امام زید بن علی بن الحسین (علیه السّلام) و تأسیس مذهب زیدیهزیدیه به شاخهای از مذهب تشیع گفته میشود که به امامت زید بن علی بن الحسین(علیه السّلام) معتقدند و خود را پیرو او میدانند.۱ شیخ مفید در تعریف زیدیه آورده است: «زیدیه به امامت علی، حسن، حسین و زید بن علی قائل هستند و نیز به امامت هر فاطمیای که به خود دعوت کند و در ظاهر، عادل و اهل علم و شجاعت باشد و با او بر شمشیر کشیدن برای جهاد بیعت شود».2در مقدمه البحر الزخار نیز در تعریف زیدیه آمده: «زیدیه به فرقهای گفته میشود که به پیروی از زید بن علی(علیه السّلام)، علی بن ابیطالب(علیه السّلام) را در امامت بر دیگران مقدم و امامت را پس از او برای حسن(علیه السّلام) و حسین(علیه السّلام) و سپس منحصر در فرزندان آن دو بداند که با دعوت و فضل به امامت میرسند، نه با وراثت. و خروج نیز بر ایشان واجب است. همچنین توحید، عدل، وعد و وعید، امامت و امر به معروف و نهی از منکر از دیگر اعتقادات زیدیه است».3امام زید در سال هفتادوپنج هجری قمری در مدینه بهدنیا آمد۴ و پس از پدرش، امام زین العابدین(علیه السّلام)، شاگرد برادر بزرگتر خود امام محمد باقر(علیه السّلام) بود.۵ وی در زمان حکومت هشام بن عبدالملک بن مروان در کوفه دست به قیام و شورش زد و در ذیالحجه سال ۱۲۲ ه•• ق به شهادت رسید.۶درباره شخص امام زید و تاریخ زندگی، تعالیم و قیام او بر ضد خلافت اموی تحقیقات بسیاری انجام شده است.۷ به همین دلیل، در این نوشتار از بررسی شخصیت، تعالیم، زندگی و شهادت امام زید چشمپوشی خواهیم کرد و تنها به چند نکته که هنوز قابل تحقیق و توجه بیشتر است، اشاره میکنیم؛ از آن جمله اینکه زیدیه تنها در دورههای پس از شهادت امام زید و در ابتدا، در کوفه و عراق و سپس در ایران و یمن شکل مذهب به خود گرفت.۸ امام زید بیش از هر چیز آغازگر حرکتی پرشور بر ضد دستگاه ظالم خلافت اموی در عصر خود بود و در این راه از تاکتیکها و روشهایی نیز سود میبرد که در بسیاری از موارد رنگ دینی و مذهبی به خود میگرفت.۹نکته دیگری که مورد توجه برخی از محققان واقع شده، دامنه دعوت امام زید است و اینکه اصولا آیا امام زید، آنگونه که در منابع رسمی زیدیه آمده است، مردم را به اطاعت از خود به عنوان امام دعوت کرده، یا اینکه مطابق برخی از اسناد، دعوت او به «الرضا من آل محمد» بوده است، که میتواند به معنای دعوت به امامان مورد قبول امامیه باشد؟۱۰در ادامه، نیز مذهب زیدیه که شاخهای از تشیع به حساب میآید و در اصول اعتقادی با امامیه مشترک است، بیشتر به جهت نظریه خاص در مسئله امامت از شاخه دیگر تشیع یعنی اثناعشریه (امامیه) متمایز میشود،۱۱ وگرنه ایندو به همدیگر نزدیکاند؛۱۲ چه، علاوه بر اشتراک در اصل مسئله امامت، در سایر اصول اعتقادی تا حد زیادی به امامیه و هر دوی آنها به معتزله نزدیکاند،۱۳ تا آنجا که برخی زیدیه را با معتزله یکی دانسته۱۴ و برخی دیگر معتزله را از جمله فِرَق زیدیه شمردهاند.