یکى از شبهاتى که متوجه این استدلال کردهاند؛ این است که رسولخدا| در روز غدیرخم سخنى درباره جانشینى خود نگفته است. به این شبهه توجه کنید:
«لو اراد النبى | النص على خلیفته من بعده و تبلیغ ذلک للناس لقاله فى خطبته فى حجه الوداع و هى التى استشهد الناس فیها على تبلیغه، فشهدوا و اشهد الله على ذلک.»([۱])
اگر پیامبر | مىخواست بر جانشینى خود تصریح و آن را براى مردم بیان کند، چنین کارى را در خطبه حجهالوداع مىکرد، در حالى که در آن خطبه رسول خدا | از مردم خواست بر تبلیغى که انجام مىدهد، شهادت دهند رسولخدا| نیز خداوند را شاهد بر این کار داشت.
قبل از نقد شبهات این آیه، تذکر چند نکته زیر لازم است:
الف – استدلال شیعه به آیات متوقف بر مقدماتى است که با توجه به آنها این استدلال شکل مىگیرد. یکى از مقدمات در آیه مورد بحث این بود که رسولخدا| در خطبه غدیریه جمله «من کنت مولاه فعلى مولاه» را گفته است.
ب – یکى از مشکلات دنیاى اسلام بخصوص اهل سنت این است که کسانى به هجوم فرهنگى علیه مکتب اهلالبیت × رو آوردهاند که از متون حدیثى و تاریخى و تفسیرى خود نیز اطلاع چندانى ندارند. طرفداران اندیشه وهابیت که همه تلاش خود را براى نابودى مکتب اهلالبیت × به کار گرفتهاند یا نسبت به میراث علمى خود بىاطلاع هستند، یا این که خود را بىاطلاع وانمود مىکنند. به عنوان نمونه رشید رضا در آن حدى نیست که تفسیر قرآن بنویسد و آنچه از او به عنوان تفسیر المنار منتشر شده است برداشتهاى او از درس تفسیر استادش محمد عبده است. عبده از عاشقان اهلالبیت × بود، ولى رشید رضا بجز دو جلد اول تفسیرش که در حیات عبده منتشر شده، تلاش کرده است اندیشههاى وهابى را تبلیغ کند. از این جهت این شبهات را تنها در این تفسیر و کتبى از این نوع – که بعد از روى کار آمدن وهابیان در عربستان تدوین و یا تحقیق شده است – مىتوان یافت.
نقد
الف – همان طور که پیشتر براساس اسناد و مدارک تاریخى اهلسنت بیان کردیم، رسول خدا |در حجهالوداع شش سخنرانى ایراد کرده است که یکى از آنها خطبه غدیریه در غدیرخم است. همه کسانى که با سیره رسول خدا| آشنا هستند توقف او در غدیر را یکى از مسلمات تاریخ اسلام مىدانند، حتى کسانى که گرایش شدید ضد تشیع داشتهاند وقوع این کار را پذیرفتهاند. ابنکثیر – که شاگرد ابن تیمیه است و در تمام کتب خود گرایش ضد شیعى دارد – یک فصل کتابش را با این عنوان مطرح کرده است:
«فصل فى خطبته. بمکان بین مکه و مدینه یقال له غدیرخم»
در عین حال گرایش ضد شیعى خود را چنین بیان مىکند:
«نحن نورد عیون ما روى فى ذلک مع اعلامنا انه لاحظ للشیعه فیه و لا مستمسک لهم»([۲])
«ما روایاتى را که در این باره وارد شده است، بیان مىکنیم و اعلام مىکنیم که شیعه از حدیث غدیر بهرهاى ندارد و دلیلى براى آنان نیست».
بدین سان بعید است که رشید رضا از وقوع چنین حادثهاى بىاطلاع باشد و در واقع خود را به تجاهل زده است و بنا ندارد حقیقت را دریابد.
ب – طرح مسأله جانشینى از طرف رسول خدا | در حجهالوداع به خطبه غدیریه اختصاص ندارد، بلکه در خطبه عرفه هم رسول خدا | آن را مطرح کرده است که چون بحث مشروح آن در آیه اکمال خواهد آمد، از طرح آن در این جا پرهیز مىکنیم. رسول خدا |در آن خطبه نیز حدیث ثقلین را بیان کرده است و یکى از موارد چهارگانه حدیث ثقلین روز عرفه است که راوى آن نیز جابر بن عبدالله انصارى است.([۳]) با تبیین درست حدیث ثقلین، مرجعیت اهلالبیت× براى امت بعد از رسول خدا | روشن و غیر قابل انکار است..
ج – در خطبه غدیریه رسول خدا | مسأله جانشینى خود را چند بار و به چند شکل و در قالب حدیث ثقلین مطرح کرده است.
اصطلاح ثقلین در فرهنگ اسلامى درباره کتاب خدا و اهلبیت رسولخدا| برگرفته از کاربرد آن از طرف رسول خدا | در مراسم حجهالوداع است که در ضمن دو خطبه از خطبههاى حجهالوداع آمده است.
اصطلاح ثقلین از اصطلاحات جا افتاده در متون حدیثى فریقین است که در خطبه غدیریه آمده است([۴]) که طرح مشروح آن خارج از حوزه این بحث است. ما در کتابى با عنوان تلاش نبى | برای تثبیت رهبرى على ×، از دهها طریق آنها را آوردهایم.
یکى از جملاتى که رسول خدا | درباره جانشینى خود در آن خطبه به کار برده جمله «من کنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» است. درباره دلالت این جمله بر جانشینى رسول خدا | پیشتر از قول دو نفر از دانشمندان اهل سنت یعنى صاحب کفایهالطالب([۵]) و سبط ابن جوزى([۶]) نقل کردیم که تکرار نمىکنیم و درباره صدور این کلام از رسول خدا | نیز گفتیم همه کسانى که خطبه غدیریه را نقل کردهاند، این جمله رسول خدا | را آوردهاند و از طرفى نیز گفتیم همه کسانى که سیره رسول خدا | را نوشتهاند اعتراف کردهاند که فرازى از زندگى رسول خدا | توقف در غدیرخم و سخنرانى در آن مکان است. تواتر حدیث غدیر نزد اهل تحقیق مسلم است و به گفته جزرى شافعى از دانشمندان اهلسنت «لا عبره بمن حاول تضعیفه ممّن لا اطلاع له فى هذا العلم»؛([۷]) نباید به تلاش عدهاى در تضعیف این روایت که تخصصى در علم حدیث ندارند، اعتنا کرد.
([۱]) تفسیر المنار، ج ۶، ص ۴۶۶.
([۲]) البدایه و النهایه، ج ۴، ص ۱۶۷.
([۳]) سنن، ترمذى، ج ۵، ص ۴۳۲، حدیث ۳۸۱۱؛ تاریخ، طبرى، ج ۲، ص ۴۰۲؛ سیره، ابن هشام، ج ۴، ص ۲۴۸؛ تاریخ الاسلام، ذهبى، ج ۲، ص ۷۰۹؛ تاریخ، یعقوبى، ج ۲، ص ۱۱۱ و منابع دیگر.
([۴]) صحیح، مسلم، ج ۴، ص ۱۲۲؛ خصائص، نسایى، ص ۱۱۹؛ کفایه الطالب، ص ۵۳؛ مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۶۱.
















هیچ نظری وجود ندارد