اهل عرفان هر گاه با عنوان فرهنگی و نظری یاد شوند با عنوان “عرفا” و هرگاه با عنوان اجتماعیشان یاد شوند غالبا با عنوان “متصوفه” یاد میشوند. عرفا و متصوفه هر چند یک انشعاب مذهبی در اسلام تلقی نمیشوند و خود نیز مدعی چنین انشعابی نیستند، و در همه فرق و مذاهب اسلامی حضوردارند، در عین حال یک گروه وابسته و به هم پیوسته اجتماعی هستند، یک سلسله افکار و اندیشهها و حتی آداب مخصوصی در معاشرتها و لباس پوشیدنها، و احیانا آرایش سر و صورت و سکونت در خانقاهها و غیره به عنوان یک فرقه مخصوص مذهبی و اجتماعی رنگ مخصوصی داده و میدهد.(1) و همین باعث شده که در روایات از صوفیه مذمت شده و فقها آنها را در ضلالت و گمراهی دانسته و فرمودهاند: تصوف از فرق مستحدثه است، و اسلام غیر از آن چه رسول اللَّه(ص)، از اصول و فروع به آن دعوت فرموده و قرآن و نیز عترت آن حضرت که مفسرین تضمین شده قرآناند، بیان کردهاند. حرفی و دعوتی ندارند و فرق صوفه با عقایدی که دارند در ضلالت هستند. بسیاری از کسانی که از شیعه و اهل سنت تحقیق کردهاند، اصل آنها را اسلامی نمیدانند، اینها هر فرقه وشعبهای که باشند در صورتی که با برنامههای شناخته شده اسلام و مسلمانان مطابق نباشد، یعنی به عنوان این فرقه سازیها و وابستگیها به پیر و مرشد، و حرفهای شرکآمیز باشد همه باطل است”.(2) البته همواره خصوصا در میان شیعه، عرفایی بوده و هستند که هیچ امتیاز ظاهری با دیگران ندارند و در عین حال عمیقا اهل سیر و سلوک عرفانی میباشند و در حقیقت عرفای حقیقی این طبقهاند، نه گروههایی که صدها آداب از خود اختراع کرده و بدعتها ایجاد کردهاند.(3) ضمنا نقشبندیه فرقه منتسوب به خواجه بهاء محمد بخاری نقشبند متوفای 791 قمری و مؤسس این فرقه است، از ویژگیهای وی ترجیح ذکر قلبی بر ذکر زبانی است. اصول عقاید نقشبندیه را میتوانید در پایان شرح رباعیات جامی، و در رساله رشحات عین الحیات فخر الدین صفی مطالعه فرمایید.(4)پی نوشتها:1 – مرتضی مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، کلام – عرفان، ص 84. 2 – لطف اللَّه صافی گلپایگانی، معارف دین، ص 371. 3 – مرتضی مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، کلام – عرفان، ص 84.
















هیچ نظری وجود ندارد