سعید السامرائی
یکی دیگر از مستبصرین عراقی آقای سعید السامرائی است. او در شهر سامراء عراق در نیمهی دههی پنجاه به دنیا آمد و در خانوادهای حنفی مذهب و معتقد رشد نمود. گفته شده است که به لحاظ مذهبی فردی متعصب نبود بلکه هرگاه ادله و براهینی دست مییافت که با واسطهی بحث و پژوهش برایش حاصل میشد، به آن گرایش پیدا میکرد. به همین دلیل بود که در نیمهی بیستم عمرش، پس از تمام کردن تحصیلات دانشگاهیاش به تشیع گرایید. سپس برای رهایی از نظام بعثی به خارج از عراق مهاجرت کرد. وی اکنون مقیم لندن میباشد. (موسوعه ۱۴۲۴: ۲/۳۵۹)
– زمینههای تحول فکری
۱- راه شناخت عقیدهی حق
دکتر سعید معتقد است، دو راه برای شناختن عقیدهی حق وجود دارد. راه اول، تو را به حقیقت میرساند و راه دیگر این است که گمان میکنی و توهم میکنی که به حقیقت رسیدهای. راه اول: شناختن حق پس از به کارگیری فکر و دقت نظر است.
اما راه دوم: تقلید از کسانی است که بر عدالت آنها اتفاق نظر وجود دارد و اگر از آراء و احوال و افعال آنها پیروی شود، فرد را به حق میرساند. درغیر این صورت، این راه شخص را به ضلالت میکشاند. و در این زمان وصف چنین شخصی اینگونه است: {وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعا} (الکهف/ ۱۰۴) {أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لکِنْ لا یَشْعُرُون} (بقره/۱۲) (همان)
از دیگر سو راه اول، راهی است که حضرت امیر المومنین در جواب سوال کنندهای که در روز جنگ جمل دربارهی این که کدام طرف بر حق است (اصحاب جمل یا حضرت علی) این راه را بیان میکنند. امام نفرمود من بر حق هستم (هرچند که اگر میگفت هم، صادق بود) بلکه فرمود: «حق را بشناس تا اهلش را بشناسی». دکتر سعید معتقد است که انسان پژوهشگر اگر از گروه اول باشد (گروهی که ابتدا تفکر میکنند سپس به شناخت میرسند) و کتابهای صحیح و حق را مطالعه کند فایده میبرد اما در صورتی که از گروه دوم باشد (اهل تقلید) و ازغیر مومنین تقلید کند، هنگامی که کتاب را مطالعه میکند نفسش را سخت و سینهاش را تنگ مییابد تا مسائل را بفهمد. هرچند که وی عباراتی را میخواند که حقایق را بیان میکند و نصوصی را میخواند که آشکار و واضح است و گردنها در برابر آن خم شده است. نفس این فرد تحریک میکند که آن را تکذیب کند، البته این عادت انسانهای ضعیف است که در برابر حق بهت زده میشوند اما جوابی پیدا نمیکنند. بنابراین به اوهام و توهمات پناه میبرند. اگر خداوند متعال دست آنها را بگیرد این حالت آنها از بین میرود و روششان تغییر کرده و بر نفسشان غلبه میکنند. (همان)
۲- کنار گذاشتن تعصب قبیلهای
دکتر سعید سامرائی معتقد است که امور طایفهای از مهمترین موانع برای شناخت حق است و از مهمترین گردنههایی است که توجه انسان را نسبت به قبول حق هنگامی که حق برایش روشن شد، تغییر میدهد. از نظر او تعصب طائفهای، احساساتی چند در قلبهاست، و چهار چوب دروغینش را بر تاریخ ایجاد نموده است. تعالیمش، همه جهل و نادانی است. و بر اساس دشمنی و نفاق ایجاد شده است و سیاست از این مسئلهی قبیلهای بودن دفاع میکند چرا که وجود تفرقه میان مردم، فرمانرواییشان را آسان میکند.
به بیان دیگر قبیلهای بودن، همان احساسات سنی است. یعنی احساسات سنی کینه جویانه نسبت به شیعه است؛ زیرا شیعه بدون دلیل، امامان اهل سنت را دوست ندارند. یا این که طایفهای بودن، همان احساسات شیعی نسبت به اهل سنت است؛ زیرا که اهل سنت امامان شیعه را دوست ندارند و ظالمان را دوست دارند و این که سنیها بر علیه شیعیان به ظالمان کمک میکنند. (موسوعه، ۱۴۲۴: ۲/ ۳۶۰)
دکتر سعید اضافه میکند: «طائفه ای (قبیله گرا) همان شخصی است که این احساسات را باخود حمل میکند. احساساتی که مبنی بر اساسهای خیالی و واهی است که بر جهالت و نادانی اهل آن بنا شده است. یا این افکار طائفهای، توجیهی زشت است که حاکمان آن را بیان کردهاند». بنابراین شخص طایفهای کسی است که معتقد بر مواضع غیر صحیح باشد و این اعتقادش یا از روی آگاهی و یا غیر آگاهی و بر اساس این احساسات بنا شده است.
– علل گرایش به تشیع
۱- میراث شیعه
دکتر سعید پس از چندی به خواندن میراث شیعه روی آورد و هیچ قلمی همچون قلم سید عبدالحسین شرف الدین موسوی عاملی وی را شگفتزده نکرد. بعد از این که از بحثهایش (بحثهای کتابش) خارج میشد تاثیرش به اندازهای بود که هر بحث دیگری، تاثیرش بر روی او به آن اندازه نبود. این تاثیر بزرگ به خاطر روشش در بحث و تحقیق است که عقلها را میگیرد و آنها را زیاد میکند.
دکتر سعید اضافه میکند: سید شرف الدین به علت تلاش مداومش به خاطر تقریب میان پیروان ادیان شناخته شده است و روشش در آن، نقل و طرح مشکل بود. ازین روآلودگیها را از قلبها زایل کرده و دروغهایی را که اینجا و آنجا شایع شده بود از بین برده و نابود میکرد. (همان، ۳۶۱)
۲- انقلاب در اعتقاد
در پایان سیر بحث دکتر سعید، دلایل و براهینی بر او تحمیل شد، بنابر این چارهای جز تسلیم شدن در برابر امر واقع و اذعان به حق نداشت. دکتر سعید، حالت انقلاب در اعتقاد را توصیف میکند، در حالی که میگوید: «انقلاب در اعتقاد هنگامیایجاد میشود که صفاتی چند در فرد به وجود بیاید:
اولا: فرد صاحب حالت تغییر و انقلاب، تعصبهای ناشی از یادگیری از زمان کودکی و رشد در وجودش را از بین برده است.
ثانیا: صاحب این حالت تغییر و انقلاب، برای قبول نظر و دیدگاه دیگری، انسانی دارای دیدگاه باز و گشاده است.
ثالثا: چنین فردی تنها حقیقت را جستجو کرده و هیچ گاه آن را ترک نمیکند.
رابعا: صاحب آن نیازی به تشویق برای خدمت به حق ندارد. زیرا با شیعه شدن، فایدهی دنیوی برایش حاصل نمیگردد و احدی شیعه نمیشود مگر این که با مطالعات و دقت نظرهایش در دل تاریخ تشیع را بپذیرد و رضایت دهد. چرا که همواره دنیا از قرن اول هجری، به شیعه پشت کرده و این مذهب پیوسته محل برخورد تیرهای بلا و مصیبت و طعنهها بوده است.
– پیوستن به تشیع
دکتر سعید پیرامون پذیرفتن مذهب اهل بیت میگوید: «من در لندن یا پاریس یا نیویورک شیعه نشدم، بلکه در بغداد، محل طاغوت صدام به شیعه روی آوردم. جایی که شیعه غیر از زندان و تبعید و رانده شدن و قتل چیزی نیافت. من در اوج ظلم و ستم صدامیان نسبت به شیعه، شیعه گشتم. و این در اواخر دههی ۷۰ و اوایل دههی ۸۰ بود. بنابراین شیعه شدنم به منظور حساب و کتاب دنیایی نبوده است. (همان: ۳۶۲)
آثار:
۱- الحجج النهج، المختار من نهج البلاغه:
نویسنده در مقدمه علت تألیف کتاب را به خاطر دو موضوع دانسته است: موضوع اول: فضیلت امام علی نسبت به همهی معاصریناش و وجود نص بر این که ایشان بر همهی معاصرانش، فضیلت داشت و دوم وجود وصیت (سفارش) پیامبر بر وجود این فضیلت برای حضرت بود و این سبب شد که امام علی مستقیماً جانشین پیامبر تعیین گردند.
کتاب علاوه بر مقدمه، مشتمل بر چهار باب است.
باب اول: آنچه که از خداوندِ نهج البلاغه، یک فرد مییابد.
باب دوم: گزیدهی خطبهها و کتابها و مواعظ و کلمات (سخنان) و شرح آنها و موضوعات مرتبط.
باب سوم: ملحق برگزیده که در فصلهایی قرار میگیرد. از جمله مناقب و صفات امام، وصیت و نصّ و تفضیل داشتن، کنار زدن امام علی از حقش در خلافت بعد از پیامبر، شوری، عایشه و پیروانش و روز جمل، معاویه و عمر و صفین، کینه جویان و منحرفان
باب چهارم: منابع برگزیده از کتاب «مصادر نهج البلاغه» از عبدالله نعمه. در سه فصل تنظیم گردیده و آن مشتمل بر منابع برخی خطبهها و غیره… میباشد (همان: ۳۶۳)
این اثر در سال ۱۴۰۷ هجری از سوی موسسهی فجر در بیروت چاپ شد.
۲- الطائفیهًْ فی العراق، الواقع و الحل: نویسنده علت تألیف کتاب را روشن کردن مسائلی برای اهل تسنن عراق و همچنین مظلومیت شیعیان عراق دانسته است.
این کتاب مشتمل بر مقدمه و ۴ باب است که در هر باب چندین مقاله و خلاصه وجود دارد. و این بابها عبارتند از:
۱- آیا در عراق مشکل طایفهای هست؟ ۲- پیمان طایفهای ۳- طریقهی حل آن ۴- اسلامیون داخل در مثلث ایدئولوژی و حضور گذشته واقعیت فرض شده.
اثر فوق درسال ۱۴۱۳ه.ق/۱۹۹۳٫م از سوی موسسهی فجر لندن چاپ شد.
۳- صدام و شیعه العراق: کتاب از مقدمه و ۷ فصل و خاتمه تشکیل شده است. این فصلها پیرامون برخی موضوعات دور میزند، ازجمله روحیهی عربی شیعه و تشیع از نظر اصل و هستی و تاریخ، موضع ایرانی نسبت به عراق و عرب، فاسدان چه کسانی هستند؟ (همان: ۳۶۵)
این اثر همچنین از سوی موسسه الفجر، در سال ۱۹۹۱م در لندن به چاپ رسید.
منبع: بررسی علل گرایش مستبصرین به تشیع در پنجاه سال اخیر؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
برای مشاهده این کتاب اینجا را کلیک کنید.
مستبصرین: سعید السامرائی. مستبصرین: سعید السامرائی. مستبصرین: سعید السامرائی. مستبصرین: سعید السامرائی. مستبصرین: سعید السامرائی. مستبصرین: سعید السامرائی . مستبصرین: سعید السامرائی . مستبصرین: سعید السامرائی















هیچ نظری وجود ندارد