۱۵ در فقه نیز با وجود اینکه گفته میشود امام زیدْ فقهی مستقل داشته است و زیدیه نیز ادعای چنین استقلالی را دارند،۱۶ ولی به نظر میرسد شخص امام زید فقه خاصی بنا نکرد و اصولا دغدغه او چیز دیگری بوده است. از طرفی دیگر، اصل مرجعیت اهل بیت و لزوم تمسک به کتاب و عترت اصلی پذیرفتهشده در زیدیه است، هرچند در ادامه، عملاً فقه زیدیه تا حد زیادی نزدیک به حنفیه شناخته شده،۱۷ که البته در پارهای از مسائل با امامیه و گاهی نیز با شافعیه متفق است.۱۸ برخی در این خصوص تا آنجا پیش رفتهاند که گفتهاند زیدیه در عقاید، معتزلی و در فقه، حنفی هستند.۱۹ البته در ادامه، نادرستیِ کلیت چنین ادعایی با توجه به مذهب و گرایش غالبِ زیدیه که به وسیله امام قاسم و امام هادی رواج یافت، روشن خواهد شد و نزدیکی زیدیه به امامیه در بسیاری از عقاید و مسائل فقهی مورد اذعان قرار خواهد گرفت.با وجود این، شاید بتوان از سه اصل به عنوان مهمترین اصول و ویژگیهای مذهب زیدیه و آنچه شخص امام زید نیز بدان معتقد بوده است نام برد:۱٫ افضلیت امام علی و اولویت آن حضرت برسایر صحابه نسبت بهخلافت و جانشینیِ پیامبر۲۰ و در عین حال تجویز امامت مفضول.۲۱۲٫ حصر امامت در فرزندان فاطمه(س).۲۲ البته به نظر میرسد در صورت صحت انتساب این عقیده به شخص امام زید، بین این نظر و قبول امامت شیخین تناقضی است که صحت انتساب اعتقاد و رضایت امام زید به خلافت شیخین را زیر سؤال میبرد، مگر اینکه، همانگونه که در دورههای بعد، معتقدان به خلافت شیخین از زیدیه گفتهاند، خلافت شیخین یک استثنا محسوب شود،۲۳ ضمن آنکه برای تایید اعتقاد امام زید به حصر امامت در بطنین براساس منابع معتبرتر، مجال تحقیق بیشتری باقی است.۲۴۳٫ شرط دعوت علنی به خود و خروج برای جنگ با ظالمان در صحت تصدی و مشروعیت امامت.۲۵
استمرار قیام و مبارزهپس از شهادت امام زید در سال ۱۲۲، فرزندش امام یحیی در سال ۱۲۵ در خراسان قیام کرد ودرهمان سال بهشهادت رسید.۲۶ اینقیام همزمان بود با آغاز فعالیت ابومسلم ودیگر مخالفان خلافت اموی که سرانجام به پیروزی عباسیان بر امویان در سال ۱۳۲ انجامید.۲۷پس از شهادت زید و یحیی، دعوت زیدیه همراه با دیگر جریانهای معارض امویان به سوی بنیعباس گرایش یافت؛ ولی طولی نکشید که بنیعباس، که پیش از این با شعارهای فریبنده در حمایت از حقوق علویان سعی در جلب افکار عمومی داشتند، با علویان درگیر شدند و به مقتضای منافع خود به دشمنی و عناد با خاندان پیامبر پرداختند. امام محمد بن عبدالله بن الحسن بن الحسن(علیه السّلام) ملقب به «نفس زکیه» در سال ۱۴۵ و در زمان خلافت منصور (۱۳۶ـ۱۵۸) در مدینه قیام کرد. این اولین قیام و دعوت یکی از فرزندان امام حسن(علیه السّلام) در چارچوب تعالیم امام زید بود که در عصر عباسیان اتفاق افتاد. آغاز امامت محمد بن عبدالله به سال ۱۲۷ بازمیگردد.۲۸در آن هنگام، امامت و خلافت او مورد قبول معتزله نیز قرار گرفت و پیوند معتزله و زیدیه بیش از گذشته مستحکم شد.۲۹ محمد نفس زکیه پس از یک دوره سکوت و تقیه و پس از آنکه منصور فشار را به نحو بیسابقهای بر علویان افزایش داد،۳۰ امامت و دعوت خود را در مدینه و حجاز آشکار کرد. دعوت و قیام محمد از گستردگی و پایگاه مطلوبی برخوردار بود، بهطوریکه معتزله و حتی امام مالک، از ائمه بنامِ مذاهب سنی، نیز به امام محمد پیوستند و از کمک به او دریغ نکردند.۳۱دعوت و قیام نفس زکیه همچنین با فعالیت داعیان متعدد علوی و معتزلی در اقصا نقاط جهان اسلام برای جلب همکاری همراه بود. در این میان، برادران و فرزندان امام محمد نقشی اساسی داشتند که در رأس همه ابراهیم برادر او بود که به منطقه بصره رفت و حمایت اهواز و فارس را نیز به دست آورد و در نهایت پس از نفس زکیه به شهادت رسید. همچنین موسی بن عبدالله به الجزیره، یحیی بن عبدالله به ری و طبرستان، و بالاخره عیسی بن عبدالله و ادریس بن عبدالله به مغرب رفتند؛۳۲ ولی در نهایت قیام محمد بن عبدالله در همان سال شکست خورد و به اتفاق جمعی از یارانش به شهادت رسید.۳۳امام محمد بن عبدالله همزمان با گسترش دعوت خود دو مفهوم و عقیده اساسی «تقیه» و «مهدویت» را به درون اندیشه زیدیه آورد۳۴ و از این جهت نیز نقش او در سیر تحول مذهب زیدیه قابل توجه است. پس از شهادت محمد بن عبداللّه، برادرش امام ابراهیم بن عبدالله نیز که با امام محمد همکاری داشت و پس از او در عراق قیام کرده بود، ناکام ماند و در همان سالِ شهادت برادرش (۱۴۵) به شهادت رسید.۳۵پس از سرکوب شدید قیام امام محمد نفس زکیه و برادرش امام ابراهیم، در ادامه حکومت منصور و در زمان خلافت مهدی عباسی (۱۵۸ـ۱۶۹) سیاست سرکوب علویان همچنان ادامه یافت.۳۶امام حسین بن علی بن الحسن بن الحسن(علیه السّلام) «شهید فخّ» امام بعدی زیدیه بود که در سال ۱۶۹ و در زمان خلافت هادی عباسی (۱۶۹ـ۱۷۰) در مدینه قیام کرد و به شهادت رسید.۳۷ پس از شهادت حسین فخّی، دعوت زیدیه تا حدودی شکل سرّی به خود گرفت و ثقل آن از مرکز جهان اسلام (عراق و حجاز) به دو سوی آن (دیلم و مغرب) منتقل شد.امام یحیی بن عبدالله بن الحسن که برادر و یار امام محمد بن عبدالله در قیام او بود و در قیام حسین فخّی نیز نقش عمدهای داشت،۳۸ پس از شکست قیام حسین در سال ۱۷۰ به حجاز و یمن رفت۳۹ و سپس به خراسان و از آنجا به ماوراءالنهر مهاجرت کرد و سرانجام به دیلم و طبرستان رفت۴۰ و پس از چندی با دعوت به امامتِ خود در صدد تاسیس دولتی زیدی در آن سامان برآمد. ولی هارونالرشید در سال ۱۷۶ حرکت او را سرکوب کرد و امام یحیی زندانی شد و در نهایت در زندان هارون به شهادت رسید.۴۱ادریس بن عبدالله برادر دیگر محمد بن عبدالله نیز پس از همکاری با حسین فخّی و شکست قیام، به «مغرب دور» گریخت و در سال ۱۷۲ پس از دعوت و بیعت قبایل آن منطقه، دولت خود را تاسیس کرد.۴۲ در مورد دعوت ادریس آوردهاند که او در یک مرحله داعیِ برادرش امام محمد نفس زکیه۴۳ و در مرحله بعد داعیِ امام حسین فخّی و در مرحله سوم داعیِ برادر دیگرش امام یحیی بود، و در نهایت وقتی خبرِ سرانجامِ کارِ یحیی به او رسید، دعوت به خود کرد و برای تأسیس دولت به «طنجه» رفت۴۴ و پایهگذار اولین دولت زیدیه شد.۴۵ در خصوص زندگی ادریس بن عبدالله اطلاعات روشنی در اختیار نیست، ولی مسلم است که او پس از چند سال حکومت و احتمالا در سال ۱۷۷۴۶ با دسیسه هارونالرشید مسموم شد و به شهادت رسید.۴۷ پس از وفات ادریس بن عبدالله، فرزندش ادریس بن ادریس (متولد ۱۷۵)۴۸ جانشین او شد.۴۹ پس از وفات او در سال ۲۱۴،۵۰ محمد بن ادریس بن ادریس دولت ادریسیان را استمرار بخشید.۵۱ از آن پس دیگر نوادگان ادریس یکی پس از دیگری در مغرب حکومت کردند؛ ولی دولت آنان حداکثر تا سال ۳۷۵ دوام آورده است.۵۲سالها پس از انقراض دولت ادریسیان در مغرب، آنان در اندلس با امویان حاکم درگیر شدند۵۳ و در سال ۴۰۷، یکی از نوادگان ادریس به نام علی بن حمود با کنار زدن امویان بر اندلس سلطه یافت۵۴ و ادریسیان از آن پس و تا سال ۴۴۷ با فراز و نشیبهایی بر اندلس حکومت کردند.۵۵دولت ادریسیان در مغرب و اندلس اگرچه حداقل در ابتدا دولتی شیعی و زیدیمذهب بود، ولی بروز تشیع و تظاهر به مذهب زیدیه در آن پر رنگ نیست. حتی در احوال ادریس اول آوردهاند که او تشیع خود را اظهار نمیکرد و حداقل در سالهای نخست، از خود به عنوان امام یاد نمیکرد.۵۶ به نظر میرسد که هدف ادریس نیز بیشتر قیام و انقلاب بوده است تا ادعای امامت و حرکتی فکری عقیدتی.۵۷امام ابوعبدالله۵۸ محمد بن ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن الحسن بن الحسن(علیه السّلام) معروف به «ابن طباطبا» ششمین امام زیدیه پس از زید بن علی است۵۹ که در سال ۱۹۹ در جنبشی که فرماندهیِ آن را ابوالسرایا السریّ در زمان خلافت مأمون (۱۹۶ـ۲۱۸) برعهده گرفته بود، در کوفه دعوت به خویش کرد و بیعت گرفت۶۰ و برای مدتی بر کوفه مسلط شد.۶۱ پس از وفات ابنطباطبا جوانی دیگر از علویان بهجای او نشست۶۲ و از آن پس با کمک برخی علویان که به عنوان والی به مناطق مختلف اعزام شده بودند، تا سال ۲۰۰ پیآمدهای این ماجرا ادامه یافت، و از آن جمله تسلط و حکمرانی ابراهیم بن موسی بن جعفر(علیه السّلام) بر یمن قابل توجه است.۶۳ همچنین در سال ۲۰۷ عبدالرحمان بن احمد بن عبداللّه بن محمد بن عمر بن علی بن ابیطالب(علیه السّلام) در منطقه عک یمن خروج کرد و با دعوت به «الرضا من آلمحمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم)» برای خود بیعت گرفت.۶۴
پی نوشت :
«و کانت الامامیه و الزیدیه فی بدء امرهما حزبا واحدا ثم اختلفا و السبب فی اختلافهما لمیکن اصلا من اصول الدین و انما کان حول الامامه» (الحیاه السیاسیه، ص۲۴ و ۲۲۸).۱٫ فرق الشیعه، ص۵۵؛ مروج الذهب، ج۳، ص۲۳۱؛ مقالات الاسلامیین، ج۱، ص۶۵٫۲٫ اوائل المقالات، ص۳۹٫۳٫ البحر الزخار، ج۱، ص۴۰٫۴٫ الافاده، ص۶۱٫۵٫ الحیاه السیاسیه، ص۳۹٫۶٫ مروج الذهب، ج۳، ص۲۲۸؛ الکامل، ج۳، ص۳۸۰؛ تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۹۷٫۷٫ به عنوان نمونه: محمد ابوزهره، الامام زید؛ ناجی حسن، ثوره زید بن علی؛ شریف صالح احمدالخطیب، الامام زید بن علی المفتری علیه؛ حسن الامین، زید الشهید؛ ابراهیم بن علی الوزیر، زید بن علی جهاد حق دائم؛ علی محمد دخیل، زید بن الامام علی بن الحسین؛ الشیخ نوری حاتم، زید بن علی؛ سید محسن امین، ابوالحسن زید الشهید؛ عبدالرزاق الموسوی المقرم، زید الشهید؛ محمد محمدی اشتهاردی، زید شهید انتقامگر؛ حسین کریمیان، سیره و قیام زید بن علی.۸٫ التجدید، ص۳۶٫۹٫ برخی از محققان تاکید بر افضلیت علی(ع) در امر خلافت و در عین حال تجویز تقدم مفضول و در نتیجه پذیرش خلافت شیخین را که به امام زید منسوب است، از جمله همین تاکتیکها دانستهاند که زید بهوسیله آن، سعی در جمع کردن همه نیروها اعم از شیعیان و سنیمذهبانِ معتزلی و غیر معتزلی داشته است.۱۰٫ زید بن علی و مشروعیه الثوره، ص۱۹۷ـ۱۹۸٫۱۱٫ زیدیه در مسئله امامت تنها چند اختلاف با امامیه دارند که عمدتا در برخی از مقاطع تاریخ و در بعضی از گرایشها دیده میشود. مهمترین آنها عبارتاند از: تجویز امامت مفضول و رضایت به خلافت شیخین، اشتراط خروج و کشیدن شمشیر برای امامت امام و ردّ تقیه، عدم اعتقاد به عصمت امامان، عدم اعتقاد به حصر امامان در دوازده تن معین و نیز به لزوم وجود نص بر همه امامان. البته همانگونه که در ادامه نوشتار بررسی شده، این اختلافات تا حدود زیادی هم در عقیده و هم در عمل از میان رفته است.۱۲٫ بغدادی امامیه و زیدیه را در آغاز یکی میداند که تنها در امامت امام زید و بیعت با او در خروج بر ضد امویان اختلاف نظر دارند. (الفرق بین الفرق، ص۲۵).۱۳٫ فرهاد دفتری تاکید میکند که بر اساس آخرین تحقیقات، شیعیان اولیه در قرن دوم اعم از زیدی و امامی سازگاری چندانی با معتزله نداشتهاند و این تنها در اواخر قرن سوم بوده است که تحت تاثیر معتزله قرار گرفتهاند (تاریخ و عقاید، ص۸۵ـ۸۴).۱۴٫ الملل و النحل، ج۱، ص۱۶۲٫۱۵٫ الحیاه السیاسیه، ص۲۱۹٫۱۶٫ الغطمطم الزخار، ج۱، ص۲۷٫۱۷٫ الحیاه السیاسیه، ص۲۱۵٫۱۸٫ الملل و النحل، ج۱، ص۱۶۲٫۱۹٫ التجدید، ص۵۸٫۲۰٫ الملل و النحل، ج۱، ص۱۵۵؛ مقالات الاسلامیین، ج۱، ص۱۲۹؛ البحر الزخار، ج۱، ص۴۰؛ الامام زید، ص۱۸۹؛ الزیدیه نشأتها و معتقداتها، ص۱۶؛ و نقل اجماع زیدیه بر این اصل از شرح رساله الحور العین، ص۱۵۴٫۲۱٫ الملل و النحل، ج۱، ص۱۵۵؛ مقدمه ابن خلدون، ص۱۹۷٫ گرچه به نظر میرسد در این اصل، نفی و عدم ضرورت عصمت امامان نهفته است، ولی زیدیه تصریح کردهاند که «پنج تن» از مقام عصمت برخوردارند. امام زید بن علی در روایتی میفرماید: «المعصومون منّا خمسه، النبی و علی و فاطمه و الحسن و الحسین» تاریخ دمشق، ج۱۹، ص۴۶۴٫۲۲٫ البحر الزخار، ج۱، ص۴۰؛ مقدمه ابن خلدون، ص۱۹۷؛ قیام الدوله، ص۳۰؛ الزیدیه، ص۷۲؛ الامام زید، ص۱۹۰٫۲۳٫ التجدید، ص۵۶٫۲۴٫ برخی محققان تصریح کردهاند که این عقیده بعد از امام زید پدید آمده است (تاریخ و عقاید، ص۸۵).۲۵٫ الملل و النحل، ج۱، ص۱۵۶؛ البحر الزخار، ج۱، ص۴۰؛ مقدمه ابن خلدون، ص۱۹۸٫ این جمله از امام زید منقول و مشهور است که: «آنکس که شمشیر خود برهنه کرد و به کتاب خداوند و سنت پیامبرش دعوت کرد و حکم او نافذ بود و مردم او را به این مقام شناختند، امامی است که همه باید به او شناخت پیدا کنند؛ ولی بندهای که در خانه نشسته و بر روی خود پرده افکنده و در بر روی خود بسته و به حکم ظالمان تن داده؛ و نه امر به معروف میکند و نه نهی از منکر، کجا و کی میتواند امامی واجب الاطاعه باشد؟» (الزیدیه نشأتها و معتقداتها، ص۱۶).۲۶٫ مروج الذهب، ج۳، ص۲۳۶؛ الکامل، ج۳، ص۳۹۸؛ الافاده، ص۷۱٫ قبر امام یحیی بن زید هم اکنون در میامی (جوزجان) از توابع شهرستان مشهد زیارتگاه شیعیان است.۲۷٫ تاریخ الطبری، ج۶، ص۷۸؛ الکامل، ج۳، ص۴۸۷٫۲۸٫ الادراسه، ص۲۷٫ ابناثیر نیز در حوادث سال ۱۴۴ و در بیان ریشههای قیام محمد به بیعتی اشاره میکند که در زمان امویان با محمد بن عبداللّه بر سر خلافت شده بود (الکامل، ج۳، ص۵۵۴).۲۹٫ الادارسه، ص۲۷٫۳۰٫ الکامل، ج۳، ص۵۵۹٫۳۱٫ التحف، ص۸۱٫۳۲٫ مروج الذهب، ج۳، ص۳۲۶؛ الادارسه، ص۴۸٫ در سایر منابع همچون الکامل، مهاجرت و دعوت یحیی و ادریس در دیلم و مغرب تنها بعد از قیام و شهادت امام حسین فخّی ذکر شده است (الکامل، ج۴، ص۱۳).۳۳٫ مروج الذهب، ج۳، ص۳۲۴؛ الکامل، ج۳، ص۵۶۳؛ الافاده، ص۷۹٫۳۴٫ الادارسه، ص۲۹٫۳۵٫ الکامل، ج۳، ص۵۸۷؛ الافاده، ص۸۱ـ۹۱٫۳۶٫ در این دوره عیسی بن زید و علی بن العباس بن الحسن بن الحسن(ع) رهبری زیدیه را برعهده گرفته بودند. ولی عیسی پس از چندی از سیاست کنارهگیری کرد و علی بن العباس زندانی شد و در نهایت توسط مهدی عباسی مسموم شد و به شهادت رسید.