چهل تأکیددر یک سخنرانی در غدیر خم که:علی جانشین من و امام شماست و ولی امر مسلمین است.
رسول اکرم(ص) در روز غدیر خم بیش از چهل بار با عناوین مختلف مولا امیرالمؤمنین(ع) را جانشین خود معرفی میکند و هر بار بعد از معرفی اوصافی را میآورد تا این معنا در ذهنها محکم و ثابت شود و ما به نحو اختصار آنها را ذکر کردیم تا افراد بیاطلاع و کماطلاع فکر نکنند که رسول خد(ص) فقط با یک بار گفتن، جانشینی امیرالمؤمنین(ع) را اعلام کرده است. البته علاوه بر این چهل مورد بسیاری از کنایات حضرت هم هست ولی در اینجا ما فقط به تصریحات رسول خد(ص) بسنده کردیم، ولی به همین تعداد هم کنایه وجود دارد. ۱ ـ حضرت رسول اکرم(ص): آیه را به همراه تفسیرش اینطور خواند: «بسم الله الرحمن الرحیم ﴿یَا أَیّهَا الرّسُولُ بَلّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِن رَبّکَ﴾فی علی(ع) یعنی فی الخلافه لعلی بن ابی طالب(ع) و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس» ای رسول ابلاغ کن آنچه را که نازل شد به سوی تو از جانب پروردگارت در مورد علی(ع) یعنی در مورد خلافت (جانشینی) برای علی بن ابی طالب(ع) و اگر انجام ندهی رسالتت را نرساندهای و خداوند تو را نگه میدارد از مردم و بعد از آن فرمود: من در تبلیغم کوتاهی نکردم و بعد فرمود:من بیان کنندهام سبب نزول این آیه را (که بعداً میآید). ۲ ـ «ان جبرئیل هبط إلى مراراً ثلاثا یامرنی عن السلام ربی وهو السلام ان اقوم فی هذا المشهد فأعلم کل ابیض واسود ان علی بن أبی طالب أخی ووصی»: همانا جبرئیل بر من نازل شد،مرا از جانب پروردگارم سه مرتبه امر کرد که در این مشهد بایستم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که همانا علی بن ابی طالب(ع) برادر و وصیّ من است. ۳ ـ آن حضرت در دنباله کلمه وصی در عبارت قبل میفرماید: «و خلیفتی»: جبرئیل امر کرد از جانب خداوند به من که علی بن ابی طالب(ع) را در این مکان خلیفه خود بخوانم. ۴ ـ در دنباله کلمه قبلی میفرماید: «والامام من بعدی»؛ جبرئیل این کلمه را هم بعد از آن از طرف خدا دستور داد که بگویم: علی بن ابی طالب(ع) امام است از بعد من. ببینید تصریحات از جانب خداوند تا چه حد است! ۵ ـ در ادامه میفرماید: «الذی محلّه منّی محل هارون من موسی الاّ انه لا نبی بعدی»: کلمه الذی وصف است برای کلمه امام که در مورد قبل بود یعنی: امامی که جایگاه او نسبت به من مثل جایگاه هارون است نسبت به موسی الاّ اینکه پیغمبری بعد از من نیست یعنی چگونگی امامت را توصیف میفرماید. ۶ ـ بعد از آن میفرماید: «وهو ولیکم من بعد الله ورسوله» او (علی بن ابی طالب(ع)) ولیّ شماست بعد از خدا و رسولش یعنی بلافاصله بعد از خداوند و رسول خداوند، اول کسی که ولی تمام مسلمین است علی بن ابی طالب(ع) است. آیا مقامی بالاتر از این بعد از خدا و رسول هست؟ ۷ ـ بعد از چندین جمله دوباره همان آیه اوّل را با ذکر اسم (با عظمت) علی در وسط آیه میخوانند و بعد اینطور میفرمایند: «فاعلموا معاشر الناس انّ الله قد نصبه لکم ولیّاً واماماً مفترضاً طاعته»: پس ای گروه مردم! بدانید همانا خداوند علی(ع) را برای شما به عنوان ولیّ و امام نصب کرده است که اطاعتش بر مهاجرین و انصار و بر تابعین و بر روستایی و شهری و بر عرب و عجم و بر آزاد و بنده و بر کوچک و بزرگ و بر سفید و سیاه و بر هر موحّدی واجب شده است (نکتهای ظریف اینجاست: صغیر که هیچ تکلیفی ندارد در اینجا مکلف به اطاعت از مولا است چه تکویناً و چه تشریعاً). ۸ ـ در ادامه پیامبر اکرم(ص) بعد از چند جمله میفرماید: «فانّ الله عزوجل هو مولاکم والهکم ثم من دونه رسولکم محمد ولیّکم والقائم المخاطب لکم ثم من بعدی علیّ ولیکم» ترتیب کلمات را دقت کنید: یعنی همانا خداوند عزوجل، او مولای شما و معبود شماست سپس بعد از او رسولتان محمد و کسی که ایستاده است و روبرو با شماست ولی شماست؛سپس بعد از من علی مولای شماست. (خوب دقت کنید در مقام مولا که بلافاصله بعد از مقام خدا و رسولش، مقام امیرالمؤمنین(ع) به عنوان ولی امر مسلمانان معرفی شده است) ۹ ـ بلافاصله بعد از کلمه ولیکم در مورد قبل میفرماید: «وامامکم بأمر ربّکم ثم الامامه فی ذرّیتی من ولده إلى یوم تلقون الله ورسوله» بلافاصله بعد از کلمه «ولی شما است» اضافه میفرماید: و علی امام شماست به امر و دستور پروردگارتان سپس امامت در ذریه و فرزندان من است از نسل علی بن ابی طالب(ع)تا روز قیامت. (ببینید در اینجا تصریح میفرماید کهامامت به دستور خداوند متعال است نه به دستور دیگری) ۱۰ ـ بعد از چند جمله میفرماید: «وکل علم علّمتُ فقد احصیته فی امام المتّقین وما من علم الا وقد علّمتُه علیّاً» و هر علمی که یاد داده شده بودم پس به تحقیق همه را در امام پرهیزگاران ضبط کردم و هیچ علمی نبود مگر اینکه آن را به علی(ع)آموختم. (در اینجا مجدداً هم مولا امیرالمؤمنین(ع) را به عنوان امام و هم او را خزانهدار تمام علوم خودش معرفی میکند) ۱۱ ـ بلافاصله بعد از جمله قبل میفرماید: «وهو الامام المبین معاشر الناس لا تضلوا عنه» و او (علی(ع)) امام آشکار و روشن کننده است. ای گروه مردم! از او گمراه و جدا نشوید. ۱۲ ـ پیامبر(ص)بعد از چندین فراز میفرماید: «معاشر الناس انه امام من الله ولن یتوب الله على احد انکر ولایته»: ای گروه مردم! همانا علی(ع) از جانب خدا امام است و هرگز خداوند توبه احدی که منکر ولایت او شود راقبول نخواهد کرد. چقدر امامت مهم است که کسی که منکر شود، انکارش در حد شرک به خداست که توبهاش قبول نمیشود! ۱۳ ـ بعد از کلماتی گهربار میفرماید: «أنا آخذ بیده ومصعده إلى وشائل بعضده و معلمکم أنّ من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه» من دست علی را گرفته و به سوی خود بالا آوردهام و بازویش را بالا میبرم در حالی که اعلام میکنم: همانا هر کس من مولای او بودم، پس این علی مولای اوست (و این جمله مشهوری است که برخی فکر کردهاند رسولالله(ص)فقط همین جمله را فرموده است در حالی که قبل از این، ۱۲ مرتبه به جانشینی حضرت مولا امیرالمؤمنین(ع)تصریح کرده سپس این جمله را فرموده است و بعد از این هم ۲۶ مرتبه دیگر خواهد فرمود). ۱۴ ـ پیامبر اکرم(ص)بلافاصله بعد از جمله قبل میفرمایند: «وهو علی بن أبی طالب(ع) أخی» و او مولا علی بن ابی طالب(ع) برادرم است. (برای اینکه کسی شک نکند که شخص دیگری منظور است از کلمه برادر و اسم خاص مولا نام میبرد) ۱۵ ـ و بلافاصله بعد از کلمه قبل دوباره میفرماید: «ووصیّی وموالاته من الله عزّوجلّ انزلها علیّ»: و او جانشین من است و مولویّت او از جانب خدای عزّوجلّ است که آن را بر من نازل کرده است. (تا مردم بدانند این وجوب امری است که از طرف خداوند نازل شده است) ۱۶ ـ بعد از چند فراز