شناخت و درک تفاوت فرهنگ اسلامی و فرهنگ جاهلی و نحوه تعامل امام علی (علیه السلام) با فرهنگ جاهلی برای تبدیل آن به فرهنگ اسلامی موضوعی است که در این مقاله بررسی می شود.تعریف فرهنگدر تعریف فرهنگ، تعابیر فراوانی وجود دارد. انسان شناسان کلاسیک، فرهنگ را در یک معنای وسیع، معادل (سبک زندگی) تعریف می کنند؛ ولی جامعه شناسان، فرهنگ را مجموعه ای از اندیشه ها و ارزش ها می دانند.(۲) در جای دیگری، فرهنگ مشخص کننده باورداشت ها، مسلک ها و اسطوره ها، یعنی صور ذهنی دسته جمعی یک اجتماع که به تعبیری، عوامل روحی و روانی آن جامعه می باشد، تعریف شده است.(۳) به بیان دیگر، فرهنگ، عناصر زیادی را در سطوح مختلف از جمله: عقاید، عواطف، ارزش ها، هدف ها، کردارها، تمایلات و اندوخته ها را در برمی گیرد.(۴)در جای دیگر آمده است که فرهنگ، مجموعه ای است از فضایل و هنرها و آداب و دانش ها و معارف و کلیه نیروهای اخلاقی و روحی که بشر را از حالت بدوی و ابتدایی خارج ساخته و به سوی کمال معنوی سوق می دهد.(۵)(ادوارد تایلور)، مردم شناس انگلیسی، در سال ۱۸۷۱ میلادی در کتاب فرهنگ ابتدایی، فرهنگ را کلیتی در هم بافته شامل: دانش، هنر، اخلاق، قانون، آداب و رسوم و هرگونه قابلیت و عادت که به وسیله انسان، به عنوان عضوی از جامعه، کسب شده است، می داند.(۶)از مجموع این تعاریف، می توان این گونه استنباط و استخراج کرد که: (فرهنگ، مجموعه دانش ها، بینش ها، نگرش ها، منش ها و ارزش های یک ملت) محسوب می شود.برای این فرهنگ، ویژگی هایی را مطرح می کنند که اولا، هویت دهنده است؛ ثانیا، مصونیت آور است؛ ثالثا، هم پویا و هم پایاست؛ رابعا تاثیرپذیر است؛ خامسا، فطرت ثانوی است.(۷)بنابراین، وقتی که می توان گفت فرهنگ، مجموعه ای از دانش ها، بینش ها، نگرش ها، منش ها و ارزش های یک ملت می باشد، پس می توان گفت که فرهنگ هر جامعه نیز به عنوان پدیده ای بی همتا، به تدریج، در حیات جامعه شکل گرفته و قوام می یابد.نخستین منبع موثر در شکل گیری فرهنگ هر جامعه، بنیان گذاران، مدیران و رهبران شاخص جامعه می باشند.(۸)فرهنگ سیاسی نیز (مجموعه ارزش ها، باورها و ایستارهای احساسی مردم نسبت به نظام سیاسی خودشان) تعریف شده است. (۹)کارکرد فرهنگ سیاسی را در دو مقوله باید بررسی کرد: اول این که فرهنگ سیاسی، مشروعیت دهنده به نظام سیاسی، فرآیند تصمیم گیری و سیاست گذاری می باشد؛ دوم این که انگیزه مشارکت به مردم می دهد. از این روست که گفته می شود، آنچه نظام سیاسی را شکل می دهد، باورهای سیاسی جامعه است و یا به عبارت دیگر، گفته می شود نظام سیاسی، مانند درختی ریشه در آداب و سنن و رسوم و هنجارهای جامعه دارد. این باورهاست که کنش های اجتماعی و سیاسی خاصی را شکل می دهد و تعامل این کنش ها، زندگی سیاسی و نظام سیاسی خاصی را درست می کند. به بیان دیگر، همین رفتار و کنش های نشات گرفته از باورها و پندارها، موجب بروز نقش های اجتماعی برای انسان می شود و این نقش ها در طول زمان استمرار یافته و به خلق الگوهای جمعی مشترک و مستمر انجامیده و در نهایت، نهادهای اجتماعی از آن متولد می گردد. (۱۰)ویژگی های فرهنگ جاهلیآنچه را که می توان به عنوان ویژگی های فرهنگ جاهلی عرب در دوره امام علی(علیه السلام) بیان نمود، عبارتند از:۱- زندگی قبیله ای که در آن فرد، مسوولیتی ندارد و کل قبیله، حتی در قبال اعمال اشخاص، پاسخ گو می باشد.