در سیزدهم رجب، ولادت با سعادت مولای متقیان امیرمومنان حضرت علی(ع) در بیت الله الحرام، داخل خانه کعبه به وقوع پیوست که قبل از ایشان و بعد از ایشان هیچ مولودی در آنجا به دنیا نیامده و نخواهد آمد. (علاوه بر منابع شیعه در بسیاری از منابع اهل تسنن واقعه ولادت امیرمومنان(ع) در خانه کعبه بیان شده است که در اینجا فقط به برخی از آنها اکتفا میکنیم (تذکره الخواص، ص ۷؛ الفصول الهمه، ص ۱۴؛ مروج الذهب، ج ۲، ص ۲؛ نورالابصار، ص ۷۶؛ کفایه الطالب، ص ۳۷؛ نزهه المجالس، ج ۲، ص ۲۰۴)
فاطمه بنت اسد در کعبه
در شب جمعه سیزدهم رجب فاطمه بنت اسد، همسر گرامی حضرت ابوطالب(ع) احساس درد حمل او شدت یافت. هنگامی که ابوطالب خواست زنانی، از قریش را برای یاری فاطمه بیاورد، از گوشه خانهای ندایی رسید: «ای ابوطالب! صبر کن چرا که دستهای آلوده نباید ولی خدا را لمس کند».
صبح آن روز حضرت فاطمه بنت اسد÷ ندایی شنید: «ای فاطمه! به خانه ما بیا» آن گاه فاطمه با مشقت و رنج، خود را به مسجدالحرام رساند. عباس بن عبدالمطلب که به همراهی جماعتی در مسجد نشسته بودند، دیدند که فاطمه÷ وارد مسجدالحرام شد و در مقابل کعبه ایستاد و نگاهی به سوی آسمان کرد و چنین عرض کرد: «پروردگارا! من به تو و به پیامبران و کتابهای که از جانب تو آوردهاند، ایمان دارم؛ کلام جدم ابراهیم خلیل را تصدیق میکنم و او بوده که این خانه را بنا کرده است. تو را قسم میدهم و از تو میخواهم به حق کسی که این خانه را بنا کرد، و به حق فرزندی که در رحم من است و با من سخن میگوید و با گفتارش با من انس میگیرد و یقین دارم که یکی از آیات و نشانههای توست، این ولادت را بر من آسان فرمایی». (امالی شیخ طوسی، ص ۱۵۱۱؛ بحارالانوار، ج ۳۵، ص ۳۶)
ناگهان حاضران در مسجد الحرام در کمال شگفتی دیدند که دیوار پشت آن سمتی که در کعبه است، شکافته و فاطمه بنت اسد÷ داخل شد. هر چه کردند قفل در کعبه را باز کنند ممکن نشد و دانستند که حکمت خداوند در کار است. فاطمه بنت اسد÷ میفرماید: «هنگامی که داخل کعبه شدم دیدم حوا، ساره، آسیه، مادر موسی بن عمران، مریم مادر عیسی آمدند؛ آنان به من سلام کردند و در مقابلم نشستند و در ولادت فرزندم مرا یاری نمودند». (روضه الواعظین، ص ۷۸؛ بحارالانوار، ج ۳۵، ص ۱۳)
امیرمؤمنان(ع) آمد!
پیشوای شیعیان جهان، حضرت امیرمؤمنان(ع) در روز جمعه سیزدهم رجب در خانه کعبه طلوع فرمودند و همین که قدم بر زمین نهادند به سجده افتادند و به وحدانیت پروردگار و رسالت حضرت محمد(ص) و ولایت خودشان شهادت دادند. آن گاه بر زنان بهشتی سلام کردند و با یکایک آنها صحبت نمودند. بعد پیامبران الهی، حضرت آدم، نوح، ابراهیم، موسی، و عیسی(ع) آمدند و بر حضرتش سلام کردند: «سلام بر تو ای ولی خدا و خلیفه پیامبر خدا» و حضرت در جواب آنان فرمودند: «سلام بر شما و رحمت و برکت خداوند بر شما باد» سپس ملایکه آمدند و این مولود مبارک را به آسمانها بردند و بازگرداندند و دوباره به آسمان بردند؛ فاطمه بنت اسد÷ میفرماید: «بار دوم در حالتی آن حضرت را آوردند که او را در حریر سفید بهشتی پیچیده بودند و به من گفتند: او را از چشم بینندگان حفظ کن که ولی پروردگار جهانیان است. بدان که وارد بهشت نمیشود مگر کسی که ولایت او را بپذیرد و امامت و ولایت او را تصدیق کند. خوشا به حال آن که تابع اوست و وای بر کسی که از او روی گردان شود! مثل او چون کشتی نوح است؛ هر که به آن پیوست نجات مییابد و هر که از آن باز ماند غرق میشود و سقوط میکند» (علی(ع) ولید الکعبه، ص ۳۲)
علی(ع) در آغوش پیامبر(ص)
حضرت فاطمه بنت اسد÷ بعد از سه روز که مهمان پروردگار بودند، فرزند خود را در آغوش گرفته، آماده خروج از خانه کعبه شدند که هاتفی ندا داد: «ای فاطمه! نام این مولود را علی بگذارد؛ چرا که من خدای علی اعلی هستم و من نام او را از نام خود گرفتهام؛ او را ادب آموختهام و امر خود را به او سپردهام» (معانی الاخبار، ص ۶۲؛ بحارالانوار، ج ۳۵، ص ۹)
صبح روز چهارم در مقابل دیدگان به انتظار نشسته، ناگهان دیوار کعبه از مکانی قبلی شکاف برداشت و فاطمه بنت اسد÷ با مولود مبارکش از آنجا خارج شدند. آن گاه پیامبر گرامی اسلام(ص) و حضرت ابوطالب(ع) پیش آمدند و امیرمومنان(ع) را در آغوش گرفتند. آن حضرت چشمان مبارک خود را به صورت پیامبر(ص) باز کرد و تبسم نمودند و عرض کردند: «السلام علیک و رحمه الله و برکاته» آن گاه پیامبر(ص) پاسخ او را دادند و اذان اقامه در گوش حضرت علی(ع) قرائت فرمودند. در این هنگام علی(ع) از پیامبر(ص) اجازه خواست و جملاتی از صحف حضرت آدم، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی(ع) و سپس سوره «مومنون» را قرائت کردند در حالی که هنوز قرآن نازل نشده بود. (مناقب آل ابی طالب(ع) ج ۲، ص ۱۷۳؛ بحارالانوار، ج ۳۵، ص ۱۸)
منبع : نشریه شیعه شناسی ، شماره۲

















هیچ نظری وجود ندارد