در این مختصر قصد داریم این را بیان کنیم که کارهایی پیامبر خاتم(ص) در رابطه ولایت و خلاف طراحی کرده است که هر عقل سلیمی آنها را ببیند هرگز در خلافت، جانشینی و وصایت امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابی طالب(ع) شک نمیکند؟!.
امّا قرائن:
1. امر اوّل: در طول سخنرانی بهتانگیز پیامبر(ص) حدود 40 مرتبه به تصریح و غیر تصریح و کنایه (دلالتهای مطابقی و التزامی) امیرالمؤمنین(ع) به عنوان جانشین او معرفی شده است. حتی در قسمتی از خطبه در مورد دوازده امام و جانشینان امیرالمؤمنین(علیهم السلام) هم صحبت نمودند تا کسی گمان نکند که فقط پیامبر(ص) یک جمله فرموده است و مردم دچار شک و تردید نشوند.
نکته: متن خطبه در «بحار ج 37 ص 201 تا ص 219» است و آقای «امیر تقدمی معصومی» آن جملات را در کتاب «نور الأمیر» از تمام کتب پراکنده اهل تسنن جمعآوری کرده است.
2. اعلان عمومی حج به عنوان «حجة الوداع»: با این جمله پیامبر که: «امسال سال آخر عمر من است» باعث شرکت تمام مسلمانان از اقصی نقاط بلاد اسلامی تا نهایت ممکن شد.(بحار/ج28/ ص95/وج37/ص201) حال هر مسلمانی میپرسد به جای او چه کسی خواهد بود؟
3. پیامبر(ص) در مکه، دستور دادند تا همه نزد حضرت علی(ع) با این عنوان سلام کنند: «السّلام عليك يا اميرالمؤمنين» و اینجا ابوبکر و عمر اعتراض کردند. پیامبر(ص) غضبناک شد و فرمود: حقی از طرف خدا و رسولش است؛ خداوند این دستور را به من داده است. (بحار/ ج37/ ص111و120؛ کتاب سلیم/ص730)
4. پیامبر(ص) بعد از سالها به وطن خود مکه باز گشته بود و انتظار میرفت مدّتی در مکه اقامت کند ولی بلافاصله بعد از اتمام حج منادی حضرت اعلام کرد: فردا (چهاردهم ذی الحجه) همه باید حرکت کنند تا در غدیر خم حاضر باشند و کسی جز معلولان نباید باقی بماند.
حدود پنج هزار نفر از مکه، دوازده هزار نفر از یمن (با اینکه مسیرشان مخالف بود) و تمامی کسانی که با پیامبر(ص) آمده بودند حرکت کردند.(بحار/ ج21/ ص385/ ج37/ ص111 و158؛ الغدیر/ج1/ص10و268) حال آیا چه مسألهای است که احدی از حاجیان نباید در مکه بماند؟
5. انتخاب محل غدیر خم چه جهتی داشت؟ اولاً محل تقاطع کاروانهای ورودی حجاج بود، ثانیاً از همین نقطه کاروانها متفرق میشدند. ثالثاً محلی وسیع و مناسب که جمعیت 120 هزار نفرۀ مسلمانان بتوانند در آنجا تجمع کنند، چرا که چنین محیطی در مکه میسّر نبود. رابعاً برای آیندگان یادگاری میماند تا هر وقت از آنجا عبور میکنند این واقعه را به یاد آورند.
6. روز 18 ذی الحجه حضرت رسول(ص) فرمودند: «ايّها النّاس اجيبوا داعی الله أنا رسول الله(علیهما السلام) » گویا حضرت خواستند به مردم بفهمانند پیام مهمی در اینجا دارم، لذا دستور دادند همه مردم متوقف شوند و آنهایی که پیش رفتهاند، باز گردند و آنهایی که پشت سر هستند، زودتر برسند؛ (بحار/ج21/ ص387/ج37/ ص173و203و204/ ج97/ ص298؛ الغدیر/ج1/ص10و11)
در طول 23 سال آیا پیامبر هرگز چنین اجتماعی تشکیل داده است؟! حتی یک مرتبه؟! یا للعجب از کسانی که با دیدن این حرکات پیامبر(ص) باز هم در امر خلافت شک کنند!!!