میفرماید: «الا وان الله عزوجل قال وانا قلت عن الله عزّوجل: الا انه لیس امیرالمؤمنین غیر اخی هذا»: آگاه باشید که همانا خداوند عزّوجلّ فرمود و من از طرف اوگفتم: آگاه باشید، همانا نیست امیرالمؤمنین غیر از این برادرم. (یعنی بدانید این کلام قدسی است و گفته شخص خداوند است که امیرالمؤمنین در عالم وجود ندارد، غیر از علی بن ابی طالب(ع) که برادر من است) ۱۷ ـ و بلافاصله اضافه میکند: «ولا تحلّ امره المؤمنین بعدی لأحدٍ غیره»: و امیر مؤمنان بودن برای احدی غیر از او بعد از من حلال نیست. (یعنی ای مردم بدانید که این مقام و این اسم حرام است هر کس خود را به این نام بخواند چرا که باید بین اسم با شخص مناسبت باشد و هیچ کس چنین درجهای ندارد تا چنین اسمی را روی خود بگذارد). ۱۸ ـ در اینجا رسولالله(ص) دو بازوی امیرالمؤمنین(ع) را گرفت و او را از زمین بلند کرد به حدّی که دو پای امیرالمؤمنین(ع) در مقابل زانوهای پیامبر(ص) قرار گرفت و در این موقع فرمود: «معاشر الناس هذا علی اخی و وصیی و واعی علمی» ای گروه مردم این علی برادرم و جانشین من است و ذخیره کننده و ظرف علم من است. (خوب دقت کنید کلمه جانشین را بین دو کلمه برادر و حافظ علم من آورده است) ۱۹ ـ به دنبال جمله قبل بلافاصله میفرماید: «وخلیفتی علی امتی»: و خلیفه (جانشین) من،بر امت من است (دقت کنید! تنها به کلمه وصی که در فراز قبل بود اکتفا نکرد و بلافاصله لفظ «خلیفتی» را آورد تا ابداً شکی در مقام نماند). ۲۰ ـ بعد از چند فراز مجدداً اینگونه دوباره تکرار میفرماید: «والناهی عن معصیته، خلیفه رسول الله»: علی کسی است که نهی کننده از معصیت خداوند است، خلیفه (جانشین) رسول خداست. (چقدر مهم است که هم او را به جانشینی خود و سپس جانشین رسول خدا معرفی میکند تا تأکید کلامش به حدّ اعلی رسیده باشد). ۲۱ ـ به دنبال فراز قبل بلافاصله میفرماید: و «امیرالمؤمنین» یعنی: و او امیر مؤمنان است (واین کلمه نیز تشدید تأکید کلمات قبل است تا بفهماند امارت مؤمنان مخصوص علی بن ابی طالب(ع) است) ۲۲ ـ و بلافاصله بعد میفرماید: «والامام الهادی وقاتل الناکثین والقاسطین والمارقین بامر الله»: او امام هدایتکننده است و به امر خدا قاتل ناکثین (پیمان شکنان) و قاسطین و مارقین است (در واقع امام هدایتکننده بودن حضرت را در مقابل گروههای سرکش جامعه اسلام به نهایت تأکید و اثبات، معرفی میکند). ۲۳ ـ بعد از آن رسول خد(ص) دعا میفرماید و در آخر میفرماید: «اللّهمّ انّک انزلتَ علیَّ ان الامامه بعدی لعلیٍّ ولیّک»: خدایا! همانا تو بر من نازل کردی که امامت بعد از من برای علی(ع) است که ولیّ توست. ۲۴ ـ بعد از کلماتی گهربار میفرماید: «معاشر الناس انّما اکمل الله عزّوجلّ دینکم بإمامته فمن لم یأتمّ به وبمن یقوم مقامه من ولدی من صلبه إلى یوم القیامه … فأولئک حبطت أعمالهم وفی النار هم خالدون»: ای گروه مردم! این است و جز این نیست که خداوند عزّوجلّ دین شما را به سبب امامت او (علی بن ابی طالب(ع)) کامل کرد، پس هر کسی که او و کسانی که به جای او هستند از فرزندان من ـ که از صلب علی(ع) هستند ـ تا روز قیامت امام خود قرار ندهد، اعمالش حبط و نابود میشود و در آتش جاودان خواهد بود. ۲۵ ـ در ادامه بعد از چند فراز میفرماید: «معاشر الناس هو ناصر دین الله والمجادل عن رسول الله وهو التقی النقی الهادی المهدی نبیّکم خیر نبیّ وصیّکم خیر وصیّ وبنوه خیر الأوصیاء»: ای گروه مردم! او (علی(ع)) ناصر دین خداست و او جدالکننده است در دفاع از رسول خد(ص) و او (علی) تقی، نقی، هادی و مهدی است. پیامبرتان بهترین پیامبر و وصی شما بهترین وصی است و فرزندانش بهترین اوصیاء هستند. ۲۶ ـ «معاشر الناس انی ادعها امامه ووراثه فی عقبى إلى یوم القیامه»: ای گروه مردم! همانا من به امانت قرار دادم امامت و وراثت را در نسل خودم تا روز قیامت (مشخص شده است که نسل پیامبر در فرازهای قبلی از صلب مولا امیرالمؤمنین(ع) است) ۲۷ ـ بعد از چندین فراز در مورد هلاکت امتهای گذشته فرمودند: «وهذا علی امامکم وولیکم وهو مواعید الله»: و این علی است که امام شماو ولی امر شماست و محل وعدههای خداوند است. ۲۸ ـ بعد از بیاناتی فرمودند: «معاشر الناس انا صراط الله المستقیم الذی امرکم باتّباعه ثم علیّ من بعدی ثمّ ولدی من صلبه أئمّه یهدون بالحق و به یعدلون»: ای گروه مردم! من صراط مستقیمی هستم که خدا شما را به پیروی از آن امر کرده است. پس علی بعد از من، سپس فرزندانم از صلب علی، امامانی هستند که به حق هدایت میکنند. ۲۹ ـ «معاشر الناس الا وانی منذر وعلى هاد معاشر الناس انی نبیُّ وعلی وصیّی»: ای گروه مردم! همانا من پیامبر هستم و علی جانشین (وصی) من است. ۳۰ ـ «لئن طال علیکم الأمر او نسیتم فعلی ولیّکم و مبیّن لکم الذی نصبه الله عزّوجل بعدی و من خلّفه الله منّی و منه» یعنی اگر بر شما زمان به درازا کشید و کوتاهی کردید یا فراموش کردید پس علی ولی امر (مولای) شما و بیانکننده برای شماست که خدای عزّوجلّ او را بعد از من نصب کرده است و کسانی که خداوند جانشین قرارشان داده است که از نسل من و علی هستند. ۳۱ ـ «فأُمِرتُ ان آخذ البیعه منکم والصفقه لکم بقبول ما جئتُ به عن الله عزّوجلّ فی على امیرالمؤمنین والأئمه من بعده الذین هم منّی ومنه أئمّه قائمه منهم المهدی إلى یوم القیامه» پس امر شدم که بیعت بگیرم از شما برای قبول کردن آنچه آوردم از طرف خدای عزّوجلّ در مورد علی امیر المؤمنین(ع) و امامان بعد از او، کسانی که از من و از علی هستند، امامانی که قائماند. مهدی(عج)از ایشان است تا روز قیامت (خوب دقت کنید در اینجا دو بار تصریح به امامت شده است) ۳۲ ـ «معاشر الناس القرآن یعرّفکم ان الأئمه من بعده ولده وعرّفتکم انهم منی وانا منه حیث یقول الله فی کتابه: وجعلها کلمه باقیه فی عقبه»: ای گروه مردم قرآن معرفی میکند به شما که همانا امامان بعد از علی، فرزندان او هستند و معرفی کردم به شما که همانا ایشان از من هستند و من از علی هستم (و معرفی قرآن) در جایی است که خداوند در کتابش میفرماید: «و امامت را کلمهی باقیه در نسل اوقرار داد » 33 ـ سپس پیامبر(ص) میفرماید: «امرنی الله عزّوجلّ ان آخذ من السنتکم الاقرار بما عقدت لعلی من امره المؤمنین ومن جاء بعده من الأئمه منی ومنه»: و خدای عزّوجل به من امر کرد که از زبانهای شما اقرار بگیرم به آنچه عقد بستم برای علی(ع) از امارت مؤمنین (یعنی امیرالمؤمنین بودن او) و کسانی که بعد از او از امامان میآیند و از من و از علی هستند. ۳۴ ـ سپس میفرماید به مردم که اینگونه بگویید: «فقولوا بأجمعکم انا سامعون مطیعون، راضون، منقادون لما بلغت عن ربّنا وربّکَ فی امر علی و أمر ولده من صلبه من الأئمه»: پس همگی بگویید همانا شنیدیم و اطاعت