۲۹ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home جغرافیای شیعه

تاریخ اجتماعی شیعیان ایران و عراق

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مقدمه
تاریخ اجتماعی بُعد خاصی از تاریخ و نتیجه ی یک فرایند فکری، پس از رنسانس به حساب می آید. تحول مهم رنسانس، همان گونه که بر بسیاری از ابعاد زیستی و فکری تأثیر گذاشت، تاریخ را نیز متحول ساخت. البته رسیدن به مرحله ی تاریخ اجتماعی پس از چند مرحله دگرگونی فکری در عرصه ی تاریخ و تحولات جامعه صورت گرفته است. تاریخ اجتماعی برایند مستقیم مکتب آنال (۲) است. نکته ی قابل توجه در تاریخ اجتماعی همان بُعد مقابله ی آن با تفکر سنتی حاکم بر تاریخ است. در این شیوه، رویکرد تاریخ توده ای و مردمی شده و نگاه به لایه های زیرین جامعه معطوف می شود. در این تحقیق، زندگی شیعیان ایران و عراق از زاویه ی تاریخ اجتماعی – در نیمه ی دوم قرن هشتم هجری – بررسی شده است. دوره ای که این نوشتار عهده دار بیان تاریخ اجتماعی آن در مورد شیعیان است زمانی است که اسلام از یک قاره و دو قاره پا را فراتر نهاده و به عنوان یک دین و آیین الهی، جهانی شده است. اسلام به عنوان یک دین که از نظر قلمرو، توسعه یافته و درحال گسترش به سمت شرق و غرب است؛ نه تنها در برابر هجوم ها و مقابله های دشمنانش عقب نشسته که به پیروزی های چشم گیری نیز در دنیا نایل آمده و حتی مهاجمانش و برخی جهان گشایان را مرعوب آموزه های خویش ساخته است که نمونه ی روشن و بسیار هویدایش اسلام حاکمان و ایلخانان مغول است. بررسی و بیان اوضاع جهان اسلام و بلکه شیعیان به گستردگی قلمرو اسلامی کاری فراتر از حوصله و توان این سطور است، از این رو تنها به بیان اوضاع اجتماعی، به طور محدود و کوتاه در ایران و عراق بسنده می کنیم که در حاکمیت ایلخانان مغول قرار داشت. محدوده ی این نوشتار بخشی از دوره ی ما بین انقراض ایلخانان و هجوم تیمور (دوره ی فترت) (۳) به ایران و عراق می باشد. مشخصه ی خاص این دوره حاکمیت خاندان های محلی و به تعبیری ملوک الطوایفی است. با مرگ سلطان ابوسعید، آخرین ایلخان و نداشتن فرزند پسر، حاکمیت نسبتاً یک پارچه در سرزمین ایران دست خوش تحولات عمیق اجتماعی شد. دسته های نیرومند خاندان های پر قدرت محلی برای کسب قدرت با هم درگیر نزاع و کشمکش شدند. در این هیاهو و بازار آشفته برخی حاکمیت های مستقل و نیمه مستقل نیز شکل گرفتند که به آنان عنوان حاکمیت های «ملوک الطوایفی» (4) می دهند. نبود حاکمیت یکپارچه و به تعبیر دقیق تر، انقراض حکومت مغول، سرداران و خاندان های پرنفوذ محلی را بر آن داشت که برای تحکیم پایه های اقتدارشان دست به کار شوند. چنین فکری در چندین نقطه از قلمرو واحد، موجب شد تا نزاع های محلی و مقابله های مختلف از زاویه های گوناگون صورت گرفته، نابسامانی اجتماعی، غارت و عدم حرمت به اموال و نوامیس مردم را در پی داشته باشد. بار اصلی این تحولات و قیام ها بر عهده ی مردمی بود که در جهت خواسته ی امرا به کار گرفته می شدند. ترس، وحشت، غارت، نومیدی، بی پناهی و … ، مردم را به شدت آزار می داد. در این میان برخی قیام ها با تکیه بر مبانی شیعی انجام شد و بسیاری را به سمت خویش جذب کردند. نابسامانی های اجتماعی سبب می شد تا آموزه های شیعه به مثابه پناهگاهی امن برای برخی از مردم ستم دیده درآید. از این رو، مشایخ، زهاد و بزرگان شیعه مورد توجه و علاقه ی بسیاری قرار گرفتند. این وضع باعث شد تا برخی از مشایخ شیعه که بیشتر آن ها گرایش صوفیانه داشتند، حکومت هایی تشکیل داده و با بهره مندی از دستورات و مضامین خاص شیعه به تحکیم آن همت کردند. «نهضت های این دوره ی ایران به لباس دین و به ویژه مذهب تشیّع و مسلک تصوّف» (5) ملبس بود. جنبش های روستایی قرون وسطی در ایران بار ها زیر علم سبز تشیّع توسعه یافت، زیرا افکار و عقاید شیعه با روحیه ی مخالف آمیز روستاییان هماهنگ بود. (۶) اولین دسته از این نوع حکومت صوفی مسلک شیعی، سلسله ی شیخیه جوریه یا سربداران خراسان و دسته ی دیگر، سلسله ی مرعشیان از پیروان میرقوام الدین مرعشی بودند که مدتی در خراسان به ریاضت مشغول بود و آن گاه به آمل رفته، سلسله ی مرعشیان مازندران را تشکیل دادند. نهضت حروفیه قیام دیگری بود که آموزه های شیعی را بازگو می کرد: از دیرباز تا امروز آنان (حروفیون) چشم به راه «قائم» ائمّه هستند که در حدیث، نام دیگری نیز برای او آمده و «مهدی اش» خوانده اند. و آنان می گویند که او صاحب سیف است و درباره ی او این حدیث آمده است: او زمین را با راستی [دادگیری] می کند، پس از آنکه زمین با بیداد و تجاوز آکنده شود. آنان ایمان دارند که وی به نیروی شمشیر، ظلم را که تجاوز بعضی به بعضی دیگر است، ریشه کن خواهد نمود. (۷)
تعریف تاریخ اجتماعی برای تاریخ اجتماعی مثل بسیاری از مفاهیم علوم انسانی نمی توان تعریف دقیق فلسفی ارائه کرد، بلکه تنها می توان با توجه به کارکرد آن، به گونه ای آن را تعریف نمود که برای مخاطب و خواننده مفهوم باشد: «تاریخ اجتماعی نوعی فهم از تاریخ است که در مقام تحلیل و تبیین حوادث به گرایش های فکری، ویژگی های اخلاقی و سبق و سیاق زندگی عامّه ی مردم نیز به عنوان یک عامل اثرگذار بر روند حوادث، نگاه می کند». تاریخ منهای حاکمیت یا توجه به اقشار پایین جامعه، یا توجه به روابط میان همه ی انسان ها، یا «دانش بررسی تاریخ گروه ها یا فعالیت های اجتماعی» (9) و … همه بخشی از کار ویژه های تاریخ اجتماعی را بازگو می نماید.
منابع تحقیق در این تحقیق عمدتاً از منابع دست اوّل تاریخی، سفرنامه ها، جغرافیای تاریخی استفاده شده و در حد لزوم نیز به منابع دست دوم و مطالعاتی مراجعه شده است درباره ی منابع، چند نکته یادآوری می شود: ۱. نگاه منابع تاریخی به تاریخ، همان نگاه سنّتی است که بر محور حاکمیت و امرا می چرخد و کمتر به مسائل درونی جامه، روحیات و نوع زندگی مردم می پردازد، اما می توان از لابه لای سطور آن به برخی امور مربوط به تاریخ اجتماعی شیعه اثناعشریه (مورد تحقیق) دست یافت. از سوی دیگر، زندگی مردم از تحولات کلی در جامعه تأثیر می پذیرد و تحولات حاکم بر جامعه، بر روحیات و سبق و سیاق زندگی مردم بی تأثیر نیست، از این رو اگر به برخی حاکمیت ها اشاره می شود به دلیل همین اثرگذاری آن هاست. ۲. سفرنامه ها به دلیل اینکه نوعاً منعکس کننده ی اوضاع و شرایط جاری بر زندگی مردم است و سفرنامه نویسان در متن مردم قرار داشته اند، بهترین منبع برای مطالعه ی تاریخ اجتماعی است. در این نوشتار از سفرنامه ی ابن بطوطه و کلاویخو نیز استفاده شده است. البته بخش های مورد استفاده از سفرنامه ی ابن بطوطه به اندکی قبل از شروع نیمه ی دوم قرن هشت هجری (۹) و سفرنامه ی کلاویخو به بعد از آن مربوط می شود. کلاویخو سرپرستی هیئتی را به عهده داشت که پادشاه اسپانیا برای ملاقات با تیمور گورکانی فرستاده بود. این هیئت در دهه ی نخست قرن نهم هجری به راه افتادند تا با تیمور ملاقات داشته باشند. آنچه در سفرنامه اش نگاشته است به علت نزدیکی زمانی اش با دوره ی مورد بحث می تواند مورد استناد قرار گیرد، زیرا باور ها، مراسم و میزان حضور و عدم حضور پیروان یک مذهب چیزی نیست که در چند سال اندک دچار تغییر شود و طبعاً یک پدیده ی اجتماعی از مدتی پیش به تدریج شکل می گیرد و ناگهانی از بین نمی رود، بلکه مدتی ادامه می یابد. نزهه القلوب مستوفی با موضوع جغرافیایی تاریخی، منبع مهم دیگری است که از آن درباره ی حضور و پراکندگی شیعیان در مناطق و شهر های گوناگون ایران و عراق و نوع تشیّعشان استفاده شده است. اینک پس از مقدمه، مباحث اصلی این نوشتار در سه بخش ارائه می شود:
الف) مؤلفه های تاریخ اجتماعی شیعیان سبک زندگی سبک زندگی، (۱۰) روش های متفاوت زندگی را نشان می دهد. این اصطلاح به «شیوه های زندگی» و به معنای «طرز زندگی» نیز به کار رفته است. سبک زندگی، مجموعه ای منسجم از همه ی رفتار ها و فعالیت های یک فرد در جریان زندگی روزمره است. این مفهوم می تواند گویای واقعیت پیچیده ی رفتار ها و حتی نگرش های فرهنگی و اجتماعی در جامعه باشد که بر ماهیت و محتوای خاص تعاملات و کنش های اشخاص در هر جامعه دلالت دارد. سبک های زندگی مجموعه ای از طرز تلقی ها، ارزش ها، شیوه های رفتار، حالت ها و سلیقه ها در هر چیزی، مانند معماری، دکوراسیون و فرش کردن خانه، اثاثیه ی منزل، نوع حمل و نقل، پوشاک، تغذیه و … را در بر می گیرد. سبک زندگی را نباید با فرهنگ یکی دانست. شاید بتوان گفت که فرهنگ، جمع کل سبک های زندگی در جامعه است؛ یعنی فرهنگ فراتر از سبک زندگی، جمع ارزش ها، طرز تلقی ها و رسم ها می باشد. سبک زندگی یکی از مؤلفه های (۱۱) تاریخ اجتماعی است. یک مجموعه ی اجتماعی را با توجه به سبک زندگی شان می توان ازدیگر مردمان و جوامع باز شناخت. این مؤلّفه به چگونگی زیستن فرد در جامعه که در واقع تجلّی روحیات و عادات مردم است، اشاره دارد. سبک زندگی مردم، بخشی از هویتشان را تشکیل می دهد. برای نمونه، یک فرد چه می پوشد چه فرشی دارد و چه ذائقه ای نسبت به فلان غذا (مثلا غذای تند) دارد؟ اهمیت سبک های زندگی، همسان با تعلق فرد به طبقه ی اجتماعی در روزگاران گذشته است. یکی از سبک های زندگی در میان شیعیان، شیوه ی تغذیه آنان است. چگونگی خورد و خوراک شیعیان و تغذیه شان، مانند نشستن موقع غذا خوردن، تنها تناول کردن یا با هم غذا خوردن، با دست غذا خوردن یا استفاده از قاشق، ممکن است از قرن هشتم هجری تا کنون تفاوت کرده باشد، گرچه از لحاظ مواد مصرفی تفاوت ماهوی را نمی توان مشاهده کرد. به عنوان مثال، خوردن گوشت خرگوش برای شیعیان همان گونه که اکنون مرسوم و پذیرفته نیست، در قرن هشتم نیز شیعیان آنرا مصرف نمی کردند. ابن بطوطه در مورد اینکه شیعیان گوشت خرگوش نمی خورند، می نویسد: چون مردم دیدند ما دست بسته نماز نمی خوانیم … ما را متهم به رافضی بودن کردند. تا آنکه نائب امیر خرگوشی برای ما فرستاد و یکی از خدّام را مأمور کرد که مواظب ما باشد و ببیند که چه کار می کنیم، زیرا رافضی ها گوشت خرگوش نمی خورند. (۱۲) نوعی دیگر از روش تغذیه در میان شیعیان، مهمان داری ایشان و استفاده از موادی مانند نان، خرما و گوشت جهت پذیرای از مسافران، زوّار و طلاب علوم دینی بوده است. ابن بطوطه در کنار بارگاه امام حسین (ع) از مدرسه و زاویه ای اسم می برد که شیعیان در آن به مسافران غذا می داده اند: روضه ی مقدسه ی امام حسین (ع) در داخل شهر واقع شده و مدرسه ی بزرگ و زاویه ای دارد که در آن برای مسافرین طعام می دهند. (۱۳) و در جایی دیگر می نویسد: از باب حضرت، وارد مدرسه ی بزرگی می شود که طلاب و صوفیان شیعه در آن سکونت دارند، در این مدرسه از هر مسافر تازه وارد سه روز پذیرایی می شود و هر روز دو بار غذای مرکب از نان و گوشت و خرما به مهمانان می دهند. (۱۴) شکل بنا ها و معماری، نوعی دیگر از سبک زندگی مردم را تشکیل می دهد. در قرن هشتم در بیشتر شهر ها بنا ها و خانه های مسکونی در داخل قلعه ای محکم ساخته می شد که دیوار و برج و بارو های قلعه به شکل نگهبان خانه ها و ساکنان آن در می آمد تا در برابر مهاجمان، دزدان و ایّام جنگ ها مردم بتوانند محفوظ بمانند. به عنوان نمونه می توان به قلعه ی نیشابور اشاره کرد: … در کوچه باغ ها جنگ می کردند تا نیشابوریان عاجز شده، دروازه ها بستند و از پس دیوار به کار و زار مشغول شدند. (۱۵) معماری و بنای مساجد نیز با طرز باشکوه، امر مرسوم بوده است در سبزوار مسجد جامعی با طاق و ایوان بلند، حوض، و فضای زیبا و جذاب به دستور علی مؤید بنا شد که ابن یمین در قصیده ی بلند بالایی از زیبایی و بنای آن توصیف می کند. (۱۶)
نماد ها نماد، یکی دیگر از مؤلفه های تاریخی اجتماعی است. هر نماد، منتقل کننده و دربردارنده ی پیامی است که به دو نوع «نماد های زبانی» و «نماد های غیر زبانی» قابل تقسیم می باشد. اگر نماد، متنی را به دیگری انتقال ندهد در مجموعه ی نماد های غیر زبانی قرار می گیرد. رنگ پرچم کشور های مختلف، پوشش جامه ی سیاه در عزاداری ها، لباس خاص روحانیت و … هر کدام پیامی را در بر دارد و در بخش نماد های غیر زبانی قرار می گیرد. در زمان مورد بحث، «اسب زین کرده» نمادی بود که مفهوم انتظار را برای شیعیان در برداشت، چه اینکه شیعیان مراسم انتظار را در نقاط مختلف، مانند حله (۱۷)، کاشان و سبزوار (۱۸) با اسب زین کرده برپا می کردند. در مقابل اگر نماد، نوشتاری را در برداشته باشد، جزء نماد های زبانی به حساب می آید که گویای اهداف و انگیزه ی خاصی است.کتیبه ها، ضرب المثل ها، لطیفه ها، سکه های مضروب و …، در شمار نماد های زبانی قرار می گیرند و هر کدام متنی را به دیگران انتقال می دهد. سکه هایی که در قرن هشتم هجری از جانب سربداران ضرب شد و در میان مردم رایج بود و به خوبی از گرایش سربداران و نوع مذهب آنان و شیعیان آن زمان، حکایت می کند. نوشته های روی یکی از سکه ها، حاشیه و پشت آن، به ترتیب چنین است: – لا اله الا الله الملک الحق المبین محمّد رسول الله الصّادق الوعد الامین. علیّ ولی الله صلی الله علیهم. – اللهم صل علی محمّد المصطفی و علی الولیّ و الحسن الرضا و حسین الشهید و علی زین العابدین و محمد الباقر و جعفر الصادق و موسی الکاظم و علی الرضا و محمد الجواد و علی الهادی و حسن العسکری و محمّد الحجه خلف الله. – قل اللهم مالک الملک تؤتی الملک من تشاء وتنزل الملک من تشاء و تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء بیدک الخیر انّک علی کل شیءٍ قدیر. (۱۹)
آداب و رسوم مراسم گوناگون و چگونگی برگزاری آن، مؤلفه ی دیگری است که تاریخ اجتماعی شیعیان را بازگو می کند، شیعیان اثنا عشری در این قرن برای برخی رسوم مذهبی شان اهمیت فوق العاده قائل بوده و به برپایی آن اهتمام زیاد داشتند. مراسمی مانند خروج از شهر و به انتظار نشستن و آمادگی برای ظهور حضرت ولی عصر (عج) برپایی عزاداری ها، به زیات رفتن ها، جشن ها و مراسم مذهبی دیگر، با تکیه بر آموزه های مذهبی، اموری بودند که زندگی شیعیان را متمایز از پیروان دیگر مذاهب و ادیان نشان می داد. برای نمونه به دو مورد اشاره می شود: الف- انتظار: اعتقاد به ظهور منجی بر زندگی شیعیان و نوع رفتار و کنش آنان اثر داشت. آنان پیرو همین باور، برخی مراسم را برپا می داشتند. ابن بطوطه درباره ی مراسم انتظار مردم حله چنین گزارش می دهد: همه ی مردم این شهر، دوازده امامی و از دو تیره اند … در نزدیکی بازار بزرگ شهر مسجدی قرار دارد که بر درِ آن پرده ی حریر آویزان است و آنجا را مشهد صاحب الزمان می خوانند. شب ها پس از نماز عصر، صد مرد مسلح با شمشیرهای آخته، پیش امیر شهر می روند و از او اسبی یا استر زین کرده می گیرند و به سوی مشهد صاحب الزمان روانه می شوند … در برابر در، ایستاده آواز می دهند که: «بسم الله ای صاحب الزمان، بسم الله بیرون آی تباهی روی زمین را فراگرفته و ستم فراوان گشته، وقت آن است که برآیی تا خدا بوسیله ی تو حق را از باطل جدا گرداند … . (۲۰) مشابه چنین مراسمی در دیگر شهر های شیعه نشین نیز انجام می شد. سبزوار از مراکزی بود که به انجام مراسم انتظار اقدام می کردند. «هر بامداد و شب به انتظار صاحب الزمان اسب کشیدی». (21) دیگر منابع تاریخی نیز به انجام این مراسم در سبزوار اشاره دارد: … و اسبی به زین هر روز می کشید که حضرت امام محمّد مهدی سلام الله علیه خواهد آمد. (۲۲) ب- عزاداری ها و …: مراسم شیعی، شامل برپایی سوگواری ها در رثای امامان معصوم (ع) به ویژه امام حسین (ع) و جشن های اعیاد شیعیه نیز می شود. عزاداری برای امام حسین (ع) مراسم اختصاصی شیعیان نیست، تمام مسلمانان در برپایی این آیین به گونه ای شرکت دارند. البته شیعیان اهمیت ویژه ای برای اجرای مراسم عزاداری امام حسین (ع) و دیگر ائمه (ع) قائل اند و آن را به عنوان برنامه و دستور دینی و مذهبی دانسته، با الهام از روایات، به زنده نگه داشتن و برپا داشتن آن همت می گمارند. مراسم شیعی و آیین بزرگداشت یاد امام حسین (ع) در قرن هشتم هجری نه تنها به دست شیعیان صورت می گرفت، بلکه در خراسان همه ی مسلمانان، اعم از شیعه و سنی برای امام حسین (ع) محافل عزاداری داشتند و کمی بعدتر در دربار تیموریان نیز عزاداری برای امام حسین (ع) برگزار می شد، چنانکه یکی از نویسندگان می نویسد: گریه برای امام حسین {در عهد تیموریان} جانشین مجالس ذکر صوفیانه شده بود. (۲۳) عزاداری، رونق فراوان یافت و رویکرد به نوشتن کتاب های مقتل و عزاداری زیاد شد. اولین مقتل فارسی به نام روضه الشهداء به قلم ملا حسین کاشفی، بعد ها تحت تأثیر همان زمینه های قرن هشتم نوشته شد.
ارادت شیعیان به اهل بیت (ع) و خاندان پیامبر (ص) علاقه و ارادت شعیان به اهل بیت گرامی حضرت محمد (ص) نشئت گرفته از آیات و روایات است. می توان علاقه و محبت شیعیان به اهل بیت (ع) و تنفّر آنان را از دشمنان ایشان، از مؤلفه های خاص تاریخ اجتماعی شیعه به شمار آورد. الف- احترام به ائمّه (ع) و امام زادگان: ابراز علاقه ی مذهبی شیعه در قالب های گوناگون، مثل زیارت مقابر ائمّه (ع) و امام زادگان مدفون در نقاط مختلف سرزمین های اسلامی و احترام به ذریّه ی امامان (ع) (سادات) و … ظهور و بروز می یافت. کلاویخو در سفرنامه اش در مورد احترام به امام رضا (ع) و حرمت نهادن به کسی که این مرقد مطهّر را زیارت می کند، چنین می نویسد: (۲۴) … سالانه گروه بی شماری به زیارت آن (مشهد) می آیند. هر زائری به آنجا رفته باشد چون باز گردد، همسایگانش نزد او می آیند و لبه ی قبای او را می بوسند. (۲۵) آن گاه به واکنش مردم نسبت به خود و همراهانشان که به مشهد رفته و از آنجا برگشته اند، اشاره می کند: چون به این شهر رسیدیم ما را به زیارت این مکان مقدس و آرامگاه بردند، سپس چون در ایران راه می پیمودیم و بر سر زبان ها افتاده بود که به زیارت مشهد مشرّف شده و آن مکان مقدس را دیده ایم، مردم همه می آمدند و لبه ی قبای ما را می بوسیدند. (۲۶) بقعه ی امام زاده احمد بن موسی (ع) (شاه چراغ)، همانند دیگر اماکن متبرکه ی شیعیان و قبور ائمه (ع) در نظر شیعیان از جایگاه بلندی برخوردار بوده است. شیعیان همان گونه که به امکان متبرکه ی کربلا و نجف و مشهد احترام می نهادند، مقام احمد بن موسی (ع) رانیز پاس می داشتند. ابن بطوطه در این باره چنین می نویسد: از جمله مزارات شیراز مقبره ی احمد بن موسی برادر علی الرضا بن موسی بن جعفر بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب – رضی الله عنهم – می باشد … ابن بقعه در نظر شیرازیان احترام تمام دارد. (۲۷) ب- انزجار از دشمنان ائمّه (ع): همان گونه که ارادت به اهل بیت (ع) در جامعه ی شیعه نهادینه شده، نفرت از دشمنان ایشان نیز مسئله ی قابل توجهی در تاریخ اجتماعی شیعه است. به عنوان نمونه، شیعیان کوفه طی انجام مراسمی انزجارشان را از ابن ملجم اینچنین ابراز می کردند: … در طرف مغرب قبرستان کوفه جایی را دیدم که در آن چیزی به رنگ سیاه تند در میان زمینه ی سفیدی جلب نظر می کرد و گفتند: قبر ابن ملجم است که مردم کوفه همه ساله هیزم فراوان بدانجا می برند و هفت روز آتش بر گور او می افروزند. (۲۸) نمونه ی دیگر، اظهار تنفر از هارون الرشید و محبت و احترام به امام رضا (ع) در شهر مشهد است: روبروی قبر امام، قبر امیرالمؤمنین هارون الرشید واقع شده که آن هم ضریحی دارد و شمع دادن ها روی قبر گذاشته اند … هنگامی که رافضیان (۲۹) وارد بقعه می شوند قبر هارون را لگد می زنند و به امام رضا (ع) سلام می فرستند. (۳۰) ج) احترام به سادات: حضور سادات در میان شیعیان به تقویت ایمان و گستره ی آگاهی های دینی و مذهبی شیعیان می افزود. سادات چون از نسل پیامبر (ص) و ذریّه ی آن حضرت و وابسته به ائمه اند، از آغاز در جامعه ی شیعی مورد احترام و تکریم بودند. به تصریح منابع آن دوره، شیعیان به سادات احترام فراوان مبذول می داشتند. خواندمیر در کتاب حبیب السیر چنین گزارش می دهد: خواجه علی مؤید چون به تأیید الهی در سبزوار بر مسند شهریاری نشست، در اظهار شعار مذهب علیّه امامیه، مبالغه نموده و باقصی الغایه در تعظیم سادات عظام کوشید (۳۱) … [و همو] در تعظیم علما و سادات به اقصی الغایه کوشید و سادات را بر علما مرجّح داشتی. (۳۲) سادات در جامعه ی شیعی، مقامی برتر از عامه ی مردم داشتند و جزء بزرگان مردم به شمار می آمدند، در بسیاری از مراسم و مجالس در کنار بزرگان جامعه می نشستند و مورد تکریم و احترام بودند. وجود نقیب که اوضاع زندگی و امور معیشتی سادات را مدیریت می کرد، در واقع امتیازی بود که در جوامع شیعی به سادات به عنوان فرزندان رسول خدا (ص) و بستگان ائمه (ع) داده می شد.
حرفه ها و مشاغل با گستردگی قلمرو زیست شیعیان در نقاط مختلف دنیای اسلام، شهر ها، روستا ها و … نمی توان به آسانی از حرفه ها و مشاغل شیعیان در طول چند دهه صحبت کرد. در هر شهر و روستایی به اقتضای محیط جغرافیایی و فضای حاکم بر اقتصاد آن، حرفه های گوناگونی، از قبیل کشاورزی در روستا ها گرفته تا شغل نظامی، تجارت، صید ماهی، خیاطی، بقّالی، طباخی، عطّاری و … رایج بوده است. گزارش کوتاه ابن بطوطه تنها از یک بازار در نجف اشرف نشان می دهد که چندین شغل، البته با یک نوع انسجام و دسته بندی و نظم، در این شهر شیعی وجود داشته است: بعد از عبور از بازار بقّالان، طبّاخان و خبّازان به بازار میوه فروشان و خیّاطان و قیصریه و بازار عطّاران رسیدیم. آخر بازار عطّاران باب حضرت است. (۳۳) وی در جای دیگر می نویسد که «اهل نجف، تجارت پیشه اند». (34)
توسل به ائمه (ع) برای شفای بیماران اهتمام شیعه به زیارت قبور پیشوایان دینی شان از چند زاویه قابل تحلیل و بررسی است. یک بُعد آن، صرف ارادت و محبت به خاندان پیامبر (ص) است. توسل به ایشان به منظور تقرّب که بُعد عبادی دارد، زاویه ی دیگر است و از منظر سوم، توسل به آنان و زیارتشان به سبب شفای بیماران. مراسم و آداب ویژه ای برای خواستن شفا و بهبودی بیماران در بعضی از جوامع شیعی مرسوم بوده است، مثل بستن بیمار به ضریح و مراسم ویژه ای که برای درخواست شفای بیمار از قبر امیرالمؤمنین علی (ع) در قرن هشتم هجری وجود داشته که ابن بطوطه آن را چنین گزارش می کند: در شب ۲۷ که لیله المحیا می نامند، عراقیان و خراسانیان و فارسیان و رومیان … بعد از نماز خفتن در آنجا گرد می آیند و بیماران زمین گیر و افلیج را روی ضریح مقدّس می گذارند … . (۳۵) بسیاری از شیعیان به مقابر و مشاهد مشرفه ی ائمه (ع) و امام زادگان نزدیک می شوند تا از ایشان در رفع گرفتاری های زندگی و بهبود بیماری هایشان کمک بگیرند و با توسل به ایشان از خدا بخواهند گرفتاری ها و مشکلاتشان، به ویژه امراض را از آنان دور سازند و به همین منظور، نذر و نذوراتشان را نیز به چنین اماکنی می برند. این بقعه (امام زاده احمد بن موسی) در نظر شیرازیان احترام تمام دارد و مردم [برای] تبرک و توسل به زیارت آن می روند. (۳۶) در گزارشی دیگر می خوانیم: از شهر های عراق هر کس بیمار می شود، نذری برای روضه ی علی می کنند. (۳۷)
ب) مناطق و شهر های شیعه نشین حضور شیعیان در جای جای دنیای اسلام در قرن هشتم هجری امری انکار ناپذیر است. هر جا اسلام پا گرفته است تشیّع را نیز می توان دید. اگرچه گستردگی و نفوذ شیعیان به اندازه ی اهل سنت نبوده است، لکن به رغم مشکلات و موانع که از سوی حاکمیت ها و خلافت در طول حیات شان بر ضد شیعیان اعمال شده است، این مذهب دوشادوش اهل سنت، البته به نسبت کمتر، دل های مشتاقان به اهل بیت پیغمبر (ص) را به خود جذب کرده و دستورات روشن گر ائمه (ع) همواره راه گشای شیعیان بوده است. گستردگی محبت و ارادت به پیامبر اعظم الهی حضرت محمد (ص) و خاندان بزرگوارش فراتر از شیعیان است. بسیاری از اهل سنت نیز به ائمه (ع) عشق و ارادت داشتند و همین مسئله، زمینه ی رشد و گسترش تشیع را در ایران فراهم آورده، و سبب پیروزی برخی قیام های شیعی شد. در قرن هشتم هجری شیعه در بسیاری از مناطق نفوذ داشته و مردم برخی شهر ها همه یا بیشتر آن ها شیعه، آن هم از نوع تشیع امامی و اثناعشری بودند. مرکزیت دینی و مذهبی شیعیان در این قرن در عراق بود و از همان دیار، علومی مانند فقه، اصول، کلام و … به دیگر مناطق شیعه نشین منتشر می شد. در این زمان شیعیان در عراق، شام و حلب، روستا ها و شهرک های جنوب لبنان، (۳۸) مناطق مرکزی ایران، خراسان و … حضور جدی داشتند. به گفته ی ابن بطوطه اهالی نجف، (۳۹) کربلا، حله، بحرین، قم، کاشان، ساوه، آوه و … شیعه مذهب و از غالیان بودند. (۴۰) از نزهه القلوب مستوفی به خوبی می توان میزان حضور و پراکندگی شیعیان را در مناطق مختلف به دست آورد. در این کتاب حضور شیعیان را در برخی شهر های ایران و دیگر نقاط چنین می خوانیم: ری: «اهل شهر و اکثر ولایات شیعه ی اثناعشری اند، الّا ده قوهه و چند موضع دیگر که حنفی باشند و اهل آن ولایت، آن موضع [را] بدین سبب «قوهه خران» می خوانند». (41) تهران: «اهل آنجا شیعه ی اثناعشری باشند». (42) قزوین: «اندکی نیز … و شیعی باشند». (43) اشکور، دیلمان، طالش و …: «به قوم شیعه و بواطنه نزدیکترند». (44) آوه: «مردم آنجا شیعه ی اثناعشری اند و در آن مذهب به غایت متعصب اند و با هم اتفاق نیکو دارند». (45) ساوه: «اهل شهر شافعی و مذهب پاک اعتقاد …. تمامت دیها شیعه ی اثناعشری باشند». (46) قم: «مردم آنجا شیعه ی اثناعشری اند و به غایت متعصب». (47) کاشان: «مردم شیعه مذهب اند و اکثرشان حکیم وضع و لطیف طبع، و در آنجا جهال و بطال کمتر باشند. و در آنجا غریب را کمتر زخم زنند». (48) تفرش: «مردم آنجا شیعه ی اثناعشریه اند». (49) از دیگر شهر های ایران که شیعه در آن ها وجود دارد، عبارت است از: فراهان، (۵۰) نهاوند، (۵۱) شیراز(۵۲) – با اندکی شیعه -و جرجان (۵۳) «که اهل آنجا شیعه و صاحب مروت باشند». از خراسان، بیهق: «مردم آنجا شیعه ی اثناعشری اند». (54) و نیز کمال الدین عبدالرزاق سمرقندی درباره ی سبزوار – نام دیگر بیهق – می نویسد: «مردم سبزوار اکثر شیعه مذهب باشند». (55) شهر انبار، در عراق: «اکثر آنجا سیه چهره اند و بر مذهب اثناعشری». (56) حلّه: «اهل آنجا شیعه ی اثناعشری اند و اعتقادشان آنکه امام المنتظر المهدی محمد بن الحسن العسکری (رضع) که در سامره … غایب شد باز از آنجا بیرون خواهد آمد». (57) ابن بطوطه درباره ی مردم حله می نویسد: «همه ی اهالی این شهر دوازده امامی و از دو تیره اند». (58)
عوامل مؤثر در تاریخ اجتماعی شیعیان ۱. دین و مذهب دین و مذهب، از نظر شیعیان حقیقت یگانه و واحدی دارند. مذهب، روش عمل کردن به دین و دستورات دینی را برای پیروانش نشان می دهد. این عامل تأثیر و اهمیت بسیاری در زندگی شیعیان دارد. دین اسلام و مذهب تشیع بر تمام زوایای زندگی ایشان سایه انداخته، مراسم، آداب دینی و مذهبی و رفتار های فردی و اجتماعی آنان تحت تأثیر مستقیم دین و برگرفته از آموزه های دینی و مذهبی است. ساختن مساجد، تکایا، حسینیه ها، احترام به قرآن، اهمیت دادن به علم و عالم، مرجع قرار دادن علما در امور دین و دنیا، احترام به پیامبر (ص)، ائمه (ع)، اهتمام به زیارت قبور ایشان، احترام به زوّار مقابر بزرگان دینی، احترام به سادات و … همه و همه با تأثیرپذیری از دین و مذهب است که به زندگی یک شیعه معنا می دهد. از جمله اموری که با تأثیرپذیری از دین، در این دوره بسیار پر رونق بوده و تا حالا نیز ادامه دارد، زیارت، بنا، تعمیر و زیباسازی مکان ها و مشاهد مشرفه ی ائمه (ع) بوده است. ابن بطوطه در شرح حرم رضوی در مشهد مقدس می نویسد: مشهد امام رضا قبه ی بزرگی دارد. قبر امام در داخل زاویه است که مدرسه و مسجدی نیز در کنار آن وجود دارد و این عمارت ها همه با سبکی بسیار زیبا و ملیح ساخته شده و دیوار های آن کاشی است. روی قبر، ضریح چوبی قرار دارد که سطح آن را با صفحات نقره پوشانده اند. از سقف، قندیل های نقره آویزان است. آستان در قبه هم از نقره است و پرده ی ابریشم زر دوزی از در آویخته. داخل بقعه با فرش های گوناگون مفروش گردیده … . (۵۹) در مورد حرم مطهر امام حسین (ع) به درِ نقره ای، قندیل ها و پرده های حریر اشاره می کند و اینکه هر زائری هنگام ورود از میان حاجبان و خادمان حرم عبور نموده، بر آستان مبارکش بوسه می زند: … هنگام ورود درِ عتبه ی شریفه را که از نقره است باید بوسید. روی ضریح مقدس امام قندیل های زرین و سیمین گذاشته شده و از در های آن پرده های حریر آویخته اند. (۶۰) احترام زائر نیز موردی دیگری است که در آن عصر به سبب احترام به اهل بیت (ع) در زندگی مردم به عنوان یک امر دینی مطرح بود. کلاویخو در سفرنامه اش در این باره چنین آورده است: هر زائری به آنجا رفته باشد چون بازگردد، همسایگانش نزد او می آیند و لبه ی قبای او را می بوسند. (۶۱)
۲. رونق مساجد ساختن بنا های با شکوه مساجد و چندین مسجد در هر شهر، نوع ارتباط مردم با مساجد و حضور در آن، امر دیگری است که در این قرن وجود داشته است. مسجد از یک طرف، محل عبادت و از سوی دیگر، جای تصمیم گیری ها و ارتباط میان مردم، حضور سیاسی – اجتماعی و شنیدن خطبه ها و موعظه هاست که می توان آن را کانون وحدت بخش دانست و در قالب نظام ارتباطی، به منزله ی رسانه های جمعی و به مراتب بالاتر از آن در این روز، تشبیه کرد. ابن بطوطه با توصیف حرم رضوی (ع) از مسجد و مدرسه در جوار حرم نیز نام می برد. (۶۲) وی درباره ی مسجد حله می نویسد: در نزدیکی بازار بزرگ شهر، مسجدی قرار دارد که بر درِ آن پرده ای حریر آویزان است و آنجا را مشهد صاحب الزمان می خوانند. در دوران سربداران، به دستور خواجه علی مؤید، مسجد جامع شهر سبزوار با نما و شکوه چشم گیری بنا شد. ابن یمین در قصیده ی بلندی، طاق، آب نما و … آن را توصیف می کند و برخی از اشعار وی چنین است: حبّذا طاقی که جفت این رواق اخضر است وز بلندی مر زمین را آسمانی دیگر است مسجد جامع همی خوانندش اما جنتی است و اندر و فواره ای مانند حوض کوثر است آب آن فواره تا سر برزد از جیب زمین از رشاش او هوا را دائماً دامن تر است. (۶۴) برخی مساجد مهم که امروزه در شهر ها وجود دارد، یادگار آن دوران است و مورد توجه بوده و رونق داشته است. یکی از آن مساجد مسجد جامع عتیق شیراز است که ابن بطوطه درباره ی آن چنین گزارش می دهد: مسجد بزرگ شیراز به نام مسجد عتیق، یکی از وسیع ترین و زیباترین مساجد است، صحن بزرگ آن با مرمر فرش شده و تابستان ها هر شب صحن آن را می شویند و … (۶۵).
۳. باور های مذهبی از باور های بسیار پر رنگ آن دوران برای شیعیان که هم چون گذشته اهمیت خاص داشت و جزء اعتقادات بود باور و اعتقاد به منجی و ظهور قریب الوقوع مهدی (عج) بود. مستوفی اعتقاد مردم سامره به غیبت امام المنتظر المهدی محمدبن الحسن العسکری را از ویژگی های آن ها می شمارد. (۶۶) وی درباره ی اعتقاد شیعیان به امام منتظر می نویسد: شیعیان امامیه، محمد منتظر، امام دوازدهم را مهدی می خواندند. شیعیان امامیه معتقد بودند که حضرت مهدی زنده است و پنهان گشته، ولی دیر یا زود ظهور خواهد کرد و تجددی در دین پدید خواهد آورد و همچنان که در صدر اسلام بوده است، برقرار خواهد ساخت. (۶۷) مسئله ی انتظار و مراسم آن در حکومت سربداران نیز مطرح بود و مراسمی نیز برای انتظار ترتیب می دادند. (۶۸) این باور مذهبی در جامعه ی شیعه به اصلی خدشه ناپذیر تبدیل شده و در واقع، مشخصه ی جامعه ی شیعه بود.
۴. نهاد های اجتماعی شیعه از دیگر عوامل اثر گذار بر تاریخ اجتماعی شیعه در نیمه ی دوم قرن هشتم هجری می توان به ساختار اجتماعی و سازمان و تشکیلات شیعیان اشاره کرد. شیعیان در طول تاریخ، ساختار تشکیلاتی ویژه ی خود را داشته و دارند که تشیّع را از دیگر فرقه های اسلامی ممتاز ساخته است. تشیّع به لحاظ باورمندی به وجود حجت خدا و معصوم (ع) در زمین، باور به نیابت فقیه و عالم از او و اعتقاد به فقه پویایی که مجتهد عهده دار آن است، تشکلی متمایز از سایر فرقه ها دارند. در این سازمان اجتماعی، عالم دین و فقیه در زمان غیبت معصوم (ع) از ایشان نیابت می کند و مرجع شیعیان به شمار می آید. در این جا به چند نمونه از این نهاد های جامعه ی شیعه در قرن هشتم اشاره می شود: الف- نهاد مرجعیت: مرجع، عالم دینی است که در امور دینی و مسائل فقهی، درجه ی تخصص علمی دارد و صاحب نظر است. چنین فردی مصدر مراجعات مردم در امور رفتاری و باید و نباید هایی است که باید شیعه متناسب با آن اعمال شان را تنظیم کنند. برخی گزارش های تاریخی از نیمه ی دوم قرن هشتم هجری، توجه جامعه ی شیعه را به این امر نشان می دهد که شیعیان ملتزم بودند تا امور مربوط به ساحت رفتارشان را طبق دستور و فتوای مرجعیت شیعه نظم بخشند. از این رو از شهید اوّل برای سفر به خراسان دعوت به عمل می آید تا با علم و عملش شیعیان را رهبری کند. نامه ی علی مویّد به شهید اوّل گواه این مطلب است: … به عرض آن جناب که پیوسته قبله ی صاحب نظران است می رسانیم که شیعه ی خراسان – که خداوند در پناه خویش گیرد – تشنه ی دیدار شمایند و فیض بردن از دریای فضل و دانش تان. بزرگان علمی این دیار از بد روزگار همه پراکندگ گشته و بیشتر یا همه شان تار و مار شده اند … . ما، در میان خویش کسی را که به فتوایش به لحاظ علمی بتوان اعتماد کرد یا مردم بتوانند عقائد درست را از وی فراگیرند نمی یابیم و از خدای متعال مسئلت داریم که حضرتت به ما افتخار حضور و نورافشانی بخشد تا از علمش پیروی کنیم و از راه و رسمش رفتار آموزیم … . (۶۹) مرحوم قاضی نورالله شوشتری جریان دعوت و پاسخ شهید اوّل را چنین نقل می کند: در کتابت، حجت ها به شیخ گرفته، اظهار آن نمود، که درخراسان کسی نیست که مردم در احکام شرعیه به فتوای او عمل نمایند. بر شما واجب است که متوجه این دیار شوید و اهل این دیار را ارشاد فرمائید و الّا فردای قیامت من و جمیع شیعه ی خراسان در خدمت حضرت پیغمبر و ائمه ی هدی از تو شکایت خواهیم کرد … . شیخ در جواب نوشت: از همین کتاب که مشتمل بر فتاوی من است اعمال شرعیه ی شیعه انتظام می یابد و وجوب توجه من به آن دیار ساقط می شود. (۷۰) ب- نقابت: نقابت، نهد دیگری در تاریخ تشیع است که از گذشته، منصب و مقام پذیرفته شده در میان جامعه بود. این نهاد در قرن هشتم هجری نیز وجود داشت. نقبا نقش برجسته و مهمی در میان شیعیان داشتند. آنان به امور سادات که مورد احترام مسلمانان بود رسیدگی می کردند و مواظب بودند تا کسی به دروغ خود را از سادات نخواند و در برخی موارد هم از منافع مذهب شیعه دفاع می نمودند. این نهاد به عنوان یک مقام اجتماعی از گذشته تا آن روز در جامعه ی شیعه نقش به سزایی داشت. ابن بطوطه از نقیب شهر نجف که با او دیدار داشته یاد می کند: «نقیب نجف، نظام الدین حسین بن تاج الدین الآوی بود» و در قسمت دیگر می افزاید: «تمام کار های شهر به دست نقیب الاشراف است». (71) وی در قسمت دیگر سفرنامه اش از سادات شیراز و نقیب آنان یاد کرده است: شیراز از جمله شهرهایی است که سید در آن بس زیاد است و من از اشخاص موثق شنیدم که عده ی سادات شیراز – آن هایی که مستمری دارند – از کوچک و بزرگ هزار و چهارصد و کسری است و نقیب آنان عضدالدین حسینی نام دارد. (۷۲) ج) فتوت: فتوت به معنای جوانمردی در تاریخ شیعه از حد یک مفهوم خاصِ لغوی، فراتر رفته به هنجار و حتی نهاد اجتماعی تبدیل شده است. فتوت و جوانمردی روحیه ای است که بیشتر منشأ مذهبی دارد و از مذهب تأثیر گرفته است. «کاشان؛ مردم شیعه مذهب اند … در آنجا غریب را کمتر زخم زنند». (73) فتوت بعد ها به عنوان یک عامل مهم در تاریخ شیعه نقش مثبت خود را نمایان کرده و گروهی با روحیه ی جوان مردی و فتوت بر سر کار آمدند: آئین عدالت چنان در قلمرو آنان (سربداران) رونق گرفته که سکه های طلا و نقر در اردوگاه ایشان روی خاک می ریخت و تا صاحب آن پیدا نمی شد کسی دست به سوی آن دراز نمی کرد. (۷۴) اینها نمونه هایی در جامعه ی شیعه ی آن روز است که از روحیه ی خاص مردانگی و فتوت شیعیان حکایت می کند.
۵. حوادث مهم (طبیعی و غیر طبیعی) حوادث مهم که تاریخ اجتماعی را تحت تأثیر قرار می دهند در مرحله ی نخست، دو نوع اند: یکی، حوادث و روی داد های طبیعی، مانند سیل، زلزله، طوفان های مخرب، بیماری ها، قحطی، امراض و … که می تواند سرنوشت مردم و جامعه را دست خوش تغییر و تحول نماید، و دیگری، حوادث و روی داد های مهم و مؤثر غیر طبیعی، از قبیل جنگ ها و ویرانی های ناشی از آن، اختلاف و کشمکش های قبیله ای و مذهبی، مهاجرت ها و … که به مواردی از این نوع حوادث، اشاره می شود: الف- جنگ ها: جنگ، حادثه ی ویران گر و تأثیرگذار در زندگی انسان هاست. با جنگ، شکست، پیروزی، قتل عام، ویرانی، فقر و گرسنگی و هزاران پیامد مهم اجتماعی را می توان شمرد که تاریخ جامعه و مردم را متحول می سازد. در فاصله ی میان انقراض ایلخانان تا روی کار آمدن تیموریان که این نوشتار بخشی از آن را به عهده دارد، جنگ های خونین و ویرانگری در میان ملوک مختلف ایران صورت گرفت. یک نمونه از آن جنگ میان حاکم کرت و سربداران در نیشابور است که پیامد هولناک و مخرّبی را برای مردم آن سامان بر جای نهاد: ملک غیاث الدین عزم تسخیر نیشابور کرد و چون ملک حنفی مذهب بود و خواجه علی شیعی، علمای هرویه نظامیه فتوی می دادند که دفع شیعه واجب است … . سال دیگر باز آمد و در این نوبت به نوعی خرابی کردند که اکثر باغات و عمارات را از بیخ کندند و کاریز ها انباشته و درختان جوز صد ساله و دویست ساله انداختند … و ملک یکی از رعایا را گفت: هی مردک! بنیاد اسلام بر چند است؟ فی الفور فصیحانه گفت: به مذهب خواند ملک سه: یکی، غلّات مسلمانان خوراندن، دوم، کاریز ها انباشتن، و سه دیگر، درختان قدیم و جدید انداختن! (۷۵) ب- تعصبات مذهبی و قبیله ای:تعصبات مذهبی عامل دیگر اثرگذار بر روند زندگی مردم است. تحریک عصبیت های مذهبی گاهی صدمات جبران ناپذیری را در جامعه و زندگی مردم بر جای می نهاد و محیط زیست و معاش را مختل می ساخت. گزارش فوق، نمونه ی گویا و روشنی است که در آن از تحریک احساسات مذهبی برای سرکوبی رقیب بهره برده شده و نتیجه ی آن، جنگی خونین بوده که به زیر ساخت های زندگی مردم آسیب رسانده است. ابن بطوطه درباره ی اصفهان، کشمکش های فرقه ای و تخریب شهر چنین اشاره می کند: اصفهان شهری بزرگ و زیباست، ولی اکنون قسمت زیادی از آن در نتیجه ی اختلافاتی که بین سنیان و شیعیان آن شهر به وقوع می پیوندد به ویرانی افتاده. (۷۶) این در حالی است که مستوفی در مورد اصفهان از شیعیان و اختلاف آن با سنیان نام نمی برد و برعکس، نزاع را در میان خود اهل سنت می داند: اکثراً سنّی و شافعی مذهب و در طاعت درجه ی تام دارند، اما بیشتر اوقات با هم در محاربه و نزاع باشند. (۷۷) ابن بطوطه با نظر بدبینانه نسبت به سربداران و اینکه آنان به هدف از بین بردن اهل سنت از خراسان قیام کرده و بر این هدف پای می فشارند، چنین می گوید: این قوم (سربداران) جملگی مذهب رفض (تشیّع) داشتند و سودای برانداختن ریشه ی تسنن از خراسان را در سر می پختند. (۷۸) در مورد تعصبات قبیله ای باز هم از ابن بطوطه گزارش می دهد که مردم برخی شهر های عراق با آنکه از یک مذهب پیروی می کردند با هم درگیری و نزاع قبیله ای داشتند و این نزاع باعث ویرانی شهرشان می شد: همه ی اهالی این شهر (حلّه) دوازده امامی و از دو تیره اند … و بین این دو دائماً جنگ و نزاع هست … مردم کربلا از دو طائفه اند: اولاد رخیک و اولاد فائز، و این دو دائماً در جنگ و نزاع اند … اختلاف میان آن ها به حدی است که شهر را به ویرانی کشانده است. (۷۹) اگرچه ممکن است ابن بطوطه در این گزارش خود اغراق کرده باشد، اما به هر حال، حاکی از عصبیت های قبیله ای است که به راحتی نمی توان از آن چشم پوشید و این عامل در به وجود آمدن نزاع ها و کشمکش های قبیله ای نقش بارز دارد. ج- مهاجرت: هجرت عامل دیگر در تحولات اجتماعی است که منشأ تغییرات و تطوّرات فراوانی در جوامع و افکار می شود. این عامل در تاریخ شیعه، آثار شگرفی را با خود همراه داشته است. مهاجرت ائمه و امام زادگان (ع) به برخی مناطق اسلامی، مهاجرت سادات به اقصی نقاط دنیای اسلام و معرفی تشیّع، رفتن برخی قیام کنندگان شیعه به مناطق دورتر از مرکز خلافت و برپایی حاکمیت های شیعی، مهاجرت علمای شیعه به شهر ها و مراکز علمی برای دریافت احادیث معصومان و یادگیری علوم دینی و نشر آن در میان عامّه ی مردم و …، در پی فرهنگ هجرت پدید آمده است. این عامل هم پیش از قرن هشتم هجری و هم پس از آن منشأ آثار مهم اجتماعی برای تشیّع بوده است. اسلام آوردن و گرایش ایلخانان به اسلام و تشیع بر اثر مهاجرت و ارشاد دانشمندان و علمای شیعه، صورت گرفت و از همین رو حاکم سربداری از شهید ثانی برای مهاجرت به ایران دعوت به عمل آورد، هر چند شهید موفق به مهاجرت نشد. مهاجرت علما به دیگر بلاد اسلامی، از گذشته تا کنون امری مرسوم و مورد انتظار بوده است. یکی از بزرگان این قرن میر سید علی همدانی (۷۱۳-۷۸۷ ق) است که برای انجام تبلیغ دین، ایران را ترک و به کشمیر رفت و نقش مهمی در ترویج و تبلیغ اسلام داشت، به گونه ای که او را «حورای کشمیر» (80) لقب داده اند.
