پيشتر اشاره شد که عباس و عقيل، به جبر واکراه در جنگ بدر حضور يافتند، اما پيامبر ’ چون خواست ميان اسيران به عدالت رفتار شود (در حالي که ميدانست عباس و عقيل به اکراه آمدهاند و از اين ماجرا به شدت ناراحتند) به آنان فرمود: بايد فديه دهيد آنان گفتند: يا رسول الله ، قلب ما با شما است و ما به جبر آمدهايم! پيامبر طبق انديشه عدالت خواهياش فرمود: در عين حال، براي آزادي بايد فديه دهد. اينجا بود که آيه نازل شد: «يا أيها النَّبِي قُل لِِمَن فِي أيديکُم مِنَ الأسري إنَّ يعلَمُ الله في قُلُوبِکُم خيراً يوتِکُم خيراً بِمَّا أخذَ منکُم و يغفِرلَکُم و اللهُ غَفورَ رَحيم».[1]
«اي پيامبر، به کساني که در دست شما اسيرند بگو: اگر خدا در دلهاي شما خيري سراغ داشته باشد، بهتر از آنچه از شما گرفته شده به شما عطا ميکند و بر شما ميبخشايد و خدا آمرزنده مهربان است.»
« قالَ نَزَلَت في العَبَّاسِ وَ عقيلِ و نَوفَل».[2]
«از ابن ابي عمير، از معاوية بن عمار،از امام صادق ×نقل شده که گفت:از امام ششمعليهالسلامشنيدم که اين آيه دربارة عباس و عقيل و نوفل نازل شده است. بنابر اين، پيامبر خدا ’ يقين به طهارت باطن عقيل داشت و لذا اصحاب خود را از کشتن آنان و جسارت به ايشان نهي فرمود.
پيامبر خدا، علاقة وافري به عقيل داشتند و ايشان را فردي فوق العاده بزرگ و محترم ميشمردند.«حضرت علي × از پيامبر پرسيدند: اي فرستادة خدا، آيا شما عقيل را دوست ميداريد؟ فرمود: آري، به خدا سوگند او را از دو جهت دوست ميدارم؛ يکي از جهت ابوطالب، يعني از آن جهت که مورد علاقة ابوطالب بود، و ديگر آن که فرزندش در راه دوستي فرزندت حسين × کشته ميشود وديدگاه مؤمنان بر او ميگريند و فرشتگان مقرب پروردگار بر او درود ميفرستند. (پيامبر چنان گريست که اشک از محاسن شريفش بر سينه مبارکش فرو ريخت)، سپس فرمود: «إلَي اللهِ أشکُو مَا تَلقي عترَتِي من بَعدِي».[3] يعني از آنچه بر سر خاندانم، پس از من ميبينند، به خدا شکايت ميبرد.
حضرت ابوطالب، عقيل را بسيار دوست ميداشت. از اين رو، هيچگاه، به مفارقت از او راضي نميشد. نقل شده که در ماجراي قحطي مکه، به دليل اين که حضرت ابوطالب فرزند بسيار داشت، گروهي بر آن شدند که کفالت فرزندانش را بر عهده بگيرند. آنان پيش ابوطالب رفتند، مقصود خويش را بيان کردند. ابوطالب گفت: عقيل را برايم بگذاريد و در زمينه ديگران سخني ندارم»، پيامبر ’ علي و عباس و جعفر را با خود به خانه برد و بدينسان، علي × تحت کفالت و سرپرستي پيامبر در آمد».[4] از اين نقل، دانسته ميشود که ابوطالب × به عقيل علاقة بسيار داشته است!
[1]– همان ص 70
[2]– مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 19، مؤسسه الوفاء بیروت، لبنان، 1403ق، ص 301
[3]– مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج44، پیشین، ص 287
[4]– همان، ج 35، ص 118

















هیچ نظری وجود ندارد