کردیم و راضی و تسلیم هستیم در برابر آنچه از پروردگارمان و پروردگارت در امر علی و امر فرزندانش -که که امام و از صلب او هستند- به ما رساندی. ۳۵ ـ سپس بعد از چند جمله دیگر به مردم میفرماید که اینها را هم اقرار کنند: «نطیع الله ونطیعک وعلیاً امیرالمؤمنین وولده الأئمه»: خدا را اطاعت میکنیم و اطاعت میکنیم تو را و علی را که امیرالمؤمنین است و فرزندانش را که امامان هستند. (در اینجا نکات بسیار مهمی در کلمه اطاعت است که مجال بیانش نیست) ۳۶ ـ سپس در مورد دو امام این طور میفرماید که باز در وسط کلام تصریح به امامت امیرالمؤمنین(ع) شده است:«الحسن والحسین …… فانهما سیّدا شباب أهل الجنه وانهما الامامان بعد أبیهما علی» حسن و حسین پس آن دو سید جوانان اهل بهشتاند و همانا آن دو، هر دو امام هستند بعد از پدرشان علی (یعنی تصریح میکند بعد از امامت امیرالمؤمنین علی(ع) این دو امام هستند) ۳۷ ـ سپس دوباره به مردم میفرماید این طور بگویید: «فقولوا: اطعنا الله بذلک وإیاک وعلیّا والحسن والحسین والأئمه الذین ذکرت عهداً ومیثاقاً مأخوذاً لأمیرالمؤمنین من قلوبنا و أنفسنا و ألسنتنا»: پس بگویید: خدا را اطاعت کردیم به سبب این فرمان الهی و تو را اطاعت کردیم و علی و حسن و حسین و امامانی را که ذکر کردی در حالی که برای امیرالمؤمنین از قلبها و جانها و زبانهای ماعهد و میثاق گرفته شده است. ۳۸ ـ بعد از چند فراز میفرماید: «معاشر الناس فاتقوا الله و بایعوا علیاً امیرالمؤمنین والحسن والحسین والأئمه کلمه طیبه باقیه»: ای گروه مردم! پس تقوای خدا پیشه کنید و با علی -که امیرالمؤمنین است-و با حسن و حسین و امامانی که کلمه طیبه باقیه هستند،بیعت کنید. ۳۹ ـ آن حضرت بعد از چند جمله فرمودند: «معاشر الناس قولوا الذی قلت لکم وسلّموا على علیٍّ بامره المؤمنین»: ای گروه مردم! آنچه را برای شما گفتم بگویید و بر علی به نام امیرالمؤمنین سلام کنید (یعنی بگویید السلام علیک یا امیرالمؤمنین) ۴۰ ـ در ادامه پس از بیان چند فضیلت از حضرت علی(ع) چنین ادامه دادند: «معاشر الناس من یطع الله ورسوله وعلیّاً والأئمه الذین ذکرتهم فقد فاز فوزاً عظیما»: هر کس خدا و رسولش و علی و امامانی که ذکر کردم آنها را اطاعت کند، به تحقیق رستگار شده است به رستگاری عظیمی. ۴۱ ـ سپس در آخرین کلماتش فرمودند: «معاشر الناس السابقون السابقون إلى مبایعته وموالاته والتسلیم علیه بامره المؤمنین اولئک هم الفائزون فی جنات النعیم»: ای گروه مردم! سبقت گیرندگان در بیعت کردن با علی و قبول ولایت او و سلامدهندگان بر علی(ع) به نام امیرالمؤمنین، اینها همان رستگاراناند در بهشتهای پرنعمت. حال قضاوت شما با عقل سلیم و قلب خالی از تعصّب آیا پیغمبر خاتم(ص) در ابلاغ جانشینی امیرالمؤمنین علی(ع) بیش از این جا داشت تأکید کند؟ آیا کسی در اعلام جانشینی که ۴۰ بار تأکید کرده است، ممکن است به شک و تردید بیفتد؟ اضافه بر این که ما در نسخههای قبل این نوشته آوردهایم که غیر از گفتن به صراحت حدود ۲۲ فعل و حرکت هم پیامبر(ص) انجام داده است که هر قلب بدون مرضی در جانشینی حضرت امیرالمؤمنین(ع) یقین کند. آیا قلب نمیسوزد و اشک نمیریزد و جگر پاره پاره نمیشود از اینکه چنین حقی با چنین اظهار و تصریحی زیر پا بماند و مخفی شود!!! منبع : نشریه امام شناسی، شماره ۴۱















هیچ نظری وجود ندارد