قرار دادی که امضاء شد!
اشاره: مجید سبکتکین متولد ۱۳۵۷ دارای مدال جهانی کشتی و داور ممتاز ملی که حالا لباس سربازی دین را به تن دارد.سال ۷۰ کشتی را شروع کرد و سال ۷۳ اولین مدال کشوری اش را گرفت.تا سال ۷۶ که وارد حوزه شد سه مرتبه دیگر هم قهرمان شد. مدال سوم کشوری سال ۷۴، مدال دوم کشوری سال ۷۵ و مدال اول مسابقات جهانی کشتی که البته آخرین مدالش هم بود. به قول خودش در اوج کشتی را رها کرد. و حالا از زبان خودش:
کشتی سرنوشت ساز قم میزبان مسابقات کشتی بود. تیم اصفهان هم چند روز زودتر به اردوی آمادگی رفته بودند. شب که می شد. اگر کسی با مجید کار داشت باید حرم پیدایش می کرد؛ گاهی هم جمکران.رفقا دستش می انداختند. این قدر حرم می ری که چی؟ اگر زیارته همون یک بار بسه. بعضی هم می گفتند می خواهیم ببینیم تو با این همه حرم رفتنت چی کار می کنی؟به قول خودش با حضرت معصومه قرارداد بست و انگار خیلی سریع معامله جوش خورد. به حضرت معصومه گفت: خانم، اگه کمکم کنید برنده شم میام حوزه و نوکر خودتون میشم.صبح مسابقه چشم ها دنبال مجید می گشت. نکنه دوباره رفته حرم؟داشت برای مسابقه خودش را گرم می کرد.کشتی یک ورزش تن به تن است. اما آن روز مجید تنهایی باید با چند نفر کشتی می گرفت. هم با حریفش که دست بر قضا، در مسابقه قبلی به همین کشتی گیره باخته بود و هم با رفقا و رقبایش که می خواستند فرق حرم رفته و نرفته را ببینند.وقتی داور دستش را به نشان پیروزی بالا برد، انگار کسی در گوشش گفت: الوعده وفا؛ یک هیچ.حریفش را برده بود همان حریف پیروز قبلی را… آن هم ده – صفراز قم که برگشت، مدارکش را برداشت و رفت حوزه اصفهان. آخر قول داده بود.
کشتی با خود: سال اول حوزه، کمی با ورزش فاصله گرفت. اما سال بعد برای طلبه ها برنامه ورزش را راه انداخت.طلبگی خیلی خوبه ولی به همان اندازه هم مسئولیت داره. از کشتی با یک حریف ۹۰ کیلویی سخت تره. آخه این جا حریفت خودتی ! باید از پس خودت بر بیای.
ورزش بد یا مقدس؟! بعد از ورود به حوزه کشتی را با داوری و مربی گری ادامه داد.فقط یک گام تا داوری بین المللی فاصله داره البته شاید هم دو گام!یکی پول و دیگری زبان.خودش می گفت تقصیر خودم است. اگر بیش تر تلاش می کردم می رسیدم!ورزش برایش اصالت ندارد، ولی با حرارات و اعتقاد از ورزش حرف می زند. ورزش برایش مقدس است، آن هم نه به خاطر این که ورزش است. می گوید با ورزش می شود آدم بی نماز را نماز خوان کرد، یک معتاد را به زندگی برگرداند. حرف حق را به کسی که هیچ وقت حاضر نیست پای حرف حساب بنشیند، رساند.
پایان نامه از بس درباره ظرفیت های ورزش برای تبلیغ دین فکر کرد، موضوع پایان نامه اش را در همین باره انتخاب کرد.درباره این که چه ظرفیت های برای تبلیغ ارزش ها، در ورزش هست و ورزش چه عیب هایی پیدا می کند اگر پوچ و بی محتوا بشود.می گوید ورزشکار همان طور که به مربی خوب، پزشک، مشاور تغذیه و جدیداً مشاور روانشناس احتیاج دارد، بیش از همه این ها یک عقیده درست باید داشته باشد تا مستی شهوت و قدرت و ثروت و منم منم کردن او را نگیرد. خیلی خبرهای ناراحت کننده ای که در باره فلان ورزشکار یا قهرمان می شنویم، بخاطر نبود همان یک ذره عقیده است. می گوید فدراسیون باید همان طور که به فکر سالاد و دسر قبل و بعد غذای ورزشکاران هستند باید به فکر یک مشاور مذهبی که ورزش و ورزشکار را می شناسد هم باشند.منبع: نشریه دیدار آشنا شماره ۱۲۷

















هیچ نظری وجود ندارد