هر عمل عبادی که انسان انجام میدهد و هر اطاعتی که میکند فرع علم به آن عمل است و آن علم فرع معرفت است. پس ما برای اعمال عبادی خود سه مرحله داریم: معرفت، علم، عمل
به طور مثال میخواهیم نماز بخوانیم؛ به جای آوردن نماز متفرع بر علم به احکام نماز است و نمیشود از روی جهل نماز خواند. ولی این عبادت، علم به آن و یاد گرفتن احکام، فرع بر معرفت است. انسان به پیامبر(ص)و ائمه اطهار؟عهم؟ معرفت دارد و آنان را واسطه بین خود و خدا میبیند؛ و وقتی انسان این معنا را دریافت به فکر عبادت و طاعت میافتد، لذا همیشه در اعمالمان نیاز به معرفت داریم و ارزش اعمال ما به میزان معرفت سنجیده میشود؛ به همین جهت در دوران غیبت سفارش به خواندن این دعا شده است:
«اللّهمّ عرّفني نفسك فإنّك إن لم تعرفني نفسك لم أعرف رسولك، اللّهمّ عرّفني رسولك فإنّك إن لم تعرّفني رسولك لم أعرف حجّتك، اللّهمّ عرّفني حجّتك فإنّك إن لم تعرّفني حجّتك ضللتُ عن ديني».
پس معرفت امام بر ما واجب است؛ زیرا اگر امام را نشناسیم پیامبر(ص) را نخواهیم شناخت و اگر پیامبر(ص) را نشناسیم خدا را نخواهیم شناخت لذاعدم شناخت امام، موجب گمراهی از دین الهی میگردد. به عبارت دیگر، امام معرّف خداوند و هادی الیالله است؛ بنابراین شناخت امام، شناخت خداست.
جابر میگوید: «سمعت أبا جعفر يقول: إنّما يعرف الله عزّوجلّ ويعبده، مَن عرف الله وعرف امامه منّا أهل البيت؛ ومن لا يعرف الله عزّوجلّ و [لا] يعرف الامام منا أهل البيت، فإنّما يعرف ويعبد غير الله هكذا والله ضلالا». (کافی/کتاب الحجة/باب معرفة الامام/ج1/ص181/ح4)
امام باقر(ع) میفرمود: «به درستی که خداوند را میشناسد و عبادت میکند کسی که هم خدا و هم امامش از ما اهلبیت را شناخته باشد؛ و کسی که خدا و امام از ما اهلبیت را نشناسد، همانا از روی گمراهی غیر خداوند را شناخته و عبادت میکند».
بنابراین ما به تحصیل معرفت امام(ع) مأموریم و هرچه معرفتمان بیشتر شود، بندگی و عبادتمان بیشتر خواهد شد.
وجوب معرفت امام بر همگان
معرفت اقسامی دارد. یک معرفت این است که امام اول، امیرالمؤمنین علی(ع) است و تولد، شهادت و القاب ایشان را بدانیم و یک معرفت این است که به مقامات، مناصب و شئون الهی ایشان معرفت یابیم. لذا معرفت از اموری است که ذات تشکیک است و دارای مرتبه میباشد. معرفتی که از یک طلبه خواستهاند، غیر از معرفتی است که از یک کاسب متدین خواستهاند (و هرچه معرفت بیشتر گردد درک فیوضات و توفیقات بیشتر خواهد شد) ولی همه افراد در وجوب کسب معرفت اولیه یکسان و برابرند.
زراره میگوید از امام باقر(ع) سؤال کردم: «أخبرني عن معرفة الامام منكم واجبة على جميع الخلق؟…»:آیا معرفت و شناخت امامی از شما بر همه خلق واجب است؟ حضرت در جواب فرمودند: خداوند عزوجل، حضرت محمد(ص) را به سوی همهی مردم ارسال و مبعوث نمود و او را حجت خود بر همه خلایق در زمین قرار داد، پس کسی که ایمان به خدا آورد و رسالت حضرت محمد(ص) را بپذیرد و او را تصدیق و پیروی کند، معرفت امامی از ما اهلبیت بر او واجب است… . (کافی/کتاب الحجة/باب معرفة الامام/ج1/ص181/ح3)
بنابراین همه مردم باید به امام معرفت داشته باشند؛ زیرا معرفت به امام، سبب معرفت به خدا و رسول خواهد شد.