نتیجه بررسی تاریخ اجتاعی شیعیان نشان می دهد که در نیمه ی دوم قرن هشتم هجری آنان در بسیاری از شهر های ایران و عراق حضور داشته و وضعیت اجتماعی شیعیان در شهر های مورد نظر، تحت تأثیر وضعیت اقلیمی، حضور و عدم حضور مقابر ائمه (ع)، مسائل و پیش آمد های گوناگون بوده است. ساکنان شهر هایی مانند نجف، کوفه، حله، قم و … همه شیعه و در برخی شهر ها شیعه حضور بیشتری داشته و در موارد بیشتر در اقلیت اند. با نگاهی کلی می توان گفت که در این دوره شیعیان مشکلات و سختی هایی که در برخی ایام به علت پای بندی شان به مذهب شیعه با آن رو به رو بودند، نداشته و چه بسا آزادی و اقتدار هم داشته اند. در مقطع مورد بحث در بخش هایی از قلمرو اسلامی، مانند سبزوار، تشیع بالندگی یافته و حاکمیت شیعی به گسترش فرهنگ و آموزه های شیعی همت می گمارد و از دانشمندان و عالمان شیعی برای نشر معارف شیعه و تنظیم امور و رفتار های شیعیان بر اساس فتوای ایشان دعوت به عمل می آید. مراسم خاص شیعیان بدون هیچ مانع جدی در بیشتر نقاط شیعه نشین برگزار می شود و آموزه های مذهبی در مساجد و مقابر بزرگان دینی به گوش مردم می رسد. رسم به انتظار نشستن مهدی موعود (عج) و خروج از شهر به پیشواز مقدمش در برخی شهر ها، برپایی مراسم عزاداری، سنت زیارت مقابر و مشاهد مشرفه ی ائمه (ع) و امام زادگان در هر نقطه، مورد نظر و توجه بوده و شیعیان به آن اهتمام می ورزیدند. شیعیان در عین اجرای مراسم مذهبی و پای بندی به آموزه های دینی و مذهبی شان علناً تنفر و انزجار خود را از دشمنان اهل بیت (ع) نشان می دادند. زندگی شیعیان متأثر از آموزه های دینی و مذهبی و با استفاده از فرمایشات معصومان (ع) به طور خدا پسندانه هدایت یافته، نذورات و صدقاتشان برای زوار، مسافران طلاب علوم دینی و بازسازی و بنای اماکن مذهبی هزینه می شد. شیعیان در این دوره، همچون مقاطع دیگر، سبک زندگی مخصوص به خود داشته، در تغذیه، معماری و برپایی مراسم مذهبی متفاوت از پیروان مذاهب دیگر ظاهر می شدند. همچنین شیعیان تشکیلات و نهاد های اجتماعی مخصوص به خود را داشتند که در جوامع غیر شیعی به چشم نمی خوردند، مانند: نهاد مرجعیت، نهاد نقابت و مدیریت امور سادات. ارتباط و پیوند میان مردم و رهبران دینی از طریق مساجد و … برقرار می شد و مردم از همین طریق نیز آموزه های دینی و دستور های مذهبی را دریافت می کردند. همچنین جامعه ی شیعی فرهنگ و الگو های خاص شیعه را از طریق نماد های خاص شیعه دریافت می کردند و در یک کلام، سیستم خاص و تشکیلات ویژه به جامعه ی شیعه و شیعیان نظم و نسق می بخشید.
پی نوشت ها
۱. در تهیه و تنظیم این مقاله، به ویژه چارچوب اصلی و محور های آن مرهون پیشنهادات و راهنمائی های ارزشمند استاد محترم جناب آقای دکتر محسن الویری است. (مؤلف) ۲. مکتب آنال در قرن بیستم توسط دو مورخ فرانسوی به نام های لوسین فور و مارک بلوخ پدید آمد. این جریان، روش جدیدی در تاریخ نگاری به شمار می آید که در پی انتقادات و اعتراضات جامعه شناسان به مورخان و دانش تاریخ شکل گرفت. مکتب آنال رویکرد جدیدی در تاریخ نگاری است که با نقد بینش تاریخ نگاری سنتی، برای بررسی تحولات تاریخی، از روش های سایر علوم انسانی بهره می گیرد و سعی در برقراری پیوند میان دانش تاریخ و سایر علوم انسانی دارد. فور و بلوخ در دانشگاه استراسبورگ فرانسه برخی از زبده ترین دانشمندان علوم انسانی در رشته های گوناگون جامعه شناسی، علوم سیاسی، جغرافیا و تاریخ و … را گرد هم جمع کرده و در سالنامه ای نظراتشان را درباره ی تاریخ و پدیده های تاریخی بیان داشتند. آنان با توجه به ضعف های عمده ی تاریخ نگاری سنتی که تنها شامل تاریخ سیاسی، نظامی و تاریخ مذهب می شد، به لایه ها و دیگر زوایای تاریخی به گستردگی تاریخ اجتماعی، تاریخ اقتصادی، تاریخ سرمایه ها و … نیز توجه و توصیه کردند. به اعتقاد آنان مورخ می بایست از لایه های سطحی و ظاهری تاریخ گذر کرده به زوایای پنهان و طبقات زیرین تاریخی راه یابد تا به فهم تمام ابعاد و زوایای تحولات تاریخی بشر نایل گردد. بُعد مهم این مکتب که تحول عمیقی در تاریخ نگاری به شمار می آید، نگاه غیر سنتی به تاریخ و توجه به توده ها است. ر.ک: روح الله بهرامی، مکتب آنال؛ جامعیت فکر تاریخ نگاری، ص ۴۹-۵۲. ۳. هـ.ر، رویمر، «تاریخ ایران دوره ی تیموریان»، تاریخ ایران کمبریج، ۱۳۷۹، ص ۱۱. ۴. ای. پی. پطروشفسکی، نهضت سربداران، ۱۳۵۱، ص ۷-۹. ۵. همان، ص ۱۵. ۶. همان، ص ۱۴. پطروشفکی روسی، بر اساس تفکر مارکسیستی خود، جنبه ی طبقاتی به قیام های مذهبی می دهد و حرکت های مذهبی در روستا ها را جنبش روستایی (ارباب – رعیتی) وانمود می کند. اما بررسی دقیق و بی طرفانه نشان می دهد که این حرکت ها صرفاً جنبه ی مذهبی داشته و فاقد ماهیت طبقاتی بودند. ۷. همان، ص ۱۵، به نقل از: محرم نامه ی سید اسحاق. ۸. حسن انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ۱۳۸۱، ج ۳، ص ۱۵۶۸. ۹. ولادت ابن بطوطه در سال ۷۰۳ ق و درگذشت وی در سال ۷۷۹ ق ثبت شده و پایان نوشتار او را سوم ذی حجه ۷۵۶ نوشته اند، ر.ک: شرف الدین ابوعبدالله محمد لواتی طنجی (ابن بطوطه)، سفرنامه ی ابن بطوطه، ۱۳۳۷، مقدمه ی مترجم، ص ۲۵ و ص ۸۱۶. ۱۰. life style 11. مؤلفه (Moallefe) یعنی آنچه شاخص و نمایان گر امری باشد، ر.ک: حسن انوری، همان، ج ۷، ص ۷۵۰۰. ۱۲. ابن بطوطه، همان، ص ۳۱۹. ۱۳. همان، ص ۲۴۰. ۱۴. همان، ص ۱۶۶. ۱۵. کمال الدین عبدالرزاق سمرقندی، مطلع السعدین و مجمع البحرین، ۱۳۵۳، ص ۴۲۷. ۱۶. ابن یمین فریومدی، دیوان اشعار، [بی تا]، ص ۳۰. ۱۷. ابن بطوطه، همان، ص ۲۳۹. ۱۸. کمال الدین عبدالرزاق، سمرقندی همان، ص ۴۲۷. همچنین غیاث الدین بن همام الدین حسینی (خواندمیر)، تاریخ حبیب السیر فی احوال افرادالبشر، ج ۳، ص ۳۶۶. ۱۹. جان ماسیون اسمیت، خروج و عروج سربداران، بی تا، ص ۲۵۹/ رسول جعفریان، تاریخ ایران اسلامی (۳) از یورش مغولان تا زوال ترکمنان، ۱۳۷۸، ص ۱۸۱. ۲۰. ابن بطوطه، همان، ص ۲۱۳-۲۱۴. ۲۱. محمدبن خاوند شاه بن محمود (میرخواند)، روضه الصفاء، ۱۳۸۰، ج ۸، ص ۴۵۲۴ و قاضی نورالله شوشتری، مجالس المؤمنین، ۱۳۷۶، ج ۲، ص ۳۶۷. ۲۲. کمال الدین عبدالرزاق سمرقندی، همان، ۴۲۷. همچنین ر.ک: غیاث الدین بن همام الدین حسینی (خواندمیر)، همان، ص ۳۶۶. ۲۳. کامل مصطفی شیبی، تشیّع و تصوّف، ۱۳۸۵، ص ۳۲۷. گفتنی است شیبی در کتابش میان تصوف و تشیع پیوند برقرار می کند و سعی دارد با ارائه ی شواهد و قراینی این ادعا را به اثبات برساند، در مقابل، برخی دانشمندان شیعی ادعای شیبی را قبول نداشته و در رد آن، کتاب هایی نیز نگاشته اند که می توان به اثر هاشم معروف حسینی با عنوان بین التشیع و التصوف اشاره کرد، همچنین داود الهامی در اثری با عنوان موضع تشیع در برابر تصوف، ادعای شیبی را مردود می داند. در این آثار با اشاره به تفاوت ماهوی میان تشیع و تصوف و این که اصول و قواعد مورد قبول شیعه باآموزه های صوفی گری متفاوت و چه بسا مخالف است، ادعای شیبی مردود شمرده می شود و با توجه به فرمایشات معصومان (ع) در رد صوفی گری، هیچ گونه پیوندی میان فکر تشیع و تصوف باقی نمی ماند، ر.ک: هاشم معروف حسنی، بین التشیع و التصوف، و داود الهامی، موضع تشیع در برابر تصوف، ۱۳۷۸. ۲۴. این گزارش به چند سال اول (کمتر از یک دهه) قرن نهم هجری برمی گردد و به لحاظ قرب زمانی می توان به آن استناد کرد. ۲۵. کلاویخو، سفرنامه ی کلاویخو، ۱۳۷۴، ص ۱۹۲. ۲۶. همان. ۲۷. ابن بطوطه، همان، ص ۲۲۹. ۲۸. همان، ص ۲۱۳. ۲۹. رافضه، عنوانی است که برخی از اهل سنت متعصب آن را با هدف طعنه و تهمت، برشیعیان اطلاق می کردند. ۳۰. ابن بطوطه، همان، ص ۳۹۶. ۳۱. خواندمیر، همان، ص ۳۶۶. ۳۲. محمدبن خاوند شاه بن محمود (میرخواند)، همان، ص ۴۵۲۴/ قاضی نورالله شوشتری، همان، ج ۲، ص ۳۶۷. ۳۳. ابن بطوطه، همان، ص ۱۶۵. ۳۴. همان، ص ۱۶۷. ۳۵. همان. ۳۶. همان، ص ۲۲۹. ۳۷. همان، ص ۱۶۷. ۳۸. رسول، جعفریان، همان، ص ۲۴۷. ۳۹. ابن بطوطه، همان، ص ۱۶۵. ۴۰. همان، ص ۱۷۶. ۴۱. حمدالله مستوفی قزوینی، نزهه القلوب، ۱۳۶۲، ص ۵۴. ۴۲. همان، ص ۵۵. ۴۳. همان، ص ۵۸. ۴۴. همان، ص ۶۰. ۴۵. همان، ص ۶۰/ ابن بطوطه، همان، ص ۱۶۸. ۴۶. همان، ص ۶۲-۶۳. ۴۷. همان، ص ۶۷. ۴۸. همان، ص ۶۸. ۴۹. همان. ۵۰. همان، ص ۶۹. ۵۱. همان، ص ۷۴. ۵۲. همان، ص ۱۱۵. ۵۳. همان، ص ۱۵۹. ۵۴. همان، ص ۱۵۰. ۵۵. کمال الدین عبدالرزاق سمرقندی، همان، ص ۴۲۷. ۵۶. حمدالله مستوفی قزوینی، همان، ص ۳۸. ۵۷. همان، ص ۴۰. ۵۸. ابن بطوطه، همان، ص ۲۳۹. ۵۹. همان، ص ۳۹۶. ۶۰. همان، ص ۲۴۰. ۶۱. کلاویخو، همان، ص ۱۹۲. ۶۲. ابن بطوطه، همان، ص ۳۹۶. ۶۳. همان، ص ۲۳۹. ۶۴. ابن یمین فریومدی، همان، ص ۳۰. ۶۵. ابن بطوطه، همان، ص ۲۱۶. ۶۶. حمدالله مستوفی، همان، ص ۴۰/ ابن بطوطه، همان، ص ۲۱۳-۲۱۴. ۶۷. ای. پی. پطروشفسکی، همان، ص ۱۵. ۶۸. محمدبن خاوند شاه بن محمود (میرخواند)، روضه الصفاء، ص ۴۵۲۴/ قاضی نورالله شوشتری، مجالس المؤمنین، ج ۲، ص ۳۶۷/ کمال الدین عبدالرزاق سمرقندی، مطلع السعدین، ص ۴۲۷. همچنین ر.ک: غیاث الدین بن همام الدین الحسینی (خواندمیر)، تاریخ حبیب السیرفی احوال افرادالبشر، ۱۳۳۳ ش، ص ۳۶۶. ۶۹. زین الدین جبعی عاملی (شهید ثانی)، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، ج ۱، ص ۱۳۴/ خطبه افتتاحیه کتاب ر.ک: رسول جعفریان، همان، ص ۱۸۲/ یعقوب آژند، قیام شیعی سربداران، ص ۱۹۲. ۷۰. قاضی نورالله شوشتری، مجالس المؤمنین، ج ۲، ص ۳۶۶-۳۶۷. ۷۱. ابن بطوطه، همان، ص ۱۶۸. ۷۲. همان، ص ۲۰۵. ۷۳. همان، ص ۶۸. ۷۴. همان، ص ۳۹۰. ۷۵. کمال الدین عبدالرزاق سمرقندی، همان، ص ۴۲۷. همچنین ر.ک: معین الدین محمد زمچی اسفزاری، روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات، ۱۳۳۹ ش، بخش دوم، ص ۳۰-۳۱. ۷۶. ابن بطوطه، همان، ص ۱۹۰. ۷۷. حمدالله مستوفی، همان، ص ۴۹. ۷۸. ابن بطوطه، همان، ص ۳۹۰. ۷۹. همان، ص ۲۱۳. ۸۰. محمد ریاض، «تصحیح متن مکتوبات میر سید علی همدانی»، مجله ی دانشگاه ی ادبیات دانشگاه تهران، شماره ی اول، سال ۲۰، ۱۳۵۳، ص ۳۳.
منابع – ابن بطوطه، شرف الدین ابوعبدالله محمد لواتی طنجی، سفرنامه ی ابن بطوطه، ترجمه ی محمدعلی موحد، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۳۷. – ابن یمین فریومدی، دیوان اشعار، تصحیح حسین علی باستانی راد، انتشارات کتاب خانه ی سنائی، [بی تا]. – آژند، یعقوب، قیام شیعی سربداران، تهران، نشر گسترده، ۱۳۶۳. – اسفزاری، معین الدین محمد زمچی، روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات، بخش دوم، تصحیح سید محمدکاظم امام، تهران، چاپخانه ی دانشگاه، ۱۳۳۹. – الهامی، داود، موضع تشیع در برابر تصوف، قم، مکتب اسلام، ۱۳۷۸. – انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، ۱۳۸۱. – بهرامی، روح الله، مکتب آنال؛ جامعیت فکر تاریخ نگاری، شیراز، انتشارات نوید، ۱۳۸۶. – پطروشفسکی، ای.پی، نهضت سربداران، ترجمه ی کریم کشاورز، تهران، انتشارات پیام، ۱۳۵۱. – جان ماسیون اسمیت، خروج و عروج سربداران، ترجمه ی یعقوب آژند، تهران، مؤسسه ی انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، [بی تا]. – جعفریان، رسول، تاریخ ایران اسلامی (۳) از یورش مغولان تا زوال ترکمنان، تهران، مؤسسه ی فرهنگی دانش و اندیشه ی معاصر، ۱۳۷۸. – حسنی، هاشم معروف، بین التشیع و التصوف، بیروت، دارالعلم، ۱۹۷۹ م. – خواندمیر، غیاث الدین بن همام الدین حسینی، تاریخ حبیب السیر فی احوال افراد البشر، تهران، انتشارات کتابخانه خیام، ۱۳۳۳. – رویمر، هـ.ر، «تاریخ ایران دوره ی تیموریان»، تاریخ کمبریج، ترجمه ی یعقوب آژند، تهران، جامی، ۱۳۷۹. – ریاض، محمد، «تصحیح متن مکتوبات میر سید علی همدانی»، مجله ی دانشکده ی ادبیات دانشگاه تهران، سال ۲۰، شماره ی اول، ۱۳۵۳. – سمرقندی، کمال الدین عبدالرزاق، مطلع السعدین و مجمع البحرین، به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران، کتابخانه ی طهوری، ۱۳۵۳. – شهید ثانی، زین الدین جبعی عاملی، الروضه البهیّه فی شرح اللمعه الدمشقیه، بیروت، داراحیاء التراث العربی. – شوشتری، قاضی نورالله، مجالس المؤمنین، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۷۶ ق. – شیبی، کامل مصطفی، تشیّع و تصوّف، ترجمه ی علی رضا ذکاوتی قراگوزلو، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۵. – کلاویخو، سفرنامه ی کلاویخو، ترجمه ی مسعود رجب نیا، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۴، چاپ سوم. – مستوفی قزوینی، حمدالله، نزهه القلوب، به اهتمام و تصحیح گای لیسترنج، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۲. – میرخواند، محمدبن خاوند شاه روضه الصفاء، تصحیح جمشید کیان فر، تهران، انتشارات اساطیر، ۱۳۸۰.
منبع: تاریخ در آیینه ی پژوهش، شماره ی ۱۹.
 

برچسب ها: شیعه در عراق
نوشته قبلی

سیری در زندگانی امام اول شیعیان

نوشته‌ی بعدی

سلجوقیان و تشیع

مرتبط نوشته ها

پراکندگی جغرافیایی تشیع در ایران روزگار ایلخانی
جغرافیای شیعه

پراکندگی جغرافیایی تشیع در ایران روزگار ایلخانی

اولین تکاپوهاى تشیع در خراسان
جغرافیای شیعه

اولین تکاپوهاى تشیع در خراسان

شیعه در هندوستان
جغرافیای شیعه

شیعه در هندوستان

رجال شیعه بحرین
جغرافیای شیعه

رجال شیعه بحرین

جنبش‌‌های شیعی بحرین
جغرافیای شیعه

جنبش‌‌های شیعی بحرین

جغرافیای تشیع در افغانستان
جغرافیای شیعه

جغرافیای تشیع در افغانستان

نوشته‌ی بعدی

سلجوقيان و تشيع

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

امام علی علیه السلام و عدالت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا