نگاهی به اعتقادات حروفیه فضل اله عارف مسلک بود و مبانى وحدت وجودى مکتب محیىالدین ابن عربى در ذهن او و شاگردانش رسوخ کامل داشت و خود را طبق مصطلحات آن مکتب «خاتم الولایه» مىشمرد، ضمن آنکه بازى با حروف و ارقام هم از مشترکات مذهب حروفى و مکتب ابن عربى است . فضل اله ازاسماعیلیان تاویل را و مبارزه تشکیلاتى را آموخت و پیروان فضل اله بعدا روش ترور مخالفان را هم از فداییان اسماعیلى اقتباس کردند و بر آن روش رفتند، چنانکه داستان سوء قصدشان به شاهرخ تیمورى و به دنبال آن سختگیرى بر متهمان به حروفیگرى در هرات و خراسان مشهور است. فضل اله در عین حال از سلسله دین آوران آریایى است که تعصب شدید ایرانى داشتند و حتى کتاب بزرگ دینى «جاودان» را به لهجه قدیم گرگانى نگاشته. پیروانش نیز از ناشران ادبیات فارسى در عراق و آناتولى و سوریه و بالکان بوده اند. بر جنبه ایرانى نحله فضل اله همه محققان بزرگ همچون «براون» و «ریتر» و «صادق کیا» و «شیبى» و «گوبینو» تاکید دارند و عجیب نیست محمود پسیخانى شاگرد فضل اله و رییس نقطویه که انشعابیون تندرو حروفى هستند خود را «موعود عجم» مىنامیده است. فضل اله شخصا دعوى دین جدید ندارد، اما تاویلش از قرآن چنان دور از ذهن و مصداق تفسیر به رایى است که هم در زمان او به عنوان مرتد حکم قتلش را دادند و این درشروان و در قلمرو میرانشاه پسر تیمور بود. فضل اله توانسته بود توجه میرانشاه رابه خود جلب نماید اما اطرافیان مراقب قضیه بودند و با گزارش به تیمور، و سپس به دستور تیمور، فضل اله را به اعدام رسانیدند.
حرف و انسان در اعتقاد حروفیان توجه خاص و وجه پررنگ گرایش فضل الله حروفی به اهمیت حروف آبشخوری دیرین در حافظه کهنه تاریخی بشر دارد. تقدس بعضی اعداد و ارقام و حروف از زمان هایی چون عهد عتیق و پس از آن در تاریخ اسلام ( به ویژه در قرآن ) به صورت جدی و علمی از زمان خلافت مامون با غور و بررسی در حروف عربی توسط ابومحمد سهل بن هارون بن راهبون دنبال شده، همچنین در آثار کسانی چون کندی، ابن سینا و غزالی نیز محوریت حروف مطرح می باشد.پس از غزالی بازی با حروف بار دیگر وارد تصوف می شود و یکی از مشخصه های شناخت صوفیانه قلمداد می گردد. پژواک این « قسم معرفت » در آرای ابن عربی – که مورد توجه فضل الله است- نیز مشاهده شده است. بنابراین رویکرد ایدئولوژیک رهبر حروفیه به ارزش حروف عربی و فارسی نه تنها بعید نمی نمایاند بلکه کاملا طبیعی و زیرکانه تصویر می گردد. از معاصران فضل الله صوفی ای به نام احمدبن عبد الله (ابوذر) به معرفت علم حروف زبانزد بود و سیدعلی همدانی صاحب کتاب اسرارالنقطه و شرح اسماء الله الحسنی از جمله افرادی است که به دلیل تخصص در این علم مورد توجه حکومت وقت قرار گرفته است.