7. شدت گرما در آن روز به حدی بوده است که مردم و حضرت گوشهای از لباس خود را به سر انداخته و گوشهای از آن را زیر پای خود قرار داده بودند و عدهای از شدت گرما عبای خود را به پای خود پیچیده بودند؛ حال چرا با این وجود پیامبر(ص) سه شبانه روز مردم را در این منطقه نگه داشت؟!
8 . آمادهسازی جایگاه سخنرانی: ابتدا دستور دادند کنار درختان کهنسالی که آنجا بود کسی مستقر نشود سپس به سلمان و ابوذر و مقداد و عمار دستور دادند محل سخنرانی را آماده کنند؛ سنگهای ناهموار را بر داشتند و خارهای مانع را کندند تا مبادا کسی بگوید: من نشنیدم یا ندیدم! و ابتدا سنگها را روی هم چیدند و سپس رواندازهای شتران و سایر مرکبها را روی هم چیدند تا منبری به بلندی قامت حضرت ساختند.
9. به شخصی به نام ربیعه دستور دادند (چون صدای بلندی داشت) تا آنچه حضرت میفرماید برای افرادی که دورتر هستند، تکرار کند تا همه بشنوند؛ (بحار/ج21/ ص387/ج37/ ص173و203و204/ ج98/ ص203) آیا چه امر مهمی است که همه باید بشنوند؟
10. سبک و شیوه خاص منبر رفتن: حضرت رسول(ص) از منبر بالا رفتند سپس امیرالمؤمنین(ع) را فرا خواندند تا در سمت راست پیامبر(ص) یک پله پایینتر از پیامبر(ص) ایستاد و پیامبر(ص) دست مبارک خود را به شانه امیرالمؤمنین(ع) گذاشتند و منتظر شدند تا جمعیت جمع شوند.
آیا در طول دائره اسلام هیچ وقت دو شخص بر منبر با هم ایستادهاند و دست یکی بر شانه دیگری بوده است؟ حتی سبک و شیوه منبر رفتن هم منحصر به فرد است تا در اذهان مردم به یادگار بماند.
11. اجتماع 120 هزار نفر جمعیت در کل دائره اسلام بیسابقه بوده است حتی همین امروز هم اجتماع چنین تعداد افرادی برای یک سخنرانی بهتآور است! در طول دوران پیامبریاش چنین جمعیتی را جمع نکرده بود؟ آیا اجماعی بزرگتر از این میشود؟
12. در قسمت میانی خطبه پیامبر(ص) به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «نزدیکتر بیا» سپس در حالی که هر دو رو به جمعیت بودند پیامبر(ص) فرمود: «ألستُ أولى بكُم من أنفسكُم» آیا من اختیاردارتر از شما نسبت به خودتان نیستم؟ مردم گفتند: چرا یا رسول الله(ص) ؛ در این لحظه پیامبر(ص) دو بازوی امیرالمؤمنین(ع) را گرفت و امیرالمؤمنین را از جا بلند کرد و تا حدی از زمین بالا آورد که کف پاهای امیرالمؤمنین به محاذات زانوهای پیامبر(ص) قرار گرفت و سفیدی زیر بغلهایشان که تا آن روز دیده نشده بود پیدا شد در این لحظه فرمودند:
1. «مَنْ كُنْتُ مَولاه فَهذا عليّ مولاه اللّهمّ والِ مَن والاه وعادِ مَن عاداه وَانصُر مَن نصَرهُ وَاخْذُل مَن خذَلَهُ».(بحار/ج37/ص208) 2. سپس آیۀ {الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ} (مائده/3) نازل شد و خواندند.
آیا چنین طريقه معرفی یک نفر با این شیوه بیان و با این حرکات و سکنات آیا میتواند غیر از جانشینی منظور دیگری داشته باشد؟
13. برای اینکه خوانندگان به خواندن خطبۀ غدیر تشویق شوند چند نکته از جملات پیامبر(ص) را بیان میکنیم:
نکتۀ اول: در مورد خلقت نورانی اهلبیت و دوازده امام(علیهم السلام) ، پیامبر(ص) مطالبی فرمودهاند.
نکتۀ دوم: ماجرای سقیفه را توضیح و شرح داده است.
نکتۀ سوم: به طور مجمل در مورد اصحاب صحیفه کلماتی فرمودهاند.
نکتۀ چهارم: پیشگویی کردند که امامت و خلافت را بعد از من به زور و ظلم میگیرند و غصب میکنند.
نکتۀ پنجم: در مورد حکومت حضرت مهدی# صحبت فرمودهاند.
نکتۀ ششم: درباره سوره حمد و معنای صراط مستقیم شرحی بیان کردهاند.
14. بیعت گرفتن زبانی: پیامبر(ص) فرمود: پروردگارم مرا مأمور کرده است که از زبان شما اقرار بگیرم درباره آنچه منعقد نمودم برای امیرالمؤمنین علی(ع) و امامانی که بعد از او میآیند و از نسل من و اویند چنانکه به شما فهماندم که فرزندان من از نسل او هستند.
خطاب به حاضرین فرمود که همگی چنین بگویید:
«ما شنیدیم و اطاعت میکنیم و راضی هستیم و سر تسلیم فرود میآوریم، درباره آنچه از جانب پروردگار ما و خودت به ما رساندی درباره امر امامت اماممان امیرالمؤمنین علی(ع) و امامانی که از صلب او به دنیا میآیند، بر این مطلب با قلبهایمان، با جانمان، با زبانمان و با دستانمان با تو بیعت میکنیم؛ بر این عقیده زندهایم و با آن میمیریم و با آن محشور میشویم؛ تغییر نخواهیم داد و تبدیل نمیکنیم و شک نمیکنیم و انکار نمینماییم و تردید به دل راه نمیدهیم و از این قول بر نمیگردیم و پیمان را نمیشکنیم…».(بحار/ج37/ص201ـ207؛ اثبات الهداة/ج2/ص114/وج3/ص558)
خوانندگان برای تمامی کلام به خطبه غدیر مراجعه کنند. و چه خوب است که هر کس این جملات را تکرار کند تا عهد خود را با پیامبر(ص) تجدید و محکم نموده باشد و در آخر پیامبر(ص) دستور داد این جملات را هم بگویند:
«ما این مطالب را از قول تو به نزدیک و دور از فرزندانمان و فامیلمان میرسانیم و خدا را بر آن شاهد میگیریم».
آیا چنین عهد و پیمان به این محکمی در مورد اینکه به دیگران هم برسانند آیا ممکن است در موردی غیر از جانشینی پیامبر(ص) باشد؟؟؟؟
15. پیامبر(ص) در آخر خطبه برای اقرار کنندگان به سخنانش دعا کردند و بر منکرین اوامر آن حضرت نفرین کردند.
آیا چقدر امر مهم بوده است که پیامبر(ص) مقرِّین به آن را دعا کردهاند و به منکرین نفرین کردهاند آیا ممکن است غیر از خلافت امر دیگری بوده باشد؟؟
16. همه مردم ازدحام کردند برای تبریک گفتن به پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و از همه مهمتر آنچه که در هیچ کجای اسلام سابقه ندارد این نکته است: پیامبر(ص) فرمودند: «به من تبریک بگویید، به من تبریک بگویید»(بحار/ج21/ص387؛ امالی مفید/ص57) (و این جمله را تکرار کردند) بعد فرمودند: «زیرا خداوند مرا به نبوت و اهل بیتم را به امامت اختصاص داده است».
آیا در جنگهای اسلام و پیروزیهای آن پیامبر(ص) فرموده است به من تبریک بگویید؟ آیا امری غیر از جانشینی میتواند چنین شادی آور باشد که بارها بفرمایند: به من تبریک بگویید.
17. بیعت گرفتن با دست: پیامبر(ص) دستور داد دو خیمه زدند، سپس دسته دسته مردم میآمدند، اول در خیمه پیامبر(ص) ، با او بیعت میکردند و بعد وارد خیمه امیرالمؤمنین(ع) میشدند و با عنوان «امیرالمؤمنین» به او سلام میدادند و بیعت میکردند؛ این برنامه تا سه شبانه روز ادامه داشت. (بحار/ ج21/ ص387/ ج28/ ص90/ ج37/ ص166 و127؛ الغدیر/ج1/ص58و271و274)
آیا ممکن است پیامبر(ص) سه شبانه روز در آن گرمای طاقتفرسا مردم را نگه داشته و این سبک و شیوه خاص بیعت گرفتن را دستور داده باشد؟! (تشکیل دو خیمه و بیعت جداگانه و سلام دادن با عنوان امیرالمؤمنین) و منظورش غیر از خلافت و جانشینی باشد؟!!!!!!
