابن عبّاس چون مکّه معظّمه جبابره ملاعینی را که بر ضدّ خود او هستند، تبک۲۰ و اذلال می کند، لهذا مقتضی و شایسته اسم بکّه شده است. ۳- بلد اگر چه لغویّون گفته اند که [لفظ] بلد به معنی «صدرالبلاد» است ولی نظر به اشاره ای که در قول جلیل (لا اُقسم بهذا البلد)۲۱ شده است، چون کافه بلاد و ممالک از خاک کعبه معظمه خلق شده است، لهذا لفظ بلد مطلقا اسم سامی مکه الله است.۲۲ ۴- قریه وجه نامگذاری اش به قریه، به مناسبت اجتماع جماعت کثیره است. ۵- امّ القری وجه تسمیه اش به مناسبت این است که عرصه شهر [معظم] کعبه الله اقدم نقاط روی زمین است [به حکم این بیت:] گشت مکان حرم کبریا کرد خدایش لقب امّ القری اَقْدَمُ الارض بودن عرصه مبارکه شهر مذکور محقّق است ، اگر چه شبهه ای نیست که این دلیل به تصدیق وجه تسمیه امّ القری، دلیل کافی است [بر اقدم ارض بودن کعبه معظمه] ولیکن بادی اطلاق[اش] آن است که کعبه معظمه قبله جمیع امم و بر حسب مزیّت أعظم و أفخم بلاد روی زمین بوده [به جهت آن که حاوی] بقعه مبارکه کعبه الله [است] و روی زمین از خاک مبارک کعبه الله مخلوق شده [است]. نظر به این تعریف، لازم می آید که ام القری، اسم اراضی مقدسه باشد که در داخل مواقیت [محترمه] است. اعلم ناس۲۳ جناب عبدالله بن عباس گفته است که [وجه] تسمیه [مکه] به امّ القری، برای آن است که شأناً أعظم و اکرم بلاد بوده و زمین از تحت آن منبسط شده است. ابن عادل در تفسیر خود گفته است که قبل از آن که حضرت متعال [ایزد پاک] زمین و آسمان را خلقت کند، موقع کعبه معظمه غثاء۲۴ بود چون شروع به آفرینش مکوّنات کرد، زمین را قبل از آسمان از زیر کعبه خلق و بسط فرمود. جهت تسمیه کعبه به امّ القری این است، زیرا که اصل است. مشارٌ الیه [جناب عبدالله به این قول] وجه تسمیه را تا یک درجه [قدری ]توضیح نموده است. ۶ و۷- بلد، بلدالامین از اسامی شریفه کعبه الله مرکوز [و مسطوره] در قرآن کریم بوده، چون سبب تسمیه آن ها، منوط به علم الهی است لهذا عندالعلما [نزد علما] مجهول است. ۸ و ۹ ـ رحم، امّ الرحم [از اسامی مترادفه بوده] بنا به قول امام مجاهد، «امّ» به معنی اصل و «رحم» [به معنی] رحمت است. وجه تسمیه مکه مشرّفه به این اسم، آن است که آن جا «اصل الرحمه» بوده، و کافه موحدین آن جا را محبت داشته و دوستی خودشان از آن بقعه مسعوده دریغ ندارند. ۱۰و ۱۱ ـ باسه، بساسه وجه تسمیه اش آن است که گناهان را [از هم دیگر] پاره پاره کرده و هبا می نماید. بساسه نیز گفته می شود. ۱۲ ـ صلاح وجه اطلاقش آن است که محلّ صلاح و فلاح است. ۱۳و ۱۴ ـ ناسه، نساسه وجه تسمیه اش آن است که چون در وقت جاهلیّت آن قدر [خشک و] قلیل الماء بود که می توان گفت به هیچ وجه رطوبت نداشت و [چون] ملاحده را که در داخل حدود آن مرتکب بغی و شقاء می شدند به خارج حدود خود طرد و نفی می نمود نساسه نیز گفته می شود. ۱۵- حاطمه وجه تسمیه اش آن است که ذنوب و اوزار حاجیان و یا ملحدین [دین مبین] را حطم و کسر می نماید. ۱۶ـ رأسی چون من جهه الشّرف شبیه سر انسان است و عَلی زعم العلما در وسط دنیا واقع و یا آن که خلقت اوست قبل از بلاد سائره به آسمان، [و نسبت به آسمان از بلاد سائره پیشتر خلق شده است] واقعاً سر انسان از جمیع اعضا او اشرف و این عضو عجیب الخلقه، که سرگفته می شود از هر جای [از هرگونه عضو] وجود انسانی افضل است. همچنین مکّه معظّم اشرف بقاء روی زمین بوده، در وسط دنیا خلق شده است وبه این جهت سر آدم را مشابهت دارد. ۱۷- کوثی۲۵ در شهر مکّه معظّمه در ایام جاهلیت۲۶ اسم محلّه بنی عبدالدار [کوثی] بوده، و وجه تسمیه اش این است که بنی عبدالدّار مدّت متمادی حجابت بیت اعظم را توارث می کرده است. ۱۸و ۱۹ و ۲۰ ـ عرش، عریش، عُرُش عرش از اسماء مترادفه است و باعث اطلاق این ها، این است که در اوایل، برخی از بیوت مکه مکرمه ازشاخه های درخت و نی، [و نی ها]مانند چهار طاق ساخته می شد. [یعنی مسکونه هایی بود که عبارت از بعض کلبه ها و چارطاق ها بود]. عرش مطلقاً به سایبان (گفته می شود) و عریش کلبه ای را گویند که به طرز [هیئت] سایبان ساخته شود. [و] عُرُش نیز جمع عریش است عندالبعض [در نزد بعضی]. عَرْش [اسم] محلاّتی است که در جوانب منتهای مکه معظمه است و عریش بیوت قدیمه شهر و عُرش نیز اسم هر بیت عتیق [خانه کهنه] است. ۲۱و ۲۲ ـ قادس، قادسیّه وجه تسمیه اش بودن اوست در ارض مقدّس. ۲۳ـ سبوحه اسم دره ای است در قرب جبل الرحمه که کوه عرفات است. وجه تسمیه اش آن است که وقفه عرفات از اعاظم نُسُک حج است. ۲۴و ۲۵ و ۲۶ ـ حرام، بلدالحرام و مسجدالحرام از اسامی سرزمین کعبه الله مسطور در قرآن کریم بوده، [وجه اطلاقش] برای این است که اراضی مقدسه کعبه الله، حرام کرده شده است. ۲۷ ـ معطشه بادی اطلاق و تسمیه او آن است که کعبه الله در موقع قلیل الماء [قلیل المائی واقع شده است] اتفاق افتاده است. ۲۸ ـ بره باعث تسمیه اش بلدالأبرار بودن او است. ۲۹ ـ رتاج به معنی باب عظیم بوده، وجه اطلاقش آن است که باب معلاّ القاب کعبه الله، مدخل بیت اکرم است. ۳۰ ـ ام به معنی اصل است وجه اطلاقش [آن است که] چون کعبه معظمه از حیث قدر و شأن و شرف، اعظم بلاد و قراء سائره است و یا آن که قبله گاه مقاصد جمیع امم است و یا برای این است که [علی مازعموا ] موقع انور بیت عزّت، در وسط کره ارض واقع شده است. ۳۱ـ امینه سبب اطلاقش آن است که مطلع وجود سعادت نمود حضرت نبیّ امین (علیه وآله صلواه الله الملک المعین) است. ۳۲ـ امّ الصفا وجه تسمیه اش۲۷ برای آن است کسانی که به صدق نیت و خلوص طویت [و قدرت و مزیت او خلفاً عن سلف روایت شده است] ایفای فرایض حج می کنند، گشایش خاطر و صفای بال برای آن ها حاصل می گردد. واقعاً حضرت اقدس پاک در قرآن مبین خود قدر جلیل کعبه الله را حکایت فرمودند و کافه انبیای عظام و رسل کرام ایفای حج شریف نموده، بیت عزّت را به ثنای جمیل توصیف و تعریف نموده اند. ۳۳ـ متخفه۲۸ باعث اطلاقش آن است که جیران بیت الله من قِبَل الحقّ، به اتحاف برّ و احسان تلطیف و سرافراز می شوند. ۳۴- امّ المشاعر چون اصل مشاعر حج و مرکز مواضع مسعوده ای است که در آن امکنه ادای نُسُک حج می شود. ۳۵ـ بلده المرزوقه سبب اطلاقش آن است که حضرت ابراهیم (علی نبیّنا و علیه التعظیم) اهل مکه مکرمه را به دعای «و ارزق اهله من الثمرات» دعا کرده است. روایت چنان که نقل وحکایت می شود در زمانی که حضرت ابراهیم به وجه مذکور دعا فرمودند حضرت ایزد پاک به جبرئیل امین وحی و امر نمود که قریه ای را از ارض فلسطین که محصول دار باشد [اثمار او بسیار باشد]برداشته و به جوار کعبه الله نقل و وضع نماید. جبرئیل امین از ارض مزبور قریه پر فاکهه ای را قلع نموده پس از آن هفت دفعه بیت عزّت را طواف داد در سه منزلی مکه در محلی زمین گذاشت ، قریه منقوله ، قریه پر لطایف طایف بوده ، و چون به واسطه جبرئیل بیت اعظم را طواف کرده است به اسم طایف مسمّی شد. انتهی. اینک از زمانی که این روایت معیّن نموده است، فواکه و اثمار اراضی مقدسه کعبه الله تزاید نموده است. معهذا میوه مکه مکرمه فقط به طایف منحصر نبوده، از اثر دعای حضرت خلیل(علیه صلوات الله الجلیل) از اقطار شرق و غرب عالم ، انواع میوه و فواکه به آن نقطه مسعوده توارد نموده و ضمیمه برکه الله می شود. شهر مکه معظمه به درجه ای کثیرالمیوه است که کافه فواکهی [میوه هایی] که مخصوص فصول اربعه است در یک موسم حاصل [دیده] می شود. حکمت شخص در هر ساعت شب به مکه داخل شود اشیائی را که باید روز بدست آورد [در شب بدون تعب] پیدا می کند. احدی نیست که در مکه مکرمه گرسنه بیتوته نماید. حکایت عبرت آمیز بطور موثق نقل و حکایت کنند که یکی [شخصی] از اهالی شام برای ایفای حج به مکه مکرمه [آمده از کثرت فواکه و اثمار متعجب شده] می رود و می بیند که در آن بلده مقدسه فواکه و اثمار زیاد بوده، تا هنگام غروب قطارهای شتر با بارهای میوه علی الاتصال آمد و رفت می کنند. مرد شامی از این رو متعجب شده، و تفکر می نماید و چون نمی تواند این حال را در محکمه وجدان خود محاکمه کند [در کمال تعجب و استغراب] در گوشه ای خزیده [نشسته] و خود به خود می گوید که، البته این امر جهتی دارد [در حالتی که] در اطراف سواد أعظم شام [آن همه] باغچه ها و بوستان های بی حدّ و حصر هست و این قدرها محصول ممکن نمی شود، بلکه بعد از وقت ضُحی در کوچه های شام حیوانی دیده نمی شود که بار میوه [داشته باشد] حمل نماید [از قراری که معلوم است] باغچه ها و بوستان های این شهر از باغ ها و بوستان های شهر ما به درجات زیادتر رسیده است. حاجی شامی پس از آن که مدّت زیادی در این باب فکر می کند برای این که خلاصه خیالات خود را تجربه و امتحان و بساتین بلده الله را سیر و معاینه کند به خارج شهر در می آید. [که بساتین آن شهر معظم را که در خیال خانه او مرتسم شده است سیر و تماشا نماید ]چون در اطراف بیوت شهر جز کوه های خشک و برهنه چیزی نمی بیند تعجبش متزاید شده، غرق دریای [تفکر] حیرت می شود و به یک حیرت فوق العاده از کوهی به کوهی سیاحت کرده، چون غروب می شود در محلی که بوده است نشسته به خواب می رود. وقتی که بیدار می شود می بیند که فجر طالع شده و [در اطراف او] بعض شتر بانان حمل احجار می نمایند. مرد شامی از این حرکت شتر بانان که در تاریکی صبح به کوه آمده و حمل احجار می کردند، وحشت فوق العاده را دچار آمده و پس از مدّت کمی به عقب شتربانانی که رجعت می کردند افتاده [و روان شد ]می آید. شتر بانان [به مرور] قبل از طلوع آفتاب به شهر شهیر مکه الله واصل شده و بارهای خود را [فرود آوردند و متاع های ] بارهای خود را به صاحبان دکاکین شهر قسمت [توزیع] کرده و قیمت آن ها را می گیرند.