عدم جواز پرداخت زكات در حال نماز
در تقرير استدلال گفته شد، كه آن حضرت در حال ركوع اين بخشش را انجام داده است، شبههاى كه بر اين كلام وارد كردهاند اين است كه اگر مقصود از ركوع، ركوع نماز باشد، پرداخت زكات در اين حال جايز نيست، چون فعل كثير است.
به اين شبهه توجه كنيد:
«و قيل المراد بالركوع على المعنى الثانى ركوع الصلاة و يدفعه عدم جواز اخراج الزكاة فى تلك الحال.»
اين شبهه در برخى از تفاسير آمده است.([1])
نقد
براى پاسخگويى به اين شبهه بايد فعل كثير را در فقه اسلامى مشخص كرد:
فعل کثیر در مذاهب چهارگانه اهل سنت
الف – مالكيه: در فقه مالكى فعل كثير چنين تعريف شده است:
«و هو ما يخيل الناظر اليه انّ فاعله ليس فى الصلاة و هذا حدالعمل الكثير المبطل.»([2])
«فعل كثير؛ كارى است كه بيننده تصور كند فاعل آن كار نماز نمىخواند و اين تعريف فعل كثيرى است كه مبطل نماز شمرده میشود».
ب – حنابله: در فقه حنبلى نيز از فعل كثير همين تعريف ارائه شده است:
«و هو ما يخيل الناظر اليه انّ فاعله ليس فى الصلاة و هذا حد الفعل الكثير المبطل.»([3])
ج – شافعيه: در فقه شافعى فعل كثير چنين تعريف شده است:
«حدّوا العمل الكثير بنحو ثلاث خطوات متواليات يقينا و ما فى معنى هذا و معنى تواليها ان لا نعدّ احداها منقطعة عن الاخرى.»([4])
«عمل كثير را چنين تعريف كردهاند كه به طور يقينى سه قدم پشت سر هم بردارد و معناى پشت سر هم بودن آنها نيز اين است كه بين قدمها فاصله نشود، يا در حد اين كار.
د – حنفيّه: در فقه حنفى فعل كثير چنين تعريف شده است:
«العمل الكثير ما لا يشكّ الناظر اليه انّ فاعله ليس فى الصلاة، فان اشتبه الناظر فهو قليل على الاصّح.»([5])
«فعل كثير كارى است كه بيننده شك نمىكند كه فاعل آن كار نماز نمىخواند و اگر بيننده شك كند كه آيا اين شخص در حال نماز است يا نه، اين كار عمل قليل است بنابر تعريف درستتر».
آنچه بيان شد، تعريف فعل كثير در مذاهب چهارگانه اهل سنت بود و اكنون به بررسى تعريف فعل كثير در فقه شيعه مىپردازيم.
فعل کثیر در شیعه
در فقه شيعه به طور عموم دو تعريف زیر از آن ارائه شده است:
1- «البناء على العادة فما يسمّى فى العادة كثيرا، فهو كثير و الاّ فلا.»([6])
«معيار تشخيص فعل كثير عرف است بنابر اين آنچه در عادت به آن فعل كثير مىگويند؛ فعل كثير است و اگر عرف و عادت به آن فعل كثير نگفتند، فعل كثير نيست».
2- «والكثير ما يخرج به فاعله عن كونه مصلّيا.»([7])
«فعل كثير كارى است كه كننده كار را از حالت نمازگزار بودن خارج كند».
در فقه شيعه بيشتر به همين دو تعريف يا مشابه آن اكتفا كردهاند. از طرفى براساس رواياتى كه از منابع اهل سنت در مسئله شأن نزول نقل كرديم، آنچه حضرت امير × انجام داده، تنها يك اشاره به سائل است، حتى انگشترى را نيز از انگشت خود بيرون نياورده، بلكه سائل آن را بيرون آورده است و اين مقدار كار در هيچ يك از مذاهب اسلامى فعل كثير نيست، تا مبطل نماز باشد.
پيشتر بيان كرديم كه مفسران و فقيهان اهلسنت براى جواز عمل قليل در نماز به همين سيره امام استدلال كردهاند و آن را عمل قليل دانستهاند.
([1]) فتح البيان فى مقاصد القرآن، ج 3، ص 453؛ تفسير غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج 4، ص 284؛ تفسير خازن، ج 2، ص 56؛ تفسير نسفى، ج 1، ص 456؛ تفسير ابى السعود، ج 2، ص 58؛ تفسير الكشاف، ج2، ص 258؛ حاشية الشهاب على تفسير البيضاوى، ج 3، ص 498؛ تفسير ثعالبى، ج 2، ص 396؛ التفسير الكبير، ج 12، ص 31.
([2]) الفقه على المذاهب الاربعة، ج 1، ص 430، مبطلات نماز.
([6]) تذكرة الفقهاء، ج 3، ص 289؛ المبسوط، ج 1،ص 118؛ كشف اللثام، ج 4، ص 172؛ جامعالمقاصد، ج 2، ص 350؛ مسالك الافهام، ج 1، ص 228؛ مفتاح الكرامه، ج 8، ص 81.
([7]) ذكرى الشيعه، ج 4، ص 6؛ مجمعالفائدة و البرهان، ج 3، ص 69؛ روض الجنان، ج 2، ص 888.
















هیچ نظری وجود ندارد