18. بیعت گرفتن از زنان: پیامبر(ص) دستور دادند تشت آبی حاضر کردند و پردهای در روی آن در میان تشت زدند به طوری که زنان در یک طرف پرده و امیرالمؤمنین(ع) در طرف دیگر قرار داشتند زنان از آن طرف دست خود را داخل آب میکردند و امیرالمؤمنین(ع) از طرف دیگر و این بیعت کردن زنان بود.(الغدیر/ ج1/ ص291؛ العوالم/ ج15/3/ ص199؛ اثبات الهداة/ ج1/ ص 219)
آیا غیر از خلافت و جانشینی میتواند مسألۀ دیگری بوده باشد که حتی از زنان هم بیعت گرفته شده است؟
19. مراسم تاجگذاری: رسم عرب این است هر وقت میخواهد ریاست شخص بزرگی را به قومی اعلام کند، یکی از مراسمشان بستن عمامه بر سر او است، از طرفی وقتی شخص بزرگی عمامه خودش را بر سر کس دیگری ببندد این کار نشانه منتهای بزرگی، عظمت و مورد اعتماد بودن اوست.
حال با توجه به این مطالب: پیامبر(ص) در روز غدیر عمامۀ خودش را ـ «سحاب» ـ به سر امیرالمؤمنین(ع) گذاشت. (الغدیر/ ج1/ ص291؛ العوالم/ ج15/3/ ص199؛ اثبات الهداة/ ج2/ ص 219)
آیا با چنین مراسمی ممکن است انسان در خلافت و جانشینی امیرالمؤمنین(ع) شک کند؟
20. شعر سرایی بعد از واقعه غدیر: حسان بن ثابت به حضرت رسول(ص) گفت: اجازه میفرمایید شعری را که به این مناسبت سرودهام بخوانم؟ حضرت فرمودند: «بخوان به نام خداوند و برکت او!» حسان اشعار خود را خواند که در مورد وصایت و جانشینی امیرالمؤمنین(ع) و کلام پیامبر(ص) بود.(بحار/ج21/ص388/ج37/ص112و166و165)
21. در آخرین ساعات روز سوم بیعت گرفتن، شخصی به اسم «حارث فهری» نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: ای محمّد(ص) :
آیا اینکه دربارۀ علی بن ابی طالب گفتی: «من کنت مولاه فعليّ مولاه» از جانب پروردگار بود یا از پیش خودت؟
حضرت(ص) فرمود: خداوند به من وحی کرده است؛ حارث گفت: خدایا اگر آنچه محمّد میگوید حق و از جانب توست، سنگی از آسمان بر ما ببار، خداوند سنگی از آسمان بر او فرستاد که به مغزش خورد و همانجا هلاک شد و 120 هزار نفر دیدند و سپس آیه: {سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ} (معارج/1) نازل شد و پیامبر(ص) فرمود: آیا دیدید؟ گفتند آری. فرمود: شنیدید؟ گفتند: آری. سپس فرمود: «خوشا به حال کسی که ولایت او را بپذیرد و وای بر کسی که با او دشمنی کند!». (بحار/ ج37/ ص137 و162و 167؛ الغدیر/ج1/193)
حال با این همه کارهایی که پیامبر(ص) در حضور مردم انجام داده است آیا منظورش چیزی غیر از جانشینی بوده باشد؟ این همه مردم را به زحمت انداختن و این همه عهد و پیمانهای محکم گرفتن و سه شبانه روز بیعت گرفتن آیا عقلاً ممکن است منظوری به غیر از خلافت و جانشینی در پی داشته باشد؟؟؟
پس العجب کل العجب یا للعجب از کسانی که با دیدن و شنیدن این کارهای پیامبر(ص) باز هم در منظور او شک کنند!!!!!!!!!! (برگرفته از کتب محمّد باقر انصاری در رابطه با غدیر)
منبع : نشريه امام شناسي ، شماره 34
















هیچ نظری وجود ندارد