مخلَص
مخلَص از ماده اخلاص است. راغب در مفردات مینویسد:
«حقیقة الاخلاص التبری عن کل ما دون الله تعالی».([1])
از آنجایی که مردم بر حسب مراتب نزدیکی و دوری از خداوند، درجات مختلفی از علم و عمل دارند، خداوند هم بندگانش را به اصنافی تقسیم نموده و برای هر صنفی مرتبهای از علم و ادراک قائل شده است؛ طایفهای را «مخلَصین» معرفی نموده، علم واقعی به اوصاف پروردگار خود را مختص آنان میداند:
{سُبْحانَ اللهِ عَمَّا یَصِفُونَ * إِلَّا عِبادَ اللهِ الْمُخْلَصِینَ}.([2])
«منزّه است خداوند از آنچه توصیف میکنند؛ مگر بندگان مخلص خدا»
مخلَصین کسانی هستند که خود را برای خدا خالص کردهاند، هم از نظر علم و هم از نظر عمل و آنان تنها به یاد خدا هستند و حتی خود را فراموش کردهاند؛ چنین کسانی چنان یاد خدا دلهایشان را پر کرده که دیگر جایی برای شیطان و وسوسههایش باقی نمانده است:
{قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لاَغْوِیَنَّهُمْ اَجْمَعِینَ * إِلاَّ عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ}.([3])
«گفت: به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد؛ مگر بندگان خالص تو، از میان آنان»
در جای دیگر خداوند، سخن ابلیس را چنین حکایت میکند:
{قَالَ رَبِّ بِمَا اَغْوَیْتَنِی لاُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الاَرْضِ وَلاُغْوِیَنَّهُمْ اَجْمَعِینَ * إِلاَّ عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ}.([4])
«گفت: پروردگارا! چون مرا گمراه ساختی، من (نعمتهای مادّی را) در زمین در نظر آنان زینت میدهم، و همگی را گمراه خواهم ساخت؛ مگر بندگان مخلصت را»
شیطان در این دو آیه، احدی را از گمراهی خود استثنا نکرد، به جز مخلصین و خداوند هم گفتار او را تأیید نمود.
بنابراین «مخلَصین» معصوم و مصون از گناه بوده و شیطان تا ابد از اغوای آنان ناامید است و گناه ـ به معنای معروف ـ هرگز از آنان سر نمیزند و به مغفرت آن نیاز ندارند.
عدهای چون دلهایی پاک داشتهاند، اخلاصشان عالیتر و رتبه آن بلندتر از آن اخلاصی است که با اکتساب به دست آید؛ این عده، همان انبیا و امامان معصوم(علیهم السلام) هستند. قرآن کریم هم تصریح دارد که خداوند آنان را برای خود خالص ساخته و به آنان علمی داده که «ملکه عاصمه» است و آنان را از ارتکاب گناهان حفظ میکند و با داشتن آن، حتی گناه صغیره، از آنان صادر نمیشود.([5])و([6])
تنزیه
بعضی از اندیشمندان اسلامی الفاظی را به کار گرفتهاند که بیانگر معنای عصمت است. مرحوم سید مرتضی، در مورد عصمت انبیا و أئمه(علیهم السلام) کتابی نوشته و آن را «تنزیه الانبیاء و الائمهًْ(علیهم السلام)» نامگذاری نموده است.
در برخی از روایات نیز مشتقات کلمة «تنزیه» در کنار واژه عصمت به کار رفته است. در زیارت جامعه که از امام هادی(علیه السلام) نقل شده است، میخوانیم:
«اللهم اجعل أفضل صلواتک… علی سیدنا محمد عبدک ورسولک… المعصوم من کل خطأ وزلل المنزّه من کل دنس و خطل و المبعوث بخیر الأدیان و الملل».([7])و([8])
در اینجا کلمه «منزه» معنای معادل عصمت را دارد.
در روایت دیگر چنین آمده است:
«وأشهد أنکم الائمة الراشدون المهدیون المعصومون المکرمون المقربون المتقون المصطفون… ونزهکم من الزلل والخطاء، وأذهب عنکم الرجس».([9])
توفیق
بعضی از علما و اندیشمندان اسلامی این واژه را معادل و مساوی با «عصمت» دانستهاند. شاید منشأ این نوع کاربرد، روایاتی باشد که در کنار واژه «عصمت»، لغت (توفیق) و مشتقات آن بکار رفته است.
به دو نمونه از روایات که در زیر بیان میشود، توجه کنید:
الف ـ امام صادق(علیه السلام) درباره پیامبر اکرم(صلی الله و علیه و آله) میفرماید:
«إن رسول الله کان مسدداً موفقاً مؤیداً بروح القدس لایزلّ و لا یخطئ فی شیئ مما یسوس به الخلق».([10])
«رسول خدا(صلی الله و علیه و آله) برخوردار از راهنمایی و توفیق الهی و مؤید به روح القدس بود، به همین دلیل هیچگونه خطا و لغزشی ـ مثل دیگران ـ در او راه نداشت».
ب ـ امام رضا(علیه السلام) میفرماید:
«هو معصوم مؤید موفق مسدد قد امن الخطایا و الزلل والعثار».([11])
«امام، معصوم و برخوردار از تأییدات و توفیقات و راهنماییهای الهی و از هر گونه خطا و لغزش در امان است».
بعضی از اندیشمندان، اصطلاحاتی مانند صداقت، امانت، تبلیغ و فطانت را معادل عصمت دانستهاند که از لازمة آن محسوب میشود و آن عبارت است از قدرت و فهم فوق العاده برای احتجاج و استدلال در برابر شبهات دشمنان.([12])
[1]) المفردات في غريب القرآن، ص 155، بيروت: دارالعلم الدار الشاميهًْ، چ 1، 1412 ق.
[2]) الصافات/ 160ـ159.
[3]) ص/ 82ـ83.
[4]) الحجر/ 39ـ40.
[5]) ر.ك: مريم/51؛ الحجر/40؛ الصافات/ 74؛ يوسف/24؛ الحجر/40؛ ص/ 46 و 169؛ نساء/146.
[6]) با توجه به استفادهاي که از کلمه مخلَص در آيات قرآن شده و معنای آن در آيات، نسبت بين عصمت و به عبارت دقيقتر، معصوم و مخلَص عموم و خصوص مطلق است؛ يعني هر معصومي مخلَص است امّا هر مخلَصي معصوم نيست. (محقق کتاب)
[7]) بحارالأنوار، ج99، ص 178.
[8]) همان نسبتي که بين معصوم و مخلص در صفحه قبل بيان شد در اينجا نيز صادق است. (محقق کتاب)
[9]) همان، ج 99، ص 150.
[10]) همان، ج 17، ص 4.
[11]) همان، ج 25، ص 127.
[12]) ر.ك: حسن يوسفيان، احمد شريفي، پژوهشي در عصمت معصومان، ص 34 ـ33، (پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، چ اول، 177ش)، به نقل از: البيان المفيد في العلم التوحيد، ص 28ـ 27؛ الشيخ طاهر الجزائري، الجواهر الكلاميهًْ في عقايد الاسلاميهًْ، ص74، شرح و تحقيق: شيخ عبدالعزيز عزالدين السيروان، بيروت: عالم الكتب، چ 1، 1406ﻫ.
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
















هیچ نظری وجود ندارد