توضیح لغات و مفردات آیهاولین آیه از سوره حمد، آیه (بِسم اللهِ الرَّحمن الرَّحیم) می باشد که در این نوشتار مورد سخن و تفسیر ماست. این آیه را آیه «بِسمَلَه» می نامند آیه «بسلمه» از پنج کلمه تشکیل یافته است که توضیح آن به قرار ذیل است:«ب» حرف جرّ است، متعلّق به ابتدا که به آغاز کردن دلالت دارد و هر چیزی باید با نام خدا آغاز شود، در غیر این صورت ابتر، ناقص، بی ارزش و بی برکت خواهد بود که توضیح آن در آخر همین بخش خواهد آمد.
اسم:کلمه «اسم» در لغت به معنای علامت و نشانه است و همزه اش همزه ی وصل است و از حروف اصلی کلمه نیست، این است که در صورت اتصال به کلمه ی دیگر در تلفظ ساقط می شود ولی در جمله «بسم الله» حتی در ضبط و نگارش هم افتاده است. در کلمه ی «اسم» لغات و تلفظ های زیاد و گوناگونی وجود دارد که مشهورترین آن ها چهار لغت است: «اسم» و «سم» که هر دو هم با کسر اول و هم با ضم آن خوانده شده است.کلمه «اسم» از «سموّ» که به معنای ارتفاع و بلندی است، گرفته شده است؛ به اعتبار این که معنا و یا مسمّا به وسیله ی اسم، ارتفاع و بلندی پیدا می کند و از خفا و پنهانی به مرحله ی ظهور می رسد زیرا معنی با شنیدن لفظی که به دلالت دارد، در ذهن شنونده حاضر و ظاهر می شود در صورتی که قبلاً در ذهن وی نبود یا بدین اعتبار اسم را اسم گفته اند که لفظ با وضع و منظور کردن آن در برابر یک معنی، ارتفاع و ارتقا پیدا می کند و از حالت مهمل و بی معنی بودن خارج می گردد و معنا و محتوا می یابد.بعضی از دانشمندانت «اسم» را مشتق از «سمه» که به معنای علامت می باشد دانسته اند ولی این نظریه اشتباه است، زیرا به طوری که می دانیم، جمع اسم، «اسماء» است، مصغرش «سُمَیّ» و در نسبت «سَمَویّ و اسمیّ» و در مقام تعدیه «سَمَیَّت» و «اَسمَیتُ» می گویند و اگر متخذ از واژه «سمه» بود، در موقع جمع بستن «اوسام» و در تصغیر «وُسَیم» و در موقع نسبت «وسمّی» و در مقام تعدیه «وَسَّمتُ» و «اوسَمتُ» گفته می شد.
یک توضیح ادبیبعضی علمای تفسیر معتقدند که جار و مجرور «بسم الله» به «اقول» یا «قل» یا «اَقرَأ» و یا «اِقرَأ» متعلق است و گروه دیگر از مفسرین می گویند که جار و مجرور «بسم الله» به «اَستَعینُ» و یا «اِستَعِن» تعلق و وابستگی دارد، گروه سومی آن را به «أَبتِدأُ» متعلق می دانند ولی به عقیده ما دو نظریه ی اولی باطل و نادرست است:اما نظریه اول بدین جهت باطل است که مفعول مادّه قرائت و قول باید جمله ای باشد دارای معنای تام، در این صورت مجبوریم علاوه بر خود این کلمات جمله ی دیگری نیز تقدیر و منظور کنیم تا مقول قول و مفعول قرائت باشد، در صورتی که این تقدیر یک عمل اضافی و بیجاست.و بطلان نظریه ی دوم به این دلیل است که استعانت و یاری خواستن خود خداوند محال است زیرا او حتی از استعانت کردن از اسمای کریمه اش نیز غنی است و اما استعانت نمودن مردم، آن هم باید از خود خدا باشد نه از اسمای او چنان که این حقیقت در جمله ی(إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ ) آمده است.پس بهترین نظریه در این مورد نظریه ی سوم است که جار و مجرور «بسم الله» به «ابتدأ» متعلق است.نکته دیگری که در این جا از تذکر آن ناگزیریم، این است که اضافه ی کلمه ی «اسم» به سوی «الله» از قبیل اضافه ی بیانیّه نیست تا منظور از کلمه ی «الله» و « الرّحمن الرّحیم» مجرد الفاظ این کلمات باشد نه مفهوم آن ها زیرا اولاً: این احتمال بعید بنظر می رسد و ثانیاً: اگر منظور از اسم، مجموع این سه کلمه باشد آن ها که به صورت مجموع نام خدا نیست و اگر یک یک آن ها منظور باشد، در این صورت نیز لازم بود در میان آن ها واو عطف باشد تا آن ها را از هم جدا سازد و بدین صورت خوانده شود:«بِسمِ اللهِ و الرَّحْمنِ و الرَّحِیمِ ». این است که باید گفت؛ اضافه «اسم» به سوی «الله» اضافه ی معنوی است و منظور از «الله» هم مفهوم آن است نه لفظ آن.
آغاز سوره های قرآن با بسم اللهچون سوره های قرآن برای این نازل گردیده اند که بشر را به آخرین سرمنزل سعادت و کمال ممکن سوق دهند و از تاریکی های شرک و جهالت بیرون آورده و به سوی نور معرفت و توحید و رهنمونشان سازند، مناسب بود که هر سوره ای با نام گرامی پروردگار شروع شود زیرا نام وی از ذات مقدسش حکایت می کند و قرآن هم بدین منظور فرود آمده است که در مسیر کمال انسانی ذات اقدس الهی را برای بشر مطرح و معرفی کند. تنها سوره ی برائت از این قاعده مستثنا است زیرا این سوره به منظور تبّری و دوری جستن از مشرکین که نشانه خشم خداست، نازل شده و با همان عنوان نیز آغاز گردیده است و به همین جهت نام خدا که عامل رحمت است، در آغاز این سوره که نشانه خشم خداست، مناسبت نداشته، مخصوصاً آن جا که نام خدا با صفت رحمان و رحیم متصف باشد. (۱)خلاصه ی گفتار این که: خداوند متعال کتاب تدوینی خود (قرآن) را با نام خود شروع فرموده است، چنان که کتاب تکوینی اش را با بزرگ ترین و کامل ترین اسمش که نور پیامبر گرامی و وجود معنوی وی می باشد، شروع نموده و آن را پیش از سایر موجودات جهان هستی آفریده است.توضیح این معنی، بدین گونه است که: اسم آن را می گویند که به ذات و وجود واقعی چیزی دلالت کند. با در نظر گرفتن این معنا، اسماء و نام های خداوند بر دو گونه است: تکوینی و جعلی.الفاظی را اسمای جعلی خداوند می گویند که از حروفی چند ساخته شده اند تا به ذات اقدس و یا به یکی از صفات جمال و جلال او دلالت کنند.و اما اسمای تکوینی همان موجودات و آفریده هایی هستند که با وجود و هستی خویش به وجود خالق شان و به توحید و عظمت او دلالت می کنند و شهادت می دهند، چنان که در قرآن مجید آمده است:(أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَیْرِ شَیْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ. ) (2)یا آن ها از هیچ آفریده شده اند یا خود خالق خویشتند؟!(لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَهٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا.) (۳)اگر در زمین و آسمان جز الله، خدایان دیگری بود، فساد در آن ها ایجاد می شد.از این آیات چنین بر می اید که در هر موجود و پدیده ای، یک نوع دلالت بر وجود خداوند و بر توحید و عظمت وی وجود دارد، بدین جهت است که می توان آن ها را کلمات و یا اسمای خداوند نامید، ولی اسمای تکوینی نه اسمای لفظی و جعلی.ولی باید توجه داشت، همان طور که اسمای لفظی خداوند از نظر دلالت به ذات اقدس او، مختلف و متفاوتند که بعضی از آن ها به اصل ذات پروردگار و تمام کمالات وی دلالت می کند و بعضی دیگر تنها به یک جهت خاصی از کمالات او دلالت دارند و هر نامی به اندازه ی گنجایش و وسعت مفهومی خود از عظمت و کمالات او بازگو می کند. اسمای تکوینی او نیز گرچه در اصل دلالت به وجود خداوند، توحید، علم، قدرت و سایر صفات کمالی او مشترکند ولی در شدت و وسعت دلالت بر عظمت و کمالات خداوندی با هم متفاوتند که کامل ترین و پر معنی ترین آن ها وجود پیامبر و ائمه هدی (علیه السّلام) می باشند که آفرینش جهان هستی و کتاب تکوینی با خلقت و آفرینش نور آن ها شروع گردیده است.منشأ این اختلاف و تفاوت این است که موجود، هر چه کامل تر و شایسته تر و سعه وجودی آن وسیع تر باشد دلات آن بر وجود و عظمت خداوند، قوی تر خواهد گردید و از این جاست که اطلاق (اَسمای حُسنی) بر ائمه طاهرین (علیه السّلام) به طوری که در پاره ای از روایات وارد گردیده است، بسیار صحیح و پر معنی است. (۴)پس خدای بزرگ، کامل ترین کتاب تدوینی خود (قرآن) را با گرامی ترین الفاظ و نزدیک ترین آن ها به اسم اعظمش که از سیاهی چشم به سفیدش نزدیک تر است، شروع کرده است. (۵)همان طور که کتاب تکوینی خود را با بزرگ ترین نشانه ی عظمت و قدرت خویش و با بزرگ ترین اسماء و موجودات جهان هستی که نور محمدی می باشد، آغاز فرموده است (۶) و خواسته است که با این عمل پر معنا و آموزنده، به انسان ها یاد بدهد که هم گفتار خود را با نام خدا آغاز کنند و هم اعمالشان را، همان طور که خود وی، کتاب تدوینی و گفتار خویش را با بزرگ ترین نام های لفظی و کتاب تکوینی خود را با عظیم ترین نام های تکوینی اش شروع کرده است.از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که فرمود: هر گفتار امر مهمی که با نام خدا شروع نشود، «ابتر» و بی نتیجه و یا «اقطع» و ناقص خواهد بود. (۷)امیر مومنان (علیه السّلام) نیز از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) چنین نقل می کند: هر عمل مهم که بدون نام خدا شروع گردد، ناقص و بی نتیجه خواهد بود. (۸)
پی نوشت ها :
۱- ابن عباس نقل می کند که از امیرمؤمنان پرسیدم: چرا در سوره ی برائت، بسم الله نوشته نشده است؟ فرمود: بسم الله نشانه امن و رحمت است و این سوره به منظور برداشتن امن از مشرکین نازل شده است. مستدرک، ۳۳۰/۲٫۲- طور/ ۳۵٫۳٫ انبیاء/ ۲۲٫۴٫ کافی، باب نوادر از باب های توحید، ۷۰؛ وافی، ۱/ ۱۰۶؛ تفسیر برهان، ۳۳۷/۱٫۵٫ وافی، ۹۹/۵؛ تهذیب، ۲۱۸/۱؛ مستدرک حاکم، ۵۵۲/۱؛ کنزالعمال ۱۹۰/۳ عثمان نیز این روایت را با مختصر تفاوتی در الفاظ از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل فرموده است.۶٫ توضیحات کتاب تکوینی را در بخش تعلیقات در تعلیقه ی (۱۳) بخوانید!۷٫ مسند احمد، ۳۹۵/۲٫۸٫ بحار ۱۶، باب ۵۸ و ۶۰/۱۹٫منبع مقاله :خوئی، حضرت آیت الله حاج سیدابوالقاسم خوئی(ره)(۱۳۸۵)، البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه محمد صادق نجمی- هاشم هاشم زاده هریسی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، چاپ دوم

















هیچ نظری وجود ندارد