تفاوت نگرش خلفاي عباسي با خلفاي اموي
در زمان بنياميه دشمني و مخالفت آشکاري با اسلام و عترت پيامبر اکرم| صورت ميگرفت و آشکارا به آزار و اذيت اهل بيت^ اقدام مينمودند؛ به عنوان نمونه معاويه شخصاً به جنگ با اميرالمؤمنين× و امام مجتبي اقدام نمود، دستور لعن بر اميرالمؤمنين× را در منابر و مجالس صادر نمود و… و يزيد در ابتداي خلافتش گفت:
| لعبت هاشم بالملك فلا | خبر جاء و لا وحي نزل |
بنيهاشم با ملک و حکومت بازي کردند (و ميخواستند حکمراني بر ديگران از آن آنان باشد) والا نه خبري آمده و نه وحيي نازل شده است.
همچنين يزيد بزرگترين مصيبت عالم که همان به شهادت رساندن حضرت اباعبدالله الحسين× (و اصحاب و ياران با وفاي آن حضرت و هتک حرمت حريم اهل بيت^ با اسارت و غيره) بود را رقم زد.
بنابراين مشخص ميگردد که بنياميه به طور آشکارا با اساس اسلام و قرآن و پيغمبر’ و عترت آن حضرت به مخالفت برخواستند.
بني عباس که تجربه بنياميه را در مخالفت علني با اهل بيت^ به سود خود نميديدند، سعي نمودند در ظاهر خود را مسلمان و طرفدار اهل بيت^ معرفي نمايند ولي در باطن بدترين و شديدترين دشمنيها را اعمال نمايند. لذا ميبينيم که مثلاً مأمون در ظاهر امام رضا× را وليعهد خود قرار ميدهد ولي قصدش اين بود که آن حضرت را تحت کنترل خود داشته باشد و به هر صورت که شده مردم را از اطراف آن حضرت دور نمايد.
خلاصه اينکه بني عباس اقدامات مغرورانه عجيبي در زير نقاب نفاق خود انجام دادند و کارهاي اساسي براي نابودي اسلام و بالاخص متفرق نمودن مردم از اطراف ائمه اطهار^ نمودند؛ به اين صورت که در احکام چهارم امام يعني ابوحنيفه، انس بن مالک، محمد بن ادريس شافعي و احمد بن حنبل را عَلَم نمودند و در اخلاق و سير و سلوک، طريقه تصوف و صوفيگري را حمايت نمودند و به ترويج آن پرداختند و در عقايد هم اهتمام کاملي در ترجمه کتب فلاسفه يونان و انتشار آنها در بين مسلمانان نمودند. در نتيجه وقتي شخصي در دينش به ائمه فوق و مطالب مذکور مراجعه نمايد، ديگر احتياجي به قرآن و اهل بيت^ نخواهد داشت و خيلي راحت با رنگ و لعاب ديني، از دين که همان اهل بيت^ باشند جدا ميشود و محبت و اطاعت اهل بيت^ به فراموشي سپرده ميشود و در نتيجه ائمه^ مهجور واقع شدند.
و اين چنين بني عباس ضربات سنگيني را بر پيکر اسلام و مرجعيت ديني اهل بيت^ وارد نمودند که اثرات آن، هنوز هم حتي در بين شيعيان باقي مانده است.
نگرش کلي خلفاي عباسي به حکومت، همان نگرش خلفاي اموي است. تفاوتي که بين امويان و عباسيان در مبارزه با مخالفان خود وجود داشت اين بود که: مبارزه خلفاي اموي با بني هاشم به دو انگيزه انجام ميگرفت: يکي به انگيزه دشمني و کينه توزي آنها با بني هاشم و انتقام از شخص پيامبر’ و دودمان آن حضرت و ديگري به منظور دستيابي به قدرت و حکومت اما هدف اساسي مبارزه بني عباس با بني هاشم فقط رسيدن به رياست و حفظ حکومت بود، وگرنه صرف نظر از مسأله حکومت، با شخص پيامبر’ و خاندان آن حضرت به طور مستقيم سر ستيز نداشتند. هر چند رياست طلبي و حکومت خواهي زمامداران عباسي، آنان را همچون امويان به دشمني و ستيز با رسول خدا’ و جانشينان آن حضرت کشاند.
تفاوت ديگر خلفاي عباسي با خلفاي اموي، تفاوت در چگونگي بهرهگيري آنان از پوشش نفاق است. نقطه اشتراک عباسيان با امويان، بهرهگيري هر دو دودمان از پوشش نفاق براي دستيابي به قدرت و حفظ مسند خلافت بود. آنان به خوبي دريافته بودند که سلطنت و موقعيتي که پيدا کردهاند از برکت اسلام است؛ از اين رو، مصالح سياسي و منافع مادي ايجاب نميکرد که به طور رسمي و علني از آيين اسلام بيرون روند، ولي از سويي ديگر، نه تنها اعتقادي به اسلام و دستورات آسماني آن نداشتند، بلکه همواره اسلام اصيل و ناب را با منافع خود در تضادّ ميديدند؛ ناچار به نفاق روي ميآوردند تا بتوانند به حيات ننگين و سلطة سياسي خود بر مردم ادامه دهند. تفاوتي که در اين جهت بين حکمرانان عباسي و اموي وجود دارد. در چگونگي بهرهگيري آنان از پوشش نفاق است. امويان با تظاهر به اسلام و خودنمايي در انجام پارهاي از ظواهر ديني، خود را پايبند به اسلام و مبلغ و مروّج آن قلمداد ميکردند و مبلغان و جانشينان بحق رسول خدا’ يعني امامان معصوم^ را ـ که در هر زماني و با استفاده از هر فرصتي چهره نفاق آنان را برملا کرده، عليه ايشان به مبارزه برميخواستند ـ افراد قدرت طلب و خارج از دين و رسم مسلماني معرفي ميکردند.
عباسيان نيز در پوشش نفاق به قدرت دست يافتند، ليکن شرايط سياسي ـ اجتماعي جامعه اسلامي ايجاب ميکرد آنان به جاي مطرح کردن و جلوه دادن ظواهر اسلام، به رهبران و مبلغان آنان به عنوان خاندان و جانشينان پيامبر’ روي بياورند، و با توجه به محبوبيت معنوي و نفوذ اجتماعي علويان و در رأس آنان امامان، در ميان تودههايي مردم، شعار حمايت و جانبداري از آنان را مطرح و توجه افکار عمومي را به سوي خود جلب کنند.

















هیچ نظری وجود ندارد