معرفت امام برابر با معرفت خدا
در فرمایشی از سیدالشهداء، حضرت ابا عبداللهالحسین(ع) خطاب به اصحابشان آمده است: «أيها الناس إن الله جل ذكره ما خلق العباد إلا ليعرفوه فإذا عرفوه عبدوه فإذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة ما سواه. فقال له: يابن رسول الله! بأبي أنت و أمي، فما معرفة الله؟ قال: معرفة أهل كل زمان إمامهم الذي يجب عليهم طاعته». (علل الشرایع/ج1/ب9)
ای مردم، همانا خداوند بندگان را خلق نکرد مگر برای اینکه او را بشناسند؛ زیرا هنگامی که او را شناختند او را عبادت خواهند کرد و هنگامی که او را عبادت کنند، از عبادت و اطاعت غیرخدا بینیاز خواهند شد (یعنی نفع شناخت و عبادت خدا به خود بندگان باز خواهد گشت).
سپس شخصی سؤال کرد: ای فرزند رسول خدا! پدر و مادرم به فدایت، معرفت خدا چیست؟
امام فرمودند: اینکه مردم هر زمانی، امامی را که اطاعتش بر آنها واجب است، بشناسند.
بزرگان ما مثل شیخ صدوق(علل الشرایع/ج1/ص9)،ابوالفتح کراجکی(کنز الفوائد/ص151)،علامه مجلسی(بحار/ج23/ص83)و دیگران این روایت را توضیح دادهاند که چگونه سائل از معرفت «الله» سؤال کرد ولی امام حسین(ع) به معرفت امام معصوم؟عهم؟ جواب دادهاند؛ زیرا امام از جانب خداوند متعال برای هدایت خلق به سوی خدا نصب گردیده و واسطه بین خدا و خلق میباشد؛ در نتیجه کسی که معرفت به امام معصوم؟عهم؟ پیدا نکند هرگز خدا را نخواهد شناخت.
نتیجه عملی معرفت
بنابر آنچه بیان شد ما برای تحصیل معرفت امام(ع) مأموریم و از طرف دیگر بین معرفت و اطاعت، یک تأثیر و تأثر متقابل هست، یعنی هرچه معرفت بیشتر باشد اطاعت نیز بیشتر میشود و هرچه اطاعت بیشتر باشد معرفت بیشتر خواهد شد.
به عبارت دیگر شناخت امام، همان شناخت خدا و در نتیجه، اطاعت امام همان اطاعت خداست.
طریقه معرفت امام
معارف متعلق به اهلبیت؟عهم؟و شناخت مقاماتشان از سه طریق ممکن است:
1 ـ از طریق قرآن: خداوند خالق و صانع ایشان است لذا مخلوق و مصنوع خود را بهتر از دیگران میشناسد و در آیات متعددی از کتاب خود، بسیاری از مقامات و مناصب رسول خد(ص) و همچنین ائمه اطهار؟عهم؟ را بیان فرموده است مانند: ولایت تشریعی (احزاب/6؛ مائده/55؛ نساء/59 و…)، ولایت تکوینی (نساء/54؛ یوسف/101؛ ص18ـ20؛ ص35ـ38 و…)، ولایت بر احکام شرعیه (نساء/80؛ حشر/7؛ آل عمران/31؛ ص/39 و…)، عصمت (احزاب/33؛ نساء/59؛ توبه/119؛ بقره/124 و…) علم غیب (رعد/43 و…).
2 ـ از طریق روایات: اگر بخواهیم ائمه اطهار؟عهم؟ را بشناسیم، بهترین معرف برای معصومین خودشان هستند، لذا رسول خد(ص) فرمودند: «يا علي! ما عرف الله الا أنا وأنت، وما عرفني إلا الله وأنت، وما عرفك إلا الله وأنا»(روضة المتقين/ج5/ص492؛ مختصر البصائر/ص125): ای علی! کسی خداوند را نشناخت مگر من و تو، و کسی من را نشناخت مگر خداوند و تو، و کسی تو را نشناخت مگر خداوند و من.
3 ـ از طریق زیارات و ادعیه مأثوره: زیارتنامهها در واقع عصاره مبانی اعتقادی ماست که از قرآن و سنت اخذ شدهاندو ما همان مبانی را در قالب زیارتنامه به محضر امام(ع) عرضه میداریم مانند: زیارت جامعه کبیره و…همچنین در ادعیه نیز یک سلسله خداشناسی و مبانی اعتقادی وجود دارد که به جز از اهل عصمت صادر نمیشود مانند: دعای کمیل، ابو حمزه ثمالی، صحیفه سجادیه، دعای عرفه و… .
منبع : نشریه امام شناسی شماره 41
















هیچ نظری وجود ندارد