دربارة زندگي عباس بن عبدالمطلب، اشاره کرديم که عباس در مکه و پيش از جنگ بدر مسلمان شد ليکن به فرمان پيامبر و همچنين براي انتقال اخبار مکه به آن حضرت، در مکه ماند و قريش در ماجراي جنگ بدر او وعقيل و چند تن ديگر را به اجبار به بدر آوردند. پس عقيل و همچنين عباس به اجبار قريش به اطراف مدينه آورده شدند تا در جنگ بدر حضور داشته باشند.
«عقيل و عباس عموي پيامبر، که ناگريز در جنگ حضور يافته بودند. هر دو اسير شدند. هنگامي که بنا شد از اسيران فدا و عوض بگيرند و ايشان را آزاد کنند. چون عقيل مال و ثروتي نداشت، عباس به دستور پيامبر فداي او را نيز داد و هر دو با هم آزاد شدند عقيل بار ديگر به مکه بازگشت و در سال ششم ، قبل از صلح حديبيه مسلمان شد و در سال هشتم به مدينه هجرت کرد و پيامبر از اراضي خيبر، يکصد و چهل وسق به او داد و او در غزوه موته با برادرش جعفر شرکت نمود. و پس از مراجعت مريض شد؛ لذا در فتح مکه و طائف، نام وي به چشم نميخورد.»..[1]
«و کان عقيل بن أبي طالب فيمن أخرج من بني هاشم کرها مع المشرکين الي بدر…».[2] «عقيل بن ابيطالب در ميان بني هاشم از کساني بود که به اجبار و اکراه، به وسيله کفار و مشرکين به بدر آورده شد».
در منابع تاريخي آمده است که عقيل، عالم به همه انساب عرب بوده و در مسجد پيامبر تخت پوستي مي انداخت تا بر آن نماز بگذارد. مردم پيرامون وي اجتماع کرده و از انساب و تاريخ مي پرسيدند و از او بهره ميبردند، ليکن چون از بديهاي آنان نيز ياد ميکرد، از او بد ميگفتند و نسبتهاي ناروا مي دادند».[3]
[1]– محمد علی عالمی، پیغمبر و یاران، ج4، مکتبة بصیرتی، قم، 1389ه، ص 280
[2]– محمد بن سعد، الطبقات الکبری، پیشین، ص 43
[3]– همان ص 280


















هیچ نظری وجود ندارد