۲- مبارزه دایمی با طبیعت به دلیل کمبود منابع حیات و به تبع، جنگ و خونریزی و قتل و غارت دایمی.۳- بت پرستی۴-نژادپرستی و تعصب نژادی و به تبع، نابرابری اجتماعی بین عرب و غیرعرب، حتی در قبایل و در بین جنس زن و مرد.۵-فحشا، فساد و حرام خواری.این ویژگی ها در برخورد با بعثت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)؛ به خصوص در مدینه و در دوران حکومت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، دچار انقلاب شدند و به این ترتیب، زیربنای تمدن اسلامی با فرهنگ ناب توحیدی پایه گذاری شد. اما پس از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بعضی از این ویژگی ها، دوباره زنده شد و حیات مجدد آنها تا زمان حکومت امام علی(علیه السلام) ادامه یافت.عمده ترین این ویژگی ها، تعصب نژادی، برتری نژاد عرب و قریش و انتصاب گرایی به جای شایسته سالاری است که اوج این فرهنگ، در زمان خلافت عثمان می باشد. لذا بعد از رحلت رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) عنصر شیخوخیت در فرهنگ عرب (ساختار قبیله ای)، ابوبکر را حاکم نمود و منزلت قریش به وی مشروعیت داد و سپس در سایر خلفای تا دوره علی(علیه السلام) ادامه یافت.با توضیحاتی که گذشت، فرهنگ سیاسی عرب را می توان در قالب فرهنگ محدود- تبعی تعریف کرد؛ چون تنها به منافع خود و خویشاوندان می اندیشیدند و مفهوم کشور و منافع ملی برای آنان بیگانه بود.بر این اساس در جنگ های جمل، صفین و نهروان، مردم متوجه نبودند که حفظ کشور و نظام اسلامی واجب است، اگرچه با کشتن مسلمانان محقق شود؛ لذا علیه نظام اسلامی خروج کردند. و به دلیل این عدم آگاهی، به راحتی تحت تاثیر تبلیغات امثال معاویه در جنگ صفین قرار گرفتند.دیگر این که با توجه به سطوح چهارگانه ای که در قبیله بود (شیخ، اشراف، اعضای عادی و بردگان)، قشربندی اجتماعی در این زمان عبارت بود از:۱- شیوخ و روسای قبایل:۲- ثروتمندانی که از راه تجارت مال فراوان اندوخته بودند:۳- طبقه متوسط (شامل بازرگانان جزء و عشیره های متنفذ):۴- بردگان و ستم کشان.امام علی (علیه السلام) با توجه به این که در دامان پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) تربیت شده بودند، شخصیت ایشان با فرهنگ مذهبی اسلام رشد کرده بود و از فرهنگ عرب جاهلی، بسیار فاصله داشت. مراد از فرهنگ مذهبی، فرهنگی است که هنجارها، سنت ها، آداب و رسوم و ارزش های آن، همه از سرچشمه وحی نشات گرفته باشد و یا مورد تایید منبع وحی الهی باشد.نکته مهم این که فرهنگ مذهبی اسلام که با بعثت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مطرح شد، نتوانست به طور کامل جایگزین فرهنگ سنتی عرب جاهلی بشود: لذا هر چند در زمان حضور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با توجه به ویژگی های شخصیتی ایشان، حالت غلبه بر فرهنگ جاهلی را نشان می داد: اما در زمان بعد از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نشان داد که فرهنگ مذهبی غلبه کاملی بر فرهنگ سنتی عرب جاهلی پیدا نکرده است. اگر چه در زمان خلیفه اول و دوم، به دلیل تقید حفظ ظواهر، بحران تعارض فرهنگ ها خود را نشان نداد: ولی در زمان خلیفه سوم که مدافع ارزش های فرهنگ سنتی عرب جاهلی بود و نیز در زمان حکومت امام علی (علیه السلام) که به شدت مدافع ارزش های فرهنگ مذهبی اسلام بود و با ارزش های جاهلی مبارزه می کرد، بحران به صورت جدی بروز نمود.