۲۹ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

بررسی عنصر تقیه در حدیث شیعه

0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

از مسائل قابل توجه در مطالعه ی عقاید، فقه و حدیث شیعه، بررسی نقشی است که برای عنصر تقیه می توان قائل شد و این مسأله از آن جا مورد توجه قرار می گیرد که در نقد و بررسی بسیاری از روایات و فتاوای فقهی به عامل تقیه اشاره می گردد. از طرف دیگر با آنکه تقیه اصلی اسلامی و قرآنی است، با این حال محققان اهل سنت اکثرا آن را اصلی منحصر به شیعه دانسته و از این رهگذر طعن و انتقاداتی متوجه این مذهب کرده اند، چنانکه دانشمندان شیعه نیز به نوبه ی خود انتقادات وارده را پاسخ گفته اند. اما قبل از بررسی نقش تقیه در مسیر حدیث شیعه باید دو نکته مورد توجه قرار گیرد:اول آنکه بحث از تقیه و بررسی تأثیر مثبت و منفی آن بر حدیث شیعه، خود ناشی از وجود تقیه در تاریخ سیاسی شیعه و زندگی شیعیان در شرایط خفقان می باشد و چنانکه خواهیم دید شیعیان به جهت حفظ موجودیت و مواریث علمی خود – در قرون متمادی – از این اصل استفاده کرده اند.دیگر آنکه وقتی از عامل تقیه و تأثیر آن بر حدیث شیعه سخن به میان می آید، دو مفهوم کاملا متفاوت به ذهن متبادر می گردد و باید توجه داشت تا بین این دو مفهوم اختلاطی صورت نپذیرد اما شرح این دو مفهوم به صورت زیر است:الف- حدیث شیعه در شرایط تقیه و استتار صادر و منتشر شده است به این معنی که امامان شیعه در جمع خصوصی یاران خود، مطالب خود را به آنان عرضه کرده اند و شاگردان نیز در کمال دقت و مراقبت احادیث خود را بازنویسی و به دور از چشم اغیار به طبقات بعد منتقل کرده اند. این موضوع یکی از محسنات حدیث شیعه را تشکیل می دهد.ب- امام به دلیل زندگی در شرایط خفقان، در جمع مراجعان خود به رعایت تقیه پرداخته و از بیان نظر و فتوای حقیقی خود، خودداری کرده است و نظرات وی که هماهنگ با فقه و فتوای اهل سنت بوده، در اختیار شیعیان نیز قرار گرفته است. در این صورت، این موضوع یکی از اسباب ضعف حدیث شیعه به شمار می رود.در این قسمت سعی می شود به مسأله تقیه از هر دو زاویه نگریسته شود و تأثیر هر یک در حدیث شیعه مورد بررسی قرار گیرد. لکن قبل از هر موضوعی، لازم است به معنای تقیه از نظر لغوی و اصطلاحی، جایگاه تقیه از نظر قرآن و حدیث و ضرورت و فلسفه ی تقیه اشاره شود.
تقیه از نظر لغوی و اصطلاحیکلمه ی تقیه در زبان عرب در معانی خوف، خشیت، حذر و پرهیز به کار رفته است.(۱)و اما در اصطلاح دینی عبارت از اظهار سخن یا انجام عمل برخلاف معتقدات درونی – آن هم به انگیزه ی دفع ضرر از جان، مال و آبرو و حفظ موجودیت – می باشد.(۲) این تعریف با روایتی از امام باقر (ع) تأیید می شود آنجا که می فرماید: «پیشنهاد تقیه و استتار به خاطر حفظ جان است اما اگر ریخته شدن خون قطعی است، تقیه و استتار هم منتفی است».(3)
تقیه از نظر قرآندر قرآن کریم، دو آیه در مورد تقیه وجود دارد که یکی از آنها در مکه و دیگری در مدینه نازل شده است.آیه ی اول – «من کفر بالله من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان و لکن من شرح بالکفر صدرا فعلیهم غضب من الله و لهم عذاب عظیم»(4).یعنی: هر کس سخن کفر بر زبان جاری سازد، بعد از آنکه اظهار ایمان کرده باشد، نه آنکه مجبور می شود و کفر می گوید ولی دل او در ایمان خود مطمئن و ثابت است، بلکه آن کسی که سخن کفر می گوید و عقده ی دلش از گفتن کفر باز می شود، خشم و غضب خدا بر آنهاست و برای ایشان شکنجه ی بزرگی در دوزخ مهیاست.در این آیه که در مکه نازل شده است خداوند تقیه ی عمار یاسر را – که جهت حفظ جان خود کلمه کفر بر زبان جاری کرده بود- به رسمیت شناخت و علاوه بر آن به دیگران رخصت فرمود که در صورت اجبار و اکراه با مشرکان هم آواز شده و سخنان کفرآمیز بر زبان جاری کنند.آیه ی دوم- «لا یتخذ المؤمنون الکافرین اولیاء من دون المؤمنین و من یفعل ذلک فلیس من الله فی شی الا ان تتقوا منهم تقیه و یحذرکم الله نفسه و الی الله المصیر»(5) یعنی: مؤمنان نباید کافران را به عنوان حامی و دوست خود اتخاذ کنند و دوستی مؤمنان را واگذارند و هر کس مرتکب این خطا گردد و با کافران پیوند حمایت و دوستی ببندد از پیوند خدا برکنار است. مگر آنکه از کافران در هراس باشید، خداوند شما را از جانب خود برحذر می دارد و بازگشت همه ی کارها به سوی اوست، این آیه نیز که در مدینه نازل شده – و در مورد کسانی است که با یهودیان هم پیمان بودند- (۶)، به مسلمانان رخصت داده است که در صورت ترس از کفار (از مشرکان یا اهل کتاب) با آنان پیمان دوستی و ترک مخاصمه اعلام کنند و با صلح و صفا زندگی مسالمت آمیز، آغاز نمایند.(۷)به موجب پاره ای از روایات رخصت تقیه در صدر اسلام برای همه ی مسلمانان صادر گردیده و در صورت ضرورت در فروع دین نیز جایز است.(۸) این مطلبی است که نه تنها مورد ادعای شیعه بلکه بزرگان اهل سنت نیز به آن تصریح کرده اند به عنوان مثال غزالی در احیاءالعلوم گفته است:«مراقبت از خون مسلمان واجب است و هرگاه هدف جلوگیری از ریخته شدن خون مسلمانی باشد که از دست ظالم مخفی شده باشد، دروغ گفتن به عنوان یک ضرورت واجب می شود»(9).
تقیه در روایات شیعهروایات مربوط به تقیه به نحوه ی چشم گیری در احادیث شیعه وارد شده است. از جمله در جلد اول اصول کافی دو باب با عنوانهای «تقیه» و «کتمان سر» جلب نظر می کند که در این دو باب مجموعا سی حدیث در خصوص تقیه و رازداری دیده می شود. در اینجا به سه نمونه از این روایات اشاره می گردد:الف- عبدالله بن ابی یعفور در روایت مفصلی از امام صادق (ع) آورده است:«دین خود را با تقیه حفظ کنید. چرا که هر که تقیه ندارد، ایمان ندارد. به درستی که شما در بین مردم همانند زنبور در میان پرندگانید، اگر پرنده بداند چه چیزی در شکم زنبور – از عسل – وجود دارد، چیزی از او باقی نمی گذارد مگر آنکه بخورد و اگر مردم بدانند چه چیزی از حب و دوستی، در دلهای شما می گذرد، با زبان خود به شما طعن زده و آشکارا و پنهان علیه شما توطئه می کنند، خداوند هر یک از شما را که بر ولایت ما از دنیا رحمت کند»(10).ب- ابوجعفر باقر (ع) فرمود:«تقیه و پنهانکاری از آیین من و آیین پدران من است. کسی که تقیه و استتار نکند، ایمان ندارد»(11).ج- ابوجعفر باقر (ع) فرمود:«تقیه و استتار در مواقع ضرورت لازم می گردد و صاحب تکلیف بهتر می تواند مورد ضرورت را تشخیص دهد».(12)
ارتباط تقیه با شرایط سیاسی شیعهچه بسا آنان که از تاریخ سیاسی شیعه بدون اطلاع می باشند، ضرورت فلسفه ی تقیه را در بین شیعیان درک نکرده و آنان را در استفاده از تقیه مورد انتقاد قرار دهند. اما اگر بتوان فقط اندکی از مظالم وارده بر شیعیان را در نظر گرفت، آن وقت روشن می گردد که چگونه این گروه در پرتو تقیه، خود و مواریث خود را حفظ کرده است. به عنوان نمونه باید گفت: پس از حادثه ی غم انگیز کربلا در سراسر سرزمین اسلامی امنیتی برای شیعیان باقی نماند و از این زمان ضرورت تقیه در شیعه خودنمایی کرد و خصوصا از زمان امام باقر (ع) که مذهب شیعه از صورت یک گروه حماسی به صورت یک مکتب علمی درآمد، بر استفاده از رخصت تقیه تأکید گردید تا شاگردان مکتب زنده بمانند و پیام مکتب را به نسلهای بعد بسپارند(۱۳). چرا که غیر از این، راهی در جهت زنده ماندن شیعیان و بقای مواریث آنان در بین نبود. شخصی بر امام سجاد (ع) وارد شد و پرسید: یابن رسول الله چگونه روزگار می گذرانید؟ حضرت در پاسخ فرمود: «به گونه ای که بنی اسرائیل در میان آل فرعون سپری می کردند. فرزندان را می کشتند، زنان را به کنیزی می بردند. اکنون نیز مردم با دادن دشنام به بزرگ و سید ما امیرالمؤمنین به دشمنان ما تقرب می جویند»(14).به همین ترتیب در دوران امام صادق (ع) نیز علی رغم وجود آزادی نسبی، از شیعیان رفع اختناق نگشت و پیوسته امام (ع) به رعایت تقیه و حفظ اسرار سفارش می نمود.حماد بن واقد لحام کوفی گوید:«با ابوعبدالله صادق (ع) در راهی مواجه شدم اما روی خود را بازگردانده و رفتم، سپس روزی به خدمت او شرفیاب شدم و گفتم: قربانت گردم من با شما مواجه می شوم، اما روی خود را باز می گردانم و می روم مبادا مایه ی گرفتاری و سختی شما گردم. ابوعبدالله (ع) گفت: خدایت رحمت کناد…»(15).باید گفت: به میزانی که پایه های خلافت عباسیان تثبیت می گردید، فشار و اختناق علیه شیعیان افزایش می یافت به گونه ای که شیعیان مجبور بودند در رفت به خدمت امام صادق (ع) کاملا جانب احتیاط را رعایت کنند. در این مورد هشام بن سالم گوید: به امام صادق (ع) پیغام دادیم که ما جمعی از شیعیان کوفه هستیم و قصد خداحافظی و وداع از مدینه کرده ایم. حضرت پیغام داد: یکی یکی یا دو تا دوتا بیایید(۱۶).وجود اختناق موجود نه تنها امنیت مالی و جانی شیعیان را به خطر می افکند، بلکه ادای شهادت و نقل حدیث آنان را نیز با دشواری همراه می ساخت. در چنین شرایطی نه تنها برای شیعیان بلکه برا ی هر کس که می خواست به نحوی از علی (ع) و اهل بیت او سخنی بر زبان جاری سازد، رعایت تقیه امری الزامی بود و به طوری که تاریخ نشان می دهد حصن بصری از علی (ع) با کنیه ی ابوزینب یاد می نمود(۱۷)، و از شعبی که بزرگ محدثان عراق بود اقراری به جا مانده است به این مضمون که :«از دست آل علی (ع) چه کنیم. اگر بخواهیم آنها را دوست بداریم به دست خلفا کشته می شویم و اگر بخواهیم دشمنی بورزیم در قیامت داخل آتش می گردیم»(18) و وقتی بزرگان اهل سنت در اظهار دوستی نسبت به علی (ع) با چنین مشکلاتی درگیر بوده اند تکلیف شیعیان مشخص می باشد. بنابراین در این شرایط یاران اهل بیت جز آنکه اعتقادات خود را مخفی ساخته و مطابق با فرهنگ و رسومات اهل سنت زندگی کنند و یا در مجالس درسی به گونه ی آنان فتوی دهند چاره ای در مقابل خود نمی دیدند. چنانکه امام صادق (ع) رسما به ابان بن تغلب اجازه داد که در مسجد بنشیند و با استفاده از فقه و معالم دینی اهل سنت به مراجعان پاسخ دهد.(۱۹)باید یادآوری کرد که رخصت تقیه پس از رحلت صادقین (ع) نیز ادامه یافت، چنانکه در قرنهای چهارم و پنجم هجری برخی از دانشمندان شیعه، در پوشش علمای اهل سنت زندگی کرده و در عین حال حافظ مکتب و مواریث مذهب بوده اند. به عنوان مثال سیوطی در مورد شیخ طوسی می نویسد: «او به بغداد آمد و فقه شافعی آموخت و در آن استاد شد، سپس ملازمت شیخ مفید را برگزید و به مذهب رافضیان گرایید»(20).به هر حال استفاده از تقیه توسط شیعیان معلول فشار و اختناق به عمل آمده از سوی اهل سنت بوده تا نفاق و دوگانگی شیعیان، از این رو به محض تقلیل فشار و اختناق اهل سنت به شیعیان، استفاده از تقیه نیز منتفی گشته است(۲۱).
صدور حدیث در شرایط تقیهبا توجه به حقایق ذکر شده امام باقر و امام صادق (ع) از یک سو حقایق مربوط به فقه و مکتب شیعه را در جمع خصوصی یاران خود القا کرده اند- و شاگردان نیز به طور پنهانی آن حقایق را نشر داده اند- ، و از سوی دیگر آن دو بزرگوار در مجالس عمومی، رهنمودها و فتاوایی داشته اند کهاساس آن را همگونی با فرهنگ عامه و استناد به سنت نبوی (۲۲) تشکیل می داده است. لذا فعالیت علمی در شرایط تقیه به نوبه ی خود تأثیراتی متفاوت بر حدیث شیعه گذاشت که به بررسی آن می پردازیم.
فواید صدور حدیث در شرایط تقیهچنانکه از سخنان بعضی از محققان استفاده می شود مهم ترین فایده ی صدور حدیث در شرایط تقیه، تحقق خلوص در مفهوم حدیث، از نظر لفظ و معنی می باشد.(۲۳) این مطلب در حدیث اهل بیت اتفاق افتاده است چرا که وجود اختناق ناشی از حکومتهای بنی امیه و بنی عباس موجب گشت تا در این دوران جز افراد مخلص و فداکار کم تر کسی با امامان رابطه داشته باشد و نیز افراد منحرف یا فرصت طلب نتوانند در بین شاگردان نفوذ پیدا کنند. به این ترتیب حدیث شیعه در خفا و استتار، از این دو امام (ع) صادر شده و پس از ضبط و نگارش توسط یاران اولیه، در اختیار معتمدان طبقات بعد قرار گرفت و به طوری که در سیره ی امامان (ع) گذشت آنان بسیاری از حقایق را تنها در اختیار اشخاص متعهد قرار می دادند، چنانکه زراره می گوید: او در مسیر آموختن فقه و حدیث اهل بیت (ع) شبهای زیادی را در مسجدالحرام، با امام باقر (ع) به صبح رساند(۲۴). علاوه بر آن یاران صادقین (ع) در نگهداری کتب و دفاتر خویش مواظبت به خرج داده و احادیث خود را در اختیار افراد مطمئن قرار می دادند. از سوی دیگر به سفارش امام صادق (ع) جهت بازگوئی حدیث آل محمد (ص)، با یکدیگر دیدار می کردند(۲۵). وجود این عوامل سبب شد که حدیث شیعه از ابتدای صدور از خطر تحریف در امان بماند و با این حساب باید گفت: عامل تقیه در مجموع امتیازی برای حدیث شیعه محسوب شده که این امتیاز نسبت به حدیث اهل سنت وجود ندارد.
مشکلات ناشی از صدور حدیث در شرایط تقیههمان طور که صدور حدیث در شرایط تقیه دارای فوائدی بوده، باید گفت که عامل تقیه و استتار تأثیر نامطلوبی نیز بر حدیث شیعه داشته و مشکلاتی ایجاد نموده است که اکنون به سه نمونه از این مشکلات اشاره می کنیم:
1-حیرت در شناخت حقیقتکشی در اختیار الرجال و نوبختی در کتاب فرق الشیعه آورده اند که عمر بن ریاح در ابتدا قائل به امامت امام باقر (ع) بود. اما پس از مدتی، وی با تعدادی از یاران خود از امامت حضرت روی گردان شد و دلیل آن، این بود که وی از امام باقر (ع) سؤالی نمود و پاسخی دریافت کرد. پس از گذشت یک سال، مجددا همان سؤال را از حضرت نمود اما پاسخی بر خلاف پاسخ سال قبل از حضرت شنید. در این جا عمر به امام گفت: پاسخ امسال شما بر خلاف پاسخی است که سال گذشته بیان کردید. امام فرمود: «این صحیح است، لکن پاسخ سال گذشته بر اساس تقیه صادر شد». در اینجا بود که عمر بن ریاح در امامت امام باقر (ع) دچار تردید و شک گردید.(۲۶) به همین ترتیب نوبختی از شخص دیگری به نام سلیمان بن جریر یاد می کند که بر سبیل طعن بر شیعه به انکار تقیه پرداخت و در پی وساوس او عده ای از شیعیان از امامت امام باقر (ع) و فرزند او امام صادق (ع) رویگردان شدند.(۲۷)
2-حیرت در عمل به تکالیف دینی۳- کم و زیاد شدن نصوص دینی .
پی نوشت :
1- المعجم الوسیط ج۲ ص۱۰۵.۲- الشیعه و التشیع از محمد جواد مفنیه، بیروت، دارالجواد ص ۴۹.۳- الکافی ج۲ ص۲۲۰.۴- نحل آیه ۱۰۶.۵- سوره آل عمران آیه ۲۸.۶- تفسیر مفاتیح الغیب، فخر رازی، بیروت، دارالمعرفه ج۸ ص ۱۱.۷- گزیده ی کافی ج ۱ ص ۲۱۸، شرح حدیث ۳۰۳۰.۸- دراسات فی الحدیث و المحدثین تألیف هاشم معروف حسنی، بیروت، دارالتعارف ص ۳۲۷.۹- به نقل از کتاب مع الصادقین تألیف محمد تیجانی سماوی، بیروت، دارالفجر ص ۱۸۵.۱۰- الکافی ج۲ ص ۲۱۸.۱۱- همان، ج ۲ ص ۲۰۶.۱۲- همان، ج ۲ ص ۲۰۹.۱۳- گزیده ی کافی ج۱ ص۲۱۸، شرح حدیث ۳۰۴.۱۴- حیات فکری و سیاسی امامان شیعه ص ۱۸۴.۱۵- الکافی ج۲ ص ۲۱۹.۱۶- همان مأخذ ج ۲ ص ۲۱۹.۱۷- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید ج۴ ص ۷۳، الامام الصادق تألیف عبدالحلیم جندی، مصر، المجلس الاعلی للشئون الاسلامی شعبی ص ۱۰۷.۱۸- النصایح الکافیه تألیف محمد بن عقیل، بیروت، مؤسسه الفجر ص ۱۹۷.۱۹- اختیار الرجال به رقم ۶۰۲.۲۰- طبقات المفسرین تألیف جلال الدین سیوطی، ط لیدن ص۲۹.۲۱- الشیعه و الحاکمون ص ۴۲-۱۸۲.۲۲- مقصود سنتی است که به وسیله محدثان آن دوره نقل می شده و یا حدیثی است که با سند متصل از امام (ع) به رسول خدا (ص) می رسیده است.۲۳- معرفه الحدیث ص ۴۰ «جنه التقیه».24- الکافی ج ۳ ص ۳۷۰.۲۵- اختیار الرجال به رقم ۵۲۵.۲۶- اختیار الرجال کشی به رقم ۴۳۰، فرق الشیعه ص ۶۰.۲۷- مفصل جریان را بنگرید در فرق الشیعه ص ۶۴ الی ۶۶.
 

نوشته قبلی

محنه و تشکیل نخستین محاکم تفتیش عقاید

نوشته‌ی بعدی

برسی ویژگی ها و صفات شیعیان در بحارالانوار (۱)

مرتبط نوشته ها

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت
برگزیده ها

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید
ویژه جنگ رمضان

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا
امام حسین (ع)

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب
تاریخ شیعه

هجرت امام رضا (ع) به ایران

کاروان اموال از قم و امام عصر (عج‌الله فرجه)
علوم شیعه

راویان قم در عصر امام (ع)

۵ بازنده‌ی نظم جدید در نبرد با ایران
ویژه جنگ رمضان

۵ بازنده‌ی نظم جدید در نبرد با ایران

نوشته‌ی بعدی
برسی ویژگی ها و صفات شیعیان در بحارالانوار (۱)

برسی ویژگی ها و صفات شيعيان در بحارالانوار (1)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا