روز چهارم شعبان سال ۲۶هـ. ق علمدار کربلا، سقای نینوا، قمر بنیهاشم حضرت ابوالفضل العباس(ع) چشم به جهان گشود. (الوقایع و الحوادث، ج ۳، ص ۳۰) پدر گرامی آن حضرت، مولای متقیان امیرمؤمنان علی(ع) و مادر بزرگوارشان فاطمهی کلابیه ملقب به «ام البنین» بودند. پس از ولادت، قنداقهی این مولود مبارک را به دست پدر گرامیشان امیرمؤمنان(ع) دادند. امام با دیدن او، اشک در چشمان مبارکشان حلقه زد و س!س طبق سنت پیامبر(ص) در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفتند؛ آنگاه ازم البنین پرسیدند: «نام او را چه نهادهاید؟» ایشان گفتند: «من در هیچ امری از شما پیشی نگرفتهام، هر نامی را که خود میپسندید برای او برگزینید». امیرمؤمنان(ع) فرمودند: «من این کودک را به نام عمویم، عباس مینامم».
کنیهی حضرت عباس(ع) ، ابوالفضل است؛ زیرا زندگانی آن حضرت سراسر فضیلت و برتری بوده است. مشهورترین القاب ایشان: قمر بنیهاشم، باب الحوائج، باب الحسین(ع) ، سقا، عبد صالح، الحواسی (ایثار کننده)، صدیق و صاحب اللواء (پرچم دار) است. (چهرهی درخشان قمر بنیهاشم، ابوالفضل العباس(ع) ج ۱، ص ۱۴۷)
حضرت عباس(ع) خوش سیما و زیبارو بودند و به همین دلیل به قمر بنیهاشم ملقب شدند. قامتشان بلند و بازوهایی قوی داشتند و بر اسب که سوار میشدند، زانوی آن حضرت تا گردن اسب میرسید؛ مظهر جلال و جبروت کردگار بودند و در شجاعت و صفات بعد از امام حسن و امام حسین(ع) سرآمد اولاد امیرمؤمنان(ع) به شمار میرفتند. آن حضرت یک پارچه ایمان و بصیرت بود؛ چنان که امام صادق(ع) در زیارت نامهی ایشان چنین میفرمایند:
«اشهد انک لم تهن و لم تنکل و انک مضیت علی بصیره من امرک؛ گواهی میدهم که تو لحظهای از خود سستی نشان ندادی و برنگشتی، بلکه مشی تو بر ایمان و بصیرت در دین رقم خورده بود». (کامل الزیارات، ص ۷۸۶)
در جایی دیگر فرمودند: «عموی ما، حضرت عباس(ع) دارای بینشی ژرف و ایمانی استوار بود؛ در رکاب برادرش جهاد کرد و از آزمون الهی پیروز درآمد و با شهادت رحل زندگی برچید». (اعیان الشیعه، ج ۷،ص ۴۳۰)
در پایان به روایتی از امام باقر(ع) در مقام و منزلت آن حضرت اشاره میکنیم. ایشان میفرمایند: وقتی قیامت برپا میشود، پیامبر اکرم(ص) به امیرمومنان علی (ع) میفرماید: «به فاطمهام بگو برای شفاعت امت چه چیز را به پیشگاه خداوند عرضه میداری» حضرت علی(ع) پیام ایشان را میرساند و آن بانوی بزرگوار در پاسخ میفرمایند: «کفانا لاجل هذا المقام الیدان المقطوعتان من ابنی العباس؛ دو دست بریده پسرم عباس(ع) برای این مقام (شفاعت) کافی است». (معالی السبطین، ج ۲، ص ۴۵۲)















هیچ نظری وجود ندارد