17 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

تعامل مذهبی ایران و عراق در دو قرن اخیر(۱)

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

دو کشور ایران و عراق، هر دو با اکثریت شیعه، در کنار یکدیگر واقع شده و طی قرنها صرف نظر از اقتصاد و نژاد و سیاست، به لحاظ مذهبی با یکدیگر تعامل داشته اند. از این زاویه، تشیع در عراق برآمد و از آنجا به ایران منتقل شد. کوفه مرکز تشیع در قرن اول و دوم / هفتم و هشتم بود و از آنجا به دیگر مناطق، از جمله بغداد و قم انتقال یافت. تشیع اصیل عراق در چهار مرحله روی تشیع ایران تأثیر گذاشته است:۱٫ تأثیر تشیع قبیله اشعری در قم در قرن دوم / هشتم۲٫ تأثیر تشیع بغداد (مکتب بغداد و سپس نجف) بر ایران در قرن پنجم و ششم / یازدهم و دوازدهم.۳٫ تأثیر تشیع مکتب حله بر ایران در قرنهای هفتم و هشتم / سیزدهم و چهاردهم۴٫ تأثیر تشیع نجف و جبل عامل بر ایران در قرن دهم / شانزدهمطی قرنهای متوالی، تشیع به طور عمده در مرکز عراق از بغداد به سمت جنوب در شرق و غرب دجله و فرات تا جنوب این کشور به ویژه در شهرهای مقدس نجف، کربلا، کاظمین و سامرا خود بسط یافته است.درست پیش از صفوی تشیع، در حال فراگیر شدن در عراق بود که دولت صفوی در این سوی تشکیل شد و با تسلط تدریجی دولت عثمانی بر عراق، راه نفوذ تشیع در آن بخش به خصوص شمال عراق مسدود گردید. این زمان شیعیان به عنوان جاسوس دولت صفوی شناخته شده و در محدودیت کامل بودند.نجف در قرن نهم و نیمه اول قرن دهم، مرکزیت علمی برای شیعه داشت. این زمان، علمای شیعه عرب اکثریت را داشتند و دانشجویان شیعه عجم در محدودیت بودند. نخستین عالم برجسته دوره تأسیس صفوی، یعنی محقق کرکی (م ۹۴۰/۱۵۳۳ – ۱۵۳۴) در نجف مستقر بود.اما به زودی به دلیل مشکلات ایجاد شده میان صفویان و عثمانیان، عراق برای عالمان شیعه ناامن شد و به تدریج این مرکزیت به ایران انتقال یافت.تشیع در دوره صفوی، به دلیل دستیبابی به اکثریت در ایران و آرامش و ثبات سیاسی، مرکز علمی خود در ایران قرار داد. شهرهای تبریز، قزوین و به طور عمده در نیمه دوم این دوره، اصفهان مرکزیت علمی داشت.#با سقوط صفویه در سال ۱۱۳۴ / ۱۷۲۲ و از میان رفتن امنیت در ایران، و نیز سیاست مذهبی نادرشاه، به تدریج مرکزیت شیعه، دوباره به عراق بازگشت. این زمان، مناسبات با دولت عثمانی هم بهبود یافته و عثمانی ها به دلیل توجه به اروپا، سیاست فعالی در این سمت نداشتند. بنابرین علمای شیعه از اواخر قرن دوازدهم / هیجدهم و در طول قرن سیزدهم / نوزدهم و پس از آن در عراق مستقر شدند.گسترش تشیع در جنوب عراق در قرن ۱۳/۱۹اگر تشیع در دوره صفوی (۹۰۷ – ۱۱۳۴ / ۱۵۰۱-۱۷۲۲) در ایران به اکثریت دست یافت، در عراق، طی قرن سیزدهم و چهاردهم /نوزدهم و بیستم اکثریت عراقی ها به ویژه در جنوب این کشور به تشیع گرویدند. پیش از آن در مرکز عراق، شهرهای نجف و کربلا و کاظمین کاملا شیعه نشین و بخش های مهمی از بغداد و نیز اندکی در جنوب، تشیع حضوری هزار ساله داشت.گسترش تشیع در میان عشایر جنوب عراق که در اطراف دجله و فرات تا جنوب این کشور زندگی می کردند، معلول شرایط خاصی بود که به لحاظ داخلی و خارجی طی دو قرن ۱۳ و ۱۴ (۱۸ و ۲۰) وجود داشت.۱٫ نخستین عامل ارتباط نزدیک با دولت مشعشعیان بود که در خوزستان ایران تا نواحی گسترده ای در داخل عراق تسلط داشت. سید محمد فلاح (م ۸۷۰/۱۴۶۵-۱۴۶۶) شاگرد ابن فهد حلی (م ۸۴۱/۱۴۳۷) مؤسس آن دولت، یک شیعه افراطی از مکتب حله بود که توانست اتحادیه بزرگی از قبایل را در اطراف خود گرد آورده و خوزستان را تصرف کند. بسیاری از قبایل عرب در این ناحیه مانند کَعب و آل کثیر و بنی طُرَف و… در این دوره کاملا به تشیع گرویدند. این قبایل به راحتی به داخل عراق رفت و آمد داشتند و بسیاری در آن سمت ساکن شدند. بدین ترتیب این را باید نخستین عامل گسترش تشیع دانست.۲٫ تعداد زیادی از عشایر اسکان یافته در جنوب عراق که از نَجد یا ایران آمده بودند، به تدریج به کشاورزی و باغداری پرداخته و شهرهای نجف یا حِلّه برای آنان به عنوان شهرهای مرکزی برای تبادل کالاهایشان در آمد. رفت و آمد اینان به این شهرها که مرکز تشیع بود، برای آنان که عشایر بوده و به طور معمول آموزش های مذهبی سنی ندیده بودند، زمینه را برای تشیع آنان فراهم کرد.۳٫ در دوره صفوی، بسیاری از زائران ایرانی از نواحی عشیره نشین جنوب عراق به سمت کربلا و نجف می رفتند. این رفت و آمدها که با هدف زیارت و گاه برای یافتن زمین کشاورزی صورت می گرفت، تأثیر مذهبی خود را بر روی عشایر باقی می گذاشت. آنان همپیمانانی از عشایر آن ناحیه می یافتند و با آنان متحد می شدند. روشن است که جاذبه های شیعه و اهل بیت و امام حسین (ع) می توانست عشایر را به سمت تشیع جذب کند.# ۴٫ با پدید آمدن وهابیت در نجد و بیرون راندن بسیاری از قبایل مخالف، و درست در مقابله با افراطگری وهابیان در ارتباط با سایر مذاهب به خصوص تشیع که در شکل حمله به نجف و کربلا خود را نشان داد، بسیاری از این قبایل را به سمت مخالف سوق داد و سبب گرایش آنان به تشیع شد. این امر به خصوص در ارتباط با خزاعل مطرح شده است.بر اساس اطلاعاتی که نویسنده ای به نام ابراهیم الحیدری البغدادی (م ۱۸۸۲/۱۲۹۹) به دست داده است، اکثریت عشایر جنوب عراق طی یک صد سال پیش از آن به تدریج به مذهب تشیع گرویده بودند.البته برخی از این قبایل مانند خُزاعه از قرون نخستین اسلامی بر مذهب تشیع بوده اند، اما بسیاری هم همان طور که بغدادی در «عنوان المَجد» نوشته است، در قرن سیزدهم هجری شیعه شدند.تشیع در عراق عمدتا از بغداد به پایین توسعه یافت اما در شمال، این تشیع تا شهر بَلَد رسید و از آن جا جلوتر نرفت. حتی سامرا به رغم آن که از شهرهای مقدس شیعه بود، تحت سیطره سنیان باقی ماند. دلیل عمده آن، توجه ویژه دولت عثمانی به این شهر درست در شرایطی بود که نزدیک بود این شهر هم در اختیار شیعیان قرار گیرد. دولت عثمانی سیاست جلوگیری از تشیع را در اواخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم دنبال کرد، اما فرصت از دست رفته بود. به تدریج مهاجران زیادی از شُروقی ها – عشایری که در شرق عراق زندگی می کردند – به بغداد، سبب گسترش محلات شیعه نشین در بغداد شد.بصره هم به تدریج در این تحول، به سمت تشیع کشیده شده و طی دو قرن گذشته، شیعه در آن شهر به اکثریت دست یافت. در بخش های جنوبی، تنها شهرک الزبیر سنی نشین بود که آن شهر نیز در حال حاضر، به صورت پنجاه – پنجاه ترکیبی از شیعیان و سنیان است.عوامل برآمدن نجفدر امتداد گسترش تشیع در جنوب عراق، بار دیگر عتبات مقدسه، به عنوان مرکز علمی شیعه مطرح گردید. این برآمدن در دوران مرجعیت وحید بهبهانی (م ۱۲۰۵/۱۷۹۱ صورت گرفت. برآمدن نجف به عنوان مرکز علمی شیعه می توانست معلول چندین عامل باشد:۱٫ تعطیل شدن مراکز علمی ایران در آشفتگی های پدید آمده در نیمه دوم قرن دوازدهم / قرن هیجدهم ۲٫ مقدس بودن این شهر از نگاه شیعیان که امام اولشان در آنجا مدفون بود. باید توجه داشت که سنت علمی شیعه در این شهر سابقه چندین قرن داشت که طی دو قرن دوره صفوی محدود شده بود و اکنون مجددا احیا می شد.۳٫ امنیت نسبی در عراق به خصوص گرایش عشایر نواحی کربلا، نجف تا حله به سمت جنوب عراق به تشیع و یکدست شدن این ناحیه. دولت عثمانی هم دراین دوره، قصد متشنج کردن اوضاع را نداشت و ضمن بکار گیری سنیان، به دنبال ایجاد محدودیت برای شیعیان نبود.۴٫ رفت و آمد گسترده شیعیان زایر از ایران به عتبات و اقامت در آن ناحیه. این امر ارتباط شیعیان را با این مرکز به طبیعی ترین صورت در می آورد. این چیزی است که دقیقا برای پدید آمدن یک مرکز علمی برای یک مذهب می تواند مهم باشد.#در باره مسائل مذهبی و به طور خاص اختلافات شیعه و سنی، شاید عراق یکی از جنجالی ترین کشورها باشد. این مسأله به هیچ روی مربوط به دوره اخیر نیست بلکه نزاع های مذهبی در قرن چهارم و پنجم / دهم و یازدهم در بغداد شاهد مهمی بر این ماجراست که تفصیل آن در منابع تاریخی مانند المنتظم ابن جوزی (۵۹۷/۱۲۰۱) آمده است.در قرن دهم و یازدهم، جنگهای صفوی – عثمانی، و فعالیت های تبلیغی عثمانی ها بر ضد شیعه در قرن های دهم و یازدهم، به علاوه میراث قدیمی در زمینه اختلاف میان شیعه و سنی، باعث شد تا در عراق یک نزاع طائفی عمیق شکل بگیرد. این نزاع، به دلیل نوعی آپارتاید مذهبی که عثمانی های در حق شیعیان اعمال کرده و در زمینه امتیازات سیاسی و اقتصادی آن را بکار می بردند، بر شدتش افزوده شد.تا این جا می بایست برخلاف سایر کشورها اسلامی، عراق را به دلیل داشتن چنین نزاع طائفی شدید، متمایز دانست. نزاعی که تأثیر مهمی در تاریخ عراق جدید گذاشته است.درآمیختگی قومی در عراقدر حال حاضر عراق دو قومیت کردی و عربی دارد، اما نباید غفلت کرد که تعامل موجود میان ایران و عراق طی قرون متمادی، از زمان اسکان نخستین دسته ایرانی در کوفه، در دهه سوم قرن اول هجری، که شمارشان ۴ هزار نفر بود تا دوران اخیر، نوعی آمیختگی نژادی میان عرب و عجم به خصوص در بخش شرقی و جنوبی این کشور پدید آورده است.در این زمینه چندین عامل اهمیت داشت. مهاجرت و رفت و آمد عشایر جنوب ایران به عراق و به عکس که بیشتر به دلایل اقتصادی صورت می گرفت.رفت و آمد زائران ایرانی به عتبات و اقامت در آن شهرها برای زیارت. در مواردی کسانی سالهای پایانی عمر خویش را در آنجا می گذراندند تا همانجا بمیرند. در این باره نباید فراموش کرد که قبرستان وادی السلام، جایی بود که هر شیعی آرزوی دفن شدن در آن را داشت و همین امر روی مهاجرت به نجف تأثیر خاص خود را می گذاشت.رفت و آمد تاجران که به خصوص در اواخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم شدت گرفت. این جماعت بیشتر در بغداد و کربلا سکونت داشتند و بخش مهمی از تجارت را در اختیار گرفته بودند.مهاجرت شمار زیادی طلبه علوم دینی که برای تحصیل به نجف رفتند و دیگر باز نگشتند. برخی از این خاندان ها تا قبل از تشکیل عراق جدید، بیش از یک قرن و نیم بود که در آنجا سکونت داشته و فرهنگشان کاملا عربی شده بود.آمار مهاجران ایرانی طی اوائل قرن بیستم از پنجاه تا سیصد هزار گفته شده است. اما هیچ آمار دقیقی در این باره ارائه نشده است. دلیل آن هم نبودن مدارک درست، اختلاط زیاد و درآمیختگی گسترده بوده است.نتیجه این درآمیختگی بالا گرفتن رقابت های عربی – عجمی در بخش هایی از عراق بود. این مسأله بعدها سایه سنگینی بر سر مناسبات سیاسی میان ایران و عراق انداخت.#بدین ترتیب افزون بر نزاع طائفی شیعی و سنی، بحث عربی – عجمی هم در کنار آن قرار گرفت.تأثیر درآمیختگی قومی میان ایرانی و عراقی، در نجف در چهارچوبی دیگر قابل تعقیب بود. حوزه نجف، از پس از ضعیف شدن حوزه اصفهان در دوره نادرشاه (۱۱۴۸-۱۱۶۰) ۱۷۳۵-۱۷۴۷) گسترش یافت. طبعا به دلیل آن که ایران اکثریت شیعه داشت و سابقه علمی زیادی در علوم اسلامی و شرعی داشت، تعداد بیشتری طلبه روانه نجف کرد. این طلبه ها به دلیل داشتن فرصت و انگیزه و زمینه، به مقامات علمی بالایی دست یافتند. طبعا به دلیل آن که کار اقتصادی هم نمی کردند، کمتر آلودگی های دنیوی که یکی از عوامل دور کننده مردم از روحانیون است، می شدند. نتیجه آن شد که در دو شاخص علم و تقوا، از همگنان عرب خود بالاتر رفتند. بدین نکته هم باید توجه کرد که شیعیان عراق، طی دو قرن اخیر، عمدتا عشایر بوده اند. به دلیل نبودن وسائل تعلیم و تربیت، روشن است که آمادگی کمتری برای تحصیل در میان آنان وجود داشته است.نتیجه این روند آن شد که حوزه نجف، به مقدار زیادی به صورت یک حوزه ایرانی درآمد و مراجع تقلید شیعه، در قرن سیزدهم و چهاردهم، عمدتا ایرانی اما تحصیل کرده نجف بودند.اقامت دویست ساله بسیاری از خاندان های ایرانی، سبب شد تا در محیط عربی، و نیز به اقتضای شرایط خاص اجتماعی، سیاسی، بسیاری از آنان تبدیل به خاندان های عراقی شده و یا دست کم فرهنگ آنان کاملا عربی شود. بسیاری فارسی را فراموش کرده و عربی می گفتند و می نوشتند. حتی برخی از آنان از شاعران بنام عرب در دوره اخیر شدند.شماری از خاندان ها به دو بخش تقسیم شده، برخی عرب و برخی فارس باقی ماندند. این خاندان ها در دوره ای که مجبور شدند تا وضع تابعیت خود را مشخص کنند، قسمتی تابعیت عراقی گرفته و شماری بر تابعیت ایرانی باقی ماندند. انتخاب هر کدام از این دو مسیر می توانست دلایل خاص خود را داشته باشد.مرجعیت نجف درگیر تحولات ایران (۱۳۰۸ – ۱۳۲۹ / ۱۸۹۱- ۱۹۱۱)ماهیت مرجعیت شیعی، یک ماهیت فراملتی است و به همین دلیل، مرجعی که انتخاب می شد، مقلدینی در سراسر کشورهای عربی، ایران، افغانستان، هند و آذربایجان داشتند. با این حال، گاه ممکن بود که مردم یک منطقه یا یک قومیت، به مرجعی که تعلق منطقه ای یا قومی به آنان دارد، علاقه خاص داشته و از او تقلید کنند. آنچه برای عموم شیعیان مورد نظر بود، اعلمیت و تقوا بود که از راه ها و با معیارهای ویژه ای تشخیص داده می شد. به همین دلیل بود که صرفا نجفی بودن ملاک نبود، بلکه ممکن بود مرجعیت از ایران به عراق منتقل شده و دوباره به ایران باز گردد. یا زمانی در نجف، کربلا و یا سامرا باشد.#به علاوه، حتی در فرض وجود مرجع مطلق، این ممکن بود که مراجع دیگری هم همزمان مقلدینی داشته باشند. اما در این موارد، اما زعامت حوزه، در اختیار مرجع اصلی بود. در برخی از زمان ها ، که عمدتا پس از درگذشت مرجع مطلق بود، به دلیل نبودن سیستمی برای انتخاب مرجع مطلق، چندین مرجع پای در صحنه می گذاشتند که به مرور از میان آنان یکی که به اعلمیت و تقوا شهره می شد، به مرجعیت مطلق دست می یافت. این کار، در مواردی که تشخیص ناممکن بود، به صورت طبیعی، با درگذشت افرادی از این جمع، و باقی ماندن یک چهره مشهور، صورت می گرفت.یادآوری یک نکته دیگر هم مهم است و آن این که شکل گیری نجف به سبک تازه، از زمانی است که جریان اخباری گری در شیعه شکست خورده و جریان اصولی پیروز می شود. در تفسیر اصولی از فقه شیعه، جایگاه مرجعیت و مقلدین کاملا تعریف شده است در حالی که در تفکر اخباری موقعیت این هر دو، کاملا در هم تنیده و غیر نظامند است. این پیروزی در دوران وحید بهبهانی که مرجعیت را از سالهای ۱۱۷۳ – ۱۲۰۵ / ۱۷۶۰ – ۱۷۹۱ داشت، پدید آمد. وی را باید نخستین مرجع تقلید شیعه در عصر جدید به شمار آورد. اما جانشیان وی که مهم ترین مراجع شیعه از اوائل قرن نوزدهم تا مشروطه اند و برخی هم در ایران می زیستند، بدین شرح هستند:سید محمد بحرالعلوم (۱۲۱۲ / ۱۷۹۷-۱۷۹۸) ؛ شیخ جعفر کاشف الغطاء (۱۲۲۸/۱۸۱۳) ؛ سید علی طباطبائی (۱۲۳۱ / ۱۸۱۶) ؛ ملا احمد نراقی (م ۱۲۴۵ / ۱۸۲۹) میرزای قمی (۱۲۳۱/۱۸۱۶) و سید محمد مجاهد (۱۲۴۲/۱۸۲۶-۱۸۲۷).از میان این جمع، دو نفر نخست، مراجعی کاملا عرب بودند، طباطبائی و مجاهد مراجعی با دو فرهنگ و میرزای قمی و نراقی کاملا ایرانی بودند.اما مرجعی که در دوران وی، مرجعیت به طور انحصاری و مطلق در اختیارش قرار گرفت، شیخ محمد حسن جواهری (۱۲۶۶/۱/۱۸۴۹) است. وی در گسترش حوزه نجف و اعطای درجه اجتهاد به طلابی که به ایران باز می گشتند، بسیار فعالانه عمل کرد. از این دوره، فعالیت سیاسی خاصی گزارش نشده است. چنان که از دوران جانشین وی یعنی شیخ مرتضی انصاری (۱۲۸۱/۱۸۶۴) که دورانی است با مرجعیت مطلق و کامل وی، فعالیت سیاسی ویژه ای سراغ نداریم. این پس از آن بود که در جریان جنگهای ایران و روس، مراجع نجف و کربلا و نیز ایران، فعالانه مشارکت داشتند.میرازی شیرازی که پس از درگذشت چند مرجع هم ردیفش به مرجعیت مطلق دست یافت، در سامرا مستقر شد. هدف از این استقرار بسط تشیع به شمال عراق بود که به دلیل سیاست مذهبی دولت عثمانی، ناکام ماند. وی در سال ۱۳۰۸-۱۳۰۹/۱۸۹۲-۱۸۹۳ در جریان واگذاری امتیازی خرید و فروش تنباکو در ایران، مداخله کرده و برای نخستین بار پس از چند دهه، تأثیر مستقیم و شگرفی را در سیاست داخلی و خارجی ایران از خود برجای نهاد. وی سه سال بعد (۱۳۱۲/۱۸۹۴) درگذشت اما میراثی که از آن با نام «مکتب سامرا» یاد می شود، از خود برجای گذاشت. بعد از آن هم مراجع محلی ایران و هم مراجع نجف، به شکل جدی تری وارد سیاست هم در حوزه ایران و هم در حوزه عراق شدند.#شاگردان و نزدیکان میرزای شیرازی که مرجعیت پس از وی را در اختیار داشتند، در انقلاب مشروطه وارد شدند. برخی موافق و برخی مخالف بودند و مانند تهران و هر شهر دیگری، دو گروه مشروطه و مستبده در نجف شکل گرفت. آخوند خراسانی (۱۳۲۹/۱۹۱۱) در رأس مشروطه خواهان بود و شهرت داشت که سید محمد کاظم یزدی (۱۳۳۷/۱۹۱۹) مخالف مشروطه است. این زمان، حوزه نجف، کاملا درگیر سیاست ایران شده بود. آن زمان شهرت داشت که علمای عرب شیعه، بیشتر مخالف مشروطه هستند تا موافق.چهار سال پس از انقلاب مشروطه ایران که در سال ۱۳۲۴ق/۱۹۰۶ رخ داد، در عثمانی هم تحول مشروطه خواهی رخ داد. این بار عراق هم درگیر شد. آثار نوگرایی در عثمانی، در نجف هم ظاهر گردید. افزون بر آن که نشریات عربی معروف مانند المنار، المقتطف و الهلال در نجف عرضه می شد، برای نخستین بار مجله «العلم» هم توسط یک روحانی مشروطه خواه عرب که با ایران هم مناسبات خوبی داشت، منتشر شد.
ادامه دارد…
منبع: www.historylib.com

نوشته قبلی

تعامل مذهبی ایران و عراق در دو قرن اخیر(۲)

نوشته‌ی بعدی

گفتاری در باب کتاب حدائق المقربین از میر محمد صالح حسینی خاتون آبادی

مرتبط نوشته ها

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

نوشته‌ی بعدی

گفتاری در باب کتاب حدائق المقربین از میر محمد صالح حسینی خاتون آبادی

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

تو رستم تهمتنی …

تو رستم تهمتنی …

قیام امام حسین (ع) از دیدگاه وهابیّت

قیام امام حسین (ع) از دیدگاه وهابیّت

عاشورا و امام حسین (ع) در آئینه احادیث

عاشورا و امام حسین (ع) در آئینه احادیث

سلسلة الذهب به روایت اهل سنت

سلسلة الذهب به روایت اهل سنت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا