صائب عبد الحمید
یکی از مستبصرین معاصر و صاحب قلم صائب عبد الحمید میباشد. وی در سال ۱۹۵۶ م در شهر «عانه» عراق به دنیا آمد و در خانوادهای سنی مذهب رشد یافت. (موسوعه، ۱۴۲۴: ۲/ ۴۴۱).
پدر بزرگ وی آشنایی کامل با علم انساب داشت و در این علم از تبحر والایی برخوردار بود، پدرش شیفته مطالعه بود، و از کودکی او را به مطالعه کردن تشویق میکرد. (سایت جامعه المصطفی(ص) -miu.ac.ir)
– شخصیت علمی
تحصیل دانشگاهی را تا مدرک لیسانس در رشته فیزیک ادامه داد و سپس به تدریس در همین رشته در یکی از دبیرستانها پرداخت.
در آن زمان فرصت مناسبی برای رشد فکری وی فراهم شد و او از این فضا استفاده کرد و آن را راهی برای رسیدن به بالاترین مراتب درک دینی قرار داد، پس اندیشهاش را نسبت به قضایایی که آگاهی یافته بود، تغییر داد. آنگاه مدتی نگذشت که در خود اشتیاق فراوانی نسبت به مذهب اهل بیت یافت و تصمیم نهایی را در پیروی از مذهب اهل بیت گرفت و در این کار از سرزنش ملامتگری نهراسید (موسوعه، ۱۴۲۴: ۲/ ۴۴۱).
– زمینههای تحول فکری
صائب عبد الحمید دانست که تعصب یکی از موانع و گردنههایی است که بر سر راه محقق قرارگرفته و او را از حق باز میدارد. تعصب بر بسیاری از مفاهیم هالهای قدسی ایجاد میکند در حالی که آن سرابی بیش نیست و چه بسیار بزرگانی که از رسیدن به حقیقت با همین مانع باز ماندهاند (همان، ۴۴۳).
صائب هرچند دشمن تعصب بود ولی تعصب تأثیر منفی خود را در مسیر حرکت او به طرف حقیقت برجای نهاد.
اما اینجا نوع دیگری از عاطفه نیز وجود داشت که او را به عقب میکشید و آن یادآوری خاطرات خود بود، اما پس از ترک تقلید کورکورانه و رسیدن به بصیرت و بینش در تحقیق میگوید: «با خاطرات گذشتهام دوستی کردم و تا نهایت راه با آنها رفتم.» این امر بدان سبب بود که وی گذشته را به عنوان مرحلهای مهم در نظر میگرفت که در نهایت میتوان بدان وسیله، به حقیقت دست یافت. او پس از آگاهی از حقائق در پی آن برآمد تا دیگران نیز از آن بهره مند گردند. بنابراین شروع به تألیف و انتشار کتابهایی کرد.
– علل گرایش به تشیع
– متأثر شدن از امام حسین
درباره تأثیر از شخصیت امام حسین، او میگوید: « با حسین – چراغ هدایت- راه روشن شد؛ با حسین – کشتی نجات ـ رهایی آغاز گردید. آغازی که من آهنگ آن را نداشتم، بلکه او به سراغم آمد و خدا مرا به استقبال نیک از آن موفق داشت و برای گام نهادن به آن آستانه دستم را گرفت. همان روزی که صدایی در سراسر وجودم طنین انداز شد. صدایی که در گذشته، بارها به گوشم میخورد، اما به آن توجه نمیکرد و از آن اعراض میکرد و پردهی ناشنوایی بر آن میانداخت و از شنیدن آن سرپیچی داشت.»
آن ندا، داستان مقتل امام حسین با صوت دلربای شیخ عبدالزهرای کعبی در روز عاشورای محرم سال ۱۴۰۲ هجری بود. سخنان او را به دقت گوش دادم از زبان او فریادهای امام حسین را شنیدم… اعضایم به لرزه در آمد، اشکهایم روان، خونم به یاد شور حسینی به جوش آمد، و پاسخ: لبیک یابن رسول الله از تمام اعضایم، برخاست. پرسشهای بی شماری، در ذهنم به وجود آمد. گویی نوری در پس پرده، نهان بود که یکباره با درخشیدنش، فضای پهناور را روشن ساخت. آزادی! آزادیی که جلودارش حسین یادگار مصطفی، سردار امت و پرچمدار دین است. آزادی، تمام اسلام از نو شروع میشود و رسول خدا به وسیلهی ریحانهی خود و نوهاش حسین آن را رهبری میفرماید. اینها فریادهایی بود که اسلام هرجا قدم میگذاشت آنها را سرمیداد و همهی مسلمانان با اینها آشنا بودند و برای اسلام معنایی جز همین، شناخته نبود. این اندیشهها مرا به یاد سالهای گذشته انداخت که در دوران کسب دانش تسلیم گفتههای معلم بودم… با خود گفتم: ای کاش در آن زمان، چنین حقایقی که تشنگی مرا برطرف کند، میشنیدم… اما، این، گناه آموزگارم نبود، چرا که او هم مثل من بود و هرچه من میشنیدم او هم میشنیده است… ای کاش برنامههای درسی ما در آن روز با این دستاورد بی نظیر هماهنگ میشد! و ای کاش برنامههای ما هرچند به طور گذرا به چنین سرفصلهای مهم، اشارهای میداشت حتی بدون این که به تمجید از آنها بپردازد. چرا که این وقایع مهم نیازی به تمجید و احترام ندارند، چون قهرمانان این وقایع بر قلههایی فراتر از مدح و ثنا قرار دارند. چنان که وقتی به آنها توجه میکنی گویی بلندیهای عظمت و ستایش خاضعانه چشم به آنها دوخته و آنان بر فراز آسمان در پروازند.
او درباره تأثیرش از واقعه کربلا چنین میگوید: «چرا برای چنین فاجعه و مصیبتی جگرها نسوزد؟ ای دنیا، عوض اینکه از یادوارهی این مصیبت جانگداز، در سالی یک بار سر پیچی کنی، بهتر است که هزار مرتبه در هر روز آن را بپا داری و آن را زیاد از حد نپنداری.»
صائب عبد الحمید با نگاهی محققانه به واقعه کربلا، این حادثه را چنین تحلیل میکند: اینکه در آن جریان گروهی امام حسین را مرجع اصلی خود میدانستند و به عنوان پیشوا و الگو و راهنمای راه رستگاری به او تمسک میجستند و حتی خود و فرزندانشان را در سطحی پایینتر از آن میدانستند که دستشان به دامن آن حضرت برسد. گروهی هم بر عکس اینها، نامردانی بودند که سر (بریدهی) امام را به عنوان هدیه پیش یزید بردند!!» میان این دو گروه متقابل نیز از جهت قرب و بعد از تعلیمات امام حسین مراحل مختلفی به چشم میخورد. (عبد الحمید، ۱۴۱۴: ۳۴).
– پس از بیداری
این مرحله بیداری دیدگان وی را در مقابل آفاق گشود به طوری که توانست با نگاه استوار و ذهنی آماده و باز، به فضای اسلامی بنگرد و مشاهده کرد که فضای اسلامی بر اثر اختلافات تنگ و سخت گردیده است. پس با خود چنین گفت: « چقدر خوب است که به همه انحرافها و عوامل و انگیزههای اختلاف میان مسلمانان آگاه شویم و بفهمیم که موضوع مهم یافتن روش اصیل حنیف است نه غلبه یکی از این راهها بر دیگری.»
از این رو صائب به مسافرت پرداخت تا حقیقت را به طور کامل دریابد و سفرش مدت زیادی ادامه یافت که ثمرهاش دست یافتن به تجارب و موفقیتهای بسیاری بود؛ هرچند که با مشکلات و سختیهای زیادی هم روبرو شد، صائب میگوید: «گاه تجربهها در میدان عقیده ارزشمند نیست. چه بسا عده بسیاری به آن دست یابند، ولی یقین و حقیقت عاری از عاطفه که از این تجارب حاصل شود، ارزشمند است.» (موسوعه، ۱۴۲۴: ۲/ ۴۴۴)
آثار:
۱- منهج فی الانتماء المذهبی:
مولف در این کتاب تجربه شخصیاش را از تغییر مذهب خود ارائه کرده است و در آغاز کتاب چنین گفته است: «بر خودم لازم دیدم که تجربهام را با امانت کامل ثبت کنم تا به واسطه آن عدهی زیادی را از تحمل درد و رنج آن باز دارم و به بسیاری از سوالاتی را که در این باره وجود دارد، بپردازم.»
پس این کتاب را نوشتم ولی در تألیف آن از بیم طولانی شدن مطلب و یادآوری حوادث تلخی که بر اسلام گذشته است به شواهد تاریخی اندکی پرداختم و برای آن دو مقدمه نوشتم:
مقدمه اول: درباره ماهیت تغییر مذهب و اثر آن در وحدت بین مسلمانان
و مقدمه دوم: اشارهای مختصر به آغاز داستان استبصار در این مرحله.
کتاب شامل موضوعات متنوعی است؛ از جمله:
فضائل اهل بیت^، ضرورت امامت، آراء چهار مذهب سنی درباره امام، دلایل امامت حضرت علی پس از پیامبر، مجمل حوادثی که پس از رحلت پیامبر اکرم رخ داد، موضوع صحابه
مولف در پایان کتاب در عنوانی با نام «خاتمه مسیر» به تعدادی از سوالاتی که ذهنش را به خود مشغول کرده بود و چارهای جز پاسخ به آنها نداشت، سخن گفته است.
سپس شماری از این گردنههای دشوار را که به سلامت از آن گذشته بود، ذکر میکند و بدین ترتیب کتاب را به پایان میبرد؛ کتابی که به سبب قوت بیان و مضمون، تا سال ۱۴۱۳ ق پانزده هزار نسخه از آن منتشر گردید (موسوعه، ۱۴۲۴: ۲/ ۴۴۴).
چاپ نخست آن توسط موسسه قائم آل محمد و تحت نظر جناب شیخ فارس حسون، مدیر مرکز الابحاث العقائدیه، منتشر شد. این کتاب در سال ۱۳۸۱ ه.ش توسط آقای حبیب روحانی ترجمه و از سوی انتشارات آستان قدس رضوی نشر گردید.
۲- ابن تیمیهًْ، حیاته، عقائده: در این کتاب، مولف مطالب را از زبان خود ابن تیمیه بیان میکند تا صدا و نحوه بیانش را به خواننده بشناساند. در ابواب دیگر سعی میکند تصویری کامل از عقاید ابن تیمیه ارائه دهد. آنچه که در این کتاب، اهمیت دارد این است که فرد از خود و از اصول عقایدش سخن میگوید نه از عاشقان و حسودان اطرافش. بنابراین، این کتاب در این دورهی اخیر در میان کتابهای دیگری که در این موضوع نوشته شد، نمونه شد. این کتاب، همان حلقهی مفقوده و تاریخ عقیده است.
کتاب مشتمل بر ۴ باب است:
باب اول: شخصیت علمی ابن تیمیه، عصر و زندگیاش که شامل دو فصل است:
فصل اول: ابن تیمیه… خانواده و محیط
فصل دوم: زندگی
باب دوم: میدانهای عقاید، که دارای سه فصل است:
فصل اول: اجتهاد و تقلید
فصل دوم: ویژگیها و تفسیر
فصل سوم: همراه با صوفیه
باب سوم: همراه با شیعه، با سه فصل:
فصل اول: علامهی شیعه، ابن مطهر
فصل دوم: کتاب منهاج السنه
فصل سوم: عدم موفقیتهای ابن تیمیه در معرفی شیعه
باب چهارم: اهل بیت^ در اعتقاد ابن تیمیه، با شش فصل:
فصل اول: اعتقاد به مقدم داشتن اهل بیت^
فصل دوم: همراه با فضایل اهل بیت^
فصل سوم: همراه با ویژگیهای حضرت علی
فصل چهارم: حضرت علی و خلافت
فصل پنجم: قیام امام حسین و به شهادت رسیدنشان
فصل ششم: کسانی که پیروان اهل بیت^ میباشند (موسوعه، ۱۴۲۴: ۲/ ۴۴۵-۴۴۶).
این اثر در سال ۱۴۱۷ق از سوی مرکز الغدیر به چاپ رسید.
۳- تاریخ فرهنگی و سیاسی اسلام: این کتاب در حقیقت، پژوهشی تحلیلی و مطالعهای در وقایع تاریخ است و تلاشی برای شناخت حقایق مهم در اوضاع امت و ایجاد آگاهی و فهم نسبت به حوادث تاریخ به حساب میآید.
نویسنده در این اثر به معرفی مورخان، شیوهی پژوهش تاریخ نزد مسلمانان میپردازد. از طرفی به نقد و تصحیح نسبت به مواضعی که نیازمند این تعامل هستند، نظر دارد. او از منشأ فرقهها و مذاهب و گرایشات و زد و خوردهای سیاسی و تحریفها و جعلها و تاثیرهای سیاسی که به این فرقهها و مذاهب امتداد پیدا میکند، سخن میگوید. همچنین جنبشهای اصلاح و انقلابها و گرایشهای فکری و مذهبی بزرگ را میشناساند.
مولف این پژوهش را به پنج باب تقسیم نموده است، فصلهای هر باب را بر اساس گزارشات تاریخی قرار داده است.
در باب اول مجموعهای از آثار و ارقام مهم است که گواه اغتشاش و تناقضات زیادی در منابع است.
در باب دوم به دید سیاسی مسلمانان از زمانی که این دید سیاسی به وجود آمد پرداخته شده است. یعنی هنگامی که این دید سیاسی در روز اول ایجادش، کلیدی برای اتفاق جدیدی که بعد از وفات پیامبر به وجود آمد گردید.
مولف در باب سوم به شرح ویژگیهای مسیر جدید از نظر سیاسی، دینی و اجتماعی پرداخته است. سپس از ویژگیهای سیاست گذشته و به ویژگیهای حرکت دینی میپردازد که این حرکت دینی در موضعش از قرآن و سنت تقلید میکند و تصویری کامل از نقش قرآن و سنت در زندگی سیاسی و اجتماعی را بیان میکند. همچنین در این باب به موقعیت اجتهاد و تحولاتش و ویژگیهای حالت اجتماعی و نیز به جنبش فتوحات اسلامی اشاره شده است.
باب چهارم، به مرحلهی جدیدی انتقال مییابد که تاریخ اسلامی این مرحله را گذراند. این مرحله به خاطر تلاش برای اصلاح و تصحیح اشتباهات سیاسی، دینی، اجتماعی و بازگرداندن اسلام به مسیر اولش متمایز است. همچنین در این باب از مشکلات و سختیهایی که این حرکت اصلاحی با آن رو به رو شد و مشکلاتی را که در راهش حادث شد، توجه شده است. البته مشکلاتی که ار تباط موکدی با مرحلهی قبل داشت (همان، ۴۴۷-۴۴۸).
اما باب پنجم و آخرین باب به ویژگیهای مرحلهی جدید اختصاص دارد. این مرحله شامل انعطافی مهم در مسیر تاریخ است، که مملوء از اختلافات ودرگیریهایی است که علل بدون واسطهای در ایجاد فرقهها و مذهبها هستند، همچنین در این باب، عوامل خاص داخلی در ایجاد و تکوین هر کدام از این فرقهها و مذاهب مورد بحث و فحص قرار میگیرد. اثر مذکور در سال ۱۴۱۷ق از سوی مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه (پژوهشهای اسلامی) چاپ شد.
۴- حوار فی العمق من اجل التقریب الحقیقی: مولف در آغاز بررسیاش، اشارهای به ضرورت گفتگو در جهان معاصر میکند. وی این راز را که چنین گفتگویی در جهان معاصر مورد هجران واقع شده، بیان میکند.
سپس موضوع «تفسیر » و «حدیث» و «تاریخ» را برمیگزیند، و اقدام به بررسی ریشههای نزاع میکند. در پایان بررسیاش، نتیجه میگیرد که ریشهی آن اختلافات میان مسلمانان همان مجموعهی اخبار دروغین و احادیث ساختگی و عقایدی است که در روزگار درگیری سیاسی، این عقاید ترشح یافت. در خاتمه، برخی نتایجی را که در خلال تحقیق به آن رسیده بود، ذکر میکند، از جمله:
– تقریب حقیقی نمونه، همان تقریبی است که از طریق تصحیح میراث اسلامی محقق میشود.
– وجود اسرائیلیات و احادیث ساختگی در منابع مسلمانان، امری مسلم بین همه است و نیز متدین بودن و اعتقاد به این اسرائیلیات و احادیث ساختگی، امری حرام در بین همهی مسلمانان است.
– غلات و نواصب (ناصبیها) نقش کاملاً مهمی را در ایجاد نزاع میان فریقین بازی کردهاند.
– آزادی تفکر، حقی است برای همه، و اجتهاد کردن حقی است برای هرکس که شایستهی آن (اجتهاد) باشد. لیکن آیا صحیح است که داعیان این فتنه، از این حق برخوردار باشند و احدی هم به چگونگی دعوتشان آگاه نمیباشد. صائب این مقاله را برای شرکت در هفتمین کنفرانس وحدت اسلامی، (که در تهران ۱۵ و ۱۷ ربیع الاول ۱۴۱۵ه، برگزار شد) به نگارش در آورد. بنابراین، در آنجا بر اساس همان کنفرانس چاپ شد و موسسه الغدیر نشرش را اعاده کرد و به او پیشنهاد کردند که آن را گسترش دهد. بنابراین به این پیشنهاد پاسخ داد و به شرح مفصلتر مطالب همراه با نمونه و مثال اهتمام ورزید. (همان، ۴۴۹).
۵- تاریخ السنهًْ النبویهًْ، ثلاثون عاماً بعدالرسول: در معرفی کتاب باید گفت: سنت پیامبر دومین منبع قانون گذاری در اسلام بعد از قرآن کریم و حجیتش از بزرگترین ضروریات دین در نزد مسلمانان است. مولف این مساله بدیهی را ترک میکند و در این کتاب، آنچه را که سنت نبوی شریف بعد از سی سال از وفات پیامبر به آن منتهی میشد، مورد بررسی قرار میدهد. پس او میفهمد که دو مرحله را شناخته است. مرحله اول، خلافت ابوبکر، عمر و عثمان (۱۱-۳۵هـ)، و دوم رسیدن امام علی به خلافت و رهبری سیاسی و اجتماعی و دینی در میان مردم. (۳۵-۴۰هـ) بود. این اثر در سال ۱۴۱۸هـ.ق از سوی مرکز الغدیر به چاپ رسید.
۶- ابن تیمیه فی صورته الحقیقه: در مقدمهی کتاب آمده است که پیرامون مسائلی همچون زیارت و توسل، میان انجام دادن زیارت و توسل و مشروعیت این اعمال، فضیلتهای این امور و اهداف و نتایجش حدود و آداب زیارت که شریعت آن را به ما شناسانده است، که شایسته است با این تعلیمات شریعت، دیگران را هدایت نمود، همچنین دربارهی شبهههایی که در ذهنهای برخی افراد پیرامون زیارت ایجاد شده بحث و جدل وجود دارد. بنابر این مانع شدند که به این عمل مشروع عمل شود، از این رو صورت زیارت را تحریف نمودند و این به خاطر اشتباه در فهم و نیز به خاطر تقلید و پافشاری و بر پیروی هوای نفس میباشد.
این کتاب در دو قسمت تنظیم شده است. قسمت اول در چهار فصل به مباحث زیارت میپردازد:
فصل اول: زیارت، مشروعیت، اهداف و فضیلتهایش، فصل دوم: زیارت رسول اکرم و اهل بیت^ در حدیث شریف.
فصل سوم: زیارت در میراث سلف.
فصل چهارم: آداب زیارت و رد شبهاتی که پیرامون آن وجود دارد.
قسمت دوم: مباحث توسل که در دو فصل آمده است:
فصل اول: اقسام توسل.
فصل دوم: توسل به انبیا و صالحان
اثر فوق از سوی مرکز الغدیر در سال ۱۴۱۵ه.ق به چاپ رسید (همان، ۴۵۰-۴۵۱).
۷- الوهابیهًْ فی صورتها الحقیقهًْ: این کتاب کوچک حاوی مسائل متعددی دربارهی وهابیت میباشد. از جمله موسس این جریان، اصول فکری آنها، عقیدهی آنها در مورد صحابه، وهابیت و مسلمانان، وهابیت و خوارج و پارهای در بارهی آنچه که در زیارت و توسل صحیح است و در نهایت فهرست کتابهایی که برای رد بر وهابیت نگاشته شده است.
این اثر در سال ۱۴۱۵هـ.ق به وسیله مرکز الغدیر بیروت منتشر گردید.
۸- خلافت رسول میان شوری و نص: در مقدمهی کتاب آمده است: برخی در امتداد تاریخ سیاسی مان تلاش نمودهاند که نظریهی شوری اصلی را به عنوان اسلام در نظام اسلامی مطرح کنند و به نمونههای تاریخی متعددی در اسلام استناد کردهاند تا نمونههایی برای شوری بسازند و در کتب عقاید و احکام هم به دنبال مواردی است تا به آنها استناد کند.
سپس میکوشد تا اصالت این نظریه را از منابع تشریع (قانون گذاری) اسلامی جدا کند، تا به این وسیله، نظریهی شورا اصالت دینی خود را جلوتر از شاهدان تاریخیاش، کسب کند.
بحث در دو قسمت مهم واقع میگردد: قسمت اول، نظریهی شورا را از همهی جوانب و وجوهش در بر میگیرد. این که شورا در قرآن و سنت، تعلیم داده شده، شورا در حقیقت تاریخیاش و در فقه سیاسیاش، همراه با مهمترین چیزهایی که به این عناوین مرتبط میشود مورد، بررسی قرار گرفته است.
قسمت دوم، نظریهی نص بر طبق شیوهی خودش را در برمیگیرد. از این رو همه آن چه را که به این موضوع از نظر پژوهش و نقد تعلق دارد، به طور کامل آورده است (همان، ۴۴۷-۴۵۳).
مرکز الرساله در سال ۱۴۱۷هـ. آن را در ضمن سلسلهی معارف اسلامی چاپ نمود.
مقالات:
۱- «هویهًْ التاریخ اسلامی، عیون التاریخ، الاتجاه و أجواء التدوین»: این مقاله پژوهشی تاریخی است که در آن نویسنده، چگونگی تحریف تاریخ اسلام را از سوی مورخان متصل به حاکمانی را که با اهل بیت^ دشمن بودند، شرح و توضیح میدهد.
در نتیجهی بحث آمده این همان سرنوشت سنت است، هنگامی که تاریخ با قلمهای بهانهای، و برای رضایت عامه و جلب رضایت غلبه کنندگان، نوشته شد.
این یک شکاف بزرگیست میان مسیر اسلام (همچنان که خداوند متعال و رسولش آن را اراده کردند) و میان مسیری که واقع شد، مسیری که تاریخ آن را شهادت داد و بر اساس آن تدوین یافت.
این مقالهدر شمارههای ۳۸ و ۳۹ مجلهی تراثنا موسسهی آل البیت لاحیاء التراث در قم در سال ۱۴۱۵ هـ.ق انتشار یافت.
۲- «اساس نظام الحکم فی الاسلام بین الواقع و التشریع، رویهًْ فی التراث الفکری»: در این مقاله، بنیانهای که نظام حکومت اسلامی واجب است که بر مبنای آن برپا شود، بررسی و مورد پژوهش واقع شده است.
در نتیجهی بررسی آمده: ما «به خاطر استقراء نسبت به مقولات اهل سنت» در ایجاد نظریهای منسجم در موضوع امامت، شکست خوردهایم. علت حقیقی این شکست، پیروی از امر واقع و تلاش برای توجیه آن بود و این که آن را منبعی مهم در توصیف نظام سیاسی قرار دهیم.
در این نظریه، تناقضاتی در طی دورههای متعدد پیدا شده است که این ارزشش را از بین میبرد. از جمله اینکه نص شرعی اساس حکومت اسلامی را آورده، اما (سیاسیون) به نص شرعی و شروط و حدودش ملتزم نشدند از طرفی به وسیلهی شورا اساس حکومت اسلامی روشن میگردد، که آن شورا هم در برابر نص خلیفهی قبل قرار داشت و هم در برابر صلاحیات شورا بود و در برابرش قهر و غلبه با شمشیر بود. همچنین این که اساس حکومت اسلامی را نظام اهل حل و عقد، بیان میکرد، مورد دشوارتری است. از نظر صائب اساساً تاریخ سیاسی و دیدگاههای مذهبی و غفلت، احیاناً در زیاد کردن پیچشها و گنگ بودن مسئلهی حکومت اسلامی سهیم بودند و بسیاری از این پیچیدگیها برای یافتن مسیر صحیح اسلام بوده است.
این مقاله در مجلهی تراثنا در دو قسمت انتشار یافت: قسمت اول در دو شمارهی (۴۱ و ۴۲)، و قسمت دوم در شماره (۴۳ و ۴۴) سال یازدهم ۱۴۱۶ه.ق منتشر شد.
۳- «تاریخ السنهًْ النبویهًْ، ثلاثون عاما بعد الرسول»: مولف در مقاله خویش به طور خلاصه به موارد ذیل پرداخته است:
۱- تدوین حدیث یک کار آشکار، آشنا و مالوف (عادت شده) در زمان پیامبر بود.
۲- در عهد ابوبکر، اولین فرمان منع حدیث آشکار شد.
۳- ابوبکر کتابی ر ا که ۵۰۰ حدیث داشت و با دستان خود آن را نوشته بود، سوزاند و این اولین کتابی است که سوزانده شد.
۴- عمر منع حدیث را ادامه داده در حالی که تأکید کرده بود این مساله را به وسیلهی عهد و پیمانهایی که بر کارگزارانش گذاشته بود و نیز به وسیلهی زندانی کردن بعضی از صحابه در مدینه، (هنگامی که اطمینان نداشت که آنها به فرمانش عمل میکنند) اجرایی کنند.
۵- عمر علاوه بر سوزاندن کتابهای حدیث، این کتابها را از شمار زیادی از صحابه نیز جمع کرد.
۶- عثمان سیرتش را در مورد موضوع حدیث با این سخن آغاز نمود: برای احدی جایز نیست، حدیثی را که نه در عهد ابوبکر شنیده و نه در عهد عمر، آن را روایت کند.
۷-تعداد کمی از صحابه با منع حدیث، موافق خلفا بودند که از چهار نفر تجاوز نمیکرد، عبدالله بن مسعود، ابو سعید خدری، ابو موسی اشعری و زیدبن ثابت.
۸- امام علی اولین حاکمی بود که به نوشتن سنت فرا میخواندند و کاتبان را تشویق میکرد وبر آنها حدیث املا میکرد تا بنویسند. در حالی که احادیث پیامبر یک ربع قرن بر مردم ممنوع شده بود. این عمل در خود همان زمان، بابها را بر دروغ گویان و شبهه افکنان میبست.
این مقاله در مجلهی تراثنا، در شمارههای (۴۵ و ۴۶) سال دوازدهم، ۱۴۱۷ ه.ق انتشار یافت.
۴- «معجم مورخی الشیعه حتی نهایهًْ القرن السابع الهجری»: مجلهی تراثنا این مقاله را در ۶ قسمت از سال ۱۴۱۹ ق تا ۱۴۲۱ق انتشار داد.
۵- «التدوین التاریخی عند المسلمین، نشأته و تطوره حتی نهایهًْ القرن الرابع الهجری»: مقاله ایست که در آن، چگونگی شروع تاریخ هجری ذکر شده، سپس اولین کتابهایی که در بارهی تاریخ نوشته شده بیان شده و در ادامه عوامل موثر در حرکت تدوین تاریخ در نزد مسلمانان را مطرح شده است.
این مقاله به بیان مراحل تدوین تاریخ، نزد مسلمانان پرداخته شده است که شامل ۴ مرحله، است. همچنین مشهورترین مورخان در هر مرحله ذکر شدهاند.
مرحلهی اول: مرحلهی تدوین شخصی اولیه، که مشهورترین مورخان آن: سعید بن سعد بن عباده خزرجی و سهل بن ابی خیثمه انصاری بودند.
مرحلهی دوم: مرحلهی تدوین تار یخ جزیی، که مشهورترین مورخان در این زمینه: عبیدالله بن ابی رافع کاتب امیر المومنین و عروه بن زبیربن عوام بودند.
مرحلهی سوم: مرحلهی ظهور مدّونات تاریخی است، و از معروفترین مورخانش میتوان به محمد بن اسحاق، لوط بن یحیی، سیف بن عمر التیمی و نصر بن مزاحم المنقری و ابن قتیبه دینوری اشاره کرد.
مرحلهی چهارم: مرحلهی یگانه کردن تاریخ اسلامی و تاریخ بشری است و از معروفترین مورخان این دوره میتوان به ابو حنیفه دینوری، احمد بن یعقوب یعقوبی، محمد بن جریر طبری و مسعودی اشاره کرد.
مقاله فوق در مجلهی فکر اسلامی که از سوی مجمع فکر اسلامی چاپ میشد در شمارهی ۱۸ و ۱۹، سال پنجم، در سال ۱۴۱۸هـ انتشار یافت.
۶-«الامام محمد باقر الصدر مفسرا»: این مطالعه، در پی کشف ویژگیهای روش تفسیری و علاوه بر آن مسائلی بود که اقتضا میکند که در بارهی آنها نیز سخن گفته شود. این اثر در سه قسمت تنظیم شده است.
قسمت اول: گفتگو دربارهی پایههایی که باید قبل از تفسیر باید آنها را مشخص کرد. مولف این قسمت را «المفسر و المنهج» نامیده است.
قسمت دوم: در بارهی ویژگیهای شیوهی کلی تفسیر است که سید شهید (محمد باقر صدر) در مباحث خاص تفسیریاش آنها را معین کرد.
قسمت سوم: در شناساندن شیوهی جدید تفسیر است که سید شهید شکل آن را استوار نمود و آن «تفسیر موضوعی یا توحیدی» نام نهاد.
این مقاله در مجلهی قضایای اسلامی از سوی موسسه الرسول الاعظم در شماره دوم، سال ۱۴۱۶ق چاپ شد.
۷-« آفاق الاجتهاد المعاصر لدی بعض العلماء المسلمین»: مقالهای است که در آن برخی از دستاوردهای فقهای معاصر از قبیل شهید محمد باقر صدر، علامه شمس الدین و علامه مغنیه و غیره… ذکرشده است که از افقهای این نوآوری، فهم اجتماعی نسبت به نص به جای فهم فردی میباشد. (یعنی یکی از مواردی که از نوآوری به شمار میآید، این است که در برابر نص قرآن فهم اجتماعی به جای فهم فردی قرار داده شود.)
این مقاله در شماره چهارم مجله قضایای اسلامی، در سال ۱۴۱۷ق منتشر شد.
۸- « الوحدهًْ الاسلامیهًْ و المسار الاحدب»: از نظر مولف سیاست، سوای اینکه آن را دوست بداریم یا متنفر باشیم، باز هم همان سیاست است که واقعیت ما را ترسیم کرده و رقم میزند و نسبت به آینده مان حکم میدهد. بنابراین، سیاست، بذر اختلاف اولی را کاشت. (مقصود اختلاف در خلافت است) بنابراین سیاست، مسیر اسلام را از هستهی تجمع اولیاش خارج نمود. آیا خواهیم دانست که چگونه با سیاست برخورد کنیم تا پراکندگی مان را بر اساس اصول جمع کنیم. اصولی که ما را و تا امروز و تا ابد ما را جمع میکند.
او معتقد است که نظریهی نسبیت صحیح، و بر خطوط مستقیم حاکم است. زیرا اثبات کرده است که در هستی، خط مستقیم وجود ندارد. همهی خطوط منحنی میباشند و همهی آن چه آن را که میبینیم و در حقیقت همهی هستی محدب است و در مسیر محدب جریان دارد. از طرفی هرچه قدر یک خط امتداد پیدا کند به پایانش نزدیک میشود.
پس چرا مسیر سیاست محدب نباشد، تا این که هرگاه امتدادش زیاد شود به نقطهای که از آن شروع شده، بدان برگردد و پایانش را از نو ملاقات کند، تا اینکه یک نقطهی تجمع واحد ایجاد کند که از همان سنخ هستهی اولیه در عهد رسول اکرم بوده است؟
این مقاله در سال ۱۴۱۵ق در شماره هفتم مجله رساله التقریب به چاپ رسید.
۹- «الفرق و المذاهب، تحقیق فی النشأهًْ و المعالم»:
در ابتدای مقاله آمده است که بحث به حسب تقسیم عوامل مهم در ایجاد فرقهها و مذهبها تقسیم میشود. البته فرقهها و مذاهبی که از نظر تاریخی برای ما ثابت است و آنها به ۳ قسمت تقسیم میشوند:
حادثه تاریخی که برای خلافت ایجاد شد، نظام حاکم و طرح فرهنگی که حادثه تاریخی خلافت و نظام حاکم را همراهی میکرد.
کلام و فلسفه
افراط یا تفریط کردن دینی.
شایان ذکر است که گاهی یک عامل در ایجاد فرقه نقش دارد و گاهی دو عامل یا عوامل سه گانه در ایجادش تاثیر دارد.
به طور کلی باید گفت که در این پژوهش، سخن در بارهی مهمترین فرقهها و مذاهب اسلامی و شرایط ایجادو عوامل مهم در به وجود آمدنشان، مورد توجه قرار گرفته است.
این مقاله در دو قسمت در مجلهی المنهاج از سوی مرکز الغدیر در شمارههای ششم و هفتم، سال دوم، تابستان و پاییز ۱۴۱۸ه. ق انتشار یافت.
۱۰- «مشروع الاحیاء الدینی عند الامام الخمینی آفاق و معالم»: نویسنده در این مقاله به ویژگیهای نهضت امام خمینی+ و چگونگی روبه رو شدنش با مستکبران و طاغوتیان و تخلف و جمود میپردازد. همچنین چگونگی روبرو شدنش با دوری گزیدن و از بین بردن تاثیرات استعمار غربی در دانشگاهها و موسسههای تربیتی مورد توجه قرار گرفته است.
سپس به تلاشهای امام خمینی در ایجاد و مورد مداقه قرار دادن مسائل فقهی، کلامی و سیاسی حکومت اسلامی و همچنین تلاشهای امام در حفظ و استمرار این مسائل فقهی و عقایدی و سیاسی در گذر تجدید در اجتهاد اشاره شده است.
این مقاله در شماره چهاردهم، سال چهارم، تابستان ۱۴۲۰هـ.ق المنهاج به چاپ رسید.
۱۱- « التفسیر الاسلامی للتاریخ و دور الشهید الصدر فیه»: مولف در این مقاله، سهیم شدنهای مسلمانان در تفسیر حرکت تاریخ را ذکر میکند. به وسیلهی برخی خطبهها و نامههایشان در نهج البلاغه و خصوصاً عهدشان با مالک اشتر (هنگامی که بر مصر ولایت میکرد) این حرکت را آغاز کرد. از دیگر کسانی که در تفسیر حرکت تاریخ سهیم بودهاند، میتوان به آراء برخی علمای گذشته و معاصر، همچون ابوبکر طرطوسی، ابن خلدون، مالک بن نبی و عماد الدین خلیل اشاره کرد. آنها بودند که در مسیر تاریخ و چگونگی تفسیر حادثههایش نقش داشتند. سپس به سهم شهید سید محمد باقر صدر به واسطهی بحثهای دقیق و مفصلش دربارهی سنتهای تاریخ در قرآن کریم اشاره شده است.
در خلاصهی مقاله آمده است که نگاه شهید صدر در فلسفهی تاریخ در نکات زیر خلاصه میشود:
-اساس در حرکت تاریخ محتوای درونی انسان است.
-حرکت تاریخ، حرکت غایی است که مربوط به هدف میباشد و فقط یک حرکت سببی نیست.
-آینده فعلاً نیست و متعلق به عدم است، اما از میان وجود ذهنی آینده حرکت میکند. سپس وجود ذهنی در این هنگام محرک است و محرک و مدار حرکت تاریخ است.
-در وجود ذهنی فکر و اراده باهم امتزاج مییابند. و با امتزاج فکر و اراده، فاعلیت آینده محقق میشود و آن را به فعالیت تاریخی در صحنهی اجتماعی تحریک میکند.
-رابطه میان محتوای درونی انسان (فکر و اراده) و بنای فوقی و تاریخی جامعه، رابطهی تبعیت است. یعنی رابطهی سبب با مسبب، پس هر تغییری در این بنای فوقی و تاریخی جامعه، مربوط به تغییر محتوای درونی انسان یعنی فکر و اراده است.
مقالهی فوق در مجلهی المنهاج، شمارهی هفدهم، سال پنجم، بهار ۱۴۲۱هـ.ق منتشر شد.
۱۲- « المسعودی المورخ امام المورخین و فلاسفه التاریخ»: در این مقاله، زندگی مسعودی، مذهب و مصنفاتش و نیز شیوهی نقد تاریخیاش مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین آراء و نظرات فلسفی وی را دربارهی تاریخ بیان میکند.
در خاتمهی مقاله آمده، این همان مسعودی، مورخ بزرگ، امام مورخان و فلاسفهی تاریخ است.
به تحقیق دیدهایم که مسعودی چگونه استاد آرنولد توینبی بود، حال چه توینبی این مسئله را احساس کرده یا احساس نکرده است. این که چگونه او، استاد فیلسوف تاریخ ابن خلدون بود و دانش آموزش با عزت خود را به ابن خلدون منسوب میکند. مسعودی، علاوه بر این، مورخ یکتایی است که حق تاریخ سیاسی و اجتماعی و تاریخ ادیان و مذاهب و فرقهها را کاملاً ادا کرده است، همچنین امتیاز دیگر ایشان برتری است که از نظر ادبیات بر دیگر مورخان دارد، پس او ادیب و مورخی بلا منازع است.
این نوشته در مجلهی المنهاج شمارهی نوزدهم، سال پنجم، پاییز ۱۴۲۱ ه.ق منتشر شد.
منبع: بررسی علل گرایش مستبصرین به تشیع در پنجاه سال اخیر؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
برای مشاهده این کتاب اینجا را کلیک کنید.
















هیچ نظری وجود ندارد