نقد و بررسی آراء وهابیت در مورد عاشورا
آگاهی کامل امام× از اوضاع و شرایط
تاریخ سیاست نشان داده که کمتر زمانی بوده کار سیاسی برای یک فرد انقلابی، بدون احتمال کسب موفقیت قطعی انجام شود و دسترسی به اهداف، بدون وجود هیچ خطری امکانپذیر باشد. کسانی که برای گرفتن قدرت با هدف خوب یا بد فعالیت میکنند، همیشه با احتمالات سر و کار دارند. در عالم سیاست حتی موفقترین افراد و مردمیترین آنها نیز همیشه در معرض احتمالات، دشواریها و حتی از دست دادن همهچیز هستند؛ لذا تفکر وهابیّت ناشی از جهالت آنها در فعالیتهای سیاسی است و نباید تصور کرد که امام× میبایست صد در صد در مورد پیروزی این سفر، اطمینان داشته باشد. کسانی که رفتن امام× را به صلاح نمیدانند، نباید به شواهدی بنگرند که احتمال شکست را مطرح میکند، و کسی که قبول دارد امام حسین× به عراق تشریف بردهاند، نباید گمان کند که این کار بدون احتمال هیچ شکستی انجام شده است. امام× نمیخواست به هیچوجه موافقتی با یزید و حاکمیت وی داشته باشد، حتی اگر این مخالفت منجر به شهادت او شود. خلاصه اینکه امام در پی چاره بود تا در صورت امکان، انقلابی را علیه یزید بر پا کند و خود، حاکمیت بر جامعه را آغاز نماید. عباس عقاد مینویسد:
همراه امام حسین× جوانان شجاعی بودند که از هر جهت آمادگی مقابله را داشتند و یک نفر میتوانست در مقابل چندین نفر از آنها مبارزه کند و … اینها همه دلالت دارد که امام فرد شجاعی است و خودش را برای ملاقات مرگ آماده کرده بود.([1])
[1]) عقاد، عباس، ابو الشهداء، ص92 با اقتباس.

















هیچ نظری وجود ندارد