ویژگی های فرهنگ مذهبی اسلام۱- خدا محوریگفتیم که از ویژگی های فرهنگ سنتی عرب جاهلی، بت پرستی و تکثر در الوهیت بوده است؛ اما آنچه در فرهنگ مذهبی اسلام به عنوان اولین ارزش مورد توجه می باشد، یکتاپرستی و خدامحوری است که در عینیت فرهنگ و سیاست جلوه هایی دارد.۲- عدالت خواهی و تساوی همه افراد در برابر قانوندر فرهنگ سنتی عرب جاهلی، حق و حقوق و قانون، جایگاه مشخصی نداشت تا نیازمند سنجشی به نام عدل باشد. هر آنچه که رئیس قبیله به عنوان حاکم مطرح می کرد، همان قانون و حق بود و بقیه مجبور به اطاعت و فرمان برداری بودند؛ اما در فرهنگ مذهبی اسلام، قانون الهی مطرح است و از فرد و جامعه، هر کدام حقوقی دارند که برای اجرای درست قانون و استیفای دقیق حقوق، سنجش عدالت مطرح است و افراد و حاکمان براساس این معیار عادل و یا ظالم خوانده می شوند. در این که در حکومت امام علی (علیه السلام) این فرهنگ بیش از شاخصه های دیگر مورد توجه بوده، جای هیچ شک و شبهه ای نیست و در مباحث مختلف این تحقیق نیز به این معنا اشاره شده است.۳- شایسته سالاریدر فرهنگ سنتی عرب جاهلی، شایستگی ها جایگاهی در عزل و نصب ها نداشت؛ بلکه نژاد و خون و نیز انتصاب به قبیله بود که در موقعیت های اجتماعی و سیاسی، بیشترین دخالت را داشت. اما در فرهنگ مذهبی اسلام تقوا (۱۱)، جهاد (۱۲) و علم (۱۳) از جمله ارزش هایی است که برای افراد شایستگی درست می کند و جز مقام انبیا ء و ائمه که نصب خاص الهی دارد، همه جایگاه های دیگر اجتماعی براساس شایستگی های خاص، قابل تعریف می باشد.۴- مصلحت گراییآنچه در فرهنگ جاهلی مطرح بود، برتری یک نژاد و افرادی از یک قبیله و این که باید تنها منافع ایشان مدنظر باشد. اما در فرهنگ مذهبی که امام علی (علیه السلام) معلم و مروج آن است، مصلحت جامعه جایگاه ویژه ای دارد؛ به طوری که امام (علیه السلام) در مقابل وقایعی که پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اتفاق افتاد، با این که امامت و جانشینی از آن حضرت (علیه السلام) بود؛ ولی وقتی که مصلحت چنین ایجاب کرد که جامعه اسلامی نوپا دچار پراکندگی نشود، از حق فردی خود گذشت و به مصلحت عمومی جامعه اندیشید و نه تنها مخالفتی با آنچه انجام گرفته بود، ابراز نداشت؛ بلکه به شهادت تاریخ، خلفای سه گانه را نیز یاری نمود تا جامعه اسلامی از بحران مصون بماند.۵- مسئولیت فردی و اجتماعیاز شاخصه های فرهنگ جاهلی، این بود که اشخاص در برابر اجتماع و حتی در قبال اعمال خود هیچ مسئولیتی نداشتند و تنها قبیله، پاسخ گوی اعمال ایشان بود اما در فرهنگ مذهبی اسلام، فرد در برابر اعمال خود مسئولیت دارد؛ لذا امام (علیه السلام) در فرمان حکومتی خود به مالک اشتر، هشدار می دهد که تو و خاندانت و نزدیکانت، همگی موظف هستید که با مردم با انصاف رفتار کنید: (انصف الناس من نفسک و من خاصه اهلک…) (۱۴)مسئولیت های اجتماعی را نیز حضرت (علیه السلام) در موارد متعدد یادآور شده است که به ذکر چند مورد اکتفا می کنیم:حضرت (علیه السلام) در نامه ۳۱ خود، به چهار ارزش مهم که در واقع، مسئولیت های اجتماعی نیز محسوب می شوند، توصیه می فرماید:الف: امر به معروف و نهی از منکر؛ب – تحمل سختی ها و مشکلات در راه حق و در مسیر جهاد فی سبیل لله؛ج – یاری مستمندان (در این فراز، امام (علیه السلام) حقیقت انفاق را سرمایه گذاری برای آخرت خود می داند):د – قرض الحسنه.۶- ملت گراییدر فرهنگ جاهلی، شاخصه پراکندگی از ویژگی های مهم آن فرهنگ بوده است؛ چون ساختار جامعه، یک ساختار قبیله ای بود. اما با ظهور اسلام و در تحت لوای آن، همه افراد یک جامعه علی رغم داشتن عقاید مختلف، اولاً در برابر قانون مساوی هستند و ثانیاً، از حقوق طبیعی و سیاسی- اجتماعی برخوردار بوده و دولت موظف است که از حقوق همه افراد ولو غیر مسلمان دفاع کند. از این رو، در فرهنگ مذهبی اسلام، پراکندگی وجود نخواهد داشت و مفهوم ملت و کشور به شکل امروز، تحقق پیدا می کند.در فرهنگ مذهبی که حاکم بر حکومت امام علی(علیه السلام) بود، حتی اهل کتاب (یهودیان، مسیحیان، زرتشت و…) هم باید احساس امنیت، برابری در برابر قانون و نیز امکان استیفای حقوق خود را داشته باشند؛ لذا حضرت(علیه السلام) ضمن سفارش زرتشتیان به حاکم فارس، تأکید می نماید که باید با ایشان خوش رفتاری شود و نسبت به شکایت دهقانان این منطقه، به والی فارس هشدار می دهد.(۱۵)همچنین عتاب امام(علیه السلام) در جریان حمله به شهر انبار که اموال مسلمین و غیرمسلمین غارت شده بود و خلخال از پای زن یهودی کشیده بودند،(۱۶) دلالت بر این دارد که امام(علیه السلام) به کل جامعه و ملت به جهت این که زیر مجموعه نظام اسلامی هستند، توجه خاص دارد.۷- تقواگراییاز جمله تأکیدات حضرت، ارزش هایی است که انسان را در زمره متقین و پارسایان قرارمی دهد. روایت شده است که یکی از یاران پرهیزکار امام(علیه السلام) به نام همام بن شریح گفت: ای امیرمؤمنان! پرهیزکاران را برای من، آن چنان وصف کن که گویا آنان را با چشم می نگرم. امام (علیه السلام) در پاسخ او، درنگی کرد و فرمود: (ای همام! تقوای الهی پیشه کن و نیکوکار باش که خداوند با پرهیزکاران و نیکوکاران است.)(۱۷) اما همام قانع نشد و اصرار ورزید، تا آن که امام(علیه السلام) تصمیم گرفت صفات پرهیزکاران را بیان فرماید. سپس خدا را سپاس و ثنا گفت و بر پیامبرش درود فرستاد و صفات متقین را برشمرد.(۱۸)۸- پاسداری از کرامت انساندر مسیر حرکت امام(علیه السلام) به شام در جنگ صفین، عده ای از دهقانان شهر انبار به امام(علیه السلام) برخورد کردند، از اسبان و اشتران خود پیاده شدند و پیشاپیش آن حضرت(علیه السلام) می دویدند. حضرت(علیه السلام) فرمود: چرا چنین می کنید؟ گفتند: این کار در فرهنگ و عادت ما، برای بزرگداشت و احترام فرمان روایان می باشد. حضرت(علیه السلام) فرمود:والله ما ینتفع بهذا امراوکم و انکم لتشقون علی انفسکم فی دنیاکم و تشقون به فی آخرتکم، و ما اخسر المشقه وراها العقاب، ورابح الدعه معها الامان من النار؛(۱۹) به خدا سوگند که امیران شما از این کار سودی نبردند، و شما در دنیا با آن، خود را به زحمت می افکنید و در آخرت، دچار رنج و زحمت می گردید، و چه زیان بار است رنجی که عذاب درپی آن باشد، و چه سودمند است آسایشی که با آن، امان از آتش جهنم باشد.در مورد مشابهی نیز حضرت(علیه السلام) فرمود:ارجع فان مشی مثلک مع مثلی فتنه للوالی و مذله للمومن؛ (۲۰) برگرد، که چنین حرکتی از چونان تویی (رئیس قبیله) با چون منی (امام و زمامدار)، زمامدار را عامل انحراف خواهد بود و مؤمن را موجب زبونی.
ادامه دارد…
منبع:فصلنامه علوم سیاسی

















هیچ نظری وجود ندارد