۳۷٫ الافاده، ص۹۲ـ۹۶؛ الکامل، ج۴، ص۱۱؛ تاریخ الطبری، ج۶، ص۴۱۰٫۳۸٫ تاریخ الطبری، ج۶، ص۴۱۱٫۳۹٫ اخبار فخ، ص۳۰۵ـ۳۰۳٫۴۰٫ ابناثیر ورود امام یحیی و آغاز دعوت و تحرکات او را در دیلم در وقایع سال ۱۷۵ آورده است «رک: الکامل، ج۴، ص۳۱».41. الافاده، ص۹۷ـ۱۰۷؛ الکامل، ج۴، ص۳۳٫۴۲٫ تاریخ الطبری، ج۶، ص۴۱۶؛ الکامل، ج۴، ص۱۳؛ الادارسه، ص۵۵٫۴۳٫ مروج الذهب، ج۳، ص۳۲۶٫۴۴٫ الادارسه، ص۴۸٫۴۵٫ سیدمحسن امین نیز دولت ادریسیان را در مغرب، دومین دولت علوی پس از دولت امیر مومنان علی(ع) دانسته است (اعیان الشیعه، ج۵، ص۸۱).۴۶٫ التحف، ص۱۴۰؛ تاریخ دولتهای اسلامی، ج۱، ص۴۴٫ در اخبار فخ مدت اقامت و حکومت ادریس بن عبداللّه در مغرب ده سال ذکر شده است (ص۳۲۷).۴۷٫ الکامل، ج۴، ص۱۳٫۴۸٫ همان، ج۴، ص۳۲٫ سیدمحسن امین آورده است که در زمان مرگ ادریس بن عبداللّه هنوز ادریس دوم به دنیا نیامده بود و مادرش به او باردار بود. (اعیان الشیعه، ج۵، ص۸۱).۴۹٫ ابناثیر در حوادث سال ۱۸۱ آورده است که «به ابن اغلب خبر رسید که ادریس بن ادریس پیروان بسیاری یافته است…» (الکامل، ج۴، ص۵۳). این نقل با توجه به روایت ولادت ادریس بن ادریس در سال ۱۷۵ بهوسیله خود ابناثیر (الکامل، ج۴، ص۳۲) جالب توجه است.۵۰٫ التحف وفات ادریس بن ادریس را ۲۱۰ ذکر میکند (ص۱۴۳)؛ و احمد محمود صبحی سال ۱۸۷ را سال وفات او دانسته است (الزیدیه، ص۹۲). اخبار فخ مدت ریاست او را ۲۱ سال میداند. (ص۳۲۸)۵۱٫ الکامل، ج۴، ص۲۱۸٫ در اخبار فخ، ادریس بن ادریس بن ادریس به عنوان سومین حاکم ادارسه ذکر شده است (ص۳۲۸).۵۲٫ الادارسه، ص۸۳٫ در کتاب تاریخ دولتهای اسلامی تعداد حاکمان ادریسی چهارده تن و سال ۳۴۶ آخرین سال حکومت ادریسیان ذکر شده است؛ در این سال، آخرین حاکم ادریسی اسیر و به قرطبه منتقل شد و ادارسه منقرض گردیدند (ج۱، ص۴۴). احمد محمود صبحی، سال ۳۲۳ را سال انتهای حکومت ادریسیان ذکر میکند (الزیدیه، ص۹۳). جالب آنکه سیدمحسن امین مدت حکومت ادریسیان را هفتاد سال و حاکمان آنرا هجده نفر ذکر کرده است (اعیان الشیعه، ج۵، ص۸۱).۵۳٫ الکامل، ج۴، ص۱۴٫۵۴٫ همان، ج۵، ص۶۱۷٫۵۵٫ همان، ص۶۳۳؛ اعیان الشیعه، ج۵، ص۸۱٫۵۶٫ الادارسه، ص۵۸٫۵۷٫ همان، ص۲۳٫۵۸٫ در التحف، لقب وی ابوالقاسم محمد بن ابراهیم ذکر شده است (ص۱۴۴).۵۹٫ اگرچه در قرن دوم و پس از آن در قرن سوم علویان زیادی خروج کرده و در بیشتر موارد مورد حمایت زیدیه هم واقع شدهاند (که پرداختن به همه آنها در این مجال مقدور و ضروری نیست)، ولی این به معنای قبول همه آنان به عنوان امام نیست؛ چرا که در مذهب زیدیه علاوه بر خروج شرایط دیگری نیز برای امامت در نظر گرفته شده است.۶۰٫ الکامل، ج۴، ص۱۴۷؛ الافاده، ص۱۰۸ـ۱۱۳٫۶۱٫ سید محسن امین حکومت آل طباطبا را پس از حکومت امام علی(ع) و حکومت ادریسیان، سومین حکومت علویان میداند. (اعیان الشیعه، ج۵، ص۸۱).۶۲٫ الکامل، ج۴، ص۱۴۹٫۶۳٫ تاریخ الطبری، ج۷، ص۱۲۳٫۶۴٫ همان، ص۱۶۸٫ادامه دارد ……ارسال مقاله توسط عضو محترم سایت با نام کاربری : sm1372/س
















هیچ نظری وجود ندارد