اعتقادات در تصور حروفیان، عالم ، قدیم است وجهان در حرکت دائم ، کلیه تغییر و تحولات معلول حرکت است . پس از خداوند، انسان اصالت دارد. خوبى و بدى در خارج از وجود انسان قرار ندارد، بلکه در خود او است . این انسان است که آفریننده خوبى و بدى است . انسان بر دیگر موجودات به قوه ناطقه کلمه نیاز داردظهور هستی با صوت است .اگر چیزی بی جان را به چیز بی جان دیگر بزنیم صوت که جوهر ان است ظهور میکند .این ظهور در جانداران از روی اراده و اختیار است.کمال صوت کلمه است و این نیز تنها در انسانها ظهور میکند.کلمه از حروف تشکیل شده است بنا بر این اصل صوت و کلمه حرف است.عربی ۲۸ حرف دارد که قران با انها نوشته شده است و پارسی ۳۲ حرف است که جاودان نامه(کتاب اصلی فضل)با ان نوشته شده است.در چهره انسان چهار خط سیاه است:دو ابرو چهار مژه و موی سر وجود دارد و انسان با این خط ها به دنیا می اید به همین خاطر به انها خطوط امیه میگویند.اگر این هفت خط را با جای رستن شان جمع کنیم میشود ۱۴ خط. در سن بلوغ ۷ حرف دیگر اضافه می شود: دو خط سبیل در چپ و راست ؛دو خط ریش و یک خط پایین لب اینها را هم خطوط ابیه میگویند.جمع این خطوط میشود ۲۸ خط که برابر با حروف عربی است.اگر موی سر و خط پایین لب با خط استوا از وسط دو قسمت شود خطی هشت تایی تشکیل میشود که مجموع ان دو میشود ۱۶ و همچنین اگر با محل رستن انها جمع کنیم میشود ۳۲ که برابر با حروف پارسی است.به اعتقاد حروفیه دور کاینات بر سه اساس مبتنی است نبوت امامت الوهیتنبوت با حضرت ادم اغاز و با حضرت محمد (ص)به پایان رسید.امامت با علی (ع)اغاز شد و با امام حسن عسکری به پایان رسید. با ظهور فضل که مهدی است دوره الوهیت اغاز گردید وپس از او کسی نمی آید مگر برای پیروی از اوهیچ کس زین پس نخواهد آمدن جز به فرمان بردن و پیرو شدنفضل زبان پارسی را زبان دینی قرار داد و به جای حاکمیت عرب حاکمیت ایران را جایگزین کرد و خود به صورت ظهور الهی که مقامش برتر از همه انبیا بود توسط پیروانش پذیرفته شد به عقیده او دوره عرب به پایان رسیده و دوره عجم اغاز گردیده است.حروفیان اخرت روح و بقای روح را انکار میکنند و سقوط تکلیف را بر زبان میرانند و اسرار را فاش میکنند . اکثرا به همین دلیل با سرنوشت یکسان با فتوی علما به قتل رسیده و بیشتر شان به کنده شدن پوست تن محکوم شدند. این رباعی مشهور از دختر فضل است:در مطبخ عشق جز نکو را نکشندلاغر صفتان زشت خو را نکشندگر عاشق صادقی ز مردن نهراسمردار بود هر آنکه او را نکشندحروفیان در مورد حضرت علی (ع) معتقد بودند که ایشان صاحب نقطه اند و جامع حقیقت تمام حروف، ضمنا این حضرت خدا را لمس کرده است. بدین سان با قبول امامت ایشان تا یازدهمین امام به تولد حضرت مهدی در آخر زمان معتقد شدند و با اساس قرار دادن مفهوم نقل شده به جز عیسی مهدی نیست در همان زمان عیسی بودن فضل را قبول کرده بودند.استاد ارجمند محمد علی موحد در کتاب ارجمند شرح فصوص اورده است : حروفیه میکوشد تا کلمه را از بافت جدا کند و انرا بشکافد و راز درون انها را جستجو کند مثلا کلمه ی ادم بر سه حرف تقسیم میشود حرف اول که الف است اشاره به ابتدای امر وجود دارد و حرف اخر میم است اشاره به منتهای امر وجود دارد و دال در وسط اشاره به دوام و امتداد وجود است.کلمه ی انسان نیز سه بخش است یک ان در اول و یک ان در اخر کلمه و حرف سین در وسط ، ان اشاره است به انا یعنی من ، پس کل کلمه میخواهد بگوید من سینم و سین منم پس به لسان اهل معرفت کلمه ی انسان کاشف است به این حقیقت که طلعت ادمی مظهر صورت الوهیت است.موضوع شگفت و درخور تعمق در منظومه اندیشگی حروفیان انسان است، در این منظومه انسان در کنار کتاب خدا و همردیف آن تلقی می شود و صورت انسان با سوره فاتحه القرآن منطبق می گردد. انسان در نگاه حروفیان کانون همه مظاهر هستی قلمداد می شود و همه چیز در ارتباط با او معنا می یابد.