همانا احجاری که به شتران حمل کرده شده بود هر یک،یک نوع میوه خوشگواری بوده است. مرد شامی چون دید احجاری [کلّیه بارهایی] که شتر بانان از کوه گرفتند همه آنها فواکهی شده اند که به واسطه نفاستشان انسان را متحیّر می سازد.آیات جلیله [یجبی الیه ثمرات کل شیء رزقاً من لدنا]. [اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف] را در خاطر آورده [معتقد گردید]و یقین نمود که سکنه مکه معظمه من عندالله مرزوق می باشند.۲۹ ۳۶ـ تهامه علاقه شدت حرارت وجه تسمیه است. ۳۷ـ حجاز وجه تسمیه اش آن است که کعبه معظمه در داخل قطعه مقدسه [در میان نواحی]مکه و مدینه و طایف و نواحی آن واقع [گردیده] است.۳۰ ۳۸ـ بلده طیبه سبب تسمیه اش آن است که [در حق] مسلمین را طیب و با برکت است. ۳۹ـ مدینه الرّب از اسامی مسطوره در انجیل و به معنی «بیت الحرام» است. ۴۰ـ عاقر در مفاد «مسجدالحرام» بوده و در کتاب شعیا(علیه السلام) مسطور است. ۴۱ـ فاران از اسماء محرّره در تورات است، اگر چه این کلمه به معنی مسجدالحرام است ولی اسم یکی از کوه های مکه هم هست. لازم [می آید] که این کوه یکی از کوه هایی باشد که جبال بنی هاشم گفته می شود که حضرت فخر کائنات [رسول صلواه الله علیه] در ذروه [بالای] این کوه عبادت می کردند. حضرت جبرئیل نخستین ملاقات خود را با حضرت رسول در این کوه کرده و از طرف خدای [رب العزه] وحی آورد. این کوه ها [عبارت از ]سه پارچه [کوه] و هر سه از جبال معروفه بوده، به یکی از این ها «جبل ابوقبیس» و دیگری را «جبل قعیقعان» و سیّمی را «جبل فاران» می نامند. موقعی را که به طرف شرقی جبل ابی قبیس و [طرف] مقابل [کوه] قعیقعان واقع است، شعب بنی هاشم می گویند و یک روایت هست [قولی هم هست] که حضرت فخر رسل۳۱ در آنجا مَهد آرای عالم شهود شده اند. زمانی که در میان أحبار اختیار شده بود۳۲ این عبارت مسطور بود «تجلّی الله من سینا و أشرق من ساعیر و استعلن من فاران» مقصود از [کلمات] تجلّی، اشراق، ساعیر و استعلا، معانی ظهور و انکشاف بوده، یعنی تورات شریف به حضرت موسی در [طور] سینا، و انجیل منیف به جناب عیسی در ساعیر، و قرآن کریم به نبیّ محترم در کوه فاران نزول اجلال کرد. « سیناء» اسم کوهی است که به حضرت موسی در آن جا تجلّی فرموده شد. و «ساعیر» اسم گِلی است که با حضرت مسیح سخن گفت و این هر دو پیغمبر در مواقعی که سینا و ساعیر نامیده می شود به نبوت تبشیر کرده شدند. چون حضرت مسیح در موقع ساعیر، در قریه «ناصر» نام، که در ارض خلیل واقع [بود] است ساکن بودند، به این جهت پیروان دین او را «نصارا» گویند. اگر چه اهل کتاب [در حقّ] فاران معانی عدیده جداگانه می دهند ولی به مفاد آیه کریمه «انّ الله اسکن هاجر و اسماعیل فاران» که [در] تورات شریف است شبهه ای نیست که فاران اسم کوهی است [واقع] در مکه معظمه. ۴۲ ـ عتیق یک اسم بقعه مسعوده بیت معظم نیز عتیق است. نظر به قول حسن بصری وجه تسمیه [مکه مکرمه به این اسم] آن است که بیت اعظم [پیشتر از همه، برای زیارت بنی بشر بنا و تأسیس شده است] اوّل بنای روی زمین است برای زیارت بنی بشر. در نزد امام مجاهد محفوظ بودن اوست از تخریب جبابره، به قول قتاده محروس ماندن اوست از طوفان نوح . اسباب تلقیب بلده الله به القاب جمیله ۴۳ـ مشرّفه وجه تلقیبش آن است که شهر شهیر مکه از جمیع بلاد اشرف و اجمل و افضل و اولی است. واقعاً کعبه [مکرمه] مفخمه که گهواره وجود مَسْعَدَت نمود حضرت [پیغمبر صلواه الله و سلامه علیه] است که مظهر دین مبین، و مطاف واجب الطواف طوایف موحدین شده است]، اشرف و افضل بودن او از ممالک روی زمین دلیل کافی است. ۴۴ـ مکرّمه در کتاب مبین به ذکر جمیل تکریم فرموده شده است [و] جمیع رُسُل و انبیا و کافه اولیا و صلحا، به زیارت کعبه الله، که در داخل بلده مسعوده مذکوره است، مأمور شده اند. [و این سبب تلقیب گردیده است]. ۴۵ ـ مهابه وجه تلقیبش آن است که ملحدین نمی توانند به دخول، داخل حدود حرم الله جسارت کنند، یعنی ملحدین و جبابره از مهابت خَلقی و طبیعی کعبه الله خوف و هراس دارند. ۴۷ ـ والده وجه تلقیبش به مناسبت این است که زوّار و حجّاج پس از قضای مناسک حج [به آنجا عود و رجوع نمایند] مراجعت می کنند. ۴۸ـ نادره برای آن است که بلده مقدسّه مکه در هر زمانی وسعت پیدا [می نماید]. چنان که حکایت می شود که گاهی [بنا به روایتی آن شهر مبارک] مانند بطون نسوان بار بر می دارد، [اتّساع پیدا می کند] مبدأ حمل آن ماه های رجب المرجب یا ربیع الاول است. در ابتدای دو ماه مزبور شروع به اتّساع کرده الی سیزدهم ماه ذیحجه آناً فاناً وسعت پیدا می کند که بعد از آن حجّاج فوج به فوج معاودت [رجعت می نمایند] می کنند. فی الواقع در غیر [ایّام ]مواسم حج، کسانی که کثرت سکنه شهر مکه معظمه را می بینند، گمان می کنند [که کسانی که از حجاج ذوی الابتهاج آمده در داخل آن مملکت، آرام و اقامت و در داخل حرم مسجدالحرام طاعت و عبادت خواهند نمود، ابداً جایی پیدا نتوانند کرد] که حجّاج در داخل مملکت محلی برای آرام و اقامت پیدا ننموده، و در دایره فیوضات باهره حرم مسجدالحرام نیز برای طاعات و عبادات محلی پیدا نخواهند کرد. ولی، [چون موسم حج حلول می کند] آن که حاجیان علی التّوالی از بحر و برّ وارد می شوند، در بیوت محلاّت اقامت گزیده در حول بقعه مقدسّه کعبه الله فارغ البال دور و طواف نموده، و در هر گوشه حرم شریف بدون زحمت و تعب نمازگزارده و عبادت جناب خفی الالطاف می کنند و هر قدر عدد زوّار آن بلده نادره [زیاد می شود] تزاید می کند، حسب الحکمه وسعت پیدا می نماید، حجاج هر قدر زیاد بشود هیچکس در مکّه مفخمه بیرون و بی منزل نخواهد ماند. مع ما فیه، اهل موسم حج نیز مانند سکنه و مجاورین زمان خالیه، در داخل حرم محترم بیت الله در کمال راحت و حضور عبادت می نمایند. حقیر جامع الحروف در اواسط شهر شعبان ۱۲۸۹ به مکه مشرفه و اصل شدم، چون [کثرت زوار و] ازدحام حرم شریف را دیدم معتقد بر این شدم که حجاجی که پس از این خواهند آمد، محال است برای خود [در حرم شریف] جا[ی نماز] پیدا کنند. زیرا که در اسواق و بازارهای مکه، طوری ازدحام و کثرت است که اگر سوزن انداخته شود به زمین نخواهد افتاد و در داخل حرم مسجدالحرام نیز جای آن نبود که شخص واحدی قرار گیرد. با وجود این در ظرف مدّت کمی یقین حاصل نمودم که ضیق و تنگی مملکت نمی تواند حجاج را از زیارت منع نماید. الی ساعت وقفه عرفه، هر روز [هر هفته سه ـ چهار ـ پنج هزار ]سه هزار و پنج هزار حاجی و زائر آمده، [هم در خانه های] محلات جای گرفتند و هم در حرم شریف در کمال آسایش [به فراغت مشغول عبادت شدند] محلّ عبادت پیدا نمودند. سنه مرقومه [سال مزبور] حج اکبر شد، به تخمین تقریبی متجاوز از پانصد هزار حاجی آمده بود، کافه این ها [همه اینان] بدون زحمت به [طواف] طاعت و عبادت مشغول [و به جماعت واحده نماز می کردند] و در بازارها مستریحا [به استراحت تمام ]سیر و حرکت می کردند. ۴۹ـ جامعه وجه تلقیب و تسمیه اش آن است که [مکه مکرّمه] نقطه مجمع اقسام اقوام مسلمین و انواع قبائل موحّدین است. در روی زمین هر قدر اجناس مختلفه مسلمین هستند دیناً [از حیثیت دیانت مجبوراند] مجبور می باشند که قطعه مسعوده حجاز [مغفرت طراز] را زیارت کنند و به نیّت [ایفای] ادای فریضه حج به آن جانب فیض جالبِ [حجاز] احرام بند عزیمت شوند و اجناس مختلفه اسلامیّه را در یک نقطه واحده مشاهده کنند. تنبیه بعض اولیاءالله که در این جمعیت واقع می شوند، کمال قدرت و عظمت ایزدپاک را دیده، حال و شأن مخلوقات [او] را تفکر [و تخیّل] می نمایند و در خیال خود می باشند و چون کسانی هم که دنیاپرست هستند بالطبع در ملاحظه اولاد و عیال و املاک و اموال خواهند بود لهذا هر مرد عاقل و فطینی که [به شرف حضور در این جمعیت کبری مشرف شود] در داخل آن جمعیت بشود [از] عجایب مخلوقات، و غرایب مصنوعات الهیّه را دیده [عبرت و تنبیه گرفته] و از خواب غفلت بیدار می شود. ۵۰ـ مبارکه وجه تلقیب این لقب ظاهر است. ۵۱ـ مفخمه به معنی تفخیم است، علاقه قدر و مزیّت و عظمت کعبه الله، باعث تلقیب است. انتهی [چون در معنای تفخیم است قدرت و مزیّت و عظمت کعبه الله را می فهماند]. اگر چنانچه به اقوال پیران و سالخوردگان مکه مکرّمه اعتنا و دقت کنیم و در تواریخ عتیقه صحایفی را که شامل احوال [مسجدالحرام] بیت الله الحرام است به نظر بیاوریم خواهیم فهمید که آن بلده مبارکه در زمان های قدیم به دو سور مجسّم، [بزرگ محاط و] محدود و خرابه های آثار متباقیه [و آثار باقیه] این دو سور از جبل عبدالله بن عمر که در طرف معلا است، تا کوهی که در مقابل این جبل واقع است [یک] دیوار محکم داشته، و در این دیوار، ابواب متعدّده و منفذهای زیاد برای سیل در این کوه موجود بود و لیکن به مرور زمان همه این ها محو و خراب شده است. در تاریخ [قطب مکّی] نوشته شده است که مکّیان [بعضی از کسانی که ]خرابه های دیواری را که از آثار عتیقه است دیده و خبر داده اند و اگر چه ادّعا کرده اند که در نزد سقّاخانه ای که سلطان «سلیمان» خان، ابن سلطان «سلیم» پادشاه