او یکی از بزرگان اهل حدیث است. ذهبی از او اینچنین یاد کرده است:
«الحافظ الکبیر… صاحب التصانیف»([1])
ذهبی از او به «امام» یاد نکرده! شاید اگر او متهم به تشیع نبود، ذهبی او را نیز با واژهی امام یاد میکرد.
در ادامهی شرح حال او میخوانیم:
«… ونقموا علیه التشیع، وما کان یغلو فیه بل کان یحبّ علیا رضیاللهعنه و یبغض من قاتله»([2])
ابن حجر در تقریب درباره او چنین میگوید:
«… حافظ، مصنف، شهیر… و کان یتشیّع…»([3])
ابن عدی دربارهاش گفته است:
«حدّث بأحادیث فی الفضائل لم یوافقْه علیها أحد، ومثالب لغیرهم مناکیر، و نسبوه إلی التشیّع»([4])
آری! صنعانی روایات صحیحهای را نقل میکرده که با مزاج برخی سازگار نبوده؛ از جمله:
«قال رسولالله صلیالله علیه وسلم: أن وَلّوا علیّا فهادیا مهدیا»([5])
یا این خبر:
«… انّ رسولالله صلیالله علیه وسلم نظر إلی علیّ فقلا: أنت سیدٌ فی الدنیا و سیّدٌ فی الآخرة، من أحبّک فقد أحبّنی، و من أبغضک فقد أبغضنی»
ذهبی دربارهی این حدیث صنعانی میگوید:
«أوهی ما أتی به… ففی النفس منها شیء»([6])
باید پرسید: «أیّ شیء ؟!»
و نیز این خبر:
«… أما ترضین أنّ الله اطّلع إلی أهل الأرض مرّتین، فاختار منها رجلین، فجعل أحدهما أباک و الآخر بعلک»([7])
و این خبر که: «إذا رأیتم معاویة علی منبری فاقتلوه»([8])
روایتی را نیز در «المصنف» او میبینیم که موجب خشم برخی از افراد شده روایت چنین است:
«عن عبدالله بن مسعود قال: کنت مع النبیّ صلیالله علیه وسلم لیلة وفد الجن، قال: فتنفّس، فقلت: ماشأنک یا رسولالله؟ قال: «نُعیت إلیّ نفسی یا ابن مسعود». قال: قلت: فاستخلف. قال: «من؟». قلت: ابوبکر. قال: فسکت، ثم مضی ساعة ثم تنفّس. قال: فقلت: ماشأنک؟ قال: «نعیت إلیّ نفسی یا ابن مسعود». قال: قلت: فاستخلف. قال: «من؟». قلت: عمر. قال: فسکت، ثم مضی ساعة ثم تنفّس. قال: فقلت: ماشأنک؟ قال: «نعیت إلی نفسی یا ابن مسعود». قال: قلت: فاستخلف. قال: «من؟» قال: قلت: علی بن أبیطالب. قال: «أما والذی نفسی بیده لئن أطاعوه لیدخلن الجنة أجمعین أکتعین»([9])
ابن عدی نیز این حدیث او را در «الکامل» آورده و دربارهاش میگوید:
«و لعبد الرزاق بن همام أصناف و حدیث کثیر، وقد رحل إلیه ثقات المسلمین و أئمتهم و کتبوا عنه ولم یروا بحدیثه بأسا إلا أنهم نسبوه إلی التشیع، وقد روی أحادیث فی الفضائل مما لا یوافقه علیها أحد من الثقات فهذا أعظم ما رموه به من روایته لهذه الأحادیث… وأما فی باب الصدق فأرجو أنه لابأس به إلا أنه قد بق منه أحادیث فی فضائل أهل البیت و مثالب آخرین مناکیر»([10])
یاقوت در معجم، زیر مادهی «صنعاء» مینویسد:
«… کنا عند عبدالرزاق، فذکر رجل معاویة، فقال: لا تقذّروا مجلسنا بذکر ولد أبی سفیان»([11])
[1]) تذكرة الحفاظ؛ ج1، ص364.
[2]) همان.
[3]) ج1، ص468.
[4]) ميزان الاعتدال؛ ج2، ص610.
[5]) همان؛ ص612.
[6]) همان؛ ص613.
[7]) همان.
[8]) همان.
[9]) ج11، ص317.
[10]) الكامل في ضعفاء الرجال؛ ج6، ص545.
[11]) معجم البلدان؛ ج3، ص429.
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

















هیچ نظری وجود ندارد