کشف الاسرار و دفع الاشراردرسال۱۲۹۱هَ . ق ./۱۸۷۴م . کتابی به زبان ترکی در رد این طایفه منتشر گردید موسوم به «کشف الاسرار و دفع الاشرار» و آن ردی است بر عقاید و افکار حروفی و بکتاشی ، بقلم اسحاق افندی که در آن موضوع به وسعت علم و اطلاع موصوف ، و از آن تعالیم و مبادی که بر خلاف آن برخاسته بیانی دقیق و صحیح نموده . وی کتاب خود را به سه فصل تقسیم میکند: فصل اول – تحقیق در اصل فضل اﷲ حروفی و بیان اصول و قوانین بعضی از بکتاشی ها است . فصل دوم – در بیان کفریات کتاب جاویدان فرشته زاده است . فصل سوم – در ذکر کفریاتی است که در دیگر جاویدانها آمده . وی قلع و قمع این طائفه را که در سال۱۲۴۱هَ . ق . در زمان سلطنت سلطان محمودخان واقع شد ذکرکرده که چگونه در آنجا عارف حکمت بیگ شاعر ترک بعنوان مفتش عقاید عمل میکرد، و نیز می گوید که باعث وی بر تالیف آن کتاب همانا وقاحت بکتاشی هاست که جسارت نموده و «عشق نامه » تالیف فرشته زاده (عزالدین عبدالمجید بن فرشته ) را در سال۱۲۸۸هَ. ق ./۱۸۷۱م . طبع و نشرکرده اند. وی معتقد است کتابهائی که این اشخاص (یعنی بکتاشیان و یا حروفیان ) نگاشته اند و به آن نام جاویدان داده اند شش عدد است ، اولی را «مضل و ضال نخستین » یعنی فضل اﷲ حروفی بهم آورده و پنج دیگر را خلفا و جانشینان او نگاشته اند. و اضافه میکند که کفر و زندقه آنها در این پنج کتاب بخوبی واضح است و خوی و عادت آنان براین است که آن کتب را نهانی در میان خود مطالعه میکنند و تعلیم میدهند، گرچه فرشته زاده در جاویدان خود موسوم به «عشق نامه »تا حدی کفریات خود را کتمان نکرده است . اسحاق افندی سپس می نویسد: «بعد از اندکی عقاید ضاله این گمراهان در میان مردم آشکارا گشت و پسر تیمور یعنی میرانشاه فضل اﷲ حروفی را بقتل رسانید و پس از آن طنابی به پای او بسته و جسد او را علناً در کوچه و بازار کشیده و دنیا را از خبث وجود او پاک ساختند. پس از آن خلفای وی بر آن شدند که در سراسر ممالک مسلمانان متفرق گشته و خود را وقف ضلالت و غوایت اهل اسلام نمایند. از آن جمله یکی که به «علیالاعلی » ملقب بود به خانقاه حاجی بکتاش در آناطولی آمده به عزلت و انزوا نهانی درآنجا بزیست و جاویدان را به افراد آن خانقاه تعلیم دادن گرفت ، و آنها را فریفته وچنان وانمود میکرد که همان مبادی حاجی بکتاش ، که از اولیا بوده است ، میباشد. پیروان خانقاه که به جهل و حماقت قرین بودند جاویدان را قبول کردند، و با آنکه مفادکلمات آن علناً انکار فرائض الهی و تسلیم به شهوات و لذّات جسمانی بوده ، آنرا «سرّ» مینامیدند و در آن سکوت و کتمان بسیارنمودند، بحدی که اگر یکی از جماعت آن اسرار را فاش می نمود جان او غرامت آن میشد. این سِرّ مکتوم همانا عبارت بود از بعضی صفایح کفرآمیز کتاب جاویدان که اشاره از آن به حروف مقطعه مانند «الف » و «واو» و «جیم » و «با» و «زا» شده ، و برای معانی و مفاهیم این علامات رساله ای تالیف کرده اند و آنرا «مفتاح الحیات » نامیده اند، و این است نام آن سِرّی که هرکس صاحب آن نباشد معانی جاویدان را فهم نمی تواند کرد. به این ترتیب با اهتمام بسیار بر اختفا وکتمان اسرار خود می کوشیدند مبادا که علماء اعلام حقائق کار آنرا دانسته و آنرا بکلی محو و نابود سازند، و از اینرو از سال۸۰۰هَ . ق . تا کنون موفق شده اند که بسیاری را مخفیانه فریفته خود سازند.پس از آن اسحاق افندی سخن را به شرح حیل و دسائس این طایفه کشانیده و شرح میدهد که چگونه سعی میکنند که مردم را از مسلمان و غیر مسلمان به دام کفر و زندقه بیندازند و اضافه میکند: «از تمام این معانی معلوم و واضح میشود که جماعت بکتاشیه در حقیقت شیعه نیستند بلکه اصولاً جماعتی مشرک میباشند که هرچند موفق به جلب یهودیان و مسیحیان نمیشوند ولی مبادی آنها طوری است که مسلمانانی را که به شیعه تمایل دارند بیشتر به خود متمایل مینماید بطوری که هر وقت من بعضی ازنوآموزان بکتاشی را مورد سوال قرارداده ام آنها خود را «جعفری مذهب » یعنی شیعه امامی قلمداد میکنند، وچیزی ازاسرار جاویدان نمیدانند، و تصور میکنند که شیعی هستند. وقتی من [ اسحاق افندی ] ازیک نفر عالم و سیاح ایرانی موسوم به میرزا صفا عقیده او را راجع به بکتاشی ها سوال کردم و او در جواب گفت : «من خیلی با آنها مصاحبت کرده ام و بدقت از مبادی مذهبی ایشان تحقیق نموده ام . آنان وجوب فرائض و اعمال را که در اصول مذهب آمده است انکار میکنند». و از این رو وی بطور قطع کفر آنان را معتقد بوده است
آثار فرقه حروفی در تاریخ فرقه حروفی به بعضی کتب اصلی که از طرف بزرگان آن طائفه یا راجع به آنان تالیف شده اشارت رفته است . از مد نظر ادبی خالص بیشتر از این کتب و آثار (به استثنای بعضی کتب منظوم ماننداسکندرنامه ) چندان قدر و قیمتی ندارندگرچه از لحاظ مطالعات در مذاهب و معرفهالنفس بسیار جالب میباشند. برای خواننده بی سابقه کتاب جاویدان نامه فضل اﷲ استرآبادی هرچند که مطالبی از اسرار نهانی را مشتمل باشد خود یک رشته افکار درهم و آشفته و نامفهوم بیش نیست ،و تنها چیزی که از نوشتجات عدیده او قابل فهم و مطالعه است همانا نامه ای است که به یکی از شاگردان خود در شب قتل خویش نگاشته . از این نامه چنین برمی آید که فضل اﷲ را در شیروان بقتل رسانیده اند و آن مکان را با اشاره به واقعه شهادت امام حسین (ع) ، کربلای خودخوانده است . چنانکه گفته شد این فرقه کار مهمی در ایران ننمودند وبعد از فنای موسس و جانشینان وی این طائفه بکلی در این کشور از میان رفتند، اما درترکیه این عقاید انتشار بسیار یافت . و با وجود همه آزارها وعقابها که مورخین ترک درباره این فرقه ثبت کرده اند، جماعتی کثیر پیرو آن شدند، که از جمله مهمترین آنان یکی نسیمی شاعر است که او را زنده بجرم فساد عقیده در شهر حلب در سال۸۲۰هَ . ق ./۱۴۱۷م . پوست کندند . مستر گیب تفصیل جالب توجهی از او و از فرقه حروفی و همچنین ازشاگرد وی رفیعی شاعر ترک ، مولف «بشارت نامه » ذکر میکند . در اینجا این نکته جالب نظر است که کتب حروفیان غالباً دارای نام و عنوانی است که با کلمه «نامه » ترکیب یافته مثلاً در زبان فارسی از این کتابها: آدم نامه ، عرش نامه ، هدایت نامه ، استوانامه ، کرسی نامه ، محبت نامه و جز آن دردست میباشد و در زبان ترکی علاوه بر کتاب بشارت نامه مذکور کتابهائی بنام آخرت نامه ، فضیلت نامه ، فقرنامه و بسیاری دیگر موجود است.دکترکیا گوید: با آنکه هنوز هم نوشته های حروفی درست گردآوری نشده از مقاله ها و کتابهاو فهرست کتابخانه هائی که تاکنون نشر یافته میتوان به پهناوری دامنه ادبیات ایشان پی برد. کتابهای حروفی به نظم یا نثر بیشتر به فارسی و ترکی است . از فضل تاکنون چهار کتاب و یک دیوان شعر بنظر رسیده و پیروان او کتابها را بیشتر با صفت الهی یاد میکنند. یکی از آنها مثنوی و فارسی است بنام «عرشنامه » و سه دیگر به نثر و به فارسی آمیخته به گویش استرابادی است . گمان میرود که فضل این کتابها را بحکم آیه «و ماارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم فیضل اﷲ من یشاء و یهدی من یشاء و هوالعزیز الحکیم » (قرآن۴/۱۴) به فارسی آمیخته به استرابادی نوشته است .۱- دیوان نعیمی که نسخه آن در کتابخانه علی امیری ش۹۸۹وعکس آن نزد دکتر کیا موجود است و آنرا در مجله دانشکده ادبیات سال۲ش۲ص۵۰معرفی کرده است .۲- عرشنامه ، مثنویی فارسی است و براون آنرا در ژورنال اسیاتیک به سال۱۹۰۷م . شناسانیده گوید در۱۱۲۰بیت است و آغاز آن چنین است :بی بسم اﷲ الرحمان الرحیمآدم خاک است ای دیو رجیم .از این مثنوی ابیاتی درجاویدان نامه و کتابهای دیگر حروفی و نیز در واژه نامه گرگانی ص ۲۸و ۲۹ آمده است .۳- جاودان نامه ، این کتاب که گاهی بنام جاودان کبیر و گاهی «جودان نامه » و «جودان نومه » خوانده میشود، تفسیری است که فضل بر قرآن نوشته و تاویل های تازه ای را که برای آیات آن یاد کرده گواه حقانیت دعویهای خویش پنداشته . پیروان او از این کتاب در نوشته های خود جمله ها نقل کرده اند. برخی صفحه های آن سراسر به فارسی است و حتی یک واژه گرگانی ندارد. نثر آن همه جا بسیار ساده است و در آن هیچگونه صنعت بکار نرفته وحتی دقت بسیار نیز نشده ،و فقط فضل کوشیده است که آنچه میخواسته بسادگی یادداشت کند. گاهی غلط دستوری درجمله های آن دیده میشود.۴- نوم نامه ،جزوه ای است که فضل خواب های خود را در آن یادداشت کرده است. شخصیت فضل و آرزوهای او را این کتاب نشان میدهد. گویش استرآبادی نوم نامه کمتر از جاودان نامه به فارسی آمیخته است ، و برخی واژه های گویش که در آن بکار رفته در «جاودان نامه » و «محرم نامه » و «محبت نامه » و «لغت استرآبادی » دیده نمیشود.رسم خط نسخه جاودان نامه و نومنامه۱- واژه های گویشی گاهی زیر و زبر دارد. زیر و زبربرخی واژه ها در جائی با جای دیگر فرق میکند، مانند مُن و مِن : من . بکند و بکند: کردند.۲- حرف «گ » در واژه های گرگانی وفارسی همیشه به صورت ک و حرفهای «چ » و «ژ» و «پ » گاهی با سه نقطه و گاهی با یک نقطه نوشته شده است ، مانند جن ، چن : زن .روج ، روچ : روز. وریزه ، وریژه : برخیزد. واز، واژ: باز. بس و پس : پس .۳- صدای پیش در برخی واژه ها گاهی باواو و گاهی با نشانه پیش نشان داده شده و گاهیهیچکدام از آن دو دیده نمیشود، مانند خنان و خونان و خُنان : ایشان . خیا و خویا وخیا: به او. خویشتن و خشتن : خویشتن .۴- گاهی و بجای ه نوشته شده ، مانند: اژو کو بجای اژه کو: از آنجا. درو کو بجای دره کو: در آنجا. خوو بجای خوه : او را.۵- بجای «ی » در آخر واژه های مانند برای و جای همزه دیده میشود.۶- زیر پاره ای «ی »ها دو نقطه گذاشته شده است .۷- بجای مد گاهی زیر و بجای زیر گاهی مد نوشته شده، مانند آوی بجای اوی : آن است . اوی بجای آوی : آورد.۸- نشانه زبر از آخر برخی واژه ها افتاده و گاهی بجای آنحرف «ه » افزوده شده و گاهی هم نشانه زبر و هم «ه » هر دو دیده میشود، مانند خوَو خو و خُوَه و خوه : او را. اَوَ و اَوَه : آنرا. کی بو و کیه بو: کرده باشد. کریَ و کریه : کنید.۹- در آخر برخی واژه ها گاهی «ه » و گاهی «ی » دیده میشود، مانند دره و دری : است . اسپه و اسپی : سفید. چی وچه : چه . بمیری و بمیره : بمیرد. بکیری و بکیره : بگیرد.۱۰- از بالای برخی «آ»ها «مد» افتاده است ، مانند: اوینبجای آوین : آوردن . اواژه بجای آواژه : آواز. اسه بجای آسه : آید.۱۱- «ذ» در برخی واژه ها بصورت «د» نوشته شده است ، مانندغدا: غذا. گدشتن : گذشتن . قسمت پدیر: قسمت پذیر.۱۲- جابجا شدن نقطه و افتادن و کم و زیاد شدن آن ، برخیواژه ها را بصورت واژه دیگر درآورده یا صورتی به برخی واژه ها داده که پی بردن بهصورت اصلی و معنی آن دشوار است ، مانند یراسه بجای براسه : برآید. براسه بجای یراسه : فرودآید. نیکامه بجای بنکامه : نخواهد. جبوی بجای جیوی : چه میگوئی . خناین بجایخنانن : ضمیر سوم شخص جمع ملکی . خوستن بجای خوشتن : خویشتن . نیکی بجای بنکی : نکرد.۱۳- در نفی برخی فعلها که با «ب » و «ن » ساخته شده (مانند بنبره : نبرد) گاهی نقطه «ب » پس از نقطه «ن » گذاشته شده واین درست نیست .۱۴- در برخی واژه ها کسره و «ی » بجای یکدیگر بکار رفته ، مانند اون و اوین : آنم ، آن هستم . ازن و ازین : چنین . بند و بیند: باشند.۱۵- برخی «د»هابصورت «و» نوشته شده ، مانند وری بجای دری : است . واشتا بجای داشتا: داشتی .۱۶- برخی واژه ها غلط نوشته شده ، مانند سوره بجای صوره: چهره . کذاردن بجای کزاردن : گزاردن . سپری بجای سپردی : سپرد. هجینه بجای هیجنه : میزند. دنبکه بو بجای دنکیه بو: نکرده باشد.۵- محبت نامه ، این کتاب را عزاوی بهعلی الاعلی نسبت داده لیکن دکتر صادق کیا گوید: از فضل است و بیشتر سخن از عشق ومعنی آن رانده و بسیاری از سخنان خویش را که در جاودان نامه نوشته در آن نیز آورده است . نثر «محبت نامه » مانند «جاودان نامه » است ولی واژه های گرگانی در آن کمتر بکار رفته و بیشتر متن آن به فارسی است ، و در آن واژه گرگانیی که در «جاوداننامه » و «نومنامه » نیامده باشد دیده نمیشود.متن محبت نامه۲۷۱صفحه و آغازآن چنین است : «هو در تقسیم وجه آدم و حوا بشناس و بخوان ای خواننده خطوط وجه کریم آدم »، و پایان آن چنین است : «پس منزل آخر هم از علما و زاهدان و حکماء وشهدا به عالم عشق الهی میکشد که اذا قتله نادیته ». پس از «محبت نامه » در این نسخه۹صفحه دیگر دیده میشود که سخنانی پراکنده به فارسی و ترکی در آن کج و راست نوشته شده و در میان آنها بخشی است در یک صفحه ونیم ذیل عنوان «تعریف قوه لسید شریف » به فارسی و صفحه ای ذیل عنوان «مناجات » به شعر فارسی و سپس بخشی در شانزده صفحه و نیم بی عنوان هست ، و آن همان «لغت استرآبادی » است که حروفیه برای فهمیدن نوشته های فضل درست کرده اند و معرفی آن خواهد آمد. پس از «لغت استرآبادی » چند سطر ذیل عنوان «مناجات حضرت علی کرم اﷲ وجهه » بعربی و بخشی پیرامون یک صفحه در پاسخ پرسش کسی که از معنی حقیقی «ان اﷲ و ملائکته یصلونعلی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما» (قرآن۵۶/۳۳) بپرسد، دیده میشود. در این نسخه «محبت نامه » زیر یا بالا یا پهلوی برخی واژه های گرگانی معنی آن داده شده است .۶- محرم نامه ،گذشته از آن سه کتاب نثری فضل اﷲ،کتابی از یکی از پیروان او به گویش گرگانی و بنام «محرم نامه » در دست است . نویسنده «محرم نامه » مردی است بنام سید اسحاق که باید همشهری فضل باشد. وی سال زادن خود را در همین کتاب سال۷۷۱هَ . ق . و سال آغاز نوشتن «محرم نامه » را۸۲۸هَ . ق . مینویسد و چنانکه از ص۴۴ آن برمی آید در سال۸۳۱هنوز آنرا می نوشته . براون در مقاله خود در سال۱۹۰۷در مجله ژورنال آسیاتیک از کتاب دیگری بنام «شراب نامه » از سیداسحاق یاد میکند که در سال۸۱۴هَ . ق . بشعر فارسی سروده و نیز این رباعی را از رباعیات سیداسحاق می آورد:سی سال ز بعد مرگ از ف (فضل )خداناگاه به گوشم آمد از غیب نداکه (که ای ) مرده صدساله چه خفتی در خاکبرخیز که هنگام حساب است و جزاو اتوره روسی در فهرست کتاب های فارسی کتابخانه واتیکان از «امانت نامه » سیداسحاق نام میبرد که در آن از سیداسحاق چنین یاد شده : «امیر کبیر حق الحق بحق والمعارف سیداسحاق ماوراالجنه». در حاشیه ورق۱۳۵ «جاودان نامه » این دو بیت از او نقل گردیده :ف و ض و ل چون صورت گرفتخویشتن را اذن و عین و انف گرفتبست آیین نقش رویت از دوروفضل حق با فضل حق بین روبروسیداسحاق در «محرمنامه » بسیاری از اصول عقاید و اندیشه های حروفیان را شرح داده و از این رو محرمنامه او از نظر بررسی دین حروفی گرانبهاست . گویش گرگانی این کتاب با گویش گرگانی نوشته های فضل فرقی ندارد، و برعکس «محبت نامه » و «جاودان نامه » هیچ صفحه ای از آن به فارسی نیست و نثر آن کمتر به فارسی آمیخته شده است .۷- لغت استرابادی ، حروفیان برای فهمیدن کتابهای فضل واژه نامه ای از واژه های گرگانی نوشته های او درست کرده اند. گذشته از اینکه همه واژه های گرگانی نوشته های فضل در «لغت استرآبادی » نیامده ، در لغتها و معنی آنها نیز غلط فراوان دیده میشود، برخی واژه های عربی و صورتهای کوتاه نوشته برخی واژه ها جزو واژه های گرگانی در آن آورده شده است . بخشی از نسخه ای از «لغت استرآبادی » را هوارت در متون حروفی آورده که در آن نیز، در واژه ها و هم در معنی آنها غلط دیده میشود.در اینجا سزاوار است فهرست کوتاهی از کتابهائی که امروز نزد این گروه ، مقدس است بیاوریم . برخی از این کتابها را عباس عزاوی در تاریخ العراق بین الاحتلالین ج۲صص۲۴۶-۲۵۴و برخی را همو در الکاکائیه فی التاریخ ص۵۳و برخی را مستر براون در تاریخ ادبیات ایران ج۳و برخی را صاحب ذریعه آورده است :۱- آخرتنامه ، از فرشته زاده . ۲- آدم نامه . ۳- استوارنامه ، از میرغیاث الدین . ۴- اسکندرنامه ، از علی الاعلی . ۵- اطاعتنامه ،از کمال سنائی . ۶- امانت نامه سیداسحاق . ۷- بشارتنامه ، از رفیعی . ۸-بکتاشی نفس لری . ۹- بویروغ . ۱۰- تحفهالعشاق . ۱۱- تراب نامه . ۱۲- توحیدنامه علی الاعلی . ۱۳- توحید، از سلیمان افندی کاتبی به فارسی . ۱۴- جاودان عرفی . ۱۵- جاودان کبیر، از فضل اﷲ استرابادی . ۱۶- حقایق نامه یا دیباچه حقایق . ۱۷- حقیقتنامه . ۱۸- حیاه. ۱۹- خطبهالبیان (خطبهالافتخار)، چاپشده . ۲۰- خطبه تطنجیه (خطبهالاقالیم )،چاپ شده . ۲۱- دیوان ابدال . ۲۲- دیوان روحی بغدادی ، چاپ شده . ۲۳- دیوان فضولی بغدادی ، چاپ شده . ۲۴-دیوان محیطی . ۲۵- دیوان نسیمی ، چاپ شده . ۲۶ – دیوان نعیمی (فضل استرآبادی ). ۲۷- دیوان ویرانی . ۲۸- دیوان یمینی . ۲۹- ذره نامه ، از سید شریف . ۳۰- زبور داود، به عربی . ۳۱- سرانجام ، از ملاعابدین . ۳۲- شراب نامه سیداسحاق . ۳۳- عرشنامه ، از فضل اﷲ استرابادی . ۳۴- عرشنامه ، از علی الاعلی . ۳۵- عرفنامه ، از فضل اﷲ استرابادی .۳۶- عشقنامه ، از فرشته زاده . ۳۷- فرقان الاخبار، از نعمهاﷲ ولی متوفی۸۳۴هَ . ق . ۳۸- فرقان اهل الحق . ۳۹- فضیلت نامه . ۴۰- فقرنامه . ۴۱- فیضنامه . ۴۲- قسمنامه ، از محیطی بابا. ۴۳- قیامتنامه ، ازعلی الاعلی . ۴۴- کتابچه بدرالدین . ۴۵- کتابچه حروف . ۴۶- کتابچه ، از فضل اﷲ. ۴۷- کتابچه ، از گلشنی . ۴۸- کتابچه ، از نسیمی . ۴۹- کتابچه نقطه . ۵۰- کتاب ویرانی . ۵۱- کرسینامه ، ازعلی الاعلی . ۵۲- کشفنامه ، از محیطی دده . ۵۳- لغت استرآبادی . ۵۴- مبداء و معاد. ۵۵- مجموعه گلشنی . ۵۶- محبتنامه ، از علی الاعلی . ۵۷- محرمنامه ، از سیداسحاق . ۵۸- محشرنامه ، از امیرعلی . ۵۹- مرشد. ۶۰- مفتاحالحیاه.۶۱- مناقب بکتاش ولی . ۶۲- نومنامه . ۶۳- وحدتنامه ، از مقیمی . ۶۴- ولایتنامه . ۶۵- هدایتنامه .
رمزهای حروفیان فضل و پیروان او بجای پاره ای واژههای فارسی یا عربی گاهی یک یا چند حرف از آنها را مینویسند و برای بازشناختن آنهااز واژه هائی که درست نوشته شده بر روی آنها مد می گذارند یا خط میکشند. گاهی دربرخی نسخه های یک کتاب این کوتاه نویسی بیش از نسخه های دیگر بکار رفته ،گاهی برای پاره ای واژه ها دو یا چند صورت کوتاه دیده میشود. خواندن نوشته های حروفیان بی شناختن این رمزها آسان نیست و از این رو خود ایشان جزوه ای بنام مفتاح حروف جاودانیا مفتاح کتب حروفیانیا مفتاح الحیاتدر این باره نوشته اند. در ذیل نمونه هائی از این نشانه ها داده میشود:ایم : ابراهیم . حف مقه : حرف مقطعه .صه : صورت . اه : الوهیت . ح ق : حضرتحق . صه د: صورت آدم . تع: تعالی . خطس : خط استوار. صه اه : صورت اﷲ. ج : جل . خل : خلقت . ط: خط. جبل : جبرئیل . د: آدم . طا: شیطان . ج نامه : جاودان نامه . ذ: ذات . طس : خط استوا. ج ه : جل عزه . ذق : ذات حق . طف : طواف . ج ی : جاودان نامه الهی . رضه : رضی اﷲ عنه . طو یا طوط: خطوط. چه : چهارده . سبعم : سبع مثانی . طیا ط ی : خطوط الهی . ح : حضرت . ش نامه : عرشنامه . ظ: ظاهر. حف : حرف . ص : صلوه. ع : عرش نامه .ع : علیه السلام . ق تع: حق تعالی . م نامه : محبت نامه . عرم : علیهالسلام . قن : قرآن . م ی : محبت نامه الهی . ع ی : عرشنامه الهی . ک : کلمه . ن : نقطه . عی : عیسی . ک اه : کلمهاﷲ. نس : انسان . ف : فضل . م : محمد. و: حوا. فاه : فضل اﷲ. مج : معراج . و یا وه : وجه . ق : حق . مقه : مقطعه . وم : والسلام .منابع تحقیق :magiran.comworldlibrary.netwww.loghatnaameh.comhekayateney.persianblog.irکتاب ها :ریتر، هلموت، آغاز فرقه حروفیه، ترجمه حشمت مویدگولپینارلی عبدالباقی، فهرست متون حروفیه، ترجمه هـ . سبحانیالشیبی کامل مصطفی، تشیع و تصوف، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلوگولپینارلی عبدالباقی، <حروفیان>، ترجمه دکتر عطاء الله حسنی، فصلنامه پژوهش های تاریخی، سال سوم، شماره های ۵-۸فهرست متون حروفیه ترجمه توفیق سبحانی چاپ وزارت ارشاد اسلامی سال۱۳۷۴نسخه خطی استوار نامه کتابخانه واتیکان به شماره ی ۴۳حروفیه روشن خیاوی نشر احمدی چاپ اول ۱۳۷۹واژه نامه گرگانىدانشمندان آذربایجان محمدعلى تربیتاحسن التواریخ روملومقدمه دیوان قاسم انوارنوشته هاى حروفی ادوارد براون،ترجمه عطااله حسنى، فرهنگ ایران زمین شماره ۲۶از سعدی تا جامیصائن اصفهانی و سبک شناسی ج۳

















هیچ نظری وجود ندارد