عثمانی که در کنار «جدول حسنین» ساخته است خرابه یک دیوار عتیق سقّاخانه مذکور [اثری] چیزی نمانده است و چون این سقاخانه فوقانی است و در [روی آن قصری ساخته شده است] جهات اربعه آن، یک قصر مُشَبَّک بی عدیل هست [و محل ]آن جا برای اعراب خیمه نشین که در اطراف آن هستند محلّ سیر و تننزّه شده است. و باز تواریخ نوشته اند که [این] دو سور سالف الذکر، در طرف «شبیکه» نیز یک دیوار و دری داشته و کمرهای این دو در، تا زمان های نزدیک باقی بوده و در طرف مسفله هم یک سور دیگر [موجود] بوده است، و اعانه اهالی تدارک شده است لهذا آن جا را «غیرتیّه» نام داده اند ۱۲۹۷٫ عثمان پادشاه قلعه جیاد را نیز خراب کرده، در موقع آن سنگری بنا نهاده ۱۳۰۱٫ [امام فاسی به طور موثق ثابت کرده است که در میان جبلی که «لعلع» گفته شده و نزدیک به مسجد شریف رایه است، در میان جبل لعلع و کوهی که در مقابل او است سور دیگر بوده، و باز گفته است که خرابه های آثار این سورها را در بالای جبل مذکور دیدم و فهمیدم که شهر مکه معظمه در میان سورهای متعدد و متصل به همدیگر بوده است ولیکن نتوانستم تحقیق کنم که بانیان این سورها کی ها بوده اند. ولکن اکنون کافه این ها مندرس شده و آثار و علائمی از آن ها باقی نمانده است. امام فاکهی موقع لطیفی را که در روز فیروز فتح مکه رکز علم اسلامیّت فرموده و بعدها در آن جا مسجدی ساخته شد، آثار آن را نیز از آثار عتیقه شمرده و در تاریخ خود گفته است که در قرب بئرجبیر مسجدی است که زیارت کرده می شود که جوار آن خالی از بیوت و منازل است و حال آن که در این عصر حدود خارجیّه مقبره معلّی نیز در میان بیوت و منازل مانده و به عکس آن چه که امام فاکهی گفته است اکنون اطراف بئرجبیر از بیوت و مساکن عاری و خالی نیست. این که امام فاسی گفته است که خرابه آثار متباقیه آن را قدیم بنا کرده، مرحوم ابوعزیز قتاده بن ادریس الحسینی از اجداد عظام اشراف کرام مکّه است که تا زمان انقراض فروع خلفای عباسیّه که در مصر قاهره حکومت می کردند موجود و مرئی بود ابوعزیز قتاده مدتی در ینبع البحر، اجرای حکومت و در دوران امیر حرمین شریفین و از سادات بنی فلیته تکثیر قوت نموده و در سال ۵۹۷ مکه مکرمه را استیلا و زمام اداره را از ایادی بنوهاشم نزع و ضبط نموده و صاحب الحجاز گردید که جد پانزدهم مشارٌالیه امام حسن بن علی بن ابیطالب(علیه السلام)است. در این زمان سهل است که از آثار خرابه آن سورها که مورخین تعریف کرده اند چیزی بماند بلکه از بقیه اساس قدیم ممکن نیست که نشانه پیدا نمود و چیزی که اکنون موجود است قلعه «الجیاد» و «قلعه الفلفل»، و «قلعه الهندی» بوده و در وادی که در میان جبل جیاد و جبل عمره واقع است توپخانه و سربازخانه دولت عثمانی است که این ها نیز از بناهای جدید است. قلعه جیاد در بالای کوه جیاد نام، و قلعه فلفل نیز در جادّه قراره، و قلعه هندی هم در تپه جبل هندی که در طرف حمام عمره واقع است، واقع بوده پس از وقعه مولمه وهابی، برای این که شهر شهیر مکّه معظمه را از مهاجمات اشقیای عرب حفظ و حراست کنند، تأسیس و بنا کرده شده است].
پی نوشت : ۱-آل عمران: ۹۶ ۲-تفسیر فخر رازی، ج۸ ، ص۱۴۳ ۳- نمل: ۹۱ ۴- تین: ۳ ۵-قصص: ۵۷ ۶-ابراهیم: ۳۷ ۷-قریش: ۳ ۸- انعام: ۹۲ ۹- مائده: ۹۷ ۱۰-اسراء: ۱ ۱۱- حج: ۲۹ ۱۲- فتح: ۲۴ ۱۳-تفسیر فخر رازی، ج۱، ص۱۴۷ ۱۴-در ترجمه متحفه است. ۱۵-مؤلف پس از ذکر ۴۴ نام از اسامی مکه مکرّمه و یا به تعبیر وی «اسامی کعبه الله» آن گاه که به بیان معانی این اسامی می پردازد، چند نام دیگر را به شرح ذیل بر آن می افزاید و در نتیجه تعداد اسامی به ۵۴ نام افزایش می یابد: ۴۵ـ جامعه، ۴۶ ـ مبارکه، ۴۷ ـ مقربه، ۴۸ ـ عتیق، ۴۹ ـ مشرّفه، ۵۰ ـ مکرّمه، ۵۱ ـ مهابه، ۵۲ ـ والده، ۵۳ ـ نادره، ۵۴ ـ مفخمه. ۱۶-این منظومه به زبان ترکی سروده شده و در اصل کتاب آمده، لیکن مترجم آن را ذکر نکرده است. ۱۷- گناه گناهکاران ۱۸-استخوان. ۱۹-اشعار از فتوح الحرمین محیی لاری ( در گذشته به سال ۹۳۳ ) نقل شده و با این که متن اصلی کتاب به زبان ترکی استانبولی است لیکن ایوب صبری پاشا از اشعار فارسی محیی لاری نیز استفاده کرده است. لازم به یادآوری است اشعار این شاعر توانمند به کوشش فاضل ارجمند آقای رسول جعفریان به صورت مستقل به چاپ رسیده است. ۲۰- تبک همان لفظی است که در متن ترکی آمده و به معنای ۲۱- سوره بلد: ۱ ۲۲- در ترجمه کعبه الله آمده است. ۲۳-در متن اصلی این تعبیر آمده است. ۲۴- غُثاء بر وزن زُنار، کفی را گویند که بر روی آب باشد. ۲۵-به وزن طوبی است. ۲۶-در ایام جاهلیت در متن ترکی نیست. ۲۷- این عبارت در متن اصلی هست لیکن در ترجمه نیامده است. ۲۸-در ترجمه متحفه است ولی در متن اصلی متخفه آمده است. ۲۹-همانگونه که از ابتدای حکایت پیداست نامبرده ظاهراً این حادثه را در خواب دیده و یا آن که اگر در بیداری هم بوده، حمل میوه را حمل احجار دیده است !! ۳۰-در متن چنین آمده: وجه تسمیه اش آن است که: «کعبه معظمه»، «مکه»، «مدینه» و «طایف» و نواحی آن واقع شده است. ۳۱-در متن اصلی پیغمبر ـ علیه صلوات الله الأکبر ـ آمده است.
منبع: گنجینه معرفت

 

نوشته قبلی

چاه زمزم و دشواری آب در مکه

نوشته‌ی بعدی

تغییر قبله مسلمین به سمت کعبه عشق

مرتبط نوشته ها

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

تغییر قبله مسلمین به سمت کعبه عشق

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

مداحی جای تحریف دین نیست.

مداحی جای تحریف دین نیست.

وکلاى حضرت مهدى (عج)

وکلاى حضرت مهدى (عج)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا