عدم دلالت «انّما» بر حصر
گفتهاند؛ كلمه «انّما» دلالت بر حصر نمىكند تا بگوييم مصداق اين آيه در عصر رسولخدا | امام على × بوده است. به اين شبهه توجه كنيد:
«و لا نسلّم ان كلمة انّما للحصر.»
فخر رازى نيز به اين شبهه اشاره كرده است.([1])
نقد
1- به نظر مىرسد كه اين شبهه تنها از شخصيت فكرى فخر رازى سرچشمه گرفته است كه با توجه به شاكله فلسفى او چنان كه خود وى گفته است، بنا دارد در برابر هر چيزى علامت سؤال بگذارد،([2]) نه اينكه اعتقادى به شبهه ياد شده داشته باشد.
2- درباره اين قضاوت و شبهه فخر رازی به كلام ابوحيان، اديب و مفسر معروف، بسنده مىكنيم. وی گفت: گرچه فخررازى در بعضى از علوم يد طولانى دارد، ولى در ادبيات عرب تخصصى ندارد.([3])
3- شاهد بر اينكه فخر رازی در ادبيات عرب تخصص نداشته اين است كه هيچ كس چنين سخنى را نگفته است.
4- در ابتداى بحث ديدگاه لغتشناسان را نقل كرديم كه «انّما» براى «حصر» است و حتى در توجيه و علت حصر آن كه دو نظريه مطرح بود، آنها را نقل كرديم كه در اينجا تكرار نمىكنيم.
5- فخر رازى نيز به اين سخن اعتقادى ندارد؛ زيرا در آيه: {قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ}([4]) وی «انما» را به معنای حصر آورده و مىنويسد:
«فانى بشر مثلكم و لا امتياز بينى و بينكم، الاّ بمجرد انّ اللّه عز و جل اوحى الىّ.»([5])
«من بشرى هستم مانند شما و هيچ امتيازى ميان من و شما وجود ندارد جز اينكه خداوند تبارك و تعالى به من وحى كرده است».
6- تعجب از فخر رازی است که در این جا میگوید: «انما» بر حصر دلالت نمیکند در حالی که در اصول اصرار دارد «انّما» بر حصر دلالت دارد!
([1]) فخر رازى، التفسير الكبير، ج 12، ص 30.

















هیچ نظری وجود ندارد